موآی
موآی (Moai یا moʻai) (
i/ˈmoʊ.aɪ/ MOH-eye; اسپانیایی: moái; رپا نویی: moʻai) مجسمههای تکسنگی انساننما هستند که توسط مردم راپا نویی در راپا نویی (جزیرهٔ ایستر) در شرق پلینزی میان سالهای ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ میلادی از سنگ تراشیده شدند.[۱][۲]
نزدیک به نیمی از آنها هنوز در رانو راراکو، معدن اصلی موآیها، باقی ماندهاند؛ اما صدها نمونه از آنجا جابهجا شده و بر سکوی سنگیای به نام آهو در پیرامون جزیره نصب شدهاند. تقریباً همهٔ موآیها سرهایی بسیار بزرگ دارند که حدود سههشتم اندازهٔ کل پیکره را تشکیل میدهد. آنها همچنین پا ندارند. موآیها عمدتاً «چهرههای زنده» (aringa ora) نیاکان خدایگونه (aringa ora ata tepuna) هستند.[۳]
این مجسمهها هنگام نخستین دیدار اروپاییها از جزیره در سال ۱۷۲۲ همچنان بهسوی درون سرزمینهای قبیلهای خود نگاه میکردند، اما تا اواخر سدهٔ نوزدهم همگی واژگون شده بودند.[۴] موآیها در اواخر سدهٔ هجدهم و اوایل سدهٔ نوزدهم سرنگون شدند؛ احتمالاً در نتیجهٔ تماس اروپاییان یا جنگهای درونقبیلهای.[۵]
ساخت و جابهجایی بیش از ۹۰۰ مجسمه[۶][۷] یک دستاورد خارقالعادهٔ خلاقانه و فیزیکی بهشمار میآید.[۸] بلندترین موآی برپا شده، با نام پارو، تقریباً ۱۰ متر (۳۳ فوت) ارتفاع داشت و وزن آن ۸۲ تن (۸۱ تن بزرگ؛ ۹۰ تن کوچک) بود.[۹][۱۰] سنگینترین موآی برپا شده، نمونهای کوتاهتر اما پهنتر در آهو تونگاریکی بود که ۸۶ تن (۸۵ تن بزرگ؛ ۹۵ تن کوچک) وزن داشت. یک پیکرهٔ ناتمام، اگر کامل میشد، حدود ۲۱ متر (۶۹ فوت) ارتفاع و حدود ۱۴۵–۱۶۵ تن (۱۴۳–۱۶۲ تن بزرگ؛ ۱۶۰–۱۸۲ تن کوچک) وزن میداشت.[۱۱] تا تاریخ ۲۰۲۳ همچنان مجسمههای تازهای کشف میشوند.[۱۲]
توصیف

موآیها مجسمههایی تکسنگی هستند و سبک مینیمالیستی آنها بازتابدهندهٔ گونههای هنری رایج در سراسر پلینزی است. موآیها از «توف» آتشفشانی (خاکستر آتشفشانی سختشده) تراشیده میشدند. ابتدا پیکرهٔ انسانی بهصورت طرح بر روی دیوارهٔ سنگی تعیین میشد و سپس سنگ پیرامون آن تراشیده میشد تا تصویر نهایی پدیدار گردد.[۱۳]
سرهای بزرگ موآیها (نسبت سهبهپنج میان سر و تنه که با باور پلینزی به «قداست سر» همخوان است) دارای ابروهای برجسته و بینیهای کشیده با انحنای شاخص قلابمانند هستند. لبها با حالتی جمعشده و باریک بیرون زدهاند. گوشها مانند بینی کشیده و بیضیشکلاند. خط فکها روی گردن کوتاهشده برجستهاند. تنهها حجیماند؛ گاه استخوانهای ترقوه نیز با لطافت روی سنگ مشخص میشوند. بازوها بهصورت نقشبرجسته حجاری شدهاند و در حالتهای مختلفی در امتداد بدن قرار گرفتهاند؛ دستها و انگشتان باریک و بلند اغلب بر کنارهٔ پهلوها، در نقطهٔ تلاقی با «هامی» (پارچهٔ کمر)، جای میگیرند و گاهی شستها به سوی ناف اشاره میکنند. پشت پیکرهها معمولاً فاقد جزئیات است، اما گاهی نقش حلقه یا کمربند بر نشیمنگاه و پایین کمر دیده میشود. بهجز یک نمونهٔ زانوزده، مجسمهها پاهای قابل مشاهده ندارند.

اگرچه موآیها «تندیسهایی تمامقامت» هستند،[۱۴] در بسیاری منابع عامهپسند بهاشتباه «سرهای جزیرهٔ ایستر» نامیده میشوند. دلیل این موضوع، از یکسو بزرگی نامتعارف سرها در بسیاری از تندیسها و از سوی دیگر تصاویر رایج از موآیهای ایستاده در دامنهٔ رانو راراکو است که بسیاری از آنها تا شانه در خاک مدفوناند؛ و همین امر باعث پندار نادرست «نداشتن بدن» شده است.[۱۵][۱۶] برخی از این «سرها» در رانو راراکو کاوش شدهاند و بدن آنها آشکار شده است؛ بدنهایی که بهسبب مدفون بودن از فرسایش مصون مانده بودند.
میانگین قد موآیها تقریباً ۴ متر (۱۳ فوت) و میانگین عرض آنها در پایه حدود ۱٫۶ متر (۵٫۲ فوت) است. این سازههای عظیم معمولاً حدود ۱۲٫۵ تُن وزن دارند.
از میان بیش از ۹۰۰ موآی شناختهشده، بهجز ۵۳ مورد، همگی از توف آتشفشانی معدن رانو راراکو تراشیده شدهاند؛ جایی که هنوز ۳۹۴ موآی در مراحل مختلف تکمیل دیده میشود. همچنین ۱۳ موآی از بازالت، ۲۲ مورد از زبرهسنگ و ۱۷ مورد از تفاله معدنی سرخ و شکننده ساخته شدهاند.[۱۷] در پایان فرایند حجاری، سازندگان سطح پیکرهها را با سنگ پا صیقل میدادند.
ویژگیها

مجسمههای جزیرهٔ ایستر بهخاطر بینیهای بزرگ و پهن، چانههای برجسته، گوشهای مستطیلشکل و شکافهای عمیق چشمانشان شناخته میشوند. بدنهای آنها معمولاً در حالت چمباتمه است؛ بازوها در حالتهای گوناگون در امتداد بدن قرار دارند و پاها قابل مشاهده نیستند. بیشتر آهوها در امتداد ساحل قرار دارند و رو به سوی داخل، به سمت جامعهٔ ساکنان، نگاه میکنند. برخی آهوها در داخل جزیره هستند، مانند آهو آکیوی. این موآیها رو به جامعه هستند، اما بهدلیل کوچکی جزیره، از سوی دیگر گویی رو به دریا نیز دارند.[۱۱]
چشمها
در سال ۱۹۷۹، سِرخیو راپو هائوآ و گروهی از باستانشناسان دریافتند که حفرههای نیمکرهای یا بیضیشکل عمیق چشمها برای نگهداری چشمهایی از مرجان سفید طراحی شده بود؛ با مردمکهایی از ابسیدین سیاه یا «تفالهٔ معدنی» سرخ.[۱۸] این کشف با جمعآوری و کنار هم گذاشتن قطعات شکستهٔ مرجان سفیدِ یافتهشده در نقاط مختلف صورت گرفت. سپس یافتههای طبقهبندینشده در موزهٔ جزیرهٔ ایستر دوباره بررسی و بهعنوان قطعات چشم بازشناسی شدند. گمان میرود موآیهایی که حفرهٔ چشم تراشخورده داشتند، به آهوها و مکانهای آیینی اختصاص داشتهاند؛ و این نشان میدهد که در طراحی موآیها نوعی سلسلهمراتب مقدسِ راپا نویی تا پیش از زوال آن با ظهور آیین تانگاتا مانو وجود داشته است.
نمادشناسی
بسیاری از باستانشناسان بر این باورند که «این تندیسها نمادهایی از اقتدار و قدرت بودهاند، هم دینی و هم سیاسی. اما آنها تنها نماد نبودند؛ برای مردمی که آنها را برپا کردند، این پیکرهها ظرفهایی واقعی برای روح مقدس بهشمار میرفتند. در آیینهای کهن پلینزی، سنگها و اشیای چوبی —اگر بهشکل درست تراشیده و بهطور آیینی آماده میشدند— حامل نیروی روحانی جادوییای به نام «مانا» بودند.»[۱۹]
باستانشناسان بر این باورند که موآیها نمایشی از نیاکان مردم پلینزی هستند. تندیسها پشت به دریا و رو به روستاها قرار دارند، گویی مراقب مردماند. تنها استثنا، هفت تندیس در آهو آکیوی است که بهسوی دریا نگاه میکنند تا راهنمای مسافران در یافتن جزیره باشند. افسانهای نیز وجود دارد که میگوید هفت مرد در انتظار رسیدن پادشاهشان بودهاند.[۲۰]
یک پژوهش در سال ۲۰۱۹ نتیجه گرفت که مردم باستان ممکن است باور داشتهاند که تراش موآیها با افزایش حاصلخیزی خاک و در نتیجه بهبود منابع حیاتی غذا ارتباط داشته است.[۲۱]
گرههای مویی و سربندهای «پوکائو»
برخی از موآیهای متأخر دارای «پوکائو» بر سر خود بودند؛ نمادی از گرهٔ مویی رؤسای قبایل. بر پایهٔ سنت محلی، مانا در مو نگهداری میشد. پوکائوها از «تفالهٔ معدنی» سرخ تراشیده میشدند؛ سنگی بسیار سبک که از معدن پونا پائو بهدست میآمد. رنگ سرخ در فرهنگ پلینزی رنگی مقدس بهشمار میرود. افزوده شدن پوکائوها نشانهٔ جایگاه و منزلت بیشتر موآیها است.[۲۲]
نشانهگذاریها

هنگام تراش اولیه، سطح موآی با کشیدن سنگ پا صیقل داده میشد. اما «توف» آتشفشانی ـ که بیشتر موآیها از آن ساخته شدهاند ـ بهشدت در برابر فرسایش آسیبپذیر است؛ از اینرو بهترین نمونههای جزئیات سطحی را باید در معدود موآیهای ساختهشده از بازالت و همچنین در عکسها و گزارشهای باستانشناسی از سطح موآیهایی که بهواسطهٔ دفنشدن محافظت شدهاند جستوجو کرد.
موآیهایی که کمتر دچار فرسایش شدهاند معمولاً دارای طرحهایی هستند که بر پشت و کفل آنها حجاری شده است. هیئت اکتشافی کاترین روتلج در سال ۱۹۱۴ پیوندی فرهنگی[۲۳] میان این طرحها و سنت خالکوبی جزیره یافت؛ آیینی که نیمقرن پیشتر توسط میسیونرها سرکوب شده بود. تا پیش از تحلیلهای نوین دیاِناِی مردم جزیره، این یافتهها مهمترین نشانهٔ علمی بودند که ثابت میکرد موآیها توسط خود راپا نوییها تراشیده شدهاند و نه قومی جداگانه از آمریکای جنوبی.
برخی از موآیها رنگآمیزی شده بودند. یکی از موآیهای مجموعهٔ موزهٔ هنر متروپولیتن با رنگدانهای سرخ تزئین شده بود.[۲۴] «هوا هاکانانایا» تا سال ۱۸۶۸ با رنگهای ارغوانی و سفید تزئین شده بود، زمانی که از جزیره برداشته شد.[۲۵][۲۶] این تندیس اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری میشود، اما درخواستهایی برای بازگرداندن آن به راپا نویی مطرح شده است.[۲۷]
تاریخ

تندیسها توسط بومیان پلینزیایی جزیره، عمدتاً میان سالهای ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ تراشیده شدند.[۱] افزون بر نمایاندن نیاکان درگذشته، موآیها —هنگامی که بر «آهو» (سکوهای سنگی) نصب میشدند— ممکن است تجسم رؤسای نیرومند زنده یا پیشین و نمادهایی از جایگاه و منزلت خاندانی بهشمار آمده باشند. هر موآی جایگاهی را بازتاب میداد: «هرچه تندیسِ نصبشده بر آهو بزرگتر بود، مانای بیشتری برای رئیسِ سفارشدهندهٔ آن قائل بودند.»[۲۲] رقابت برای ساخت بزرگترین و باشکوهترین تندیس، همواره بخشی از فرهنگ جزیرهنشینان بود؛ و این امر از اندازههای گوناگون موآیها آشکار است.[۲۲]
پس از تکمیل، تندیسها عمدتاً به آهوهایی در ساحل منتقل و برپا میشدند؛ گاهی با «پوکائو»، استوانههای سنگی سرخ، بر بالای سر. ساخت و جابهجایی موآیها بسیار زمانبر بوده است؛ نهتنها تراش هر پیکره نیازمند تلاش و منابع فراوان بود، بلکه انتقال تندیسِ تکمیلشده و برپا کردن آن نیز فرایندی دشوار و پرزحمت بهشمار میرفت.

معدنهای رانو راراکو بهنظر میرسد بهطور ناگهانی رها شدهاند؛ ابزارهای سنگی فراوانی روی زمین باقی مانده و شمار زیادی موآیِ تکمیلشده بیرون معدن انتظار انتقال دارند، و تقریباً به همان تعداد نیز تندیسهای ناتمام هنوز «در جای خود» باقی ماندهاند که به اندازهٔ نمونههای نصبشده بر آهو هستند. در سدهٔ نوزدهم، این وضعیت باعث گمانهزنیهایی شد مبنی بر اینکه جزیره بقایای یک قارهٔ فرورفته است و بیشتر موآیهای تکمیلشده زیر آب قرار دارند. این نظریه مدتهاست رد شده است و اکنون بهطور کلی باور بر این است که:
- برخی تندیسها از آغاز قرار بوده «نقشبرجستهٔ سنگی» باشند و هرگز برای تکمیلشدن طراحی نشده بودند.
- برخی ناتمام ماندهاند زیرا وقتی درونکانیهای سختتر در سنگ دیده میشد، حجّاران کار را رها کرده و تندیس تازهای را آغاز میکردند.[۲۸] توف سنگی نسبتاً نرم است و گاهی تودههای سختی در آن یافت میشود.
- برخی از تندیسهای تکمیلشده در رانو راراکو بهصورت دائمی همانجا نصب شدهاند و در انتظار انتقال نبودهاند.[۲۹]
- برخی نیز واقعاً هنگام پایانیافتن دورهٔ تندیسسازی ناتمام باقی ماندند.
صنعتگران
دقیقاً دانسته نیست که کدام گروه در میان جامعهٔ جزیره مسئول تراش تندیسها بودهاند. سنتهای شفاهی نشان میدهند که موآیها یا توسط طبقهای ممتاز از سنگتراشان حرفهای —با جایگاهی مشابه اعضای عالیرتبهٔ صنوف سنتی پلینزی— تراشیده میشدند، یا بهصورت جایگزین توسط اعضای هر طایفه. روایتهای شفاهی همچنین بیان میکنند که معدن رانو راراکو میان طایفههای مختلف به قلمروهای جداگانه بخشبندی شده بود.
جابهجایی
از آنجا که جزیره هنگام نخستین دیدار اروپاییها تقریباً بیدرخت شده بود، چگونگی جابهجایی تندیسها مدتها معما بود. بررسی گردهٔ فسیلی و آثار ذغالِ یافتشده در هستههای رسوبیِ سه دهانهٔ آتشفشانی اصلی جزیره نشان میدهد جنگلهایی که زمانی جزیره را پوشانده بودند، بهتدریج میان سالهای ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ (همزمان با سکونت مهاجران پلینزی شرقی) قطع شدهاند و سپس بار دیگر در دههها یا سدههای پیش از ۱۷۰۰.[۳۰]
چگونگی انتقال موآیها در جزیره دقیقاً دانسته نیست؛ بااینحال پژوهشها و نظریههای فراوانی دربارهٔ این موضوع مطرح شدهاند. پژوهشگران اولیه گمان میبردند که این فرایند نیازمند نیروی انسانی، طناب، و احتمالاً سورتمهها یا غلتکهای چوبی و همچنین مسیرهای صافشدهای در جزیره بود (اصطلاحاً «راههای جزیرهٔ ایستر»). نظریهای دیگر پیشنهاد میکند که موآیها را روی تنههای چوبی میغلتاندند.[۳۱] اگر این روش درست باشد، برای جابهجایی یک موآی به ۵۰ تا ۱۵۰ نفر نیاز میبود.
جدیدترین پژوهشها —بر پایهٔ شواهد باستانشناسی— نشان میدهند که تندیسها با طنابهایی که از دو سوی آنها بسته میشد «راه برده» میشدند: با تکاندادن پیاپی از طرفی به طرف دیگر و کشیدن ملایم رو به جلو، در حالیکه تندیس عمودی باقی میماند.[۴][۷][۳۲]
روایتهای شفاهی از قدرت الهی نیز سخن میگویند: پادشاهی به نام «توئو کو ایهو» با کمک خدای ماکیماکی تندیسها را راه میبرد؛ روایتهای متأخرتر از زنی تنها بر فراز کوه یاد میکنند که آنها را به میل خود فرمان میداد.
دانشمندان امروز عمدتاً نظریهٔ «راهبردن عمودی» را درستتر میدانند؛ زیرا خواباندن تندیس بر روی سورتمه (روش ثبتشده در دههٔ ۱۸۶۰) برای بزرگترین موآیِ برپاشده به حدود ۱۵۰۰ نفر نیاز داشت. در ۱۹۹۸، جو اَن ونتیلبورگ نشان داد که میتواند با کمتر از نصف این تعداد، نمونهای ۹تنی را روی سورتمهٔ A-شکل قرار داده و با غلتکها جابهجا کند. او در ۱۹۹۹ آزمایشی را با ۶۰ نفر برای جابهجایی تندیس انجام داد؛ نخستین تلاش شکست خورد اما تلاش دوم با کارگذاری ریلهایی در زمین موفق شد. این آزمایش بر زمین هموار انجام شد و از چوب اکالیپتوس استفاده کرد نه نخل بومی.

در ۱۹۸۶، پاویل پاول، تور هایردال و موزه کنتیکی با یک موآی ۵تنی و یک موآی ۹تنی آزمایش کردند. با طنابی بر دور سر و طنابی دیگر بر پایه، و با مشارکت ۸ نفر برای نمونهٔ کوچکتر و ۱۶ نفر برای نمونهٔ بزرگتر، آنها تندیس را با تابدادن و چرخاندن از پهلو «راه بردند»؛ اما آزمایش بهدلیل آسیبدیدن پایهٔ تندیسها متوقف شد. با وجود این، هایردال برآورد کرد که این روش میتواند جابهجایی روزانهٔ حدود ۳۲۰ فوت (۱۰۰ متر) را برای تندیسی ۲۰تنی ممکن کند، هرچند برخی پژوهشگران بهدلیل آسیب به پایه این روش را بعید میدانند.[۳۳]
در همان زمان، باستانشناس چارلز لاو آزمایشی با یک نمونهٔ ۱۰تنی انجام داد. نخست یافت که روش «راهبردن با تاب» پس از چند صد متر بسیار ناپایدار است. سپس یافت که اگر تندیس را عمودی بر سورتمهای بر دو تیرک چوبی قرار دهند و زیر آن غلتک بگذارند، ۲۵ مرد میتوانند آن را ۱۵۰ فوت (۴۶ متر) در دو دقیقه جابهجا کنند. پژوهشهای تازه در ۲۰۰۳ نشان میدهد این روش شاید بتواند «چالههای منظم» مسیر را توضیح دهد. او پیشنهاد کرد که در این چالهها تیرکهایی عمودی قرار داشته که هنگام عبور موآی، نقش اهرم برای بالا بردن یا کند کردن حرکت آن داشتهاند.[۳۴]
بر پایهٔ مطالعات دقیق بر تندیسهای کنار راههای باستانی، باستانشناسان تری هانت و کارل لیپو نشان دادهاند که الگوی شکستگی، شکل و موقعیت تندیسها با نظریهٔ انتقال عمودی سازگار است.[۴] آنها نشان دادند که حجّاران پایهٔ موآیها را پهن و اندکی منحنی میتراشیدند تا هنگام «راهبردن» مرکز ثقل به جلو متمایل شود و تندیس با حرکت تابدار گام بردارد. پس از استقرار تندیس، پایهٔ پهن و منحنی باریکتر میشد.[۳۵]
هانت (دانشگاه هاوایی مانوا) و لیپو (دانشگاه ایالتی کالیفرنیا لانگبیچ) همراه با باستانشناس راپا نویی، سرخیو راپو، مدل خود از «راهبردن با طناب» را تکامل دادند. آزمایش موفق آنها نشان داد که جابهجایی تندیسها با راهبردن عمودی کاملاً امکانپذیر بوده است. گروههای کارگری تندیس را به جلو و عقب تاب میدادند تا حرکتِ «راه رفتن» ایجاد شود و همزمان تعادل آن را نگه دارند.[۳۲]ref name="NOVA Easter Island">Mystery of Easter Island (TV Documentary). NOVA and National Geographic Television. Retrieved 10 November 2012.</ref>
اگر این نظریه درست باشد، میتوان نتیجه گرفت که موآیهای افتادهٔ کنار راه حاصل ناتوانی گروههای هدایتکننده در حفظ تعادل بودهاند؛ و پس از افتادن، احتمالاً امکان بلندکردن دوبارهٔ آنها وجود نداشته است.[۳۶] بااینحال، این موضوع همچنان محل گفتوگو و اختلافنظر است.[۳۷]
آیین مرد-پرنده
در آغاز، جزیرهنشینان ایستر دارای یک رئیسِ عالی یا رهبر واحد بودند. در گذر زمان، قدرت از دست رؤسای یگانه به طبقهای جنگجو به نام «ماتاتوئا» منتقل شد. پیکرهٔ نیمهپرنده–نیمهانسان نماد این جنگاوران بود و ارتباطی مستقیم با مکان مقدس اورونگو داشت. این آیین تازه باعث درگیری میان طایفهها بر سر شکلهای پرستش نیاکان شد. ساخت موآیها یکی از شیوههای ادای احترام به نیاکان بود؛ اما شواهد نشان میدهد که در اوج آیین مرد-پرنده، روند ساخت موآی متوقف شده است.

«یکی از شگفتانگیزترین مناظر در اورونگو، صدها سنگنگارهٔ نقشدار از مرد-پرنده و تصاویر ماکیماکی است. این نقشها که بر بازالت سخت کنده شدهاند، سدهها در برابر آبوهوای خشن مقاومت کردهاند. گفته میشود این تصاویر نشاندهندهٔ برندگان رقابت مرد-پرنده بودهاند. بیش از ۴۸۰ سنگنگارهٔ مرد-پرنده در سراسر جزیره یافت شده است، عمدتاً پیرامون اورونگو.»[۳۸]
اورونگو، محل برگزاری آیینها، چشماندازی بسیار خطرناک داشت؛ «لبهٔ باریکی میان پرتگاهی ۱٬۰۰۰-فوت (۳۰۰-متر) بهسوی اقیانوس از یکسو و دهانهٔ عمیق آتشفشانی از سوی دیگر». در مکان مقدس اورونگو، یعنی «ماتا نَگارااو»، کاهنانِ مرد-پرنده برای موفقیت در یافتن تخم دعا و نیایش میکردند. «هدف رقابت مرد-پرنده بهدستآوردن نخستین تخم فصل از جزیرهٔ کوچکِ موتو نویی بود. شرکتکنندگان از صخرههای تند اورونگو پایین میرفتند و بهسوی موتو نویی شنا میکردند تا آمدن پرندگان را انتظار بکشند. هر کس نخستین تخم را بهدست میآورد، دوباره به جزیره بازمیگشت و آن را به حامیاش تقدیم میکرد و آن حامی بهعنوان مرد-پرندهٔ سال ــ مقامی بسیار مهم ــ اعلام میشد.»[۳۹]
موآی کاواکاوآ
این پیکرهها بسیار کوچکتر از موآیهای سنگی شناختهشدهاند. آنها از چوب ساخته شدهاند و ظاهری باریک و کشیده دارند که حالتی اندوهگین به آنها میدهد. باور بر این است که این پیکرهها پس از آغاز فروپاشی جامعهٔ راپا نویی ساخته شدهاند؛ از همین رو حالتِ گرسنگیکشیده و لاغر در آنها دیده میشود.[۴۰]
۱۷۲۲ تا ۱۸۶۸: سرنگونیِ موآیها

در سالهای پس از ورود یاکوب روخه فین در ۱۷۲۲، همهٔ موآیهایی که بر روی آهوها برافراشته شده بودند، به زیر انداخته شدند. برخی تندیسهای همچنان ایستاده در سال ۱۸۳۸ توسط آبل اوبر دو پتیتوار گزارش شدند، اما تا سال ۱۸۶۸ هیچیک از آنها پابرجا نمانده بود،[۴۱] بهجز آنهایی که بخشی از بدنشان در دامنههای بیرونی «رانو راراکو» زیر خاک مانده بود.
روایتهای شفاهی داستانی از یک طایفه نقل میکنند که شبی یک موآی را هل داده و سرنگون کردند، اما روایتهایی دیگر از «لرزیدن زمین» سخن میگویند و شواهدی هست که نشان میدهد دستکم برخی از آنها بر اثر زمینلرزه سقوط کردهاند.[۴۲] برخی از موآیها رو به جلو افتادند بهگونهای که چهرهٔ آنها پنهان شد، و اغلب چنان سقوط کردند که گردنشان شکست؛ برخی دیگر از پشتِ سکوی خود فرو افتادند.[۴۲] امروزه حدود ۵۰ موآی روی آهوهایشان یا در موزههای دیگر دوباره برافراشته شدهاند.[۴۳]
مردم راپا نویی در سال ۱۸۶۲ بر اثر یورش شکارچیان برده ویران شدند. ظرف یک سال، بازماندگان جزیره بیمار، مجروح و بیرهبر بودند. بازماندگان یورشهای بردهگیری با گروه تازهای روبهرو شدند: مبلغان مذهبی که آنان را به مسیحیت درمیآوردند. مردم بومی جزیره ایستر دچار فرهنگپذیری شدند؛ خالکوبیها و رنگبدنشان بهموجب احکام جدید مسیحی ممنوع شد، و با مهاجرت اجباری از بخشهایی از سرزمینشان رانده شدند و مجبور شدند در بخش بسیار کوچکتری از جزیره زندگی کنند، درحالیکه بخش دیگر برای کشاورزی در اختیار پروییها قرار گرفت.
انتقال موآیها از جزیرهٔ ایستر

ده موآی یا بیشتر از جزیرهٔ ایستر برده شده و به نقاط مختلف جهان منتقل شدهاند؛ از جمله نمونههایی که امروز در لوور در پاریس و موزهٔ بریتانیا در لندن بهنمایش درآمدهاند.
نسخههای بازسازیشده و مُهرهریزیها
چندین مکان دیگر نسخههای بازسازیشده (قالبگیریشده) از موآی را بهنمایش میگذارند؛ از جمله موزهٔ تاریخ طبیعی لسآنجلس، موزهٔ اوکلند،[۴۴] موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا،[۴۵] و محوطهٔ دانشگاه امریکن.[۴۶]
حفظ و مرمت
از ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۸، باستانشناس آمریکایی ویلیام مالوی پژوهشهای گستردهای دربارهٔ تولید، جابهجایی و برافراشتن یادمانهای سنگی جزیرهٔ ایستر انجام داد. پروژههای مالوی در راپا نویی شامل بررسی «مجموعهٔ آکیوی–وایتِکا» و مرمت فیزیکی آهو آکیوی (۱۹۶۰)، بررسی و مرمت «آهو کو ته ریکو» و «آهو وای آوری» و کل «مجموعهٔ آیینی تاهای» (۱۹۷۰)، بررسی و مرمت دو آهو در Hanga Kio'e (۱۹۷۲)، و بررسی و مرمت روستای آیینیِ Orongo (۱۹۷۴) و همچنین پیمایشهای باستانشناختی متعدد دیگر در سراسر جزیره بود.
پارک ملی راپا نوی و موآیها طبق کنوانسیون ۱۹۷۲ سازمان ملل متحد دربارهٔ حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی جهان شامل این فهرست شدند و در سال ۱۹۹۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفتند.[۴۷]
تندیسها طی سالها توسط گروههای مختلف نقشهبرداری شدهاند؛ از جمله تلاشهای پدر سباستیان انگلرت و پژوهشگران شیلیایی.[۴۸][۴۹] پروژهٔ «EISP» (پروژهٔ تندیسهای جزیرهٔ ایستر) پژوهش و مستندسازی بسیاری از موآیهای راپا نویی و آثار نگهداریشده در موزههای خارج از کشور را انجام داده است. هدف این پروژه شناخت کاربرد، زمینه و معنای آغازین این تندیسهاست و نتایج به خانوادههای راپا نویی و نهادهای مسئول حفاظت ارائه میشود. مطالعات دیگری نیز شامل کارهای بریتِن شپردسن،[۵۰] تری ال. هانت و کارل پی. لیپو است.[۵۱]
در سال ۲۰۰۸، یک گردشگر فنلاندی تکهای از گوش یکی از موآیها را شکست. این گردشگر به پرداخت ۱۷٬۰۰۰ دلار غرامت محکوم شد و برای سه سال از ورود به جزیره محروم گردید.[۵۲][۵۳]
در ۲۰۲۰، یک کامیون بدون راننده به یکی از موآیها برخورد کرد و تندیس را نابود ساخت و «خسارتی غیرقابل محاسبه» بهجا گذاشت.[۵۴]
در ۲۰۲۲، شمار نامشخصی از موآیها در رانو راراکو بر اثر آتشسوزی جنگلی آسیب دیدند. شهردار راپا نویی، پدرو ادموندس پائوآ، اعلام کرد که آتشسوزی عامدانه بوده است. برخی مقامها میگویند آسیب برخی تندیسها «جبرانناپذیر» است.[۵۵][۵۶]
توکوتوری در رانو راراکو تنها موآیِ زانوزده و یکی از معدود نمونههای ساختهشده از تفاله معدنی سرخ است.
موآی در جزیره ایستر، نقاشی اثر ویلیام هاگز، ۱۷۷۵–۷۶
نویسهٔ یونیکد
در سال ۲۰۱۰، موآی بهصورت یک ایموجی «مویای» (🗿) در نسخهٔ ۶٫۰ یونیکد، با نقطهٔ کُد U+1F5FF و با عنوان «تندیس سنگی ژاپنی شبیه موآیِ جزیرهٔ ایستر» افزوده شد.[۵۷]
نام رسمی این ایموجی در یونیکد «مویای» نوشته شده، زیرا تصویر واقعی ایموجی در اصل از moyai کنار ایستگاه شیبویا در توکیو اقتباس شده است.[۵۸] این تندیس هدیهای از مردم جزیرهٔ نیایجیما (جزیرهای در ۱۶۳ کیلومتر (۱۰۱ مایل)ی توکیو که از نظر اداری بخشی از شهر است) بود که با الهام از موآیهای جزیرهٔ ایستر ساخته شد. نام «مویای» از ترکیب «موآی» و واژهٔ ژاپنیِ moyai (催合い) 'بهمعنای کمککردن به یکدیگر' ساخته شده است.
از آنجا که یونیکد در ابتدا ایموجیهای اختصاصیِ شرکتهای مخابراتی ژاپنی در دههٔ ۱۹۹۰ را پذیرفت،[۵۹] طراحیهای ناهماهنگی برای این ایموجی توسط شرکتهای مختلف ارائه شد؛ برخی نسخهها شبیه موآی بودند و برخی دیگر شمایل تندیس moyai در توکیو را داشتند.[۶۰] ایموجیهای گوگل و مایکروسافت در ابتدا شبیه تندیس مویای توکیو بودند، اما بعداً به شکل موآیهای جزیرهٔ ایستر بازطراحی شدند.[۶۰]
با وجود هدف اولیهٔ این ایموجی، در فرهنگ اینترنت بهطور گسترده بهعنوان یک میم اینترنتی برای نشاندادن حالت فکاهی خشک یا رساندن لحن طعنهآمیز به کار میرود.[۶۱]
پانویس
- 1 2 Steven R Fischer. The island at the end of the world. Reaktion Books 2005 شابک ۱−۸۶۱۸۹−۲۸۲−۹
- ↑ The island at the end of the world. Reaktion Books 2005 شابک ۱−۸۶۱۸۹−۲۸۲−۹
- ↑ Van Tilburg, Jo Anne. "Easter Island Statue Project". Eisp.org. Archived from the original on 7 July 2010. Retrieved 10 March 2014.
- 1 2 3 Hunt, Terry; Lipo, Carl (2012). The Statues That Walked: Unraveling the Mystery of Easter Island. Free Press. ISBN 978-1-4391-5031-3.
- ↑ Collapse: How Societies Choose to Fail or Succeed by Jared Diamond
- ↑ "Easter Island Statue Project". Archived from the original on 9 January 2019. Retrieved 9 January 2019.
- 1 2 Lipo, Carl P.; Hunt, Terry L.; Haoa, Sergio Rapu (2013). "The 'Walking' Megalithic Statues (Moai) of Easter Island". J. Archaeol. Sci. 40 (6): 2859. Bibcode:2013JArSc..40.2859L. doi:10.1016/j.jas.2012.09.029.
- ↑ UNESCO World Heritage Centre (29 May 2009). "Rapa Nui National Park". Whc.unesco.org. Archived from the original on 26 March 2014. Retrieved 10 March 2014.
- ↑ Young, Emma (26 July 2006). "Easter Island: A monumental collapse?". Newscientist.com. pp. 30–34. Archived from the original on 29 October 2013. Retrieved 10 March 2014.
- ↑ Van Tilburg, Jo Anne (5 May 2009). "Moai Paro digital reconstruction". Easter Island Statue Project (eisp.org). Archived from the original on 30 August 2017. Retrieved 12 June 2017.
- 1 2 "NOVA Online | Secrets of Easter Island | Stone Giants". Pbs.org. Archived from the original on 23 May 2013. Retrieved 9 June 2013.
- ↑ "New Easter Island moai statue discovered in volcano crater". The Guardian (به انگلیسی). 2023-03-01. Retrieved 2023-03-04.
- ↑ "What are Moai?". Thinkquest (discontinued). Archived from the original on 25 July 2013. Retrieved 6 October 2018.
- ↑ Cascone, Sarah (1 May 2015). "Apparently Easter Island's Heads Have Bodies". Artnet News (به انگلیسی). Archived from the original on 2 December 2021. Retrieved 2 December 2021.
- ↑ Mikkelson, David (May 14, 2012). "Do Easter Island Heads Have Bodies?". اسنوپس. Retrieved June 25, 2024.
- ↑ Solly, Meilan (April 8, 2019). "Norway Will Repatriate Thousands of Artifacts Taken From Easter Island". Smithsonian. Retrieved June 25, 2024.
- ↑ Van Tilburg, Jo Anne (1994). Easter Island: Archaeology, Ecology and Culture. Washington, DC: Smithsonian Institution Press. p. 24. ISBN 978-0-7141-2504-6. Retrieved 30 May 2021.
- ↑ Ford, Nick (15 December 2013). "Views on the origin and purpose of the Easter Island statues". Archived from the original on 30 June 2014.
- ↑ "Easter Island". Sacred Sites: World Pilgrimage Guide (به انگلیسی). Archived from the original on 13 February 2021. Retrieved 7 February 2021.
- ↑ "Mystery of the Easter Island Statues." Red Ice Creations. N.p. , 27 October 2011. Web. 30 October 2013.
- ↑ Sarah C. Sherwood; Jo Anne Van Tilburg; Casey R. Barrier; Mark Horrocks; Richard K. Dunn; José Miguel Ramírez-Aliaga (2019). "New excavations in Easter Island's statue quarry: Soil fertility, site formation and chronology". Journal of Archaeological Science. 111. Bibcode:2019JArSc.111j4994S. doi:10.1016/j.jas.2019.104994. S2CID 210318823.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - 1 2 3 "The Rise & Fall of Easter Island's Culture. Sentinels in Stone". Bradshaw Foundation. 2011. Archived from the original on 28 September 2018. Retrieved 6 October 2018.
- ↑ Routledge 1919, p. 220.
- ↑ Kjellgren, E.; Van Tilburg, J.A.; Kaeppler, A.L. (2001). Splendid Isolation: Art of Easter Island. Metropolitan Museum of Art. p. 58. ISBN 978-1-58839-011-0. Archived from the original on 14 January 2022. Retrieved 2022-01-14.
- ↑ Horley, P; Lee, G (2008). "Rock art of the sacred precinct at Mata Ngarau, 'Orongo". Rapa Nui Journal. 22 (2): 112–14.
- ↑ Pitts 2014, pp. 39–48.
- ↑ "Easter Island governor begs British Museum to return Moai: 'You have our soul'". The Guardian. 20 November 2018. Retrieved 17 March 2020.
- ↑ Routledge 1919, p. 181.
- ↑ Routledge 1919, p. 186.
- ↑ "Investigación con participación UdeC refuta teoría del ecocidio en Isla de Pascua: cortaron árboles por sequía". Noticias UdeC (به اسپانیایی). 2023-04-26. Retrieved 2024-03-27.
- ↑ The human figures would be outlined…
- 1 2 Bloch, Hannah (July 2012). "Easter Island: The riddle of the moving statues". National Geographic. National Geographic Society. 222 (1): 30–49. Archived from the original on 29 May 2013. Retrieved 3 June 2013.
- ↑ Easter Island – the mystery solved. تور هایردال 1989
- ↑ Flenley, John (2003). The Enigmas of Easter Island: Island on the Edge. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-280340-5.
- ↑ Terry Hunt, Carl Lipo. "The Statues Walked – What Really Happened on Easter Island – the Long Now". Archived from the original on 15 February 2017. Retrieved 25 March 2017.
- ↑ "Easter Island Statues Could Have 'Walked' Into Position". Wired. Archived from the original on 30 May 2013. Retrieved 10 March 2017.
- ↑ Ghose, Tia (7 June 2013). "Easter Island's 'Walking' Stone Heads Stir Debate". لایوساینس. Archived from the original on 23 November 2020. Retrieved 30 August 2013.
- ↑ "Mysterious Places…" 29 October 2013.
- ↑ "Easter Island – Moai Statues and Rock Art of Rapa Nui."
- ↑ F. Forment; D. Huyge; H. Valladas (2001). "AMS 14C age determinations of Rapanui (Easter Island) wood sculpture: moai kavakava ET 48.63 from Brussels". Antiquity. 75 (289): 529–32. doi:10.1017/S0003598X00088748. S2CID 163659013. Archived from the original on 13 January 2022. Retrieved 29 October 2013.
- ↑ J. Linton Palmer (1870). "A visit to Easter Island, or Rapa Nui, in 1868". Journal of the Royal Geographical Society. 40: 167–81.
- 1 2 Edwards; Marchetti; Dominichetti; Gonzales-Ferran (1996). "When the Earth Trembled, the Statues Fell". Rapa Nui Journal. Vol. 10, no. 1. pp. 1–15.
- ↑ Terry L. Hunt; Carl P. Lipo (2011). The Statues That Walked:Unraveling the Mystery of Easter Island. Free Press.
- ↑ "Auckland Museum - Moai replica".
- ↑ "American Museum of Natural History - Moai cast".
- ↑ "Welcome to American University, Washington, DC USA".
- ↑ "Rapa Nui National Park".
- ↑ Cristino, F. , C. , P. Vargas C. , and R. Izaurieta S. (1981). Atlas Arqueológico de Isla de Pascua. Universidad de Chile.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) - ↑ Riquelme, S. , F. , R. I. San Juan, I. R. Kussner, L. G. Nualart, and P. V. Casanova (1991). Teoria de las Proporciones...
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) - ↑ Britton Shepardson (2010). "Moai Database – Rapa Nui".
- ↑ Carl Lipo; Terry Hunt (2011). "Rapa Nui Database".
- ↑ "Easter Island fines ear chipper". BBC News. 9 April 2008.
- ↑ "Tourist chips earlobe off ancient statue on Easter Island". Globe and Mail. 9 April 2008.
- ↑ "Truck Crashes Into an Easter Island Statue". The NY Times. 6 March 2020.
- ↑ "Easter Island: Sacred statues damaged by wild fire". BBC News. 7 October 2022.
- ↑ Hernandez, Joe (7 October 2022). "The iconic Easter Island statues have been damaged in a fire". NPR.
- ↑ "The Unicode Standard, 13.0 – Miscellaneous Symbols and Pictographs" (PDF). p. 16.
- ↑ "Moyai Statue (Shibuya) – All You Need To Know Before You Go (with Photos)". تریپادوایزر.
- ↑ "EZweb絵文字一覧 【タイプD】" (PDF). p. 10.
- 1 2 "🗿 Moyai Emoji".
- ↑ Crilly, Eileanor. "Gen-Z Has Adopted The 🗿 As Their Latest Reaction Emoji, But What Does It Mean?". Trillmag. Retrieved 12 September 2023.
منابع
- Heyerdahl, Thor. Skjølsvold, Arne. Pavel Pavel. The "Walking" Moai of Easter Island. Retrieved 8 August 2005.
- McCall, Grant (1995). "Rapanui (Easter Island)". Pacific Islands Year Book 17th Edition. Fiji Times. Retrieved 8 August 2005.
- Matthews, Rupert (1988). Ancient Mysteries. Wayland Publishing. شابک ۰-۵۳۱-۱۸۲۴۶-۰.
- Pelta, Kathy (2001). Rediscovering Easter Island. Lerner Publishing Group. شابک ۹۷۸-۰-۸۲۲۵-۴۸۹۰-۴.
- Pitts, Mike (May 2014). "Hoa Hakananai'a, an Easter Island statue now in the British Museum, photographed in 1868" (PDF). Rapa Nui Journal. Easter Island Foundation. 28 (1): 39–48. Archived from the original (PDF) on 16 September 2016. Retrieved 20 August 2017.

- Routledge, Katherine (1919). The Mystery of Easter Island: The Story of an Expedition. 2nd ed. London – via Internet Archive.
- Van Tilburg, Jo Anne (2001). "Easter Island". In P.N. Peregine and M. Ember (eds.), Encyclopedia of Prehistory, Volume 3: East Asia and Oceania. Kluwer Academic/Plenum Publishers. شابک ۰-۳۰۶-۴۶۲۵۷-۵
- Van Tilburg, Jo Anne (2006). Remote Possibilities: Hoa Hakananai'a and HMS Topaze on Rapa Nui. British Museum Research Papers.
پیوند به بیرون
- Moai statues at Easter Island Travel
- Moai database at Terevaka Archaeological Outreach