دانش اظهاری

Photo of the Totius Latinitatis Lexicon by Egidio Forcellini, a multi-volume Latin dictionary
دانش اظهاری را می‌توان با استفاده از جملات بیانی ذخیره‌شده در کتاب‌ها بیان کرد.

دانش اظهاری (انگلیسی: Declarative knowledge) که به آن معرفت نظری، دانش توصیفی، دانش اخباری، معرفت گزاره‌ای و معرفتی نیز می‌گویند، آگاهی از حقایق است که می‌توان آن را با استفاده از جملات توصیفی بیان کرد. دانش اظهاری به یک کاربرد یا هدف خاص محدود نمی‌شود و می‌تواند در کتاب یا رایانه ذخیره شود.

معرفت‌شناسی رشته اصلی مطالعه دانش اظهاری است. و به مطالعه مؤلفه‌های ضروری دانش اظهاری می‌پردازد. بر اساس یک دیدگاه، دانش اظهاری سه عنصر دارد: اعتقادی است که درست و موجه است. به‌عنوان یک باور، یک تعهد ذهنی به صحت ادعای مورد اعتقاد است، درحالی‌که حقیقت یک جنبه عینی است. برای موجه شدن، یک باور باید با استناد به دلایل موجه عقلانی باشد. این بدان معنی است که حدس‌های صرف حتی اگر درست باشند، دانش نیستند. در معرفت‌شناسی معاصر، مؤلفه‌های اضافی یا جایگزین پیشنهاد شده‌است. یک پیشنهاد این است که هیچ مدرک متناقضی وجود نداشته باشد. پیشنهاد دیگر این است که این باور ناشی از یک فرایند شناختی قابل اعتماد است و این باور خطاناپذیر است.

بر اساس منبع علم، نوع ادعایی که معلوم است و میزان قطعیت آن علم، می‌توان انواع علم توصیفی را تشخیص داد. یک تقابل بین دانش پسینی است که از تجربه ناشی می‌شود و دانش پیشینی که مبتنی بر تأمل عقلانی محض است. طبقه‌بندی‌های دیگر شامل دانش دامنه و دانش عمومی، دانش حقایق، مفاهیم و اصول و همچنین دانش ضمنی دانش صریح است.

دانش اظهاری اغلب در مقابل دانش عملی و دانش از طریق آشنایی قرار می‌گیرد. دانش عملی شامل مهارت‌هایی است، مانند دانستن نحوه سوار شدن بر اسب. این یک شکل از دانش غیر عقلانی است زیرا نیازی به درگیر کردن باورهای واقعی ندارد. دانش از طریق آشنایی با چیزی است که بر اساس تجربه دست اول است، مانند دانستن طعم شکلات. حتی اگر فرد اطلاعات واقعی در مورد شیء نداشته باشد، این آشنایی می‌تواند وجود داشته باشد. برخی از نظریه‌پردازان نیز دانش اظهاری را با دانش شرطی، دانش تجویزی، دانش ساختاری، دانش موردی و دانش راهبردی مقایسه می‌کنند.

برای فعالیت‌های مختلف، مانند برچسب‌گذاری پدیده‌ها و همچنین توصیف و توضیح آن‌ها، دانش بیانی مورد نیاز است. می‌تواند فرآیندهای حل مسئله و تصمیم‌گیری را هدایت کند. در بسیاری از موارد، ارزش بر اساس سودمندی آن در دستیابی به اهداف است. با این حال، سودمندی همیشه آشکار نیست و همه مصادیق دانش اظهاری ارزشمند نیستند. بسیاری از دانشی که در مدرسه تدریس می‌شود، دانش اظهاری است. گفته می‌شود که به‌عنوان حافظه آشکار ذخیره می‌شود و می‌توان از طریق به خاطر سپردن یادگرفت. اما در بسیاری از موارد، پرورش درک عمیق‌تری که اطلاعات جدید را در ساختارهای گسترده‌تر ادغام می‌کند و آن را به دانش از قبل موجود متصل می‌کند، سودمند است. منابع دانش اظهاری عبارتند از ادراک، درون‌نگری، حافظه، استدلال و شهادت.

تعریف و حوزه معنایی

دانش اظهاری آگاهی یا درک واقعیات است. می‌توان آن را از طریق زبان گفتاری و نوشتاری با استفاده از جملات بیانی ابراز کرد و بنابراین می‌توان آن را از طریق ارتباط کلامی به‌دست‌آورد.[۱] نمونه‌هایی از دانش اظهاری عبارتند از دانستن این‌که «پرنسس دایانا در سال ۱۹۹۷ درگذشت» یا این‌که «وقتی گوته نوشتن فاوست را به پایان رساند ۸۳ سال داشت».[۲] دانش اظهاری شامل بازنمایی‌های ذهنی در قالب مفاهیم، ایده‌ها، نظریه‌ها و قواعد کلی است. از طریق این بازنمایی‌ها، شخص با به‌تصویر کشیدن جنبه خاصی از واقعیت، در رابطه با جنبه خاصی از واقعیت قرار می‌گیرد. دانش اظهاری تمایل به مستقل بودن از زمینه دارد: به هیچ کاربرد خاصی وابسته نیست و ممکن است برای بسیاری از وظایف به‌کار گرفته شود.[۳] این موضوع شامل طیف گسترده‌ای از پدیده‌ها است و هم دانش حقایق فردی و هم قوانین کلی را در بر می‌گیرد. یک مثال برای حقایق فردی دانستن این‌که جرم اتمی طلا ۱۹۶/۹۷ u است. از سوی دیگر، دانستن این‌که رنگ برگ برخی درختان در پاییز تغییر می‌کند متعلق به قوانین کلی است.[۴] به‌دلیل ماهیت کلامی آن، دانش اظهاری را می‌توان در رسانه‌هایی مانند کتاب و هارددیسک ذخیره کرد. همچنین ممکن است با استفاده از رایانه پردازش شود و نقش کلیدی در اشکال مختلف هوش مصنوعی ایفا کند، برای مثال، در پایگاه دانش سیستم‌های خبره.[۵]

اصطلاحاتی مانند دانش توصیفی، دانش نظری، دانش گزاره‌ای و معرفت که مترادف دانش اظهاری هستند و جنبه‌های مختلف آن را بیان می‌کنند. دانش نظری دانشی است از آنچه در گذشته، حال یا آینده وجود دارد، مستقل از یک دیدگاه عملی در مورد چگونگی دستیابی به یک هدف خاص. دانش توصیفی دانشی است که شامل توصیف اشیا، رویدادها یا مفاهیم واقعی یا حدسی است. دانش گزاره‌ای ادعا می‌کند که یک گزاره یا ادعا در مورد جهان صادق است. این اغلب با استفاده از عبارت که- بیان می‌شود، مانند «دانستن این که کانگوروها می‌پرند» یا «دانستن این که ۴=۲+۲». به همین دلیل از آن به عنوان دانش-که نام می‌برند.[۶] دانش اظهاری در تضاد با دانش غیراظهاری است که به درک صریح اطلاعات واقعی در مورد جهان مربوط نمی‌شود. در این راستا، دانش عملی در قالب مهارت و دانش از طریق آشنایی به‌عنوان نوعی آشنایی تجربی، اشکالی از دانش اظهاری نیستند.[۷] رشته اصلی تحقیق در مورد دانش اظهاری، معرفت‌شناسی نام دارد. و سعی می‌کند ماهیت خود را مشخص کند، این‌که چگونه به‌وجود می‌آید، چه ارزشی دارد و چه حدودی دارد.[۸]

اجزاء

موضوع اصلی در معرفت‌شناسی، تعیین مؤلفه‌ها یا ویژگی‌های اساسی دانش اظهاری است. این حوزه تحقیق را تحلیل دانش می‌نامند. هدف آن فراهم کردن شرایطی است که به‌طور جداگانه لازم و به‌طور مشترک کافی است، تا یک حالت به دانش اظهاری تبدیل شود. از این نظر، شبیه به این است که چگونه یک شیمی‌دان یک نمونه را با شناسایی تمام عناصر شیمیایی تشکیل‌دهنده آن تجزیه می‌کند.[۹]

Venn diagram of justified true belief
مؤلفه‌های اصلی که با دانش مرتبط است عبارتند از: باور، حقیقت و توجیه.

یک دیدگاه بیان می‌کند که دانش اظهاری دارای سه ویژگی اساسی است: (۱) باوری است که (۲) صادق است و (۳) موجه است.[۱۰] این موضع به‌عنوان نظریه معرفت باور-صادق-موجه نامیده می‌شود و اغلب به‌عنوان دیدگاه استاندارد دیده می‌شود.[۱۱] این دیدگاه به‌دنبال مجموعه‌ای از مثال‌های متضاد ارائه‌شده توسط ادموند گتیه در نیمه دوم قرن بیستم با انتقادهای قابل توجهی مواجه شد. در پاسخ، نظریه‌های جایگزین مختلفی از عناصر دانش اظهاری پیشنهاد شده‌است. برخی باور صادق موجه را شرط ضروری می‌دانند که به خودی خود کافی نیست و اجزای اضافی مورد نیاز را مورد بحث قرار می‌دهند. پاسخ دیگر این است که نیاز به توجیه را انکار کنیم و به‌دنبال یک جزء متفاوت برای جایگزینی آن باشیم.[۱۲] برخی از نظریه‌پردازان، مانند تیموتی ویلیامسون، این ایده را رد می‌کنند که دانش اظهاری را می‌توان به بخش‌های مختلف ساختارشکنی کرد. آن‌ها استدلال می‌کنند که این یک وضعیت معرفت‌شناختی اساسی و غیرقابل تحلیل است.[۱۳]

باور

یکی از مؤلفه‌های پذیرفته‌شده دانش، باور است. از این نظر، هر کس می‌داند که نهنگ‌ها حیوان هستند، و به‌طور خودکار معتقد است که نهنگ‌ها حیوان هستند. باور حالتی ذهنی است که تأیید می‌کند که چیزی درست است. به‌عنوان نگرش به یک گزاره، به جنبه ذهنی دانش تعلق دارد. برخی از نظریه‌پردازان، مانند لوئیس ویلورو، بین باورهای ضعیف و قوی تمایز قائل می‌شوند. داشتن یک باور ضعیف به این معنی است که فرد فقط فرض می‌کند که چیزی درست است. آن‌ها حدس می‌زنند که احتمالاً این ادعا درست است و در عین حال تصدیق می‌کنند که ممکن است در مورد آن اشتباه کنند. این در تضاد با باور قوی است، که متضمن تعهد به ادعای مورد اعتقاد است. و مستلزم یقین به شکل اطمینان از آن است. برای دانش اظهاری، این احساس قوی‌تر از باور مرتبط است.[۱۴]

معدودی از معرفت‌شناسان، مانند کاتالین فارکاس، ادعا می‌کنند که حداقل در برخی موارد، دانش شکلی از باور نیست، بلکه نوع متفاوتی از حالت روانی است. یکی از استدلال‌های این موضع مبتنی بر جملاتی مانند «باور نمی‌کنم، من آن را می‌دانم» است که ممکن است برای بیان این‌که شخص بسیار مطمئن است و دلایل خوبی برای تأیید این ادعا دارد استفاده شود. با این حال، این استدلال به‌طور کلی پذیرفته نیست، زیرا دانستن چیزی به‌معنای انکار آن شخص به ادعا نیست. توضیح بیشتر این است که معتقدیم این بیانیه ابزاری زبانی برای تأکید بر این است که فرد به خوبی آگاه است. در این رابطه، تنها وجود یک باور ضعیف را انکار می‌کند، بدون آن که شکل قوی‌تری از باور را رد کند.[۱۵]

صادق

باورها بسته به این‌که واقعیت را به درستی نشان دهند، درست یا نادرست هستند. حقیقت معمولاً به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی دانش در نظر گرفته می‌شود. این بدان معناست که نمی‌توان ادعای نادرست را شناخت. برای مثال، می‌توان باور داشت که هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا پیروز شد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند آن را بداند زیرا این اتفاق رخ نداده‌است. این‌که یک گزاره صادق است به این معنا نیست که دانش مشترک آن را یک دلیل غیرقابل انکار می‌داند، یا این‌که کسی در مورد آن درست فکر می‌کند. در عوض، این فقط به این معنی است که چیزها را همان‌طور که هستند نشان می‌دهد. حقیقت یک عامل عینی دانش است که فراتر از حوزه ذهنی باور است، زیرا معمولاً به این بستگی دارد که دنیای بیرون از ذهن شخص چگونه است.[۱۶]

برخی از معرفت‌شناسان معتقدند که حداقل اشکالی از دانش وجود دارد که نیازی به حقیقت ندارد. برای مثال، جوزف توماس تولیور استدلال می‌کند که برخی از حالات ذهنی تنها به‌دلیل علل و آثاری که دارند به دانش تبدیل می‌شوند. حتی اگر چیزی را نشان ندهند و در نتیجه نه درست باشند و نه نادرست.[۱۷] دیدگاه متفاوتی در زمینه انسان‌شناسی دانش یافت می‌شود که به مطالعه چگونگی کسب، ذخیره، بازیابی و انتقال دانش می‌پردازد. در این رشته، دانش اغلب به معنای بسیار گسترده‌ای درک می‌شود که تقریباً معادل درک و فرهنگ است. در این رابطه، علاقه اصلی معمولاً این است که چگونه مردم ارزش‌های صدق را به محتواهای معنا نسبت می‌دهند، مانند زمانی که یک ادعا را مستقل از درست یا نادرست بودن این ادعا تأیید می‌کنند.[۱۸] علی‌رغم این مواضع، در معرفت‌شناسی پذیرفته شده‌است که صادق بودن جزء اساسی دانش اظهاری است.[۱۶]

موجه

در معرفت‌شناسی، توجیه به این معناست که یک ادعا با شواهدی تأیید می‌شود یا این‌که شخص دلایل خوبی برای باور آن دارد. این مستلزم نوعی ارزیابی در رابطه با معیار ارزیابی عقلانیت است.[۱۹] برای مثال، شخصی که تازه حساب بانکی خود را چک کرده و می‌بیند که موجودی او ۵۰۰ دلار است، دلیل خوبی برای این باور دارد که ۵۰۰ دلار در حساب بانکی خود دارد.[۲۰] با این حال، توجیه به خودی خود به‌معنای واقعی بودن یک باور نیست. برای مثال، اگر شخصی زمان را از روی ساعت خود بخواند، ممکن است یک باور موجه در مورد زمان فعلی ایجاد کند، حتی اگر ساعت چند وقت پیش متوقف شود و اکنون زمان نادرستی را نشان دهد.[۲۱] اگر شخصی باور موجهی داشته باشد، اغلب می‌تواند این باور را بیان کند و دلایلی را ارائه کند که آن را تأیید می‌کند. این توانایی برای بیان دلایل خود یک نیاز ضروری برای توجیه نیست.[۲۲]

توجیه معمولاً به‌عنوان مؤلفه‌ای از دانش برای حذف حدس‌های موفق در نظر گرفته می‌شود. برای مثال، یک قمارباز که سکه‌ای را اجباری برمی‌گرداند، ممکن است مطمئن باشد که این بار بدون دلیل موجهی با باور، برنده خواهد شد. در این صورت، عقیده به معرفت نمی‌رسد حتی اگر معلوم شود که درست بوده‌است. این مشاهدات را می‌توان به راحتی با گنجاندن توجیه به‌عنوان یک جزء اساسی توضیح داد. این بدان معناست که باور قمارباز به دلیل عدم توجیه، به دانش نمی‌رسد. در این زمینه، صرف‌نظر واقعی برای ایجاد علم کافی نیست. موضوع اصلی در معرفت‌شناسی به معیارهای توجیه مربوط می‌شود، یعنی این‌که چه شرایطی برای موجه شدن یک باور باید رعایت شود. درون‌گرایان توجیه را به عنوان یک مؤلفه صرفاً ذهنی، شبیه به باور می‌دانند. آن‌ها ادعا می‌کنند که یک عقیده در صورتی موجه است که با سایر حالات روحی در ارتباط صحیح باشد. برای مثال، تجارب ادراکی می‌توانند باورهای مربوط به شیء درک‌شده را توجیه کنند. این در تضاد با برون‌گرایان است که ادعا می‌کنند توجیه شامل عوامل عینی است که خارج از ذهن فرد است. چنین عواملی می‌تواند شامل روابط علی با موضوع باور باشد یا این‌که فرآیندهای شناختی قابل اعتماد مسئول شکل‌گیری باور هستند.[۲۳]

Diagram showing the differences between foundationalism, coherentism, and infinitism
مبناگرایی، انسجام‌گرایی، و بی‌نهایت‌گرایی نظریه‌هایی در مورد چگونگی ایجاد توجیه هستند. پیکان‌های سیاه نماد این است که چگونه یک باور از باور دیگر پشتیبانی می‌کند.

یک موضوع نزدیک به این موضوع مربوط به این است که چگونه حالات ذهنی مختلف باید با یکدیگر مرتبط باشند تا توجیه شوند. برای مثال، یک باور ممکن است توسط یک باور دیگر پشتیبانی شود. با این حال، در صورتی که باور دوم خود موجه نباشد، آیا این برای توجیه باور اول کافی است یا خیر. باز برای مثال، شخصی ممکن است باور کند که اتومبیل‌های فورد ارزان‌تر از بی‌ام‌دبلیو هستند زیرا این را از یک دوست شنیده‌است. با این حال، اگر دلیل موجهی وجود نداشته باشد که دوست منبع اطلاعاتی قابل اعتمادی است، این باور قابل توجیه نباشد. این می‌تواند به یک پسرفت بی‌نهایت منجر شود زیرا هر دلیلی برای اطمینان دوست ارائه شود ممکن است خود توجیه نداشته باشد. سه پاسخ رایج به این مشکل عبارتند از مبناگرایی، انسجام‌گرایی و بی‌نهایت‌گرایی. از نظر مبناگرایان، برخی از دلایل، مبنایی هستند و به دلایل دیگری برای توجیه آن‌ها وابسته نیستند. انسجام‌گرایان این ایده را رد می‌کنند که یک زنجیره بی‌نهایت از دلایل مورد نیاز است و استدلال می‌کنند که باورهای مختلف می‌توانند متقابلاً از یکدیگر حمایت کنند بدون این‌که یکی از آن‌ها اساسی‌تر از موارد دیگر باشد. از سوی دیگر، بی‌نهایت‌گرایان این ایده را می‌پذیرند که به زنجیره بی‌نهایتی از دلایل نیاز است.[۲۴]

بسیاری از بحث‌های مربوط به ماهیت دانش اظهاری بر نقش توجیه متمرکز است، به‌ویژه این‌که آیا اصلاً به آن نیاز است و چه چیز دیگری ممکن است برای تکمیل آن مورد نیاز باشد. در این زمینه مجموعه‌ای از آزمایش‌های فکری ادموند گتیه تأثیرگذار بود. آن‌ها موارد مشخصی از باورهای واقعی موجه را ارائه می‌کنند که به حد دانش نمی‌رسند. دلیل شکست آن‌ها یک نوع شانس معرفتی است. این بدان معناست که توجیه به درستی آن باور مربوط نیست. در یک آزمایش فکری، اسمیت و جونز برای کار درخواست می‌کنند و قبل از اعلام رسمی نتیجه، رئیس شرکت به اسمیت می‌گوید که جونز کار را خواهد گرفت. اسمیت می‌بیند که جونز ۱۰ سکه در جیب خود دارد، بنابراین به این باور موجه می‌رسد که نامزد موفق ۱۰ سکه در جیب خود دارد. در پایان، معلوم می‌شود که اسمیت بالاخره این شغل را به‌دست می‌آورد. بر حسب تصادف، اسمیت هم ۱۰ سکه در جیب خود دارد. گتیه ادعا می‌کند که به‌دلیل این تصادف، اعتقاد اسمیت مبنی بر این‌که نامزد موفق ۱۰ سکه در جیب خود دارد به اندازه دانش نیست. اعتقاد موجه و صادق است اما توجیه به حقیقت مربوط نیست.[۲۵]

انواع

دانش اظهاری به اشکال مختلفی به‌وجود می‌آید. می‌توان بر اساس نوع محتوای آن چیزی که شناخته شده‌است، بین آن‌ها تمایز قائل شد. برای مثال، دانش تجربی آگاهی از حقایق قابل مشاهده است درحالی‌که دانش مفهومی درک طبقه‌بندی‌ها و نظریه‌های کلی و همچنین روابط بین آن‌هاست.[۲۶][۲۷][۲۸] نمونه‌های دیگر، دانش اخلاقی، دینی، علمی، ریاضی و منطقی و نیز خودشناسی است. تمایز بیشتر بر نحوه شناخت یک چیز متمرکز است. در سطح علی، منابع مختلف دانش با انواع مختلف دانش اظهاری مطابقت دارند. به‌عنوان مثال می‌توان به دانش از طریق ادراک، درون‌نگری، حافظه، استدلال و شهادت اشاره کرد.[۲۶][۲۹][۳۰]

در سطح منطقی، اشکال دانش را می‌توان بر اساس این‌که چگونه یک ادعای دانش توسط مقدمات آن پشتیبانی می‌شود، متمایز کرد. این طبقه‌بندی با اشکال مختلف استدلال منطقی مانند استدلال قیاسی و استقرایی مطابقت دارد.[۲۶][۳۱][۳۲] یک طبقه‌بندی نزدیک مرتبط بر قدرت منبع توجیه متمرکز است. بین دانش احتمالی و آپدیتیک تمایز قائل می‌شود. تمایز بین دانش پیشینی و پسینی، بر نوع منبع متمرکز است. این طبقه‌بندی‌ها در نقاط مختلف با یکدیگر هم‌پوشانی دارند. برای مثال، دانش پیشینی ارتباط نزدیکی با دانش آپدیتیک، مفهومی، قیاسی و منطقی دارد. از سوی دیگر، دانش پسینی با دانش احتمالی، تجربی، استقرایی و علمی مرتبط است. خودشناسی ممکن است با دانش درون‌نگر شناخته شود.[۲۶][۳۳]

تمایز بین دانش پیشینی و پسینی با نقش تجربه تعیین می‌شود و با تضاد بین دانش تجربی و غیرتجربی مطابقت دارد. دانش پسینی دانش حاصل از تجربه است. این بدان معنی است که تجربه، مانند ادراک منظم، مسئول شکل‍گیری و توجیه است. دانستن سبز بودن درب خانه یکی از مصادیق دانش پسینی است زیرا به نوعی مشاهده حسی نیاز است. از سوی دیگر، برای دانش پیشینی هیچ تجربه‌ای لازم نیست. مبتنی بر تأمل عقلانی محض است و نه می‌توان آن را تأیید کرد و نه از طریق تجربه جعل کرد. به‌عنوان مثال می‌توان دانست که ۱۲=۷+۵ یا هر چیزی که همه جا قرمز است، همه جا آبی نیست.[۳۴] در این زمینه، تجربه در درجه اول به‌معنای مشاهده حسی است، اما می‌تواند شامل فرآیندهای مرتبط مانند درون‌نگری و حافظه نیز باشد. با این حال، شامل همه پدیده‌های آگاهانه نمی‌شود. برای مثال، داشتن بینش منطقی در مورد حل یک مسئله ریاضی به این معنی نیست که دانش حاصل پسینی است. و دانستن اینکه ۱۲=۷+۵ یک دانش پیشینی است حتی اگر نوعی آگاهی در یادگیری معنای نمادهایی مانند «۷» و «+» و آگاهی از مفاهیم مرتبط دخیل باشد.[۳۵][۳۶][۳۳]

یک طبقه‌بندی بین دانش حقایق، مفاهیم و اصول تمایز قائل می‌شود. آگاهی از حقایق مربوط به ارتباط اطلاعات عینی است، برای مثال، این‌که رنگ قرمز در چراغ راهنمایی به‌معنای توقف است یا این‌که کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ از اسپانیا به آمریکا سفر کرد. دانش مفاهیم در مورد ایده‌های انتزاعی و کلی‌تر که بسیاری از پدیده‌های فردی را در کنار هم قرار می‌دهند، کاربرد دارد؛ مثلاً آگاهی از مفهوم آهسته دویدن به‍معنای دانستن تفاوت آن با راه رفتن و دویدن و همچنین توانایی به‌کار بردن این مفهوم در موارد مشخص است. دانش اصول، آگاهی از الگوهای کلی علت و معلول، از جمله قواعد سرانگشتی است. این نوعی درک چگونگی کار کردن چیزها و آگاهی از توضیح این است که چرا اتفاقی به این شکل افتاده‌است. مثال‌ها این است که اگر رعد و برق بزند، صدای تندر می‌آید یا اگر شخصی از بانک سرقت کند، ممکن است به زندان برود.[۳۷][۳۸] طبقه‌بندی‌های مشابه، بین دانش اظهاری افراد، رویدادها، اصول، قواعد، و هنجارها تمایز قائل می‌شوند.[۳۹][۴۰][۴۱]

دانش اظهاری با دانش صریح شناسایی می‌شود و در مقابل دانش ضمنی قرار می‌گیرد. دانش صریح، دانشی است که فرد از آن آگاه است و قابل بیان است. در حافظه آشکار ذخیره می‌شود. از سوی دیگر، دانش ضمنی، نوعی دانش تجسم‌یافته‌است که فرد نمی‌تواند آن را بیان کند. ارتباط دانش اظهاری با دانش صریح همیشه در ادبیات معاصر پذیرفته نشده‌است. برخی از نظریه‌پردازان استدلال می‌کنند که اشکالی از دانش اظهاری ضمنی وجود دارد. یک مثال فرضی شخصی است که مفهومی را آموخته‌است و اکنون قادر است اشیاء را طبق این مفهوم به‌درستی طبقه‌بندی کند، حتی اگر قادر به ارائه دلیل شفاهی برای تصمیم خود نباشد.[۴۲][۴۳][۴۴]

تضاد بیشتر بین دانش دامنه و دانش عمومی است. دانش دامنه برای یک موضوع محدود یا یک کار خاص اعمال می‌شود، اما خارج از آن بی‌فایده است. از سوی دیگر، دانش عمومی به موضوعات گسترده‌ای مربوط می‌شود یا کاربردهای کلی دارد. به‌عنوان مثال، دانش بیانی از قواعد دستور زبان متعلق به دانش عمومی است، درحالی‌که حفظ سطرهای شعر کلاغ دانش مختص حوزه است. این تمایز مبتنی بر مجموعه‌ای از موارد است که کم‌وبیش کلی هستند بدون این‌که خط مشخصی بین انواع وجود داشته باشد.[۴][۴۵] به عقیده پل کورتز، شش نوع دانش توصیفی وجود دارد: دانش ابزارهای موجود، پیامدها، حقایق خاص، قوانین علّی عمومی، ارزش‌های تثبیت‌شده و نیازهای اساسی.[۴۶] طبقه‌بندی دیگری بین دانش ساختاری و دانش ادراکی تمایز قائل می‌شود.[۴۷]

ارزش

دانش اظهاری نقش مهمی در درک انسان از جهان دارد. زیربنای فعالیت‌هایی مانند برچسب زدن به پدیده‌ها، توصیف آن‌ها، توضیح آن‌ها و برقراری ارتباط با دیگران به کمک آن صورت می‌گیرد.[۴۸] ارزش دانش اظهاری به سودمندی آن در کمک به افراد برای دستیابی به اهدافشان بستگی دارد. به‌عنوان مثال، برای درمان یک بیماری، آگاهی از علائم و درمان‌های احتمالی آن مفید است. یا اگر فردی برای شغل جدید درخواست داده باشد، دانستن محل و زمان مصاحبه مهم است.[۴۹][۵۰][۵۱] دانش اظهاری به‌دلیل مستقل بودن از زمینه، می‌تواند برای کارهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد و به‌دلیل ماهیتی فشرده، می‌توان آن را به‌راحتی ذخیره و بازیابی کرد.[۳][۵۲] دانش اظهاری می‌تواند برای دانش رویه‌ای مفید باشد، برای مثال، با دانستن لیست مراحل مورد نیاز برای اجرای یک مهارت. همچنین نقش کلیدی در درک و حل مشکلات دارد و می‌تواند فرایند تصمیم‌گیری را هدایت کند.[۵۳][۵۴][۵۵] یک موضوع مرتبط در حوزه معرفت‌شناسی این است که آیا دانش اظهاری ارزشمندتر از باور واقعی است؟ این موضوع بدیهی نیست، زیرا برای بسیاری از اهداف، باور واقعی به اندازه دانش برای دستیابی به اهداف مفید است.[۵۱][۵۶][۵۷]

دانش اظهاری در درجه اول در مواردی که به‌صورت فوری مفید است به‌کار می‌آید.[۵۸] اما همه اشکال آن مفید نیستند. به‌عنوان مثال، به خاطر سپردن شماره تلفن‌های موجود در دفترچه تلفن، بعید است که منجر به آگاهی مفیدی شود.[۵۰] با این حال، اگر کسی موقعیتی را پیش‌بینی نکند که در آن مفید باشد، اغلب ارزیابی ارزش دانش دشوار است. در این رابطه، ممکن است اتفاق بیفتد که ارزش دانش ظاهراً بی‌فایده، دیر کشف شود. برای مثال، معادلات ماکسول که مغناطیس را به الکتریسیته مرتبط می‌کند، در زمان کشف بی‌فایده تلقی می‌شد تا این‌که دانشمندان تجربی چگونگی تشخیص امواج الکترومغناطیسی را کشف کردند.[۵۸] گاهی اوقات، دانش ممکن است ارزش منفی داشته باشد.[۵۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. Colman 2009a, declarative knowledge.
  2. 1 2 Morrison 2005, p. 371.
  3. 1 2 Woolfolk & Margetts 2012, p. 251.
  4. Colman 2009b, non-declarative knowledge.
  5. Truncellito.
  6. Ichikawa & Steup 2018, introduction.
  7. Klein 1998, Knowledge, concept of.
  8. Hetherington 2016, p. 219.
  9. Ichikawa & Steup 2018, 3. The Gettier Problem.
  10. Ichikawa & Steup 2018, 11. Knowledge First.
  11. 1 2 Ichikawa & Steup 2018, 1.1 The Truth Condition.
  12. Tolliver 1989, pp. 29–51.
  13. Cohen 2010, pp. S193–S202.
  14. Watson, Introduction.
  15. Evans & Smith 2013, pp. 32–33.
  16. Pritchard 2023, p. 38.
  17. Goldman 1992, pp. 105–106.
  18. Ichikawa & Steup 2018, 1.3 The Justification Condition.
  19. Hetherington 2022, 3. Gettier’s Original Challenge.
  20. 1 2 3 4 Campbell, O'Rourke & Silverstein 2010, p. 10.
  21. Cassirer 2021, p. 208.
  22. Freitas & Jameson 2012, p. 189.
  23. Blaauw 2020, p. 49.
  24. Steup & Neta 2020, 5. Sources of Knowledge and Justification.
  25. Flick 2013, p. 123.
  26. Bronkhorst et al. 2020, pp. 1673–1676.
  27. 1 2 Moser.
  28. Baehr, 1. An Initial Characterization.
  29. Russell 2020.
  30. Price & Nelson 2013, p. 4.
  31. Foshay & Silber 2009, pp. 14–15.
  32. Chiu & Hong 2013, p. 102.
  33. Jankowski & Marshall 2016, p. 70.
  34. Scott, Gallacher & Parry 2017, p. 97.
  35. Bengson & Moffett 2012, p. 328.
  36. Kikoski & Kikoski 2004, pp. 62, 65–66.
  37. Reber & Allen 2022, p. 281.
  38. Finlay 2020, p. 13.
  39. Fischer 2019, p. 66.
  40. Yamamoto 2016, p. 61.
  41. Murphy & Alexander 2005, pp. 38–39.
  42. Degenhardt 2019, pp. 1–6.
  43. 1 2 3 Pritchard 2023, 2 The value of knowledge.
  44. 1 2 Olsson 2011, pp. 874–883.
  45. Reif 2008.
  46. Smith & Ragan 2004, pp. 152–154.
  47. Soled 1995, p. 49.
  48. Leung 2019, p. 210.
  49. Pritchard, Turri & Carter 2022, introduction.
  50. Plato 2002, p. 89–90; 97b–98a.
  51. 1 2 Haskell 2001, pp. 101–103.

منابع

  • Allwood, Carl Martin (17 October 2013). "Anthropology of Knowledge". The Encyclopedia of Cross-Cultural Psychology (به انگلیسی). John Wiley & Sons, Inc. pp. 69–72. doi:10.1002/9781118339893.wbeccp025. ISBN 978-1-118-33989-3. Archived from the original on 26 September 2022. Retrieved 16 April 2023.
  • Alter, Torin; Nagasawa, Yujin (1 April 2015). Consciousness in the Physical World: Perspectives on Russellian Monism (به انگلیسی). Oxford University Press. pp. 93–94. ISBN 978-0-19-992736-4.
  • Audi, Robert (20 June 2005). Epistemology: A Contemporary Introduction to the Theory of Knowledge (به انگلیسی). Routledge. p. 315. ISBN 978-1-134-79181-1.
  • Audi, Robert (2002). "The Sources of Knowledge". The Oxford Handbook of Epistemology. Oxford University Press. pp. 71–94. ISBN 978-0-19-513005-8. Archived from the original on 12 June 2022. Retrieved 12 June 2022.
  • Baehr, Jason S. "A Priori and A Posteriori". Internet Encyclopedia of Philosophy. 1. An Initial Characterization. Archived from the original on 7 August 2021. Retrieved 17 September 2022.
  • Baehr, Jason S. "Virtue Epistemology". Internet Encyclopedia of Philosophy. introduction; 2. Virtue Reliabilism. Archived from the original on 1 April 2023. Retrieved 31 March 2023.
  • Barber, Alex; Stainton, Robert J. (6 April 2010). Concise Encyclopedia of Philosophy of Language and Linguistics (به انگلیسی). Elsevier. p. 11. ISBN 978-0-08-096501-7.
  • Barth, Fredrik (February 2002). "An Anthropology of Knowledge". Current Anthropology (به انگلیسی). 43 (1): 1–18. doi:10.1086/324131. hdl:1956/4191. ISSN 0011-3204.
  • Battaly, Heather (4 September 2018). The Routledge Handbook of Virtue Epistemology (به انگلیسی). Routledge. p. 772. ISBN 978-1-317-49528-4.
  • Becker, Kelly (13 May 2013). Epistemology Modalized (به انگلیسی). Routledge. p. 12. ISBN 978-1-136-78632-7.
  • Bengson, John; Moffett, Marc A. (6 January 2012). Knowing How: Essays on Knowledge, Mind, and Action (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 328. ISBN 978-0-19-045283-4.
  • Bernecker, Sven; Pritchard, Duncan (19 January 2011). The Routledge Companion to Epistemology (به انگلیسی). Routledge. p. 266. ISBN 978-1-136-88200-5.
  • Bishop, M. J.; Boling, Elizabeth; Elen, Jan; Svihla, Vanessa (21 September 2020). Handbook of Research in Educational Communications and Technology: Learning Design (به انگلیسی). Springer Nature. p. 74. ISBN 978-3-030-36119-8. We follow Markauskaite and Goodyear (2017) and Dohn (2017) in distinguishing between three knowledge types. Declarative knowledge is knowledge expressible in propositional statements, often also termed propositional knowledge or know-that (e.g., “President Donald Trump was inaugurated on 20.01.2017,” “Karl Marx wrote Capital,’ “Force = Mass x Acceleration’). Procedural knowledge is often called practical knowledge, skill, or know-how (e.g., riding a bicycle, performing surgery, carrying out a logical deduction). Relational knowledge, comprising experiential and contextual knowledge, sometimes just called experiential knowledge, knowledge-by-acquaintance, or know-of (e.g., knowing what kangaroo tastes like, what red looks like, and how local, cultural norms delimit what it is appropriate to say in a given context).
  • Blaauw, Martijn (31 March 2020). Epistemology A-Z (به انگلیسی). Edinburgh University Press. p. 49. ISBN 978-0-7486-8082-5.
  • Black, C. (1 April 1971). "Knowledge without belief". Analysis. 31 (5): 152–158. doi:10.1093/analys/31.5.152.
  • Borges, Rodrigo; Almeida, Claudio de; Klein, Peter D. (1 December 2017). Explaining Knowledge: New Essays on the Gettier Problem (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 180. ISBN 978-0-19-103682-8.
  • Broadbent, Alex (5 February 2016). Philosophy for Graduate Students: Metaphysics and Epistemology (به انگلیسی). Routledge. p. 128. ISBN 978-1-317-39714-4.
  • Bronkhorst, Hugo; Roorda, Gerrit; Suhre, Cor; Goedhart, Martin (December 2020). "Logical Reasoning in Formal and Everyday Reasoning Tasks". International Journal of Science and Mathematics Education. 18 (8): 1673–6. Bibcode:2020IJSME..18.1673B. doi:10.1007/s10763-019-10039-8. S2CID 254541202.
  • Burgin, Mark (2016). Theory of Knowledge: Structures and Processes. Kackensack, NJ: World Scientific. p. 48. ISBN 9789814522670.
  • Burstein, Frada; Holsapple, Clyde W. (22 January 2008). Handbook on Decision Support Systems 1: Basic Themes (به انگلیسی). Springer Science & Business Media. pp. 44–45. ISBN 978-3-540-48713-5.
  • Cameron, Ross (2018). "Infinite Regress Arguments". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 2 January 2020. Retrieved 12 June 2022.
  • Campbell, Joseph Keim; O'Rourke, Michael; Silverstein, Harry S. (21 May 2010). Knowledge and Skepticism (به انگلیسی). MIT Press. p. 10. ISBN 978-0-262-01408-3.
  • Carter, J. Adam; Gordon, Emma C.; Jarvis, Benjamin W. (2017). Knowledge First: Approaches in Epistemology and Mind (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 114. ISBN 978-0-19-871631-0.
  • Cassirer, H. W. (11 March 2021). A Commentary of Kant's Critique of Judgment (به انگلیسی). Routledge. p. 208. ISBN 978-1-317-20272-1.
  • Chen, Fang; Terken, Jacques (18 August 2022). Automotive Interaction Design: From Theory to Practice (به انگلیسی). Springer Nature. p. 49. ISBN 978-981-19-3448-3.
  • Chiu, Chi-Yue; Hong, Ying-yi (16 December 2013). Social Psychology of Culture (به انگلیسی). Psychology Press. p. 102. ISBN 978-1-317-71018-9.
  • Christensen, Peter Holdt (2003). Knowledge Management: Perspectives and Pitfalls (به انگلیسی). Copenhagen Business School Press DK. p. 29. ISBN 978-87-630-0119-9.
  • Cohen, Emma (2010). "Anthropology of knowledge". The Journal of the Royal Anthropological Institute. 16: S193–S202. doi:10.1111/j.1467-9655.2010.01617.x. hdl:11858/00-001M-0000-0012-9B72-7. JSTOR 40606072. Archived from the original on 2022-09-26. Retrieved 2023-04-16.
  • Colman, Andrew M. (1 January 2009a). "declarative knowledge". A Dictionary of Psychology (به انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 978-0-19-953406-7. Archived from the original on 30 March 2023. Retrieved 16 April 2023.
  • Colman, Andrew M. (1 January 2009b). "non-declarative knowledge". A Dictionary of Psychology (به انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 978-0-19-953406-7. Archived from the original on 30 March 2023. Retrieved 16 April 2023.
  • Cornelis, Gustaaf C.; Smets, Sonja; Bendegem, Jean-Paul van (11 November 2013). Metadebates on Science: The Blue Book of "Einstein Meets Magritte" (به انگلیسی). Springer Science & Business Media. p. 37. ISBN 978-94-017-2245-2.
  • Craig, Edward, ed. (1996). "Knowledge, defeasibility theory of". Routledge Encyclopedia of Philosophy. Routledge. ISBN 9780415073103. Archived from the original on 2023-03-31. Retrieved 2023-04-16.
  • Crumley, Jack S. (30 July 2009). An Introduction to Epistemology – Second Edition (به انگلیسی). Broadview Press. p. 117. ISBN 978-1-4604-0116-3.
  • Degenhardt, M. A. B. (13 August 2019). Education and the Value of Knowledge (به انگلیسی). Routledge. p. 1-6. ISBN 978-1-000-62799-2.
  • Dempsey, John V. (1993). Interactive Instruction and Feedback (به انگلیسی). Educational Technology. pp. 80–81. ISBN 978-0-87778-260-5.
  • Dunlap, Linda L. (2004). What All Children Need: Theory and Application (به انگلیسی). University Press of America. pp. 144–145. ISBN 978-0-7618-2925-6.
  • Earley, P. Christopher; Ang, Soon (2003). Cultural Intelligence: Individual Interactions Across Cultures (به انگلیسی). Stanford University Press. pp. 109. ISBN 978-0-8047-4312-9.
  • Evans, Ian; Smith, Nicholas D. (25 April 2013). Knowledge (به انگلیسی). John Wiley & Sons. pp. 32–33. ISBN 978-0-7456-6141-4.
  • Farkas, Katalin (February 2015). "Belief May Not Be a Necessary Condition for Knowledge". Erkenntnis. 80 (1): 185–200. doi:10.1007/s10670-014-9620-2. hdl:20.500.14018/10539. S2CID 254470269.
  • Finlay, Janet (29 October 2020). An Introduction To Artificial Intelligence (به انگلیسی). CRC Press. p. 13. ISBN 978-1-000-15403-0.
  • Fischer, Frank (4 June 2019). Politics, Values, And Public Policy: The Problem Of Methodology (به انگلیسی). Routledge. p. 66. ISBN 978-1-000-30762-7.
  • Flick, Uwe (10 December 2013). The SAGE Handbook of Qualitative Data Analysis (به انگلیسی). SAGE. p. 123. ISBN 9781446296691.
  • Foshay, Wellesley R.; Silber, Kenneth H. (19 November 2009). Handbook of Improving Performance in the Workplace, Instructional Design and Training Delivery (به انگلیسی). John Wiley & Sons. pp. 14–15. ISBN 978-0-470-52506-7.
  • Foxall, Gordon (16 October 2017). Context and Cognition in Consumer Psychology: How Perception and Emotion Guide Action (به انگلیسی). Routledge. p. 75. ISBN 978-1-317-67738-3.
  • Freitas, Sara de; Jameson, Jill (5 April 2012). The e-Learning Reader (به انگلیسی). Bloomsbury Publishing. p. 189. ISBN 978-1-4411-7679-0.
  • Gardiner, J. M. (29 September 2001). "Episodic memory and autonoetic consciousness: a first-person approach". Philosophical Transactions of the Royal Society of London. Series B, Biological Sciences. 356 (1413): 1351–1361. doi:10.1098/rstb.2001.0955. ISSN 0962-8436. PMC 1088519. PMID 11571027.
  • Gaskins, Irene West (3 May 2005). Success with Struggling Readers: The Benchmark School Approach (به انگلیسی). Guilford Press. p. 51. ISBN 978-1-59385-169-9.
  • Goldberg, Elkhonon (16 February 2006). The Wisdom Paradox: How Your Mind Can Grow Stronger As Your Brain Grows Older (به انگلیسی). Penguin. pp. 121–122. ISBN 978-1-4406-2695-1.
  • Goldman, Alvin I. (1992). Liaisons: Philosophy Meets the Cognitive and Social Sciences (به انگلیسی). MIT Press. pp. 105–106. ISBN 978-0-262-07135-2.
  • Green, Christopher R. "Epistemology of Testimony". Internet Encyclopedia of Philosophy. introduction. Archived from the original on 7 March 2022. Retrieved 8 June 2022.
  • Gupta, Anil (2021). "Definitions: 1.1 Real and nominal definitions". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 1 May 2022. Retrieved 28 May 2022.
  • Hacker, P. M. S. (1 July 2013). The Intellectual Powers: A Study of Human Nature (به انگلیسی). John Wiley & Sons. p. 211. ISBN 978-1-118-60906-4.
  • Hamilton, Christopher (2003). Understanding Philosophy for AS Level (به انگلیسی). Nelson Thornes. p. 23. ISBN 978-0-7487-6560-7.
  • HarperCollins staff. "knowledge". The American Heritage Dictionary. HarperCollins. Archived from the original on 29 November 2022. Retrieved 25 October 2022.
  • Hasan, Ali; Fumerton, Richard (2020). "Knowledge by Acquaintance vs. Description". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. introduction. Archived from the original on 31 May 2022. Retrieved 31 March 2023.
  • Haskell, Robert E. (2001). Transfer of Learning: Cognition and Instruction (به انگلیسی). Academic Press. p. 101-3. ISBN 978-0-12-330595-4.
  • Haymes, Brian; Özdalga, Elisabeth (3 January 2016). Concept Of The Knowledge Of God (به انگلیسی). Springer. pp. 26–28. ISBN 978-1-349-19066-9.
  • Hetherington, Stephen (2022). "Gettier Problems". Internet Encyclopedia of Philosophy. Archived from the original on 19 February 2009. Retrieved 28 May 2022.
  • Hetherington, Stephen (2023). "Knowledge". Internet Encyclopedia of Philosophy. Archived from the original on 2 June 2022. Retrieved 31 March 2023.
  • Hetherington, Stephen (1 September 2016). Knowledge and the Gettier Problem (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 219. ISBN 978-1-316-75729-1.
  • Heydorn, Wendy; Jesudason, Susan (18 July 2013). Decoding Theory of Knowledge for the IB Diploma (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 10. ISBN 978-1-107-62842-7.
  • Hohwy, Jakob (November 2013). The Predictive Mind (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 245. ISBN 978-0-19-968273-7.
  • Holyoak, Keith; Morrison, Robert (2005). The Cambridge Handbook of Thinking and Reasoning. Cambridge: Cambridge University Press. p. 371. ISBN 0521824176.
  • Ichikawa, Jonathan Jenkins; Steup, Matthias (2018). "The Analysis of Knowledge". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 2 May 2022. Retrieved 29 March 2023.
  • Jankowski, Natasha A.; Marshall, David W. (11 January 2016). Partners in Advancing Student Learning: Degree Qualifications Profile and Tuning: New Directions for Institutional Research, Number 165 (به انگلیسی). John Wiley & Sons. p. 70. ISBN 978-1-119-24064-8.
  • Kent, Allen; Williams, James G. (18 November 1993). Encyclopedia of Microcomputers: Volume 13 – Optical Disks to Production Scheduling (به انگلیسی). CRC Press. p. 295. ISBN 978-0-8247-2711-6.
  • Kikoski, Catherine Kano; Kikoski, John F. (2004). The Inquiring Organization: Tacit Knowledge, Conversation, and Knowledge Creation : Skills for 21st-century Organizations (به انگلیسی). Greenwood Publishing Group. pp. 62, 65–66. ISBN 978-1-56720-490-2.
  • Kirkham, Richard L. (1984). "Does the Gettier Problem Rest on a Mistake?". Mind. XCIII (372): 503, 512–3. doi:10.1093/mind/XCIII.372.501.
  • Klauer, Bernd; Manstetten, Reiner; Petersen, Thomas; Schiller, Johannes (1 September 2016). Sustainability and the Art of Long-Term Thinking (به انگلیسی). Taylor & Francis. pp. 105–106. ISBN 978-1-134-98618-7.
  • Klein, Peter D. (1998). "Knowledge, concept of". In Craig, Edward (ed.). Routledge Encyclopedia of Philosophy. London; New York: Routledge. doi:10.4324/9780415249126-P031-1. ISBN 978-0-415-25069-6. OCLC 38096851. Archived from the original on 13 June 2022. Retrieved 13 June 2022.
  • Kleinman, Paul (18 September 2013). Philosophy 101: From Plato and Socrates to Ethics and Metaphysics, an Essential Primer on the History of Thought (به انگلیسی). Simon and Schuster. p. 258. ISBN 978-1-4405-6768-1.
  • Kornblith, Hilary (2008). "1 Knowledge Needs No Justification". In Smith, Quentin (ed.). Epistemology: New Essays. Oxford University Press. pp. 5–6. ISBN 9780191718472. Archived from the original on 2023-03-30. Retrieved 2023-04-16.
  • Lalanda, Philippe; McCann, Julie A.; Diaconescu, Ada (13 May 2013). Autonomic Computing: Principles, Design and Implementation (به انگلیسی). Springer Science & Business Media. pp. 187–188. ISBN 978-1-4471-5007-7.
  • Lee, James (25 August 2017). A Metaphysician's User Guide: The Epistemology of Metaphysics. Syracuse University. pp. 6–9. Archived from the original on 31 March 2023. Retrieved 16 April 2023.
  • Lehrer, Keith (15 October 2015). "1. The Analysis of Knowledge". Theory of Knowledge (به انگلیسی). Routledge. ISBN 978-1-135-19609-7.
  • Leonard, Nick (2021). "Epistemological Problems of Testimony". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. introduction. Archived from the original on 10 July 2022. Retrieved 8 June 2022.
  • Leondes, Cornelius T. (26 September 2001). Expert Systems: The Technology of Knowledge Management and Decision Making for the 21st Century (به انگلیسی). Elsevier. p. 804. ISBN 978-0-08-053145-8.
  • Leung, Yee (29 November 2019). International Encyclopedia of Human Geography (به انگلیسی). Elsevier. p. 210. ISBN 978-0-08-102296-2.
  • Lilley, Simon; Lightfoot, Geoffrey; Amaral, Paulo (2004). Representing Organization: Knowledge, Management, and the Information Age (به انگلیسی). Oxford University Press. pp. 162–163. ISBN 978-0-19-877541-6. In its more modern forms epistemology has taken the analysis of meaning and the status of claims to knowledge as its quarry. Consequently, writers such as Bertrand Arthur William Russell (also known as the third Earl Russell, 1872–1970), George Edward Moore (1873–1958), and Ludwig Joseph Johann Wittgenstein (1889–1951) have attempted to delineate three kinds of knowledge: 1. Knowledge that, or 'factual knowledge' ... 2. Knowledge how, or 'practical knowledge' ... 3. Knowledge of people, places, and things, or 'knowledge by acquaintance'
  • Maedche, Alexander; Brocke, Jan vom; Hevner, Alan (22 May 2017). Designing the Digital Transformation: 12th International Conference, DESRIST 2017, Karlsruhe, Germany, May 30 – June 1, 2017, Proceedings (به انگلیسی). Springer. p. 403. ISBN 978-3-319-59144-5.
  • Magee, Bryan; Popper, Karl R. (1971). "Conversation with Karl Popper". In Magee, Bryan (ed.). Modern British philosophy. New York: St. Martin's Press. pp. 74–75. ISBN 978-0-19-283047-0. OCLC 314039. Popper: Putting our ideas into words, or better, writing them down, makes an important difference. ... It is what I call 'knowledge in the objective sense'. Scientific knowledge belongs to it. It is this knowledge which is stored in our libraries rather than our heads. Magee: And you regard the knowledge stored in our libraries as more important than the knowledge stored in our heads. Popper: Much more important, from every point of view
  • Martinich, A. P.; Stroll, Ayrum. "Epistemology – Knowledge and certainty". www.britannica.com (به انگلیسی). Rationalism and empiricism. Archived from the original on 5 April 2023. Retrieved 5 April 2023.
  • Merriënboer, Jeroen J. G. van (1997). Training Complex Cognitive Skills: A Four-Component Instructional Design Model for Technical Training (به انگلیسی). Educational Technology. p. 32. ISBN 978-0-87778-298-8.
  • Miah, Sajahan (30 May 2006). Russell's Theory of Perception (به انگلیسی). Continuum. pp. 19–20. ISBN 978-1-84714-284-9.
  • Morrison, Robert (18 April 2005). The Cambridge Handbook of Thinking and Reasoning (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 371. ISBN 978-0-521-82417-0.
  • Moser, Paul K. "A posteriori". Routledge Encyclopedia of Philosophy (به انگلیسی). Routledge. Archived from the original on 20 September 2022. Retrieved 18 September 2022.
  • Moser, Paul K. (27 October 2005). The Oxford Handbook of Epistemology (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 3. ISBN 978-0-19-020818-9.
  • Murphy, P. Karen; Alexander, Patricia A. (7 October 2005). Understanding How Students Learn: A Guide for Instructional Leaders (به انگلیسی). Corwin Press. pp. 38–39. ISBN 978-1-4833-6347-9.
  • Nguyen, Van Tham; Nguyen, Ngoc Thanh; Tran, Trong Hieu (30 December 2022). Knowledge Integration Methods for Probabilistic Knowledge-based Systems (به انگلیسی). CRC Press. pp. 33–34. ISBN 978-1-000-80999-2.
  • O’Brien, Daniel. "The Epistemology of Perception". Internet Encyclopedia of Philosophy. Archived from the original on 8 May 2009. Retrieved 25 October 2022.
  • Olsson, Erik J (December 2011). "The Value of Knowledge: The Value of Knowledge". Philosophy Compass. 6 (12): 874–883. doi:10.1111/j.1747-9991.2011.00425.x. S2CID 143034920.
  • Pavese, Carlotta (2022). "Knowledge How". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 27 March 2023. Retrieved 31 March 2023.
  • Peels, Rik (2023). Ignorance: A Philosophical Study (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 28. ISBN 978-0-19-765451-4.
  • Plantinga, Alvin (27 January 2000). Warranted Christian Belief (به انگلیسی). Oxford University Press. pp. 182–183. ISBN 978-0-19-803024-9.
  • Plato (2002). Five Dialogues. Indianapolis, IN: Hackett Pub. Co. pp. 89–90, 97b–98a. ISBN 978-0-87220-633-5.
  • Poston, Ted. "Internalism and Externalism in Epistemology". Internet Encyclopedia of Philosophy. introduction. Archived from the original on 31 March 2023. Retrieved 30 March 2023.
  • Price, Kay M.; Nelson, Karna L. (1 January 2013). Planning Effective Instruction: Diversity Responsive Methods and Management (به انگلیسی). Cengage Learning. p. 4. ISBN 978-1-285-49991-8.
  • Pritchard, Duncan; Turri, John; Carter, J. Adam (2022). "The Value of Knowledge". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. introduction. Archived from the original on 10 July 2022. Retrieved 19 September 2022.
  • Pritchard, Duncan (18 May 2023). What is this thing called Knowledge? (به انگلیسی). Taylor & Francis. ISBN 978-1-000-87480-8.
  • Reber, Arthur S.; Allen, Rhianon (2022). The Cognitive Unconscious: The First Half Century (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 281. ISBN 978-0-19-750157-3.
  • Reif, Frederick (2008). Applying Cognitive Science to Education: Thinking and Learning in Scientific and Other Complex Domains (به انگلیسی). MIT Press. ISBN 978-0-262-18263-8.
  • Rhem, Anthony J. (21 November 2005). UML for Developing Knowledge Management Systems (به انگلیسی). CRC Press. p. 42-3. ISBN 978-1-135-48553-5.
  • Russell, Bruce (2020). "A Priori Justification and Knowledge". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 12 August 2021. Retrieved 18 September 2022.
  • Sadegh-Zadeh, Kazem (28 September 2011). Handbook of Analytic Philosophy of Medicine (به انگلیسی). Springer Science & Business Media. pp. 450–1, 470, 475. ISBN 978-94-007-2260-6.
  • Schelling, Birte (2 May 2013). Knowledge – Genetic Foundations and Epistemic Coherence (به انگلیسی). Walter de Gruyter. pp. 55–56. ISBN 978-3-11-032266-8.
  • Scott, Peter; Gallacher, Jim; Parry, Gareth (2017). New Languages and Landscapes of Higher Education (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 97. ISBN 978-0-19-878708-2.
  • Seel, Norbert M. (5 October 2011). Encyclopedia of the Sciences of Learning (به انگلیسی). Springer Science & Business Media. p. 1001. ISBN 978-1-4419-1427-9.
  • Smith, Patricia L.; Ragan, Tillman J. (7 December 2004). Instructional Design (به انگلیسی). John Wiley & Sons. pp. 152–154. ISBN 978-0-471-39353-5.
  • Soled, Suzanne Wegener (1995). Assessment, Testing, and Evaluation in Teacher Education (به انگلیسی). Greenwood Publishing Group. p. 49. ISBN 978-1-56750-153-7.
  • Steup, Matthias; Neta, Ram (2020). "Epistemology". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. Archived from the original on 21 July 2020. Retrieved 22 May 2022.
  • Stillings, Neil A.; Chase, Christopher H.; Weisler, Steven E.; Feinstein, Mark H.; Rissland, Edwina L. (1995). Cognitive Science: An Introduction (به انگلیسی). MIT Press. p. 370. ISBN 978-0-262-69175-8.
  • Strube, G.; Wender, K. F. (1 October 1993). The Cognitive Psychology of Knowledge (به انگلیسی). Elsevier. p. 354. ISBN 978-0-08-086755-7.
  • Sudduth, Michael. "Defeaters in Epistemology". Internet Encyclopedia of Philosophy. Archived from the original on 2 June 2022. Retrieved 30 March 2023.
  • Tokuhama-Espinosa, Tracey (2011). Mind, Brain, and Education Science: A Comprehensive Guide to the New Brain-Based Teaching. New York: W. W. Norton & Company. pp. 255. ISBN 9780393706079.
  • Tolliver, Joseph Thomas (May 1989). "Knowledge without truth". Philosophical Studies. 56 (1): 29–51. doi:10.1007/bf00646208. S2CID 170980707.
  • Truncellito, David A. "Epistemology". Internet Encyclopedia of Philosophy. Archived from the original on 13 January 2022. Retrieved 8 March 2023.
  • Turri, John; Alfano, Mark; Greco, John (2021). "Virtue Epistemology". The Stanford Encyclopedia of Philosophy. Metaphysics Research Lab, Stanford University. 5. Knowledge. Archived from the original on 2023-03-26. Retrieved 2023-04-16.
  • Villoro, Luis (1998). Belief, personal, and propositional knowledge. Amsterdam: Rodopi. ISBN 9042007427.
  • Walton, Douglas N. (January 2005). "Pragmatic and idealized models of knowledge and ignorance". American Philosophical Quarterly. 42 (1): 59–69 (59, 64). JSTOR 20010182. It is a pervasive assumption in recent analytical philosophy that knowledge can be defined as a modality representing a rational agent's true and consistent beliefs. Such views are based on rationality assumptions. One is that knowledge can only consist of true propositions. This way of speaking is sharply at odds with the way we speak about knowledge, for example, in computing, where a so-called knowledge base can be a database, that is, a set of data that has been collected and is thought to consist of true propositions, even though, realistically speaking, many of them might later be shown to be false or untenable. ... The pragmatic account of knowledge starts with a knowledge system, meaning a working system with an agent having a database. ... The notion of a search can be a social one, in many instances. A group of agents can be engaged in the search, and some of them can know things that others do not know.
  • Watson, Jamie Carlin. "Justification, Epistemic". Internet Encyclopedia of Philosophy. Introduction. Archived from the original on 14 March 2023. Retrieved 30 March 2023.
  • Woolfolk, Anita; Margetts, Kay (25 July 2012). Educational Psychology Australian Edition (به انگلیسی). Pearson Higher Education AU. p. 251. ISBN 978-1-4425-5145-9.
  • Woolfolk, Anita E.; Hughes, Malcolm; Walkup, Vivienne (2008). Psychology in Education (به انگلیسی). Pearson Longman. p. 307. ISBN 978-1-4058-3541-1.
  • Yamamoto, Sakae (4 July 2016). Human Interface and the Management of Information: Information, Design and Interaction: 18th International Conference, HCI International 2016 Toronto, Canada, July 17–22, 2016, Proceedings, Part I (به انگلیسی). Springer. p. 61. ISBN 978-3-319-40349-6.
  • Zagzebski, Linda (1999). "What Is Knowledge?". In Greco, John; Sosa, Ernest (eds.). The Blackwell Guide to Epistemology. Malden, MA: Blackwell. pp. 92–116. doi:10.1002/9781405164863.ch3. ISBN 978-0-631-20290-5. OCLC 39269507. S2CID 158886670. Archived from the original on 2 June 2022. Retrieved 12 June 2022.