تکنیک برش

متنی ساخته‌شده با کنار هم قرار دادن بخش‌هایی از یک مقالهٔ روزنامه

تکنیک برش (به انگلیسی: cut-up technique) روشی تصادفی در نوشتن و روایت است که در آن یک متن نوشته‌شده به قطعات کوچک‌تر بریده و سپس این قطعات با ترتیبی تازه کنار هم قرار داده می‌شوند تا متنی جدید شکل گیرد. ریشه‌های این روش به فعالیت‌های دادائیست‌ها در دههٔ ۱۹۲۰ بازمی‌گردد، اما در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به‌ویژه توسط برایان گایسین و ویلیام اس. باروز گسترش یافت و مشهور شد.[۱]

روش

در شکل اصلی تکنیک برش، یک متن خطی و کامل به قطعاتی شامل یک یا چند واژه تقسیم می‌شود و سپس این قطعات با ترتیبی متفاوت کنار هم قرار می‌گیرند. نتیجه ممکن است جمله‌ها، تصاویر زبانی و ارتباط‌هایی ایجاد کند که در متن اولیه وجود نداشته‌اند.[۱]

یکی از پیشگامان این روش تریستان تزارا بود که در نوشتهٔ «برای ساختن یک شعر دادائیستی» پیشنهاد کرد واژه‌های یک مقاله بریده شوند، در کیسه‌ای قرار گیرند و سپس به‌صورت تصادفی بیرون آورده شوند تا شعر تازه‌ای شکل گیرد.[۱]

روش مرتبط دیگری با نام «تا کردن» نیز توسط باروز و گایسین گسترش یافت. در این شیوه، دو صفحهٔ متن از وسط تا می‌شوند و نیمه‌های آنها کنار هم قرار می‌گیرند؛ سپس متن جدید از روی ترکیب حاصل خوانده می‌شود. این روش بعدها در آثار مشترک باروز و گایسین، از جمله ذهن سوم، به کار رفت.

ویلیام اس. باروز، از مشهورترین مروجان تکنیک برش

پیشینه

یک نمونهٔ اولیه از این شیوه در دههٔ ۱۹۲۰ و در فعالیت‌های دادائیستی دیده می‌شود. در همان دوره، کلاژ نیز در هنرهای تجسمی رواج یافت و استفاده از بریده‌های روزنامه و دیگر مواد چاپی به بخشی از زبان آوانگارد تبدیل شد.[۱]

در دههٔ ۱۹۵۰، برایان گایسین این روش را به‌طور تصادفی دوباره کشف کرد. هنگام بریدن کاغذ روی مجموعه‌ای از روزنامه‌ها، تیغ از لایه‌های زیرین نیز عبور کرد و کنار هم قرار گرفتن تصادفی بخش‌های متن توجه او را جلب کرد. او سپس عمداً مقاله‌های روزنامه را قطعه‌قطعه و به شکل‌های تازه بازترکیب کرد.

نتیجهٔ بخشی از این آزمایش‌ها در کتاب دقایقی تا رفتن منتشر شد که گایسین، باروز، سینکلر بیلز و گرگوری کورسو در آن مشارکت داشتند.

ویلیام اس. باروز

گایسین در هتل بیت پاریس تکنیک برش را به ویلیام اس. باروز معرفی کرد. باروز این روش را به‌سرعت پذیرفت و آن را در نوشتن و ضبط‌های صوتی خود به کار برد. او بعدها آثاری مانند سرزمین هرز اثر تی. اس. الیوت و سه‌گانهٔ ایالات متحده آمریکا اثر جان دوس پاسوس را نمونه‌هایی پیشین از کنار هم قرار دادن قطعات ناهمگون متن دانست.

باروز معتقد بود تکنیک برش می‌تواند معناهای پنهان متن را آشکار کند و حتی گاهی دربارهٔ آن با زبانی نزدیک به پیش‌گویی سخن می‌گفت. او و گایسین در ۱۹۷۷ کتاب ذهن سوم را منتشر کردند که شامل نوشته‌های برش‌خورده و بحث‌هایی دربارهٔ این روش بود.

در ادبیات

این تکنیک بعداً توسط نویسندگان دیگری نیز به کار رفت. خولیو کورتاسار در رمان بازی لی‌لی از ساختارهای غیرخطی و ترکیب‌های نزدیک به منطق برش استفاده کرد. آلن برنز نیز در رمان‌های خود از شیوه‌هایی مانند تا کردن صفحه و خواندن متن از میان ستون‌های متفاوت بهره گرفت.

در ۱۹۶۹، هاوارد برگرسون و جی. ای. لیندون روشی به نام «شعر واژه‌ربوده» توسعه دادند که در آن تمام واژه‌های یک شعر موجود برداشته و با ترتیب تازه بازآرایی می‌شدند.[۲]

کتی اکر نیز در برخی آثار خود، از جمله خون و دل‌وروده در دبیرستان، از تکنیک‌های برش و بازترکیب متن استفاده کرد.

در سینما

باروز و آنتونی بالچ تکنیک برش را به فیلم نیز منتقل کردند. فیلم برش‌ها با بریدن و بازچینی تصادفی بخش‌های فیلم‌برداری‌شده ساخته شد و هدف آن ایجاد تجربه‌ای غیرخطی و آشفته برای تماشاگر بود.[۳]

این رویکرد بعدها در فیلم‌های تجربی دیگر نیز ادامه یافت و بر شیوه‌های کلاژ تصویری و بازترکیب فیلم اثر گذاشت.

در موسیقی

تکنیک برش بر موسیقی عامه‌پسند و تجربی نیز تأثیر داشت. دیوید بویی از اوایل دههٔ ۱۹۷۰ برای نوشتن برخی ترانه‌هایش از این روش استفاده می‌کرد و در ۱۹۹۵ با همکاری تای رابرتس برنامه‌ای رایانه‌ای به نام ورباسایزر ساخت که می‌توانست جمله‌ها را به‌صورت خودکار بازآرایی کند.[۴]

تام یورک نیز هنگام کار روی آلبوم کید ای گروه ریدیوهد از روشی مشابه استفاده کرد: سطرهای جداگانه را می‌نوشت، آنها را درون کلاه قرار می‌داد و به‌صورت تصادفی بیرون می‌آورد تا ترکیب‌های تازه‌ای برای ترانه‌ها پیدا کند.

تکنیک برش همچنین بر موسیقی صنعتی و کار با نمونه‌های صوتی تأثیر گذاشت. برخی هنرمندان این حوزه، از جمله اعضای کاباره ولتر و ال جورگنسن، به تأثیر باروز و گایسین بر شیوه‌های برش نوار صوتی، ساخت حلقه‌های صوتی و نمونه‌برداری اشاره کرده‌اند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 "Dada Manifesto on Feeble Love and Bitter Love" (in English). 12 دسامبر 1920.
  2. ↑ Rogers, Ben (1969). "Some Neglected Ways of Words". Word Ways (in English). 2 (1).
  3. ↑ "An Appraisal of the Films of William Burroughs, Brion Gysin, and Anthony Balch" (in English). Bright Lights Film Journal. 1 فوریهٔ 2003.
  4. ↑ "The Verbasizer Was David Bowie's 1995 Lyric-Writing Mac App" (in English). 11 ژانویهٔ 2016.