جسم مژگانی
| جسم مژگانی | |
|---|---|
![]() طرح کلی چشم انسان | |
| جزئیات | |
| سرخرگها | سرخرگهای مژگانی پسین دراز |
| شناسهها | |
| لاتین | corpus ciliare |
| MeSH | D002924 |
| TA98 | A15.2.03.009 |
| TA2 | 6765 |
| FMA | 58295 |
جسم مژگانی (ciliary body) بخشی از چشم است که در تطابق دید، ترشح زلالیه و نگهداری عدسی چشم نقش دارد.
جسم مژگانی بخش ضخیم لایهٔ عروقی چشم است که مشیمیه را به عنبیه مربوط میکند.[۱] جسم مژگانی از ماهیچه مژکی و زوائد مژگانی تشکیل شدهاست.
جسم مژگانی، مسئول تراوش مایع زلالیه و تغییر تحدب عدسی (تطابق) است. جسم مژگانی در مقطع به شکل سهگوش است. در ضخامت جسم مژگانی، شبکه عروقی گسترده و شماری الیاف ماهیچه صاف دیده میشود. سطح پسین (خلفی) جسم مژگانی دارای فرورفتگی و برآمدگیهای متناوب و منظمی است. از عمق فرورفتگیها، رشتههایی به نام رباط آویزانکننده خارج شده، به عدسی میچسبد. سر دیگر این رشتهها به عضلات مژگانی چسبیده است.[۲] انقباض ماهیچههای مژگانی باعث تغییر تحدب عدسی و تطابق میشود. این عضلات توسط پاراسمپاتیک زوج سوم، عصبدهی میشوند. در امتداد جسم مژگانی، عنبیه به شکل صفحه مدوری جلوی عدسی قرار گرفته و با تغییر قطر مردمک، میزان عبور نور به کره چشم را تنظیم میکند. در ضخامت عنبیه، دو دسته ماهیچه به شکل حلقوی (تنگکننده) و شعاعی (گشادکننده) قرار گرفتهاند.[۲]
اپیتلیوم جسم مژگانی از فنجان بینایی و ماهیچه و رگهای آن از مزانشیم منشاء میگیرند.
ساختار
جسم مژگانی یک بافت ضخیمشدهٔ حلقهایشکل درون چشم است که محفظهٔ پشتی را از زجاجیه جدا میکند. این بخش شامل ماهیچه مژگانی، رگها و بافت همبند رشتهای است. چینهای سطح داخلی بافت پوششی مژگانی، زایدههای مژگانی نام دارند که مایع زلالیه را به درون محفظهٔ پشتی ترشح میکنند. سپس این مایع از میان عنبیه به محفظهٔ قدامی جریان مییابد.[۳]
جسم مژگانی از طریق الیاف زین به عدسی متصل میشود. شل شدن ماهیچهٔ مژگانی کشش این رشتهها را تغییر داده و موجب تغییر شکل عدسی برای تمرکز نور بر شبکیه میشود.
لایهٔ درونی جسم مژگانی شفاف بوده و بافت زجاجیه را میپوشاند و پیوسته با بافت عصبی شبکیه است. لایهٔ بیرونی رنگدانهدار بوده و با اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه پیوستگی دارد و یاختههای ماهیچه گشادکننده عنبیه را تشکیل میدهد. این دو لایه را غالباً امتداد شبکیه و بقایای تکاملی بافت شبکیهٔ جنینی در نظر میگیرند. لایهٔ درونی تا پیش از رسیدن به عنبیه بدون رنگدانه باقی میماند و سپس رنگ میگیرد. شبکیه در لبه دندانهدار (اورا سراتا) پایان مییابد.
فضای میان جسم مژگانی و قاعدهٔ عنبیه، شیار مژگانی نام دارد.[۴]
عصبرسانی

عصبرسانی پاراسمپاتیک جسم مژگانی بهخوبی شناخته شده است. سیگنالهای پیشعقدهای که از هسته ادینگر-وستفال منشأ میگیرند، توسط عصب حرکتی چشم منتقل شده و از گره مژگانی عبور میکنند. رشتههای پسعقدهای این گره، عصبهای مژگانی کوتاه را تشکیل میدهند. فعالسازی گیرندههای موسکارینی نوع M3 باعث انقباض ماهیچهٔ مژگانی شده و قطر حلقهٔ ماهیچه کاهش مییابد.[۵] این فعالیت در زمان نیاز به تطابق بیشتر عدسی (مانند هنگام مطالعه) غالب است.[۶]

جسم مژگانی همچنین از طریق عصبهای مژگانی بلند، عصبگیری سمپاتیک دریافت میکند.[۷] هنگام واکنشهای ناگهانی (مانند ترس یا شگفتی)، چشمها بهطور خودکار برای دید دور تنظیم میشوند.[۸]
کارکرد
جسم مژگانی سه کارکرد اصلی دارد: تطابق، تولید و بازجذب زلالیه، و نگهداری الیاف زونی عدسی.
تطابق
هنگام انقباض ماهیچهٔ مژگانی، عدسی محدبتر شده و تمرکز روی اجسام نزدیک بهتر میشود. در حالت شلشدگی، عدسی مسطحتر میشود و دید اجسام دور بهبود مییابد.
زلالیه
زایدههای مژگانی زلالیه را تولید میکنند. این مایع مسئول تأمین اکسیژن و مواد غذایی، و دفع مواد زاید عدسی و قرنیه است که فاقد خونرسانی مستقیماند. حدود ۸۰٪ تولید زلالیه از طریق ترشح فعال (با کمک آنزیم Na⁺/K⁺-ATPase) و ۲۰٪ دیگر از طریق اولترافیلتراسیون پلاسما انجام میشود. فشار درونچشمی بر اولترافیلتراسیون اثر دارد، اما بر ترشح تأثیری ندارد.[۹]
الیاف زونی عدسی
الیاف زونی (رباط معلقکنندهٔ عدسی) پیوندهای محکمی میان ماهیچهٔ مژگانی و کپسول عدسی ایجاد میکنند.
اهمیت بالینی
آبسیاه گروهی از بیماریهای چشمی است که با افزایش فشار درونچشمی و آسیب عصب بینایی همراه است.[۱۰] از آنجا که جسم مژگانی زلالیه را تولید میکند، هدف اصلی بسیاری از داروهای ضد آبسیاه است. مهار آن موجب کاهش تولید زلالیه و در نتیجه کاهش فشار درونچشمی میشود. سه دستهٔ اصلی از داروها که بر جسم مژگانی اثر میگذارند عبارتند از:
بتابلوکرها (مانند تیمولول، لووبونولول و بتاکسولول) که تولید زلالیه را کاهش میدهند.
آگونیستهای آلفا-آدرنرژیک (مانند بریمونیدین و آپراکلونیدین) که هم تولید مایع را کاهش داده و هم خروج آن را افزایش میدهند.
مهارکنندههای کربنیک انهیدراز که تولید زلالیه را کاهش میدهند و به صورت قطره (مانند تروزوپت و آزوپت) یا قرص (مانند دیاموکس و نپتازان) در دسترساند.
منابع
- ↑ مجموعهٔ واژههای مصوّب فرهنگستان زبان فارسی تا پایان سال ۱۳۸۹.
- 1 2 امامی میبدی، محمدعلی؛ آناتومی، تهران، سماط، ۱۳۸۲، چاپ ششم، ص ۲۴۳.
- ↑ Lang, G. Ophthalmology: A Pocket Textbook Atlas, 2 ed.. Pg. 207. Ulm, Germany. 2007.
- ↑ Schnaudigel OE. Anatomie des Sulcus ciliaris [Anatomy of the ciliary sulcus]. Fortschr Ophthalmol. 1990;87(4):388-9. German. PMID 2210569.
- ↑ Moore KL, Dalley AF (2006). "Head (chapter 7)". Clinically Oriented Anatomy (5th ed.). Lippincott Williams & Wilkins. p. 972. ISBN 0-7817-3639-0.
- ↑ Hibbs, Ryan E.; Zambon, Alexander C. (2011). "Agents Acting at the Neuromuscular Junction and Autonomic Ganglia". Goodman & Gilman's The Pharmacological Basis of Therapeutics (12th ed.). McGraw-Hill. ISBN 978-0-07-162442-8.
- ↑ Ruskell, G. L. (1973). "Sympathetic innervation of the ciliary muscle in monkeys". Experimental Eye Research. 16 (3): 183–90. doi:10.1016/0014-4835(73)90212-1. PMID 4198985.
- ↑ Fleming, David G.; Hall, James L. (1959). "Autonomic Innervation of the Ciliary Body: A Modified Theory of Accommodation". American Journal of Ophthalmology. 48 (3): 287–93. doi:10.1016/0002-9394(59)90269-7. PMID 13823443.
- ↑ Murgatroyd, H.; Bembridge, J. (2008). "Intraocular pressure". Continuing Education in Anaesthesia, Critical Care & Pain. 8 (3): 100–3. doi:10.1093/bjaceaccp/mkn015.
- ↑ Casson, Robert J; Chidlow, Glyn; Wood, John PM; Crowston, Jonathan G; Goldberg, Ivan (2012). "Definition of glaucoma: Clinical and experimental concepts". Clinical & Experimental Ophthalmology. 40 (4): 341–9. doi:10.1111/j.1442-9071.2012.02773.x. PMID 22356435.

