انسایشی

در شاخه آواشناسی از زبان‌شناسی، انسایشی[۱] (یا انسدادی‌سایشی) (به انگلیسی: Affricate) صامتی ( همخوانی) است که ترکیبی از دو مرحله دارد:

۱. نخست مانند یک همخوان انسدادی (مثل /ت/ یا /د/)، مسیر هوا به‌طور کامل بسته می‌شود،

۲. بعد، به‌جای باز شدن ناگهانی، هوا به‌آرامی و با اصطکاک بیرون می‌آید، مثل یک همخوان سایشی (مثل /ش/ یا /س/).

به عبارت ساده‌تر، انسایشی، صامتی است که اول راه نفس را کامل می‌بندد، بعد به‌آهستگی باز می‌کند، به‌طوری که کمی صدای سایشی بدهد.

مثال‌های فارسی:

/چ/ مثل چای

/ج/ مثل جنگ


این صداها از ترکیب دو بخش ساخته شده‌اند:

/چ/ = ترکیب /ت/ + /ش/

/ج/ = ترکیب /د/ + /ژ/

تعاریف زبان‌شناسانه

اصطلاح اِنسایشی به شیوه تولید یک آوا اشاره دارد و در تولید آن جریان هوا ابتدا با یک انسداد مواجه می‌شود و سپس با بازشدن تدریجی بست، جریان هوا با اصطکاک خارج شده و آوای انسایشی را نتیجه می‌دهد. رهش بست انسدادی ابتدا صدای انفجاری تولید می‌کند. اما این رهش به قدری کند صورت می‌گیرد که سایش قابل شنیدنی تولید می‌کند. اما این آوای سایشی تولیدشده به قدری کوتاه است که نمی‌توان چنین آوایی را به عنوان یک آوای سایشی دسته‌بندی کرد.[۲]

تولید آوای انسایشی را نمی‌توان به عنوان تولیدی دوگانه به شمار آورد و آن را زنجیره‌ای از دو واج انسدادی و سایشی دانست، زیرا در زبان‌هایی که ساختار هجایی‌شان CV (یعنی: یک همخوان و یک واکه به دنبال هم ظاهر می‌شوند) است و خوشه همخوانی در این زبان‌ها وجود ندارد، واج‌های انسایشی دیده می‌شوند. همچنین در برخی زبانها نظیر لهستانی انسایشی‌ها از دیگر زنجیره‌های همخوانی متمایزند؛ برای مثال خوشه trzy با تلفظ [tšɨ] (به معنی سه) را با انسایشی czy و تلفظ [tʃɨ] (به معنی آب و هوا) مقایسه کنید.[۳]

به لحاظ آواشناختی شناسایی و تعریف انسایشی‌ها دشوار نیست، اما از نظر واج‌شناختی تعیین اینکه یک واج این چنینی انسدادی، سایشی یا هر دو است دشوار است، زیرا در واج‌شناسی یکی از معیارهای اصلی برای چنین تحلیلی، توزیع یک واج در زبان است.[۴]

نمونه

همخوان انسایشی، لثوی-کامی، دهانی، واکدار /J/

توصیف: تولید این همخوان به وسیله سازوکار بسته صورت می گیرد، منتها پس از برطرف شدن گرفتگی، رهایی هوا به یکبار انجام نمی شود. بلکه به طور تدریجی و همراه با سایش است، و از این نظر می توان گفت که هر دو سازوکار بسته و باز با هم دست اندرکار تولید این همخوان می باشد. و ازاین‌رو می توان گفت که یک سازوکار مرکب مسئول تولید این همخوان مرکب می باشد. در تولید این آوا نوک و تیغه زبان به لثه بالا می چسبد و راه عبور هوا را از طریق دهان مسدود می سازد، تیغه زبان و قسمت ابتدایی جلوی زبان در برابر بخش انتهایی لثه و ابتدای سختکام قرار گرفته گذرگاهی تنگ به وجود می آورند. اطراف زبان به دو طرف کام می چسبد، نرمکام در موقعیت بالا قرارگرفته راه عبور هوا از طریق بینی بسته می شود. رهایی در دو مرحله صورت می گیرد: ابتدا نوک زبان به آرامی از لثه جدا می شود و در نتیجه مقداری از هوای فشرده به صورت یک انفجار ملایم به بیرون می پرد، و بلافاصله بقیه هوا با فشار، ولی به تدریج، از مجرای تنگ عبور نموده سایش به وجود می آورد. از آنجا که مرحله اول تولید این همخوان انفجاری و مرحله دوم آن سایشی است، آوای مذکور انفجاری-سایشی یا انسایشی (انسدادی-سایشی) نامیده می شود. این آوا واکدار می باشد.

گونه‌های انسایشی[۵]

انسایشی صفیری

IPAنامزبانمثالواج‌نگاریمعنا
[t͡s]انسایشی لثوی بیواکبلغاریцена[t̻͡s̪ɛˈn̪a]قیمت
[d͡z]انسایشی لثوی واکدارلهستانیdzwon[d̻͡z̪vɔn̪]زنگ
[t̪͡s̪]انسایشی دندانی بیواکچکیco[t̻͡s̪o̝]چی
[d̪͡z̪]انسایشی دندانی واکدارارمنیձուկ[d̻͡z̪uk]برف
[t͡ɕ]انسایشی لثوی‌کامی بیواکدانمارکیtjener[ˈt͡ɕe̝:nɐ]مستخدم
[d͡ʑ]انسایشی لثوی‌کامی واکدارچینی日/ji̍t[d͡ʑit̚˧ʔ]خورشید
[t͡ʃ]انسایشی پس‌لثوی بیواکپنجابیਚੌਲ[t͡ʃɔ:l]برنج
[d͡ʒ]انسایشی پس‌لثوی واکداراندونزیاییjarak[ˈd͡ʒarak]دور
[ʈ͡ʂ]انسایشی برگشتی بیواک اتریشیḷḷobu[ʈ͡ʂoβu]گرگ
[ɖ͡ʐ]انسایشی برگشتی بیواکبلاروسیлічба[lʲiɖ͡ʐbä]عدد

انسایشی غیرصفیری

IPAنامزبانمثالواج‌نگاریمعنا
[pɸ]انسایشی دولبی بیواکولزیup[ˈəp͡ɸ]بالا
[pf]انسایشی دولبی-لبی‌دندانی بیواکآلمانی سوئیسیseupfe[ˈz̥oi̯p͡fə]صابون
[bv]انسایشی دولبی-لبی‌دندانی واکدار تکه‌اینیازمند مثال--
[p̪f]انسایشی دندانی‌لبی بیواکتسونگایی-[tiɱp̪͡fuβu]اسب آبی
[b̪v]انسایشی دندانی‌لبی واکدار ایتالیایی (گویشهای جنوبی)in vetta[iɱˈb̪͡vet̪̚t̪a]در بالای
[t̪θ]انسایشی غیرصفیری دندانی بیواک انگلیسی دوبلینthink[t̟͡θɪŋk]فکر کردن
[d̪ð]انسایشی غیرصفیری دندانی واکدارانگلیسی نیویورکیthey[d̟͡ðeɪ̯]آنها
[tɻ̝̊]انسایشی غیرصفیری برگشتی بیواکمپودونگوننیازمند مثال--
[dɻ̝]انسایشی غیرصفیری برگشتی واکدارمالاگاسینیازمند مثال--
[cç]انسایشی کامی بیواکمجاریtyúk[c͡çu:k]مرغ
[ɟʝ]انسایشی کامی واکداراتریشیuveyya[uβeɟ͡ʝa]گوسفند
[kx]انسایشی نرمکامی بیواکناواهوییashkii[aʃk͡xi:]پسر
[qχ]انسایشی ملازی بیواک چچنیкхор[q͡χor:]گلابی
[ʡħ]انسایشی حلقی بیواکهایدینیازمند مثال--

انسایشی کناری

IPAنامزبانمثالواج‌نگاریمعنا
[tɬ]انسایشی کناری لثوی بیواکتسزیэлIни[ˈʔɛ̝t͡ɬni]زمستان
[dɮ]انسایشی کناری لثوی واکداراوکیالایینیازمند مثال--
[cʎ̥˔]انسایشی کناری کامی بیواکهادزاییtlakate[c͡akate]کرگدن
[kʟ̝̊]انسایشی کناری نرمکامی بیواکآرچیлӀон[k͡ʟ̝̊on]گله
[ɡʟ̝]انسایشی کناری نرمکامی واکدارلوقویینیازمند مثال--

انسایشی لرزشی

IPAنامزبانمثالواج‌نگاریمعنا
[mbʙ]انسایشی دولبی لرزشی واکدار پیش‌خیشومی‌شدهکلئینیازمند مثال--
[t̪ʙ̥]انسایشی لرزشی دولبی دندانی بیواکوارینیازمند مثال--
[ndr]انسایشی لثوی لرزشی واکدار پیش‌خیشومی‌شدهفیجینیازمند مثال--
[dʳ]انسایشی لثوی لرزشی واکدارنیاسینیازمند مثال--
[ʡʢ]انسایشی حلقی لرزشی برچاکنایی واکدارهایدینیازمند مثال--

ویژگی‌های آکوستیک

همخوان‌های انسایشی ویژگی انسدادی‌ها و سایشی‌ها را از خود نشان می‌دهند. در طیف‌نگاشت این نوع همخوان، یک انسداد، سپس انفجار و در آخر نوفه دیده می‌شود. انرژی نوفه به جایگاه تولید همخوان بستگی دارد. برای مثال در دو همخوان [tʃ] و [dʒ] نوفه دارای الگویی مشابه با همخوان [ʃ] است؛ تفاوت این دو در کوتاه بودن زمان آغاز واک در همخوان [dʒ] است.[۶]

انسایشی در زبان فارسی

زبان فارسی دارای دو همخوان انسایشی است:[۷]

ای‌پی‌آیناممثالواج‌نگارینویسه زبان فارسی
[tʃ]انسایشی لثوی‌کامی بیواکچرخ[tʃærx]«چ»
[dʒ]انسایشی لثوی‌کامی واکدارجان[dʒan]«ج»

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «انسدادی‌سایشی، انسایشی» [زبان‌شناسی] هم‌ارزِ «affricate»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر دوم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ انسدادی‌سایشی)
  2. Crystal (2008), 16-7
  3. Kenstowicz (1994), 29
  4. Crystal (2008), 16-7
  5. مثال‌های این بخش از صفحات مختلف ویکی‌پدیای انگلیسی جمع‌آوری شده است.
  6. مدرسی (۱۳۹۲)، ۱۴۷–۸
  7. ثمره (۱۳۸۸)، ۸۰

منابع

  • ثمره، یدالله (۱۳۸۸). آواشناسی زبان فارسی: آواها و ساخت هجایی آوا. مرکز نشر دانشگاهی.
  • مدرسی قوامی، گلناز (۱۳۹۲). آواشناسی: بررسی علمی گفتار. انتشارات سمت.
  • Crystal, David (2008). A Dictionary of Linguistics and Phonetics. Blackwell.
  • Kenstowicz, Michael (1994). Phonology in Generative Grammar. Blackwell.

پیوند به بیرون