پدیدارشناسی دین
پدیدارشناسی دین (به انگلیسی: phenomenology of religion) رهیافتی است با اهمیت فراوان در دین پژوهی معاصر که به لحاظ تاریخی محصول تلفیق دو جریان فکری-پژوهشی در سده نوزدهم بوده است. این دو جریان عبارتند از پژوهشهای علمی در باب دین و دیگری روش پدیدارشناسی هوسرلی.
در رهیافت پدیدارشناسی دین، دین نیز موضوعی برای مطالعۀ علمی و حاصل آن رشتهای نو با ویژگیهای اندیشۀ مدرنیته شد که در مجامع علمی از آن به «علم دین» تعبیر گردید.
کاربرد روش پدیدار شناسی در حوزۀ دین
جست و جوی حقیقت دین در قالب پدیدارهای دینی توانایی دین پژوه را برای استفاده از رشته های دیگر و پرداختن به دین از زوایای جامعهشناسی، روانشناسی، فرهنگ، زبانشناسی و نظیر این ها بالا برده و دستور العمل هوسرل در باب «بازگشت به خود اشیاء» ـ و در این مورد«به خود پدیدارهای دینی» ـ صورتی عملی و کاربردی به پدیدار شناسی داده است و پدیدارشناسی دین نیز غیر از این راهی دیگر را دنبال نمی کند.[۱]
كریستِنسِن
دبلیو برِد كریستِنسِن (W. Bred Kristensen) به سبب اعمال روش توصیفی در پدیدارشناسی، شاخص است. او در اصل، متخصص در ادیان مصر باستان بود. او به طور كلی پدیدارشناسی را از شاخههای علم دین میدانست كه به روشی نظاممند، تطبیقی و توصیفی — در برابر تجویزی — به شناخت دین اقدام كرد. از ویژگی های رویكرد او، میتوان به این دو نكته اشاره كرد:[۲]
۱. مخالفت با نگرش های اثبات گرایانه و تكاملی نگرانه به دین؛
۲. تلفیق دانش تاریخی با همدلی و توجه به احساس دینی مؤمنان هرچند به طور نسبی
ویژگیهای پدیدارشناسی دین
الف. بهكارگیری روش مقایسهای
ب. نظاممندسازی
ج. رهیافت تجربی
د. كاربستِ رهیافت تاریخی
ه. رهیافت توصیفی
و. بهرهمندی در عین استقلال از دیگر رویكردها و روشها
ز. تفاهم و همدلی
ج. اجتناب از فرمول بندیهای روششناختی