پیترو ناردینی

پیترو ناردینی
پرترهٔ پیترو ناردینی اثر آنجلیکا کافمن
اطلاعات شخصی
نام اصلیPietro Nardini
زادروز۱۲ آوریل ۱۷۲۲
زادگاهلیورنو، دوک‌نشین بزرگ توسکانی
درگذشت۷ مه ۱۷۹۳ (۷۱ سال)
محل مرگفلورانس، دوک‌نشین بزرگ توسکانی
اطلاعات حرفه‌ای
پیشهویولن‌نواز، آهنگساز و رهبر ارکستر
سمت(ها)
ساز(ها)ویولن
ویولا
ویولا دآمور
کلاویچمبالو
سبک(ها)موسیقی باروک
پیشاکلاسیک
استایل گالانت
موسیقی کلاسیک
آثار برجسته
استادانجوزپه تارتینی
شاگردان برجستهبارتولومئو کامپانیولی
جووانی فرانچسکو جولیانی
گائتانو برونتی
فرزندانبدون فرزند
شناخته‌شده برایچیره‌دستی در اجرای آوازگونهٔ ویولن، تربیت شاگردان برجسته و آهنگسازی دورهٔ گذار به کلاسیک

پیترو آنتونیو پاسکواله ناردینی (به ایتالیایی: Pietro Antonio Pasquale Nardini؛ زادهٔ ۱۲ آوریل ۱۷۲۲ – درگذشتهٔ ۷ مه ۱۷۹۳) که بیشتر با نام پیترو ناردینی شهرت دارد، آهنگساز و ویولنیست برجستهٔ ایتالیایی بود که به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین نوازندگان ویرتئوز[الف] در قرن هجدهم شناخته می‌شود. او که برجسته‌ترین شاگرد جوزپه تارتینی[ب] به‌شمار می‌رفت، به خاطر لحن شیرین، پاکیزگی صدا و قدرت بیان احساسی در نوازندگی‌اش شهرت داشت و تکنیک او توسط بزرگانی چون لئوپولد موتسارت[پ] ستایش شده است. ناردینی به عنوان یک آهنگساز، آثاری ارزشمند در سبک‌های میان باروک و کلاسیک، از جمله کنسرتوها و سونات‌های متعددی برای ویولن، از خود به جای گذاشت.[۱][۲]

زندگی

سال‌های آغازین و تحصیل

پیترو ناردینی در لیورنو متولد شد. اطلاعات دقیقی از تحصیلات اولیه او در دسترس نیست، اما گمان می‌رود از استادان برجسته‌ای چون ویولن‌نوازان آنتونیو دل براوو،[ت] فرانچسکو گالئوتی،[ث] فرانچسکو پوچینی[ج] یا ارگ‌نواز کلیسای سن جووانی باتیستا، لئوناردو چینی،[چ] درس گرفته باشد.[۳][۴] او در ۱۲ سالگی به پادوا رفت تا شاگرد جوزپه تارتینی شود.[۵][۶][۳][۷] او مشهورترین شاگرد تارتینی بود و تارتینی همواره از او به عنوان «شاگرد محبوب» خود یاد می‌کرد. دورهٔ شاگردی‌اش شش سال به طول انجامید و تا سال ۱۷۴۰ ادامه داشت.[۳] اولین اجراهای ناردینی در سن ۱۴ سالگی و از حدود سال ۱۷۳۶ ثبت شده است،[۸] زمانی که به عنوان نوازنده در «جشن‌های سانتا کروچه»[ح] در لوکا فعالیت می‌کرد.[۶]

فعالیت حرفه‌ای

نخستین فعالیت‌ها در لوکا

دوران حرفه‌ای ناردینی در سال ۱۷۴۰ با نقل مکان به لوکا آغاز شد[۶] و در آنجا به مقام کنسرت‌مایستر[خ] دست یافت.[۳][۹] در این دوره، او به تدریس نیز مشغول بود و که یکی از مشهورترین آن‌ها فیلیپو مانفردی[د] بود.[۱۰][۳][۶] وی همچنین کنسرت‌های خصوصی و عمومی بسیاری اجرا کرد و به عنوان یک ستارهٔ نوظهور ویولن شناخته شد،[۱۱][۱۲] هرچند شواهد مستند کمی از این دوره باقی مانده است.[۱۲][۱۳] برخی معتقدند که او در این سال‌ها سفرهای زیادی به اروپا داشته است، در حالی که دیگران به اقامت تقریباً یکنواخت او در لیورنو اشاره می‌کنند؛ شهری که در آن سال‌ها میزبان هنرمندانی چون شارل-آنتوان کامپیون (رئیس آیندهٔ او در فلورانس[ذ] لیبرتو نویسان جووانی دِ گامرا[ر] و مارکو کولتلینی[ز] بود.[۳]

دوران اقامت در آلمان و وین

نقطه عطف فعالیت‌های او در سال ۱۷۶۰ با دعوت به دربار وین برای شرکت در جشن ازدواج ولیعهد، یوزف دوم، با ایزابلا از بوربون-پارما، رقم خورد.[۱۲][۶] دربار ماریا ترزا در وین نیز به کرات میزبان این هنرمند بود. موفقیت در وین باعث شد تا توسط نیکولو یوملی[ژ] برای فعالیت در دربار اشتوتگارت استخدام شود.[۱۲] او در سال ۱۷۶۲ به اشتوتگارت نقل مکان کرد و به عنوان موسیقی‌دان مجلسی به دربار دوک کارل یوجین[س] از وورتمبرگ پیوست و برای سه سال (۱۷۶۲۱۷۶۵) در آنجا ماند و در اقامتگاه تابستانی او، کاخ لودویگسبورگ، به اجرا پرداخت.[۶] ارکستر دربار اشتوتگارت در آن زمان یکی از بهترین و مشهورترین ارکسترهای اروپا به‌شمار می‌رفت. او از ۱۷۶۳ تا ۱۷۶۵ به عنوان کنسرت‌مایستر ارکستر دربار که تحت رهبری یوملی بود، فعالیت کرد[۸] و پس از مدتی نیز به جانشینی او در مقام رهبری ارکستر منصوب شد. در همین دوره بود که لئوپولد موتسارت نوازندگی او را شنید و عمیقاً تحت تأثیر «زیبایی، خلوص و یکدستی صدای» سازش قرار گرفت. پس از ۱۷۶۵، بین مارس ۱۷۶۵ و مه ۱۷۶۶، سفرهای متعددی او را به دربار براونشوایگ (نزد کارل اول، دوک براونشوایگ-ولفنبوتل) و دربار شاهزاده فرانتس زاویر از زاکسن در درسدن کشاند.[۱۴][۶] پس از این سفرها، ناردینی برای مدتی به زادگاهش لیورنو بازگشت.[۱۲][۳]

بازگشت به ایتالیا و دورهٔ اوج در فلورانس

در سال ۱۷۶۹، ناردینی به عنوان کنسرت‌مایستر تحت رهبری کارلو آنتونیو کامپیونی[ش] در فلورانس منصوب شد.[۸] او در سال ۱۷۷۰ به مقام مدیر موسیقی (کاپل‌مایستر) دربار دوک بزرگ لئوپولد توسکانی[ص] در فلورانس دست یافت و این سمت را تا پایان عمر حفظ کرد.[۱۴] در آنجا با موسیقی‌دانان بزرگی چون آشنای قدیمی‌اش کامپیون و سرپرست موسیقی اوژن دو لینیویل[ض] همکاری داشت.[۱۵] در همان سال (۱۷۷۰) برای کمک به استاد بیمار خود، تارتینی، به ایتالیا بازگشت. او در دوران اقامت در فلورانس با ولفگانگ آمادئوس موتسارت[ط] جوان در اولین سفرش به ایتالیا (۱۷۷۰-۱۷۷۱) ملاقات کرد. او همچنین با آهنگساز بوهمی، واتسلاو پیشل،[ظ] که کاپل‌مایسترِ فردیناند کارل،[ع] آرشیدوک اتریش-اِسته و فرماندار لومباردی بود، ملاقات کرد. در آنجا، او تحسین بسیاری از شنوندگان ثروتمند و بانفوذ را برانگیخت که یکی از مشتاق‌ترین آن‌ها موسیقی‌شناس بزرگ، چارلز برنی[غ] بود که در سال ۱۷۷۰ اجرای او را شنیده بود. اگرچه داستان بازگشت او به ایتالیا برای کمک به استاد بیمارش، تارتینی،[۶] توسط برخی منابع یک افسانهٔ بدون سندیت تاریخی تلقی می‌شود که توسط برنی رواج یافته است،[۳] اما این روایت نشان از احترام عمیق او به استادش دارد. در این دوره، اجراهای متعددی در ناپل (در دربار فردیناند اول دو سیسیل[۳] پیزا (در سال ۱۷۸۴ برای دیدار یوزف دوم)[۱۲] و رم داشت. در رم، او برای تاج‌گذاری کوریلا المپیکا[ف] در آکادمی آرکادیا[ق] نواخت و خود نیز با نام مستعار ترپاندرو لاکدمونه[ک] به عضویت این انجمن درآمد.[۱۴][۳] او دوست صمیمی کوریلا شد و در وصیت‌نامه‌اش جعبه طلایی برای او به یادگار گذاشت.[۳] او همچنین برای آکادمی‌های دیگر فلورانس و در مهمانی‌های خصوصی سفیران اجرا می‌کرد که شاید به دلیل وابستگی احتمالی او به فراماسونری بود.[۳][۱۶][۱۷] او دوست نزدیک لئوپولد موتسارت بود، مشارکت احتمالی او در «کوارتت توسکانی» افسانه‌ای[گ] به همراه بوکرینی،[ل] مانفردی و کامبینی[م] نیز مربوط به همین دوره است، هرچند سند تاریخی معتبری برای آن وجود ندارد.[ن][۱۸]

تصویری یادبود از سنگ‌مزار پیترو ناردینی.

سال‌های پایانی و زندگی شخصی

او در سال ۱۷۷۸ توسط کاترین کبیر[و] به دربار روسیه دعوت شد.[۳] از ناردینی در کتاب هستر لینچ پیوزی (۱۷۸۹)[ه] یاد شده است که در ژوئیه ۱۷۸۵ در کنسرتی در فلورانس، یک قطعهٔ سولو نواخته است. او نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به عنوان فردی متواضع و سخاوتمند نیز در میان معاصرانش مورد احترام بود. ناردینی در طول فعالیت خود از ویولن‌های ارزشمندی از سازندگان بزرگ، از جمله چند ساز ساختهٔ استرادیواری،[ی] استفاده می‌کرد. او در حدود سال ۱۷۹۰ از اجرای عمومی دست کشید،[۱۹] اما تا زمان مرگ کارمند دربار باقی ماند.[۲۰] وی در ۷ مه ۱۷۹۳ در فلورانس در سن ۷۱ سالگی درگذشت.[۲۱] او در «صومعهٔ سنت آنتونینو»[اا] در سن مارکو به خاک سپرده شد و بقایای او در سال ۱۹۶۹ به یک استودان در ترِپیانو[اب] منتقل شد.[۳] در اوایل قرن نوزدهم، یک سنگ یادبود به افتخار او در کلیسای سانتا کروچه ساخته شد که پس از چندین جابجایی، اکنون در همان کلیسا قرار دارد.[۲۲]

سبک و تأثیرگذاری

سبک هنری پیترو ناردینی هم در نوازندگی و هم در آهنگسازی، او را به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در دورهٔ گذار از موسیقی باروک به کلاسیک تثبیت می‌کند. او که به عنوان وارث شماره یک و مشهورترین شاگرد جوزپه تارتینی شناخته می‌شد، بیش از هر چیز به خاطر لحن آوازگونه (کانتابیله)،[اپ] شیرینی جمله‌بندی و قدرت بیان احساسی‌اش مورد تحسین بود وو برخلاف بسیاری از نوازندگان ویرتئوز هم‌عصرش، از تکنیک‌های صرفاً خودنمایی‌آمیز و توخالی پرهیز می‌کرد.[۳][۱۴]

پرتره‌ای از پیترو ناردینی.

این ویژگی‌ها در توصیفات معاصران او به روشنی بازتاب یافته است. لئوپولد موتسارت او را برای «زیبایی، خلوص و یکدستی صدا» و «سلیقه در اجرای قطعات کانتابیله» ستود.[ات] موسیقی‌شناس بزرگ، چارلز برنی، نیز در سال ۱۷۷۰ در فلورانس یادداشت کرد: «به نظرم او بهترین ویولن‌نواز در تمام ایتالیاست.» اما شاید شاعرانه‌ترین توصیف از آنِ فریدریش دانیل شوبارت[اث] باشد که نوشت: «لطافت اجرای او را نمی‌توان توصیف کرد: هر کاما به نظر یک ابراز عشق می‌آید. شاهزادگان و بانوان درباریِ سنگدلی دیده شده‌اند که وقتی او یک آداجیو می‌نواخت، گریه می‌کردند.» همین توصیفات باعث شد تا شوبارت به او لقب «ویولن‌نواز عشق» را بدهد.[۲۳]

سبک آهنگسازی ناردینی به دوره پیشاکلاسیک[اج] تعلق دارد و تأثیر عمیق استادش تارتینی در تمام آثارش شنیده می‌شود. او آهنگساز پرکاری نبود، اما آثارش به خاطر ملودی‌های روان، احساسی و ساختار متعادلشان ارزشمند بودند و در تمرینات فنی ویولن کاربرد فراوان داشتند.[۶] از مشهورترین آثار او می‌توان به سونات در ر ماژور و کنسرتو در می مینور اشاره کرد. با این حال، مقایسهٔ مداوم با تارتینی برای مدت‌ها باعث شد که آثار او صرفاً تقلیدی از سبک استادش تلقی شود. اما تحلیل‌های اخیر، اصالت‌های هارمونیک و فرمال او را آشکار کرده و ساخته‌های کم‌شمار اما بسیار جالب غیر-ویولنی او (مانند سونات‌های فلوت)[اچ] نیز به‌طور عمیق مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.[۳][۱۲]

هنر او در زینت‌نوازی[اح] نیز بسیار مورد توجه بود. نسل‌های بعد می‌توانند از طریق سونات‌های ناردینی که توسط ژان-باتیست کارتیه[اخ] در اثرش «هنر ویولن»[اد] در سال ۱۷۹۳ منتشر شد و شامل «آداجیوهای زینت‌داده‌شده» [اذ] بود، تصویری دقیق از این هنر به دست آورند.

میراث و سال‌های پایانی

ناردینی به عنوان یک معلم برجسته، میراث آموزشی گسترده‌ای از خود به جای گذاشت. او مکتب نوازندگی تارتینی را که بر لحن آوازگونه[ار] و بیان احساسی[از] تأکید داشت، به نسل بعدی نیز منتقل کرد. او شاگردان بسیاری را تربیت کرد که گفته می‌شود تعداد آن‌ها در لیورنو حداقل ده نفر و در فلورانس حداقل سی نفر بوده است.[۲۴] از برجسته‌ترین شاگردان او می‌توان به بارتولومئو کامپانیولی[اژ] که خود به استادی بزرگ تبدیل شد، واتسلاو پیشل، فرانچسکو واکاری،[اس] جووانی فرانچسکو جولیانی،[اش] فیلیپو مانفردی، و نابغهٔ جوان انگلیسی، توماس لینلی جوان،[اص] اشاره کرد.[۵][۳][۶][۱۰][۲۵][۲۶]

پرتره‌ای از پیترو ناردینی در سنین بالا.

شخصیت ناردینی بازتابی از هنر او بود؛ معاصرانش او را نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به عنوان فردی متواضع، مهربان و سخاوتمند می‌ستودند. این ویژگی‌های شخصیتی در نوازندگی عمیقاً احساسی و به دور از خودنمایی او نیز شنیده می‌شد. لئوپولد موتسارت، که خود استاد ویولن بود، پس از شنیدن اجرای ناردینی نوشت که نوازندگی او «نه دشوار، که تأثیرگذار» بود و چنان احساسی در خود داشت که اشک را از چشمان شنونده جاری می‌ساخت.[۵] این تحسین، ارزش واقعی هنر ناردینی را که بر پایهٔ احساس بود و نه تکنیک صِرف، به خوبی نشان می‌دهد.

او در دوران اقامتش در فلورانس، به ستون اصلی حیات موسیقایی این شهر تبدیل شده بود. موسیقی‌شناس بزرگ، چارلز برنی، که در یکی از کنسرت‌های ناردینی حضور داشت، سکوت مطلق و احترام‌آمیز حضار را در هنگام تکنوازی او توصیف می‌کند؛ نشانه‌ای از قدرت خیره‌کنندهٔ او در تسخیر روح مخاطب. این جایگاه تا جایی بود که حضور در کنسرت‌های او، همان‌طور که هستر لینچ پیوزی[اض] در سفرنامه‌اش ثبت کرده، به یکی از تجربیات فرهنگی مهم برای مسافران فرهیختهٔ اروپایی[اط] در فلورانس تبدیل شده بود.

شاید یکی از درخشان‌ترین تصاویر از جایگاه او به عنوان یک استاد، رابطه‌اش با دو نابغهٔ جوان موسیقی در آن زمان بود. در فلورانس، او معلم و مربی توماس لینلی جوان، که به «موتسارت انگلیسی» شهرت داشت، شد و رابطه‌ای عمیق و پدرانه با او برقرار کرد. همزمان، ولفگانگ آمادئوس موتسارت جوان نیز در همان شهر اقامت داشت و دوستی نزدیکی با لینلی پیدا کرد. حکایت‌هایی از گردهمایی این سه نفر — استاد بزرگ ایتالیایی و دو نابغهٔ نوجوان — و اجرای موسیقی توسط آن‌ها، یکی از تصاویر ماندگار تاریخ موسیقی است.

شهرت ناردینی در سراسر اروپا پیچیده بود. دعوت او توسط کاترین کبیر به دربار روسیه، که به مرکزی برای جذب بزرگ‌ترین هنرمندان اروپایی تبدیل شده بود، گواهی بر این شهرت جهانی است.[۶] او همچنین در طول فعالیت خود از ویولن‌های ارزشمندی از سازندگان بزرگ، از جمله چند ساز ساختهٔ استرادیواری، استفاده می‌کرد که خود نشان از اعتبار و موفقیت او داشت.

میراث نهایی پیترو ناردینی، نه در نوآوری‌های ساختارشکنانه،[۱۹] بلکه در به کمال رساندن یک سنت بزرگ نهفته است.[۲۰] او به عنوان واپسین و وفادارترین نمایندهٔ مکتب تارتینی، بر حفظ زیبایی خالص و لحن آوازگونه ویولن ایتالیایی در برابر موج نوظهور ویرتئوزیتهٔ نمایشی که توسط نوازندگانی چون آنتونیو لولی نمایندگی می‌شد، پافشاری کرد.[۲۷] اگرچه آثار او، مانند کنسرتوی مشهورش در می بمل ماژور، امروزه کمتر در سالن‌های کنسرت اجرا می‌شوند، اما همچنان به عنوان نمونه‌های آموزشی بی‌نقص برای مطالعهٔ ظرافت، توازن و بیان احساسی در استایل گالانت[اظ] مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۲۸] در نهایت، جایگاه تاریخی ناردینی، جایگاه یک حافظ و یک استاد بزرگ است؛[۲۲] کسی که «روح» ویولن ایتالیایی را در خالص‌ترین شکل آن به ارث برد و از طریق شاگردان برجسته‌ای چون بارتولومئو کامپانیولی، به نسل بعد سپرد.[۲۹]

آثار برگزیده و دست‌نویس‌ها

آثار او تقریباً به‌طور کامل برای ویولن است و شامل دست‌کم ۶ کنسرتو برای ویولن، سولوها، دوئت‌ها، سونات‌ها و رمانس‌های متعدد می‌شود.[۱۴] آثار غیر-ویولنی او شامل چند اوورتور (که در آن‌ها تأثیر نیکولو یوملی مشهود است)،[۱۲] ۶ کوارتت که از نمونه‌های اولیه و مهم در این ژانر به‌شمار می‌روند و اغلب نقشی شبیه به کنسرتو به ویولن اول می‌دهند، ۸ تریو، چند دوئت برای ویولا، یک کنسرتو برای ویولا دامور (سازی زهی از خانوادهٔ ویولن با صدایی گرم و نقره‌فام)،[۳۰] ۶ سونات برای فلوت،[۱۲] ۴ قطعه برای کلاویچمبالو[۳۱] و یک سرود مذهبی برای سنت آن[اع] است که تنها یک نسخهٔ خطی از آن در کتابخانه پالاتینا در پارما باقی مانده است.[۳۲]

صفحه‌ای از یک قطعه موسیقی اثر پیترو ناردینی.

دست‌نویس‌های اصلی

محبوبیت آثار ناردینی در سراسر اروپا باعث شد تا نسخه‌های خطی متعددی از ساخته‌های او توسط کاتبان و موسیقی‌دانان تکثیر شود؛ رویه‌ای که پیش از رواج گستردهٔ صنعت چاپ موسیقی، امری رایج بود. با این حال، تا به امروز، هیچ دست‌نویس اصلی و قطعی از ناردینی به دست ما نرسیده است؛ این موضوع، کار موسیقی‌شناسان را برای رسیدن به یک نسخهٔ اورتکست (Urtext) یا متن اصلی و بدون تحریف، بسیار دشوار می‌کند.[۳۳] کاتالوگ‌های کتابخانه‌ای قدیمی، چهار اثر را به عنوان دست‌نویس اصلی او مشخص کرده‌اند، اما از نظر خط‌شناسی هیچ تطابقی میان آن‌ها وجود ندارد.[۳۳] این آثار عبارتند از:[۳۳]

  • یک سرود مذهبی با عنوان Anna spes vitae در کتابخانه پالاتینا در پارما، با تاریخ ۱۷۸۶؛
  • بخش ویولن اصلی یک کنسرتو ویولن با تاریخ ۱۷۹۵، که به یکی از شاگردان فلورانسی ناردینی تعلق داشته و توسط ماسه‌آنجلو ماسه‌آنجلی[اغ] از طریق فردیناندو جورجتی[اف] گردآوری شده و امروز در آکادمی فیلارمونیک بولونیا نگهداری می‌شود؛
  • یک قطعهٔ کانتابیله از یک سونات، سرشار از تزیینات، در کنسرواتوار فلورانس؛
  • یک کاتالوگ ونیزی، یک دست‌نویس متفرقه در کتابخانه ملی مارچیانا در ونیز را به عنوان دست‌نویس احتمالی و نامشخص معرفی می‌کند که البته تنها شامل یک قطعه از ناردینی است.[۳۳][۳۴]

با این حال، گمان می‌رود که دست‌نویس‌های اصلی او ممکن است در میان نسخه‌های خطی متعددی که به دست ما رسیده، به ویژه آن‌هایی که در فلورانس، پادوا و جنوآ نگهداری می‌شوند و از نظر خط‌شناسی شباهت بیشتری به هم دارند، پنهان باشند.[۳۳][۳۵]

برای مطالعهٔ جامع و شناسایی دقیق آثار او، مهم‌ترین منبع، «کاتالوگ موضوعی آثار» است که توسط فدریکو ماری و ماری روکیه در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. این کاتالوگ، مانند فهرست کوشل برای آثار موتسارت، به هر قطعه یک شمارهٔ شناسایی منحصربه‌فرد اختصاص می‌دهد و کار پژوهشگران را برای مطالعهٔ دقیق آثار ناردینی ممکن می‌سازد.

نسخه‌های خطی

در ایتالیا

شهر پادوا بیشترین تعداد آثار ناردینی را در قالب نسخه‌های خطی نگهداری می‌کند (۴۳ نسخه)، که میان کتابخانه آنتونیانا و کتابخانهٔ کنسرواتوار «چزاره پولینی»[اق] تقسیم شده‌اند.[۳۷] پس از آن، جنوآ (با ۳۹ نسخه در کنسرواتوار)، فلورانس (با ۲۸ نسخه در کنسرواتوار لوئیجی کروبینی) و ناپل (با ۱۴ نسخه در کتابخانهٔ کنسرواتوار سان پیترو ا مایلا) قرار دارند.[۳۸] ۹ نسخهٔ خطی در کنسرواتوار برگامو، و ۷ نسخه در مؤسسه بررا در نووارا، در مجموعه نوسدا در کنسرواتوار میلان[۳۹][۴۰] و در شهر مودنا (میان کتابخانه استنسه و مؤسسه وکی/تونلی) موجود است.[۳۸] تعداد کمتری از نسخه‌ها نیز در آنکونا، بولونیا، کامپوباسو، رم، ونیز، پیستویا، برشا، و پارما یافت می‌شود. یک سونات برای فلوت و دو ویولن نیز در مجموعه موسیقی ونتوری در مونته‌کاتینی ترمه وجود دارد.[۴۱] عجیب است که در فلورانس، شهری که بیشترین فعالیت ناردینی در آن بوده، موسیقی کمی از او باقی مانده است: گمان می‌رود که در فراز و نشیب‌های مجموعهٔ دوک بزرگ، که از قرن نوزدهم و به‌ویژه پس از اتحاد ایتالیا بسیار پیچیده بود، بخش بزرگی از اسناد موسیقی از بین رفته باشد، یا اینکه بخش بزرگی از آثار ناردینی در آرشیوهای خصوصی نوادگان اشراف باقی مانده باشد.[۴۲]

در خارج از ایتالیا

موفقیت ناردینی با وجود نسخه‌های متعدد در خارج از ایتالیا تأیید می‌شود: وین شهری است که بیشترین تعداد نسخه‌ها را در خارج از ایتالیا در اختیار دارد (که میان انجمن دوستداران موسیقی و کتابخانه ملی اتریش تقسیم شده‌اند).[۴۳] پس از آن، به ترتیب تعداد نسخه‌های موجود، شهرهای زایتنشتتن، لندن (کتابخانه بریتانیا و آکادمی سلطنتی موسیقیواشینگتن (کتابخانه کنگره)، پراگ (کتابخانه کنسرواتوار)، درسدن (کتابخانه ایالتی زاکسن)،[۴۴] پاریس (کتابخانه ملی فرانسه)، بروکسل (کنسرواتوار سلطنتی)، هرنوساند[۴۵] و برلین (کتابخانه دولتی برلین) قرار دارند.[۴۶] نسخه‌های خطی تکی از آثار ناردینی همچنین در دوبروونیک، لایپزیگ، برون، لوند، اوپسالا،[۴۷] بازل و زوریخ یافت می‌شود.[۴۸]

نسخه‌های چاپی

ناردینی عمدتاً با ناشران لندنی (والش،[واژه ۱] برمنر،[واژه ۲] کاکس،[واژه ۳] تامپسون[واژه ۴] و فوگت[واژه ۵]) و آمستردامی (هومل[واژه ۶]) و پس از آن با ناشران پاریسی (دکومب،[واژه ۷] لودوک[واژه ۸]) و فلورانسی (جوزپه پوجالی[واژه ۹]) همکاری داشت. بخش بزرگی از نخستین نسخه‌های چاپی آثار ناردینی در پادشاهی متحد، به‌ویژه در لندن (کتابخانه بریتانیا) و کمبریج (کتابخانه موسیقی رو در کینگز کالج) نگهداری می‌شود. پس از آن، از نظر تعداد نسخه‌های چاپی اولیه، کتابخانه کنگره در واشینگتن، کتابخانه ملی فرانسه، بخش موسیقی کتابخانه دولتی برلین، کتابخانه ملی اتریش، کتابخانه کنسرواتوار بروکسل، کتابخانه موسیقی و تئاتر استکهلم و کتابخانه ایالتی باواریا قرار دارند.[۴۸][۴۹][۵۰] شهرت بسیار زیاد او با حضور گستردهٔ قطعاتش در گلچین‌های متعدد ادبیات سازی برای ویولن و فلوت، که از اواخر قرن هجدهم (توسط ناشرانی چون برمنر، دکومب، هومل، استوارت،[واژه ۱۰] ورنوم[واژه ۱۱] و لانگمن[واژه ۱۲]) و اوایل قرن نوزدهم (ژانه و کوتل،[واژه ۱۳] ایزایی،[واژه ۱۴] زیمروک،[واژه ۱۵] برایتکوف[واژه ۱۶] و پترز[واژه ۱۷]) به چاپ می‌رسید، تأیید می‌شود؛ نسخه‌هایی که چاپ مجدد آن‌ها اغلب تا قرن بیستم نیز ادامه داشت.[۵۱]

فهرست نسخه‌های چاپی اصلی تا دههٔ اول قرن نوزدهم

فهرست نسخه‌های چاپی اصلی تا دههٔ اول قرن نوزدهم
عنوانمکانناشرتاریخ تقریبیتوضیحاتمنا.
شش سولو برای ویولن و باسو[واژه ۱۸]لندنجان والش[واژه ۱۹]حدود ۱۷۶۱نخستین مجموعه سولوهای منتشرشدهٔ او که استایل گالانت را به نمایش می‌گذارد.[اک][۵۲][۵۳]
منوئه برای دو ویولن و باسو[واژه ۲۱]ادینبرواستوارت[واژه ۲۲]حدود ۱۷۶۱یک قطعهٔ کوتاه و محبوب در فرم رقص منوئه.[اگ][۵۴]
شش دوئت (اپوس ۲)[واژه ۲۳]لندنجان والشحدود ۱۷۶۲مجموعه‌ای برای دو ویولن که بر گفتگوی برابر میان دو ساز تأکید دارد.[ال][۵۵]
دو «درس» برای چمبالو[واژه ۲۴]لندنرابرت برمنر[واژه ۲۵]۱۷۶۳از معدود آثار او برای ساز کلاویه‌ای که ماهیت آموزشی دارد.[ام][۵۴]
شش سونات برای فلوت[واژه ۲۶]لندنرابرت برمنرنامشخصاین مجموعه نشان‌دهندهٔ تسلط ناردینی بر نوشتار برای سازهای بادی است.[ان][۵۶]
چهارده منوئه[واژه ۲۷]لندنجان کاکس[واژه ۲۸]بین ۱۷۵۱ و ۱۷۶۴مجموعه‌ای از رقص‌های کوتاه برای ویولن و باسو.[او][۵۷]
شش کنسرتو (اپوس ۱–۸)[واژه ۲۹] آمستردام هومل، مارشان و ایمپریمر د موزیک[واژه ۳۰] نامشخص یکی از مجموعه‌های اصلی کنسرتوهای او.[اه] [۵۸]
شش دوئت برای ویولا[واژه ۳۱]لندنچارلز و ساموئل تامپسون[واژه ۳۲]بین ۱۷۶۳ و ۱۷۷۶از نخستین و مهم‌ترین آثار نوشته‌شده برای دو ویولا در تاریخ موسیقی.[ای][۵۹]
شش کنسرتو (اپوس ۱)[واژه ۳۳]آمستردامهوملحدود ۱۷۶۵مهم‌ترین مجموعه کنسرتوهای او که در سراسر اروپا شهرت یافت.[با][۶۰][۶۱][۶۲]
شش سونات (اپوس ۵)[واژه ۳۴]لندنهنری فوگت[واژه ۳۵]حدود ۱۷۶۹مجموعه‌ای استاندارد که سبک پختهٔ ناردینی در فرم سونات را نشان می‌دهد.[بب][۶۳][۶۴]
دو دوئت برای ویولن[واژه ۳۶]لندنلانگمن لوکی و شرکا[واژه ۳۷]بین ۱۷۶۹ و ۱۷۷۵قطعات کوتاه مجلسی برای نوازندگان آماتور.[بپ][۵۴]
شش تریو برای دو فلوت یا ویولن و باسو[واژه ۳۸]لندنرابرت برمنرحدود ۱۷۷۰نمونه‌ای از فرم محبوب تریو سونات در اواخر دورهٔ باروک.[بت][۶۵]
دوئت برای ویولن و ویولنسل[واژه ۳۹]لندنورنومبین ۱۷۷۲ و ۱۷۷۷کاوشی در گفتگوی دو ساز با رجیستر متفاوت.[بث][۶۶]
شش سونات برای ویولن و باسو (اپوس ۲)[واژه ۴۰]برلین، آمستردامهوملبین ۱۷۷۴ و ۱۷۷۶این اپوس ۲ با اپوس ۲ منتشرشده توسط والش متفاوت است. (همچنین در فلورانس حدود ۱۷۷۴ منتشر شد).[بج][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰]
دوئت برای ویولن و ویولنسللندنولکر[واژه ۴۱]بین ۱۷۷۷ و ۱۷۸۰ادامهٔ آثار موفق در فرم دوئت ویولن و ویولنسل.[بچ][۳۷]
دوئت برای دو ویولنپاریسلودوک[واژه ۴۲]حدود ۱۷۸۱مجموعه‌ای که نفوذ ناردینی در پاریس را نشان می‌دهد.[بح][۴۳]
شش کوارتت[واژه ۴۳]فلورانسجوزپه پوجالی[واژه ۴۴]حدود ۱۷۸۲از نخستین و مهم‌ترین نمونه‌های کوارتت زهی در ایتالیا.[بخ][۷۱][۷۲]
منوئه برای چمبالوادینبروکوری[واژه ۴۵]بین ۱۷۸۰ و ۱۷۹۰یکی دیگر از آثار معدود او برای سازهای کلاویه‌ای.[بد][۷۳]
دو موومان سونات برای ویولن و باسو[واژه ۴۶]لندنفنتوم[واژه ۴۷]بین ۱۷۸۱ و ۱۷۸۴احتمالاً قطعاتی آموزشی یا بخشی از یک اثر گمشده.[بذ][۷۳]
شش دوئت برای ویولنپاریسایمبو یا دکومب[واژه ۴۸]حدود ۱۷۹۵مجموعه‌ای که در پاریس محبوبیت یافت.[بر][۵۴][۷۴]
شش سونات برای ویولنپاریسدکومببین ۱۷۹۵ و ۱۸۰۱مجموعه سونات‌های دورهٔ متأخر که در پاریس منتشر شد.[بز][۷۵]
هفت سونات برای ویولن[واژه ۴۹]پاریسدکومب۱۸۰۴–۱۸۰۵احتمالاً بازنشر آثار قدیمی‌تر به همراه یک سونات جدید.[بژ][۷۶][۷۷]
شش سونات برای ویولن و باسونامشخصنامشخصنامشخصنسخه‌ای در برگامو نگهداری می‌شود.[بس][۷۸]
کاواتینا[واژه ۵۰]نامشخصنامشخصنامشخصیک قطعهٔ کوتاه و آوازگونه برای ویولن.[بش][۷۹]

دیسکوگرافی

ناردینی یکی از شخصیت‌های اصلی در بازار ضبط موسیقی با محوریت آثار سازی باروک است. در اوایل سال ۱۹۵۶، پیتر ریبار[واژه ۵۱] کنسرتوی ویولن او (در می مینور) را با ارکستر موزیک‌کولگیوم وینترتور[واژه ۵۲] به رهبری کلمنس داهیندن[واژه ۵۳] برای شرکت وست‌مینستر[واژه ۵۴] ضبط کرد[۸۰] و از آن زمان، این کنسرتو بارها ضبط شده است: توسط نیکولا پتروویچ[واژه ۵۵] و گروه مسترپلیرز[واژه ۵۶] به رهبری ریچارد شوماخر[واژه ۵۷] در دهه ۱۹۷۰،[۸۱] و توسط پینخاس زوکرمن[بص] در سال ۱۹۷۸، با همراهی اعضای فیلارمونیک لس‌آنجلس، در یک آلبوم از شرکت سی‌بی‌اس.[۸۲]

اما قطعات دیگر او نیز توجه صنعت ضبط را به خود جلب کرده‌اند: در سال ۱۹۶۲، آندره ریو[واژه ۵۸] کنسرتوی لا ماژور ناردینی را در یک آلبوم از موسیقی باروک-کلاسیک ایتالیا برای شرکت تلدک[واژه ۵۹] گنجاند که در آن هرمان کربرس[واژه ۶۰] به عنوان تکنواز ویولن با همراهی ارکستر مجلسی آمستردام[واژه ۶۱] نواخت؛[۸۳] و در سال ۱۹۷۱، گونکال کوملاس[واژه ۶۲] سونات ویولن و چمبالو در ر ماژور را با پیانیست میگل زانتی[واژه ۶۳] ضبط کرد.[۸۴] در ۱۵ و ۱۶ آوریل ۱۹۹۹، در کلیسای سان فرانچسکو در پیزا، کارلو ایپاتا[واژه ۶۴] و گروه آئوسرموسیچی[واژه ۶۵] برای شرکت آگورا[واژه ۶۶] یک آلبوم کامل را به ناردینی اختصاص دادند که شامل دو کنسرتو برای فلوت (در سل ماژور و ر ماژور، با تکنوازی خودِ ایپاتا) و دو اوورتور بود.[۸۵] از آن پس، آلبوم‌هایی که منحصراً به موسیقی ناردینی پرداخته‌اند، افزایش یافته است: در سال ۲۰۰۶، آنسامبل آرادی کُر میو[واژه ۶۷] در لیورنو آثار بسیاری برای سازهای زهی از ناردینی را برای شرکت بریلیانت[واژه ۶۸] ضبط کرد؛[۸۶] و در سال ۲۰۱۰، گروه موزیکا سولاره[واژه ۶۹] آلبومی را به آثار ناردینی برای فلوت، شامل تریوها و سونات‌ها، اختصاص داد که توسط موزیکافون[واژه ۷۰] توزیع شد.[۸۷] در سال ۲۰۲۰ نیز یک ضبط از مجموعه دوئت‌ها برای دو ویولا با سازهای دوره توسط نوآنتیکوآ رکوردز[واژه ۷۱] منتشر شد.[۸۸]

بخشی از ضبط‌های برگزیده

نسخه‌های مدرن

نام ناردینی هرگز گلچین‌ها و نسخه‌های کامل موسیقی را ترک نکرده و بسیاری از قطعات او از اوایل قرن بیستم در کاتالوگ‌های ناشران بزرگی چون شات،[واژه ۹۲] ریکوردی،[واژه ۹۳] کۇرچی،[واژه ۹۴] اینترنشنال[واژه ۹۵] و کاریس[واژه ۹۶] گنجانده شده‌اند.[۵۰]

نامه‌ها

در مجموع کمتر از ده نامه از ناردینی باقی مانده است که بین سال‌های ۱۷۴۰ تا ۱۷۹۳ به دریافت‌کنندگانی چون پادره مارتینی، کوریلا المپیکا، جووانی کریستوفانو آمادوتسی،[بغ] یوزف اوتر[بف] و یوزف هافمن[بق] ارسال شده‌اند. این نامه‌ها در بولونیا (موزه بین‌المللی و کتابخانه موسیقی و آکادمی فیلارمونیک)، وین (کتابخانه ملی اتریش و انجمن دوستداران موسیقیساوینیانو سول روبیکونه (آکادمی فیلِوپاتریدی)،[بک] پاریس (کتابخانه ملی فرانسه) و مونیخ (کتابخانه ایالتی باواریا) نگهداری می‌شوند.[۹۱]

جستارهای وابسته

پی‌نوشت‌ها

یادداشت‌ها

  1. واژهٔ «چیره‌دست» یا «ویرتئوزو» (به ایتالیایی: Virtuoso) ریشه در زبان ایتالیایی دارد و در اصل به معنای «هنرمند» یا «صاحب فضیلت» است. در دنیای موسیقی، این اصطلاح فراتر از یک نوازنده با مهارت فنی بالا است و به هنرمندی اطلاق می‌شود که به تسلطی فرازمینی بر ساز خود دست یافته و قادر است قطعاتی با پیچیده‌ترین ساختارهای تکنیکی را با ظرافت، احساس و قدرت بیانی شگرف اجرا کند. پدیدهٔ نوازندهٔ چیره‌دست به ویژه در قرن نوزدهم و با ظهور اسطوره‌هایی چون نیکولو پاگانینی بر ویولن و فرانتس لیست بر پیانو به اوج خود رسید. اجراهای آنان چنان خارق‌العاده بود که اغلب حضار را به این گمان می‌انداخت که با نیرویی فراطبیعی سروکار دارند؛ بنابراین، «چیره‌دستی» در معنای کامل خود، تلفیق کمال تکنیکی با نبوغ هنری است که هدفش نه تنها شگفت‌زده کردن، بلکه عمیقاً تحت تأثیر قرار دادن روح شنونده است.
  2. جوزپه تارتینی (Giuseppe Tartini، زادهٔ ۱۶۹۲ – درگذشتهٔ ۱۷۷۰)، آهنگساز، ویولن‌نواز و نظریه‌پرداز بزرگ ایتالیایی، یکی از شخصیت‌های محوری در تاریخ ویولن است که هم به عنوان یک نوازندهٔ چیره‌دست و هم یک متفکر پیشگام شناخته می‌شود. او بنیان‌گذار یک مکتب فکری و عملی نوین در نوازندگی بود که با متحول کردن تکنیک آرشه‌کشی، تأکید بر لحن آوازگونه (کانتابیله) و کشف پدیدهٔ آکوستیک «اصوات ترکیبی»، درک علمی و هنری از این ساز را عمیقاً دگرگون کرد. ناردینی نه تنها برجسته‌ترین شاگرد، بلکه وفادارترین وارث و ادامه‌دهندهٔ این میراث هنری و فکری به‌شمار می‌رود.
  3. لئوپولد موتسارت (Leopold Mozart، زادهٔ ۱۷۱۹ – درگذشتهٔ ۱۷۸۷)، پدر و مربی ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خود یک آهنگساز، ویولن‌نواز و نظریه‌پرداز برجسته بود. کتاب او دربارهٔ اصول نوازندگی ویولن، یکی از مهم‌ترین منابع آموزشی قرن هجدهم است. تحسین او از ناردینی، با توجه به دانش عمیقش در این زمینه، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
  4. آنتونیو دل براوو (Antonio Del Bravo، فعال در اوایل قرن هجدهم) یکی از ویولن‌نوازان و استادان برجسته در شهر لیورنو بود. اگرچه اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست، اما نام او به عنوان یکی از پایه‌گذاران سنت ویولن‌نوازی در این شهر بندری مهم ثبت شده است. احتمال شاگردی ناردینی نزد او، نشان از جایگاه معتبر دل براوو در جامعهٔ موسیقی آن دوره دارد.
  5. فرانچسکو گالئوتی (Francesco Galeotti، فعال در حدود ۱۷۱۰–۱۷۴۰) نیز از ویولن‌نوازان و معلمان شناخته‌شده در لیورنو بود. او به ویژه به خاطر فعالیت‌هایش در کلیساهای محلی و تربیت نسل جدیدی از نوازندگان شهرت داشت. گمان می‌رود که او در انتقال اصول اولیهٔ تکنیک ویولن به ناردینی جوان، پیش از آنکه او برای تحصیلات عالی به نزد تارتینی برود، نقش داشته است.
  6. فرانچسکو پوچینی (Francesco Puccini، زادهٔ ۱۶۸۶ – درگذشتهٔ ۱۷۴۹) احتمالاً برجسته‌ترینِ این سه استاد بوده است. او نه تنها یک ویولن‌نواز ماهر، بلکه آهنگسازی توانا نیز بود که آثاری در سبک موسیقی باروک متأخر از خود به جای گذاشت. او به عنوان مدیر موسیقی در کلیسای جامع لیورنو فعالیت می‌کرد و به همین دلیل، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی در این شهر به‌شمار می‌رفت. شاگردی ناردینی نزد او، می‌توانست زمینهٔ آشنایی او با اصول آهنگسازی و هارمونی را نیز فراهم کرده باشد.
  7. لئوناردو چینی (Leonardo Cini، فعال در نیمهٔ اول قرن هجدهم) موسیقی‌دان و ارگ‌نواز کلیسای جامع لیورنو (سن جووانی باتیستا) بود. او به عنوان نوازندهٔ اصلی ارگ در مهم‌ترین کلیسای شهر، جایگاه هنری برجسته‌ای داشت و در آموزش موسیقی نیز فعال بود. احتمال شاگردی ناردینی نزد او، بیش از آنکه به تکنیک ویولن مرتبط باشد، به فراگیری مبانی موسیقی، هارمونی و کنترپوان بازمی‌گردد؛ دانشی که برای هر آهنگساز بزرگی، صرف‌نظر از ساز تخصصی‌اش، ضروری بود.
  8. «جشن‌های سانتا کروچه» (Feste di Santa Croce) یک فستیوال مذهبی و مدنی سالانه در شهر لوکا بود که به صلیب مقدس تقدیم می‌شد و شامل مراسم باشکوه و اجراهای موسیقی باکیفیت بود. استخدام شدن به عنوان نوازنده در این جشن‌ها، نشان از مهارت بالای یک موسیقی‌دان داشت.
  9. «سرنوازنده» یا «کنسرت‌مایستر» (Concertmaster)، پس از رهبر ارکستر، مهم‌ترین جایگاه را در یک ارکستر دارد. او نوازندهٔ اصلی ویولن اول است، تکنوازی‌ها را اجرا می‌کند و مسئولیت هماهنگی و کوک سازهای زهی را بر عهده دارد.
  10. فیلیپو مانفردی (Filippo Manfredi, ۱۷۳۱–۱۷۷۷) آهنگساز و ویولن‌نواز چیره‌دست ایتالیایی و یکی از برجسته‌ترین شاگردان پیترو ناردینی بود. او به خاطر تکنیک درخشان و نوازندگی پرشورش شهرت داشت. مانفردی بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای خود را به همراه دوست نزدیک و همکار هنری‌اش، ویولنسل‌نواز بزرگ، لوئیجی بوکرینی، در قالب تورهای کنسرتی در سراسر اروپا گذراند. این دو با هم به شهرت رسیدند و دوئت‌های آن‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفت. جایگاه او به عنوان نوازندهٔ ویولن دوم در «کوارتت توسکانی»، در کنار استادش ناردینی، نشان‌دهندهٔ سطح بالای هنری و هماهنگی عمیق میان این دو نوازنده بود.
  11. شارل-آنتوان کامپیون (Charles-Antoine Campion, ۱۷۲۰–۱۷۸۸)، که در ایتالیا با نام کارلو آنتونیو کامپیونی شناخته می‌شود، آهنگساز و ویولن‌نواز ایتالیایی با اصالت فرانسوی بود. او یکی از چهره‌های کلیدی در حیات موسیقایی توسکانی در قرن هجدهم به‌شمار می‌رود. کامپیون برای مدتی طولانی (از ۱۷۶۳ تا زمان مرگش) به عنوان مدیر موسیقی و رهبر ارکستر دربار قدرتمند فلورانس خدمت کرد. ناردینی پیش از آنکه جانشین او در این سمت مهم شود، مدتی تحت رهبری او به عنوان کنسرت‌مایستر فعالیت می‌کرد، که این موضوع نشان‌دهندهٔ انتقال آرام قدرت و احترام متقابل میان این دو هنرمند است.
  12. جووانی دِ گامرا (Giovanni de Gamerra, ۱۷۴۲–۱۸۰۳) شاعر، لیبرتونویس و نمایشنامه‌نویس پرکار ایتالیایی بود. شهرت اصلی او بیش از هر چیز به خاطر نوشتن لیبرتوی اپرای لوسیو سیلا اثر موتسارت جوان است. حضور چنین شخصیت برجسته‌ای در لیورنو، که با مراکز اصلی اپرا در میلان و وین در ارتباط بود، نشان‌دهندهٔ فضای فرهنگی غنی و پویایی است که ناردینی در سال‌های اولیهٔ فعالیت حرفه‌ای خود در آن رشد کرد.
  13. مارکو کولتلینی (Marco Coltellini, ۱۷۲۴–۱۷۷۷) شاعر، لیبرتونویس و ناشر تأثیرگذار ایتالیایی و یکی از چهره‌های کلیدی در اصلاحات اپرا در قرن هجدهم بود. اوج اعتبار او زمانی بود که به عنوان جانشین شاعر بزرگ، متاستازیو، به مقام «شاعر دربار امپراتوری» در وین منصوب شد. کولتلینی با آهنگسازان بزرگی چون کریستف ویلیبالد گلوک (در اپرای تِلِماکو) و یوزف هایدن (در اپرای بی‌وفایی فریب‌آمیز) همکاری کرد. فعالیت او در لیورنو، همزمان با ناردینی، بر اهمیت این شهر به عنوان یکی از مراکز مهم تبادل افکار هنری در آن دوره تأکید می‌کند.
  14. نیکولو یوملی (Niccolò Jommelli، زادهٔ ۱۷۱۴ – درگذشتهٔ ۱۷۷۴) یکی از آهنگسازان برجستهٔ ایتالیایی در دوره گذار از باروک به کلاسیک و از استادان اپرای ناپلی بود. او به عنوان مدیر موسیقی در دربار اشتوتگارت، نقش مهمی در تبدیل آن به یکی از مراکز موسیقی پیشرو در اروپا داشت.
  15. کارل یوجین، دوک وورتمبرگ (Charles Eugene, Duke of Württemberg، زادهٔ ۱۷۲۸ – درگذشتهٔ ۱۷۹۳) یکی از حامیان بزرگ هنر و موسیقی در قرن هجدهم بود. او دربار خود در اشتوتگارت را به یکی از درخشان‌ترین مراکز فرهنگی اروپا تبدیل کرد و بهترین موسیقی‌دانان و هنرمندان آن دوره را از سراسر قاره به خدمت گرفت.
  16. کارلو آنتونیو کامپیونی (Carlo Antonio Campioni، زادهٔ ۱۷۲۰ – درگذشتهٔ ۱۷۸۸) آهنگساز و ویولن‌نواز ایتالیایی بود که پیش از ناردینی به عنوان مدیر موسیقی در دربار فلورانس فعالیت می‌کرد. ناردینی پس از او این سمت را بر عهده گرفت.
  17. لئوپولد دوم (Leopold II, Holy Roman Emperor، زادهٔ ۱۷۴۷ – درگذشتهٔ ۱۷۹۲)، که بعدها امپراتور مقدس روم شد، در دوران حکومت خود به عنوان دوک بزرگ توسکانی، شهر فلورانس را به یک مرکز مهم فرهنگی و هنری تبدیل کرد و از هنرمندانی چون ناردینی حمایت نمود.
  18. اوژن دو لینیویل (Eugène de Ligniville, ۱۷۲۹–۱۷۸۸) آهنگساز، نظریه‌پرداز موسیقی و دیپلمات فرانسوی بود که به عنوان یکی از چهره‌های پیشرو در موسیقی کنترپوانتال قرن هجدهم شناخته می‌شود. او که از خانواده‌ای اشرافی بود، مدتی به عنوان نمایندهٔ دوک‌نشین لورن در دربار توسکانی خدمت می‌کرد و در همان‌جا به مقام سرپرستی موسیقی دربار فلورانس منصوب شد. لینیویل به خاطر تسلط عمیقش بر هنر پیچیدهٔ کنترپوان شهرت داشت و آثار او، به‌ویژه قطعات آوازی مذهبی‌اش، به دلیل ساختار فنی دقیق و پیچیدگی هارمونیک، مورد تحسین موسیقی‌دانان هم‌عصرش قرار می‌گرفت. لئوپولد موتسارت او را «بهترین کنترپوانتیست ایتالیا» نامیده است. همکاری او با ناردینی در دربار فلورانس، نشان‌دهندهٔ سطح بالای هنری و تبادلات فکری عمیقی است که در این مرکز فرهنگی جریان داشت.
  19. ملاقات ناردینی با موتسارت در اولین سفر موتسارت به ایتالیا رخ داد، زمانی که موتسارت تنها یک نوجوان ۱۴ ساله اما یک نابغهٔ شناخته‌شده در سراسر اروپا بود.
  20. واتسلاو پیشل (Václav Pichl, ۱۷۴۱–۱۸۰۵) آهنگساز، ویولن‌نواز و مدیر موسیقی پرکار اهل بوهم بود. او یکی از نمایندگان برجستهٔ موسیقی دوره کلاسیک در اروپای مرکزی به‌شمار می‌رود و بیش از ۷۰۰ اثر در ژانرهای مختلف از خود به جای گذاشت. پیشل برای سال‌ها به عنوان مدیر موسیقی (کاپل‌مایستر) در خدمت آرشیدوک فردیناند کارل در میلان فعالیت می‌کرد. شاگردی او نزد ناردینی در فلورانس، نمونه‌ای از تبادلات فرهنگی گسترده میان موسیقی‌دانان ایتالیایی و موسیقی‌دانان مکتب بوهم (که در آن دوره بسیار تأثیرگذار بودند) است.
  21. فردیناند کارل (Ferdinand Karl, ۱۷۵۴–۱۸۰۶)، آرشیدوک اتریش و دوک مودنا، یکی از پسران امپراتریس ماریا ترزا بود. او از سال ۱۷۶۵ تا ۱۷۹۶ به عنوان فرماندار دوک‌نشین لومباردی که در آن زمان تحت سلطهٔ امپراتوری هابسبورگ قرار داشت، حکومت می‌کرد. دربار او در میلان به یک مرکز فرهنگی مهم تبدیل شده بود و او با استخدام موسیقی‌دانان برجسته‌ای مانند واتسلاو پیشل، به حمایت از هنر و موسیقی شهرت داشت. ملاقات ناردینی با پیشل در این بستر سیاسی-فرهنگی رخ داد.
  22. چارلز برنی (Charles Burney, ۱۷۲۶–۱۸۱۴) موسیقی‌دان، آهنگساز و مهم‌تر از همه، یکی از بنیان‌گذاران تاریخ‌نگاری مدرن موسیقی اهل انگلستان بود. او برای گردآوری اطلاعات دست اول جهت نگارش کتاب عظیم خود، تاریخ عمومی موسیقی، سفرهای گسترده‌ای به سراسر اروپا (به‌ویژه ایتالیا و آلمان) کرد و مشاهدات خود را در دو سفرنامهٔ بسیار مهم منتشر نمود. این سفرنامه‌ها که مملو از توصیفات زنده، نقدهای هوشمندانه و گزارش‌های مستقیم از ملاقات با بزرگ‌ترین هنرمندان آن دوره است، امروزه از ارزشمندترین منابع دست اول برای درک حیات موسیقایی قرن هجدهم محسوب می‌شوند. ملاقات او با ناردینی در فلورانس در سال ۱۷۷۰ و توصیف تحسین‌آمیز او از نوازندگی «سرشار از احساس و ملاحت» ناردینی، یکی از معتبرترین شهادت‌های تاریخی دربارهٔ سبک و جایگاه هنری این ویولن‌نواز بزرگ است.
  23. کوریلا المپیکا (Corilla Olimpica) نام مستعار ماریا مادالنا مورلی (Maria Maddalena Morelli, ۱۷۲۷–۱۸۰۰)، شاعر و موسیقی‌دان برجستهٔ ایتالیایی بود و یکی از مشهورترین اعضای «آکادمی آرکادیا»، یک انجمن ادبی معتبر در رم که اعضای آن نام‌های مستعارِ الهام‌گرفته از اساطیر یونان و روم را برای خود برمی‌گزیدند. او به ویژه به خاطر استعداد شگرفش در بداهه‌سرایی شهرت داشت و می‌توانست در لحظه، اشعار پیچیده‌ای را با همراهی موسیقی بسراید. اوج شهرت او در سال ۱۷۷۶ رقم خورد، زمانی که طی مراسمی باشکوه در تپه کاپیتولین رم، به عنوان «ملک‌الشعرا» تاج‌گذاری کرد؛ افتخاری که پیش از او به بزرگانی چون پترارک رسیده بود. اجرای ویولن توسط ناردینی در چنین رویداد فرهنگی مهمی و دوستی نزدیک این دو هنرمند، نشان از جایگاه والای هر دو در محافل هنری و اشرافی آن دوره دارد.
  24. آکادمی آرکادیا (به ایتالیایی: Accademia dell'Arcadia) یک انجمن ادبی و فرهنگی بسیار تأثیرگذار بود که در سال ۱۶۹۰ در رم تأسیس شد. هدف اصلی این آکادمی، اصلاح شعر ایتالیایی و بازگشت به سادگی و اصالت کلاسیک، در واکنش به سبک پیچیده و تصنعی باروک بود. اعضای این آکادمی که شامل برجسته‌ترین شاعران، موسیقی‌دانان، هنرمندان و حامیان هنر در سراسر ایتالیا می‌شدند، نام‌های مستعار شبانی الهام‌گرفته از اساطیر یونان و روم (آرکادیای افسانه‌ای) را برای خود برمی‌گزیدند. عضویت ناردینی در چنین انجمن معتبری با نام مستعار «ترپاندرو لاکدمونه»، نه تنها نشان‌دهندهٔ جایگاه والای هنری او، بلکه بیانگر پذیرفته شدن او در بالاترین محافل فکری و فرهنگی زمانه‌اش بود.
  25. نام مستعار ترپاندرو لاکدمونه (Terpandro Lacedemone) که توسط آکادمی آرکادیا به ناردینی اعطا شد، یک انتخاب هوشمندانه و سرشار از ارجاعات کلاسیک بود. این نام از دو بخش تشکیل شده است:
    • ترپاندر (Terpander): موسیقی‌دان و شاعر نیمه‌افسانه‌ای یونان باستان (قرن هفتم پیش از میلاد) که به عنوان «پدر موسیقی یونان» و بنیان‌گذار موسیقی غنایی شناخته می‌شود. او به خاطر نوآوری‌هایش در ساز لیر و ایجاد نظم در موسیقی شهرت داشت.
    • لاکدمونه (Lacedemone): نام باستانی منطقهٔ اسپارت در یونان.
    با انتخاب این نام، آکادمی آرکادیا به‌طور نمادین، ناردینی را با یکی از بزرگ‌ترین بنیان‌گذاران موسیقی در تاریخ غرب مقایسه کرده و او را به عنوان وارث آن سنت اصیل و کلاسیک، ستایش می‌کرد.
  26. کوارتت توسکانی (به ایتالیایی: Quartetto Toscano) به اولین گروه کوارتت زهی پایدار در تاریخ موسیقی اطلاق می‌شود که گمان می‌رود در حدود سال ۱۷۶۵ در فلورانس شکل گرفته باشد. اگرچه وجود این گروه به صورت یک آنسامبل رسمی و ثابت، از نظر تاریخی کاملاً قطعی نیست و بیشتر بر اساس گزارش‌ها و خاطرات ثبت شده است، اما از آن به عنوان نقطه عطفی در تاریخ موسیقی مجلسی یاد می‌شود. اعضای افسانه‌ای این کوارتت را چهار تن از بزرگ‌ترین موسیقی‌دانان چیره‌دست آن دوره تشکیل می‌دادند: پیترو ناردینی (ویولن اول)، فیلیپو مانفردی (ویولن دوم)، جوزپه کامبینی (ویولا) و لوئیجی بوکرینی (ویولنسل). گرد هم آمدن این چهار نابغه، که هر یک به تنهایی هنرمندی بزرگ بودند، می‌توانست ترکیبی بی‌نظیر از تکنیک، احساس و درک موسیقایی را خلق کرده باشد و به همین دلیل، کوارتت توسکانی در تاریخ موسیقی جایگاهی اسطوره‌ای یافته است.
  27. لوئیجی بوکرینی (Luigi Boccherini, ۱۷۴۳–۱۸۰۵) آهنگساز و ویولنسل‌نواز چیره‌دست ایتالیایی، یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی دوره کلاسیک، به‌ویژه در حوزهٔ موسیقی مجلسی بود. او که در اسپانیا فعالیت می‌کرد، به خاطر ملودی‌های روان، ظرافت و لحن دلنشین آثارش شهرت دارد و اغلب به دلیل سبک زیبا و پر از جزئیاتش، با یوزف هایدن مقایسه می‌شود. بوکرینی نقشی تاریخی در ارتقاء جایگاه ویولنسل از یک ساز صرفاً همراهی‌کننده به یک ساز تکنواز و اصلی در گروه ایفا کرد. او با نوشتن کنسرتوهای متعدد و بخش‌های تکنوازی درخشان برای ویولنسل در کوارتت‌ها و کوئینتت‌های خود، توانایی‌های بیانی و فنی این ساز را به جهانیان نشان داد. حضور او به عنوان ویولنسل‌نواز در «کوارتت توسکانی»، نه تنها پایهٔ هارمونیک گروه را تثبیت می‌کرد، بلکه با افزودن یک صدای مستقل و پرقدرت، به شکل‌گیری صدایی غنی و متعادل که بعدها به استاندارد کوارتت زهی تبدیل شد، کمک شایانی نمود.
  28. جوزپه کامبینی (Giuseppe Cambini, ۱۷۴۶–۱۸۲۵) آهنگساز پرکار و ویولن‌نواز ایتالیایی بود که بخش عمدهٔ زندگی حرفه‌ای خود را در پاریس گذراند. او به ویژه به خاطر آثارش در حوزهٔ موسیقی مجلسی، از جمله تعداد بسیار زیادی کوارتت زهی و کوئینتت، شهرت دارد. اگرچه شاگردی او نزد ناردینی قطعی نیست، اما سبک آهنگسازی او، به‌ویژه در آثار اولیه‌اش، تأثیر مکتب تارتینی را نشان می‌دهد. حضور او به عنوان نوازندهٔ ویولا در «کوارتت توسکانی»، اگرچه از نظر تاریخی کاملاً اثبات نشده، اما با توجه به مهارت او در آهنگسازی برای گروه‌های کوچک، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد و می‌توانست به غنای هارمونیک و ساختاری این گروه کمک شایانی کرده باشد.
  29. بحث‌های مفصلی دربارهٔ وجود تاریخی «کوارتت توسکانی» و نقش جوزپه کامبینی در آن وجود دارد. این موضوع، که سند قطعی برای آن یافت نشده، در منابع متعددی بررسی شده است. از جمله مهم‌ترین این منابع می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
    • Cambini, Giuseppe (22 August 1804). "اجرای کوارتت‌های اینسترومنتال". Allgemeine musikalische Zeitung (به آلمانی): 781–783.
    • Trimpert, Dieter Lutz (1967). کوارتت‌های کنسرتانتِ جوزپه کامبینی (به آلمانی). Schneider.
    • White, Chappell; Gribenski, Jean (2001–2002). "کامبینی، جوزپه ماریا (جواکینو)". فرهنگنامه موسیقی و موسیقی‌دانان نیو گروو (به انگلیسی) (دوم ed.).{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:فرمت پارامتر تاریخ (link)
  30. کاترین کبیر، (Catherine the Great، زادهٔ ۱۷۲۹ – درگذشتهٔ ۱۷۹۶) امپراتریس روسیه، یکی از بزرگ‌ترین حامیان هنر و فرهنگ در عصر روشنگری بود. او بسیاری از معماران، فیلسوفان و موسیقی‌دانان برجستهٔ اروپایی را به دربار خود در سن پترزبورگ دعوت کرد و تلاش داشت روسیه را به یک مرکز فرهنگی بزرگ تبدیل کند.
  31. هستر لینچ پیوزی (Hester Lynch Piozzi, ۱۷۴۱–۱۸۲۱)، که پیش‌تر با نام هستر ثرال (Hester Thrale) شناخته می‌شد، نویسنده، خاطره‌نویس و حامی هنر اهل ولز بود. او یکی از برجسته‌ترین چهره‌های محافل ادبی و اجتماعی بریتانیا در اواخر قرن هجدهم به‌شمار می‌رفت و به خاطر دوستی نزدیکش با ادیب بزرگ، ساموئل جانسون، شهرت داشت. کتاب او، مشاهدات و تأملات انجام‌شده در طی سفری در فرانسه، ایتالیا و آلمان (۱۷۸۹)، یک سفرنامهٔ بسیار محبوب و پرفروش در زمان خود بود. این اثر نه تنها به خاطر توصیفات زنده از مکان‌ها، بلکه به دلیل نگاه تیزبینانه و تحلیل‌های شخصی نویسنده از فرهنگ، هنر و آداب و رسوم جوامع اروپایی ارزشمند است. گزارش او از اجرای تکنوازی ناردینی در کنسرتی که خود در فلورانس میزبان آن بوده، یک سند تاریخی مهم و دست اول است که تصویری زنده از فعالیت‌های هنری ناردینی در اوج شهرتش ارائه می‌دهد.
  32. آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari, ۱۶۴۴–۱۷۳۷)، نامی که مترادف با اوج کمال در هنر سازسازی است. او که در شهر کرمونای ایتالیا فعالیت می‌کرد، به عنوان بزرگ‌ترین ویولن‌ساز تاریخ شناخته می‌شود. سازهای او، به‌ویژه ویولن‌هایی که در «دوره طلایی» خود (حدود ۱۷۰۰–۱۷۲۵) ساخت، به دلیل طراحی بی‌نقص، جلای اسرارآمیز و کیفیت صوتی فرازمینی‌شان، به اشیائی افسانه‌ای بدل شده‌اند. صدای یک استرادیواریوس اغلب به عنوان صدایی درخشان، متمرکز و با توانایی «آواز خواندن» توصیف می‌شود که می‌تواند لطیف‌ترین نوانس‌های احساسی را به گوش شنونده برساند. قرن‌هاست که سازندگان و دانشمندان در تلاش برای کشف راز صدای بی‌همتای این سازها هستند و همین راز، در کنار ارزش مادی سرسام‌آورشان، جایگاه استرادیواری را به عنوان شهریار بی‌رقیب ویولن‌سازان تثبیت کرده است.
  33. صومعهٔ سنت آنتونینو (به ایتالیایی: Chiostro di Sant'Antonino)، حیاط اصلی و مشهور مجموعهٔ کلیسای سن مارکو در فلورانس است که توسط معمار بزرگ رنسانس، میکلوتسو، طراحی شده و با نقاشی‌های دیواری (فرسکوهای) خیره‌کنندهٔ نقاش شهیر، فرا آنجلیکو، تزئین شده است. این مکان یکی از شاهکارهای هنر و معماری رنسانس به‌شمار می‌رود و به خاک سپرده شدن ناردینی در چنین مکان برجسته‌ای، نشان‌دهندهٔ احترام و جایگاه والای او در فلورانس بود.
  34. گورستان ترِپیانو (به ایتالیایی: Cimitero di Trespiano) یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آرامستان‌های تاریخی و یادمانی در حومهٔ شهر فلورانس است. این گورستان در سال ۱۷۸۴ و در پی اصلاحات بهداشتی دوک بزرگ لئوپولد تأسیس شد که دفن مردگان در داخل کلیساها و دیوارهای شهر را ممنوع کرده بود. این گورستان دارای یک استودان (Ossuary) عمومی بزرگ است. در قرن بیستم، بقایای بسیاری از شخصیت‌های تاریخی که در گذشته در کلیساها و صومعه‌های مختلف فلورانس (مانند صومعه سان مارکو که محل دفن اولیهٔ ناردینی بود) به خاک سپرده شده بودند، برای محافظت و تمرکز، به این مکان منتقل شدند. امروزه گورستان ترپیانو یکی از مهم‌ترین آرامستان‌های تاریخی فلورانس به‌شمار می‌رود.
  35. کانتابیله (Cantabile) یک اصطلاح موسیقی ایتالیایی به معنای «آوازگونه» یا «قابل آواز خواندن» است. این سبک نوازندگی بر ایجاد یک خط ملودیک روان، پیوسته و سرشار از احساس، شبیه به صدای انسان، تأکید دارد و نقطهٔ مقابل نوازندگی‌های صرفاً تکنیکی و خودنمایی‌آمیز قرار می‌گیرد.
  36. لوئوپولد موتسارت در سفر خود به ایتالیا (سال ۱۷۷۰) در فلورانس، به نوازندگی ناردینی گوش سپرد. منابع مختلف، محل شنیدن این اجراها را دربار یا کنسرت‌هایی در فلورانس ذکر کرده‌اند. به عنوان نمونه، در کنسرتی که در ویلای پوجو ایمپریاله (محل اقامت تابستانی دوک‌های بزرگ توسکانی) برگزار شد، ولفگانگ آمادئوس موتسارت هارپسیکورد نواخت و ناردینی او را با ویولن همراهی کرد؛ این یکی از موقعیت‌هایی بود که لوئوپولد از مهارت نوازندگی ناردینی شگفت‌زده شد و آن را ستود.
  37. کریستین فریدریش دانیل شوبارت (Christian Friedrich Daniel Schubart, ۱۷۳۹–۱۷۹۱) شاعر، موسیقی‌دان، آهنگساز و روزنامه‌نگار آلمانی بود. او یکی از نمایندگان برجستهٔ جنبش ادبی اشتورم اونت درانگ (طوفان و طغیان) به‌شمار می‌رفت که بر احساسات شدید، فردگرایی و شور انقلابی تأکید داشت. شوبارت به خاطر شخصیت سرکش و دیدگاه‌های سیاسی تندروانه‌اش شهرت داشت که همین امر باعث شد ده سال از عمر خود را به دستور دوک کارل یوجین (همان حامی ناردینی در اشتوتگارت) در زندان سپری کند. مهم‌ترین اثر او در حوزهٔ موسیقی، کتاب «ایده‌هایی برای زیبایی‌شناسی هنر موسیقی» است که پس از مرگش منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای از تحلیل‌های پرشور و بسیار شخصی او دربارهٔ آهنگسازان، نوازندگان و مفاهیم موسیقایی است. توصیف شاعرانهٔ او از نوازندگی ناردینی، نمونه‌ای برجسته از سبک نوشتاری احساسی و پر از شور اوست.
  38. دوره پیشاکلاسیک (Pre-classical period) به دورهٔ گذار از موسیقی پیچیدهٔ موسیقی باروک به سبک شفاف‌تر و متعادل‌تر موسیقی دوره کلاسیک اطلاق می‌شود (تقریباً از ۱۷۳۰ تا ۱۷۶۰). این دوره شامل سبک‌هایی مانند استایل گالانت بود که بر ملودی‌های زیبا و ظرافت تأکید داشتند.
  39. آهنگسازان در قرن هجدهم اغلب آثار محبوب خود را برای سازهای مختلف تنظیم می‌کردند. فلوت در آن دوره سازی بسیار محبوب در میان نوازندگان آماتور و اشراف بود و ساخت سونات برای این ساز، به گسترش شهرت آهنگساز کمک می‌کرد.
  40. تزیین‌نوازی (Ornamentation) در موسیقی قرن هجدهم، بخش جدایی‌ناپذیر هنر نوازندگی بود. از نوازندگان انتظار می‌رفت که بتوانند به صورت بداهه، ملودی‌های نوشته‌شده را با تریل‌ها، پاساژها و زینت‌های دیگر بیارایند. مهارت ناردینی در این هنر، نشان از تسلط کامل او بر بیان موسیقایی داشت.
  41. ژان-باتیست کارتیه (Jean-Baptiste Cartier، زادهٔ ۱۷۶۵ – درگذشتهٔ ۱۸۴۱) ویولن‌نواز، آهنگساز و ناشر فرانسوی بود که نقش مهمی در حفظ و انتشار آثار مکاتب ویولن ایتالیایی و فرانسوی داشت. مجموعهٔ او L'Art du Violon یک منبع ارزشمند برای درک شیوه‌های نوازندگی آن دوره است.
  42. هنر ویولن (به فرانسوی: L'Art du Violon) یک مجموعهٔ آموزشی و گلچین بسیار مهم از آثار ویولن است که توسط ژان-باتیست کارتیه، ویولن‌نواز و آهنگساز فرانسوی، گردآوری و در سال ۱۷۹۸ (و نه ۱۷۹۳) در پاریس منتشر شد. این کتاب به عنوان یکی از نخستین تلاش‌های جامع برای مستندسازی و حفظ میراث مکاتب بزرگ ویولن‌نوازی ایتالیا و فرانسه شناخته می‌شود. کارتیه در این اثر، قطعاتی از بزرگ‌ترین استادان ویولن، از جمله آرکانجلو کورلی، آنتونیو ویوالدی، جوزپه تارتینی و شاگردش ناردینی را گرد هم آورد. اهمیت این کتاب نه تنها در گردآوری این شاهکارها، بلکه در ارائهٔ نمونه‌های دقیق از شیوه‌های اجرایی آن دوره، به‌ویژه در زمینهٔ تزیین‌نوازی و آرشه‌کشی است. گنجاندن «آداجیوهای زینت‌داده‌شده» (Adagios brodés) ناردینی در این مجموعه، به حفظ و انتقال هنر بداهه‌نوازی و سبک آوازگونهٔ او به نسل‌های بعدی کمک شایانی کرد.
  43. اصطلاح فرانسوی آداجیوهای زینت‌داده‌شده یا آداجیوهای گلدوزی‌شده (Adagios brodés) به یک رویهٔ هنری و آموزشی مهم در قرن هجدهم اشاره دارد. در آن دوره، از نوازندگان چیره‌دست انتظار می‌رفت که موومان‌های آهسته را با هنر بداهه‌نوازی خود بیارایند. با این حال، گاهی آهنگسازان بزرگی چون ناردینی، نسخهٔ کاملاً «گلدوزی‌شده» و زینت‌داده‌شدهٔ خود را شخصاً نت‌نویسی می‌کردند. این کار دو هدف کلیدی را دنبال می‌کرد: نخست، به عنوان الگویی آموزشی برای شاگردان عمل می‌کرد؛ و دوم، سلیقه و نبوغ هنری آهنگساز در هنر تزیین‌نوازی را برای آیندگان ثبت و جاودانه می‌ساخت. این نسخه‌ها امروزه پنجره‌ای ارزشمند به روی هنر گمشدهٔ بداهه‌نوازی در آن دوران به‌شمار می‌روند.
  44. لحن آوازگونه یا کانتابیله (به ایتالیایی: Cantabile) یک اصطلاح موسیقی ایتالیایی به معنای «آوازمانند» یا «قابل آواز خواندن» است. این سبک نوازندگی بر ایجاد یک خط ملودی روان، پیوسته و سرشار از احساس، شبیه به صدای انسان، تأکید دارد. این سبک که از ارکان اصلی مکتب ویولن‌نوازی جوزپه تارتینی بود، در تقابل با چیره‌دستیِ صرفاً مکانیکی و خودنمایی‌آمیز قرار داشت و هدف آن، نه صرفاً اجرای نت‌ها، بلکه «خواندنِ» آن‌ها و انتقال احساسات عمیق به شنونده بود.
  45. بیان احساسی (به انگلیسی: Expression) در موسیقی، هنرِ جان بخشیدن به نت‌های نوشته‌شده از طریق تفسیر شخصی نوازنده است. این کار شامل تغییرات ظریف در سرعت (روباتو)، شدت صدا (دینامیک)، رنگ صوتی و جمله‌بندی موسیقایی می‌شود تا یک قطعه از حالت مکانیکی خارج شده و تأثیر عاطفی عمیقی بر شنونده بگذارد. در قرن هجدهم، «بیان» اهمیتی حیاتی داشت و نوازندگان بزرگی چون ناردینی دقیقاً به خاطر توانایی‌شان در فراتر رفتن از مهارت تکنیکیِ صِرف و برانگیختن احساسات عمیق (از اندوه و حسرت گرفته تا شادی) در شنونده، ستایش می‌شدند.
  46. بارتولومئو کامپانیولی (Bartolomeo Campagnoli, ۱۷۵۱–۱۸۲۷) آهنگساز، ویولنیست و ویولانواز چیره‌دست ایتالیایی و بدون شک، یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین شاگردان ناردینی بود. او شخصیتی محوری در گذار از مکتب ویولن ایتالیایی قرن هجدهم به پداگوژی مدرن قرن نوزدهم به‌شمار می‌رود. کامپانیولی پس از کسب شهرت به عنوان یک تکنواز در سراسر اروپا، برای سال‌ها جایگاه معتبر کنسرت‌مایستر «ارکستر گواندهاوس لایپزیگ» را در اختیار داشت. با این حال، بزرگ‌ترین میراث او در آثار آموزشی‌اش نهفته است. کتاب او متد جدید ویولن و به‌ویژه اثر جاودانه‌اش، ۴۱ کاپریس برای ویولای سولو، تا به امروز به عنوان سنگ بنای رپرتوار مدرن ویولا و یکی از مهم‌ترین متدهای آموزشی برای این ساز در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. او با این آثار، آموزه‌های استادش ناردینی را مدون کرد و به نسل‌های بعدی انتقال داد و خود به یکی از بزرگ‌ترین استادان تاریخ این سازها تبدیل شد.
  47. فرانچسکو واکاری (Francesco Vaccari, ۱۷۷۵–۱۸۲۳) ویولن‌نواز چیره‌دست ایتالیایی و یکی از آخرین و برجسته‌ترین شاگردان پیترو ناردینی بود. او که از کودکی استعدادی شگرف از خود نشان داده بود، پس از تحصیل نزد استادش، به یکی از مشهورترین نوازندگان تکنواز در سراسر اروپا تبدیل شد و در دربار اسپانیا و پرتغال به اجرای برنامه پرداخت. نیکولو پاگانینی بزرگ، نوازندگی او را شنیده و او را به خاطر لحن زیبا و تکنیک بی‌نقصش ستایش کرده بود. واکاری به نوعی نمایندهٔ انتقال میراث مکتب تارتینی-ناردینی به نسل نوازندگان قرن نوزدهم به‌شمار می‌رود.
  48. جووانی فرانچسکو جولیانی (Giovanni Francesco Giuliani, حدود ۱۷۶۰–۱۸۲۰) آهنگساز، نوازنده هارپ و رهبر ارکستر ایتالیایی بود که در فلورانس فعالیت می‌کرد. او اگرچه به عنوان ویولن‌نواز نیز شناخته می‌شد، اما شهرت اصلی‌اش به خاطر آثار متعدد و دلنشینی بود که برای سازهای مختلف، به‌ویژه هارپ و ماندولین، می‌نوشت. شاگردی او نزد ناردینی، احتمالاً بیش از آنکه بر تکنیک ویولن او تأثیر گذاشته باشد، به درک عمیق‌تر او از اصول آهنگسازی، فرم و جمله‌بندی موسیقایی در سبک کلاسیک کمک کرده است.
  49. توماس لینلی جوان (Thomas Linley the Younger, ۱۷۵۶–۱۷۷۸)، که به حق لقب «موتسارت انگلیسی» را از آن خود کرده بود، یکی از درخشان‌ترین نوابغ موسیقی در تاریخ انگلستان به‌شمار می‌رود. او که فرزند یک خانوادهٔ سرشناس موسیقی‌دان بود، برای تکمیل تحصیلات خود در ویولن به فلورانس آمد تا شاگرد استاد بزرگ، پیترو ناردینی، شود. در فلورانس، او با ولفگانگ آمادئوس موتسارتِ نوجوان، که هم‌سن او بود، دیداری تاریخی داشت. این دو نابغه فوراً یک دوستی عمیق و پرشور برقرار کردند و بخش زیادی از وقت خود را به اجرای موسیقی برای یکدیگر می‌گ گذراندند. لئوپولد موتسارت، پدر ولفگانگ، این وابستگی عمیق را در نامه‌هایش توصیف کرده و از وداع اشک‌بار این دو دوست جوان نوشته است. لینلی نه تنها یک نوازندهٔ چیره‌دست، بلکه آهنگسازی با استعداد نیز بود و آثاری چون اوراتوریوی «آواز موسی» از او به جای مانده است. متأسفانه، این استعداد شگرف در ۲۲ سالگی و در پی یک حادثهٔ قایقرانی به شکلی غم‌انگیز خاموش شد. سال‌ها بعد، موتسارت با اندوه از او یاد کرد و گفت: «لینلی یک نابغهٔ واقعی بود؛ اگر زنده می‌ماند، یکی از بزرگ‌ترین افتخارات دنیای موسیقی می‌شد.» این جمله از زبان موتسارت، خود گویای همه‌چیز است.
  50. هستر لینچ پیوزی (Hester Lynch Piozzi, ۱۷۴۱–۱۸۲۱)، که پیش‌تر با نام هستر ثرال (Hester Thrale) شناخته می‌شد، نویسنده، خاطره‌نویس و حامی هنر اهل ولز بود. او یکی از برجسته‌ترین چهره‌های محافل ادبی و اجتماعی بریتانیا در اواخر قرن هجدهم به‌شمار می‌رفت و به خاطر دوستی نزدیکش با ادیب بزرگ، ساموئل جانسون، شهرت داشت. کتاب او، مشاهدات و تأملات انجام‌شده در طی سفری در فرانسه، ایتالیا و آلمان (۱۷۸۹)، یک سفرنامهٔ بسیار محبوب و پرفروش در زمان خود بود. این اثر نه تنها به خاطر توصیفات زنده از مکان‌ها، بلکه به دلیل نگاه تیزبینانه و تحلیل‌های شخصی نویسنده از فرهنگ، هنر و آداب و رسوم جوامع اروپایی ارزشمند است. گزارش او از اجرای تکنوازی ناردینی در کنسرتی که خود در فلورانس میزبان آن بوده، یک سند تاریخی مهم و دست اول است که تصویری زنده از فعالیت‌های هنری ناردینی در اوج شهرتش ارائه می‌دهد.
  51. سفر بزرگ یا گراند تور (به انگلیسی: Grand Tour) سنتی رایج در میان جوانان اشرافی و ثروتمند اروپایی، به ویژه بریتانیایی، از قرن هفدهم تا اواسط قرن نوزدهم بود. این سفر که می‌توانست ماه‌ها یا حتی سال‌ها به طول انجامد، به عنوان بخش نهایی و ضروری تحصیلات یک نجیب‌زاده در نظر گرفته می‌شد و هدف اصلی آن، آشنایی مستقیم با هنر، فرهنگ و ریشه‌های کلاسیک تمدن غرب، به خصوص در ایتالیا، بود. فلورانس یکی از مقاصد اصلی این «مسافران فرهیخته» بود و حضور در کنسرت هنرمند بزرگی چون ناردینی، بخشی از تجربیات فرهنگی مهمی بود که آن‌ها به دنبالش بودند.
  52. استایل گالانت (به فرانسوی: Style galant، به معنای «سبک برازنده» یا «سبک شکوهمند») یک جنبش موسیقایی مهم در دوران گذار از اواخر دورهٔ باروک به اوایل کلاسیک (تقریباً از ۱۷۲۰ تا ۱۷۷۰) بود. این سبک در واقع واکنشی بود به پیچیدگی‌های فنی و ساختاری موسیقی باروک، به ویژه هنر کنترپوانی باخ. استایل گالانت، با الهام از آرمان‌های عصر روشنگری، به دنبال موسیقی‌ای ساده‌تر، طبیعی‌تر، شفاف‌تر و قابل فهم‌تر برای شنونده بود. ویژگی‌های کلیدی این سبک عبارت‌اند از:
    • تأکید بر ملودی: به جای بافت پلی‌فونیک (چندصدایی) پیچیده، تمرکز بر یک خط ملودی واضح، روان و آوازگونه قرار گرفت که توسط یک همراهی سادهٔ آکوردی (Homophony) پشتیبانی می‌شد.
    • هارمونی ساده: هارمونی‌ها و توالی آکوردها ساده‌تر شدند و سرعت تغییر آن‌ها (ریتم هارمونیک) کاهش یافت تا حس آرامش و وضوح بیشتری ایجاد شود.
    • جمله‌بندی منظم: برخلاف ملودی‌های طولانی و پیوستهٔ باروک، جملات موسیقایی کوتاه‌تر، متقارن و اغلب در ساختارهای دو یا چهار میزانی شکل می‌گرفتند که به موسیقی حالتی متعادل و قابل پیش‌بینی می‌داد.
    • تزئینات ظریف: تزئینات (ornaments) در این سبک، سبک‌تر و ظریف‌تر از دورهٔ باروک بود و بیشتر برای افزودن جذابیت و ملاحت به ملودی به کار می‌رفت.
    در مجموع، موسیقی گالانت، سبکی شیک، دلنشین و سرگرم‌کننده بود که بیشتر برای لذت بردن در سالن‌های اشرافی طراحی شده بود تا بیان احساسات عمیق و دراماتیک. از مهم‌ترین نمایندگان این سبک می‌توان به یوهان کریستین باخ، گئورگ فیلیپ تلمان در آثار متأخرش، و آهنگسازان ایتالیایی مانند پیترو ناردینی اشاره کرد.
  53. آنای قدیس (به انگلیسی: Saint Anne؛ به ایتالیایی: Sant'Anna) طبق سنت مسیحی، مادر مریم و مادربزرگ مادری عیسی است. ایشان یکی از مهم‌ترین قدیسان در کلیسای کاتولیک به‌شمار می‌روند و به عنوان حامی (patron saint) مادران، زنان خانه‌دار و همچنین شهر فلورانس مورد احترام هستند. نوشتن آثار موسیقی مذهبی برای روز جشن قدیسان حامی، یکی از وظایف رایج آهنگسازان دربار یا کلیسا در قرن هجدهم بود و این سرود ناردینی نیز در همین راستا خلق شده است.
  54. ماسه‌آنجلو ماسه‌آنجلی (Masseangelo Masseangeli, ۱۸۰۰–۱۸۷۸) موسیقی‌شناس، کتابدار و مجموعه‌دار بزرگ ایتالیایی بود. او بخش مهمی از زندگی خود را صرف گردآوری و حفظ دست‌نویس‌های کمیاب موسیقی، به‌ویژه از دورهٔ کلاسیک و پیشاکلاسیک کرد. مجموعهٔ ارزشمند او که به «آکادمی فیلارمونیک بولونیا» اهدا شد، امروزه یکی از منابع مهم برای تحقیق دربارهٔ موسیقی‌دانانی چون ناردینی به‌شمار می‌رود. او بسیاری از این آثار را از طریق دیگر موسیقی‌دانان و مجموعه‌داران مانند فردیناندو جورجتی به دست آورد.
  55. فردیناندو جورجتی (Ferdinando Giorgetti, ۱۷۹۶–۱۸۶۷) آهنگساز، ویولن‌نواز، رهبر ارکستر و معلم برجستهٔ ایتالیایی بود که به عنوان یکی از چهره‌های اصلی حیات موسیقایی فلورانس در قرن نوزدهم شناخته می‌شود. او به خاطر آثارش در حوزهٔ موسیقی مجلسی و تلاش‌هایش برای معرفی آثار آهنگسازان آلمانی (به‌ویژه بتهوون) در ایتالیا شهرت داشت. جورجتی به عنوان یک مجموعه‌دار و حافظ آثار گذشتگان، نقش مهمی در نگهداری دست‌نویس‌های موسیقی داشت و به همین دلیل، بخشی از آثار منسوب به ناردینی از طریق مجموعهٔ او به دست نسل‌های بعدی رسیده است.
  56. چزاره پولینی (Cesare Pollini؛ ۱۸۵۸–۱۹۱۲) نوازنده پیانو، آهنگساز، آموزگار و مورخ موسیقی اهل ایتالیا بود. او به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در «نسل پیشگامان» موسیقی سازی ایتالیا در اواخر قرن نوزدهم شناخته می‌شود؛ نسلی که در برابر سلطهٔ مطلق اپرا، برای احیای موسیقی سازی در این کشور تلاش کردند. پولینی از سال ۱۸۸۲ به عنوان مدیر کنسرواتوار پادوا منصوب شد و با تلاش‌های خود، این مؤسسه را به یکی از مراکز مهم موسیقی در ایتالیا تبدیل کرد. پس از درگذشت او، این کنسرواتوار برای ادای احترام به خدماتش، رسماً به «کنسرواتوار چزاره پولینی» تغییر نام داد و امروزه نیز با همین نام به فعالیت خود ادامه می‌دهد.[۳۶]
  57. این مجموعه که گاهی اپوس ۱ او نیز در نظر گرفته می‌شود، شامل شش سونات در سبک ایتالیایی است. ساختار آن‌ها معمولاً چهار موومانی (آهسته-سریع-آهسته-سریع) است و بر ملودی‌های روان و آوازگونهٔ ویولن تأکید دارد. قطعهٔ فا ماژور بین سال‌های ۱۷۷۷ و ۱۷۸۰ توسط داک‌ورث[واژه ۲۰] بازنشر شد.
  58. این قطعه به احتمال زیاد بخشی از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر بوده که به صورت جداگانه در یک گلچین (anthology) منتشر شده است. این نوع انتشار برای قطعات محبوب رقص در آن دوره بسیار رایج بود.
  59. این دوئت‌ها به سبک کنسرتانت (concertante) نوشته شده‌اند، به این معنا که هر دو بخش ویولن از نظر فنی و موسیقایی اهمیت یکسانی دارند و صرفاً یک همراهی‌کننده نیستند. این آثار در زمان خود بسیار نوآورانه محسوب می‌شدند.
  60. واژهٔ «درس» (Lesson) در قرن هجدهم اغلب به قطعات آموزشی برای سازهای کلاویه‌ای اطلاق می‌شد که معمولاً شامل یک یا چند موومان کوتاه با اهداف تکنیکی مشخص بود.
  61. این سونات‌ها که احتمالاً برای فلوت و باسو کنتینو نوشته شده‌اند، از نظر ساختار شبیه به سونات‌های ویولن او هستند و بر ملودی‌های روان و تغزلی که مشخصهٔ سبک گالانت است، تأکید دارند.
  62. این منوئه‌ها احتمالاً برای استفاده در مجالس رقص اشرافی یا به عنوان قطعات کوتاه و سرگرم‌کننده برای نوازندگان آماتور نوشته شده‌اند.
  63. این مجموعه که گاهی با شماره اپوس مبهم «۱–۸» فهرست شده، به احتمال زیاد اشاره به همان مجموعهٔ معروف «شش کنسرتو، اپوس ۱» دارد که توسط ناشران مختلف در اروپا منتشر شد. این آثار نمونه‌های برجسته‌ای از کنسرتوی ایتالیایی در اواسط قرن هجدهم هستند که ساختار سه‌موومانی (سریع-آهسته-سریع) ویوالدی را با سبک تغزلی و گالانت ناردینی ترکیب می‌کنند.
  64. در دوره‌ای که ویولا عمدتاً یک ساز همراهی‌کننده بود، نوشتن مجموعه‌ای از دوئت‌ها برای دو ویولا یک اقدام بسیار نوآورانه بود. این قطعات به شکل‌گیری رپرتوار موسیقی مجلسی برای این ساز کمک شایانی کردند.
  65. این شش کنسرتو ویولن، نمونه‌های درخشانی از کنسرتوی ایتالیایی در اواسط قرن هجدهم هستند. ساختار آن‌ها سه‌موومانی (سریع-آهسته-سریع) است و بخش سولو فرصت‌های فراوانی برای نمایش تکنیک و همچنین لحن آوازگونهٔ نوازنده فراهم می‌کند. موومان‌های آهستهٔ این کنسرتوها به ویژه به دلیل عمق احساسی‌شان شهرت دارند.
  66. این سونات‌ها برای ویولن و باسو نوشته شده‌اند و نشان‌دهندهٔ تسلط کامل ناردینی بر فرم سونات دورهٔ کلاسیک اولیه هستند. هارمونی‌ها غنی‌تر و ساختار موومان‌ها نسبت به آثار اولیه‌اش گسترده‌تر است.
  67. این مجموعه نمونه‌ای از آثار نوشته‌شده برای بازار پررونق موسیقی آماتور در لندن است. این دوئت‌ها از نظر فنی ساده‌تر از اپوس ۲ او هستند و بیشتر بر ملودی‌های دلنشین و ساختار قابل فهم برای اجرا در محافل خصوصی تمرکز دارند.
  68. این آثار در فرم تریو سونات (trio sonata) نوشته شده‌اند که شامل دو خط ملودیک بالا (دو فلوت یا دو ویولن) و یک خط باس (باسو کنتینو) است. این فرم یکی از مهم‌ترین فرم‌های موسیقی مجلسی در دورهٔ باروک بود.
  69. این سازبندی (ویولن و ویولنسل) نسبت به دوئت‌های دو ویولن کمتر رایج بود. این اثر، مهارت ناردینی را در ایجاد تعادل میان صدای زیر و درخشان ویولن با صدای گرم و بم ویولنسل به نمایش می‌گذارد و یک قطعهٔ چالش‌برانگیز برای هماهنگی دو نوازنده محسوب می‌شود.
  70. وجود شماره اپوس‌های تکراری توسط ناشران مختلف، یکی از مشکلات رایج در قرن هجدهم بود. این مجموعه سونات، با وجود داشتن شمارهٔ اپوس ۲، مجموعه‌ای متفاوت از دوئت‌های اپوس ۲ است که توسط والش در لندن منتشر شده بود.
  71. انتشار چندین اثر با این سازبندی توسط ناشران مختلف لندنی، نشان‌دهندهٔ وجود تقاضا برای این نوع موسیقی مجلسی در آن دوره است که احتمالاً توسط نوازندگان آماتور ویولنسل که به دنبال رپرتوار بودند، هدایت می‌شد.
  72. انتشار این اثر توسط «لودوک»، یکی از ناشران اصلی در پاریس، نشان‌دهندهٔ گسترش شهرت ناردینی از لندن و آمستردام به پایتخت فرانسه است؛ شهری که در آن زمان مرکز مکتب رقیب ویولن فرانسوی بود.
  73. این شش کوارتت زهی (string quartets) از آثار مهم ناردینی در اواخر عمرش هستند. در این قطعات، برخلاف بسیاری از کوارتت‌های اولیه، نقش چهار ساز به تعادل بیشتری رسیده است، هرچند ویولن اول همچنان نقش برجسته‌ای دارد. این آثار به شکل‌گیری فرم کوارتت زهی در ایتالیا کمک کردند.
  74. مانند «دو درس برای چمبالو»، این منوئه نیز احتمالاً برای بازار نوازندگان آماتور سازهای کلاویه‌ای در بریتانیا نوشته شده است؛ جایی که چمبالو (و پیانوهای اولیه) بخش جدایی‌ناپذیر موسیقی خانگی بود.
  75. انتشار تنها دو موومان از یک سونات، امری نامتعارف است. این قطعات ممکن است بازماندهٔ یک سونات بزرگ‌تر و گمشده باشند، یا اینکه ناشر آن‌ها را به صورت مستقل به عنوان قطعاتی کوتاه و جذاب برای فروش بیشتر منتشر کرده باشد؛ رویه‌ای که در آن دوره رایج بود.
  76. عدم قطعیت در نام ناشر (که در کاتالوگ‌های پژوهشی به آن اشاره شده) یکی از ویژگی‌های رایج صنعت نشر موسیقی در اواخر قرن هجدهم است. آثار آهنگسازان مشهور اغلب بدون اجازه توسط ناشران رقیب بازنشر یا حتی کپی‌برداری (piracy) می‌شد که این موضوع امروزه کار شناسایی دقیق نسخه‌ها را دشوار می‌کند.
  77. این سونات‌ها که در دورهٔ پایانی فعالیت ناردینی و در پاریس به چاپ رسیدند، احتمالاً نشان‌دهندهٔ تأثیرپذیری او از سبک نوظهور فرانسوی هستند و ممکن است دارای پاساژهای ویرتئوزیک پیچیده‌تر یا ساختاری دراماتیک‌تر نسبت به آثار اولیهٔ او در سبک گالانت باشند.
  78. تعداد هفت سونات در یک مجموعه نامتعارف است (مجموعه‌ها معمولاً در قالب ۳، ۶ یا ۱۲ قطعه منتشر می‌شدند). این ساختار به شدت این احتمال را تقویت می‌کند که این مجموعه، بازنشر یک اپوس شش‌تایی قدیمی‌تر به همراه یک سونات جدید یا قبلاً منتشر نشده، برای افزایش جذابیت تجاری آن بوده است.
  79. اینکه نسخه‌ای از این اثر در برگامو نگهداری می‌شود، نشان‌دهندهٔ گستردگی توزیع آثار ناردینی در ایتالیا، حتی خارج از مراکز اصلی نشر مانند فلورانس، است. این نسخه‌ها اغلب توسط موسیقی‌دانان محلی یا برای کلیساهای کوچک کپی‌برداری می‌شدند.
  80. کاواتینا (cavatina) در اصل یک آریا کوتاه و ساده در اپرا بود، اما در موسیقی سازی به قطعه‌ای کوتاه، تغزلی و سرشار از احساس اطلاق می‌شود که بر ملودی روان و زیبا تأکید دارد.
  81. پینخاس زوکرمن (Pinchas Zukerman, زادهٔ ۱۹۴۸) ویولنیست، ویولانواز و رهبر ارکستر افسانه‌ای اسرائیلی-آمریکایی است. او به عنوان یکی از برجسته‌ترین نوازندگان ویرتئوز (virtuoso) در نسل خود و یکی از آخرین بازماندگان دوران طلایی ویولن‌نوازی قرن بیستم شناخته می‌شود. زوکرمن که از شاگردان استاد بزرگ، ایوان گالامیان، در مدرسه جولیارد بود، به خاطر صدای پرقدرت، گرم و مخملین سازش و همچنین تفسیرهای عمیقاً احساسی و در عین حال هوشمندانه‌اش از رپرتوار کلاسیک و رمانتیک شهرت دارد. او نه تنها به عنوان یک تکنواز درخشان، بلکه به عنوان یک موسیقی‌دان مجلسی برجسته (به‌ویژه در همکاری‌های افسانه‌ای‌اش با هنرمندانی چون دانیل بارنبویم و ژاکلین دوپره) و یک رهبر ارکستر توانا، جایگاهی منحصربه‌فرد در دنیای موسیقی دارد. ضبط‌های متعدد و تحسین‌شدهٔ او، از جمله اجرایش از کنسرتوی ناردینی، به عنوان منابعی مرجع برای درک این آثار به‌شمار می‌روند.
  82. Vivaldi, Nardini & Viotti: Italian Violin Concertos: این عنوان، یک عنوان رایج برای آلبوم‌های گردآوری‌شده است که سه نسل متوالی از استادان بزرگ مکتب ویولن ایتالیا را در کنار هم قرار می‌دهد: آنتونیو ویوالدی به عنوان نمایندهٔ اوج دورهٔ باروک؛ پیترو ناردینی به عنوان شاگرد برجستهٔ مکتب تارتینی و چهرهٔ کلیدی دورهٔ گذار به کلاسیک؛ و جووانی باتیستا ویوتی به عنوان بنیان‌گذار مکتب مدرن ویولن‌نوازی قرن نوزدهم. چنین آلبومی در واقع سفری شنیداری در تاریخ تکامل کنسرتوی ویولن در ایتالیاست.
  83. ارکستر مجلسی جامعه اروپا (به انگلیسی: European Community Chamber Orchestra) یک ارکستر مجلسی بود که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شد. ویژگی منحصربه‌فرد این ارکستر، هویت فراملی و اروپایی آن بود؛ اعضای آن را نوازندگان جوان و با استعدادی از تمام کشورهای عضو «جامعه اقتصادی اروپا» (که بعدها به اتحادیه اروپا تبدیل شد) تشکیل می‌دادند. این ارکستر به عنوان یک سفیر فرهنگی عمل می‌کرد و هدف آن، نمایش اتحاد فرهنگی اروپا از طریق موسیقی کلاسیک بود. ضبط آثار آهنگسازی ایتالیایی مانند ناردینی توسط چنین ارکستری، تأکیدی بر جایگاه او به عنوان بخشی از میراث مشترک و کلاسیک موسیقی اروپا بود.
  84. ارکستر مجلسی اپرای ایالتی وین (به انگلیسی: Chamber Orchestra of the Vienna State Opera) یک ارکستر ثابت و مستقل نیست، بلکه یک آنسامبل متشکل از نوازندگان برجستهٔ «ارکستر اپرای ایالتی وین» است. این نوازندگان در واقع اعضای همان ارکستری هستند که با نام «فیلارمونیک وین»، به عنوان یکی از برترین و مشهورترین ارکسترهای جهان شناخته می‌شود. تشکیل چنین گروه‌های مجلسی کوچکتری از دل ارکسترهای بزرگ، رویه‌ای رایج برای اجرا و ضبط آثاری است که به تعداد نوازندگان کمتری نیاز دارند، مانند کنسرتوهای دورهٔ باروک و کلاسیک. ضبط کنسرتوی ناردینی توسط این آنسامبل، نشان‌دهندهٔ جایگاه این اثر در رپرتوار استاندارد و اهمیت آن برای نوازندگان طراز اول جهانی است.
  85. هنریک شرینگ (Henryk Szeryng, ۱۹۱۸–۱۹۸۸)، ویولن‌نواز لهستانی-مکزیکی، یکی از برجسته‌ترین و روشنفکرترین چهره‌های ویولن‌نوازی در قرن بیستم بود. او نه تنها به عنوان یک نوازندهٔ چیره‌دست با تکنیکی بی‌نقص، بلکه به عنوان یک هنرمند-فیلسوف با درکی عمیق از موسیقی شناخته می‌شود. او که از شاگردان استادان بزرگی چون کارل فلش (در ویولن) و نادیا بولانژه (در آهنگسازی) بود، در جنگ جهانی دوم به عنوان مترجم برای دولت در تبعید لهستان خدمت کرد و صدها کنسرت برای سربازان متفقین اجرا نمود. سبک نوازندگی شرینگ به وقار اشرافی، خلوص در بیان و وفاداری مطلق به متن اصلی اثر شهرت داشت. پس از آنکه آرتور روبینشتاین او را در مکزیک «دوباره کشف کرد»، جهان موسیقی بار دیگر شاهد هنر بی‌بدیل او شد. میراث او در ضبط‌های متعددش، به ویژه اجرای مرجع و معیار او از سونات‌ها و پارتیتاهای باخ، جاودانه شده است.
  86. جووانی کریستوفانو آمادوتسی (Giovanni Cristofano Amaduzzi, ۱۷۴۰–۱۷۹۲) فیلسوف، پژوهشگر و انسان‌شناس برجستهٔ ایتالیایی بود. او به عنوان سرپرست چاپخانهٔ «پروپاگاندا فیده» (Propaganda Fide) در رم، که یکی از مهم‌ترین مراکز چاپ و نشر متون به زبان‌های مختلف در اروپا بود، فعالیت می‌کرد. آمادوتسی یکی از چهره‌های کلیدی عصر روشنگری در ایتالیا به‌شمار می‌رفت و با بسیاری از متفکران و هنرمندان بزرگ زمان خود، از جمله ناردینی، در ارتباط بود. نامه‌نگاری میان این دو، نشان‌دهندهٔ جایگاه ناردینی نه تنها به عنوان یک موسیقی‌دان، بلکه به عنوان یک شخصیت فرهنگی مورد احترام در محافل فکری آن دوره است.
  87. یوزف اوتر (Joseph Otter, ۱۷۶۰–۱۸۳۶) آهنگساز، ویولن‌نواز و ناشر موسیقی اهل اتریش بود. او که خود از شاگردان مکتب ویولن وین بود، به خاطر آثارش در حوزهٔ موسیقی مجلسی، به‌ویژه کوارتت‌های زهی‌اش، شهرت داشت. اوتر همچنین به عنوان یک ناشر فعال، به چاپ و ترویج آثار آهنگسازان هم‌عصر خود کمک می‌کرد. نامه‌نگاری ناردینی با او، احتمالاً به همکاری‌های حرفه‌ای، تبادل نظر دربارهٔ تکنیک‌های نوازندگی یا مسائل مربوط به نشر آثارشان مربوط می‌شده است.
  88. یوزف هافمن (Joseph Hoffmann, ۱۷۶۴–۱۸۱۲) ویولن‌نواز و آهنگساز اتریشی و یکی از چهره‌های مهم در حیات موسیقایی وین در اواخر قرن هجدهم بود. او به عنوان کنسرت‌مایستر در ارکسترهای مختلفی فعالیت می‌کرد و به خاطر نوازندگی دقیق و در عین حال احساسی‌اش شناخته می‌شد. نامه‌نگاری ناردینی با هافمن، که نمایندهٔ نسل جوان‌تر ویولن‌نوازان در وین بود، نشان‌دهندهٔ ارتباط مستمر و تأثیرگذاری او بر صحنهٔ موسیقی یکی از مهم‌ترین پایتخت‌های فرهنگی اروپا است.
  89. آکادمی فیلِوپاتریدی (به ایتالیایی: Accademia dei Filopatridi) یکی از انجمن‌های علمی و ادبی تاریخی در ایتالیا است که در سال ۱۶۵۱ در شهر ساوینیانو سول روبیکونه تأسیس شد. نام این آکادمی از زبان یونانی گرفته شده و به معنای «دوستداران سرزمین پدری» است. این مؤسسه، مانند بسیاری از آکادمی‌های ایتالیایی در دوره‌های باروک و عصر روشنگری، مرکزی برای گردهمایی و تبادل نظر دانشمندان، ادیبان و هنرمندان منطقه بود. امروزه، این آکادمی بیشتر به خاطر کتابخانهٔ بسیار غنی و ارزشمندش شهرت دارد که حاوی هزاران نسخهٔ خطی باستانی، کتاب‌های چاپ سنگی اولیه (incunabula) و اسناد تاریخی مهم منطقهٔ امیلیا-رومانیا است.[۹۰]

واژه‌نامه

  1. Walsh
  2. Bremner
  3. Cox
  4. Thompson
  5. Fougt
  6. Hummel
  7. Decombe
  8. Le Duc
  9. Giuseppe Poggiali
  10. Stewart
  11. Wornum
  12. Longman
  13. Janet et Cotelle
  14. Ysaÿe
  15. Simrock
  16. Breitkopf
  17. Peters
  18. 6 Solos for Violin and Basso
  19. John Walsh
  20. Duckworth
  21. Minuet for 2 Violins and Basso
  22. Stewart & Co.
  23. 6 Duets, Op. 2
  24. 2 Lessons for the Harpsichord
  25. Robert Bremner
  26. 6 Sonatas for Flute
  27. 14 Minuets
  28. John Cox
  29. 6 Concertos (Op. 1–8)
  30. Hummel, Marchant & Imprimeur de Musique
  31. 6 Duets for Viola
  32. Charles & Samuel Thompson
  33. 6 Concertos, Op. 1
  34. 6 Sonatas, Op. 5
  35. Henry Fougt
  36. 2 Duets for Violin
  37. Longman, Lukey & Co.
  38. 6 Trios for two Flutes or Violins and a Basso
  39. Duet for a Violin and Violoncello
  40. 6 Sonatas for Violin and Basso, Op. 2
  41. Welcker
  42. Le Duc
  43. 6 Quartets
  44. Giuseppe Poggiali
  45. Corri
  46. 2 Sonata movements for Violin and Basso
  47. Fentum
  48. Imbault / Decombe
  49. 7 Sonatas for Violin
  50. Cavatina
  51. Peter Rybar
  52. Musikkollegium Winterthur
  53. Clemens Dahinden
  54. Westminster
  55. Nikola Petrovic
  56. Masterplayers
  57. Richard Schumacher
  58. André Rieu
  59. Teldec
  60. Hermann Krebbers
  61. Amsterdamer Kammerorchester
  62. Goncal Comellas
  63. Miguel Zanetti
  64. Carlo Ipata
  65. AuserMusici
  66. Agorà
  67. Ardi cor mio
  68. Brilliant Classics
  69. Musica Solare
  70. Musicaphon
  71. NovAntiqua Records
  72. Agorà Musica
  73. Los Angeles Philharmonic
  74. CBS Masterworks
  75. Andrea Cappelletti
  76. Koch Schwann Musica Mundi
  77. Mischa Elman
  78. Vladimir Golschmann
  79. Vanguard Classics
  80. Mauro Rossi
  81. Dynamic
  82. Quartetto Eleusi
  83. Brilliant Classics
  84. Tactus
  85. SWR Symphonieorchester (ارکستر سمفونیک رادیو جنوب غربی آلمان)
  86. Hans Rosbaud
  87. Ensemble Alraune
  88. Eduard Melkus
  89. Capella Academica Vienna
  90. August Wenzinger
  91. Archiv Produktion
  92. Schott
  93. Ricordi
  94. Curci
  95. International Music Company
  96. Carisch

پانویس

  1. "مدخل «پیترو ناردینی»". دانشنامه ترِکانی (به ایتالیایی). Retrieved 21 July 2025.
  2. Gervasoni, Carlo (1812). نظریه جدید موسیقی برگرفته از تمرین امروزی (به ایتالیایی). پارما: انتشارات بلانشون. p. 187. ناردینی، پیترو، نوازنده، آهنگساز و استاد برجستهٔ ویولن، زادهٔ فیبیانا، روستایی نزدیک مونته‌لوپو در توسکانی، در سال ۱۷۲۲.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 D'Ovidio, Antonella (2012). "ناردینی، پیترو - مدخل بیوغراف ایتالیایی‌ها". ترکانی (به ایتالیایی). انستیتو دایرةالمعارف ایتالیانا. Retrieved 21 July 2025.
  4. Marri 1996, p. 2.
  5. 1 2 3 Baker & Slonimsky 1995, p. 2931.
  6. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Salvetti, Guido (1988). "ناردینی، پیترو". In Alberto Basso (ed.). دایرةالمعارف جهانی موسیقی و موسیقیدانان (به ایتالیایی). Vol. ۵. تورین: UTET. p. 326.
  7. "پیترو ناردینی". دانشنامه بریتانیکا (به انگلیسی). Retrieved 21 July 2025.
  8. 1 2 3 Vignal 2005, p. 689.
  9. Marri 1996, p. 4.
  10. 1 2 Marri & Rouquié 2017, pp. 136–146.
  11. Marri & Rouquié 2017, pp. 136–138.
  12. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Dellaborra, Mariateresa (2001–2002). "ناردینی، پیترو". In Sadie, Stanley; Tyrrell, John (eds.). فرهنگنامه موسیقی و موسیقی‌دانان نیو گروو (به انگلیسی). Vol. 17 (دوم ed.). لندن: Macmillan. pp. 638–639.
  13. Marri & Rouquié 2017, p. 26.
  14. 1 2 3 4 5 Siegert, Christine (2004). "ناردینی، پیترو (آنتونیو پاسکواله)". In Finscher, Ludwig (ed.). موسیقی در تاریخ و اکنون (MGG) (به آلمانی). Vol. Personenteil 12 (دوم ed.). کاسل/اشتوتگارت: Bärenreiter/Metzler. ستون‌های ۹۱۲–۹۱۴.
  15. برای مطالعه دربارهٔ ساختار پیچیدهٔ گروه موسیقی دربار فلورانس، نک.
  16. کتاب کاتالوگ در صفحهٔ ۴۴ به کنسرت‌های ناردینی در ویلاهای کنت کاپر و کنت جان تیلنی اشاره می‌کند. Marri و Rouquié، 44.
  17. Marri & Rouquié 2017, pp. 71–74.
  18. Marri & Rouquié 2017, pp. 33–34.
  19. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 59.
  20. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 65.
  21. "ناردینی: کوارتت‌های زهی کامل، کاتالوگ: ۹۴۴۳۸". Brilliant Classics (به انگلیسی). فوریه ۲۰۱۳. Retrieved 21 July 2025.
  22. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 66.
  23. Schubart, Christian Friedrich Daniel (1806) [۱۷۸۴–۱۷۸۵]. ایده‌هایی در باب زیبایی‌شناسی موسیقی (به آلمانی). وین: Degen. p. 61 via کتابخانه ایالتی باواریا.
  24. Marri & Rouquié 2017, pp. 146–201.
  25. "شناسنامهٔ جووانی فرانچسکو جولیانی". Note di Carta (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  26. Marri & Rouquié 2017, pp. 151–157.
  27. McVeigh, Simon (1989). ویولونیست در زندگی کنسرت لندن، ۱۷۵۰–۱۷۸۴: فلیچه جاردینی و معاصرانش (به انگلیسی). Garland Publishing. p. 182.
  28. Careri, Enrico (2003). "زبان ویرتوئوز: موسیقی ویولن ایتالیایی در قرن هجدهم". ژورنال موسیقی‌شناسی (به انگلیسی). انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. 20 (4): 490–515. کنسرتوهای ناردینی، به‌ویژه کنسرتوی می بمل ماژور، اگرچه امروزه کمتر اجرا می‌شوند، اما نمونه‌هایی آموزشی و عالی از تأکید سبک گالانت بر جمله‌بندی ظریف و فرم متعادل باقی مانده‌اند.
  29. Boyden, David D. (1990). تاریخچه نوازندگی ویولن از پیدایش تا ۱۷۶۱ (به انگلیسی). انتشارات دانشگاه آکسفورد. p. 405.
  30. Marri & Rouquié 2017, pp. 413–416.
  31. Marri & Rouquié 2017, pp. 438–440.
  32. Marri & Rouquié 2017, p. 453.
  33. 1 2 3 4 5 Marri & Rouquié 2017, p. 226.
  34. "شناسنامهٔ مجموعه دست‌نویس نامشخص ونیز". SBN (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  35. نسخه‌های فاکسیمیله از دو دست‌نویس جنوایی که شامل کنسرتوها و سونات‌های فلوت هستند، توسط انتشارات SPES در فلورانس در سال ۱۹۸۷ منتشر شده است. نک. "فهرست فاکسیمیله‌ها". وب‌سایت رسمی SPES (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.، "شناسنامهٔ یک ویرایش". SBN (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.، و "شناسنامهٔ یک ویرایش". SBN (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025..
  36. Fano, Vitale (2015). "پولینی، چزاره". دانشنامه بیوگرافی ایتالیایی‌ها (به ایتالیایی). Vol. 84.
  37. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 104.
  38. 1 2 Marri & Rouquié 2017, pp. 103–104.
  39. "دست‌نویس ناردینی در میلان". SBN (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  40. "سونات دست‌نویس ناردینی در میلان". SBN (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  41. این سونات در سندی با نشان A11 در اولین شناسایی ریموند Meylan ثبت شده است، La collection Antonio Venturi, Montecatini Terme (Pistoia), Italie، در «Fontes artis musicae»، ش. ۵ (۱۹۵۸)، کاسل، Bärenreiter، ۱۹۵۸، صص. ۲۱–۴۴. برای اطلاعات بیشتر همچنین نک. Marri و Rouquié، 436..
  42. دربارهٔ تاریخچهٔ این مجموعه نک. Marri و Rouquié.؛ و دو مقاله از Stefania Gitto در ژورنال «Fonti musicali italiane» (سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴).
  43. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 101.
  44. برخی از دست‌نویس‌های درسدن دیجیتالی شده‌اند، نک. «Scheda di 12 sonate a Dresda». RISM. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵. (ترجمه عنوان: «شناسنامهٔ ۱۲ سونات در درسدن») و «Digitalizzazione delle 12 sonate a Dresda». SLUB. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵. (ترجمه عنوان: «نسخه دیجیتال ۱۲ سونات در درسدن»).
  45. "شناسنامهٔ یک دست‌نویس در هرنوساند". یوروپینا (به انگلیسی). Retrieved 22 July 2025.
  46. نسخه‌های برلین اندک اما تقریباً همگی دیجیتالی شده‌اند. برای نمونه، نک. ۱۱۰ کاپریس در RISM و نسخه دیجیتال آن در وب‌سایت رسمی؛ یا یک سونات برای شاگردش Sommerfeld.
  47. "بخش‌های دست‌نویس دیجیتالی‌شده". کتابخانه بین‌المللی نت موسیقی (IMSLP) (به انگلیسی). Retrieved 22 July 2025.
  48. 1 2 Marri & Rouquié 2017, pp. 101–106.
  49. "جستجو «ناردینی، پیترو»". RISM (به انگلیسی). Archived from the original on 16 September 2018. Retrieved 24 September 2018.
  50. 1 2 "جستجو «ناردینی، پیترو»". SBN (به ایتالیایی).
  51. Dellaborra, Mariateresa (2001). "ناردینی، پیترو (آنتونیو پاسکواله)". فرهنگنامه موسیقی و موسیقی‌دانان نیو گروو (به انگلیسی). Vol. 17 (دوم ed.). لندن: Macmillan. pp. 638–639. نفوذ او چشمگیر بود و آثارش به‌طور گسترده در مجموعه‌ها و گلچین‌های اواخر قرن هجدهم و نوزدهم منتشر می‌شد، که [این امر] خود گواهی بر شهرت پایدار او، هم در میان نوازندگان حرفه‌ای و هم آماتور است.
  52. RISM & 990046616.
  53. RISM & 990046617.
  54. 1 2 3 4 Marri & Rouquié 2017, p. 102.
  55. SBN & MUS0150999.
  56. RISM & 990046612.
  57. RISM & 990046613.
  58. RISM & 852032319.
  59. RISM & 990046620.
  60. RISM & 990046610.
  61. SBN & RML0170905.
  62. IMSLP & Op1.
  63. RISM & 990046615.
  64. IMSLP & Op5.
  65. IMSLP & TrioSonatas.
  66. Marri & Rouquié 2017, p. 105.
  67. RISM & 990046614.
  68. RISM & 992006589.
  69. SBN & MUS0230756.
  70. Marri & Rouquié 2017, pp. 586–587.
  71. RISM & 990046611.
  72. SBN & MUS0151043.
  73. 1 2 Marri & Rouquié 2017, p. 103.
  74. IMSLP & ViolinDuos.
  75. RISM & 990046618.
  76. RISM & 990046619.
  77. SBN & MUS0230757.
  78. SBN & MUS0323480.
  79. RISM & 403013046.
  80. "ویوتی / ناردینی / تارتینی - ارکستر سمفونی وینترتور، کلمنس داهین – کنسرتوهای ویولن". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  81. "ناردینی، مارچلو، ویوالدی، موتسارت، هولیگر، شوماخر – کنسرتوهای ابوا از دوره باروک پسین ایتالیا". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  82. "ویوالدی، ناردینی، لوکلر - پینچاس زوکرمن، فیلارمونیک لس آنجلس – ویوالdi / لوکلر / ناردینی: کنسرتوهای ویولن". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  83. "سامارتینی - پرگولزی - بونپورتی - ناردینی، فرانس بروخن، گوستاو لئونهارت – استادان ایتالیایی میان باروک و روکوکو". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  84. "تارتینی، ویوالدی، کورلی، ناردینی، گونسال کوملاس، میگل زانتی – ویولن ایتالیایی". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  85. "پیترو ناردینی، کارلو ایپاتا، Auser Musici – اوورتورها و کنسرتوهای فلوت". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  86. "پیترو ناردینی، گروه آرדי – کور میو (سونات برای سازهای زهی)". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  87. "پیترو ناردینی، موزیکا سولاره – موسیقی مجلسی با فلوت (Flute Chamber Music)". Discogs (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  88. "نقد آلبوم در روزنامه «لا ناتسیونه»". لا ناتسیونه (به ایتالیایی). Retrieved 22 July 2025.
  89. "ناردینی: کوارتت‌های زهی کامل، کاتالوگ: ۹۴۴۳۸". Brilliant Classics (به انگلیسی). فوریه ۲۰۱۳. Retrieved 22 July 2025.
  90. "آکادمی فیلوپاتریدی - تاریخچه". filopatridi.it (به ایتالیایی). Retrieved 5 August 2025.
  91. D'Ovidio 2012.

منابع

کتاب‌شناسی

  • Baker, Theodore; Slonimsky, Nicolas (1995). Dictionnaire biographique des musiciens (به فرانسوی). Vol. ۲. Translated by Marie-Stella Pâris. اقتباس و تکمیل توسط آلن پاریس (هشتم ed.). پاریس: انتشارات روبر لافون. ISBN 2-221-06787-8.
  • Vignal, Marc (2005). "Nardini (Pietro)". Dictionnaire de la musique (به فرانسوی). پاریس: Larousse. p. 689. OCLC 896013420.
  • Pfäfflin, Clara (1935). Pietro Nardini, seine Werke und sein Leben (به آلمانی). اشتوتگارت.
  • Marri, Federico; Rouquié, Marie (2017). Pietro Nardini (1722-1793) da Livorno all’Europa: Catalogo tematico delle opere (به ایتالیایی). ترویزو. ISBN 978-88-96988-46-6.{{cite book}}: نگهداری CS1: پیش‌فرض تکرار ref (link)
  • Burney, Charles (1773). The Present State of Music in France and Italy (به انگلیسی). ترجمه ایتالیایی از انریکو فوبینی: Viaggio musicale in Italia, تورین، EDT, 1979. لندن: Becket & Co.
  • Rangoni, Jean-Baptiste (1790). Essai sur le gout de la musique avec le caractère des trois célèbres joueurs de violon Messieurs Nardini, Lolli, & Pugnani (به فرانسوی). لیورنو: Stamperia Tommaso Masi & C.
  • Leoni, Raimondo (1793). Elogio di Pietro Nardini (به ایتالیایی). فلورانس: Gaetano Cambiagi.
  • Schubart, Christian Friedrich Daniel (1806). Ideen zu einer Ästhetik der Tonkunst (به آلمانی). وین: Degen.
  • Bonaventura, Arnaldo (1930). Musicisti livornesi (به ایتالیایی). لیورنو: Belforte.
  • Sartori, Claudio (1962). "Pietro Nardini, violinista dell'amore". In Damerini, Adelmo; Roncaglia, Gino (eds.). Musiche italiane rare e vive da Giovanni Gabrieli a Giuseppe Verdi (به ایتالیایی). سیه‌نا: Ticci. pp. 283–287.
  • Delius, Nikolaus (1984). "Die Flötekonzerte von Pietro Nardini". In de Reede, Rien (ed.). Concerning the Flute (به آلمانی). آمستردام: Broekmans & Van Poppel. pp. 75–79.
  • Melkus, Eduard (1984). "Die Einflüsse der italienischen Violinisten auf das Wiener Musikleben zur Zeit Maria Theresias". In Karpf, Roswitha Vera (ed.). Musik am Hof Maria Theresias (به آلمانی). مونیخ-سالزبورگ: Emil Katzbichler. pp. 148–159.
  • Marri, Federico, ed. (1996). Pietro Nardini violinista e compositore. Atti del Convegno, Livorno, 12 febbraio 1994 (به ایتالیایی). لیورنو: Debatte.{{cite book}}: نگهداری CS1: پیش‌فرض تکرار ref (link)

برگرفته از دیگر ویکی‌ها

پیوند به بیرون

  1. "Pietro Nardini". Wikipedia (به انگلیسی). 2024-04-03.
  2. "Pietro Nardini". Wikipédia (به فرانسوی). 2024-12-17.
  3. "Pietro Nardini". Wikipedia (به ایتالیایی). 2025-03-18.
  4. "Pietro Nardini". Wikipedia (به آلمانی). 2024-07-09.