اشتاوفر

Hohenstaufen
Staufer
Coat of arms (c. 1220)
کشوردوک‌نشین شوابن
امپراتوری مقدس روم
پادشاهی سیسیل
پادشاهی اورشلیم
املاکSwabia
عنوان‌ها
پیدایش۱۰۷۹
بنیان‌گذارFrederick I, Duke of Swabia
آخرین فرمان‌رواکنرادین
فروپاشی۱۲۶۸
نشان خاندان اشتاوفر.

اِشتاوفِر (به آلمانی :Stauffer) نام یکی از خاندان‌های آلمانی بود.

در سدهٔ دوازدهم میلادی گروهی از نجیب‌زادگان آلمان به‌دنبال اسم خود، نام محل زاد و ولد خویش را نیز اضافه نموده و بدین ترتیب «اشتاوف» که بر روی ارتفاعات هوهنشتاوفن -در حوالی گوپینگن- قرار دارد منشأ ظهور این سلسله شد. هاینریش چهارم مجبور شد با این گروه متحد شود و بالاجبار دختر خود آگنس را به‌همسری فریدریش درآورد. این ازدواج به‌اهمیت و اعتبار «اشتاوفرها» افزود و چون پس از مرگ هاینریش پنجم -برادر آگنس- که هیچ جانشین بلاواسطه‌ای از خود به جای نگذاشته بود، اختلاف بر سر تصاحب تاج و تخت شدت یافت. پس از درگیری یک سلسله جنگ‌های داخلی سرانجام در سال (۱۱۲۵ میلادی) کنراد اشتاوفر به‌سلطنت رسید. آخرین پادشاه این سلسله کنراد چهارم بود که در سال (۱۲۵۰ میلادی) به‌تخت نشست و تا سال (۱۲۵۴ میلادی) سلطنت کرد. اشتاوفرها بااستعدادترین و برجسته‌ترین سلاطین آلمان بودند و از تحولات فرهنگی زمان خود استقبال کردند. این دوران به‌عنوان دوره شکوفایی آلمان در تاریخ ضبط شده و نام آن‌ها همواره مایه امیدواری مردم بوده است.

فریدریش یکم، بارباروسا

فریدریش یکم (Friedrich I.) که به دلیل ریش‌های قرمزش میان ایتالیایی‌ها به بارباروسا[۱] شهرت یافت، یکی از مقتدرترین فرمانروایان خاندان اشتاوفر در امپراتوری مقدس روم بود. او با تکیه بر دیپلماسی و قدرت نظامی، تلاش کرد تا اقتدار امپراتوری را که در جریان رقابت‌های داخلی تضعیف شده بود، دوباره احیا کند. فریدریش با ایجاد توازن میان خاندان‌های رقیب در آلمان و تحکیم پایگاه قدرت خود در منطقه سوابیا، توانست نظمی نسبی را در سرزمین‌های آلمانی برقرار سازد.[۲]

بخش بزرگی از دوران سلطنت او صرف نبردهای طولانی در ایتالیا برای انقیاد شهرهای سرکش لومباردی و تثبیت حاکمیت امپراتوری بر شبه‌جزیره شد. اگرچه او در نبرد لنیانو[۳] با شکست روبرو گشت، اما با هوشمندی سیاسی توانست از طریق صلح کنستانتس، حاکمیت اسمی امپراتوری را حفظ کند. او همچنین با ازدواج پسرش با وارث پادشاهی سیسیل، نفوذ اشتاوفرها را به جنوب اروپا گسترش داد و پایه‌های یک قدرت جهانی را بنا نهاد.[۴]

بارباروسا در سال ۱۱۹۰ میلادی، در حالی که رهبری ارتش بزرگی را در جنگ صلیبی سوم بر عهده داشت، در رودخانه سالف در آسیای صغیر غرق شد. مرگ ناگهانی او موجی از اندوه را در سراسر امپراتوری برانگیخت و به تدریج افسانه «امپراتور خفته» در کوهستان کیفهویزر[۵] شکل گرفت؛ افسانه‌ای که می‌گفت او روزی باز خواهد گشت تا مجد و عظمت آلمان را احیا کند. میراث او به عنوان نماد اتحاد و شکوه ملی، برای قرن‌ها در ادبیات و تاریخ‌نگاری آلمانی زنده باقی ماند.[۶]

هاینریش ششم

هاینریش ششم پسر فریدریش بارباروسا، پس از لشکرکشی پدرش به ایتالیا و تصرف بخشی از آن سرزمین، با دودمان پادشاهان نورمن متحد شد. در زمان قیصر هاینریش ششم دامنه امپراتوری او از دریای شمال و دریای غرب تا جزیره سیسیل وسعت داشت.

فریدریش دوم

این پادشاه نابغه که از طرف مردم به لقب «اعجوبه زمان» ملقب شده بود، یکی از برگزیده‌ترین پادشاهان آلمانی-رومی قرون وسطا است. او تحصیلکرده‌ای بود دانشمند که به چندین زبان خارجی تسلط داشت. قیصر فریدریش دوم در تمام عمر علاقه و احترام خود را به دین اسلام آشکار می‌نمود در ضمن از تعقیب منافقان و مشرکان مسیحی نیز کوتاهی نمی‌کرد.

پایان کار اشتاوفرها

پایان کار اشتاوفرها (Niedergang der Staufer) یکی از دراماتیک‌ترین و سرنوشت‌سازترین برهه‌های تاریخ امپراتوری مقدس روم در سده سیزدهم میلادی است. این دودمان که با چهره‌های تابناکی چون فریدریش برباروسا و فریدریش دوم به اوج قدرت رسیده بود، پس از مرگ فریدریش دوم در سال ۱۲۵۰ میلادی وارد دورانی از زوال سریع و خونین شد. تقابل بی‌پایان این خاندان با نهاد پاپ و تلاش برای حفظ همزمان پادشاهی آلمان و سیسیل، سرانجام به فروپاشی کامل نظم مستقر و آغاز دوران فترت در آلمان منجر گردید.

مرگ فریدریش دوم و بحران جانشینی

با مرگ فریدریش دوم در دسامبر ۱۲۵۰ میلادی، لنگرگاه ثبات امپراتوری از میان رفت. پسر او، کنراد چهارم، تلاش کرد تا میراث پدر را در آلمان و ایتالیا حفظ کند، اما با مخالفت شدید پاپ اینوسنت چهارم روبرو شد که اشتاوفرها را «نسل افعی» می‌نامید. کنراد چهارم تنها چهار سال پس از پدر درگذشت و پسر خردسالش، کنرادین،[۷] را در میانه توفان‌های سیاسی تنها گذاشت. این خلاء قدرت در آلمان منجر به ظهور پادشاهان رقیب و تضعیف اقتدار مرکزی شد که ایالت‌های آلمانی را به سوی استقلال بیشتر سوق داد.[۸]

سقوط سیسیل و نبرد بنونتو

پس از مرگ کنراد چهارم، برادر ناتنی او، مانفرد،[۹] حاکمیت سیسیل را به دست گرفت. پاپ که خواهان نابودی کامل نفوذ اشتاوفرها در ایتالیا بود، شارل آنژو، برادر پادشاه فرانسه، را برای تسخیر سیسیل فراخواند. در نبرد خونین بنونتو[۱۰] در سال ۱۲۶۶ میلادی، مانفرد کشته شد و پادشاهی سیسیل که دهه‌ها پایگاه قدرت اشتاوفرها بود، به دست فرانسویان افتاد. این شکست، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به جناح گیبلین‌ها (هواداران امپراتور) وارد کرد و اشتاوفرها را در آستانه نابودی کامل قرار داد.[۱۱]

اعدام کنرادین و فرجام خاندان

آخرین پرده از تراژدی اشتاوفرها با تلاش جسورانه کنرادین جوان برای بازپس‌گیری میراث خانوادگی‌اش رقم خورد. او در سال ۱۲۶۸ میلادی با ارتش کوچکی به ایتالیا لشکر کشید، اما در نبرد تالیاکوتزو[۱۲] مغلوب نیروهای شارل آنژو شد. کنرادین که تنها ۱۶ سال داشت، دستگیر و در میدان شهر ناپل به شکلی بی‌سابقه گردن زده شد. با مرگ او، نسل مستقیم ذکور خاندان هوهن‌اشتاوفن به پایان رسید و عصر شکوه امپراتوری‌های جهانی در سده‌های میانه جای خود را به قدرت‌گیری شاهزادگان محلی در آلمان داد.[۱۳]

پیامدهای تاریخی و دوران فترت

سقوط اشتاوفرها آغازگر دورانی موسوم به «فترت بزرگ» در تاریخ آلمان بود که طی آن هیچ پادشاهی نتوانست اقتدار کامل خود را بر امپراتوری تثبیت کند. این خلاء قدرت به شاهزادگان انتخابگر اجازه داد تا نفوذ خود را بر فرایند انتخاب امپراتور نهادینه کنند. میراث اشتاوفرها در جنوب آلمان، به‌ویژه در ایالت بایرن[۱۴] و سوابیا،[۱۵] میان خاندان‌های جدیدی چون ویتلسباخ و هابسبورگ تقسیم شد. پایان کار این دودمان نه تنها یک تغییر سیاسی، بلکه پایان یک ایده در مورد حاکمیت الهی و جهانی امپراتور در قرون وسطی بود.[۱۶]

پادشاهان معروف اشتاوفر

  • فریدریش اول، بارباروسا، ۱۱۵۲–۱۱۹۰
  • هاینریش ششم، قیصر، ۱۱۶۹–۱۱۹۷
  • فیلیپ فن شوابن، قیصر، ۱۱۹۸–۱۲۰۸
  • فریدریش دوم، قیصر، ۱۲۲۰–۱۲۵۰
  • کنراد چهارم، ۱۲۳۷–۱۲۵۴

منابع

  1. ↑ (به آلمانی: Barbarossa)
  2. ↑ Whaley, Joachim (2012). Germany and the Holy Roman Empire: Volume I. Oxford University Press. p. 164. ISBN 978-0-19-873101-6.
  3. ↑ (به آلمانی: Schlacht von Legnano)
  4. ↑ Wilson, Peter (2017). The Holy Roman Empire: A Thousand Years of Europe's History. Penguin Books. p. 302. ISBN 978-0-14-104747-8.
  5. ↑ (به آلمانی: Kyffhäuser)
  6. ↑ Arnold, Benjamin (2004). Princes and Territories in Medieval Germany. Cambridge University Press. p. 192. ISBN 978-0-521-52148-2.
  7. ↑ (به آلمانی: Konradin)
  8. ↑ Whaley, Joachim (2012). Germany and the Holy Roman Empire: Volume I. Oxford University Press. p. 182. ISBN 978-0-19-873101-6.
  9. ↑ (به آلمانی: Manfred von Sizilien)
  10. ↑ (به آلمانی: Schlacht bei Benevent)
  11. ↑ Wilson, Peter (2017). The Holy Roman Empire: A Thousand Years of Europe's History. Penguin Books. p. 315. ISBN 978-0-14-104747-8.
  12. ↑ (به آلمانی: Schlacht bei Tagliacozzo)
  13. ↑ Arnold, Benjamin (2004). Princes and Territories in Medieval Germany. Cambridge University Press. p. 198. ISBN 978-0-521-52148-2.
  14. ↑ (به آلمانی: Bayern)
  15. ↑ (به آلمانی: Schwaben)
  16. ↑ Gagliardo, John (1980). Reich and Nation. University of Kansas Press. p. 110. ISBN 978-0-7006-0204-9.

جستارهای وابسته