بهرام گور آنکلساریا

بهرام گور آنکلِساریا
زادهٔ۱۸۷۳ یا ۱۸۷۷
آنکلساریا، گجرات، هند
درگذشت۲۵ نوامبر ۱۹۴۲
ملیتهندی
پیشهایران‌شناس
شناخته‌شده
برای
زبان و ادبیات ایران باستان
والدینتهمورس دینشاه

بهرامگور تهمورس آنکلِساریا (به انگلیسی Bahramgore Tahmuras Anklesaria) از ایران‌شناسان نامدار هند و کارشناس در زبان و ادبیات ایران باستان و از پارسیان هندوستان بوده که در ۱۸۷۷ میلادی در آنکلساریا از توابع گجرات به دنیا آمد و پس از ۶۵ سال زندگی در نوامبر ۱۹۴۲ در بمبئی درگذشت.

وی پسر تهمورس دینشاه بود که در سن ۶۵ سالگی از جهان رفت. تهمورس از دانشمندان نامی پارسی بود که در زبان و ادبیات پهلوی چیره بود و بهرام اوستا را نزد پدر آموخت و از استادان بزرگ پهلوی‌دان گردید. بهرام گور به زبان فارسی علاقه‌ای ویژه داشت و نسبتاً خوب صحبت می‌کرد.

مسافرت به ایران

بهرام گور دو بار به ایران آمد: یکبار در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، که سه همایش او در تهران یادگار این سفر اوست، و بار دیگر در جشن هزاره فردوسی در مهرماه ۱۳۱۴ که خطابه‌ای هم دربارهٔ فردوسی ایراد کرد که در کتاب «هزاره فردوسی» به چاپ رسیده‌ است.

آثار او

بهرام گور کتاب‌های فراوانی نگاشته یا ترجمه کرده که از جملهٔ آن‌ها انتشار جلد دوم از مجموعۀ متون پهلوی (Pahlavi Texts) انتشارات دانشگاه آکسفرد است که در سال ۱۹۱۳ به چاپ رسید و دیباچۀ بسیار سودمندی هم در ۶۲ صفحه بر آن نوشته است. دیگر دیباچه‌ای است که برای بُندهش بزرگ نوشته و در سال ۱۹۰۸ انتشار یافته است. از آنجا که خواندن خط پهلوی دشوار است، وی متن بندهشن را به خط لاتینی درآورده و ضمناً آن را به انگلیسی هم ترجمه کرده است. اثر دیگر ترجمه انگلیسی «زند وهومن‌ یسن» است که در ۱۹۱۹ به چاپ رسانید. از کارهای دیگر او ترجمه «کارنامه اردشیر بابکان» و «شک و گمانی گزار» (گزارش گمان‌شکن) و «دادستان دینی» و چند بخش از دینکرد است. او گروهی را نیز به خط و زبان پهلوی آشنا ساخت. این دانشمندان سال‌ها در بنیاد خاورشناسی کاما و مدرسهٔ زردشتی تدریس می‌کرد. دیگر ترجمه‌های او عبارتند از مادیان گجستک ابالیش، و انتشار برخی از مجلداتی که در آن نویسندگان مختلف در موضوع‌های گوناگون، از قبیل تاریخ، زبان، پهلوی، اوستا و نظایر آن‌ها مقاله نوشته‌اند و خود وی در روزنامه «بنیاد خاورشناسی کاما» مقالات متعددی نوشته‌ است.

فعالیت‌ها

برترین آفرینه‌هایش عبارتند از:

  1. «زندآگاهی، بندهشن ایرانی یا بزرگ» (Zand-Ākāsīh, Iranian or Greater Bundahišn) آوانویسی متن پارسیگ و ترجمه به زبان انگلیسی، سال ۱۳۳۵ ه‍.ش
  2. «زند بهمن یسن» (Zand-î Vohûman Yasn)، آوانویسی و ترجمه انگلیسی، سال ۱۳۳۶ ه‍.ش
  3. «روایت امید اشوهشتان» (Rivâyat-î Hêmît-î Asavahištân) به زبان پهلوی، سال ۱۳۴۱ ه‍.ش
  4. «گزیده‌های زادسپرم» (ٰVichîtakîhâ Zâtsparam)، به زبان پهلوی همراه با برگردان به زبان انگلیسی، سال ۱۳۴۳ ه‍.ش
  5. «روایت پهلوی آذرفرنبغ و فرنبغ‌سروش» (The Pahlavi Rivāyat of Āturfarn-bag and Farnbag-Srōš)»، در ۲ جلد، آوانویسی و ترجمه، سال ۱۳۴۸ ه‍.ش
  6. گاهان مقدس زرتشت، (The Holy Gathas of Zarathushtra)، ویرایش و ترجمه به انگلیسی، سال ۱۳۳۲ ه‍.ش
  7. ویژه‌نامهٔ فرهنگ‌نامهٔ «پارسی» به یاد شمس العلماء سردار دستور هوشنگ جماسپ، ویرایش و همکاری، سال ۱۲۹۷ ه‍.ش
  8. ویرایش یادنامه‌های دکتر سِر ج.ج. مُدی و دینشاه ج. ایرانی (Dr. Sir J.J. Modi Memorial Volume and Mr. Dinshah J. Irani Memorial Volume)، سال ۱۲۹۷ ه‍.ش
  9. زند پهلوی وندیداد، آماده شده برای نهاد خاورشناسی کاما (K. R. Cama. Oriental Institute) در سال ۱۳۱۰ ه‍.ش به مناسبت صدمین زادروز «ک.ر. کالـّا (K. R. Calla)»، سال ۱۳۲۸ ه‍.ش
  10. گاهان زرتشت، برگردان به زبان گجراتی، منتشر شده از سوی «انجمن گاثا (Gatha Society)»، سال ۱۳۱۲ ه‍.ش

دیگر فعالیت‌ها

  1. از هنگام پایه‌گذاری «انجمن گات‌ها» در سال ۱۲۸۱ ه‍.ش هماره هموند و کنشگر کوشای آن بود.
  2. به کوشش او «انجمن گات‌ها» پس از زمانی بازایستادن، در سال ۱۳۱۰ دوباره به کار خود ادامه داد و از آن زمان تا هنگام مرگش سرپرستی انجمن با وی بود.
  3. نخستین کسی بود که برگردان واژه به واژهٔ گاهان به زبان انگلیسی را به پایان رسانید و بر آن پیش‌گفتاری همراه با آوانویسی واژه‌هایش نوشت.
  4. از سال ۱۲۸۱ ه‍.ش و به همراه دکتر «دستور دهالا» (Dr. Dastur M. N. Dhalla)، به مدت شش سال فصل نامهٔ «زرتشتی» را منتشر نمود.
  5. با نگرش به اینکه وی همچنین دانش‌آموختهٔ رشتهٔ ستاره‌شناسی بود، به پیرایش و به‌کارگیری گاهشمار پارسی (Parsi Calendar) دلبستگی بسیار داشت و آفرینه‌هایش در این زمینه در گزارش‌های «کمیته بازساخت گاهشمار (Calendar Reform Committees)» بارها به چاپ رسیدند.
  6. در سال ۱۲۹۰ ه‍.ش در نوشتاری همراه با پروفسور پ.آ. وادیا (P. A. Wadia) به کالبدشکافی برخی از اصول خشک‌اندیشانهٔ صوفی‌گری پرداخت.
  7. «زرتشت‌نامهٔ موبد رستمِ پـِـشوتان هَـماجیار(Hamajiar Zarthoshtnameh of Mobed Rustom Peshutan)» که در سال ۱۰۵۴ ه‍.ش نوشته شده‌است را در سال ۱۳۱۱ ه‍.ش به زبان گجراتی برگردان و منتشر نمود.
  8. در هشتمین همایش خاورشناسی سرتاسر هند (Eight All-India Orientall Conference) سرپرست بخشِ ایرانِ این گردهمایی بود و خود نیز نوشتاری در مورد «واژه‌های ایرانی وارد شده به عربی و واژه‌های عربی به کاربرده شده در سنسکریت» به همایش ارائه نمود.
  9. همکاری نزدیکی با انجمن گات‌ها برای رواج دانش‌پژوهی در بارهٔ آیین زرتشتی داشت. نوشتارهای پژوهشی بسیاری به این انجمن ارائه کرد.
  10. با نهاد «همایش‌های زرتشتیان (Zoroastrian Conferences)» از سال ۱۲۸۹ تا ۱۲۹۴ ه‍.ش همکاری تنگاتنگی داشت.
  11. از اندیشهٔ پدرش دربارهٔ آزادی تبلیغ آیین زرتشتی و پذیرش این آیین از سوی کسانی که به آن باورمند نیستند به سختی پشتیبانی می‌کرد. او یکی از یازده دانشمند زرتشتی بود که در بیانیه‌ای نوشتند: «آیین زرتشتی نه‌تنها مرزی برای دگرشِ باورمندی نمی‌شناسد بلکه دیگران را به ورود به آیین فرامی‌خواند». همچنین در تثبیت این اندیشه در دیوان عالی بمبئی به هنگام بررسی «پروندهٔ نازرتشتیان (Juddin Case)» کوشا بود.
  12. یکی از پشتیبانان همیشگی و هموند افتخاری نهاد «Rahnumai Mazdayasnan Sabha» بود. این نهاد برای برپایی همبستگی در میان پارسیان هند پایه‌گذاری گشته و امروزه همچنان به کار خویش ادامه می‌دهد.
  13. او هنگامی که فراماسونری به عنوان یک جنبش لیبرال در جهان گسترش پیدامی‌کرد، هموندی آن را پذیرفته و به پایه‌های بالای آن دست یافت. در همین زمینه، سخن‌رانی‌های فراوانی در بارهٔ نقش و هنایش مینوی عرفان عهد باستان و همچنین آیین زرتشتی بر جنبش‌های گوناگون دنیای کنونی و به ویژه فراماسونری ایراد نمود.

پیوندهای بهرام گور با ایران

بهرام گور به زبان فارسی دلبستگی ویژه‌ای داشت و به این زبان کمابیش بدون مشکل سخن میٰ‌گفت. او دو بار رهسپار ایران شد. نخستین بار در سال ۱۳۰۹ ه‍.ش به نمایندگی از سوی جامعۀ پارسیان هند با رضا شاه پهلوی دیدار وگوهری را به وی پیشکش کرد. سپس در سه همایش آموزشی پیرامون آیین زرتشتی سخن‌رانی نمود. سه سال پس از سفر او و همسرش مهربانو آنکلساریا به ایران، سفرنامه‌ای به نام «سفر به ایران پهلوی» به زبان گجراتی چاپ کرد. بار دوم در سال ۱۳۱۴ ه‍.ش برای شرکت در جشن هزارهٔ فردوسی به تهران آمد و سخنرانی‌اش در این گردهمایی با نام «فردوسی جاویدان» در کتاب «هزارهٔ فردوسی» به چاپ رسید.

منابع