ام‌اس

مولتیپل اسکلروزیس
نام‌های دیگراسکلروز چندگانه مغزی، اسکلروز چندگانه مغزی‌نخاعی، اسکلروز منتشر، انسفالومیلیت منتشر
بافت رنگ‌آمیزی‌شده با سی‌دی۶۸ چندین ماکروفاژ را در ناحیهٔ یک ضایعهٔ دمیلینه‌شده ناشی از ام‌اس نشان می‌دهد.
تخصصنورولوژی
نشانه‌هادرگیری دستگاه‌های خودمختار، بینایی، حرکتی و حسی؛ تقریباً هر علامت عصبی مرکزی یا محیطی.[۱][۲]
دورهٔ معمول آغازسن ۲۰ تا ۴۰ سال[۱]
دورهٔ بیماریطولانی‌مدت[۲]
علتناشناخته[۱]
روش تشخیصبر اساس علائم و آزمایش‌های پزشکی[۱]
درمان
  • درمان‌های تعدیل‌کنندهٔ بیماری[۳]
  • فیزیوتراپی[۴]
  • کاردرمانی[۴]
فراوانی۰٫۰۳۲٪ (جهان)
طبقه‌بندی و منابع بیرونی
پیشنت پلاسمولتیپل اسکلروزیس

مولتیپل اِسکلٌروزیس یا اسکلُروز چندگانه یا تصلب پراکنده[۵] (به انگلیسی: Multiple Sclerosis) به اختصار MS، یک بیماری خودایمنی است که منجر به آسیب به میلین می‌شود، میلین پوشش محافظ سلول‌های عصبی در مغز و طناب نخاعی است.[۱] به‌عنوان یک بیماری میلین‌زدا، MS توانایی سیستم عصبی در انتقال سیگنال‌ها را مختل می‌کند و منجر به طیف وسیعی از علائم و نشانه‌ها، از جمله مشکلات جسمی، ذهنی و گاهی اوقات روان‌پزشکی می‌شود.[۱] نشانه‌ها شامل دوبینی، از دست دادن بینایی، درد چشم، ضعف عضلانی، و از دست دادن حس یا هماهنگی است.[۲][۶][۷]

MS به اشکال مختلفی بروز می‌کند:

  • نشانه‌های جدید می‌توانند به‌صورت یک حمله مجزا رخ دهند؛ جایی که بیمار به‌طور ناگهانی علائم عصبی را تجربه می‌کند و سپس بهتر می‌شود (شکل عودکننده) که MS عودکننده-فروکش‌کننده نامیده می‌شود و در ۸۵٪ از بیماران دیده می‌شود.[۸]
  • در بیماران دیگر، علائم می‌تواند به آرامی در طول زمان بدتر شود (شکل پیشرونده) که MS پیشرونده اولیه نامیده می‌شود و در ۱۵٪ از بیماران دیده می‌شود.[۱][۸]
  • بیماران مبتلا به MS عودکننده-فروکش‌کننده می‌توانند بدتر شدن تدریجی علائم خود را پس از حملات تجربه کنند، این زیرگروه MS پیشرونده ثانویه نامیده می‌شود.[۸] در اشکال عودکننده MS، علائم ممکن است به‌طور کامل بین حملات ناپدید شوند، اگرچه برخی مشکلات عصبی دائمی اغلب باقی می‌مانند، به ویژه با پیشرفت بیماری.[۱] در اشکال پیشرونده MS، عملکرد بدن به آرامی پس از بروز علائم رو به زوال می‌رود و در صورت عدم درمان به‌طور پیوسته بدتر خواهد شد.[۹]
  • یک بیمار ممکن است یک حمله مجزا داشته باشد و معیارهای کامل برای تشخیص MS را نداشته باشد. این سندرم ایزوله بالینی نامیده می‌شود.[۸]

اگرچه علت آن مشخص نیست، تصور می‌شود مکانیسم زمینه‌ای یا به دلیل تخریب توسط سیستم ایمنی بدن یا غیرفعال شدن سلول‌های تولیدکننده میلین باشد.[۱] علل پیشنهادی برای این امر شامل اختلال تنظیم ایمنی، ژنتیک و عوامل محیطی، مانند عفونت‌های ویروسی است.[۱۰] معیارهای مک‌دونالد مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های مرتباً به‌روزشده هستند که برای اثبات تشخیص MS استفاده می‌شوند.[۱۱]

هیچ درمانی برای MS وجود ندارد.[۲] درمان‌های فعلی با هدف کاهش التهاب و علائم ناشی از شعله‌ورشدگی‌های حاد و پیشگیری از حملات بیشتر با داروهای تغییردهنده بیماری انجام می‌شوند، که هدف آن کاهش سرعت پیشرفت بیماری و بهبود کیفیت زندگی است.[۲][۹][۱۲] فیزیوتراپی[۴] و کاردرمانی،[۱۳] همراه با مدیریت علائم مبتنی بر بیمار، می‌تواند به توانایی عملکرد افراد کمک کند. پیش‌بینی نتیجه بلندمدت دشوار است؛ نتایج بهتر بیشتر در زنان، کسانی که بیماری را در اوایل زندگی بروز می‌دهند، کسانی که سیر عودکننده دارند و کسانی که در ابتدا حملات کمی را تجربه کردند دیده می‌شود.[۱۴]

شواهد جدید نقش مهم عوامل سبک زندگی را در پیش‌آگهی بیماری MS نشان می‌دهد، به‌طوری که عوامل متعدد سبک زندگی (از جمله سیگار کشیدن، مصرف الکل، ورزش، رژیم غذایی و سطح ویتامین D) بسته به سن، جنسیت و مدت بیماری بیماران، با تأثیرگذاری بر نمره مقیاس وضعیت ناتوانی گسترده (EDSS) مرتبط دانسته شده‌اند.[۱۵][۱۶]

MS شایع‌ترین اختلال ایمنی-میانجی است که دستگاه عصبی مرکزی (CNS) را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۱۷] در سال ۲۰۲۰، حدود ۲٫۸ میلیون نفر در سراسر جهان تحت تأثیر MS قرار داشتند که نرخ آن در مناطق مختلف و بین جمعیت‌های مختلف بسیار متفاوت بود.[۱۸] این بیماری معمولاً بین سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی آغاز می‌شود[۱][۲][۱۹] و تقریباً سه برابر در زنان شایع‌تر از مردان است (نسبت ۳:۱).[۲][۲۰]

MS برای اولین بار در سال ۱۸۶۸ توسط عصب‌شناس فرانسوی ژان-مارتن شارکو توصیف شد.[۲۱] نام «اسکلروز چندگانه»[الف] خلاصه‌شده عبارت «اسکلروز چندگانه مغزی-نخاعی»[ب] است که به اسکارهای گلیال متعدد (یا اسکلره‌ها – اساساً پلاک‌ها یا ضایعات) اشاره دارد که بر روی ماده سفید مغز و نخاع ایجاد می‌شوند.[۲۱]

علائم و نشانه‌ها

علائم اصلی مولتیپل اسکلروزیس

ضایعات MS می‌توانند هر بخشی از دستگاه عصبی مرکزی را تحت تأثیر قرار دهند، بنابراین فرد مبتلا به MS می‌تواند تقریباً هرگونه علائم یا نشانه‌های عصبی را داشته باشد.[۲][۹][۲۲]

خستگی یکی از شایع‌ترین علائم MS است.[۲۳][۲۴] حدود ۶۵٪ از افراد مبتلا به MS خستگی را تجربه می‌کنند. از بین این افراد، حدود ۱۵ تا ۴۰٪ خستگی را ناتوان‌کننده‌ترین علامت خود گزارش می‌دهند.[۲۵]

مشکلات خودگردان، بینایی، حرکتی و حسی نیز در میان شایع‌ترین علائم هستند.[۲][۹]

علائم خاص به محل ضایعات درون سیستم عصبی بستگی دارد و ممکن است شامل از دست دادن حساسیت یا تغییرات حسی در اندام‌ها، مانند سوزن‌سوزن شدن، «سنجاق‌وسوزن» یا بی‌حسی؛ ضعف یا درد حرکتی اندام، تاری دید،[۲۶] رفلکس‌های تشدیدشده، اسپاسم‌های عضلانی، مشکل در راه‌رفتن، یا در هماهنگی یا تعادل (آتاکسیمشکلات گفتاری[۲۷] یا بلع، مشکلات بینایی (التهاب عصب بینایی که به صورت درد چشم و از دست‌دادن بینایی ظاهر می‌شود،[۲۸] یا نیستاگموس که به صورت دوبینی ظاهر می‌شود)، خستگی و مشکلات مثانه و روده (مانند بی‌اختیاری یا احتباس ادرار یا مدفوع) و غیره باشد.[۲][۹] هنگامی که MS پیشرفته‌تر است، مشکلات راه‌رفتن منجر به خطر بیشتر زمین‌خوردن می‌شود.[۲۹][۱۲][۳۰]

مشکلات در تفکر و مسائل عاطفی مانند افسردگی یا بی‌ثباتی خلق نیز شایع هستند.[۳۱][۳۲] نقص اولیه در عملکرد شناختی که افراد مبتلا به MS تجربه می‌کنند، کاهش سرعت پردازش اطلاعات است که حافظه نیز معمولاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد و کارکردهای اجرایی کمتر شایع است. هوش، زبان و حافظه معنایی معمولاً حفظ می‌شوند و سطح اختلال شناختی بین افراد مبتلا به MS تفاوت قابل‌توجهی دارد.[۳۳][۳۴][۳۵]

پدیده اوتهوف، یک تشدید برگشت‌پذیر علائم بیمار به دنبال افزایش دمای بدن،[۳۶] و علامت لرمیت، یک حس الکتریکی که هنگام خم کردن گردن در پشت بدن ایجاد می‌شود، به ویژه مشخصه MS هستند، اگرچه ممکن است همیشه وجود نداشته باشند.[۱][۲] ۶۰ تا ۸۰ درصد از بیماران MS متوجه می‌شوند که علائمی مانند خستگی تحت تأثیر تغییرات دمای بدن قرار می‌گیرند.[۳۶] MS همچنین ممکن است با اختلالات حرکتی چشم مانند فلج چشمی بین‌هسته‌ای یا فلج عصب ششم ظاهر شود.[۱۲]

معیارهای سنجش ناتوانی

معیار اصلی ناتوانی و شدت، مقیاس وضعیت ناتوانی گسترده (EDSS) است، با این حال معیارهای دیگری مانند ترکیب عملکردی مالتیپل اسکلروزیس به‌طور فزاینده‌ای در پژوهش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۳۷][۳۸][۳۹] EDSS همچنین با زمین‌خوردن در افراد مبتلا به MS مرتبط است.[۶] در حالی که این یک معیار محبوب است، EDSS به دلیل برخی از محدودیت‌هایش، مانند اتکای بیش از حد بر راه‌رفتن، مورد انتقاد قرار گرفته است.[۴۰][۶]

سیر بیماری

فاز پرودرومال

MS ممکن است یک فاز پرودرومال در سال‌های منتهی به بروز خود داشته باشد که با مسائل روان‌پزشکی، اختلال شناختی و افزایش استفاده از خدمات سلامت مشخص می‌شود.[۴۱][۴۲]

شروع

۸۵٪ از موارد به صورت یک سندرم ایزوله بالینی (CIS) در طول چند روز شروع می‌شود که ۴۵٪ مشکلات حرکتی یا حسی دارند، ۲۰٪ التهاب عصب بینایی دارند،[۲۸] و ۱۰٪ علائم مربوط به اختلال عملکرد ساقه مغز را دارند، در حالی که ۲۵٪ باقی‌مانده بیش از یکی از مشکلات ذکر شده را دارند.[۴۳] با توجه به اینکه نوریت اپتیک شایع‌ترین علامت اولیه است، افراد مبتلا به MS متوجه از دست دادن بینایی تحت‌حاد می‌شوند که اغلب با دردی همراه است که با حرکت چشم بدتر می‌شود و دید رنگی کاهش می‌یابد. تشخیص زودهنگام نوریت اپتیک مرتبط با MS به شروع به موقع درمان‌های هدفمند کمک می‌کند. با این حال، به دلیل طیف گسترده علل جایگزین، مانند اختلال طیف سندرم دویک (NMOSD) و سایر بیماری‌های خودایمنی یا عفونی، پایبندی به معیارهای تشخیصی ثابت‌شده هنگام درمان نوریت اپتیک بسیار مهم است. سیر علائم در ابتدا به دو الگوی اصلی رخ می‌دهد: یا به صورت دوره‌هایی از بدتر شدن ناگهانی که چند روز تا چند ماه طول می‌کشد (که عودها، تشدیدها، حمله‌ها یا شعله‌ور شدن‌ها نامیده می‌شود) و به دنبال آن بهبودی (۸۵٪ موارد) یا به صورت بدتر شدن تدریجی در طول زمان بدون دوره‌های بهبودی (۱۰–۱۵٪ موارد).[۱۹] ترکیبی از این دو الگو نیز ممکن است رخ دهد، یا افراد ممکن است با یک سیر عودکننده و فروکش‌کننده شروع کنند که بعداً به حالت پیشرونده تبدیل شود.[۱][۹]

عودها

عودها معمولاً غیرقابل پیش‌بینی هستند و بدون هشدار قبلی رخ می‌دهند.[۱][۹] تشدیدها به ندرت بیش از دو بار در سال رخ می‌دهند.[۱][۹] با این حال، برخی عودها با محرک‌های شایع پیش‌می‌روند و در فصل بهار و تابستان بیشتر رخ می‌دهند.[۴۴] به‌طور مشابه، عفونت‌های ویروسی مانند سرماخوردگی، آنفلوانزا یا گاستروانتریت خطر آن‌ها را افزایش می‌دهند.[۱][۲][۹] استرس نیز ممکن است باعث حمله شود.[۱][۲][۹]

بسیاری از رویدادها بر نرخ عود نیازمند بستری شدن تأثیر نمی‌گذارند از جمله واکسیناسیون،[۴۵][۴۶] شیردهی،[۳۱] تروما،[۴۷] و پدیده اوتهوف.[۴۴]

بارداری

بسیاری از زنان مبتلا به MS که باردار می‌شوند علائم کمتری را در دوران بارداری تجربه می‌کنند.[۴۸][۴۹][۵۰] طی ماه‌های اول پس از زایمان، خطر افزایش می‌یابد.[۳۱] به‌طور کلی، به نظر نمی‌رسد بارداری بر ناتوانی بلندمدت تأثیر بگذارد.[۳۱] شواهد معاصر از این یافته حمایت می‌کنند و نشان می‌دهند که بارداری با بدتر شدن ناتوانی در طولانی‌مدت مرتبط نیست. یک مطالعه در مقیاس بزرگ نشان داد که در مقایسه با زنان غیرباردار همسان، تفاوت معنی‌داری در زمان رسیدن به ناتوانی تاییدشده بین گروه‌ها وجود ندارد.

علل

MS یک بیماری خودایمنی است که ترکیبی از علل ژنتیکی و محیطی زمینه‌ساز آن هستند. هر دو سلول T و B درگیر هستند، اگرچه سلول‌های T اغلب به عنوان نیروی محرکه بیماری در نظر گرفته می‌شوند. علل بیماری به‌طور کامل درک نشده است. نشان داده شده است که ویروس اپشتین–بار (EBV) به‌طور مستقیم در مغز اکثر موارد MS وجود دارد و این ویروس از نظر رونویسی در سلول‌های آلوده فعال است.[۵۱][۵۲] اعتقاد بر این است که آنتی‌ژن‌های هسته‌ای EBV در پاتوژنز مالتیپل اسکلروزیس نقش دارند، اما همه افراد مبتلا به MS شواهدی از عفونت EBV ندارند.[۱۰] ده‌ها پپتید انسانی در موارد مختلف بیماری شناسایی شده‌اند، و در حالی که برخی پیوندهای قابل قبولی با ارگانیسم‌های عفونی یا عوامل محیطی شناخته شده دارند، برخی دیگر ندارند.[۵۳]

اختلال ایمنی

MS معمولاً زمانی آغاز می‌شود که برخی از سلول‌های ایمنی معروف به سلول‌های T و B به اشتباه به سیستم عصبی خود بدن حمله می‌کنند. سلول‌های T و B، تا آنجا که می‌دانیم، به سلول‌های خود بدن حمله نمی‌کنند، و بنابراین سیگنال‌هایی آزاد می‌کنند که باعث التهاب سیستم عصبی مرکزی می‌شود.[۵۴] این التهاب منجر به آسیب‌هایی می‌شود که در MS مشاهده می‌کنیم. در MS، برخی سلول‌های B ممکن است درگیر باشند، و برخی از این نظریه سلول B با استناد به وجود آنتی‌بادی‌های خاصی (باندهای الیگوکلونال IgG) که در مایع نخاعی اکثر بیماران MS یافت می‌شوند و اغلب برای کمک به تأیید تشخیص استفاده می‌شوند، حمایت می‌کنند.[۲][۹][۵۵]

عوامل عفونی

شواهد اولیه نشان‌دهنده ارتباط بین چندین ویروس با انسفالومیلیت دمیلینه‌کننده انسانی و وقوع دمیلینه‌سازی در حیوانات ناشی از برخی عفونت‌های ویروسی بود.[۵۶] یکی از این ویروس‌ها، ویروس اپشتین–بار ویروس (EBV)، می‌تواند باعث مونونوکلئوز عفونی شود و حدود ۹۵٪ از بزرگسالان را آلوده می‌کند، اگرچه تنها بخش کوچکی از افراد آلوده بعداً به MS مبتلا می‌شوند.[۵۷][۵۸][۵۹][۵۲] مطالعه‌ای روی بیش از ۱۰ میلیون عضو نظامی ایالات متحده، ۸۰۱ نفر که به MS مبتلا شده بودند را با ۱۵۶۶ فرد شاهد همسان که به این بیماری مبتلا نشده بودند مقایسه کرد. این مطالعه افزایش ۳۲ برابری خطر ابتلا به MS پس از عفونت EBV را نشان داد. این مطالعه افزایش خطر پس از عفونت با سایر ویروس‌ها از جمله سیتومگالوویروس مشابه را نیافت. این یافته‌ها به شدت نشان می‌دهند که EBV در شروع MS نقش دارد، اگرچه EBV به تنهایی ممکن است برای ایجاد آن کافی نباشد.[۵۸][۵۹]

آنتی‌ژن هسته‌ای EBV، که سازگارترین نشانگر عفونت EBV در تمام سویه‌ها است،[۶۰] به عنوان یک منبع مستقیم خودواکنشی در بدن انسان شناسایی شده است. به نظر می‌رسد این آنتی‌ژن‌ها بیشتر احتمال دارد که خودایمنی را در افراد دچار کمبود ویتامین D تشویق کنند. ماهیت دقیق این رابطه به خوبی درک نشده است.[۶۱][۱۰]

ژنتیک

ناحیه HLA روی کروموزوم ۶: تغییرات در این ناحیه احتمال ابتلا به MS را افزایش می‌دهد.

MS یک بیماری ارثی در نظر گرفته نمی‌شود، اما نشان داده شده است که چندین تنوع ژنتیکی خطر آن را افزایش می‌دهند.[۶۲] به نظر می‌رسد برخی از این ژن‌ها سطوح بیان بالاتری در سلول‌های میکروگلیا نسبت به آنچه به‌طور تصادفی انتظار می‌رود دارند.[۶۳] احتمال ابتلا به MS در بستگان فرد مبتلا بیشتر است، با خطر بیشتر در میان کسانی که ارتباط خویشاوندی نزدیک‌تری دارند.[۱][۲][۹] یک دوقلوی همسان یک فرد مبتلا ۳۰٪ شانس ابتلا به MS دارد، برای یک دوقلوی غیرهمسان ۵٪، برای یک خواهر و برادر تنی ۲٫۵٪، و برای یک خواهر و برادر ناتنی شانس حتی کمتری وجود دارد.[۲][۹] MS همچنین در برخی گروه‌های قومی شایع‌تر از دیگران است.[۱]

ژن‌های خاص مرتبط با MS شامل تفاوت‌هایی در سیستم آنتی‌ژن لکوسیت انسانی (HLA) می‌شود — گروهی از ژن‌ها روی کروموزوم ۶ که به عنوان مجموعه سازگاری بافتی اصلی (MHC) عمل می‌کند.[۳۱] مشارکت واریانت‌های HLA در حساسیت به MS از دهه ۱۹۸۰ شناخته شده است،[۶۴] و همچنین در ایجاد سایر بیماری‌های خودایمنی مانند دیابت نوع ۱ و لوپوس اریتماتوی سیستمیک دخیل بوده است.[۶۴] سازگارترین یافته، ارتباط بین خطر بالاتر ابتلا به MS و آلل MHC DR15 است که در ۳۰٪ از جمعیت ایالات متحده و شمال اروپا وجود دارد.[۱۰][۳۱] سایر جایگاه‌ها اثر محافظتی نشان می‌دهند، مانند HLA-C554 و HLA-DRB1*11.[۳۱] تفاوت‌های HLA حدود ۲۰ تا ۶۰ درصد از استعداد ژنتیکی را تشکیل می‌دهند.[۶۴] مطالعات ارتباط در سطح گسترده ژنوم حداقل ۲۰۰ واریانت مرتبط با MS را در خارج از جایگاه HLA آشکار کرده‌اند.[۶۵]

جغرافیا

توزیع جغرافیایی خطر MS

شیوع MS از دیدگاه جغرافیایی شبیه یک گرادیان است، به طوری که در افرادی که دورتر از استوا زندگی می‌کنند (به عنوان مثال، کسانی که در مناطق شمالی جهان زندگی می‌کنند) شایع‌تر است، اگرچه استثناهایی وجود دارد. تا سال ۲۰۱۹، گرادیان شمال-جنوب بروز هنوز وجود دارد و در حال افزایش است.[۶۶] استثناها شامل گروه‌های قومی کم‌خطری هستند که دور از خط استوا زندگی می‌کنند، مانند سامی، آمریکای بومی، هاتریت‌های کانادایی، مائوری نیوزیلند،[۶۷] و اینوئیت کانادا،[۱۹] و همچنین گروه‌هایی که خطر نسبتاً بالایی دارند و نزدیک‌تر به خط استوا زندگی می‌کنند مانند ساردینی،[۱۹] سیسیلی داخلی،[۶۸] فلسطینی و پارسی.[۶۷]

عوامل محیطی در دوران کودکی ممکن است نقش داشته باشند، با چندین مطالعه که نشان می‌دهند افرادی که قبل از ۱۵ سالگی به منطقه دیگری از جهان نقل مکان می‌کنند، خطر منطقه جدید را کسب می‌کنند. اگر مهاجرت بعد از ۱۵ سالگی صورت گیرد، فرد خطر منطقه کودکی خود را حفظ می‌کند.[۳۱][۶۹] با این حال، برخی شواهد نشان می‌دهد که تأثیر جابجایی ممکن است برای افراد بالای ۱۵ سال نیز اعمال شود.[۳۱]

علت این الگوی جغرافیایی مشخص نیست، می‌تواند به دلیل عوامل ژنتیکی، یا قرار گرفتن در معرض اشعه فرابنفش B (UVB) باشد که سطح ویتامین D را افزایش می‌دهد.[۱۹][۱۰] از یک سو، MS در مناطق با جمعیت اروپای شمالی شایع‌تر است،[۳۱] بنابراین تنوع جغرافیایی ممکن است صرفاً توزیع این جمعیت‌های پرخطر را منعکس کند.[۱۹] از سوی دیگر، کسانی که در مناطق شمالی جهان زندگی می‌کنند قرار گرفتن در معرض UVB کمتری دارند و سطوح ویتامین D پایین‌تر و خطر بالاتری برای ابتلا به MS دارند.[۱۰] برعکس، کسانی که در مناطق با قرار گرفتن در معرض خورشید بیشتر و اشعه UVB افزایش یافته زندگی می‌کنند خطر کمتری برای ابتلا به MS دارند.[۱۰] چندین مطالعه همبستگی منفی بین سطح ویتامین D و خطر MS یافته‌اند، که نشان‌دهنده یک رابطه علّی بین سطوح پایین ویتامین D و افزایش خطر ابتلا به MS است.[۷۰][۷۱] فواید مکمل ویتامین D در حال بررسی است، اما هنوز شواهد کافی برای یک اجماع وجود ندارد.[۷۱]

سایر موارد

سیگار کشیدن یک عامل خطر برای MS است.[۷۲] استرس نیز ممکن است یک عامل خطر باشد، اگرچه شواهد برای حمایت از این ضعیف است.[۶۹]

مرورهای عامل خطر محیطی قرار گرفتن کمتر در معرض آفتاب را با نرخ بالاتر MS همبسته داده‌اند، اگرچه این تأثیر کاملاً با گرادیان عرض جغرافیایی تابش خورشیدی زمین همسو نیست. آشفتگی‌های منطقه‌ای وجود دارند که نشان‌دهنده درگیری عوامل خطر محلی اضافی و تأثیرگذارتر برای MS هستند.[۷۳] همچنین ببینید: مالتیپل اسکلروزیس#جغرافیا.

قرار گرفتن در معرض حلال‌های آلی و کار شیفت شب با افزایش خطر MS مرتبط هستند، اما به اندازه سایر عوامل خطر ثابت نشده‌اند.[۷۲]

واکسیناسیون‌ها به عنوان عوامل علّی مورد مطالعه قرار گرفتند؛ اما بیشتر مطالعات هیچ ارتباطی را نشان نمی‌دهند.[۶۹][۷۴] چندین عامل خطر احتمالی دیگر، مانند رژیم غذایی و مصرف هورمون، ارزیابی شده‌اند، اما شواهد در مورد ارتباط آن‌ها با بیماری «پراکنده و غیرقانع‌کننده» است.[۷۵] نقرس کمتر از حد انتظار رخ می‌دهد و سطح پایین‌تری از اسید اوریک در افراد مبتلا به MS یافت شده است. این امر منجر به این نظریه شده است که اسید اوریک محافظ است، اگرچه اهمیت دقیق آن ناشناخته باقی مانده است.[۷۶] چاقی در دوران نوجوانی و جوانی بزرگسالی یک عامل خطر برای MS است.[۷۷]

پاتوفیزیولوژی

مالتیپل اسکلروزیس

مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری خودایمنی است که عمدتاً توسط سلول‌های T واسطه‌گری می‌شود.[۱۰] سه ویژگی اصلی MS تشکیل ضایعات در دستگاه عصبی مرکزی (که پلاک نیز نامیده می‌شود)، التهاب و تخریب غلاف‌های میلین نورون‌ها است. این ویژگی‌ها به روشی پیچیده و هنوز به‌طور کامل درک نشده با یکدیگر تعامل می‌کنند تا تجزیه بافت عصبی و به نوبه خود، علائم و نشانه‌های بیماری را تولید کنند.[۳۱] اعتقاد بر این است که آسیب حداقل تا حدی ناشی از حمله سیستم ایمنی خود فرد به سیستم عصبی است.[۳۱]

اختلال ایمنی

همان‌طور که به‌طور خلاصه در بخش علل این مقاله توضیح داده شد، در حال حاضر تصور می‌شود که MS از عدم توانایی سیستم ایمنی بدن در از بین بردن سلول‌های T و B خودواکنشگر ناشی می‌شود.[۱۰] در حال حاضر، زیرجمعیت‌های سلول T که تصور می‌شود پیشرفت MS را هدایت می‌کنند، سلول‌های T خودواکنشگر CD8+، سلول‌های T کمکی CD4+ و سلول‌های TH17 هستند. این سلول‌های T خودواکنشگر موادی به نام سیتوکین تولید می‌کنند که پاسخ ایمنی التهابی در دستگاه عصبی مرکزی القا می‌کنند و منجر به پیشرفت بیماری می‌شوند.[۱۰] تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که کمبود ویتامین D ممکن است با ترویج تمایز و فعالیت سلول‌های TH17، MS را تشدید کند. نشان داده شده است که مکمل ویتامین D پاسخ‌های TH17 را تعدیل می‌کند و به‌طور بالقوه بر پیشرفت بیماری تأثیر می‌گذارد.[۷۸] با این حال، اخیراً نقش سلول‌های B خودواکنشگر روشن شده است. شواهد مشارکت آن‌ها در پیشرفت MS از طریق وجود باندهای IgG الیگوکلونال (آنتی‌بادی‌های تولید شده توسط سلول‌های B) در مایع مغزی-نخاعی (CSF) بیماران مبتلا به MS مطرح است.[۱۰][۱۲] وجود این باندهای الیگوکلونال به عنوان شواهد حمایتی در تشخیص قطعی MS استفاده شده است.[۷۹] همان‌طور که قبلاً به‌طور مشابه توصیف شد، سلول‌های B همچنین می‌توانند سیتوکین‌هایی تولید کنند که از طریق فعال‌سازی سلول‌های T خودواکنشگر، پاسخ ایمنی التهابی را القا می‌کنند.[۱۰][۸۰] به همین ترتیب، سطوح بالاتر این سلول‌های B خودواکنشگر با افزایش تعداد ضایعات و تخریب عصبی و همچنین ناتوانی بدتر مرتبط است.[۱۰]

جمعیت سلولی دیگری که به‌طور فزاینده‌ای در MS نقش دارد، میکروگلیاها هستند. این سلول‌ها در دستگاه عصبی مرکزی ساکن هستند و بر آن نظارت می‌کنند و با تغییر بین حالت‌های پیش‌التهابی و ضد التهابی به پاتوژن‌ها پاسخ می‌دهند. میکروگلیاها در تشکیل ضایعات MS دخیل هستند و ممکن است در سایر بیماری‌هایی که عمدتاً ماده سفید دستگاه عصبی مرکزی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، نقش داشته باشند. با این حال، به دلیل توانایی آن‌ها در تغییر بین حالت‌های پیش‌التهابی و ضد التهابی، همچنین نشان داده شده است که میکروگلیاها می‌توانند در بازسازی میلین و ترمیم بعدی نورون کمک کنند.[۱۰] بنابراین، تصور می‌شود که میکروگلیاها در ضایعات حاد و مزمن MS شرکت دارند، به طوری که ۴۰٪ از سلول‌های فاگوسیتیک در ضایعات MS فعال اولیه، میکروگلیاهای پیش‌التهابی هستند.[۱۰]

ضایعات

دمیلینه‌سازی در MS: در رنگ‌آمیزی میلین کلور-باررا، تغییر رنگ در ناحیه ضایعه قابل مشاهده است.

نام مالتیپل اسکلروزیس به اسکارها (اسکلره‌ها – که بهتر به عنوان پلاک یا ضایعات شناخته می‌شوند) اشاره دارد که در سیستم عصبی تشکیل می‌شوند. این ضایعات معمولاً ماده سفید در عصب بینایی، ساقه مغز، عقده‌های قاعده‌ای و نخاع، یا مسیرهای ماده سفید نزدیک به بطن‌های جانبی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.[۳۱] عملکرد سلول‌های ماده سفید انتقال سیگنال‌ها بین نواحی ماده خاکستری، جایی که پردازش انجام می‌شود، و بقیه بدن است. سیستم عصبی محیطی به ندرت درگیر می‌شود.[۹]

دستگاه MRI که به عنوان ابزاری برای تشخیص MS استفاده می‌شود

به‌طور خاص، MS شامل از دست دادن الیگودندروسیت‌ها است، سلول‌هایی که مسئول ایجاد و حفظ یک لایه چربی – معروف به غلاف میلین – هستند که به نورون‌ها کمک می‌کند تا سیگنال‌های الکتریکی (پتانسیل عمل) را حمل کنند.[۳۱] این امر منجر به نازک شدن یا از دست دادن کامل میلین می‌شود و با پیشرفت بیماری، تجزیه آکسون‌های نورون‌ها رخ می‌دهد. هنگامی که میلین از دست می‌رود، یک نورون دیگر نمی‌تواند به‌طور مؤثر سیگنال‌های الکتریکی را هدایت کند.[۲] یک فرایند ترمیمی، به نام بازسازی میلین، در مراحل اولیه بیماری رخ می‌دهد، اما الیگودندروسیت‌ها قادر به بازسازی کامل غلاف میلین سلول نیستند.[۸۱] حملات مکرر منجر به بازسازی‌های میلین با اثربخشی کمتر می‌شود، تا زمانی که یک پلاک شبیه اسکار در اطراف آکسون‌های آسیب‌دیده ساخته شود.[۸۱] این اسکارها منشأ علائم هستند و در طول یک حمله، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) اغلب بیش از ۱۰ پلاک جدید را نشان می‌دهد.[۳۱] این می‌تواند نشان دهد که تعدادی ضایعه وجود دارد که زیر آن مغز قادر به ترمیم خود بدون ایجاد عواقب محسوس است.[۳۱] فرایند دیگری که در ایجاد ضایعات دخیل است، افزایش غیرطبیعی تعداد آستروسیت‌ها به دلیل تخریب نورون‌های مجاور است.[۳۱] تعدادی از الگوهای ضایعه توصیف شده‌اند.[۸۲]

التهاب

علاوه بر دمیلینه‌سازی، علامت دیگر بیماری التهاب است. مطابق با توضیح ایمنی‌شناختی، فرایند التهابی توسط سلول‌های T، نوعی لنفوسیت که نقش مهمی در دفاع بدن ایفا می‌کند، ایجاد می‌شود.[۲] سلول‌های T به دلیل اختلال در سد خونی-مغزی وارد مغز می‌شوند. سلول‌های T میلین را به عنوان عامل خارجی تشخیص می‌دهند و به آن حمله می‌کنند، که توضیح می‌دهد چرا این سلول‌ها همچنین «لنفوسیت‌های خودواکنشگر» نامیده می‌شوند.[۳۱]

حمله به میلین فرآیندهای التهابی را آغاز می‌کند، که سایر سلول‌های ایمنی و ترشح عوامل محلول مانند سیتوکین‌ها و آنتی‌بادی‌ها را تحریک می‌کند. شکست بیشتر سد خونی-مغزی، به نوبه خود، باعث بسیاری از اثرات مخرب دیگر می‌شود، مانند تورم، فعال‌سازی ماکروفاژها و فعال‌سازی بیشتر سیتوکین‌ها و سایر پروتئین‌های مخرب.[۲] التهاب به‌طور بالقوه می‌تواند انتقال اطلاعات بین نورون‌ها را حداقل از سه طریق کاهش دهد.[۲] عوامل محلول آزاد شده ممکن است انتقال عصبی توسط نورون‌های دست‌نخورده را متوقف کنند. این عوامل می‌توانند منجر به از دست دادن میلین یا تشدید آن شوند، یا ممکن است باعث شوند آکسون به‌طور کامل تجزیه شود.[۲][۹]

سد خونی-مغزی

سد خونی-مغزی (BBB) بخشی از سیستم مویرگی است که از ورود سلول‌های T به دستگاه عصبی مرکزی جلوگیری می‌کند. ممکن است این سد به دنبال یک عفونت ویروسی یا باکتریایی نسبت به این نوع سلول‌ها نفوذپذیر شود. پس از ترمیم خود، معمولاً پس از پاک شدن عفونت، سلول‌های T ممکن است در مغز به دام بیفتند.[۲][۹][۸۳] گادولینیم نمی‌تواند از یک BBB طبیعی عبور کند، بنابراین MRI تقویت شده با گادولینیم برای نشان دادن شکست‌های BBB استفاده می‌شود.[۸۴]

خستگی MS

پاتوفیزیولوژی و مکانیسم‌های ایجادکننده خستگی MS به خوبی درک نشده‌اند.[۸۵][۸۶][۸۷] خستگی MS می‌تواند تحت تأثیر گرمای بدن قرار گیرد.[۸۸][۳۶] خستگی‌پذیری، که به عنوان «کاهش عملکرد فیزیکی در طول زمان» تعریف می‌شود، با خستگی ادراک شده همبستگی دارد، اما همبستگی محدود نشان می‌دهد که آن‌ها سازه‌های متمایزی هستند و ارزیابی مستقل را در مطالعات بالینی تضمین می‌کنند.[۸۹]

تشخیص

انیمیشن نشان‌دهنده انتشار ضایعات مغزی در زمان و مکان همان‌طور که توسط مطالعات MRI ماهانه در طول یک سال نشان داده شده است
مالتیپل اسکلروزیس همان‌طور که در MRI دیده می‌شود

مالتیپل اسکلروزیس معمولاً بر اساس علائم و نشانه‌های حاضر، در ترکیب با تصویربرداری پزشکی و آزمایش‌های آزمایشگاهی پشتیبانی‌کننده تشخیص داده می‌شود.[۴۳] تأیید آن می‌تواند دشوار باشد، به ویژه در مراحل اولیه، زیرا علائم و نشانه‌ها ممکن است مشابه سایر مشکلات پزشکی باشند.[۳۱][۹۰]

معیارهای مک‌دونالد

معیارهای مک‌دونالد، که بر شواهد بالینی، آزمایشگاهی و رادیولوژیکی ضایعات در زمان‌ها و مناطق مختلف تمرکز دارد، رایج‌ترین روش تشخیص است[۹۱] که شوماخر و معیارهای پوسر عمدتاً اهمیت تاریخی دارند.[۹۲] معیارهای مک‌دونالد بیان می‌کند که بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس باید ضایعاتی داشته باشند که در زمان (DIT) و در مکان (DIS) منتشر شده باشند، یعنی ضایعاتی که در مناطق مختلف مغز و در زمان‌های مختلف ظاهر شده‌اند.[۷۹] در زیر یک طرح کلی خلاصه‌شده از معیارهای مک‌دونالد ۲۰۱۷ برای تشخیص MS آمده است (این معیارها از آن زمان با معیارهای مک‌دونالد ۲۰۲۴ گسترش یافته‌اند[۹۳] تا تشخیص زودتر امکان‌پذیر شود، اگرچه اصول اساسی بدون تغییر باقی می‌مانند).

  • حداقل ۲ حمله بالینی با MRI که ۲ یا بیشتر ضایعه مشخصه MS را نشان می‌دهد.[۷۹]
  • حداقل ۲ حمله بالینی با MRI که ۱ ضایعه مشخصه MS را نشان می‌دهد با شواهد واضح تاریخی از یک حمله قبلی شامل یک ضایعه در یک مکان مشخص در دستگاه عصبی مرکزی.[۷۹]
  • حداقل ۲ حمله بالینی با MRI که ۱ ضایعه مشخصه MS را نشان می‌دهد، با DIT که توسط یک حمله بالینی اضافی در یک مکان مشخص دستگاه عصبی مرکزی یا توسط MRI که یک ضایعه قدیمی MS را نشان می‌دهد، اثبات شده است.[۷۹]
  • ۱ حمله بالینی با MRI که حداقل ۲ ضایعه مشخصه MS را نشان می‌دهد، با DIT که توسط یک حمله اضافی، توسط MRI که ضایعه (های) قدیمی MS را نشان می‌دهد، یا حضور باندهای الیگوکلونال در CSF اثبات شده است.[۷۹]
  • ۱ حمله بالینی با MRI که ۱ ضایعه مشخصه MS را نشان می‌دهد، با DIS که توسط یک حمله اضافی در یک مکان متفاوت دستگاه عصبی مرکزی یا توسط MRI که ضایعه (های) قدیمی MS را نشان می‌دهد اثبات شده است، و DIT توسط یک حمله اضافی، توسط MRI که ضایعه (های) قدیمی MS را نشان می‌دهد، یا حضور باندهای الیگوکلونال در CSF اثبات شده است.[۷۹]

تا تاریخ ۲۰۱۷، هیچ آزمایش واحدی (از جمله بیوپسی) نمی‌تواند تشخیص قطعی ارائه دهد.[۹۴]

MRI

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) مغز و ستون فقرات ممکن است مناطقی از دمیلینه‌سازی (ضایعات یا پلاک‌ها) را نشان دهد. گادولینیم می‌تواند به صورت تزریق وریدی به عنوان یک عامل کنتراست تجویز شود تا پلاک‌های فعال را برجسته کند و با حذف، وجود ضایعات تاریخی که در زمان ارزیابی با علائم مرتبط نیستند را نشان دهد.[۹۵][۹۶]

علائم ورید مرکزی (CVS) به عنوان یک شاخص خوب برای MS در مقایسه با سایر شرایط ایجادکننده ضایعات سفید پیشنهاد شده‌اند.[۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰] یک مطالعه کوچک تعداد کمتری CVS در افراد مسن‌تر و مبتلا به فشار خون بالا یافت.[۱۰۱] تحقیقات بیشتر در مورد CVS به عنوان یک نشانگر زیستی برای MS در حال انجام است.[۱۰۲]

قابلیت مشاهده ضایعات درون بدن در مقابل پس از مرگ در اسکن‌های MRI

فقط MRI پس از مرگ امکان مشاهده ضایعات زیر میلی‌متری در لایه‌های قشری و در قشر مخچه را فراهم می‌کند.[۱۰۳]

مایع مغزی-نخاعی (پونکسیون کمری)

آزمایش مایع مغزی-نخاعی به دست آمده از یک پونکسیون کمری می‌تواند شواهدی از التهاب مزمن در دستگاه عصبی مرکزی ارائه دهد. مایع مغزی-نخاعی برای باندهای الیگوکلونال IgG بر روی الکتروفورز آزمایش می‌شود، که نشانگرهای التهابی هستند که در ۷۵–۸۵٪ از افراد مبتلا به MS یافت می‌شوند.[۹۵][۱۰۴]

تشخیص افتراقی

چندین بیماری به‌طور مشابه با MS تظاهر می‌کنند.[۱۰۵][۱۰۶] متخصصان پزشکی از تظاهرات خاص بیمار، سابقه و یافته‌های معاینه برای ایجاد یک تشخیص افتراقی فردی استفاده می‌کنند. پرچم‌های قرمز یافته‌هایی هستند که یک تشخیص جایگزین را پیشنهاد می‌کنند، اگرچه MS را رد نمی‌کنند. پرچم‌های قرمز شامل بیمار زیر ۱۵ سال یا بالای ۶۰ سال، علائم کمتر از ۲۴ ساعت، درگیری چندین عصب مغزی، درگیری اندام‌های خارج از سیستم عصبی و یافته‌های آزمایشگاهی و معاینه غیرمعمول است.[۱۰۵][۱۰۶]

در یک شرایط اورژانسی، مهم است که سکته مغزی یا خونریزی در مغز رد شود.[۱۰۶] استفراغ مقاوم، نوریت اپتیک شدید،[۲۸] یا نوریت اپتیک دوطرفه[۲۸] شک را برای اختلال طیف نورومیلیت اپتیکا (NMOSD) افزایش می‌دهد.[۱۰۷] بیماری‌های عفونی که ممکن است شبیه مالتیپل اسکلروزیس باشند شامل HIV، بیماری لایم و سیفلیس هستند. بیماری‌های خودایمنی شامل نوروسارکوئیدوز، لوپوس، سندرم گیلن-باره، انسفالومیلیت منتشر حاد و بیماری بهجت می‌شوند. شرایط روان‌پزشکی مانند اضطراب یا اختلال تبدیلی نیز ممکن است به روشی مشابه تظاهر کنند. سایر بیماری‌های نادر در تشخیص افتراقی شامل لنفوم دستگاه عصبی مرکزی، لکودیستروفی‌های مادرزادی و میلیت مرتبط با آنتی-MOG هستند.[۱۰۵][۱۰۶]

انواع و واریانت‌ها

انواع پیشرفت MS. از پایین به بالا: RRMS, PPMS, SPMS.

چندین فنوتیپ (معمولاً «انواع» نامیده می‌شوند)، یا الگوهای پیشرفت، توصیف شده‌اند. فنوتیپ‌ها از سیر گذشته بیماری برای پیش‌بینی سیر آینده استفاده می‌کنند. آن‌ها نه تنها برای پیش‌آگهی بلکه برای تصمیمات درمانی نیز مهم هستند. کمیته مشورتی بین‌المللی کارآزمایی‌های بالینی MS چهار نوع MS (اصلاح شده در ۲۰۱۳) را در آنچه به عنوان طبقه‌بندی لوبلین شناخته می‌شود توصیف می‌کند:[۱۰۸][۱۰۹]

  1. سندرم ایزوله بالینی (CIS)
  2. MS عودکننده-فروکش‌کننده (RRMS)
  3. MS پیشرونده اولیه (PPMS)
  4. MS پیشرونده ثانویه (SPMS)

CIS می‌تواند به عنوان یک ضایعه منفرد دیده شده در MRI که با علائم یا نشانه‌های یافت شده در MS مرتبط است، مشخص شود. به دلیل معیارهای مک‌دونالد، کاملاً با معیارهای تشخیص MS مطابقت ندارد، از این رو «سندرم ایزوله بالینی» نامیده می‌شود. CIS را می‌توان به عنوان اولین اپیزود دمیلینه‌سازی در دستگاه عصبی مرکزی در نظر گرفت. برای طبقه‌بندی به عنوان CIS، حمله باید حداقل ۲۴ ساعت طول بکشد و ناشی از التهاب یا دمیلینه‌سازی دستگاه عصبی مرکزی باشد.[۳۱][۱۱۰] بیمارانی که از CIS رنج می‌برند ممکن است یا ممکن نیست به MS مبتلا شوند، اما ۳۰ تا ۷۰٪ از افرادی که CIS را تجربه می‌کنند بعداً به MS مبتلا خواهند شد.[۱۱۱]

RRMS با عودهای غیرقابل پیش‌بینی که به دنبال آن دوره‌هایی از ماه‌ها تا سال‌های آرامش نسبی (بهبودی) بدون علائم جدید فعالیت بیماری مشخص می‌شود. کمبودهایی که در طول حملات رخ می‌دهند ممکن است برطرف شوند یا مشکلاتی باقی بگذارند، مورد دوم در حدود ۴۰٪ از حملات رخ می‌دهد و هر چه فرد مدت طولانی‌تری بیماری داشته باشد شایع‌تر است.[۳۱][۴۳] این سیر اولیه ۸۰٪ از افراد مبتلا به MS را توصیف می‌کند.[۳۱]

PPMS تقریباً در ۱۰–۲۰٪ از افراد مبتلا به این بیماری رخ می‌دهد، بدون بهبودی پس از علائم اولیه.[۴۳][۱۱۲] با پیشرفت ناتوانی از شروع، بدون هیچ بهبودی و کاهشی، یا فقط گاه‌به‌گاه و جزئی، مشخص می‌شود.[۱][۲] سن معمول شروع برای زیرگروه پیشرونده اولیه دیرتر از زیرگروه عودکننده-فروکش‌کننده است. مشابه سنی است که پیشرونده ثانویه معمولاً در RRMS آغاز می‌شود، حدود ۴۰ سالگی.[۳۱]

SPMS در حدود ۶۵٪ از کسانی که RRMS اولیه دارند رخ می‌دهد، که در نهایت بین حملات حاد بدون هیچ دوره مشخصی از بهبودی، افت عصبی پیشرونده دارند.[۱][۹] ممکن است عودهای گاه‌به‌گاه و بهبودی‌های جزئی ظاهر شوند.[۲][۹] رایج‌ترین طول زمان بین شروع بیماری و تبدیل از RRMS به SPMS ۱۹ سال است.[۱۱۳]

دوره‌های ویژه

مستقل از انواع منتشر شده توسط انجمن‌های MS، آژانس‌های نظارتی مانند FDA اغلب دوره‌های ویژه‌ای را در نظر می‌گیرند و سعی می‌کنند برخی نتایج کارآزمایی بالینی را در اسناد تأیید خود منعکس کنند. برخی مثال‌ها می‌توانند «MS بسیار فعال» (HAMS),[۱۱۴] «MS ثانویه فعال» (مشابه نوع قدیمی پیشرونده-عودکننده)[۱۱۵] و «PPMS با پیشرفت سریع» باشند.[۱۱۶]

همچنین، کمبودهایی که همیشه بین حملات برطرف می‌شوند گاهی اوقات به عنوان MS «خوش‌خیم» اشاره می‌شود،[۱۱۷] اگرچه افراد هنوز هم در درازمدت تا حدی ناتوانی ایجاد می‌کنند.[۳۱] از طرف دیگر، اصطلاح مالتیپل اسکلروزیس بدخیم برای توصیف افراد مبتلا به MS که در یک دوره کوتاه به سطح قابل توجهی از ناتوانی رسیده‌اند استفاده می‌شود.[۱۱۸]

یک پانل بین‌المللی یک تعریف استاندارد برای دوره HAMS منتشر کرده است.[۱۱۴]

واریانت‌ها

واریانت‌های غیرمعمول MS توصیف شده‌اند؛ اینها شامل مالتیپل اسکلروزیس تومفکتیو، اسکلروز بالو متمرکز، اسکلروز منتشر شیلدر و مالتیپل اسکلروزیس ماربورگ هستند. بحث در مورد اینکه آیا آن‌ها واریانت‌های MS هستند یا بیماری‌های متفاوت، ادامه دارد.[۱۱۹] برخی بیماری‌هایی که قبلاً واریانت‌های MS در نظر گرفته می‌شدند، مانند بیماری دویک، اکنون خارج از طیف MS در نظر گرفته می‌شوند.[۱۲۰]

مدیریت

اگرچه درمانی برای مالتیپل اسکلروزیس یافت نشده است، چندین درمان مفید بوده‌اند. چندین درمان مؤثر می‌توانند تعداد حملات و سرعت پیشرفت را کاهش دهند.[۱۲۱] اهداف اولیه درمان بازگرداندن عملکرد پس از حمله، جلوگیری از حملات جدید و جلوگیری از ناتوانی است. شروع داروها به‌طور کلی در افرادی توصیه می‌شود که پس از اولین حمله، زمانی که بیش از دو ضایعه در MRI دیده می‌شود.[۱۲۲]

اولین داروهای تأیید شده برای درمان MS به‌طور متوسط مؤثر بودند، اگرچه به خوبی تحمل نمی‌شدند و عوارض جانبی زیادی داشتند.[۲] چندین گزینه درمانی با پروفایل ایمنی و تحمل بهتر معرفی شده‌اند،[۱۲۱] که پیش‌آگهی MS را بهبود می‌بخشد.

همانند هر درمان پزشکی، داروهای مورد استفاده در مدیریت MS چندین اثر نامطلوب دارند. برخی افراد به دنبال درمان‌های جایگزین هستند، علیرغم کمبود شواهد پشتیبان از اثربخشی.

مدیریت اولیه شعله‌ور شدن حاد

در طول حملات علامت‌دار، تجویز دوزهای بالای کورتیکواستروئیدهای داخل وریدی، مانند متیل‌پردنیزولون، درمان معمول است،[۳۱] و به نظر می‌رسد کورتیکواستروئیدهای خوراکی پروفایل کارایی و ایمنی مشابهی داشته باشند.[۱۲۳] اگرچه درمان‌های کورتیکواستروئیدی در کوتاه‌مدت برای تسکین علائم مؤثر هستند، اما به نظر نمی‌رسد تأثیر قابل توجهی بر بهبودی بلندمدت داشته باشند.[۱۲۴][۱۲۵] سود بلندمدت در نوریت اپتیک تا سال ۲۰۲۰ نامشخص است.[۱۲۶][۲۸] عواقب حملات شدیدی که به کورتیکواستروئیدها پاسخ نمی‌دهند ممکن است با پلاسمافرز قابل درمان باشد.[۳۱]

مدیریت مزمن

مالتیپل اسکلروزیس عودکننده-فروکش‌کننده

چندین داروی تعدیل‌کننده بیماری توسط آژانس‌های نظارتی برای RRMS تأیید شده‌اند؛ آن‌ها به‌طور متوسط در کاهش تعداد حملات مؤثر هستند.[۱۲۷] اینترفرون‌ها[۱۲۸] و گلاتیرامر استات درمان‌های خط اول هستند[۴۳] و تقریباً معادل هستند و عودها را حدود ۳۰٪ کاهش می‌دهند.[۱۲۹] درمان بلندمدت با شروع زودهنگام ایمن است و نتایج را بهبود می‌بخشد.[۱۳۰][۱۳۱] درمان CIS با اینترفرون‌ها احتمال پیشرفت به MS بالینی را کاهش می‌دهد.[۳۱][۱۳۲][۱۳۳] اثربخشی اینترفرون‌ها و گلاتیرامر استات در کودکان تخمین زده شده است که تقریباً معادل بزرگسالان است.[۱۳۴] نقش برخی عوامل جدیدتر مانند فینگولیمود،[۱۳۵] تری‌فلونوماید و دی‌متیل فومارات،[۱۳۶] هنوز کاملاً مشخص نیست.[۱۳۷] نتیجه‌گیری قطعی در مورد بهترین درمان دشوار است، به ویژه در مورد سود و ایمنی بلندمدت درمان زودهنگام، با توجه به عدم مطالعاتی که به‌طور مستقیم درمان‌های تعدیل‌کننده بیماری را با یکدیگر مقایسه کنند یا نظارت بلندمدت بر نتایج بیماران.[۱۳۸]

اثربخشی نسبی درمان‌های مختلف مشخص نیست، زیرا بیشتر آن‌ها فقط با دارونما یا تعداد کمی از درمان‌های دیگر مقایسه شده‌اند.[۱۳۹] مقایسه‌های مستقیم اینترفرون‌ها و گلاتیرامر استات نشان‌دهنده اثرات مشابه یا فقط تفاوت‌های جزئی در اثرات بر میزان عود، پیشرفت بیماری و معیارهای MRI است.[۱۴۰] اطمینان بالایی وجود دارد که ناتالیزومب، کلادریبین یا آلمتوزومب عودها را در طول دو سال برای افراد مبتلا به RRMS کاهش می‌دهند.[۱۴۱] ناتالیزومب و اینترفرون بتا-1a (ربیف) ممکن است عودها را در مقایسه با هم دارونما و هم اینترفرون بتا-1a (آونکس) کاهش دهند، در حالی که اینترفرون بتا-1b (بتاسرون)، گلاتیرامر استات و میتوکسانترون نیز ممکن است از عودها جلوگیری کنند.[۱۳۹] شواهد در مورد اثربخشی نسبی در کاهش پیشرفت ناتوانی نامشخص است.[۱۳۹] اطمینان متوسطی وجود دارد که یک درمان دو ساله با ناتالیزومب پیشرفت ناتوانی را برای افراد مبتلا به RRMS کند می‌کند.[۱۴۱] همه داروها با عوارض جانبی همراه هستند که ممکن است بر پروفایل خطر به سود آن‌ها تأثیر بگذارد.[۱۳۹][۱۴۱]

اوبلیتوکسیماب در دسامبر ۲۰۲۲ برای استفاده پزشکی در ایالات متحده تأیید شد.[۱۴۲]

داروها

بررسی اجمالی داروهای موجود برای MS.[۱۴۳]

دارو ترکیب تولیدکننده روش مصرف اثربخشی (نرخ کاهش سالانه عود) نرخ عود سالانه (ARR)
آوونکس اینترفرون بتا-۱ای بایوژن تزریق عضلانی ۳۰٪ ۰٫۲۵
ربیف اینترفرون بتا-۱ای مرک سیرانو تزریق زیرجلدی ۳۰٪ ۰٫۲۵۶
اکستاویا اینترفرون بتا-۱بی بایر تزریق زیرجلدی ۳۰٪ ۰٫۲۵۶
کوپاکسون گلاتیرامر استات صنایع دارویی تیوا تزریق زیرجلدی ۳۰٪ ۰٫۳
اوباژیو تری‌فلونوماید ژنزیم خوراکی ۳۰٪ ۰٫۳۵
پلگریدی اینترفرون بتا-۱ای بایوژن تزریق زیرجلدی ۳۰٪ ۰٫۱۲
تکفیدرا دی‌متیل فومارات بایوژن خوراکی ۵۰٪ ۰٫۱۵
وومریتی دیروکسیمیل فومارات بایوژن خوراکی ۵۰٪ ۰٫۱۱–۰٫۱۵
گیلنیا فینگولیمود خوراکی ۵۰٪ ۰٫۲۲–۰٫۲۵
زپوسیا اوزانیمود الگو:بهتر منبع داده شود خوراکی ۰٫۱۸–۰٫۲۴
کسیمپتا اوفاتومومب تزریق زیرجلدی ۷۰٪ ۰٫۰۹–۰٫۱۴
ماونکلد کلادریبین خوراکی ۷۰٪ ۰٫۱–۰٫۱۴
لمترادا آلمتوزومب تزریق وریدی ۷۰٪ ۰٫۰۸
اوکرووس اوکرلیزومب تزریق وریدی ۷۰٪ ۰٫۰۹
اوکرووس زونوو اوکرلیزومب/هیالورونیداز تزریق زیرجلدی

مالتیپل اسکلروزیس پیشرونده

در سال ۲۰۱۱، میتوکسانترون اولین داروی تأیید شده برای MS پیشرونده ثانویه بود.[۱۴۴] در این جمعیت، شواهد اولیه از میتوکسانترون در کند کردن متوسط پیشرفت بیماری و کاهش نرخ عودها در طول دو سال حمایت می‌کند.[۱۴۵][۱۴۶]

داروهای جدید تأیید شده همچنان ظهور می‌کنند. در مارس ۲۰۱۷، FDA اوکرلیزوماب را به عنوان درمانی برای MS پیشرونده اولیه در بزرگسالان تأیید کرد، اولین دارویی که این تأیید را دریافت کرد،[۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹] با الزامات برای چندین کارآزمایی بالینی فاز IV.[۱۵۰] همچنین برای درمان اشکال عودکننده مالتیپل اسکلروزیس، شامل سندرم ایزوله بالینی، بیماری عودکننده-فروکش‌کننده و بیماری پیشرونده ثانویه فعال در بزرگسالان استفاده می‌شود.[۱۴۹] طبق یک مرور کاکرین در سال ۲۰۲۱، اوکرلیزوماب ممکن است بدتر شدن علائم برای MS پیشرونده اولیه را کاهش دهد و احتمالاً عوارض ناخواسته را افزایش می‌دهد اما تفاوت اندک یا هیچ تفاوتی در تعداد عوارض ناخواسته جدی ایجاد نمی‌کند.[۱۵۱]

در سال ۲۰۱۹، سیپونیمود و کلادریبین در ایالات متحده برای درمان مالتیپل اسکلروزیس پیشرونده ثانویه (SPMS) تأیید شدند.[۱۴۷] متعاقباً، اوزانیمود در سال ۲۰۲۰ تأیید شد و پونسیمود در سال ۲۰۲۱ تأیید شد، که هر دو برای مدیریت CIS, MS عودکننده و SPMS در ایالات متحده و RRMS در اروپا تأیید شدند.[۱۵۲]

اوکرلیزوماب/هیالورونیداز در سپتامبر ۲۰۲۴ برای استفاده پزشکی در ایالات متحده تأیید شد.[۱۵۳][۱۵۴]

عوارض جانبی

منطقه تحریک پس از تزریق گلاتیرامر استات

درمان‌های درمان تعدیل‌کننده بیماری چندین عارضه جانبی دارند. یکی از شایع‌ترین آن‌ها تحریک در محل تزریق برای گلاتیرامر استات و اینترفرون‌ها است (تا ۹۰٪ با تزریق زیرجلدی و ۳۳٪ با تزریق عضلانی).[۱۲۸][۱۵۵] با گذشت زمان، ممکن است یک فرورفتگی قابل مشاهده در محل تزریق، به دلیل تخریب موضعی بافت چربی، معروف به لیپوآتروفی ایجاد شود.[۱۵۵] اینترفرون‌ها ممکن است علائم شبه آنفلوانزا ایجاد کنند؛[۱۵۶] برخی افراد مصرف‌کننده گلاتیرامر یک واکنش پس از تزریق با گرگرفتگی، سفتی قفسه سینه، تپش قلب و اضطراب را تجربه می‌کنند، که معمولاً کمتر از سی دقیقه طول می‌کشد.[۱۵۷] خطرناک‌تر اما بسیار کمتر شایع، آسیب کبدی از اینترفرون‌ها،[۱۵۸] نارسایی قلب (۱۲٪)، ناباروری و لوسمی حاد میلوئیدی (۰٫۸٪) از میتوکسانترون،[۱۴۵][۱۵۹] و لکوانسفالوپاتی چندکانونی پیشرونده رخ‌دهنده با ناتالیزوماب (در ۱ از هر ۶۰۰ نفر تحت درمان) هستند.[۴۳][۱۶۰]

فینگولیمود ممکن است باعث فشار خون بالا و کاهش ضربان قلب، ادم ماکولا، افزایش آنزیم‌های کبدی یا کاهش سطح لنفوسیت‌ها شود.[۱۳۵][۱۳۷] شواهد اولیه از ایمنی کوتاه‌مدت تری‌فلونوماید حمایت می‌کند، با عوارض جانبی شایع شامل سردرد، خستگی، تهوع، ریزش مو و درد اندام.[۱۲۷] همچنین گزارش‌هایی از نارسایی کبدی و PML با استفاده از آن وجود دارد و برای توسعه جنین خطرناک است.[۱۳۷] شایع‌ترین عوارض جانبی دی‌متیل فومارات گرگرفتگی و مشکلات گوارشی هستند.[۱۳۶][۱۶۱][۱۳۷] در حالی که دی‌متیل فومارات ممکن است منجر به کاهش شمارش گلبول‌های سفید خون شود، هیچ موردی از عفونت‌های فرصت‌طلب در طول کارآزمایی‌ها گزارش نشد.[۱۶۲]

علائم مرتبط

هم داروها و هم توانبخشی عصبی نشان داده‌اند که برخی علائم را بهبود می‌بخشند، اگرچه هیچ‌کدام سیر بیماری را تغییر نمی‌دهند.[۱۶۳] برخی علائم پاسخ خوبی به دارو دارند، مانند اسپاستیسیته مثانه، در حالی که برخی دیگر تغییر کمی می‌کنند.[۳۱] تجهیزاتی مانند کاتتر برای اختلال عملکرد مثانه نوروژنیک یا وسایل کمک حرکتی می‌توانند به بهبود وضعیت عملکردی کمک کنند. یک رویکرد چندرشته‌ای برای بهبود کیفیت زندگی مهم است؛ با این حال، تعیین یک «تیم اصلی» دشوار است زیرا بسیاری از خدمات سلامت ممکن است در زمان‌های مختلف مورد نیاز باشند.[۳۱] برنامه‌های توانبخشی چندرشته‌ای فعالیت و مشارکت افراد مبتلا به MS را افزایش می‌دهند اما بر سطح اختلال تأثیر نمی‌گذارند.[۱۶۴] مطالعات بررسی‌کننده ارائه اطلاعات در حمایت از درک و مشارکت بیمار نشان می‌دهند که اگرچه مداخلات (اطلاعات نوشتاری، ابزارهای تصمیم‌گیری، مربیگری، برنامه‌های آموزشی) ممکن است دانش را افزایش دهند، شواهد تأثیر بر تصمیم‌گیری و کیفیت زندگی ترکیبی و با قطعیت پایین است.[۱۶۵] شواهد محدودی برای کارایی کلی رشته‌های درمانی فردی وجود دارد،[۱۶۶][۱۶۷] اگرچه شواهد خوبی وجود دارد که رویکردهای خاص، مانند ورزش،[۱۶۸][۱۶۹][۱۷۰][۱۷۱] و درمان‌های روانشناختی مؤثر هستند.[۱۷۲] آموزش شناختی، به تنهایی یا همراه با سایر مداخلات عصبروانشناختی، ممکن است اثرات مثبتی بر حافظه و توجه نشان دهد، اگرچه نتیجه‌گیری قطعی با توجه به تعداد نمونه کم، روش‌شناسی متغیر، مداخلات و معیارهای پیامد ممکن نیست.[۱۷۳] اثربخشی رویکردهای مراقبت تسکینی علاوه بر مراقبت استاندارد، به دلیل کمبود شواهد، نامشخص است.[۱۷۴] اثربخشی مداخلات، از جمله ورزش، به‌طور خاص برای پیشگیری از زمین‌خوردن در افراد مبتلا به MS نامشخص است، در حالی که شواهدی از تأثیر بر عملکرد تعادل و تحرک وجود دارد.[۱۷۵] درمان شناختی رفتاری نشان داده است که برای کاهش خستگی MS نسبتاً مؤثر است.[۱۷۶] شواهد برای اثربخشی مداخلات غیردارویی برای درد مزمن برای توصیه چنین مداخلاتی به تنهایی کافی نیست، با این حال استفاده از آن‌ها در ترکیب با داروها ممکن است منطقی باشد.[۱۷۷]

غیردارویی

شواهدی وجود دارد که آب‌درمانی یک مداخله مفید است.[۱۷۸]

اسپاستیسیتی مرتبط با MS می‌تواند به دلیل سیر پیشرونده و نوسانی بیماری دشوار باشد.[۱۷۹] اگرچه هیچ نتیجه قطعی در مورد اثربخشی در کاهش اسپاستیسیتی وجود ندارد، مداخلات فیزیوتراپی می‌توانند یک گزینه ایمن و مفید برای بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس باشند. فیزیوتراپی شامل مداخلات ارتعاشی، تحریک الکتریکی، ورزش درمانی، درمان ایستادن و درمان شوک‌ویو رادیال (RSWT)، برای محدود کردن اسپاستیسیتی، کمک به محدود کردن تحریک‌پذیری یا افزایش دامنه حرکتی مفید بودند.[۱۸۰]

درمان‌های جایگزین

بیش از ۵۰٪ از افراد مبتلا به MS ممکن است از طب مکمل و جایگزین استفاده کنند، اگرچه درصدها بسته به نحوه تعریف طب جایگزین متفاوت است.[۱۸۱] در مورد ویژگی‌های کاربران، آن‌ها بیشتر زنان هستند، مدت طولانی‌تری به MS مبتلا بوده‌اند، تمایل به ناتوانی بیشتری دارند و سطوح رضایت کمتری از مراقبت سلامت معمول دارند.[۱۸۱] شواهد برای اثربخشی چنین درمان‌هایی در بیشتر موارد ضعیف یا отсут دارد.[۱۸۱][۱۸۲] درمان‌هایی با مزیت اثبات نشده که توسط افراد مبتلا به MS استفاده می‌شوند شامل مکمل‌ها و رژیم‌های غذایی،[۱۸۱][۱۸۳][۱۸۴] ویتامین D,[۱۸۵] تکنیک‌های آرامش مانند یوگا،[۱۸۱] داروی گیاهی (از جمله ماری‌جوآنا پزشکی[۱۸۱][۱۸۶][۱۸۷] اکسیژن درمانی پرفشار،[۱۸۸] خودآلوده‌سازی با کرم‌های قلابدار، رفلکسولوژی، طب سوزنی،[۱۸۱][۱۸۹] و ذهن‌آگاهی.[۱۹۰] شواهد نشان می‌دهد که مکمل ویتامین D، صرف نظر از فرم و دوز، هیچ سودی برای افراد مبتلا به MS ندارد؛ این شامل معیارهایی مانند عود مجدد، ناتوانی و ضایعات MRI می‌شود در حالی که اثرات بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و خستگی نامشخص است.[۱۹۱] شواهد کافی برای حمایت از بیوتین با دوز بالا وجود ندارد[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴] و برخی شواهد برای افزایش فعالیت بیماری و خطر بالاتر عود با استفاده از آن وجود دارد.[۱۹۵] یک مرور در سال ۲۰۲۲ دریافت که نابیکسیمولس (تتراهیدروکانابینول و کانابیدیول) می‌توانند شدت اسپاستیسیتی را در کوتاه‌مدت کاهش دهند، اما ممکن است اثرات عصبی ناخواسته داشته باشند.[۱۹۶]

پیش‌آگهی

دسترسی به درمان‌هایی که سیر مالتیپل اسکلروزیس را از دهه ۱۹۹۰ تغییر می‌دهند، معروف به درمان‌های تعدیل‌کننده بیماری (DMTs)، پیش‌آگهی را بهبود بخشیده است. این درمان‌ها می‌توانند عودها را کاهش دهند و پیشرفت را کند کنند، اما هیچ درمانی وجود ندارد.[۱۲۱][۱۹۷] پیش‌آگهی MS به زیرگروه بیماری بستگی دارد و تغییرپذیری فردی قابل توجهی در پیشرفت بیماری وجود دارد.[۱۹۸] در MS عودکننده، شایع‌ترین زیرگروه، یک مطالعه کوهورت در سال ۲۰۱۶ دریافت که پس از میانه ۱۶٫۸ سال از شروع، یک از ده نفر نیاز به یک وسیله کمکی راه‌رفتن داشتند و تقریباً دو از ده نفر به MS پیشرونده ثانویه، شکلی که با زوال پیشرونده‌تر مشخص می‌شود، انتقال یافتند.[۱۲۱] با درمان‌های موجود در دهه ۲۰۲۰، عودها می‌توانند حذف یا به‌طور قابل توجهی کاهش یابند. با این حال، «پیشرفت خاموش» بیماری همچنان رخ می‌دهد.[۱۹۷][۱۹۹]

علاوه بر MS پیشرونده ثانویه (SPMS)، بخش کوچکی از افراد مبتلا به MS (۱۰–۱۵٪) زوال پیشرونده از شروع را تجربه می‌کنند، معروف به MS پیشرونده اولیه (PPMS). بیشتر درمان‌ها برای استفاده در MS عودکننده تأیید شده‌اند؛ درمان‌های کمتری با کارایی پایین‌تر برای اشکال پیشرونده MS وجود دارد.[۲۰۰][۱۹۷][۱۲۱] پیش‌آگهی برای MS پیشرونده بدتر است، با انباشت سریع‌تر ناتوانی، اگرچه با تغییرپذیری فردی قابل توجه.[۲۰۰] در PPMS درمان نشده، زمان میانه از شروع تا نیاز به یک وسیله کمکی راه‌رفتن هفت سال تخمین زده می‌شود.[۱۲۱] در SPMS، یک مطالعه کوهورت در سال ۲۰۱۴ گزارش داد که افراد پس از میانگین پنج سال از شروع SPMS نیاز به یک وسیله کمکی راه‌رفتن داشتند و پس از میانگین پانزده سال وابسته به صندلی چرخدار یا بستری بودند.[۲۰۱]

پس از تشخیص MS، ویژگی‌هایی که یک سیر بدتر را پیش‌بینی می‌کنند عبارتند از جنس مذکر، سن بالاتر و ناتوانی بیشتر در زمان تشخیص؛ جنس مؤنث با نرخ عود بالاتر مرتبط است.[۲۰۲] در حال حاضر، هیچ نشانگر زیستی نمی‌تواند به‌طور دقیق پیشرفت بیماری را در هر بیمار پیش‌بینی کند.[۱۹۸] ضایعات نخاع، ناهنجاری‌ها در MRI و آتروفی مغز بیشتر پیش‌بینی‌کننده یک سیر بدتر هستند، اگرچه آتروفی مغز به عنوان یک پیش‌بین سیر بیماری تجربی است و در عمل بالینی استفاده نمی‌شود.[۲۰۲] درمان زودهنگام منجر به پیش‌آگهی بهتر می‌شود، اما فرکانس عود بالاتر هنگام درمان با DMTs با پیش‌آگهی ضعیف‌تر مرتبط است.[۱۹۸][۲۰۲] یک مطالعه طولی جمعیتی ۶۰ ساله که در نروژ انجام شد دریافت که افراد مبتلا به MS امید به زندگی هفت سال کوتاه‌تر از جمعیت عمومی داشتند. امید به زندگی میانه برای بیماران RRMS ۷۷٫۸ سال و برای PPMS ۷۱٫۴ سال بود، در مقایسه با ۸۱٫۸ سال برای جمعیت عمومی. امید به زندگی برای مردان پنج سال کوتاه‌تر از زنان بود.[۲۰۳]

همه‌گیرشناسی

مرگ‌ومیر ناشی از مالتیپل اسکلروزیس به ازای هر میلیون نفر در سال ۲۰۱۲
  ۰
  ۱
  ۲
  ۳–۵
  ۶–۱۲
  ۱۳–۲۵

MS شایع‌ترین اختلال خودایمنی دستگاه عصبی مرکزی است.[۱۷] آخرین تخمین از تعداد کل افراد مبتلا به MS ۲٫۹ میلیون در سطح جهان تا سال ۲۰۲۳ بود،[۲۰۴] با شیوع ۳۶ در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر. علاوه بر این، شیوع در مناطق مختلف جهان بسیار متفاوت است.[۱۸] در آفریقا، ۵ نفر در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر با MS تشخیص داده می‌شوند، در مقایسه با جنوب شرقی آسیا که شیوع ۹ در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر است، ۱۱۲ در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در قاره آمریکا و ۱۳۳ در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در اروپا.[۲۰۵] تقریباً یک میلیون نفر در ایالات متحده MS دارند.[۱۲۱]

افزایش نرخ MS ممکن است به سادگی با تشخیص بهتر توضیح داده شود.[۱۹] مطالعات دربارهٔ الگوهای جمعیتی و جغرافیایی شایع بوده‌اند[۲۰۶] و به تعدادی نظریه دربارهٔ علت منجر شده‌اند.[۱][۹][۶۹][۷۵]

MS معمولاً در بزرگسالان در اواخر بیست‌سالگی یا اوایل سی‌سالگی ظاهر می‌شود اما به ندرت می‌تواند در کودکی و پس از ۵۰ سالگی شروع شود.[۱۹][۹۱] زیرگروه پیشرونده اولیه در افراد در پنجاه‌سالگی شایع‌تر است.[۱۱۲] مشابه بسیاری از اختلالات خودایمنی، بیماری در زنان شایع‌تر است و روند ممکن است در حال افزایش باشد.[۳۱][۲۰۷] از سال ۲۰۲۰، در سطح جهانی حدود دو برابر در زنان شایع‌تر از مردان است و نسبت زنان به مردان مبتلا به MS در برخی کشورها تا ۴:۱ است.[۲۰۸] در کودکان، حتی در دختران شایع‌تر از پسران است،[۳۱] در حالی که در افراد بالای پنجاه سال، تقریباً به‌طور مساوی مردان و زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۱۱۲]

کشف پزشکی

جزئیات نقاشی کارسول از ضایعات MS در ساقه مغز و نخاع (۱۸۳۸)

رابرت کارسول (۱۷۹۳–۱۸۵۷)، استاد آسیب‌شناسی بریتانیایی و ژان کروویه (۱۷۹۱–۱۸۷۳)، استاد آناتومی پاتولوژیک فرانسوی، بسیاری از جزئیات بالینی بیماری را توصیف و تصویرسازی کردند، اما آن را به عنوان یک بیماری مجزا شناسایی نکردند.[۲۰۹] به‌طور خاص، کارسول آسیب‌هایی که یافت را به عنوان «یک ضایعه قابل توجه نخاع همراه با آتروفی» توصیف کرد.[۳۱] زیر میکروسکوپ، آسیب‌شناس سوئیسی گئورگ ادوارد ریندفلیش (۱۸۳۶–۱۹۰۸) در سال ۱۸۶۳ خاطرنشان کرد که ضایعات مرتبط با التهاب در اطراف رگ‌های خونی توزیع شده‌اند.[۲۱۰][۲۱۱]

عصب‌شناس فرانسوی ژان-مارتن شارکو (۱۸۲۵–۱۸۹۳) اولین کسی بود که در سال ۱۸۶۸ مالتیپل اسکلروزیس را به عنوان یک بیماری مجزا تشخیص داد.[۲۰۹] با خلاصه کردن گزارش‌های قبلی و افزودن مشاهدات بالینی و آسیب‌شناختی خود، شارکو بیماری را *اسکلروز پلاکی* نامید.

تاریخچه تشخیص

اولین تلاش برای ایجاد یک مجموعه معیارهای تشخیصی نیز در سال ۱۸۶۸ به شارکو نسبت داده می‌شود. او آنچه را که اکنون به عنوان «سه‌گانه شارکو» شناخته می‌شود منتشر کرد، که شامل نیستاگموس، لرزش عمدی و گفتار تلگرافی (گفتار اسکن‌شده) است.[۲۱۲] شارکو همچنین تغییرات شناختی را مشاهده کرد و بیماران خود را به عنوان داشتن «یک ناتوانی مشخص حافظه» و «مفاهیمی که به آرامی شکل می‌گیرند» توصیف کرد.[۲۱]

تشخیص بر اساس سه‌گانه شارکو و مشاهده بالینی بود تا زمانی که شوماخر اولین تلاش برای استانداردسازی معیارها را در سال ۱۹۶۵ با معرفی برخی الزامات اساسی انجام داد: انتشار ضایعات در زمان (DIT) و مکان (DIS) و اینکه «علائم و نشانه‌ها را نمی‌توان با فرایند بیماری دیگری بهتر توضیح داد».[۲۱۲] شرط DIT و DIS بعداً توسط معیارهای پوسر و مک‌دونالد به ارث برده شد، که تجدید نظر ۲۰۱۷ آن در حال استفاده است.[۲۱۲][۱۹۸]

در طول قرن بیستم، نظریه‌هایی دربارهٔ علت و پاتوژنز توسعه یافت و درمان‌های مؤثر در دهه ۱۹۹۰ شروع به ظهور کردند.[۳۱] از آغاز قرن بیست و یکم، اصلاح مفاهیم صورت گرفته است. تجدید نظر ۲۰۱۰ معیارهای مک‌دونالد اجازه تشخیص MS را تنها با یک ضایعه اثبات‌شده (CIS) داد.[۲۱۳]

در سال ۱۹۹۶، انجمن ملی مالتیپل اسکلروزیس آمریکا (NMSS) (کمیته مشورتی کارآزمایی‌های بالینی) اولین نسخه از فنوتیپ‌های بالینی را که در حال استفاده است تعریف کرد. در این نسخه اول، آن‌ها تعاریف استانداردی برای چهار دوره بالینی MS ارائه دادند: عودکننده-فروکش‌کننده (RR)، پیشرونده ثانویه (SP)، پیشرونده اولیه (PP) و پیشرونده عودکننده (PR). در سال ۲۰۱۰، PR حذف شد و CIS گنجانده شد.[۲۱۳] سه سال بعد، تجدید نظر ۲۰۱۳ «فنوتیپ‌های برای سیر بیماری» مجبور شد CIS را به عنوان یکی از فنوتیپ‌های MS در نظر بگیرد، که برخی عبارات مانند «تبدیل از CIS به MS» را منسوخ کرد.[۲۱۴] سایر سازمان‌ها بعداً فنوتیپ‌های بالینی جدیدی پیشنهاد کرده‌اند، مانند HAMS (MS بسیار فعال).[۲۱۵]

موارد تاریخی

مطالعه عکاسی حرکت یک زن مبتلا به MS با مشکلات راه‌رفتن که در سال ۱۸۸۷ توسط مایبریج ایجاد شد

چندین روایت تاریخی از افرادی وجود دارد که احتمالاً MS داشتند و قبل یا اندکی پس از توصیف بیماری توسط شارکو زندگی می‌کردند.

یک زن جوان به نام هالدورا که حدود سال ۱۲۰۰ در ایسلند زندگی می‌کرد، ناگهان بینایی و تحرک خود را از دست داد اما هفت روز بعد آن‌ها را بازیافت. سنت لیدوینا از اسخیدام (۱۳۸۰–۱۴۳۳)، یک راهبه هلندی، ممکن است یکی از نخستین افراد به وضوح قابل شناسایی با MS باشد. از سن ۱۶ سالگی تا مرگش در ۵۳ سالگی، او درد متناوب، ضعف پاها و کاهش بینایی داشت: علائمی معمولی از MS.[۲۱۶] هر دو مورد منجر به پیشنهاد فرضیه «ژن وایکینگ» برای انتشار بیماری شده‌اند.[۲۱۷]

آگوستوس فردریک دسته (۱۷۹۴–۱۸۴۸)، پسر شاهزاده آگوستوس فردریک، دوک ساسکس و لیدی آگوستا موری و نوه جرج سوم بریتانیا، تقریباً مطمئناً MS داشت. دسته یک دفتر خاطرات دقیق از ۲۲ سال زندگی خود با بیماری به جا گذاشت. دفتر خاطرات او در سال ۱۸۲۲ آغاز شد و در سال ۱۸۴۶ پایان یافت، اگرچه تا سال ۱۹۴۸ ناشناخته باقی ماند. علائم او در سن ۲۸ سالگی با از دست دادن ناگهانی بینایی گذرا (آموروز فوگاکس) پس از مراسم خاکسپاری یک دوست شروع شد. در طول بیماری، او ضعف در پاها، بی‌دست و پایی در دست‌ها، بی‌حسی، سرگیجه، اختلال مثانه و اختلال نعوظ ایجاد کرد. در سال ۱۸۴۴، او شروع به استفاده از صندلی چرخدار کرد. علیرغم بیماری‌اش، او دیدگاه خوشبینانه‌ای از زندگی حفظ کرد.[۲۱۸][۲۱۹] گزارش اولیه دیگر از MS توسط وقایع‌نگار بریتانیایی دبلیو. ان. پی. باربلیون، نام مستعار بروس فردریک کامینگز (۱۸۸۹–۱۹۱۹) نگهداری شد، که یک گزارش دقیق از تشخیص و مبارزه خود را حفظ کرد.[۲۱۹] دفتر خاطرات او در سال ۱۹۱۹ به عنوان خاطرات یک مرد ناامید منتشر شد.[۲۲۰] چارلز دیکنز، یک مشاهده‌گر دقیق، نوریت اپتیک دوطرفه احتمالی با دید کنتراست کاهش یافته و پدیده اوتهوف را در شخصیت اصلی زن خانه متروک (۱۸۵۲–۱۸۵۳)، استر سامرسون، توصیف کرد.[۲۲۱]

پژوهش

ویروس اپشتین–بار

تا سال ۲۰۲۲، پاتوژنز MS، به آنگونه که به ویروس اپشتین–بار (EBV) مربوط است، به‌طور فعال بررسی می‌شود، همانند درمان‌های تعدیل‌کننده بیماری؛ درک چگونگی ترکیب عوامل خطر با EBV برای آغاز MS دنبال می‌شود. اینکه آیا EBV تنها علت MS است یا نه ممکن است اگر یک واکسن EBV توسعه یابد و نشان داده شود که از MS نیز پیشگیری می‌کند بهتر درک شود.[۲]

اگرچه انواعی از مطالعات ارتباط بین عفونت EBV و توسعه بعدی مالتیپل اسکلروزیس را نشان داده‌اند، مکانیسم‌های پشت این همبستگی کاملاً واضح نیست و چندین نظریه برای توضیح رابطه بین دو بیماری پیشنهاد شده است. تصور می‌شود که درگیری سلول‌های B آلوده به EBV (لنفوسیت‌های B)[۲۲۲] و درگیری آنتی‌بادی‌های ضد-EBNA، که به نظر می‌رسد در بیماران مالتیپل اسکلروزیس به‌طور قابل توجهی بالاتر است، نقش مهمی در توسعه بیماری داشته باشند.[۲۲۳] این با این واقعیت پشتیبانی می‌شود که درمان علیه سلول‌های B، به عنوان مثال اوکرلیزومب، علائم مالتیپل اسکلروزیس را کاهش می‌دهد: عودهای سالانه کمتر ظاهر می‌شوند و پیشرفت ناتوانی کندتر است.[۲۲۴] یک مطالعه دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۲۲ نشان داد که در طول عفونت EBV، تقلید مولکولی می‌تواند رخ دهد، جایی که سیستم ایمنی آنتی‌بادی‌هایی علیه پروتئین EBNA1 تولید می‌کند، که در عین حال قادر به اتصال به گلیال سی‌ای‌ام در میلین است. علاوه بر این، آن‌ها پدیده‌ای را مشاهده کردند که در افراد سالم غیرمعمول است اما اغلب در بیماران مالتیپل اسکلروزیس شناسایی می‌شود – سلول‌های B به مغز و نخاع حرکت می‌کنند و در آنجا باندهای آنتی‌بادی الیگوکلونال تولید می‌کنند. اکثریت این باندهای الیگوکلونال میل به پروتئین ویروسی EBNA1 دارند، که با گلیال سی‌ای‌ام واکنش متقاطع دارد. این آنتی‌بادی‌ها در حدود ۲۰–۲۵٪ از بیماران مالتیپل اسکلروزیس فراوان هستند و دمیلینه‌سازی خودایمنی را بدتر می‌کنند که در نتیجه منجر به تشدید پاتوفیزیولوژیک بیماری می‌شود. علاوه بر این، گسترش الیگوکلونال داخل نخاعی با یک جهش بدنی ثابت در مالتیپل اسکلروزیس در مقایسه با سایر بیماری‌های نوروالتهابی منحصر به فرد است. در این مطالعه، همچنین فراوانی آنتی‌بادی‌هایی با ژن‌های IGHV ۳–۷ اندازه‌گیری شد، که به نظر می‌رسد با پیشرفت بیماری مرتبط باشد. آنتی‌بادی‌هایی که مبتنی بر IGHV۳–۷ هستند با میل بالا به EBNA1 و گلیال سی‌ای‌ام متصل می‌شوند. این فرایند به‌طور فعال دمیلینه‌سازی را پیش می‌برد. احتمال دارد که سلول‌های B، بیان‌کننده ژن‌های IGHV ۳–۷ وارد CSF شده و پس از مواجهه با گلیال سی‌ای‌ام دچار بلوغ میل شده‌اند، که در نتیجه منجر به تولید آنتی‌بادی‌های ضد-گلیال سی‌ای‌ام با میل بالا شده است. این به‌طور اضافی در مدل موش EAE نشان داده شد که ایمن‌سازی با EBNA1 منجر به پاسخ قوی سلول B علیه گلیال سی‌ای‌ام شد که EAE را بدتر کرد.[۲۲۵]

رتروویروس‌های درون‌زا انسانی

دو عضو خانواده رتروویروس‌های درون‌زا انسانی-W (HERV-W)، یعنی ERVWE1 و رتروویروس مرتبط با MS (MSRV)، ممکن است عوامل همکار در ایمونوپاتوژنز MS باشند. HERVها تا ۸٪ از ژنوم انسان را تشکیل می‌دهند؛ بیشتر آن‌ها از نظر اپی‌ژنتیکی خاموش هستند، اما می‌توانند توسط ویروس‌های برون‌زا، شرایط پیش‌التهابی یا استرس اکسیداتیو دوباره فعال شوند.[۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]

داروها

داروهایی که بر کانال‌های یونی سدیم وابسته به ولتاژ تأثیر می‌گذارند به عنوان یک استراتژی بالقوه محافظت عصبی تحت بررسی هستند به دلیل نقش فرضی سدیم در فرایند پاتولوژیک منجر به آسیب آکسونی و ناتوانی تجمعی. شواهد کافی از تأثیر مسدودکننده‌های کانال سدیم برای افراد مبتلا به MS وجود ندارد.[۲۲۹]

پاتوژنز

MS یک موجودیت با تعریف بالینی با چندین تظاهر غیرمعمول است. برخی اتوآنتی‌بادی‌ها در موارد غیرمعمول MS یافت شده‌اند که منجر به ایجاد خانواده‌های بیماری جداگانه و محدود کردن مفهوم قبلی گسترده‌تر MS شده‌اند.

اتوآنتی‌بادی‌های ضد-AQP4 در نورومیلیت اپتیکا (NMO) یافت شدند، که قبلاً یک واریانت MS در نظر گرفته می‌شد. یک طیف از بیماری‌ها به نام NMOSD (بیماری‌های طیف NMO) یا بیماری‌های ضد-AQP4 پذیرفته شده است.[۲۳۰] برخی موارد MS اتوآنتی‌بادی‌های ضد-MOG را نشان می‌دادند، عمدتاً با واریانت ماربورگ همپوشانی داشت. مشخص شد اتوآنتی‌بادی‌های ضد-MOG همچنین در ADEM وجود دارند و یک طیف دوم از بیماری‌های جدا شده در حال بررسی است. این طیف در بین نویسندگان مختلف به‌طور ناهماهنگی نامگذاری شده است، اما معمولاً چیزی شبیه به بیماری‌های دمیلینه‌کننده ضد-MOG است.[۲۳۰]

یک نوع سوم اتوآنتی‌بادی پذیرفته شده است. چندین اتوآنتی‌بادی ضد-نوروفاسین وجود دارد که به گره‌های رانویه نورون‌ها آسیب می‌رسانند. این آنتی‌بادی‌ها بیشتر با دمیلینه‌سازی عصبی محیطی مرتبط هستند، اما همچنین در PPMS پیشرونده مزمن و دمیلینه‌سازی مرکزی و محیطی ترکیبی (CCPD، که یک تظاهر غیرمعمول دیگر MS در نظر گرفته می‌شود) یافت شدند.[۲۳۱]

علاوه بر اهمیت اتوآنتی‌بادی‌ها در MS، چهار الگوی مختلف دمیلینه‌سازی گزارش شده است، که راه را برای در نظر گرفتن MS به عنوان یک بیماری ناهمگن باز می‌کند.[۲۳۲]

نشانگرهای زیستی

اسکن MRI مغز تولید شده با استفاده از یک *توالی فاز گرادیان-اکو* نشان‌دهنده رسوب آهن در یک ضایعه ماده سفید (در داخل جعبه سبز در وسط تصویر؛ تقویت شده و با پیکان قرمز در گوشه بالا سمت چپ علامت‌گذاری شده)[۲۳۳]

از آنجایی که پیشرفت بیماری نتیجه تخریب نورون‌هاست، نقش پروتئین‌هایی که از دست رفتن بافت عصبی را نشان می‌دهند مانند نوروفیلامنت‌ها، تاو و ان-استیل‌آسپارتات در حال بررسی است.[۲۳۴][۲۳۵]

بهبود در تکنیک‌های تصویربرداری عصبی مانند برش‌نگاری با گسیل پوزیترون (PET) یا MRI نویدبخش تشخیص بهتر و پیش‌بینی‌های پیش‌آگهی هستند. در مورد MRI، چندین تکنیک وجود دارد که قبلاً در محیط‌های تحقیقاتی مفید بودن خود را نشان داده‌اند و می‌توانند وارد عمل بالینی شوند، مانند توالی‌های بازیابی معکوس دوگانه، انتقال مغناطیسی، تانسور پخش و تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی.[۲۳۶] این تکنیک‌ها برای بیماری اختصاصی‌تر از تکنیک‌های موجود هستند، اما هنوز فاقد برخی استانداردسازی پروتکل‌های برداشت و ایجاد مقادیر هنجاری هستند.[۲۳۶] این به ویژه در مورد طیف‌سنجی تشدید مغناطیسی پروتون صادق است، که تعدادی از تغییرات روش‌شناختی مشاهده شده در ادبیات ممکن است زمینه‌ساز ناهماهنگی‌های مداوم در ناهنجاری‌های متابولیک دستگاه عصبی مرکزی، به ویژه در ان-استیل آسپارتات، ماینوزیتول، کولین، گلوتامات، گاما آمینوبوتیریک اسید و گلوتاتیون، مشاهده شده برای مالتیپل اسکلروزیس و زیرگروه‌های آن باشد.[۲۳۷] تکنیک‌های دیگری در حال توسعه هستند که شامل عوامل کنتراست قادر به اندازه‌گیری سطوح ماکروفاژهای محیطی، التهاب یا اختلال عملکرد عصبی،[۲۳۶] و تکنیک‌هایی که رسوب آهن را اندازه‌گیری می‌کنند و می‌توانند برای تعیین نقش این ویژگی در MS، یا نقش پرفیوژن مغزی خدمت کنند.[۲۳۶]

کووید-۱۹

میزان بستری شدن در بیمارستان در میان افراد مبتلا به MS و عفونت کووید-۱۹، ۱۰٪ یافت شد، در حالی که نرخ عفونت تجمعی ۴٪ تخمین زده می‌شود. شیوع تجمعی مرگ در افراد بستری شده با MS ۴٪ تخمین زده می‌شود.[۲۳۸]

متفورمین

یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ روی موش‌های صحرایی و یک مطالعه در سال ۲۰۲۴ روی موش‌ها نشان داد که یک داروی خط اول برای درمان دیابت نوع ۲، متفورمین، می‌تواند بازسازی میلین را ترویج کند.[۲۳۹][۲۴۰] این داروی امیدوارکننده در حال حاضر روی انسان‌ها در کارآزمایی‌های اختاپوس، یک کارآزمایی چندبازو، چندمرحله‌ای، متمرکز بر آزمایش داروهای موجود برای سایر شرایط روی بیماران مبتلا به MS در حال تحقیق است.[۲۴۱] در حال حاضر، کارآزمایی‌های بالینی روی انسان در بلژیک، برای بیماران با MS پیشرونده غیرفعال،[۲۴۲] در انگلستان، در ترکیب با کلماستین برای درمان MS عودکننده-فروکش‌کننده،[۲۴۳] و کانادا، برای بیماران MS تا ۲۵ سال، در حال انجام است.[۲۴۴][۲۴۵]

سایر نظریه‌های نوظهور

یک فرضیه نوظهور، اشاره شده به عنوان فرضیه بهداشت، نشان می‌دهد که مواجهه اولیه زندگی با عوامل عفونی به توسعه سیستم ایمنی کمک می‌کند و حساسیت به آلرژی‌ها و اختلالات خودایمنی را کاهش می‌دهد. فرضیه بهداشت با فرضیه‌های MS و میکروبیوم مرتبط شده است.[۲۴۶]

همچنین پیشنهاد شده است که برخی باکتری‌های یافت شده در روده از تقلید مولکولی برای نفوذ به مغز از طریق محور روده–مغز استفاده می‌کنند، یک پاسخ التهابی را آغاز می‌کنند و نفوذپذیری سد خونی-مغزی را افزایش می‌دهند. سطح ویتامین D نیز با MS همبسته شده است؛ سطوح پایین‌تر ویتامین D با افزایش خطر MS مطابقت دارد، که نشان‌دهنده کاهش شیوع در مناطق گرمسیری - منطقه‌ای با نور خورشید غنی از ویتامین D بیشتر - است، که تأثیر موقعیت جغرافیایی بر توسعه MS را تقویت می‌کند.[۲۴۷] مکانیسم‌های MS زمانی آغاز می‌شوند که سلول‌های خودواکنشگر محیطی CD4+ T فعال می‌شوند و به دستگاه عصبی مرکزی حرکت می‌کنند. سلول‌های عرضه‌کننده آنتی‌ژن فعال‌سازی مجدد سلول‌های CD4-T خودواکنشگر را پس از ورود به دستگاه عصبی مرکزی محلی می‌کنند، سلول‌های T و ماکروفاژهای بیشتری را برای تشکیل ضایعه التهابی جذب می‌کنند.[۲۴۸] در بیماران MS، ماکروفاژها و میکروگلیا در مکان‌هایی که دمیلینه‌سازی و تخریب عصبی به‌طور فعال رخ می‌دهند جمع می‌شوند و فعال‌سازی میکروگلیا در ماده سفید با ظاهر طبیعی بیماران MS آشکارتر است.[۲۴۹] آستروسیت‌ها مواد شیمیایی نوروتوکسیک مانند نیتریک اکسید و TNFα تولید می‌کنند، مونوسیت‌های التهابی نوروتوکسیک را به دستگاه عصبی مرکزی جذب می‌کنند و مسئول آستروگلیوز هستند، زخمی که از گسترش التهاب عصبی جلوگیری می‌کند و نورون‌ها را داخل ناحیه زخمی شده می‌کشد.[۲۵۰]

در سال ۲۰۲۴، دانشمندان تحقیقات خود را در مورد یافته‌های خود از مهاجرت باستانی به شمال اروپا از منطقه فرهنگی یامنایا،[۲۵۱] ردیابی واریانت‌های ژن خطر MS به حدود ۵۰۰۰ سال پیش،[۲۵۲][۲۵۳] انجام دادند. واریانت‌های ژن خطر MS از چوپانان گله باستانی در برابر بیماری‌های حیوانی محافظت می‌کرد،[۲۵۴] اما سبک‌های زندگی مدرن، رژیم‌های غذایی و بهداشت بهتر، به ژن اجازه توسعه داده‌اند، که منجر به خطر بالاتر MS امروزی شده است.[۲۵۵]

جستارهای وابسته

  • فهرست سازمان‌های مرتبط با بیماری مالتیپل اسکلروزیس
  • فهرست افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

واژه‌نامه

  1. multiple sclerosis
  2. multiple cerebro-spinal sclerosis

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 Portaccioa E, Magyarib M, Havrdova EK, et al. (22 August 2024). "Multiple sclerosis: emerging epidemiological trends and redefining the clinical course". The Lancet: Regional Health – Europe. 44. doi:10.1016/j.lanepe.2024.100977. PMC 11496978. PMID 39444703. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Check |pmid= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 "Multiple sclerosis". National Institute of Neurological Disorders and Stroke, US National Institutes of Health. 30 June 2025. Retrieved 11 November 2025.
  3. Liu Z, Liao Q, Wen H, Zhang Y (June 2021). "Disease modifying therapies in relapsing-remitting multiple sclerosis: A systematic review and network meta-analysis". Autoimmunity Reviews. 20 (6). doi:10.1016/j.autrev.2021.102826. PMID 33878488. S2CID 233325057. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  4. 1 2 3 Alphonsus KB, Su Y, D'Arcy C (April 2019). "The effect of exercise, yoga and physiotherapy on the quality of life of people with multiple sclerosis: Systematic review and meta-analysis". Complementary Therapies in Medicine. 43: 188–195. doi:10.1016/j.ctim.2019.02.010. PMID 30935529. S2CID 86669723.
  5. https://wiki.apll.ir/word/index.php/Multiple_sclerosis
  6. 1 2 3 Piryonesi SM, Rostampour S, Piryonesi SA (April 2021). "Predicting falls and injuries in people with multiple sclerosis using machine learning algorithms". Multiple Sclerosis and Related Disorders. 49. doi:10.1016/j.msard.2021.102740. PMID 33450500. S2CID 231624230. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  7. Mazumder R, Murchison C, Bourdette D, Cameron M (25 September 2014). "Falls in people with multiple sclerosis compared with falls in healthy controls". PLOS ONE. 9 (9). Bibcode:2014PLoSO...9j7620M. doi:10.1371/journal.pone.0107620. PMC 4177842. PMID 25254633. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  8. 1 2 3 4 Ford, Helen (July 2020). "Clinical presentation and diagnosis of multiple sclerosis". Clinical Medicine. London, England. 20 (4): 380–383. doi:10.7861/clinmed.2020-0292. ISSN 1473-4893. PMC 7385797. PMID 32675142.
  9. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 Tafti D, Ehsan M, Xixis KL (20 March 2024). "Multiple sclerosis". StatPearls, US National Library of Medicine. PMID 29763024.
  10. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Ward M, Goldman MD (August 2022). "Epidemiology and Pathophysiology of Multiple Sclerosis". Continuum. 28 (4): 988–1005. doi:10.1212/CON.0000000000001136. PMID 35938654. S2CID 251375096.
  11. "The McDonald criteria". MS Society UK. 31 May 2023. Archived from the original on 2 December 2024. Retrieved November 26, 2024.
  12. 1 2 3 4 McGinley MP, Goldschmidt CH, Rae-Grant AD (February 2021). "Diagnosis and Treatment of Multiple Sclerosis: A Review". JAMA. 325 (8): 765–779. doi:10.1001/jama.2020.26858. PMID 33620411. S2CID 232019589.
  13. Quinn É, Hynes SM (July 2021). "Occupational therapy interventions for multiple sclerosis: A scoping review". Scandinavian Journal of Occupational Therapy. 28 (5): 399–414. doi:10.1080/11038128.2020.1786160. hdl:10379/16066. PMID 32643486. S2CID 220436640.
  14. Weinshenker BG (1994). "Natural history of multiple sclerosis". Annals of Neurology. 36 (Suppl): S6-11. doi:10.1002/ana.410360704. PMID 8017890. S2CID 7140070.
  15. Wecker, Sophie; Freudenstein, David; Ganser, Iris; Angstwurm, Klemens; Lee, De-Hyung; Linker, Ralf A. (2024). "The impact of different lifestyle factors on disability in multiple sclerosis at older ages: a monocentric retrospective study". Therapeutic Advances in Neurological Disorders. 17. doi:10.1177/17562864241284166. ISSN 1756-2856. PMC 11528639. PMID 39494114. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Check |pmid= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  16. Dobson, R.; Giovannoni, G. (2019). "Multiple sclerosis – a review". European Journal of Neurology (به انگلیسی). 26 (1): 27–40. doi:10.1111/ene.13819. ISSN 1468-1331. PMID 30300457.
  17. 1 2 Berer K, Krishnamoorthy G (November 2014). "Microbial view of central nervous system autoimmunity". FEBS Letters. 588 (22): 4207–13. Bibcode:2014FEBSL.588.4207B. doi:10.1016/j.febslet.2014.04.007. PMID 24746689. S2CID 2772656.
  18. 1 2 Lane J, Ng HS, Poyser C, Lucas RM, Tremlett H (July 2022). "Multiple sclerosis incidence: A systematic review of change over time by geographical region". Mult Scler Relat Disord. 63. doi:10.1016/j.msard.2022.103932. PMID 35667315. S2CID 249188137. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  19. 1 2 3 4 5 6 7 8 Milo R, Kahana E (March 2010). "Multiple sclerosis: geoepidemiology, genetics and the environment". Autoimmunity Reviews. 9 (5): A387-94. doi:10.1016/j.autrev.2009.11.010. PMID 19932200.
  20. Dobson, R.; Giovannoni, G. (2019). "Multiple sclerosis – a review". European Journal of Neurology (به انگلیسی). 26 (1): 27–40. doi:10.1111/ene.13819. ISSN 1468-1331. PMID 30300457.
  21. 1 2 3 Clanet M (June 2008). "Jean-Martin Charcot. 1825 to 1893". International MS Journal. 15 (2): 59–61. PMID 18782501.
    * Charcot J (1868). "Histologie de la sclerose en plaques". Gazette des Hopitaux, Paris. 41: 554–5.
  22. "MS Symptoms and Signs of MS | MS Society". www.mssociety.org.uk (به انگلیسی). Retrieved 2025-02-25.
  23. "Fatigue". Letchworth Garden City, United Kingdom: Multiple Sclerosis Trust. Archived from the original on 16 January 2024. Retrieved 16 January 2024.
  24. Moore H, Nair KP, Baster K, Middleton R, Paling D, Sharrack B (August 2022). "Fatigue in multiple sclerosis: A UK MS-register based study". Multiple Sclerosis and Related Disorders. 64. doi:10.1016/j.msard.2022.103954. PMID 35716477. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  25. Bakalidou D, Giannopapas V, Giannopoulos S (July 2023). "Thoughts on Fatigue in Multiple Sclerosis Patients". Cureus. 15 (7). doi:10.7759/cureus.42146. PMC 10438195. PMID 37602098. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  26. "MS Signs". Webmd. Archived from the original on 30 September 2016. Retrieved 7 October 2016.
  27. Plotas P, Nanousi V, Kantanis A, Tsiamaki E, Papadopoulos A, Tsapara A, Glyka A, Mani E, Roumelioti F, Strataki G, Fragkou G, Mavreli K, Ziouli N, Trimmis N (July 2023). "Speech deficits in multiple sclerosis: a narrative review of the existing literature". European Journal of Medical Research. 28 (1). doi:10.1186/s40001-023-01230-3. PMC 10364432. PMID 37488623. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  28. 1 2 3 4 5 Petzold A, Fraser CL, Abegg M, Alroughani R, Alshowaeir D, Alvarenga R, Andris C, Asgari N, Barnett Y, Battistella R, Behbehani R, Berger T, Bikbov MM, Biotti D, Biousse V, Boschi A, Brazdil M, Brezhnev A, Calabresi PA, Cordonnier M, Costello F, Cruz FM, Cunha LP, Daoudi S, Deschamps R, de Seze J, Diem R, Etemadifar M, Flores-Rivera J, Fonseca P, Frederiksen J, Frohman E, Frohman T, Tilikete CF, Fujihara K, Gálvez A, Gouider R, Gracia F, Grigoriadis N, Guajardo JM, Habek M, Hawlina M, Martínez-Lapiscina EH, Hooker J, Hor JY, Howlett W, Huang-Link Y, Idrissova Z, Illes Z, Jancic J, Jindahra P, Karussis D, Kerty E, Kim HJ, Lagrèze W, Leocani L, Levin N, Liskova P, Liu Y, Maiga Y, Marignier R, McGuigan C, Meira D, Merle H, Monteiro ML, Moodley A, Moura F, Muñoz S, Mustafa S, Nakashima I, Noval S, Oehninger C, Ogun O, Omoti A, Pandit L, Paul F, Rebolleda G, Reddel S, Rejdak K, Rejdak R, Rodriguez-Morales AJ, Rougier MB, Sa MJ, Sanchez-Dalmau B, Saylor D, Shatriah I, Siva A, Stiebel-Kalish H, Szatmary G, Ta L, Tenembaum S, Tran H, Trufanov Y, van Pesch V, Wang AG, Wattjes MP, Willoughby E, Zakaria M, Zvornicanin J, Balcer L, Plant GT (December 2022). "Diagnosis and classification of optic neuritis". The Lancet. Neurology. 21 (12): 1120–1134. doi:10.1016/s1474-4422(22)00200-9. hdl:2078.1/276419. PMID 36179757.
  29. Cameron MH, Nilsagard Y (2018). "Balance, gait, and falls in multiple sclerosis". In Day BL, Lord SR (eds.). Balance, Gait, and Falls. Handbook of Clinical Neurology. Vol. 159. pp. 237–250. doi:10.1016/b978-0-444-63916-5.00015-x. ISBN 978-0-444-63916-5. PMID 30482317.
  30. Ghasemi N, Razavi S, Nikzad E (January 2017). "Multiple Sclerosis: Pathogenesis, Symptoms, Diagnoses and Cell-Based Therapy". Cell Journal. 19 (1): 1–10. PMC 5241505. PMID 28367411.
  31. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 Compston A, Coles A (October 2008). "Multiple sclerosis". Lancet. 372 (9648): 1502–1517. Bibcode:2008Lanc..372.1502C. doi:10.1016/S0140-6736(08)61620-7. PMID 18970977. S2CID 195686659.
  32. Chen MH, Wylie GR, Sandroff BM, Dacosta-Aguayo R, DeLuca J, Genova HM (August 2020). "Neural mechanisms underlying state mental fatigue in multiple sclerosis: a pilot study". Journal of Neurology. 267 (8): 2372–2382. doi:10.1007/s00415-020-09853-w. PMID 32350648.
  33. Oreja-Guevara C, Ayuso Blanco T, Brieva Ruiz L, Hernández Pérez MÁ, Meca-Lallana V, Ramió-Torrentà L (2019). "Cognitive Dysfunctions and Assessments in Multiple Sclerosis". Frontiers in Neurology. 10. doi:10.3389/fneur.2019.00581. PMC 6558141. PMID 31214113. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  34. Kalb R, Beier M, Benedict RH, Charvet L, Costello K, Feinstein A, Gingold J, Goverover Y, Halper J, Harris C, Kostich L, Krupp L, Lathi E, LaRocca N, Thrower B, DeLuca J (November 2018). "Recommendations for cognitive screening and management in multiple sclerosis care". Multiple Sclerosis. 24 (13): 1665–1680. doi:10.1177/1352458518803785. PMC 6238181. PMID 30303036.
  35. Benedict RH, Amato MP, DeLuca J, Geurts JJ (October 2020). "Cognitive impairment in multiple sclerosis: clinical management, MRI, and therapeutic avenues". The Lancet. Neurology (به انگلیسی). 19 (10): 860–871. doi:10.1016/S1474-4422(20)30277-5. PMC 10011205. PMID 32949546. S2CID 221744328.
  36. 1 2 3 Christogianni A, Bibb R, Davis SL, Jay O, Barnett M, Evangelou N, Filingeri D (17 January 2018). "Temperature sensitivity in multiple sclerosis: An overview of its impact on sensory and cognitive symptoms". Temperature. 5 (3): 208–223. doi:10.1080/23328940.2018.1475831. PMC 6205043. PMID 30377640.
  37. Kurtzke JF (November 1983). "Rating neurologic impairment in multiple sclerosis: an expanded disability status scale (EDSS)". Neurology. 33 (11): 1444–52. doi:10.1212/WNL.33.11.1444. PMID 6685237.
  38. Amato MP, Ponziani G (August 1999). "Quantification of impairment in MS: discussion of the scales in use". Multiple Sclerosis. 5 (4): 216–9. doi:10.1177/135245859900500404. PMID 10467378. S2CID 6763447.
  39. Rudick RA, Cutter G, Reingold S (October 2002). "The multiple sclerosis functional composite: a new clinical outcome measure for multiple sderosis trials". Multiple Sclerosis. 8 (5): 359–65. doi:10.1191/1352458502ms845oa. PMID 12356200. S2CID 31529508.
  40. van Munster CE, Uitdehaag BM (March 2017). "Outcome Measures in Clinical Trials for Multiple Sclerosis". CNS Drugs. 31 (3): 217–236. doi:10.1007/s40263-017-0412-5. PMC 5336539. PMID 28185158.
  41. Makhani N, Tremlett H (August 2021). "The multiple sclerosis prodrome". Nature Reviews. Neurology. 17 (8): 515–521. doi:10.1038/s41582-021-00519-3. PMC 8324569. PMID 34155379.
  42. Marrie RA (December 2019). "Mounting evidence for a multiple sclerosis prodrome". Nature Reviews. Neurology. 15 (12): 689–690. doi:10.1038/s41582-019-0283-0. PMID 31654040. S2CID 204887642.
  43. 1 2 3 4 5 6 Tsang BK, Macdonell R (December 2011). "Multiple sclerosis- diagnosis, management and prognosis". Australian Family Physician. 40 (12): 948–955. PMID 22146321.
  44. 1 2 Tataru N, Vidal C, Decavel P, Berger E, Rumbach L (2006). "Limited impact of the summer heat wave in France (2003) on hospital admissions and relapses for multiple sclerosis". Neuroepidemiology. 27 (1): 28–32. doi:10.1159/000094233. PMID 16804331. S2CID 20870484.
  45. Confavreux C, Suissa S, Saddier P, Bourdès V, Vukusic S (February 2001). "Vaccinations and the risk of relapse in multiple sclerosis. Vaccines in Multiple Sclerosis Study Group". The New England Journal of Medicine. 344 (5): 319–326. doi:10.1056/NEJM200102013440501. PMID 11172162.
  46. Grimaldi L, Papeix C, Hamon Y, Buchard A, Moride Y, Benichou J, Duchemin T, Abenhaim L (October 2023). "Vaccines and the Risk of Hospitalization for Multiple Sclerosis Flare-Ups". JAMA Neurology. 80 (10): 1098–1104. doi:10.1001/jamaneurol.2023.2968. PMC 10481324. PMID 37669073.
  47. Martinelli V (2000). "Trauma, stress and multiple sclerosis". Neurological Sciences. 21 (4 Suppl 2): S849–S852. doi:10.1007/s100720070024. PMID 11205361. S2CID 2376078.
  48. Dobson R, Dassan P, Roberts M, Giovannoni G, Nelson-Piercy C, Brex PA (April 2019). "UK consensus on pregnancy in multiple sclerosis: 'Association of British Neurologists' guidelines". Practical Neurology. 19 (2): 106–114. doi:10.1136/practneurol-2018-002060. PMID 30612100.
  49. Varytė G, Zakarevičienė J, Ramašauskaitė D, Laužikienė D, Arlauskienė A (January 2020). "Pregnancy and Multiple Sclerosis: An Update on the Disease Modifying Treatment Strategy and a Review of Pregnancy's Impact on Disease Activity". Medicina. 56 (2): 49. doi:10.3390/medicina56020049. PMC 7074401. PMID 31973138.
  50. "Pregnancy, birth, breastfeeding and MS". Multiple Sclerosis Society. Archived from the original on 8 April 2024. Retrieved 8 April 2024.
  51. Serafini B, Rosicarelli B, Franciotta D, Magliozzi R, Reynolds R, Cinque P, Andreoni L, Trivedi P, Salvetti M, Faggioni A, Aloisi F (November 2007). "Dysregulated Epstein-Barr virus infection in the multiple sclerosis brain". The Journal of Experimental Medicine. 204 (12): 2899–2912. doi:10.1084/jem.20071030. PMC 2118531. PMID 17984305.
  52. 1 2 Hassani A, Corboy JR, Al-Salam S, Khan G (2018). "Epstein-Barr virus is present in the brain of most cases of multiple sclerosis and may engage more than just B cells". PLOS ONE. 13 (2). Bibcode:2018PLoSO..1392109H. doi:10.1371/journal.pone.0192109. PMC 5796799. PMID 29394264. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  53. Lutterotti A, Hayward-Koennecke H, Sospedra M, Martin R (2021). "Antigen-Specific Immune Tolerance in Multiple Sclerosis-Promising Approaches and How to Bring Them to Patients". Frontiers in Immunology. 12. doi:10.3389/fimmu.2021.640935. PMC 8019937. PMID 33828551. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  54. Ward, Melanie; Goldman, Myla D. (August 2022). "Epidemiology and Pathophysiology of Multiple Sclerosis". Continuum. 28 (4): 988–1005. doi:10.1212/CON.0000000000001136. PMID 35938654.
  55. McGinley, Marisa P.; Goldschmidt, Carolyn H.; Rae-Grant, Alexander D. (2021-02-23). "Diagnosis and Treatment of Multiple Sclerosis: A Review". JAMA (به انگلیسی). 325 (8): 765–779. doi:10.1001/jama.2020.26858. ISSN 0098-7484. PMID 33620411.
  56. Gilden DH (March 2005). "Infectious causes of multiple sclerosis". The Lancet. Neurology. 4 (3): 195–202. doi:10.1016/S1474-4422(05)01017-3. PMC 7129502. PMID 15721830.
  57. Soldan SS, Lieberman PM (January 2023). "Epstein-Barr virus and multiple sclerosis". Nature Reviews. Microbiology. 21 (1): 51–64. doi:10.1038/s41579-022-00770-5. PMC 9362539. PMID 35931816.
  58. 1 2 Aloisi F, Cross AH (October 2022). "MINI-review of Epstein-Barr virus involvement in multiple sclerosis etiology and pathogenesis". Journal of Neuroimmunology. 371. doi:10.1016/j.jneuroim.2022.577935. PMID 35931008. S2CID 251152784. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  59. 1 2 Bjornevik K, Cortese M, Healy BC, Kuhle J, Mina MJ, Leng Y, Elledge SJ, Niebuhr DW, Scher AI, Munger KL, Ascherio A (January 2022). "Longitudinal analysis reveals high prevalence of Epstein-Barr virus associated with multiple sclerosis". Science. 375 (6578): 296–301. Bibcode:2022Sci...375..296B. doi:10.1126/science.abj8222. PMID 35025605. S2CID 245983763. خلاصه خبر: Gallagher J (13 April 2022). "Is a virus we all have causing multiple sclerosis?". BBC. Archived from the original on 25 April 2022. Retrieved 14 April 2022.
  60. Münz C (May 2004). "Epstein-barr virus nuclear antigen 1: from immunologically invisible to a promising T cell target". The Journal of Experimental Medicine. 199 (10): 1301–1304. doi:10.1084/jem.20040730. PMC 2211815. PMID 15148332.
  61. Miclea A, Bagnoud M, Chan A, Hoepner R (2020-05-06). "A Brief Review of the Effects of Vitamin D on Multiple Sclerosis". Frontiers in Immunology. 11. doi:10.3389/fimmu.2020.00781. PMC 7218089. PMID 32435244. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  62. Dyment DA, Ebers GC, Sadovnick AD (February 2004). "Genetics of multiple sclerosis". The Lancet. Neurology. 3 (2): 104–10. CiteSeerX 10.1.1.334.1312. doi:10.1016/S1474-4422(03)00663-X. PMID 14747002. S2CID 16707321.
  63. Skene NG, Grant SG (2016). "Identification of Vulnerable Cell Types in Major Brain Disorders Using Single Cell Transcriptomes and Expression Weighted Cell Type Enrichment". Frontiers in Neuroscience. 10: 16. doi:10.3389/fnins.2016.00016. PMC 4730103. PMID 26858593.
  64. 1 2 3 Baranzini SE (June 2011). "Revealing the genetic basis of multiple sclerosis: are we there yet?". Current Opinion in Genetics & Development. 21 (3): 317–24. doi:10.1016/j.gde.2010.12.006. PMC 3105160. PMID 21247752.
  65. International Multiple Sclerosis Genetics Consortium (2019). "Multiple sclerosis genomic map implicates peripheral immune cells and microglia in susceptibility". Science. 365 (6460). doi:10.1126/science.aav7188. PMC 7241648. PMID 31604244. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  66. Simpson S, Wang W, Otahal P, Blizzard L, van der Mei IA, Taylor BV (November 2019). "Latitude continues to be significantly associated with the prevalence of multiple sclerosis: an updated meta-analysis". Journal of Neurology, Neurosurgery, and Psychiatry. 90 (11): 1193–1200. doi:10.1136/jnnp-2018-320189. PMID 31217172.
  67. 1 2 Pugliatti M, Sotgiu S, Rosati G (July 2002). "The worldwide prevalence of multiple sclerosis". Clinical Neurology and Neurosurgery. 104 (3): 182–91. doi:10.1016/S0303-8467(02)00036-7. PMID 12127652. S2CID 862001.
  68. Grimaldi LM, Salemi G, Grimaldi G, Rizzo A, Marziolo R, Lo Presti C, Maimone D, Savettieri G (November 2001). "High incidence and increasing prevalence of MS in Enna (Sicily), southern Italy". Neurology. 57 (10): 1891–3. doi:10.1212/wnl.57.10.1891. PMID 11723283. S2CID 34895995.
  69. 1 2 3 4 Marrie RA (December 2004). "Environmental risk factors in multiple sclerosis aetiology". The Lancet. Neurology. 3 (12): 709–18. doi:10.1016/S1474-4422(04)00933-0. PMID 15556803. S2CID 175786.
  70. Kulie T, Groff A, Redmer J, Hounshell J, Schrager S (2009). "Vitamin D: an evidence-based review". Journal of the American Board of Family Medicine. 22 (6): 698–706. doi:10.3122/jabfm.2009.06.090037. PMID 19897699.
  71. 1 2 Sintzel, Martina B.; Rametta, Mark; Reder, Anthony T. (2018-06-01). "Vitamin D and Multiple Sclerosis: A Comprehensive Review". Neurology and Therapy (به انگلیسی). 7 (1): 59–85. doi:10.1007/s40120-017-0086-4. ISSN 2193-6536. PMC 5990512. PMID 29243029.
  72. 1 2 Olsson, Tomas; Barcellos, Lisa F.; Alfredsson, Lars (January 2017). "Interactions between genetic, lifestyle and environmental risk factors for multiple sclerosis". Nature Reviews Neurology (به انگلیسی). 13 (1): 25–36. doi:10.1038/nrneurol.2016.187. ISSN 1759-4766. PMID 27934854.
  73. Vitturi, Bruno Kusznir; Montecucco, Alfredo; Rahmani, Alborz; Dini, Guglielmo; Durando, Paolo (November 15, 2023). "Occupational risk factors for multiple sclerosis: a systematic review with meta-analysis". Frontiers in Public Health. 11 (2023): Introduction, Results. Bibcode:2023FrPH...1185103V. doi:10.3389/fpubh.2023.1285103. PMC 10694508. PMID 38054069.
  74. Stowe J, Andrews N, Miller E (January 2020). "Do Vaccines Trigger Neurological Diseases? Epidemiological Evaluation of Vaccination and Neurological Diseases Using Examples of Multiple Sclerosis, Guillain-Barré Syndrome and Narcolepsy". CNS Drugs. 34 (1): 1–8. doi:10.1007/s40263-019-00670-y. PMC 7224038. PMID 31576507.
  75. 1 2 Ascherio A, Munger KL (June 2007). "Environmental risk factors for multiple sclerosis. Part II: Noninfectious factors". Annals of Neurology. 61 (6): 504–13. doi:10.1002/ana.21141. PMID 17492755. S2CID 36999504.
  76. Spitsin S, Koprowski H (2008). "Role of Uric Acid in Multiple Sclerosis". In Rodriguez M (ed.). Advances in multiple Sclerosis and Experimental Demyelinating Diseases. Current Topics in Microbiology and Immunology. Vol. 318. pp. 325–342. doi:10.1007/978-3-540-73677-6_13. ISBN 978-3-540-73676-9. PMID 18219824.
  77. Nourbakhsh B, Mowry EM (June 2019). "Multiple Sclerosis Risk Factors and Pathogenesis". Continuum. 25 (3): 596–610. doi:10.1212/CON.0000000000000725. PMID 31162307. S2CID 174806511.
  78. Miclea, Andrei; Bagnoud, Maud; Chan, Andrew; Hoepner, Robert (2020-05-06). "A Brief Review of the Effects of Vitamin D on Multiple Sclerosis". Frontiers in Immunology (به انگلیسی). 11. doi:10.3389/fimmu.2020.00781. ISSN 1664-3224. PMC 7218089. PMID 32435244. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  79. 1 2 3 4 5 6 7 Thompson AJ, Banwell BL, Barkhof F, Carroll WM, Coetzee T, Comi G, Correale J, Fazekas F, Filippi M, Freedman MS, Fujihara K, Galetta SL, Hartung HP, Kappos L, Lublin FD, Marrie RA, Miller AE, Miller DH, Montalban X, Mowry EM, Sorensen PS, Tintoré M, Traboulsee AL, Trojano M, Uitdehaag BM, Vukusic S, Waubant E, Weinshenker BG, Reingold SC, Cohen JA (February 2018). "Diagnosis of multiple sclerosis: 2017 revisions of the McDonald criteria". The Lancet. Neurology. 17 (2): 162–173. doi:10.1016/s1474-4422(17)30470-2. PMID 29275977. Archived from the original on 28 May 2023. Retrieved 20 January 2024.
  80. Hassani A, Reguraman N, Shehab S, Khan G (2021). "Primary Peripheral Epstein-Barr Virus Infection Can Lead to CNS Infection and Neuroinflammation in a Rabbit Model: Implications for Multiple Sclerosis Pathogenesis". Frontiers in Immunology. 12. doi:10.3389/fimmu.2021.764937. PMC 8656284. PMID 34899715. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  81. 1 2 Chari DM (2007). "Remyelination in Multiple Sclerosis". In Minagar A (ed.). The Neurobiology of Multiple Sclerosis. International Review of Neurobiology. Vol. 79. pp. 589–620. doi:10.1016/S0074-7742(07)79026-8. ISBN 978-0-12-373736-6. PMC 7112255. PMID 17531860.
  82. Pittock SJ, Lucchinetti CF (March 2007). "The pathology of MS: new insights and potential clinical applications". The Neurologist. 13 (2): 45–56. doi:10.1097/01.nrl.0000253065.31662.37. PMID 17351524. S2CID 2993523.
  83. Huang X, Hussain B, Chang J (January 2021). "Peripheral inflammation and blood-brain barrier disruption: effects and mechanisms". CNS Neuroscience & Therapeutics. 27 (1): 36–47. doi:10.1111/cns.13569. PMC 7804893. PMID 33381913.
  84. Ferré JC, Shiroishi MS, Law M (November 2012). "Advanced techniques using contrast media in neuroimaging". Magnetic Resonance Imaging Clinics of North America. 20 (4): 699–713. doi:10.1016/j.mric.2012.07.007. PMC 3479680. PMID 23088946.
  85. Manjaly ZM, Harrison NA, Critchley HD, Do CT, Stefanics G, Wenderoth N, Lutterotti A, Müller A, Stephan KE (June 2019). "Pathophysiological and cognitive mechanisms of fatigue in multiple sclerosis". Journal of Neurology, Neurosurgery, and Psychiatry. 90 (6): 642–651. doi:10.1136/jnnp-2018-320050. PMC 6581095. PMID 30683707.
  86. Ellison PM, Goodall S, Kennedy N, Dawes H, Clark A, Pomeroy V, Duddy M, Baker MR, Saxton JM (September 2022). "Neurostructural and Neurophysiological Correlates of Multiple Sclerosis Physical Fatigue: Systematic Review and Meta-Analysis of Cross-Sectional Studies". Neuropsychology Review. 32 (3): 506–519. doi:10.1007/s11065-021-09508-1. PMC 9381450. PMID 33961198.
  87. Newland P, Starkweather A, Sorenson M (2016). "Central fatigue in multiple sclerosis: A review of the literature". The Journal of Spinal Cord Medicine. 39 (4): 386–399. doi:10.1080/10790268.2016.1168587. PMC 5102292. PMID 27146427.
  88. Davis SL, Jay O, Wilson TE (2018). "Thermoregulatory dysfunction in multiple sclerosis". In Romanovsky AA (ed.). Thermoregulation: From Basic Neuroscience to Clinical Neurology, Part II. Handbook of Clinical Neurology. Vol. 157. pp. 701–714. doi:10.1016/B978-0-444-64074-1.00042-2. ISBN 978-0-444-64074-1. PMID 30459034.
  89. Loy BD, Taylor RL, Fling BW, Horak FB (September 2017). "Relationship between perceived fatigue and performance fatigability in people with multiple sclerosis: A systematic review and meta-analysis". Journal of Psychosomatic Research. 100: 1–7. doi:10.1016/j.jpsychores.2017.06.017. PMC 5875709. PMID 28789787.
  90. Trojano M, Paolicelli D (November 2001). "The differential diagnosis of multiple sclerosis: classification and clinical features of relapsing and progressive neurological syndromes". Neurological Sciences. 22 (Suppl 2): S98-102. doi:10.1007/s100720100044. PMID 11794488. S2CID 3057096.
  91. 1 2 World Health Organization (2008). Atlas: Multiple Sclerosis Resources in the World 2008. Geneva: World Health Organization. pp. 15–16. hdl:10665/43968. ISBN 978-92-4-156375-8.
  92. Poser CM, Brinar VV (June 2004). "Diagnostic criteria for multiple sclerosis: an historical review". Clinical Neurology and Neurosurgery. 106 (3): 147–58. doi:10.1016/j.clineuro.2004.02.004. PMID 15177763. S2CID 23452341.
  93. Montalban, Xavier; Lebrun-Frénay, Christine; Oh, Jiwon; Arrambide, Georgina; Moccia, Marcello; Pia Amato, Maria; Amezcua, Lilyana; Banwell, Brenda; Bar-Or, Amit; Barkhof, Frederik; Butzkueven, Helmut; Ciccarelli, Olga; Chataway, Jeremy; Cohen, Jeffrey A; Comi, Giancarlo; Correale, Jorge; Deisenhammer, Florian; Filippi, Massimo; Fiol, Julie; Freedman, Mark S; Fujihara, Kazuo; Granziera, Cristina; Green, Ari J; Hartung, Hans-Peter; Hellwig, Kerstin; Kappos, Ludwig; Kimbrough, Dorlan; Killestein, Joep; Lublin, Fred; Marignier, Romain; Ann Marrie, Ruth; Miller, Aaron; Otero-Romero, Susana; Ontaneda, Daniel; Ramanathan, Sudarshini; Reich, Daniel; Rocca, Maria A; Rovira, Àlex; Saidha, Shiv; Salter, Amber; Sastre-Garriga, Jaume; Saylor, Deanna; Solomon, Andrew J; Sormani, Maria Pia; Stankoff, Bruno; Tintore, Mar; Tremlett, Helen; Van der Walt, Anneke; Viswanathan, Shanthi; Wiendl, Heinz; Wildemann, Brigitte; Yamout, Bassem; Zaratin, Paola; Calabresi, Peter A; Coetzee, Timothy; Thompson, Alan J (October 2025). "Diagnosis of multiple sclerosis: 2024 revisions of the McDonald criteria". The Lancet Neurology. 24 (10): 850–865. doi:10.1016/S1474-4422(25)00270-4. PMID 40975101. {{cite journal}}: Check |pmid= value (help)
  94. Rovira À (November 2017). "Diagnosis of Multiple Sclerosis". Journal of the Belgian Society of Radiology. 101 (S1): 12. doi:10.5334/jbr-btr.1426.
  95. 1 2 McDonald WI, Compston A, Edan G, Goodkin D, Hartung HP, Lublin FD, McFarland HF, Paty DW, Polman CH, Reingold SC, Sandberg-Wollheim M, Sibley W, Thompson A, van den Noort S, Weinshenker BY, Wolinsky JS (July 2001). "Recommended diagnostic criteria for multiple sclerosis: guidelines from the International Panel on the diagnosis of multiple sclerosis". Annals of Neurology. 50 (1): 121–7. doi:10.1002/ana.1032. PMID 11456302. S2CID 13870943.
  96. Rashid W, Miller DH (February 2008). "Recent advances in neuroimaging of multiple sclerosis". Seminars in Neurology. 28 (1): 46–55. doi:10.1055/s-2007-1019127. PMID 18256986. S2CID 260317568.
  97. Sinnecker T, Clarke MA, Meier D, Enzinger C, Calabrese M, De Stefano N, Pitiot A, Giorgio A, Schoonheim MM, Paul F, Pawlak MA, Schmidt R, Kappos L, Montalban X, Rovira À, Evangelou N, Wuerfel J, et al. (MAGNIMS Study Group) (December 2019). "Evaluation of the Central Vein Sign as a Diagnostic Imaging Biomarker in Multiple Sclerosis". JAMA Neurology. 76 (12): 1446–1456. doi:10.1001/jamaneurol.2019.2478. PMC 6704746. PMID 31424490.
  98. Bernitsas E (February 2020). "The Central Vein Sign". Practical Neurology. Archived from the original on 5 October 2021. Retrieved 5 October 2021.
  99. Castellaro M, Tamanti A, Pisani AI, Pizzini FB, Crescenzo F, Calabrese M (November 2020). "The Use of the Central Vein Sign in the Diagnosis of Multiple Sclerosis: A Systematic Review and Meta-analysis". Diagnostics. 10 (12): 1025. doi:10.3390/diagnostics10121025. PMC 7760678. PMID 33260401.
  100. Al-Zandi SH, Fayadh NA, Al-Waely NK (1 March 2018). "Central vein sign detected by SWI at 3 T MRI as a discriminator between multiple sclerosis and leukoaraiosis". The Egyptian Journal of Radiology and Nuclear Medicine. 49 (1): 158–164. doi:10.1016/j.ejrnm.2017.09.003.
  101. Guisset F, Lolli V, Bugli C, Perrotta G, Absil J, Dachy B, Pot C, Théaudin M, Pasi M, van Pesch V, Maggi P (June 2021). "The central vein sign in multiple sclerosis patients with vascular comorbidities". Multiple Sclerosis. 27 (7): 1057–1065. doi:10.1177/1352458520943785. hdl:2078.1/239849. PMID 32749948.
  102. Chapman M (16 June 2020). "$7.2M NIH Grant Supports Study of MS Diagnostic Biomarker". BioNews Services. Archived from the original on 5 October 2021. Retrieved 5 October 2021.
  103. Weigel M, Dechent P, Galbusera R, Bahn E, Nair G, Lu PJ, Kappos L, Brück W, Stadelmann C, Granziera C (July 2021). "Imaging multiple sclerosis pathology at 160 μm isotropic resolution by human whole-brain ex vivo magnetic resonance imaging at 3 T". Scientific Reports. 11 (1). doi:10.1038/s41598-021-94891-1. PMC 8322069. PMID 34326420. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  104. Link H, Huang YM (November 2006). "Oligoclonal bands in multiple sclerosis cerebrospinal fluid: an update on methodology and clinical usefulness". Journal of Neuroimmunology. 180 (1–2): 17–28. doi:10.1016/j.jneuroim.2006.07.006. PMID 16945427. S2CID 22724352.
  105. 1 2 3 Hauser SL (2022). "Chapter 442: Diseases of the Spinal Cord". In Loscalzo J, Fauci AS, Kasper DL, Hauser SL, Longo DL, Jameson JL (eds.). Harrison's principles of internal medicine (21st ed.). New York: McGraw-Hill. p. 3466. ISBN 978-1-264-26849-8. OCLC 1282172709.
  106. 1 2 3 4 Saguil A, Farnell IV EA, Jordan TS (August 2022). "Multiple Sclerosis: A Primary Care Perspective". American Family Physician. 106 (2): 173–183. PMID 35977131.
  107. Solomon AJ (June 2019). "Diagnosis, Differential Diagnosis, and Misdiagnosis of Multiple Sclerosis". Continuum. 25 (3): 611–635. doi:10.1212/CON.0000000000000728. PMID 31162308. S2CID 173991777.
  108. Lublin FD, et al. (15 July 2014). "Defining the clinical course of multiple sclerosis, The 2013 revisions". Neurology. 83 (3): 278–286. doi:10.1212/WNL.0000000000000560. PMC 4117366. PMID 24871874.
  109. Lublin FD, Coetzee T, Cohen JA, Marrie RA, Thompson AJ (June 2020). "The 2013 clinical course descriptors for multiple sclerosis: A clarification". Neurology. 94 (24): 1088–1092. doi:10.1212/WNL.0000000000009636. PMC 7455332. PMID 32471886.
  110. "Clinically Isolated Syndrome (CIS)". National MS Society. Archived from the original on 30 September 2023. Retrieved 4 October 2023.
  111. Miller D, Barkhof F, Montalban X, Thompson A, Filippi M (May 2005). "Clinically isolated syndromes suggestive of multiple sclerosis, part I: natural history, pathogenesis, diagnosis, and prognosis". The Lancet. Neurology. 4 (5): 281–8. doi:10.1016/S1474-4422(05)70071-5. PMID 15847841. S2CID 36401666.
  112. 1 2 3 Miller DH, Leary SM (October 2007). "Primary-progressive multiple sclerosis". The Lancet. Neurology. 6 (10): 903–12. doi:10.1016/S1474-4422(07)70243-0. hdl:1871/24666. PMID 17884680. S2CID 31389841.
  113. Rovaris M, Confavreux C, Furlan R, Kappos L, Comi G, Filippi M (April 2006). "Secondary progressive multiple sclerosis: current knowledge and future challenges". The Lancet. Neurology. 5 (4): 343–54. doi:10.1016/S1474-4422(06)70410-0. PMID 16545751. S2CID 39503553.
  114. 1 2 Sørensen PS, Centonze D, Giovannoni G, et al. (2020). "Expert opinion on the use of cladribine tablets in clinical practice". Ther Adv Neurol Disord (Review). 13. doi:10.1177/1756286420935019. PMC 7318823. PMID 32636933. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  115. "Novartis receives FDA approval for Mayzent® (siponimod), the first oral drug to treat secondary progressive MS with active disease". Novartis.com. Archived from the original on 20 November 2020. Retrieved 12 November 2021.
  116. Saida T (November 2004). "多発性硬化症: 再燃時の治療と再発予防" [Multiple sclerosis: treatment and prevention of relapses and progression in multiple sclerosis]. 臨床神経学 [Rinsho Shinkeigaku] (Review) (به ژاپنی). 44 (11): 796–8. PMID 15651294.
  117. Pittock SJ, Rodriguez M (2008). "Benign Multiple Sclerosis: A Distinct Clinical Entity with Therapeutic Implications". In Rodriguez M (ed.). Advances in multiple Sclerosis and Experimental Demyelinating Diseases. Current Topics in Microbiology and Immunology. Vol. 318. pp. 1–17. doi:10.1007/978-3-540-73677-6_1. ISBN 978-3-540-73676-9. PMID 18219812.
  118. Feinstein A (2007). "Chapter 1 - Multiple sclerosis: diagnosis and definitions". The Clinical Neuropsychiatry of Multiple Sclerosis. pp. 1–27. doi:10.1017/CBO9780511543760. ISBN 978-0-521-85234-0.
  119. Stadelmann C, Brück W (November 2004). "Lessons from the neuropathology of atypical forms of multiple sclerosis". Neurological Sciences. 25 (Suppl 4): S319–S322. doi:10.1007/s10072-004-0333-1. PMID 15727225. S2CID 21212935.
  120. Fujihara K (June 2019). "Neuromyelitis optica spectrum disorders: still evolving and broadening". Current Opinion in Neurology (Review). 32 (3): 385–394. doi:10.1097/WCO.0000000000000694. PMC 6522202. PMID 30893099.
  121. 1 2 3 4 5 6 7 McGinley MP, Goldschmidt CH, Rae-Grant AD (February 2021). "Diagnosis and Treatment of Multiple Sclerosis: A Review". JAMA. 325 (8): 765–779. doi:10.1001/jama.2020.26858. PMID 33620411. S2CID 232019589.
  122. Rae-Grant A, Day GS, Marrie RA, Rabinstein A, Cree BA, Gronseth GS, Haboubi M, Halper J, Hosey JP, Jones DE, Lisak R, Pelletier D, Potrebic S, Sitcov C, Sommers R, Stachowiak J, Getchius TS, Merillat SA, Pringsheim T (April 2018). "Practice guideline recommendations summary: Disease-modifying therapies for adults with multiple sclerosis: Report of the Guideline Development, Dissemination, and Implementation Subcommittee of the American Academy of Neurology". Neurology. 90 (17): 777–788. doi:10.1212/WNL.0000000000005347. PMID 29686116.
  123. Burton JM, O'Connor PW, Hohol M, Beyene J (December 2012). "Oral versus intravenous steroids for treatment of relapses in multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2012 (12). doi:10.1002/14651858.CD006921.pub3. PMC 12145957. PMID 23235634. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  124. Filippini G, Brusaferri F, Sibley WA, et al. (2000). "Corticosteroids or ACTH for acute exacerbations in multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2013 (4). doi:10.1002/14651858.CD001331. PMC 11391333. PMID 11034713. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  125. The National Collaborating Centre for Chronic Conditions (2004). "Treatment of acute episodes". Multiple sclerosis: national clinical guideline for diagnosis and management in primary and secondary care. London: Royal College of Physicians. pp. 54–58. ISBN 1-86016-182-0. PMID 21290636. Archived from the original on 10 February 2023. Retrieved 5 October 2021.
  126. Petzold A, Braithwaite T, van Oosten BW (January 2020). "Case for a new corticosteroid treatment trial in optic neuritis: review of updated evidence". J. Neurol. Neurosurg. Psychiatry (Review). 91 (1): 9–14. doi:10.1136/jnnp-2019-321653. PMC 6952848. PMID 31740484.
  127. 1 2 He D, Zhang C, Zhao X, Zhang Y, Dai Q, Li Y, Chu L (March 2016). "Teriflunomide for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2016 (3). doi:10.1002/14651858.CD009882.pub3. PMC 10493042. PMID 27003123. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  128. 1 2 Rice GP, Incorvaia B, Munari L, et al. (2001). "Interferon in relapsing-remitting multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2001 (4). doi:10.1002/14651858.CD002002. PMC 7017973. PMID 11687131. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  129. Hassan-Smith G, Douglas MR (November 2011). "Management and prognosis of multiple sclerosis". British Journal of Hospital Medicine. 72 (11): M174-6. doi:10.12968/hmed.2011.72.Sup11.M174. PMID 22082979.
  130. Freedman MS (January 2011). "Long-term follow-up of clinical trials of multiple sclerosis therapies". Neurology. 76 (1 Suppl 1): S26-34. doi:10.1212/WNL.0b013e318205051d. PMID 21205679. S2CID 16929304.
  131. Qizilbash N, Mendez I, Sanchez-de la Rosa R (January 2012). "Benefit-risk analysis of glatiramer acetate for relapsing-remitting and clinically isolated syndrome multiple sclerosis". Clinical Therapeutics. 34 (1): 159–176.e5. doi:10.1016/j.clinthera.2011.12.006. PMID 22284996.
  132. Bates D (January 2011). "Treatment effects of immunomodulatory therapies at different stages of multiple sclerosis in short-term trials". Neurology. 76 (1 Suppl 1): S14-25. doi:10.1212/WNL.0b013e3182050388. PMID 21205678. S2CID 362182.
  133. Clerico M, Faggiano F, Palace J, et al. (April 2008). "Recombinant interferon beta or glatiramer acetate for delaying conversion of the first demyelinating event to multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev (2). doi:10.1002/14651858.CD005278.pub3. PMID 18425915. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  134. Johnston J, So TY (June 2012). "First-line disease-modifying therapies in paediatric multiple sclerosis: a comprehensive overview". Drugs. 72 (9): 1195–211. doi:10.2165/11634010-000000000-00000. PMID 22642799. S2CID 20323687.
  135. 1 2 La Mantia L, Tramacere I, Firwana B, et al. (April 2016). "Fingolimod for relapsing-remitting multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2016 (4). doi:10.1002/14651858.CD009371.pub2. PMC 10401910. PMID 27091121. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  136. 1 2 Xu Z, Zhang F, Sun F, et al. (April 2015). "Dimethyl fumarate for multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2015 (4). doi:10.1002/14651858.CD011076.pub2. PMC 10663978. PMID 25900414. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  137. 1 2 3 4 Killestein J, Rudick RA, Polman CH (November 2011). "Oral treatment for multiple sclerosis". The Lancet. Neurology. 10 (11): 1026–34. doi:10.1016/S1474-4422(11)70228-9. PMID 22014437. S2CID 206160178.
  138. Filippini G, Del Giovane C, Clerico M, et al. (April 2017). "Treatment with disease-modifying drugs for people with a first clinical attack suggestive of multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2017 (4). doi:10.1002/14651858.CD012200.pub2. PMC 6478290. PMID 28440858. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  139. 1 2 3 4 Filippini G, Del Giovane C, Vacchi L, et al. (June 2013). "Immunomodulators and immunosuppressants for multiple sclerosis: a network meta-analysis". Cochrane Database Syst Rev (6). doi:10.1002/14651858.CD008933.pub2. PMC 11627144. PMID 23744561. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  140. La Mantia L, Di Pietrantonj C, Rovaris M, et al. (November 2016). "Interferons-beta versus glatiramer acetate for relapsing-remitting multiple sclerosis". Cochrane Database Syst Rev. 2016 (11). doi:10.1002/14651858.CD009333.pub3. PMC 6464642. PMID 27880972. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  141. 1 2 3 Gonzalez-Lorenzo M, Ridley B, Minozzi S, Del Giovane C, Peryer G, Piggott T, Foschi M, Filippini G, Tramacere I, Baldin E, Nonino F (January 2024). "Immunomodulators and immunosuppressants for relapsing-remitting multiple sclerosis: a network meta-analysis". Cochrane Database Syst Rev. 2024 (1). doi:10.1002/14651858.CD011381.pub3. PMC 10765473. PMID 38174776. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  142. "TG Therapeutics Announces FDA Approval of Briumvi (ublituximab-xiiy)" (Press release). TG Therapeutics. 28 December 2022. Archived from the original on 28 December 2022. Retrieved 29 December 2022 via GlobeNewswire.
  143. "MS Decisions aid" (به انگلیسی). Letchworth Garden City, United Kingdom: Multiple Sclerosis Trust. 2023-12-03. Archived from the original on 3 December 2023. Retrieved 2023-12-03.
  144. Keegan BM (22 December 2011). "Multiple Sclerosis". In Bope ET, Kellerman RD (eds.). Conn's Current Therapy 2012: Expert Consult – Online and Print. Elsevier Health Sciences. p. 626. ISBN 978-1-4557-0738-6.
  145. 1 2 Martinelli Boneschi F, Vacchi L, Rovaris M, Capra R, Comi G (May 2013). "Mitoxantrone for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 5 (5). doi:10.1002/14651858.CD002127.pub3. hdl:2434/533488. PMC 11745300. PMID 23728638. {{cite journal}}: Check |pmc= value (help); Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  146. Marriott JJ, Miyasaki JM, Gronseth G, O'Connor PW (May 2010). "Evidence Report: The efficacy and safety of mitoxantrone (Novantrone) in the treatment of multiple sclerosis: Report of the Therapeutics and Technology Assessment Subcommittee of the American Academy of Neurology". Neurology. 74 (18): 1463–70. doi:10.1212/WNL.0b013e3181dc1ae0. PMC 2871006. PMID 20439849.
  147. 1 2 Faissner S, Gold R (2019). "Progressive multiple sclerosis: latest therapeutic developments and future directions". Therapeutic Advances in Neurological Disorders. 12. doi:10.1177/1756286419878323. PMC 6764045. PMID 31598138. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  148. Winslow R (28 March 2017). "After 40-year odyssey, first drug for aggressive MS wins FDA approval". STAT. Archived from the original on 1 April 2017.
  149. 1 2 "Ocrevus- ocrelizumab injection". DailyMed. 13 December 2019. Archived from the original on 27 June 2020. Retrieved 26 March 2020.
  150. "BLA Approval Letter" (PDF). FDA. 28 March 2017. Archived from the original (PDF) on 2 April 2017.
  151. Lin M, Zhang J, Zhang Y, Luo J, Shi S, et al. (Cochrane Multiple Sclerosis and Rare Diseases of the CNS Group) (May 2022). "Ocrelizumab for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2022 (5). doi:10.1002/14651858.CD013247.pub2. PMC 9115862. PMID 35583174. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  152. Penner IK, Schreiber H (2023). "Disease Modifying Immunotherapies and Fatigue". In Penner IK (ed.). Fatigue in Multiple Sclerosis. Springer, Cham. pp. 161–177. ISBN 978-3-031-13498-2.
  153. "FDA Approves Ocrevus Zunovo as the First and Only Twice-A-Year 10-Minute Subcutaneous Injection for People With Relapsing and Progressive Multiple Sclerosis". Genentech (Press release). 13 September 2024. Archived from the original on 14 September 2024. Retrieved 13 September 2024.
  154. "Halozyme Announces FDA Approval of Roche's Subcutaneous Ocrevus Zunovo with Enhanze for People with Relapsing and Primary Progressive Multiple Sclerosis" (Press release). Halozyme Therapeutics. 13 September 2024. Archived from the original on 14 September 2024. Retrieved 13 September 2024 via PR Newswire.
  155. 1 2 Balak DM, Hengstman GJ, Çakmak A, Thio HB (December 2012). "Cutaneous adverse events associated with disease-modifying treatment in multiple sclerosis: a systematic review". Multiple Sclerosis. 18 (12): 1705–17. doi:10.1177/1352458512438239. hdl:1765/73097. PMID 22371220.
  156. Sládková T, Kostolanský F (2006). "The role of cytokines in the immune response to influenza A virus infection". Acta Virologica. 50 (3): 151–62. PMID 17131933.
  157. La Mantia L, Munari LM, Lovati R (May 2010). "Glatiramer acetate for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews (5). doi:10.1002/14651858.CD004678.pub2. PMID 20464733. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  158. Tremlett H, Oger J (November 2004). "Hepatic injury, liver monitoring and the beta-interferons for multiple sclerosis". Journal of Neurology. 251 (11): 1297–303. doi:10.1007/s00415-004-0619-5. PMID 15592724. S2CID 12529733.
  159. Comi G (October 2009). "Treatment of multiple sclerosis: role of natalizumab". Neurological Sciences. 30. 30 (S2): S155-8. doi:10.1007/s10072-009-0147-2. PMID 19882365. S2CID 25910077.
  160. Hunt D, Giovannoni G (February 2012). "Natalizumab-associated progressive multifocal leucoencephalopathy: a practical approach to risk profiling and monitoring". Practical Neurology. 12 (1): 25–35. doi:10.1136/practneurol-2011-000092. PMID 22258169. S2CID 46326042.
  161. "Biogen Idec's TECFIDERA™ (Dimethyl Fumarate) Approved in US as a First-Line Oral Treatment for Multiple Sclerosis" (Press release). Biogen Idec. 27 March 2013. Archived from the original on 12 May 2013. Retrieved 4 June 2013.
  162. "NDA 204063 – FDA Approved Labeling Text" (PDF). US Food and Drug Agency. 27 March 2013. Archived (PDF) from the original on 4 October 2013. Retrieved 5 April 2013.
    "NDA Approval" (PDF). US Food and Drug Agency. 27 March 2013. Archived from the original (PDF) on 4 October 2013. Retrieved 5 April 2013.
  163. Kesselring J, Beer S (October 2005). "Symptomatic therapy and neurorehabilitation in multiple sclerosis". The Lancet. Neurology. 4 (10): 643–52. doi:10.1016/S1474-4422(05)70193-9. PMID 16168933. S2CID 28253186.
  164. Khan F, Turner-Stokes L, Ng L, Kilpatrick T (April 2007). Khan F (ed.). "Multidisciplinary rehabilitation for adults with multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2011 (2). doi:10.1002/14651858.CD006036.pub2. PMC 8992048. PMID 17443610. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  165. Köpke S, Solari A, Rahn A, Khan F, Heesen C, Giordano A (October 2018). "Information provision for people with multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2018 (10). doi:10.1002/14651858.CD008757.pub3. PMC 6517040. PMID 30317542. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  166. Steultjens EM, Dekker J, Bouter LM, Leemrijse CJ, van den Ende CH (May 2005). "Evidence of the efficacy of occupational therapy in different conditions: an overview of systematic reviews". Clinical Rehabilitation. 19 (3): 247–54. doi:10.1191/0269215505cr870oa. hdl:1871/26505. PMID 15859525.
  167. Steultjens EM, Dekker J, Bouter LM, Cardol M, Van de Nes JC, Van den Ende CH (2003). Steultjens EE (ed.). "Occupational therapy for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2010 (3). doi:10.1002/14651858.CD003608. PMC 9022193. PMID 12917976. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  168. Amatya B, Khan F, Galea M (January 2019). "Rehabilitation for people with multiple sclerosis: an overview of Cochrane Reviews". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 1 (1). doi:10.1002/14651858.CD012732.pub2. PMC 6353175. PMID 30637728. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  169. Heine M, van de Port I, Rietberg MB, van Wegen EE, Kwakkel G (September 2015). "Exercise therapy for fatigue in multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2015 (9). doi:10.1002/14651858.CD009956.pub2. PMC 9554249. PMID 26358158. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  170. Gallien P, Nicolas B, Robineau S, Pétrilli S, Houedakor J, Durufle A (July 2007). "Physical training and multiple sclerosis". Annales de Réadaptation et de Médecine Physique. 50 (6): 373–6, 369–72. doi:10.1016/j.annrmp.2007.04.004. PMID 17482708.
  171. Rietberg MB, Brooks D, Uitdehaag BM, Kwakkel G (January 2005). Kwakkel G (ed.). "Exercise therapy for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2005 (1). doi:10.1002/14651858.CD003980.pub2. PMC 6485797. PMID 15674920. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  172. Thomas PW, Thomas S, Hillier C, Galvin K, Baker R (January 2006). Thomas PW (ed.). "Psychological interventions for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2010 (1). doi:10.1002/14651858.CD004431.pub2. PMC 8406851. PMID 16437487. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  173. Rosti-Otajärvi EM, Hämäläinen PI (February 2014). "Neuropsychological rehabilitation for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2014 (2). doi:10.1002/14651858.CD009131.pub3. PMC 10966661. PMID 24515630. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  174. Latorraca CO, Martimbianco AL, Pachito DV, Torloni MR, Pacheco RL, Pereira JG, Riera R (October 2019). "Palliative care interventions for people with multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (10). doi:10.1002/14651858.CD012936.pub2. PMC 6803560. PMID 31637711. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  175. Hayes S, Galvin R, Kennedy C, Finlayson M, McGuigan C, Walsh CD, Coote S (November 2019). "Interventions for preventing falls in people with multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (11). doi:10.1002/14651858.CD012475.pub2. PMC 6953359. PMID 31778221. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  176. van den Akker LE, Beckerman H, Collette EH, Eijssen IC, Dekker J, de Groot V (November 2016). "Effectiveness of cognitive behavioral therapy for the treatment of fatigue in patients with multiple sclerosis: A systematic review and meta-analysis". Journal of Psychosomatic Research. 90: 33–42. doi:10.1016/j.jpsychores.2016.09.002. PMID 27772557.
  177. Amatya B, Young J, Khan F (December 2018). "Non-pharmacological interventions for chronic pain in multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 12 (12). doi:10.1002/14651858.CD012622.pub2. PMC 6516893. PMID 30567012. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  178. Corvillo I, Varela E, Armijo F, Alvarez-Badillo A, Armijo O, Maraver F (December 2017). "Efficacy of aquatic therapy for multiple sclerosis: a systematic review". Eur J Phys Rehabil Med (Review). 53 (6): 944–952. doi:10.23736/S1973-9087.17.04570-1. PMID 28215060.
  179. Khan F, Amatya B, Bensmail D, Yelnik A (July 2019). "Non-pharmacological interventions for spasticity in adults: An overview of systematic reviews". Ann Phys Rehabil Med. 62 (4): 265–273. doi:10.1016/j.rehab.2017.10.001. PMID 29042299. S2CID 207497395.
  180. Etoom M, Khraiwesh Y, Lena F, et al. (November 2018). "Effectiveness of Physiotherapy Interventions on Spasticity in People With Multiple Sclerosis: A Systematic Review and Meta-Analysis". Am J Phys Med Rehabil. 97 (11): 793–807. doi:10.1097/PHM.0000000000000970. PMID 29794531. S2CID 44156766.
  181. 1 2 3 4 5 6 7 Huntley A (January 2006). "A review of the evidence for efficacy of complementary and alternative medicines in MS". International MS Journal. 13 (1): 5–12, 4. PMID 16420779.
  182. Olsen SA (2009). "A review of complementary and alternative medicine (CAM) by people with multiple sclerosis". Occupational Therapy International. 16 (1): 57–70. doi:10.1002/oti.266. PMID 19222053.
  183. Parks NE, Jackson-Tarlton CS, Vacchi L, Merdad R, Johnston BC (May 2020). "Dietary interventions for multiple sclerosis-related outcomes". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2020 (5). doi:10.1002/14651858.CD004192.pub4. PMC 7388136. PMID 32428983. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  184. Grigorian A, Araujo L, Naidu NN, Place DJ, Choudhury B, Demetriou M (November 2011). "N-acetylglucosamine inhibits T-helper 1 (Th1)/T-helper 17 (Th17) cell responses and treats experimental autoimmune encephalomyelitis". The Journal of Biological Chemistry. 286 (46): 40133–41. doi:10.1074/jbc.M111.277814. PMC 3220534. PMID 21965673.
  185. Pozuelo-Moyano B, Benito-León J, Mitchell AJ, Hernández-Gallego J (2013). "A systematic review of randomized, double-blind, placebo-controlled trials examining the clinical efficacy of vitamin D in multiple sclerosis". Neuroepidemiology (Systematic review). 40 (3): 147–53. doi:10.1159/000345122. PMC 3649517. PMID 23257784. the available evidence substantiates neither clinically significant benefit nor harm from vitamin D in the treatment of patients with MS
  186. Chong MS, Wolff K, Wise K, Tanton C, Winstock A, Silber E (October 2006). "Cannabis use in patients with multiple sclerosis". Multiple Sclerosis. 12 (5): 646–51. doi:10.1177/1352458506070947. PMID 17086912. S2CID 34692470.
  187. Torres-Moreno MC, Papaseit E, Torrens M, Farré M (October 2018). "Assessment of Efficacy and Tolerability of Medicinal Cannabinoids in Patients With Multiple Sclerosis: A Systematic Review and Meta-analysis". JAMA Network Open. 1 (6): e183485. doi:10.1001/jamanetworkopen.2018.3485. PMC 6324456. PMID 30646241.
  188. Bennett M, Heard R (2004). Bennett MH (ed.). "Hyperbaric oxygen therapy for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2011 (1). doi:10.1002/14651858.CD003057.pub2. PMC 8407327. PMID 14974004. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  189. Adams T (23 May 2010). "Gut instinct: the miracle of the parasitic hookworm". The Observer. Archived from the original on 24 October 2014.
  190. Simpson R, Booth J, Lawrence M, Byrne S, Mair F, Mercer S (January 2014). "Mindfulness based interventions in multiple sclerosis—a systematic review". BMC Neurology. 14. doi:10.1186/1471-2377-14-15. PMC 3900731. PMID 24438384. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  191. Jagannath VA, Filippini G, Di Pietrantonj C, Asokan GV, Robak EW, Whamond L, Robinson SA (September 2018). "Vitamin D for the management of multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 9 (9). doi:10.1002/14651858.CD008422.pub3. PMC 6513642. PMID 30246874. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  192. Motte J, Gold R (December 2020). "High-dose biotin in multiple sclerosis: the end of the road". Lancet Neurol. 19 (12): 965–966. doi:10.1016/S1474-4422(20)30353-7. PMID 33222766. S2CID 225049079.
  193. Tryfonos C, Mantzorou M, Fotiou D, Vrizas M, Vadikolias K, Pavlidou E, Giaginis C (September 2019). "Dietary Supplements on Controlling Multiple Sclerosis Symptoms and Relapses: Current Clinical Evidence and Future Perspectives". Medicines. 6 (3): 95. doi:10.3390/medicines6030095. PMC 6789617. PMID 31547410.
  194. Sedel F, Bernard D, Mock DM, Tourbah A (November 2016). "Targeting demyelination and virtual hypoxia with high-dose biotin as a treatment for progressive multiple sclerosis". Neuropharmacology. 110 (Pt B): 644–653. doi:10.1016/j.neuropharm.2015.08.028. PMID 26327679.
  195. Goldschmidt CH, Cohen JA (July 2020). "The Rise and Fall of High-Dose Biotin to Treat Progressive Multiple Sclerosis". Neurotherapeutics. 17 (3): 968–970. doi:10.1007/s13311-020-00907-5. PMC 7609671. PMID 32761325.
  196. Filippini G, Minozzi S, Borrelli F, Cinquini M, Dwan K (May 2022). "Cannabis and cannabinoids for symptomatic treatment for people with multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 5 (5). doi:10.1002/14651858.CD013444.pub2. PMC 9069991. PMID 35510826. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  197. 1 2 3 Cree BA, Hartung HP, Barnett M (June 2022). "New drugs for multiple sclerosis: new treatment algorithms". Curr Opin Neurol. 35 (3): 262–270. doi:10.1097/WCO.0000000000001063. PMID 35674067. S2CID 249438715.
  198. 1 2 3 4 Oh J, Vidal-Jordana A, Montalban X (December 2018). "Multiple sclerosis: clinical aspects". Curr Opin Neurol. 31 (6): 752–759. doi:10.1097/WCO.0000000000000622. PMID 30300239. Archived from the original on 25 November 2024. Retrieved 2 June 2024.
  199. Hauser SL, Cree BA (December 2020). "Treatment of Multiple Sclerosis: A Review". Am J Med. 133 (12): 1380–1390.e2. doi:10.1016/j.amjmed.2020.05.049. PMC 7704606. PMID 32682869.
  200. 1 2 Ontaneda D (June 2019). "Progressive Multiple Sclerosis". Continuum. 25 (3): 736–752. doi:10.1212/CON.0000000000000727. PMID 31162314. S2CID 174808956.
  201. Inojosa H, Proschmann U, Akgün K, Ziemssen T (April 2021). "A focus on secondary progressive multiple sclerosis (SPMS): challenges in diagnosis and definition". J Neurol. 268 (4): 1210–1221. doi:10.1007/s00415-019-09489-5. PMID 31363847. S2CID 198999832. مقیاس وضعیت ناتوانی گسترده (EDSS) 6.0 معادل نیاز به یک وسیله کمکی راه‌رفتن است و EDSS 8.0 معادل وابسته به صندلی چرخدار یا بستری
  202. 1 2 3 Thompson AJ, Baranzini SE, Geurts J, Hemmer B, Ciccarelli O (April 2018). "Multiple sclerosis". Lancet. 391 (10130): 1622–1636. doi:10.1016/S0140-6736(18)30481-1. PMID 29576504. S2CID 4313310.
  203. Lunde HM, Assmus J, Myhr KM, Bø L, Grytten N (August 2017). "Survival and cause of death in multiple sclerosis: a 60-year longitudinal population study". Journal of Neurology, Neurosurgery, and Psychiatry. 88 (8): 621–625. doi:10.1136/jnnp-2016-315238. PMC 5537547. PMID 28365589.
  204. "Number of people with MS | Atlas of MS". atlasofms.org. Retrieved 2025-06-24.
  205. "Atlas of MS" (PDF). Multiple Sclerosis International Federation. September 2020.
  206. Kurtzke JF (October 1993). "Epidemiologic evidence for multiple sclerosis as an infection". Clinical Microbiology Reviews. 6 (4): 382–427. doi:10.1128/CMR.6.4.382. PMC 358295. PMID 8269393.
  207. Alonso A, Hernán MA (July 2008). "Temporal trends in the incidence of multiple sclerosis: a systematic review". Neurology. 71 (2): 129–135. doi:10.1212/01.wnl.0000316802.35974.34. PMC 4109189. PMID 18606967.
  208. Walton C, King R, Rechtman L, Kaye W, Leray E, Marrie RA, Robertson N, La Rocca N, Uitdehaag B, van der Mei I, Wallin M, Helme A, Angood Napier C, Rijke N, Baneke P (December 2020). "Rising prevalence of multiple sclerosis worldwide: Insights from the Atlas of MS, third edition". Multiple Sclerosis. 26 (14): 1816–1821. doi:10.1177/1352458520970841. PMC 7720355. PMID 33174475.
  209. 1 2 Compston A (October 1988). "The 150th anniversary of the first depiction of the lesions of multiple sclerosis". Journal of Neurology, Neurosurgery, and Psychiatry. 51 (10): 1249–52. doi:10.1136/jnnp.51.10.1249. PMC 1032909. PMID 3066846.
  210. Lassmann H (October 1999). "The pathology of multiple sclerosis and its evolution". Philosophical Transactions of the Royal Society of London. Series B, Biological Sciences. 354 (1390): 1635–40. doi:10.1098/rstb.1999.0508. PMC 1692680. PMID 10603616.
  211. Lassmann H (July 2005). "Multiple sclerosis pathology: evolution of pathogenetic concepts". Brain Pathology. 15 (3): 217–22. doi:10.1111/j.1750-3639.2005.tb00523.x. PMC 8095927. PMID 16196388. S2CID 8342303.
  212. 1 2 3 Milo R, Miller A (April 2014). "Revised diagnostic criteria of multiple sclerosis". Autoimmunity Reviews. 13 (4–5): 518–524. doi:10.1016/j.autrev.2014.01.012. PMID 24424194.
  213. 1 2 Polman CH, Reingold SC, Banwell B, Clanet M, Cohen JA, Filippi M, Fujihara K, Havrdova E, Hutchinson M, Kappos L, Lublin FD, Montalban X, O'Connor P, Sandberg-Wollheim M, Thompson AJ, Waubant E, Weinshenker B, Wolinsky JS (February 2011). "Diagnostic criteria for multiple sclerosis: 2010 revisions to the McDonald criteria". Annals of Neurology. 69 (2): 292–302. doi:10.1002/ana.22366. PMC 3084507. PMID 21387374.
  214. Lublin FD, Reingold SC, Cohen JA, Cutter GR, Sørensen PS, Thompson AJ, Wolinsky JS, Balcer LJ, Banwell B, Barkhof F, Bebo B, Calabresi PA, Clanet M, Comi G, Fox RJ, Freedman MS, Goodman AD, Inglese M, Kappos L, Kieseier BC, Lincoln JA, Lubetzki C, Miller AE, Montalban X, O'Connor PW, Petkau J, Pozzilli C, Rudick RA, Sormani MP, Stüve O, Waubant E, Polman CH (July 2014). "Defining the clinical course of multiple sclerosis: the 2013 revisions". Neurology. 83 (3): 278–86. doi:10.1212/WNL.0000000000000560. PMC 4117366. PMID 24871874.
  215. Sørensen PS, Centonze D, Giovannoni G, Montalban X, Selchen D, Vermersch P, Wiendl H, Yamout B, Salloukh H, Rieckmann P (24 June 2020). "Expert opinion on the use of cladribine tablets in clinical practice". Therapeutic Advances in Neurological Disorders. 13. doi:10.1177/1756286420935019. PMC 7318823. PMID 32636933. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  216. Medaer R (September 1979). "Does the history of multiple sclerosis go back as far as the 14th century?". Acta Neurologica Scandinavica. 60 (3): 189–92. doi:10.1111/j.1600-0447.1979.tb08970.x. PMID 390966. S2CID 221422840.
  217. Holmøy T (2006). "A Norse contribution to the history of neurological diseases". European Neurology. 55 (1): 57–8. doi:10.1159/000091431. PMID 16479124.
  218. Firth D (1948). The Case of August D'Esté. Cambridge: Cambridge University Press.
  219. 1 2 Pearce JM (2005). "Historical descriptions of multiple sclerosis". European Neurology. 54 (1): 49–53. doi:10.1159/000087387. PMID 16103678.
  220. Barbellion WN (1984). The Journal of a Disappointed Man & A Last Diary (original 1919. London: The Hogarth Press. ISBN 0-7012-1906-8.
  221. Petzold A (2013). "Optic Neuritis: Another Dickensian Diagnosis". Neuro-Ophthalmology. 37 (6): 247–250. doi:10.3109/01658107.2013.830313. PMC 5291069. PMID 28167994.
  222. Bar-Or A, Pender MP, Khanna R, Steinman L, Hartung HP, Maniar T, Croze E, Aftab BT, Giovannoni G, Joshi MA (March 2020). "Epstein-Barr Virus in Multiple Sclerosis: Theory and Emerging Immunotherapies". Trends in Molecular Medicine. 26 (3): 296–310. doi:10.1016/j.molmed.2019.11.003. PMC 7106557. PMID 31862243.
  223. DeLorenze GN, Munger KL, Lennette ET, Orentreich N, Vogelman JH, Ascherio A (June 2006). "Epstein-Barr virus and multiple sclerosis: evidence of association from a prospective study with long-term follow-up". Archives of Neurology. 63 (6): 839–844. doi:10.1001/archneur.63.6.noc50328. PMID 16606758.
  224. Hauser SL, Bar-Or A, Comi G, Giovannoni G, Hartung HP, Hemmer B, Lublin F, Montalban X, Rammohan KW, Selmaj K, Traboulsee A, Wolinsky JS, Arnold DL, Klingelschmitt G, Masterman D, Fontoura P, Belachew S, Chin P, Mairon N, Garren H, Kappos L (January 2017). "Ocrelizumab versus Interferon Beta-1a in Relapsing Multiple Sclerosis". The New England Journal of Medicine. 376 (3): 221–234. doi:10.1056/NEJMoa1601277. hdl:2445/178507. PMID 28002679. S2CID 205099904.
  225. Lanz TV, Brewer RC, Ho PP, Moon JS, Jude KM, Fernandez D, Fernandes RA, Gomez AM, Nadj GS, Bartley CM, Schubert RD, Hawes IA, Vazquez SE, Iyer M, Zuchero JB, Teegen B, Dunn JE, Lock CB, Kipp LB, Cotham VC, Ueberheide BM, Aftab BT, Anderson MS, DeRisi JL, Wilson MR, Bashford-Rogers RJ, Platten M, Garcia KC, Steinman L, Robinson WH (March 2022). "Clonally expanded B cells in multiple sclerosis bind EBV EBNA1 and GlialCAM". Nature. 603 (7900): 321–327. Bibcode:2022Natur.603..321L. doi:10.1038/s41586-022-04432-7. PMC 9382663. PMID 35073561.
  226. Morandi E, Tanasescu R, Tarlinton RE, Constantinescu CS, Zhang W, Tench C, Gran B (2017-02-16). Ruprecht K (ed.). "The association between human endogenous retroviruses and multiple sclerosis: A systematic review and meta-analysis". PLOS ONE. 12 (2). Bibcode:2017PLoSO..1272415M. doi:10.1371/journal.pone.0172415. PMC 5313176. PMID 28207850. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  227. Li Y, Fan T, Cui J (March 2022). "Human endogenous retroviruses in viral disease and therapy". Clinical and Translational Discovery (به انگلیسی). 2 (1). doi:10.1002/ctd2.38. S2CID 247750447. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  228. Rangel SC, da Silva MD, da Silva AL, Dos Santos JM, Neves LM, Pedrosa A, Rodrigues FM, Trettel CD, Furtado GE, de Barros MP, Bachi AL, Romano CM, Nali LH (2022-11-23). "Human endogenous retroviruses and the inflammatory response: A vicious circle associated with health and illness". Frontiers in Immunology. 13. doi:10.3389/fimmu.2022.1057791. PMC 9744114. PMID 36518758. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  229. Yang C, Hao Z, Zhang L, Zeng L, Wen J (October 2015). "Sodium channel blockers for neuroprotection in multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2015 (10). doi:10.1002/14651858.CD010422.pub2. PMC 9242538. PMID 26486929. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  230. 1 2 Misu T, Fujihara K (February 2019). "Neuromyelitis optica spectrum and myelin oligodendrocyte glycoprotein antibody-related disseminated encephalomyelitis". Clinical and Experimental Neuroimmunology. 10 (1): 9–17. doi:10.1111/cen3.12491.
  231. Kira JI, Yamasaki R, Ogata H (2019). "Anti-neurofascin autoantibody and demyelination". Neurochemistry International. 130. doi:10.1016/j.neuint.2018.12.011. PMID 30582947. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  232. Popescu BF, Pirko I, Lucchinetti CF (August 2013). "Pathology of multiple sclerosis: where do we stand?". Continuum. 19 (4 Multiple Sclerosis): 901–21. doi:10.1212/01.CON.0000433291.23091.65. PMC 3915566. PMID 23917093.
  233. Mehta V, Pei W, Yang G, Li S, Swamy E, Boster A, Schmalbrock P, Pitt D (2013). "Iron is a sensitive biomarker for inflammation in multiple sclerosis lesions". PLOS ONE. 8 (3). Bibcode:2013PLoSO...857573M. doi:10.1371/journal.pone.0057573. PMC 3597727. PMID 23516409. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  234. Khalil M, Teunissen CE, Otto M, Piehl F, Sormani MP, Gattringer T, Barro C, Kappos L, Comabella M, Fazekas F, Petzold A, Blennow K, Zetterberg H, Kuhle J (October 2018). "Neurofilaments as biomarkers in neurological disorders". Nature Reviews. Neurology. 14 (10): 577–589. doi:10.1038/s41582-018-0058-z. PMID 30171200.
  235. Petzold A (June 2005). "Neurofilament phosphoforms: surrogate markers for axonal injury, degeneration and loss". Journal of the Neurological Sciences. 233 (1–2): 183–98. doi:10.1016/j.jns.2005.03.015. PMID 15896809.
  236. 1 2 3 4 Filippi M, Rocca MA, De Stefano N, Enzinger C, Fisher E, Horsfield MA, Inglese M, Pelletier D, Comi G (December 2011). "Magnetic resonance techniques in multiple sclerosis: the present and the future". Archives of Neurology. 68 (12): 1514–20. doi:10.1001/archneurol.2011.914. hdl:11365/20521. PMID 22159052.
  237. Swanberg KM, Landheer K, Pitt D, Juchem C (2019). "Quantifying the Metabolic Signature of Multiple Sclerosis by in vivo Proton Magnetic Resonance Spectroscopy: Current Challenges and Future Outlook in the Translation From Proton Signal to Diagnostic Biomarker". Frontiers in Neurology (به انگلیسی). 10. doi:10.3389/fneur.2019.01173. PMC 6876616. PMID 31803127. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  238. Moghadasi AN, Mirmosayyeb O, Barzegar M, Sahraian MA, Ghajarzadeh M (August 2021). "The prevalence of COVID-19 infection in patients with multiple sclerosis (MS): a systematic review and meta-analysis". Neurol Sci. 42 (8): 3093–3099. doi:10.1007/s10072-021-05373-1. PMC 8184129. PMID 34100130.
  239. Neumann B, Baror R, Zhao C, Segel M, Dietmann S, Rawji KS, Foerster S, McClain CR, Chalut K, van Wijngaarden P, Franklin RJ (October 2019). "Metformin Restores CNS Remyelination Capacity by Rejuvenating Aged Stem Cells". Cell Stem Cell. 25 (4): 473–485.e8. doi:10.1016/j.stem.2019.08.015. PMC 6863391. PMID 31585093.
  240. Gilbert EA, Livingston J, Flores EG, Khan M, Kandavel H, Morshead CM (January 2024). "Metformin treatment reduces inflammation, dysmyelination and disease severity in a mouse model of multiple sclerosis, experimental autoimmune encephalomyelitis". Brain Research. 1822. doi:10.1016/j.brainres.2023.148648. PMID 37890574. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  241. "New treatment hope as world-first MS mega-trial opens site in Northern Ireland". www.qub.ac.uk (به انگلیسی). 2023-06-06. Archived from the original on 30 July 2024. Retrieved 2024-07-30.
  242. De Keersmaecker AV, Van Doninck E, Popescu V, Willem L, Cambron M, Laureys G, D' Haeseleer M, Bjerke M, Roelant E, Lemmerling M, D'hooghe MB, Derdelinckx J, Reynders T, Willekens B (2024-02-21). "A metformin add-on clinical study in multiple sclerosis to evaluate brain remyelination and neurodegeneration (MACSiMiSE-BRAIN): study protocol for a multi-center randomized placebo controlled clinical trial". Frontiers in Immunology (به انگلیسی). 15. doi:10.3389/fimmu.2024.1362629. PMC 11046490. PMID 38680485. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  243. "Can metformin and clemastine repair myelin in people with MS?". MS Society UK. Archived from the original on 30 July 2024. Retrieved July 30, 2024.
  244. "Visual & Neurocognitive Outcomes". Paediatric Neuroinflammatory Disorders Program (به انگلیسی). Archived from the original on 30 July 2024. Retrieved 2024-07-30.
  245. "Metformin". Multiple Sclerosis Society. Archived from the original on 30 July 2024. Retrieved 30 July 2024.
  246. Wasko NJ, Nichols F, Clark RB (January 2020). "Multiple sclerosis, the microbiome, TLR2, and the hygiene hypothesis". Autoimmunity Reviews. 19 (1). doi:10.1016/j.autrev.2019.102430. PMID 31734400. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  247. Aranow C (August 2011). "Vitamin D and the immune system". Journal of Investigative Medicine. 59 (6): 881–886. doi:10.2310/jim.0b013e31821b8755. PMC 3166406. PMID 21527855.
  248. Tada T, Takemori T, Okumura K, Nonaka M, Tokuhisa T (February 1978). "Two distinct types of helper T cells involved in the secondary antibody response: independent and synergistic effects of Ia- and Ia+ helper T cells". The Journal of Experimental Medicine. 147 (2): 446–458. doi:10.1084/jem.147.2.446. PMC 2184496. PMID 415110.
  249. Lassmann H (March 2018). "Multiple Sclerosis Pathology". Cold Spring Harbor Perspectives in Medicine. 8 (3). doi:10.1101/cshperspect.a028936. PMC 5830904. PMID 29358320. {{cite journal}}: Unknown parameter |article-number= ignored (help)
  250. Minagar A, Shapshak P, Alexander JS (28 December 2004). "Pathogenesis of HIV-Associated Dementia and Multiple Sclerosis: Role of Microglia and Astrocytes". In Aschner M, Costa LG (eds.). The Role of Glia in Neurotoxicity (2nd ed.). CRC Press. pp. 283–298. doi:10.1201/9781420039740-21. ISBN 978-0-429-12860-8.
  251. Allentoft ME, Sikora M, Refoyo-Martínez A, Irving-Pease EK, Fischer A, Barrie W, Ingason A, Stenderup J, Sjögren KG, Pearson A, Sousa da Mota B, Schulz Paulsson B, Halgren A, Macleod R, Jørkov ML, Demeter F, Sørensen L, Nielsen PO, Henriksen RA, Vimala T, McColl H, Margaryan A, Ilardo M, Vaughn A, Fischer Mortensen M, Nielsen AB, Ulfeldt Hede M, Johannsen NN, Rasmussen P, Vinner L, Renaud G, Stern A, Jensen TZ, Scorrano G, Schroeder H, Lysdahl P, Ramsøe AD, Skorobogatov A, Schork AJ, Rosengren A, Ruter A, Outram A, Timoshenko AA, Buzhilova A, Coppa A, Zubova A, Silva AM, Hansen AJ, Gromov A, Logvin A, Gotfredsen AB, Henning Nielsen B, González-Rabanal B, Lalueza-Fox C, McKenzie CJ, Gaunitz C, Blasco C, Liesau C, Martinez-Labarga C, Pozdnyakov DV, Cuenca-Solana D, Lordkipanidze DO, En'shin D, Salazar-García DC, Price TD, Borić D, Kostyleva E, Veselovskaya EV, Usmanova ER, Cappellini E, Brinch Petersen E, Kannegaard E, Radina F, Eylem Yediay F, Duday H, Gutiérrez-Zugasti I, Merts I, Potekhina I, Shevnina I, Altinkaya I, Guilaine J, Hansen J, Aura Tortosa JE, Zilhão J, Vega J, Buck Pedersen K, Tunia K, Zhao L, Mylnikova LN, Larsson L, Metz L, Yepiskoposyan L, Pedersen L, Sarti L, Orlando L, Slimak L, Klassen L, Blank M, González-Morales M, Silvestrini M, Vretemark M, Nesterova MS, Rykun M, Rolfo MF, Szmyt M, Przybyła M, Calattini M, Sablin M, Dobisíková M, Meldgaard M, Johansen M, Berezina N, Card N, Saveliev NA, Poshekhonova O, Rickards O, Lozovskaya OV, Gábor O, Uldum OC, Aurino P, Kosintsev P, Courtaud P, Ríos P, Mortensen P, Lotz P, Persson P, Bangsgaard P, de Barros Damgaard P, Vang Petersen P, Martinez PP, Włodarczak P, Smolyaninov RV, Maring R, Menduiña R, Badalyan R, Iversen R, Turin R, Vasilyev S, Wåhlin S, Borutskaya S, Skochina S, Sørensen SA, Andersen SH, Jørgensen T, Serikov YB, Molodin VI, Smrcka V, Merts V, Appadurai V, Moiseyev V, Magnusson Y, Kjær KH, Lynnerup N, Lawson DJ, Sudmant PH, Rasmussen S, Korneliussen TS, Durbin R, Nielsen R, Delaneau O, Werge T, Racimo F, Kristiansen K, Willerslev E (11 January 2024). "Population genomics of post-glacial western Eurasia". Nature. 625 (7994): 301–311. Bibcode:2024Natur.625..301A. doi:10.1038/s41586-023-06865-0. PMC 10781627. PMID 38200295.
  252. Johnson CY (2024-01-10). "Ancient DNA helps trace multiple sclerosis origins in European descendants". Washington Post. Archived from the original on 17 August 2024. Retrieved 2024-01-11.
  253. Roxby P (10 January 2024). "Scientists crack mystery of how MS gene spread". BBC News (به انگلیسی). Archived from the original on 11 January 2024. Retrieved 2024-01-11.
  254. Barrie W, Yang Y, Irving-Pease E, Attfield KE, Scorrano G, Jensen LT, Armen AP, Dimopoulos EA, Stern A, Refoyo-Martinez A, Pearson A (October 6, 2023). "Elevated genetic risk for multiple sclerosis originated in Steppe Pastoralist populations". bioRxiv 10.1101/2023.10.06.561165. Our findings also support the interpretation of increased pathogen pressure as a driver of positive selection on immunogenetic variants associated with risk of the autoimmune disease multiple sclerosis in Steppe populations around 5,000 years ago[59]
  255. "Novel Study Suggests that MS was Brought to Northern Europe 5,000 Years Ago". National MS Society. 10 January 2024. Archived from the original on 11 January 2024. Retrieved 11 January 2024.

پیوند به بیرون