ادراک اجتماعی
ادراک اجتماعی (به انگلیسی: Social Perception) به مطالعهٔ فرایندهایی اطلاق میشود که افراد از طریق آن به درک دیگران میپردازند[۱]. این حوزه بررسی میکند که ما چگونه اطلاعات اجتماعی را جمعآوری و تفسیر میکنیم تا بتوانیم برداشتهایی (impressions) از دیگران شکل دهیم و علل رفتار آنها را استنباط کنیم. ادراک اجتماعی یک فرایند فعال و سازنده است، نه یک ثبت منفعلانه از واقعیت؛ در این فرایند، باورهای پیشین، انتظارات و سوگیریهای شناختی ما نقشی حیاتی ایفا میکنند[۲].
این فرایند عمدتاً بر سه مؤلفهٔ اصلی استوار است: سرنخهای غیرکلامی، فرایندهای اسنادی و شکلگیری برداشت کلی.
مؤلفههای کلیدی ادراک اجتماعی
ارتباط غیرکلامی
بخش بزرگی از فرایند ادراک اجتماعی به تفسیر ارتباط غیرکلامی (Nonverbal Communication) متکی است. اینها سرنخهایی هستند که افراد بدون استفاده از کلمات و به صورت عمدی یا غیرعمدی از خود بروز میدهند. برخی از کانالهای اصلی ارتباط غیرکلامی عبارتاند از:
- حالات چهره (Facial Expressions): حالات چهره یکی از غنیترین منابع اطلاعاتی برای درک هیجانات دیگران است. پژوهشهای پال اکمن نشان داد که شش هیجان اصلی (شادی، غم، خشم، ترس، شگفتی و انزجار) به صورت جهانشمول در فرهنگهای مختلف از طریق چهره ابراز و درک میشوند[۳].
- تماس چشمی (Eye Contact): نحوهٔ نگاه کردن و میزان تماس چشمی میتواند اطلاعاتی دربارهٔ علاقه، صداقت یا سلطهجویی فرد منتقل کند.
- زبان بدن (Body Language): وضعیت قرارگیری بدن (posture)، ژستها و حرکات بدن نیز سرنخهای مهمی دربارهٔ نگرشها و احساسات فرد ارائه میدهند[۴].
نظریه اسناد
نظریه اسناد (Attribution Theory) که توسط فریتز هایدر پایهگذاری شد، به بررسی چگونگی تبیین علل رفتارها میپردازد. هایدر معتقد بود که انسانها مانند «دانشمندان наив» (naïve scientists) عمل میکنند و تلاش دارند تا بفهمند که آیا رفتار یک فرد ناشی از عوامل درونی (شخصیتی) است یا عوامل بیرونی (موقعیتی)[۵].
هارولد کلی این نظریه را با ارائهٔ مدل همتغییری (Covariation Model) گسترش داد. بر اساس این مدل، افراد برای تعیین علت یک رفتار از سه نوع اطلاعات استفاده میکنند:
1. اجماع (Consensus): آیا افراد دیگر نیز در این موقعیت مشابه، همین رفتار را انجام میدهند؟
2. تمایز (Distinctiveness): آیا این فرد در موقعیتهای دیگر نیز همین رفتار را از خود نشان میدهد؟
3. ثبات (Consistency): آیا این فرد همیشه در این موقعیت خاص، این رفتار را تکرار میکند؟[۶]. با این حال، افراد همیشه به صورت منطقی از این اطلاعات استفاده نمیکنند و اغلب دچار سوگیری انتسابی میشوند.
شکلگیری و یکپارچهسازی برداشت
ما اطلاعات به دست آمده از سرنخهای غیرکلامی و اسنادها را برای شکل دادن یک برداشت کلی و یکپارچه (Impression Formation) از دیگران به کار میبریم. پژوهشهای کلاسیک سالومون اش نشان داد که ما صرفاً فهرستی از صفات یک فرد را جمعآوری نمیکنیم، بلکه آنها را در یک تصویر منسجم سازمان میدهیم. او دریافت که برخی صفات، که آنها را صفات کانونی (Central Traits) نامید (مانند «خونگرم» در مقابل «خونسرد»)، تأثیر بسیار بیشتری بر برداشت کلی ما نسبت به صفات پیرامونی (Peripheral Traits) دارند[۷].
این فرایند همچنین تحت تأثیر اثر تقدم (Primacy Effect) قرار دارد؛ اطلاعاتی که ما زودتر دربارهٔ یک فرد دریافت میکنیم، تأثیر نامتناسبی بر قضاوت نهایی ما دارد، زیرا این اطلاعات اولیه، یک طرحواره (Schema) را فعال میکند که بر تفسیر اطلاعات بعدی تأثیر میگذارد[۸].
سوگیریها در ادراک اجتماعی
فرایند ادراک اجتماعی مستعد خطاهای نظاممند متعددی است:
- خطای بنیادین اسناد: تمایل به نادیده گرفتن عوامل موقعیتی و تأکید بیش از حد بر ویژگیهای شخصیتی در تبیین رفتار دیگران.
- سوگیری خدمت به خود: تمایل به نسبت دادن موفقیتهای خود به عوامل درونی و شکستهای خود به عوامل بیرونی.
- باور به دنیای عادل: فرض این که افراد شایستهٔ آن چیزی هستند که برایشان اتفاق میافتد؛ این باور میتواند به سرزنش قربانی منجر شود.
- سوگیری تأییدی: تمایل به جستجو، تفسیر و به خاطر سپردن اطلاعاتی که باورها و برداشتهای اولیهٔ ما را تأیید میکند.
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Fiske, S. T., & Taylor, S. E. (2013). Social Cognition: From Brains to Culture (2nd ed.). SAGE Publications. p. 19. ISBN 978-1446258156.
- ↑ Macrae, C. N., & Bodenhausen, G. V. (2000). "Social cognition: Thinking categorically about others". Annual Review of Psychology. 51, p. 94. in Tesser, A., & Schwarz, N. (Eds.), Blackwell Handbook of Social Psychology: Intraindividual Processes. Blackwell Publishers. ISBN 978-0631210346.
- ↑ Ekman, P. (1992). "An argument for basic emotions". Cognition & Emotion. 6(3–4), pp. 169–200. Described in Aronson, E., Wilson, T. D., & Akert, R. M. (2010). Social Psychology (7th ed.). Pearson. p. 91. ISBN 978-0138144784.
- ↑ Keltner, D., van Kleef, G. A., Chen, S., & Kraus, M. W. (2008). "A social-functional approach to emotions in bargaining". In M. A. Neale & E. A. Mannix (Eds.), Research on managing groups and teams (Vol. 11, pp. 151–170). Elsevier Science. ISBN 978-1848550186.
- ↑ Heider, F. (1958). The Psychology of Interpersonal Relations. Wiley. p. 56. ISBN 978-0898592825.
- ↑ Kelley, H. H. (1973). "The processes of causal attribution". American Psychologist. 28(2), pp. 107–128. Explained in Gilovich, T., Keltner, D., Chen, S., & Nisbett, R. E. (2016). Social Psychology (4th ed.). W. W. Norton & Company. p. 151. ISBN 978-0393938968.
- ↑ Asch, S. E. (1946). "Forming impressions of personality". The Journal of Abnormal and Social Psychology. 41(3), pp. 258–290. Referenced in Fiske, S. T. (2014). Social Beings: Core Motives in Social Psychology (3rd ed.). Wiley. p. 78. ISBN 978-1118552147.
- ↑ Jones, E. E. (1990). Interpersonal Perception. W H Freeman/Times Books/ Henry Holt & Co. p. 201. ISBN 978-0716721447.