امصار

ویرانه‌های فسطاط، قاهره، مصر.

اَمصار جمعِ مِصر، به شهرهای متمدن و مناطق وسیعی گفته می‌شود که در آن خانه‌ها، بازارها، مدارس و دیگر تأسیسات عمومی قرار دارند.[۱] این واژه در کاربردی دیگر، به‌صورت جمع، به «شهرهای نظامی» یا «پادگان‌شهرها» نیز اطلاق می‌شود؛ یعنی ساختارهایی که در سده‌های نخستین اسلامی توسط جنگاوران مسلمان در سرزمین‌های فتح‌شده، بنا شده بودند.[۲]

در سال‌های آغازین گسترش اسلام، واژهٔ مِصر (جمع: امصار) برای اشاره به سکونت‌گاه‌های تازه‌ای به‌کار می‌رفت که توسط سپاهیان مسلمان در سرزمین‌های فتح‌شده بنیان گذاشته می‌شد.[۳]این واژه ریشه‌ای سامی دارد و در اصل به معنی «مرز» یا «سرحد» بود، و نزد جغرافی‌دانان عرب در سده‌های نخست، به معنی «دژ مرزی» یا «پادگان در ناحیهٔ مرزی» به‌کار می‌رفت.[۳]واژهٔ مِصر همچنین برای اشاره به یک واحد اداری به‌کار می‌رفت که تحت ادارهٔ نماینده‌ای از سوی خلیفه بود.[۳]از همین واژهٔ عام برای «شهر پادگانی» بعدها نام مِصر برای پایتخت تازهٔ عرب‌های مصر گرفته شد، و با گذشت زمان، این نام به سراسر کشور اطلاق گردید.[۴]نخستین امصار در دوران خلافت عمر بن خطاب (۶۳۴ تا ۶۴۴ میلادی) بنیان‌گذاری شدند. بسیاری از این پادگان‌ها به‌تدریج جمعیت غیرنظامی را به خود جذب کردند و به شهرهای آباد بدل شدند.[۵]

توصیف

در نواحی مرزیِ گسترش اسلام، دژها و استحکامات نظامی‌ای به نام اَلمِصر (جمع: امصار) یا رباط (به‌معنای دژ یا پادگان) تأسیس می‌شدند. از دیدگاه نظامی، ساختار و کارکرد امصار با مستعمره‌های نظامی روم باستان، موسوم به کلونیا، شباهت داشت.[۶]همانند مستعمره‌های مرزی، این دژها به‌عنوان پایگاه‌هایی برای فتوحات بعدی عمل می‌کردند. دژهای نظامی عربی از نوع مصر معمولاً در نزدیکی شهرهای کهن موجود ساخته می‌شدند و اغلب طرحی چهارگوش داشتند.[۷]

بسیاری از امصار به‌جای حفظ کارکرد اصلی خود به‌عنوان پایگاه نظامی، به‌تدریج به مراکز شهری و اداری تبدیل شدند. این دگرگونی به‌ویژه در مورد شهرهای عراق، یعنی کوفه و بصره، رخ داد که به نام المِصران («دو دژ») شناخته می‌شدند؛ همچنین در شهرهای فسطاط و قیروان در شمال آفریقا نیز چنین تحولی دیده می‌شود.

تاریخ

دوران راشدین

به‌گزارش ابن کلبی، عَرفَجه بن هَرثَمه نخستین کسی بود که امصار را بنیان نهاد؛ شهرهایی که برای اسکان دائم سربازان مسلمان در سرزمین‌های فتح‌شده ساخته شدند و همچنین شامل بناهای عمومی و مساجد بودند.[۸]به دستور خلیفه عمر بن خطاب، عرفجه در موصل یک مِصر (پادگان شهر) تأسیس کرد[۹] و به‌عنوان والی آن منصوب شد،[۱۰][۱۱]و به‌ویژه بر امور مالی آن منطقه نظارت داشت.[۱۲]منطقهٔ موصل پس از فتح مسلمانان کم‌جمعیت بود. پس از ساخت مسجد و اسکان جمعیت، عمر بن خطاب دستور داد چهار هزار نفر در موصل مستقر شوند. بناهای تازه از خشت و گل ساخته شدند، نه از نی که در منطقه رواج داشت. عرفجه به فرمان عمر در موصل دژی، چند کلیسا، مسجدی و محل زندگی برای یهودیان ساخت و آن را پایگاه خود برای عملیات نظامی در شمال قرار داد. در همان زمان، عُتبه موقعیت خود را در تکریت مستحکم کرد و سپس به مناطق باجُرمی و شهرزور پیشروی نمود و سپاهیانش در آن‌جا ساکن شدند.[۱۳]عرفجه، به فرمان عمر، پس از مدت کوتاهی حکومت در موصل، مأمور شد همراه با ۷۰۰ نفر از قبیلهٔ ازد به سوی منطقه‌ای حرکت کند که بعدها به بصره شهرت یافت، و حکومت موصل را به حارث بن حسن واگذار کرد.[۱۴] عرفجه و عُتبه در آن‌جا شهر پادگانی بصره را بنیان نهادند که به‌تدریج با ساخت بناهای دائمی گسترش یافت و به شهری بزرگ تبدیل شد.[۱۵]پادگان ساخته‌شده توسط عرفجه شامل هفت مجموعهٔ قبیله‌ای بود که گنجایش ۷۰۰ سرباز را داشت،[۱۶]و خانه‌هایی از خشت و گل و گچ به‌جای چادرها در آن ساخته شد.[۱۷]در ادامه، عرفجه همراه با حذیفه بن محصن و مجازة بن ثور سدوسی، این مجموعه را با قبایل ازد، تمیم و سَدوس بن شیبان پر کرد.[۱۸]سپس عرفجه در بصره هفت سد خشتی بنا کرد: دو سد در منطقهٔ الخریبة، یکی در الزبوقة، دو سد برای قبیلهٔ تمیم و دو سد دیگر در منطقهٔ قبیلهٔ ازد.[۱۹]

از دیگر امصار اولیه، کوفه بود که به‌دست سعد بن ابی وقاص بنیان‌گذاری شد. وی به دستور خلیفه عمر بن خطاب مأمور شد تا برای سپاه خود در عراق مقر جدیدی ایجاد کند؛ ازاین‌رو به‌سوی منطقه‌ای حرکت کرد که بعدها به نام «کوفه» شناخته شد. در آنجا دیوارها و سازه‌های نظامی شهر مدائن را جدا کرده و برای ساخت مِصر جدید به آن‌جا منتقل کرد.[۲۰] این مِصر تازه با عنوان رسمی «جُند الکوفة» شناخته شد و دارای هفت بخش سازمان‌یافته بود که برای اسکان دائم سربازان مسلمان و خانواده‌هایشان طراحی شده بود. سعد، کوفه را به‌عنوان مقر دائمی فرماندهی خود برگزید.[۲۰]

جستارهای وابسته

منابع

  1. "مِصْر ['misr']". Dictionary of Contemporary Arabic (به عربی). Retrieved 8 February 2023.
  2. John L. Esposito (ed.). "Misr". The Oxford Dictionary of Islam. Retrieved 7 October 2016 via Oxford Islamic Studies Online.
  3. 1 2 3 "Misr". The Oxford Dictionary of Islam. 2003. Retrieved 8 July 2025 via oxfordreference.com. مِصر» (مفردِ «أمصار») (۱) در آغاز اسلام به استقرارگاه‌هایی گفته می‌شد که جنگجویان مسلمان در سرزمین‌های فتح‌شده بنیان می‌نهادند. این واژه ریشه‌ای سامی دارد و معنای اصلی آن «مرز» یا «کرانه» بوده است. برای جغرافی‌دانان نخستین عرب، «مِصر» به معنای پایگاه مرزی یا دژ مرزبانی بود. همچنین، «مِصر» به واحدی اداری و سرزمینی اطلاق می‌شد که تحت فرمان یکی از منصوبان خلیفه اداره می‌گردید. نخستین شهرهایی که چنین نامی گرفتند، کوفه و بصره بودند. (۲) در معنای دیگر، «مِصر» به سرزمین مصر نیز اطلاق شده است.
  4. Sijpesteijn, Petra (2018). "Misr". The Oxford Dictionary of Late Antiquity. Retrieved 8 July 2025 via oxfordreference.com. ... اصطلاحی عربی به‌معنای «شهر دژ» یا «شهر پادگانی» است، و از همین واژه نامی برای پایتخت مصر و اصلی‌ترین شهر عربی آن، و در ادامه برای کل کشور، پدید آمد. در سوریه و فلسطین، عرب‌ها عمدتاً در مراکز موجودی که از پیش جمعیت عربی داشتند، ساکن شدند؛ اما در دیگر مناطق، شهرهای پادگانی جدیدی بنیان گذاشتند (برای نمونه: کوفه، بصره، قیروان، فسطاط).
  5. Frank, Daniel H. (1995). The Jews of Medieval Islam: Community, Society, and Identity: Proceedings of an International Conference Held by the Institute of Jewish Studies, University College London, 1992. BRILL. pp. 5–. ISBN 90-04-10404-6.
  6. Hillenbrand, Robert (1999). "Anjar and Early Islamic Urbanism". In G. P. Brogiolo and B. Ward-Perkins (ed.). The Idea and Ideal of the Town Between Late Antiquity and the Early Middle Ages. Leiden: BRILL. pp. 59–98 [59–60]. Retrieved 9 May 2021.
  7. Hillenbrand (1999), p.  92.
  8. یاقوت حموی (1995). Mu'jam al Buldan (Dictionary of Countries). Dar as Sadr. p. 230. Retrieved 22 November 2021.
  9. Nováček, Karel; Melčák, Miroslav; Starková, Lenka (2017). Medieval Urban Landscape in Northeastern Mesopotamia. Archaeological Publishing Limited. p. 68. ISBN 978-1-78491-519-3. Retrieved 20 November 2021.
  10. Iraq After The Muslim Conquest,
  11. Constructing Al-Azd: Tribal Identity and Society in the Early Islamic Centuriesد،
  12. Nu'mani, Shibli (1962). Omar the Great, the Second Caliph of Islam. the University of Michigan. p. 43. Retrieved 20 November 2021.
  13. Nadvi (2000), pg. 418
  14. al Ghulami, Abd al Mun'im (1965). الأنساب والأسر. Shafiq Press. p. 104. ISBN 8987990397. Retrieved 20 November 2021.
  15. Khattab, Mahmud Sheet (2010). دة فتح العراق والجزیرة [Leaders of the Conquest of Iraq and al-Jazeera]. p. 327. Retrieved 19 November 2021.
  16. Khattab (2010), p. 332.
  17. Ibn Faqih, Ahmad ibn Muhammad. "al Buldan(countries) Part: 1 Page: 229". Library E-Shia. Retrieved 20 November 2021.
  18. ابن سعد, ابوعبدالله محمد. Tabaqat al Kubra. p. 730. Retrieved 22 November 2021.
  19. Baladhuri, Ahmad (1866). کتاب فتوح البلدان(Futuh al Buldan). E.J BRILL. p. 341. Retrieved 20 November 2021.
  20. 1 2 Al-Baladhuri, Fotouh Al-Buldan, p. 275; Al-Hamawi, Mujam Al-Buldan, Part 4, pg. 490.