پیر روشن

پیر روشن
زادهٔ۱۵۲۵
درگذشت۱۵۸۱/۱۵۸۵ (در سن ۵۵–۶۰)

بایزید انصاری معروف به پیر روشن (به پشتو پیر روشان) یک جنگجو، شاعر، صوفی از قوم اورمُر در منطقه پشتون‌نشین پاکستان امروزی بود. پیر روشن در سده شانزدهم میلادی جنبشی به نام روشنیه ایجاد کرد که در منطقه‌پشتون‌نشین پیروان زیادی داشت. زبان اول پیر روشن زبان اورمری بود اما وی بیشتر به پشتو، فارسی، و عربی می‌نوشت. اندیشه‌های او بیشتر در کتاب خیرالبیان که به پشتو نوشته شده انعکاس یافته است.

پیر روشن جنگجویان پشتون را گرد هم آورده و با سپاه اکبر کبیر، شاه گورکانی هند، مبارزه کرد. گورکانیان سرانجام پیر روشن را به قتل رساندند. در همین حال یک گروه مسلح از ایل یوسف‌زایی نیز که با گورکانیان همسو بود چهار پسر از پنج پسر پیر روشان(روشن) را کشت. تنها پسر باقی‌مانده، یعنی پیر جلال، به نبرد با گورکانیان پرداخت و در بیشتر نبردهای خود هم موفق بود. شهر جلال‌آباد افغانستان نام خود را از پیر جلال گرفته است.

بایزید انصاری چهره‌ای جنجالی در تاریخ اندیشهٔ پشتون‌ها بود. برای برخی از پیروان، او پیشوای معنوی و «پیر کامل» شمرده می‌شد و برای مخالفان، بدعت‌گذاری خطرناک. با این حال، نفوذ او در شکل‌گیری هویت دینی و فرهنگی پشتون‌ها، و نقش او در به‌وجود آوردن ادبیات مکتوب پشتو، جایگاهی ماندگار در تاریخ منطقه برایش رقم زده است.

زندگی

بایزید انصاری (۹۳۱–۹۸۵ق/۱۵۲۵–۱۵۷۸م) که به «پیر روشن» یا «پیر روشان» شهرت دارد، از خاندان انصاری پشتون و زادهٔ جالندهار بود. خانوادهٔ او پس از تولدش به وزیرستان بازگشتند و او در محیطی پرآشوب پرورش یافت. بایزید تحصیلات رسمی چندانی نداشت، اما از همان کودکی به عبادت و ذکر مشغول بود و بعدها در سفرهای تجاری به همراه پدر با افراد و گروه‌های گوناگون، از جمله اسماعیلیه و نیز پیروان حروفیه و حتی آموزه‌های هندو، آشنا شد و این اندیشه‌ها در او تأثیر گذاشتند.[۱]

او به تدریج نظامی از باورهای عرفانی و باطنی پدید آورد که مهم‌ترین آن‌ها تأکید بر مقام «پیر کامل» به‌عنوان واسطهٔ میان خدا و انسان بود. بایزید خود را در این مقام می‌دانست و پیروی از او را راه رسیدن به حقیقت معرفی می‌کرد. او ارکان پنج‌گانهٔ اسلام را تأویل می‌کرد و معنای باطنی آن‌ها را بر ظاهرشان برتری می‌داد. در تعالیمش بر ذکر خفی یعنی یاد خدا در دل و نیز بر قرائت «اسم اعظم» به‌عنوان کلید وصول به حقیقت تأکید داشت. از دیگر باورهای او اعتقاد به تناسخ و حلول بود که به‌شدت با آموزه‌های فقهی اهل‌سنت در تضاد قرار گرفت و موجب تکفیر او شد. بایزید در عین حال جنبش خود را یک حرکت اجتماعی و ملی برای پشتون‌ها می‌دانست و آن را در برابر سلطهٔ مغولان هند و نیز در برابر علمای محافظه‌کار مطرح کرد.[۲]

مهم‌ترین اثر او کتاب خیرالبیان است که به چهار زبان پشتو، فارسی، عربی و «هندوی» (یکی از گویش‌های هندی آن زمان) نوشته شده و از نخستین متون مکتوب پشتو به‌شمار می‌آید. در این کتاب، آموزه‌های عرفانی و باطنی او بیان شده است. آثار دیگری همچون «فتح‌الابصار» و مجموعه‌ای از نامه‌ها با عنوان «مکتوبات» نیز به او منسوب است. گفته می‌شود که اشعار عرفانی نیز سروده، اما شهرت او بیش از هر چیز به خیرالبیان وابسته است.[۳]

آموزه‌های بایزید با مخالفت شدید علمای زمان روبه‌رو شد. اخوند درویزه، عالم دینی سرشناس، او را «پیر تاریک» نامید و پیروانش را به انحراف متهم کرد. جنبش او که به «روشانیه» معروف شد، درگیری‌های نظامی با مغولان و متحدان محلی به‌دنبال داشت و سرانجام بایزید در سال ۹۸۵ هجری قمری در نبردی کشته شد.[۴]

اولیوررا محقق فرانسوی در کتاب افغانستان، اسلام و نوگرایی سیاسی می‌گوید که بایزید روشان معتقد به حلول روح پیامبر در دیگری بوده و منکر آن است که محمد پیامبر اسلام خاتم پیامبران باشد.

خیرالبیان

کتاب خیرالبیان (به معنی نیکوترین گفتار)، مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین اثر بایزید انصاری (پیر روشن) است که آن را در سدهٔ دهم هجری قمری نوشت. این کتاب به‌گونه‌ای ویژه اهمیت دارد زیرا نه‌تنها حاوی آموزه‌های عرفانی و فکری پیر روشن است، بلکه به چهار زبان پشتو، فارسی، عربی و «هندوی» (یکی از گویش‌های هندی رایج در آن زمان) نوشته شده و به همین دلیل نخستین متن شناخته‌شده در ادبیات مکتوب پشتو به شمار می‌آید.[۵]

در خیرالبیان، بایزید نظام عرفانی و فکری خود را شرح داده است. او در این کتاب مفهوم «پیر کامل» را به‌عنوان محور اصلی سلوک معنوی معرفی می‌کند و خود را در این مقام قرار می‌دهد. از نگاه او، بدون پیروی از پیر کامل رسیدن به حقیقت امکان‌پذیر نیست. وی ارکان پنج‌گانهٔ اسلام را به‌گونه‌ای باطنی تفسیر کرده و ظاهر شریعت را در برابر باطن کم‌اهمیت دانسته است.

از دیگر موضوعات مهم خیرالبیان، تأکید بر ذکر خفی است؛ ذکری درونی و قلبی که انسان را به «نور درون» متصل می‌سازد. او در برخی بخش‌های کتاب از «اسم اعظم» به‌عنوان کلید گشایش رازهای الهی یاد می‌کند. در کنار این، باورهایی همچون تناسخ و حلول نیز در لابه‌لای نوشته‌های او دیده می‌شود که موجب انتقاد و تکفیرش از سوی علمای هم‌عصر شد.[۶]

خیرالبیان همچنین رنگ و بوی اصلاح اجتماعی و فرهنگی دارد. پیر روشن در این اثر پشتون‌ها را به بیداری دینی و استقلال فرهنگی دعوت می‌کند و آموزه‌هایش را ابزاری برای مقابله با سلطهٔ مغولان هند و نیز با انحصار علما و صوفیان محافظه‌کار زمانه قرار می‌دهد.

این کتاب، به‌دلیل چندزبانه بودن و پیوند دادن تعالیم عرفانی با زبان پشتو، جایگاهی ممتاز در تاریخ فکری و ادبی افغانستان و پاکستان دارد. هرچند به‌خاطر باورهای جنجالی نویسنده، خیرالبیان در طول تاریخ همواره محل مناقشه بوده است، اما امروزه پژوهشگران آن را نقطهٔ عطفی در ادبیات پشتو و تاریخ تصوف منطقه می‌دانند.[۷]

منابع

  1. «بایزید انصاری». fa.wikifeqh.ir. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.
  2. «پیر روشن و جنبش روشانیه». Ariaye.com. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.
  3. اکبر، س. س. (۱۹۸۹). جنبش‌های فکری و دینی در میان پشتون‌ها. دانشگاه پیشاور. از پارامتر ناشناخته |محل= صرف‌نظر شد (کمک)
  4. «پیر روشن». دانشنامه آریا. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.
  5. «خیرالبیان». fa.wikifeqh.ir. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.
  6. رزاق، محمد (۱۹۹۲). پیر روشن و خیرالبیان. دانشگاه پیشاور. از پارامتر ناشناخته |محل= صرف‌نظر شد (کمک)
  7. «پیر روشن و آثار او». tribune.com.pk. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۲۵.