کاخهای مینوسی
| میراث جهانی یونسکو | |
|---|---|
![]() بخشی از کاخ کنوسوس، بازسازی جنجالی توسط سر آرتور ایوانز | |
| مکان | کرت، یونان |
| معیار ثبت | ii, iii, iv, vi |
| شمارهٔ ثبت | ۱۷۳۳ |
| تاریخ ثبت | ۲۰۲۵ |
| مختصات | ۳۵°۱۴′۵۳″شمالی ۲۴°۵۳′۱۳″شرقی / ۳۵٫۲۴۸°شمالی ۲۴٫۸۸۷°شرقی |
کاخهای مینوسی مجتمعهای ساختمانی عظیمی بودند که در طول عصر برنز در کرت ساخته شدند. آنها اغلب نماد مینوسیها بهشمار میروند و امروزه از مقاصد گردشگری محسوب میشوند.[۱] باستانشناسان عموماً پنج سازه را بهعنوان کاخ میشناسند که عبارتند از کاخهای کنوسوس، فیستوس، مالیا (کرت)، گالاتاس و زاکرس. کاخهای مینوسی از بالهای چندطبقه تشکیل شده بودند که یک حیاط مرکزی مستطیلی و باز را احاطه میکردند. آنها دارای سبک معماری و سازماندهی مشترکی بودند، از جمله فضاهای متمایزی مانند حوضچه تطهیر و سرداب ستوندار. با این حال، هر کاخ ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشت و ظاهر آنها در طول زمان به دلیل بازسازیهای مداوم دچار تغییرات چشمگیری میشد.
کارکرد این کاخها موضوع بحث و گفتگوی مداوم در باستانشناسی مینوسی است. برخلاف عنوان امروزی «کاخ»، عموماً توافق بر این است که آنها در درجه اول بهعنوان اقامتگاه سلطنتی استفاده نمیشدند. مشخص شده است که این مجتمعها شامل زیارتگاهها، فضاهای باز برای جشنهای همگانی، کارگاههای صنعتی و همچنین انبارهایی برای ذخیرهسازی مازاد محصولات کشاورزی بودهاند. بایگانیهای لوحهای خط ا و خط ب نشان میدهند که این مراکز تا حدی بهعنوان مراکز اداری محلی عمل میکردند.
نخستین کاخها در حدود سال ۱۹۰۰ پیش از میلاد، بهعنوان نقطه اوج روندهای اجتماعی و معماری درازمدت ساخته شدند. این کاخهای اولیه در حدود سال ۱۷۰۰ پیش از میلاد بر اثر زمینلرزه ویران شدند، اما در مقیاسی بزرگتر بازسازی گشتند و کاخهای جدیدی نیز در محوطههای دیگر پدیدار شدند. در حدود سال ۱۴۵۰ پیش از میلاد، موجی از ویرانیهای شدید همه کاخها بهجز کنوسوس را نابود کرد؛ خود کنوسوس نیز حدود یک قرن بعد ویران شد.
تعریف و اصطلاحشناسی
واژه «کاخ» نخستینبار توسط آرتور ایوانز مطرح شد که کنوسوس را بهعنوان اقامتگاه یک «شاه-کاهن» تفسیر کرده بود. این واژه بهطور کلی حفظ شده است، هرچند پژوهشگران بعدی بخش عمدهای از تفسیر ایوانز را رد کردهاند.[۲] با این حال، اصطلاحات جایگزینی مانند «ساختمان حیاطدار» و «ساختمان حیاطمحور» نیز پیشنهاد شدهاند که ویژگیهای سازهها را بر اساس شکل ظاهریشان توصیف میکنند و در عین حال در قبال کارکرد آنها بیطرف میمانند.[۳][۴] شمار زیادی از اصطلاحات دیگر در باستانشناسی مینوسی نیز با هشدارهای مشابهی همراه هستند؛ برای نمونه، اصطلاح «حوضچه تطهیر» اغلب برای اشاره به یک ویژگی معماری خاص به کار میرود، حتی توسط پژوهشگرانی که باور ندارند این فضوها برای آیین طهارت استفاده میشدهاند.[۵]
معماری

ویژگی شاخص یک کاخ مینوسی، چیدمان بالهای چندطبقه آن در اطراف یک حیاط مرکزی مستطیلشکل است. علاوه بر این، کاخها در عناصر معماری دیگری نظیر انواع اتاقها، سبکهای تزئینی و تمایلات مشترک در طراحی نقشه نیز سهیم بودند. نقشه کف آنها را معمولاً «هزارتویی» توصیف میکنند؛ چرا که راهروها اغلب مسیرهای پرپیچوقمی را حتی میان اتاقهایی که دیوار مشترک داشتند طی میکردند. آنها در سازماندهی فضایی نیز تمایلات مشابهی نشان میدادند، برای نمونه انبارهای اصلی و بخشهای صنعتی آنها در بالهای شمالی و شمالغربی قرار داشتند.[۶] کاخها معمولاً در مرکز یک سکونتگاه بزرگتر قرار داشتند و همواره بهروشنی از باقی شهر جدا نشده بودند.[۷]
با وجود عناصر معماری مشترک، هر کاخ ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشت. برای مثال، اگرچه کاخها از یک سازماندهی کلی یکسان پیروی میکردند، اما نقشه دقیق فضایی آنها بینظیر و اختصاصی بود.[۶] به همین ترتیب، با وجود داشتن تناسبات مشابه، ابعاد آنها تفاوتهای چشمگیری داشت. در عصر کاخهای جدید، کنوسوس دو برابر مالیا و فیستوس و سه برابر گالاتاس و زاکرس وسعت داشت.[۸][۶] کاخها همچنین در طول دوره حیات خود دچار تغییرات شدیدی شدند و بسیاری از آشناترین ویژگیهای آنها تنها در عصر کاخهای جدید پدیدار گشتند.[۹]
حیاطهای مرکزی
_-_London_BM_-_02.jpg)
کاخهای مینوسی حول یک «حیاط مرکزی» مستطیلی سازماندهی میشدند. در هر کاخ، حیاط دارای تناسب ۲ به ۱ بود و ضلع طولانیتر آن در جهت شمالی-جنوبی قرار داشت. این جهتگیری تابش نور خورشید را به حداکثر میرساند و اتاقهای مهم در نمای داخلی بال غربی را به سمت خورشیدِ در حال طلوع هدایت میکرد. حیاطهای مرکزی معمولاً با توپوگرافی اطراف، بهویژه با کوههای مقدس همجوار همراستا بودند. برای نمونه، کاخ فیستوس با کوه ایدا (یونان) و کنوسوس با کوه جوکتاس همراستا است. حیاطهای مرکزی در کنوسوس، فیستوس و مالیا از نظر مساحت تقریباً هماندازه بودند و ابعادی حدود ۲۴ در ۵۲ متر داشتند. زاکرس حیاط مرکزی کوچکتری داشت که ابعاد آن حدود ۱۲ در ۲۹ متر بود.[۶][۱۰][۱۱]
حیاطهای مرکزی برای آیینها و جشنها استفاده میشدند. باور بر این است که یکی از این جشنها در «دیوارنگاره جایگاه ویژه» یافتشده در کنوسوس به تصویر کشیده شده است. محرابهای کشفشده در حیاط برخی کاخها نشاندهنده انواع دیگری از فعالیتهای آیینی هستند. برخی از پژوهشگران پیشنهاد کردهاند که مراسم جهش از روی گاو ممکن است در این حیاطها برگزار میشده است، اگرچه گروهی دیگر استدلال میکنند که سنگفرش حیاط برای حیوانات یا افراد مناسب نبوده و ورودیهای محدود، این نمایش را بیش از حد از دید عموم دور نگه میداشته است.[۶][۱۰]
حیاطهای غربی
.jpg)
«حیاط غربی» یک فضای عمومی وسیع بود که درست در بیرونیترین قسمت ورودی اصلی کاخ قرار داشت. برخلاف حیاط مرکزی، حیاط غربی در خارج از محوطه محصور کاخ واقع شده بود و بنابراین از بخش پایینی شهر بهراحتی قابل دسترسی بود. در دوره کاخهای نخستین، در اطراف حیاطها مسیرهای سنگفرش شده سنگچینِ مثلثیشکل و گودالهای دایرهای با دیواره سنگی قرار داشت که حفاران آنها را به نام یک شیرینی دایرهایشکل کرتی، «کولورس» (Kouloures) نامیدند. کولورسها به اشکال مختلفی مانند انبار غله، آبانبار و محل کاشت درختان مقدس تفسیر شدهاند. این گودالها هنگام گسترش حیاطهای غربی در دوره کاخهای جدید برچیده شدند.[۶][۷][۱۲]
حیاطهای غربی مجاور نماهای شکوه مند غربی کاخها بودند که بر آنها سایه میافکندند. همانند پیشینیان خود در خاور نزدیک، نماهای غربی دارای تورفتگیهایی بودند که شکوه آیینهای عمومی را افزایش میداد و آنچه را که گاهی «پنجره ظهور» مینامند، ایجاد میکردند.[۶][۷][۱۳] اعتقاد بر این است که حیاطهای غربی بر خلاف حیاطهای مرکزی که آیینهای آنها با حضور جمعیت کوچکتری از نخبگان برگزار میشد، برای جشنهای عمومی به کار میرفتهاند. به نظر میرسد «دیوارنگاره بیشه مقدس» چنین آیینی را در کنوسوس به تصویر میکشد، بهطوری که حیاط غربی با مسیرهای سنگفرششدهاش قابل تشخیص است.[۶][۷]پپ
تالار مینوسی
از «تالار مینوسی» بهعنوان «جوهر واقعی معماری مینوسی» یاد شده است.[۱۴] این تالارها که معمولاً در ضلع شمالی کاخها قرار داشتند، شامل یک اتاق اصلی، یک پیشتالار و یک نورگیر بودند. بخش نورگیر با سلسلهای از درهای چوبی متصل به جرزها (ستونپایهها) از اتاق اصلی جدا میشد؛ ساختاری که «دیوارچه جرز و در» نامیده میشود. ساکنان میتوانستند با باز یا بستن این درها، میزان نور و جریان هوا را کنترل کرده و تالار را به یک فضای داخلی یا خارجی تبدیل کنند.[۶][۱۵]
در خود این تالارها آثار باستانی کمی یافت شده است، بنابراین شواهد کمی دربارهٔ نوع فعالیتهای انجامشده در آنها وجود دارد. با این حال، چندین نمونه از این تالارها در نزدیکی بایگانیهای لوحهای گلی قرار دارند که احتمال استفاده از آنها بهعنوان محل تجمع دیوانسالاران را مطرح میکند.[۶]
حوضچههای تطهیر

حوضچههای تطهیر، اتاقکهای مستطیلشکل کوچکی هستند که در کف اتاقهای اطراف فرورفتهاند. دسترسی به آنها از طریق یک پلکان نازل L-شکل امکانپذیر است و بالای آنها باز است، بهطوری که افراد داخل آن از بالا قابل مشاهده بودند. هر کاخ حداقل یک حوضچه تطهیر داشت و کاخ فیستوس دارای چهار حوضچه از این نوع بود.[۶][۱۰][۱۶]
فرض بر این است که از این حوضچهها برای آیینها و مناسک استفاده میشده است، بهویژه با توجه به اینکه حداقل برخی از آنها با دیوارنگارههایی با مضمون مذهبی تزئین شده بودند. با این حال، کارکرد دقیق آنها ناشناخته است. اصطلاح «حوضچه تطهیر» توسط آرتور ایوانز ابداع شد؛ او صراحیهای مرهم را در یک حوضچه تطهیر در کنوسوس یافت و استنباط کرد که از آن برای آیینهای تدهین استفاده میشده است. پژوهشگران بعدی آنها را بهعنوان پیشدرآمد نهانخانه در یونان کلاسیک یا محل برگزاری مناسک تشرف تفسیر کردهاند. فرض جایگزین دیگری آنها را حمام میداند، اگرچه آنها فاقد راه فاضلاب هستند و هیچ نشانهای از فرسایش ناشی از آب در آنها دیده نمیشود.[۶][۱۰][۱۶]
حوضچههای تطهیر در طول بازسازیهایی که آغاز دوره کاخهای جدید (MM III، حدود ۱۷۵۰–۱۷۰۰ پ. م) را رقم زد، به کاخها اضافه شدند.[۱۷] نمونههای قدیمیتری نیز از دوره کاخهای نخستین وجود دارند، اما تنها در دوره کاخهای جدید رایج شدند و شکل استاندارد خود را گرفتند. این حوضچهها در دوره LM IB (حدود ۱۶۲۵–۱۴۷۰ پ. م) از رونق افتادند و پر شدند؛ همزمان با یک تغییر سراسری در آئینهای مذهبی جزیره که منجر به متروک شدن زیارتگاههای کوهستانی نیز شد.[۶][۱۰]
سردابهای ستوندار

سردابهای ستوندار، اتاقهای تاریک و کوچکی بودند که یک یا چند ستون مربعی در مرکز آنها قرار داشت. روی این ستونها اغلب نشان تبَر دوسر حکاکی میشد و گاهی با جویها یا حوضچههایی همراه بود که احتمالاً برای آیینهای افشانش (ریختن مایعات مقدس) استفاده میشدند. این سردابها معمولاً در طبقات پایینی و نزدیک انبارهای نگهداری، اغلب درست زیر یک اتاق عبادت قرار داشتند. آنها گاهی بهعنوان معادلهای دستساز بشر برای غارها تفسیر میشوند؛ جایی که عبادتها اغلب حول محور چکیدهسنگها و چکندهسنگهای حکاکیشده با تبر دوسر متمرکز بود. مانند حوضچههای تطهیر، سردابهای ستوندار در ویلاها نیز دیده میشوند. با این حال، آنها در مقبرهها نیز یافت شدهاند که نشان میدهد استفاده آیینی از آنها ممکن است ارتباطی با مردگان داشته باشد. همانند حوضچههای تطهیر، این اتاقها نیز در طول دوره LM IB (حدود ۱۶۲۵–۱۴۷۰ پ. م) از رونق افتادند و متروک شدند.[۶][۱۰]
کارکرد

کاخها بهطور سنتی بهعنوان مقر قدرت تلفیقی سیاسی، اقتصادی و مذهبی شناخته میشوند که بر یک اقتصاد کاخی ریاست میکرد. از این رو، توسعه آنها اغلب بهعنوان نشانهای از قشربندی و شکلگیری جوامع در سطح دولت در کرت تلقی میشود. اگرچه این دیدگاه هنوز در میان پژوهشگران گسترده است، اما مورد تردید نیز قرار گرفته است. بهویژه، به نظر میرسد کارکردهای کاخها بر اساس زمان و محوطه متفاوت بوده و بسیاری از کارکردهای بهظاهر کاخی در انواع دیگری از ساختمانها نیز رخ میداده است؛ بنابراین، نقش کاخها در جامعه مینوسی همچنان موضوع بحثهای علمی است.[۳][۱۸][۱۹]
خط و مهروموم کردن اغلب بهعنوان مدرکی برای نگارش کاخها بهعنوان مراکزی برای مدیریت منطقهای در نظر گرفته میشود. برای نمونه، اسناد بهدستآمده از کنوسوس نشان میدهد که این مرکز در دوره کاخهای نخستین، گلههای بزرگ گوسفند را مدیریت میکرده و همچنین به نظر میرسد مبادلات مربوط به انجیر، اولیو (زیتون)، غلات و سایر محصولات را ثبت کرده است.[۳] [الف] اسناد بعدی خط ب مازاد محصولات کشاورزی را ثبت کردهاند که بسیار فراتر از نیازهای معیشتی محلی بوده است، از جمله ۹۶۰٬۰۰۰ لیتر غلات از محلی به نام دا-وو (Da-wo).[۲۰] با این حال، هم خط و هم مهروموم کردن قدمتی بیشتر از ساخت کاخها دارند و هرگز منحصر به آنها نبودند.[۳] برای مثال، شواهد دیوانسالاری اداری در کاخ فیستوس کمتر از ساختمانهای غیرکاخی در محوطه نزدیک آن، یعنی آگیا ترایادا است.[۲۱] به همین ترتیب، حتی در دورههایی که شواهد روشنی از بازتوزیع مبتنی بر کاخ وجود دارد، همچنان فعالیتهای اقتصادی خارج از کنترل کاخها در جریان بوده است.[۳]
برخلاف ساختمانهای خاور نزدیک که بر آنها تأثیر گذاشتند، کاخهای مینوسی دژهای محکم و امنیتی نبودند و حداقل تا حدی برای ساکنان شهرهای مجاور قابل دسترسی بودند. به همین ترتیب، در حالی که جوامع خاور نزدیک دارای ساختمانهای مجزایی بودند که بهعنوان کاخ و معبد عمل میکردند، معماری مینوسی هیچ تمایز آشکاری از این دست قائل نمیشود.[۲۲][۲۳] برخی از پژوهشگران این پرسش را مطرح کردهاند که آیا این کارکردها واقعاً زیر یک سقف گروهبندی شده بودند یا اینکه ما به نوعی کاخها را بهطور بنیادی اشتباه فهمیدهایم.[۳]
به همین ترتیب، به نظر نمیرسد آنها مقر پادشاهان یا یک قدرت متمرکز بوده باشند.[۲۲][۲۴] شواهد جدید نشان میدهد که کاخها بهجای تولیدکننده بسیاری از کالاهای مرتبط با خود (مانند ظروف کامارس)، عمدتاً مصرفکننده آنها بودند، اگرچه شواهد محدودی از تولید در محل کاخها وجود دارد. یک استثنای بزرگ، وزنه دوکهای کشفشده در کنوسوس و فیستوس است.[۳]
حیاطهای کاخها عموماً بهعنوان فضاهایی برای آیینهای عمومی در نظر گرفته میشوند، اگرچه ماهیت این آیینها ناشناخته است. یک فرضیه پیشنهاد میکند که از حیاطهای غربی برای جشن برداشت محصول استفاده میشده است. این دیدگاه عمدتاً بر اساس تفسیر کولورس بهعنوان انبار غله است. با این حال، این تفسیر به این دلیل که کولورسها فاقد نوعی پوشش یا آستر لازم برای خشک نگه داشتن غلات بودند، مورد تردید قرار گرفته است.[۲۵]
کاخها دارای امکانات ذخیرهسازی گستردهای بودند که برای کالاهای کشاورزی و همچنین ظروف غذاخوری استفاده میشد. مجموعههای عظیمی از ظروف غذاخوری باکیفیت بالا در کاخها نگهداری میشد که اغلب در جاهای دیگر تولید شده بودند. برای نمونه، ظروف کامارس یافتشده در کنوسوس احتمالاً در مسارا ساخته شده بودند.[۳]
سیر تاریخی
نخستین کاخها معمولاً به دوره MM IB (حدود ۱۹۲۵–۱۸۷۵ پیش از میلاد) نسبت داده میشوند.[ب] ظهور آنها نقطه اوج ناگهانی روندهای درازمدت اجتماعی و معماری بود و آغاز «عصر کاخهای نخستین» (Protopalatial) را رقم زد.[۲۶] کاخهای نخستین در اواخر دوره MM IIB (حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد)، ظاهراً بر اثر زمینلرزه ویران شدند. کاخهای جدیدی در طول دوره MM III (حدود ۱۷۵۰–۱۷۰۰ پیش از میلاد) ساخته شدند که آغاز «عصر کاخهای جدید» (Neopalatial) بود؛ دورهای که اغلب بهعنوان مرحله پختگی تمدن مینوسی شناخته میشود. کاخهای جدید در جریان موجی از ویرانیهای شدید که در اواخر دوره LM IB (حدود ۱۴۷۰ پیش از میلاد) جزیره را لرزاند، نابود شدند. پس از آن، تنها کنوسوس در طول «عصر تککاخی» (Monopalatial) به حیات خود ادامه داد؛ دورهای که در آن نخبگان میسنی بر جزیره حکومت میکردند و یک فرهنگ ترکیبی «میسنی-مینوسی» را شکل دادند. کاخ کنوسوس نیز در نقطهای نامشخص حدود یک قرن بعد ویران شد و پایان عصر کاخهای مینوسی را رقم زد.
پیشینههای اولیه

کاخها در محوطههایی ساخته شدند که برای مدتهای طولانی فضاهای عمومی مهمی محسوب میشدند. بهویژه، برگزاری ضیافتهای عمومی در مناطقی که بعدها به حیاطهای مرکزی و غربی تبدیل شدند، قدمتی تا دوران نوسنگی دارد.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰] در طول دوره مینوسی پیشین، این مناطق تا حدی بهصورت تراس (تراسبندی) بودند و ساختمانهای باشکوهی در اطراف آنها ساخته شده بود. این ساختمانهای اولیه به دلیل از بین رفتن بخش اعظم بقایای آنها در ساختوسازهای بعدی، بهخوبی شناخته شده نیستند. با این حال، ردپای ساختوسازهای اولیه در کنوسوس در سراسر منطقه کاخهای بعدی یافت میشود؛ از جمله بخشی از یک دیوار بلند متعلق به دوره EM III (حدود ۲۲۰۰–۲۱۰م پ. م) که احتمالاً نشاندهنده توسعه کلی این محوطه است.[۳۱][۳۰] در مالیا، بقایای اولیه به قدری قابل توجه است که برخی از باستانشناسان استدلال کردهاند یک کاخ کامل تا دوره EM III (حدود ۲۲۰۰–۲۱۰م پ. م) و شاید حتی یک پیشزمینه در دوره EM II (حدود ۲۶۵۰–۲۲۰۰ پ. م) وجود داشته است.[۶][۲۹][۳۲]
این تحولات اولیه در محوطه کاخها همزمان با ساختوسازهای مشابه در زیارتگاههای کوهستانی و غارهای مقدس کرت رخ داد.[۳۳] این روندها نشان میدهد که کاخها بهعنوان بخشی از یک الگوی گستردهتر برای نهادینهسازی سنتهای قدیمیتر ساخته شدهاند؛ به نحوی که گروههای خاصی در جامعه مینوسی بر فضاهای مهم و فعالیتهایی که در آنجا انجام میشد، اعمال کنترل میکردند.[۳۴][۲۸][۲۹] یکی از نظریهها که توسط استوارت منینگ مطرح شده، این تحولات اجتماعی را به گسترش و سپس رکود تجارت بینالمللی نسبت میدهد. در طول دوره EM II (حدود ۲۶۵۰–۲۲۰۰ پ. م)، مینوسیها روابط اقتصادی را در سراسر مدیترانه شرقی برقرار کرده بودند و از طریق کالاهای تجملاتی وارداتی، فرهنگ محلیِ رقابت میان نخبگان را به وجود آوردند. زمانی که تجارت بینالمللی در دوره EM III (حدود ۲۲۰۰–۲۱۰م پ. م) فروپاشید، این کالاها کمیاب شدند و همین امر، جایگاه و اعتبار کسانی را که دسترسی به آنها را حفظ و کنترل میکردند، افزایش داد.[۳۵]
یادداشتها
- ↑ در طول دوره کاخهای نخستین، ثبتیات با استفاده از خط ا و هیروگلیفهای کرتی انجام میشد که هر دو عمدتاً رمزگشایینشده باقی ماندهاند. با این حال، سیستم عددی و برخی از نشانههای واژهنگار رمزگشایی شدهاند که به پژوهشگران اجازه میدهد اطلاعات منتقلشده را در برخی موارد بازبازیابی کنند.
- ↑ تاریخ مینوسی به دورههای مینوسی پیشین، مینوسی میانین و مینوسی پسین تقسیم میشود و در صورت نیاز، بخشبندیهای جزئیتری دارد. این تاریخگذاری نسبی مبتنی بر سبکهای سفالگری از آن جهت ضروری است که تاریخهای دقیق در تاریخگذاری مطلق اغلب نامشخص هستند. برای جزئیات بیشتر به مقاله گاهشماری مینوسی مراجعه کنید.
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. p. 63. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ مری برد (کلاسیک), "Builder of Ruins", p. 20, in Confronting the Classics: Traditions, Adventures, and Innovations, 2013, Liveright, شابک ۹۷۸۰۸۷۱۴۰۷۱۶۰, google books
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Schoep, Ilse (2012). "Crete". In Cline, Eric (ed.). The Oxford Handbook of the Bronze Age Aegean. Oxford University Press. pp. 113–125. doi:10.1093/oxfordhb/9780199873609.013.0008. ISBN 978-0-19-987360-9.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. viii.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. viii.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Hitchcock, Louise (2012). "Minoan Architecture". In Cline, Eric (ed.). The Oxford Handbook of the Bronze Age Aegean. Oxford University Press. pp. 189–199. doi:10.1093/oxfordhb/9780199873609.013.0014. ISBN 978-0-19-987360-9.
- 1 2 3 4 Neer, Richard (2012). Art and Archaeology of the Greek World. Thames and Hudson. p. 26. ISBN 978-0-500-05166-5.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. 84.
- ↑ Younger, John; Rehak, Paul (2008). "The Material Culture of Neopalatial Crete". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 111, 156–157. doi:10.1017/CCOL9780521814447.007. ISBN 978-0-521-89127-1.
- 1 2 3 4 5 6 Lupack, Susan (2012). "Crete". In Cline, Eric (ed.). The Oxford Handbook of the Bronze Age Aegean. Oxford University Press. pp. 251–262. doi:10.1093/oxfordhb/9780199873609.013.0019. ISBN 978-0-19-987360-9.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 84–85.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 57, 60.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. 57.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 64, 88, 177.
- ↑ Neer, Richard (2012). Art and Archaeology of the Greek World. Thames and Hudson. p. 29. ISBN 978-0-500-05166-5.
- 1 2 Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. pp. 94, 100, 125–126. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ Younger, John; Rehak, Paul (2008). "The Material Culture of Neopalatial Crete". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 156–157. doi:10.1017/CCOL9780521814447.007. ISBN 978-0-521-89127-1.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 54, 67, 89, 100.
- ↑ Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. pp. 89–92. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 117–118.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. 92.
- 1 2 Watrous, L. Vance (2021). Minoan Crete: An Introduction. Cambridge University Press. pp. 68–69. ISBN 978-1-108-44049-3.
- ↑ Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. p. 65. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. p. 64. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ Preziosi, Donald; Hitchcock, Louise (1999). Aegean. Oxford University Press. pp. 79–86. ISBN 978-0-19-284208-4.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. pp. 41, 43.
- ↑ Stuart, Manning (2008). "Protopalatial Crete: Formation of the Palaces". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 107–108. doi:10.1017/CCOL9780521814447.005. ISBN 978-0-521-89127-1.
- 1 2 Watrous, L. Vance (2021). Minoan Crete: An Introduction. Cambridge University Press. p. 68. ISBN 978-1-108-44049-3.
- 1 2 3 McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. 43.
- 1 2 MacDonald, Colin (2012). "Knossos". In Cline, Eric (ed.). The Oxford Handbook of the Bronze Age Aegean. Oxford University Press. pp. 529–542. doi:10.1093/oxfordhb/9780199873609.013.0040. ISBN 978-0-19-987360-9.
- ↑ McEnroe, John C. (2010). Architecture of Minoan Crete: Constructing Identity in the Aegean Bronze Age. Austin: University of Texas Press. p. 41.
- ↑ Stuart, Manning (2008). "Protopalatial Crete: Formation of the Palaces". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. p. 110. doi:10.1017/CCOL9780521814447.005. ISBN 978-0-521-89127-1.
- ↑ Stuart, Manning (2008). "Protopalatial Crete: Formation of the Palaces". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 110–114. doi:10.1017/CCOL9780521814447.005. ISBN 978-0-521-89127-1.
- ↑ Stuart, Manning (2008). "Protopalatial Crete: Formation of the Palaces". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 106–108. doi:10.1017/CCOL9780521814447.005. ISBN 978-0-521-89127-1.
- ↑ Stuart, Manning (2008). "Protopalatial Crete: Formation of the Palaces". In Shelmerdine, Cynthia (ed.). The Cambridge Companion to the Aegean Bronze Age. Cambridge University Press. pp. 116–117. doi:10.1017/CCOL9780521814447.005. ISBN 978-0-521-89127-1.
پیوند به بیرون
- پیشاهندواروپاییها
- تاریخ کرت
- مینوسیها
