بهائیت در لبنان

آیین بهائی در لبنان سابقه‌ای طولانی دارد و حضور آن به حدود سال ۱۸۷۰ برمی‌گردد.[۱]جامعهٔ بهائی لبنان نسبتاً کوچک است و حدود ۴۰۰ عضو دارد[۲] که عمدتاً در مناطقی مانند بیت مری (در حومهٔ بیروت) سکونت دارند و قبرستان‌هایی در مشغره و خلده دارند. با این حال، برخی منابع دیگر مانند انجمن آرشیو داده‌های دین» (که به داده‌های «دایرةالمعارف مسیحی جهان» استناد می‌کند) تعداد بهائیان لبنان را بیشتر تخمین زده‌اند و در سال ۲۰۰۵ تعداد آنها را حدود ۳۹۰۰ نفر ذکر کرده‌اند.[۳]

با وجود تفاوت در تخمین‌ها، این جامعهٔ بهائی در لبنان یک اقلیت کوچک اما شناخته‌شده است. شمار بهائیان در لبنان از آغاز قرن بیستم رو به افزایش گذاشت. برخی از خانواده‌های بهائی نیز برای کار از کشورهای همسایه به لبنان مهاجرت کردند، در آنجا ساکن شدند و به بخشی از جامعۀ لبنانی تبدیل شدند. با گذشت دهه‌های قرن بیستم، تعداد خانواده‌های بهائی در لبنان افزایش یافت. [۴]

تاریخ

تقسیمات عثمانی زمانی که اولین بهائیان به لبنان آمدند

اولین بهائیانی که به لبنان کنونی آمدند، ایرانیانی بودند که در دهه ی ۱۸۷۰ وارد این منطقه شدند. بنیان‌گذار آیین بهائی، بهاءالله، به عکا در فلسطین تبعید شد که در آن زمان بخشی از همان ولایت بیروت در امپراتوری عثمانی بود.

در سال ۱۸۸۰، پسر بهاءالله، عبدالبها، به دعوت مدحت پاشا، والی عثمانی سوریه، به بیروت سفر کرد.[۵]یکی از روزنامه‌های بیروت سفر او را این‌گونه توصیف کرد: «عالی‌جناب، دانشمند، فهیم، باهوش و برجسته عباس افندی، ساکن شهر عکا، به شهر ما وارد شده است».[۵]پس از این سفر، بهاءالله «لوح ارض با (بیروت)» را نوشت که بعدها به عنوان «یک تجلیل درخشان» از عبدالبها توصیف شد.[۵]

در طی بازدیدهای خود از بیروت، عبدالبها همچنین با محمد عبده، یکی از شخصیت‌های کلیدی مدرنیسم اسلامی و جنبش سلفی، ملاقات کرد، زمانی که هر دو مرد مخالف علمای عثمانی بودند و اهداف مشابهی در اصلاحات دینی داشتند. [۶][۷]رشید رضا اذعان دارد که در طول بازدیدهای عبدالبها از بیروت، او در جلسات درسی عبده شرکت می‌کرد.[۸]در مورد ملاقات‌های عبدالبها و محمد عبده، شوقی افندی اذعان داشت که "چندین دیدار او با شیخ معروف محمد عبده موجب شد تا اعتبار روزافزون جامعه به‌طور شگرفی افزایش یابد و شهرت برجسته‌ترین عضو آن در خارج گسترش یابد."[۹]

در سال ۱۸۹۴ یک مسیحی لبنانی، ابراهیم جورج خیرالله، در حین سفر به قاهره به آیین بهائی گروید. پس از اینکه عبدالبها برای او لوح خاصی نوشت، او به شیکاگو در ایالات متحده مهاجرت کرد و نقش مهمی در تبدیل بسیاری از پیروان اولیه بهائی در آنجا ایفا کرد.[۱۰]

دو دانشگاه بیروت - دانشگاه آمریکایی بیروت و دانشگاه سن ژوزف - در اوایل قرن بیستم جمعیت دانشجویان بهائی قابل توجهی داشتند. اولین دانشجوی بهائی در دهه ۱۸۹۰ ثبت شد، "انجمن دانشجویان بهائی بیروت" در سال ۱۹۰۶ تأسیس شد و تا سال ۱۹۲۹ بیش از ۶۰ دانشجوی بهائی از ایران، عراق، مصر و فلسطین وجود داشتند. این دانشگاه "بین‌المللی‌گرایی" را به‌عنوان یک ارزش اساسی ترویج می‌کرد و دانشجویان بهائی را به‌عنوان یک مشارکت مهم در این دیدگاه به رسمیت می‌شناخت. رهبر بهائیان، شوقی افندی، در دانشگاه آمریکایی بیروت تحصیل کرد و در سال ۱۹۱۷ فارغ‌التحصیل شد. [۱۱]

یک امام شیعه در روستای جنوبی مشغره، شیخ جعفر طحان، در سال ۱۹۲۳ به آیین بهائی گروید و آن روستا اکنون مرکز جامعه بهائی است و تنها محفل روحانی محلی لبنان در آنجا قرار دارد.[۱]

«دایره‌المعارف شرق» در ۲۰۰۴ گزارش داده است که حدود ۴,۰۰۰ بهائی در لبنان زندگی می‌کنند که معادل ۰.۱۳٪ جمعیت آن کشور است. [۱۲]در سال ۱۹۶۸، یک استاد بهائی برجسته، سهیل بشروئی، به‌عنوان استاد مهمان در دانشگاه آمریکایی بیروت منصوب شد. در دهه ۱۹۸۰ او به‌عنوان مشاور توسط رئیس‌جمهور امین جمیل منصوب شد که نشان‌دهنده چگونگی پذیرش بهائیان است.[۱۲]بشروئی یک محقق برجسته در مورد خلیل جبران است،[۱۲] که بیش از یک جلد درباره او منتشر کرده است[۱۳][۱۴]و به‌عنوان رئیس کرسی خلیل جبران برای ارزش‌ها و صلح در دانشگاه مریلند خدمت می‌کند. [۱۵][۱۶]

رفتار با جامعه بهائی

آیین بهائی یکی از ۱۸ مذاهب رسمی در لبنان نیست، بنابراین بسیاری از بهائیان به طور رسمی طبق مذهب اجدادی خود ثبت شده‌اند که بیشتر شیعه هستند.[۱۲] به همین دلیل، ازدواج بهائی در لبنان به رسمیت شناخته نمی‌شود، و بنابراین بهائیان معمولاً برای انجام مراسم ازدواج مدنی به قبرس سفر می‌کنند، که پس از بازگشت به لبنان به رسمیت شناخته می‌شود. به جز این موضوع، بهائیان می‌توانند بدون مشکل آیین خود را به طور عمومی عمل کنند.[۱]

منابع

  1. 1 2 3 The Bahaʼi faith in Lebanon, Al Nahar (newspaper), 2009-09-12
  2. ↑ Sects And The City: The 19th Sect Of Lebanon? بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۰۴-۰۸ توسط Wayback Machine, Seif and his Beiruti Adventures, January 21, 2011
  3. ↑ "Most Baha'i Nations (2005)". QuickLists > Compare Nations > Religions >. The Association of Religion Data Archives. 2005. Archived from the original on 2016-01-23. Retrieved 2011-02-28.
  4. ↑ "البهائيون في لبنان | البهائيون في لبنان". www.bahaileb.org.
  5. 1 2 3 Midhat Pasha and ʻAbdu'l-Bahá in ʻAkka: The Historical Background of the Tablet of the Land of Ba, Necati Alkan, Baháʼí Studies Review, 2005
  6. ↑ Scharbrodt, Oliver (2008). Islam and the Baháʼí Faith: A Comparative Study of Muhammad ʻAbduh and ʻAbdul-Baha 'ʻAbbas. Routledge. ISBN 9780203928578.
  7. ↑ Cole, Juan R.I. (1983). "Rashid Rida on the Bahai Faith: A Utilitarian Theory of the Spread of Religions". Arab Studies Quarterly. 5 (2): 278.
  8. ↑ Cole, Juan R.I. (1981). "Muhammad ʻAbduh and Rashid Rida: A Dialogue on the Baha'i Faith". World Order. 15 (3): 11.
  9. ↑ Effendi, Shoghi (1944). God Passes By. Wilmette, Illinois, USA: Baháʼí Publishing Trust. p. 193. ISBN 0-87743-020-9.
  10. ↑ God Passes By, Shoghi Effendi, 1944
  11. ↑ Baháʼí Students and American University of Beirut in the Early 20th Century, Reed M. Breneman, 2008
  12. 1 2 3 4 Lebanon: Situation of Baha'is, Government of Canada, 2004-04-16
  13. ↑ Gibran, Khalil (1983). Blue Flame: The Love Letters of Khalil Gibran to May Ziadah. edited and translated by Suheil Bushrui and Salma Kuzbari. Harlow, England: Longman. ISBN 0-582-78078-0.
  14. ↑ Bushrui, Suheil B.; Jenkins, Joe (1998). Kahlil Gibran, Man and Poet: a New Biography. Oneworld Publications. p. 55.
  15. ↑ Kahlil Gibran's The Prophet: Why is it so loved?, BBC News, 12 May 2012, accessed 12 May 2012
  16. ↑ "Gibran Chair". www.heritage.umd.edu. Archived from the original on 30 July 2012.

جستارهای وابسته