یعقوبیگرایی
| جنبش یعقوبیگرایی | |
|---|---|
| ایرلندی: Seacaibíteachas گیلی اسکاتلندی: Na Seumasaich | |
![]() Representation of The Jacobite 1745 flag. | |
| رهبران | جیمز دوم (انگلستان (۱۶۸۸–۱۷۰۱) James III and VIII of England (۱۷۰۱–۱۷۶۶) چارلز ادوارد استوارت (۱۷۶۶–۱۷۸۸) Henry IX of England (۱۷۸۸–۱۸۰۷) |
| تاریخ فعالیت | ۱۶۸۸–۱۷۸۰ سالهای |
| مقر | Several headquarters: |
| مناطق فعالیت | بریتانیای کبیر |
| ایدئولوژی |
|
| متحدان | |
| مخالفان | |
| درگیریها و جنگها | انقلاب شکوهمند (۱۶۸۸–۱۶۸۹) Jacobite risings (1689–1759) |
یعقوبیگرایی یا ژاکوبیتگرایی (به انگلیسی: Jacobitism)، (به گیلی اسکاتلندی: Seumasachas) (به ایرلندی: Seacaibíteachas) یک ایدئولوژی و جنبش سیاسی در بریتانیا و ایرلند بود که که از بازگشت دودمان استوارت و به طور خاص جیمز دوم به تاج و تخت انگلستان، اسکاتلند و ایرلند دفاع میکرد. این جنبش زمانی آغاز شد که جیمز دوم انگلستان پس از انقلاب شکوهمند در نوامبر ۱۶۸۸، به تبعید رفت. در پی این اقدام، پارلمان انگلستان حکم داد که او تخت پادشاهی را «رها کرده» است و بنابراین، تاج و تخت به دختر پروتستان او، ماری دوم انگلستان و خواهرزادهاش، ویلیام سوم (همسر ماری) واگذار شد. کنوانسیون اسکاتلند نیز بر همین اساس، در آوریل همان سال، تاج و تخت اسکاتلند را به ماری و ویلیام اعطا کرد.[۱]
جنبش یعقوبیگرایی یا ژاکوبیتگرایی (Jacobitism) نام خود را از جیمز دوم، پادشاه مخلوع گرفته است. این نامگذاری با استفاده از واژهی ژاکوبوس (Jacobus) صورت گرفت که فرم رنسانس لاتین نام او بود. ژاکوبوس (Jacobus) و جیمز (James) هر دو از ریشه اصلی لاتین Iacomus و در نهایت از نام عبری "یعقوب" (به عبری: יַעֲקֹב) مشتق شدهاند. جیمز (James) شکل انگلیسی رایج و ژاکوبوس (Jacobus) شکل لاتین رسمی این نام است.
در پی برکناری جیمز دوم در سال ۱۶۸۸ و جانشینی مشترک دخترش ماری دوم، و همسر او ویلیام سوم (پسر عموی درجهٔ اول او و برادرزاده جیمز) بر بریتانیا، خاندان استوارت در تبعید زندگی میکردند. گاهی از سوی آنها و پشتیبانانشان برای به دست آوردن دوبارهٔ تاج و تخت تلاشهایی صورت میگرفت. مواضع قدرت یعقوبیگرایان بخشهایی از ارتفاعات اسکاتلند و دشت شمال شرق اسکاتلند، ایرلند، و بخشهایی از انگلستان شمالی (عمدتاً در شهرستان نورثآمبرلند و لانکاشر) بود. پشتیبانی قابل توجهی نیز در ویلز و جنوب غرب انگلستان وجود داشت.
اصول جنبش
- اصول مبنایی: انقلاب شکوهمند، اصل قرارداد بین پادشاه و مردم را ایجاد کرد که بر اساس آن، اگر پادشاه این قرارداد را نقض کند، قابل عزل است. یک اصل کلیدی ژاکوبیتگرایی در تضاد با این اصل بود: «پادشاهان توسط خدا منصوب میشوند». بنابراین آنها حکومت پس از ۱۶۸۸ را نامشروع میدانستند.
- عملکرد اجتماعی: ژاکوبیتگرایی در عین حال به عنوان مجرایی برای ابراز نارضایتیهای مردمی عمل میکرد، و بنابراین ترکیبی پیچیده از ایدهها بود که بسیاری از آنها مورد مخالفت خود خاندان استوارت نیز قرار داشتند.[۱]
زمینه سیاسی
ایدئولوژی ژاکوبیتگرایی با جیمز ششم و اول آغاز شد. او در سال ۱۶۰۳ اولین پادشاهی بود که بر هر سه قلمرو انگلستان، اسکاتلند و ایرلند حکومت کرد.اساس این ایدئولوژی بر حق الهی پادشاهان (Divine Right) استوار بود، که ادعا میکرد اقتدار پادشاه مستقیماً از جانب خدا سرچشمه میگیرد و انتقال تاج و تخت از طریق حق موروثی غیرقابلابطال است. جیمز و حامیانش بر حق خود برای سلطنت از طریق خون (نسب) تأکید میکردند تا از بروز جنجال در مورد انتصاب او به عنوان جانشین الیزابت اول جلوگیری کنند.[۲] نظریهپردازی ژاکوبیتگراها به این ترتیب نیاز به پارلمانها را از بین میبرد و مستلزم درهمآمیختگی و اتحاد سیاسی و مذهبی بود. این مفاهیم بهطور گستردهای در هر سه قلمرو نامحبوب بودند، اما بهویژه در انگلستان مورد مخالفت شدید قرار داشتند.[۳] اصل حق الهی پادشاهان هم با وفاداری کاتولیکها به پاپ و هم با پروتستانهای غیرهمسو در تعارض بود. دلیل این تعارض این بود که هر دو گروه معتقد بودند مرجعی (پاپ یا کتاب مقدس) وجود دارد که بالاتر از پادشاه قرار دارد، و این مستقیماً با ادعای پادشاه مبنی بر اقتدار مطلق و الهی او در تضاد است. در سال ۱۵۷۶، کتاب "شش دفتر جمهوری" (Six livres de la République) اثر ژان بودَن (Jean Bodin) منتشر شد که در آن دکترین حاکمیت مطلقه و تجزیهناپذیر نظریهپردازی شد. جیمز از ایده حاکمیت مطلقهی «بودن» بهره گرفت. به گفته جیمز، پادشاه نه تنها مطلق بود، بلکه قدرت مطلق خود را از طریق حق الهی اعمال میکرد. پادشاه با حق الهی به سلطنت رسید و قدرت خود را با حق الهی اعمال میکرد و پاسخگوی هیچکس جز خدا نبود. در حمایت از این نظریه، مجموعهای از اندیشههای سیاسی و الهیاتی وجود داشت که بخش عمدهای از آن در مخالفت با ادعاها و دخالتهای پاپ در انگلستان رشد کرده بود. کنترل کامل بر کلیسا بخش ضروری از حاکمیتی بود که جیمز مدعی آن بود.[۴] اعتقاد قرن هفدهم مبنی بر یکی بودن «دین راستین» و «حکومت خوب» باعث میشد اختلافات مذهبی مستقیماً به درگیریهای سیاسی دامن بزند. افزون بر این وقتی هزارهگرایی پس از اصلاحات پروتستانی و به ویژه در قرن هفدهم در انگلستان به شدت احیا شد به پروتستانها انگیزه داد که فعالانه برای «تطهیر» و «اصلاح» جامعه تلاش کنند تا آن را برای ظهور مسیح آماده سازند. بسیاری از پروتستانها این مسائل را فوری و واقعی تلقی کردند و برای اصلاح دولت اقدامات رادیکال انجام دادند.[۵] چارلز اول، پسرش، این سیاستها را با حکومت یازده ساله بدون پارلمان و اعمال تغییرات مذهبی تندرو ادامه داد و بحران سیاسی بزرگی ایجاد کرد.[۶] اقدامات مشابه در اسکاتلند، باعث وقوع جنگهای اسقفها (Bishops' Wars) در سالهای ۱۶۳۹ تا ۱۶۴۰ و استقرار یک حکومت کوونانتر شد.[۷] شورش ایرلند (۱۶۴۱)، که در نتیجه مصادره زمینها و تبعیض ضد کاتولیکها رخ داد، گرچه قرار بود یک کودتای بدون خونریزی باشد، اما به فجایع خشونتآمیز منجر شد. اگرچه هم چارلز اول و هم پارلمان بر سر سرکوب شورش توافق داشتند، اما بیاعتمادی متقابل آنها بر سر کنترل ارتش، مستقیماً به آغاز اولین جنگ داخلی انگلستان در ۱۶۴۲ انجامید. شورشیان ایرلندی در قالب کنفدراسیون کاتولیک به چارلز اعلام وفاداری کردند، اما او نیز به نوبه خود قانونی را برای تأمین مالی جنگ از طریق مصادره زمینهای کاتولیکها تأیید کرد. این شرایط به یک درگیری سهجانبه در ایرلند (کنفدراسیون، سلطنتطلبان و کوونانترها) انجامید که در نهایت با پیروزی اُلیور کرامول (۱۶۴۹-۱۶۵۲)، مصادره گسترده زمینهای کاتولیکها و ادغام سه پادشاهی در مشترکالمنافع انگلستان پایان یافت. سلطنت خاندان استوارت در سال ۱۶۶۰ احیا شد، اما نگرانیها در مورد نفوذ فرانسه و کاتولیکها باقی ماند. جیمز دوم در سال ۱۶۸۵ با حمایت گسترده به پادشاهی رسید، زیرا مردم او را به دلیل سن بالا و وجود دختر پروتستانش ماری، یک حاکم موقت میدیدند. با این حال، انتصاب ریچارد تالبوت (کاتولیک) به عنوان حاکم ایرلند، تلاش او برای لغو محدودیتهای مدنی کاتولیکها با استفاده از قدرت شخصی، و تولد پسرش (که احتمال یک دودمان کاتولیک را ایجاد کرد) حمایت عمومی او را از بین برد. در سال ۱۶۸۸، نخبگان سیاسی از ویلیام اورانژ و ماری برای یک مداخله مسلحانه دعوت کردند، که منجر به فرار جیمز (انقلاب شکوهمند) و مشترکاً پادشاه شدن ویلیام و ماری در ۱۶۸۹ شد. اگرچه ریشههای فکری ایدئولوژی ژاکوبیتگرایی به زمان جیمز ششم و اول (پدر چارلز اول) در اوایل قرن هفدهم بازمیگردد که اصل حق الهی پادشاهان را مطرح کرد، اما خود جنبش سیاسی ژاکوبیتها برای اولین بار پس از انقلاب شکوهمند تشکیل شد.[۱]
سرانجام
جیمز دوم در نوامبر ۱۶۸۸ در جریان انقلاب شکوهمند توسط ارتش مهاجم ویلیام اورانژ سرنگون شد. او در دسامبر ۱۶۸۸ از انگلستان فرار کرد و به تبعید در فرانسه رفت، جایی که لوئی چهاردهم او را به عنوان پادشاه قانونی بریتانیا پذیرفت. او با ۶۰۰۰ سرباز فرانسوی در ۱۲ مارس ۱۶۸۹ در کورک ایرلند (Cork) پیاده شد.
پیروان ژاکوبیتگرایی (یا یعقوبیگرایی) علیه دولت بریتانیا در چندین مورد بین سالهای ۱۶۸۸ و ۱۷۴۶ شورش کردند. با این حال، در خود ایرلند، مقاومت ژاکوبیتها پس از جنگ ویلیامیتی در ایرلند (۱۶۸۹-۱۶۹۱) و شکستهای نهایی در نبردهای بوین و آگریم به پایان رسید.
گرچه قیامهای ژاکوبیتی در اسکاتلند و انگلستان ادامه یافت و گاهی از حمایت فرانسه یا اسپانیا برخوردار بود، این جنبش عمدتاً در بخشهایی از اسکاتلند و ایرلند قویتر بود و منجر به قیامهای بزرگی (به ویژه در سالهای ۱۷۱۵ و ۱۷۴۵) شد. در نهایت، با شکست نهایی قیام ۱۷۴۵ در سال ۱۷۴۶، به طور کامل به ژاکوبیتگرایی به عنوان یک نیروی سیاسی جدی و تهدیدی برای سلطنت هانوفر خاتمه داده شد.[۱]
منابع
- 1 2 3 4 "Jacobitism". Wikipedia (به انگلیسی). 29 سپتامبر 2025.
- ↑ Goldsworthy, Jeffrey (2001). The Sovereignty of Parliament: History and Philosophy, pp 78-79, Oxford University Press.
- ↑ Stephen, Jeffrey (2010-01). "Scottish Nationalism and Stuart Unionism: The Edinburgh Council, 1745". Journal of British Studies (به انگلیسی). 49 (1): 47–72. doi:10.1086/644534. ISSN 1545-6986.
{{cite journal}}: Check date values in:|date=(help) - ↑ Ryan, Conor (1975). "Religion and State in Seventeenth-Century Ireland". Archivium Hibernicum. Vol. 33 (1975), pp. 122-132.
- ↑ Jacob, Margaret C. (1976). "Millenarianism and Science in the Late Seventeenth Century". Journal of the History of Ideas. 37 (2): 335–341. doi:10.2307/2708829. ISSN 0022-5037.
- ↑ Kenyon, John; Ohlmeyer, Jane, eds. (1998). The Civil Wars: A Military History of England, Scotland and Ireland, 1638–60, p12, Oxford University Press.
- ↑ Kenyon, John; Ohlmeyer, Jane, eds. (1998). The Civil Wars: A Military History of England, Scotland and Ireland, 1638–60, p16, Oxford University Press.
.svg.png)