دریای اسمار
![]() برگی از نسخهٔ مصور گورکانی اثر، حدود ۱۵۹۰ میلادی | |
| برگرداننده(ها) | مصطفی خالقداد هاشمی عباسی |
|---|---|
| کشور | امپراتوری گورکانی |
| زبان | فارسی |
دریای اَسمار بازنویسی و ترجمهای فارسی از دریای داستانها (کَتاسَرِتساگَره)، مجموعهٔ بزرگ داستانهای سنسکریت اثر سومَدِوَه، است که مصطفی خالقداد هاشمی عباسی در دربار اکبرشاه گورکانی در دههٔ ۱۵۹۰ میلادی فراهم کرد.[۱][۲] این اثر ترجمهای لفظبهلفظ نیست؛ خالقداد ضمن کوتاهکردن و بازپرداخت روایتها، اصطلاحات هندی را توضیح داده، برخی اشارههای فرهنگی را برای خوانندهٔ فارسیزبان روشن کرده و اشعاری از شاعران فارسی را نیز در متن گنجانده است.[۳]
«اَسمار» جمع «سَمَر» و در اصل به معنی گفتوگوها و حکایتهایی است که شبانگاه برای سرگرمی نقل میشوند؛ از این رو عنوان کتاب را میتوان «دریای حکایتها» یا «دریای قصههای شبانه» معنی کرد.
پیشینه
اصل سنسکریت کتاب، دریای داستانها، در سدهٔ یازدهم میلادی در کشمیر به دست سومَدِوَه تدوین شد. سومَدِوَه خود این اثر را برگرفته از کتابی کهنتر و اکنون ازمیانرفته به نام بریهَتکَتا («داستان بزرگ») میدانست.
پیش از خالقداد، در روزگار زینالعابدین کشمیر در سدهٔ پانزدهم میلادی نیز ترجمهای فارسی از این سنت داستانی پدید آمده بود که در شماری از منابع بحرالاسمار نامیده شده است. این ترجمه امروزه در دست نیست. خالقداد در مقدمهٔ خود از ترجمهای پیشین یاد میکند که به فرمان زینالعابدین فراهم شده بود و به سبب فراوانی واژگان و ترکیبات عربی برای بسیاری از فارسیزبانان دشوار فهمیده میشد.[۳]
عبدالقادر بدائونی نیز در ۱۰۰۳ق/۱۵۹۵م به فرمان اکبرشاه مأمور شد بخشی از اثری موسوم به بحرالاسمار را تکمیل و بخشهای پیشین آن را با عباراتی آشناتر بازنویسی کند. رابطهٔ دقیق کار بدائونی با متن خالقداد روشن نیست.[۴]
تاریخ تألیف
دربارهٔ تاریخ دقیق دریای اسمار در منابع اختلاف وجود دارد. در برخی منابع فارسی، بر پایهٔ مقدمهٔ چاپ تاراچند و امیرحسن عابدی، تاریخ ۱۰۲۰–۱۰۲۱ق/۱۶۱۱–۱۶۱۲م ذکر شده است.[۴] این تاریخ با انتساب سفارش کتاب به اکبرشاه، که در ۱۶۰۵ میلادی درگذشت، سازگار نیست. پژوهشهای هایکه فرانکه و آیلِت کاتلر تألیف دریای اسمار را در دورهٔ اکبرشاه و در دههٔ ۱۵۹۰ میلادی قرار میدهند. کاتلر اثر خالقداد در سال ۱۶۱۱ را ترجمهای دیگر با عنوان توضیحالملل میداند که در عهد جهانگیرشاه فراهم شده است.[۲][۱]
ساختار
ساختار دریای اسمار تا اندازهای از استعارهٔ اصلی دریای داستانها پیروی میکند. بخشهای بزرگ اثر «نهر» و زیربخشهای آنها «موج» نامیده شدهاند؛ همانگونه که در اصل سنسکریت، بخشهای بزرگ و کوچک کتاب با واژههایی مرتبط با آب و دریا نامگذاری شدهاند.[۳]
بر پایهٔ مقدمهٔ خالقداد، ترجمهٔ کامل ظاهراً ۱۸ نهر داشته است، اما متن کامل آن به روزگار ما نرسیده است. نسخهٔ چاپشده بر پایهٔ دستنویسهای ناقص موجود فراهم شده و ۹ نهر نخست را دربرمیگیرد. در این متن ۵۶ باب، ۷۵ داستان اصلی و ۴۴ داستان فرعی باقی مانده است؛ در حالی که اصل سنسکریت بسیار گستردهتر است.[۴]
مانند اصل سنسکریت، شیوهٔ غالب روایت «داستان در داستان» است. شخصیتها برای توضیح یک رویداد، اثبات یک سخن، پند دادن، پاسخ دادن به پرسشی یا رفع ملال، حکایتی تازه نقل میکنند و گاه در دل همان حکایت نیز داستان دیگری آغاز میشود.[۴]

شیوهٔ ترجمه و فارسیسازی
خالقداد در برابر نثر مصنوع و آکنده از تعبیرهای عربی، از نثری نسبتاً ساده و داستانی استفاده کرده است. او ترجمه را تنها جایگزینکردن واژههای سنسکریت با فارسی نمیدانست، بلکه در موارد لازم به توضیح و تفسیر نیز میپرداخت. مفاهیم دینی و اجتماعی هند، نام موجودات اساطیری و برخی آیینها و اصطلاحات برای خوانندهٔ فارسیزبان شرح داده میشوند.[۳][۱]
برای نمونه، خالقداد گاه واژه یا نام هندی را به همان صورت نگه میدارد و سپس معنای آن را توضیح میدهد؛ در موارد دیگر، توضیح کوتاهی دربارهٔ تناسخ، آیینهای دینی یا جایگاه موجودات اساطیری میافزاید. آنا مارتین این فرایند را نوعی سازگارکردن متن با محیط ادبی فارسیزبان یا «فارسیسازی» فرهنگی دانسته است.[۳]
دریای اسمار ترجمهای لفظبهلفظ از دریای داستانها نیست، بلکه نمونهای از شیوهٔ ترجمه و بازنویسی متون هندی در محیط فارسیزبان شبهقاره بهشمار میرود. آنا مارتین این فرایند را نوعی «سازگارسازی» یا فارسیسازی فرهنگی میداند که در آن مترجم، ضمن حفظ خط اصلی روایت، متن را با انتظارات و قراردادهای ادبی خوانندگان فارسیزبان هماهنگ کرده است.[۵]
یکی از مهمترین روشهای خالقداد توضیح اصطلاحات و باورهای هندی در درون روایت است. برای نمونه، او هنگام اشاره به پْرَجاپَتی دَکْشَه توضیح میدهد که بنا بر باور مردم هند او از اسباب پیدایش جهان است؛ آیین یَجْنَه را نوعی عبادت خاص معرفی میکند؛ پیشاچَه را گونهای موجود فراطبیعی فروتر توضیح میدهد؛ و دربارهٔ ویدیادْهَرهها برای خواننده شرحی کوتاه میآورد. همچنین در جایی که پارواتی از زندگی پیشین خود سخن میگوید، مترجم صریحاً توضیح میدهد که مقصود «به طریق تناسخ» است.[۵]
این توضیحات نشان میدهد که خالقداد صرفاً متن سنسکریت را به فارسی منتقل نمیکرد، بلکه در مقام مترجم ـ ویراستار میان جهان فرهنگی متن هندی و مخاطب فارسیزبان واسطه میشد. مارتین این شرحها و حاشیههای درونمتنی را نوعی «مذاکره» با متن بیگانه میداند.[۵]
شعر فارسی در متن
یکی دیگر از نمودهای فارسیسازی اثر، افزودن اشعار شناختهشدهٔ فارسی است. در دریای اسمار ابیاتی از آثاری چون گلستان، دیوان حافظ، اشعار سلمان ساوجی و شرفالدین علی یزدی و نیز آثاری از نظامی گنجوی، از جمله خسرو و شیرین، مخزنالاسرار و هفت پیکر، نقل شده است.[۵]
مارتین این جایگزینی و افزودن اشعار فارسی را نمونهای از «همارزی پویا» میداند: مترجم لزوماً عبارت یا شاهد ادبی متن سنسکریت را حفظ نمیکند، بلکه عنصری از سنت ادبی فارسی را به کار میگیرد که برای مخاطب تازه کارکردی مشابه داشته باشد. به این ترتیب، روایت هندی در چارچوب آشنای فرهنگ ادبی فارسی جای میگیرد.[۵]
سبک نثر
برخلاف بسیاری از آثار منشیانه و داستانی فارسی که با نثر مصنوع و مسجع نوشته شدهاند، نثر دریای اسمار نسبتاً ساده است و ویژگیهایی دارد که یادآور روایت شفاهی و قصهگویی است. از دید مارتین، این شیوه نشان میدهد که در انتقال چنین مجموعههایی، حفظ جریان و جذابیت داستان از وفاداری صوری به تمام ویژگیهای متن مبدأ اهمیت بیشتری داشته است.[۵]
در نتیجه، واژهٔ «ترجمه» در مورد دریای اسمار را نباید تنها به معنای امروزی ترجمهٔ دقیق متن دانست؛ خالقداد همزمان نقش مترجم، بازنویس و ویراستار را بر عهده داشته و مواد روایت را متناسب با مخاطبان خود پرداخته است.[۵]
نسخههای خطی
به گفتهٔ آنا مارتین، دو دستنویس شناختهشده از نسخهٔ فارسی دریای اسمار باقی مانده است که یکی در کتابخانهٔ مرکزی دولتی حیدرآباد و دیگری در مجموعهٔ دفتر هند در لندن نگهداری میشود. هر دو نسخه ناقصاند و تنها هشت بخش از هجده بخش اصلی اثر را دربرمیگیرند. تاراچند و سید امیرحسن عابدی چاپ انتقادی سال ۱۹۹۷ خود را بر پایهٔ همین دو دستنویس فراهم کردهاند.[۵]
برخی منابع فارسی شمار بخشهای باقیمانده را به گونهای متفاوت گزارش کردهاند؛ از این رو دربارهٔ شمار دقیق «نهر»های موجود در نسخههای شناختهشده باید میان گزارش منابع تمایز گذاشت.
زبان
نثر دریای اسمار در قیاس با بسیاری از متون منشیانهٔ همان دوره ساده است و آرایههای لفظی در آن نقش غالب ندارند.[۴] در عین حال، متن از نظر تاریخ فارسی شبهقاره نیز اهمیت دارد. در آن واژهها و کاربردهایی دیده میشود که در فارسی هند رایج بودهاند، اما در فارسی ایران کمتر شناخته شدهاند. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از جمله «خوشدامن» به معنی مادرشوهر و «میره» به معنی معشوق را نمونه آورده است.[۴]
داستانها و بنمایهها
داستانهای دریای اسمار از نظر مضمون بسیار گوناگوناند: ماجراهای شاهان و شاهزادگان، سفر و تجارت، عشق و جدایی، جادو و موجودات فراطبیعی، زهد و دین، حیله و زیرکی، وفاداری و خیانت و حکایتهای تعلیمی در کنار یکدیگر آمدهاند.
شماری از قصهها و بنمایههای این مجموعه همتاهایی در سنتهای روایی دیگر، از جمله فرهنگ عامهٔ ایران، دارند. محمد جعفری قنواتی برای نمونه به داستانهای «خندهٔ ماهی»، «رمال دروغین» و «دختر پارسا» و نیز بنمایههایی چون اشیای جادوییِ ایجادکنندهٔ موانع، میوهٔ درمانکنندهٔ نازایی و صندوق پرنده اشاره کرده است.[۴] وجود این همانندیها لزوماً به معنی اقتباس مستقیم روایتهای ایرانی از دریای اسمار نیست، اما گستردگی و جابهجایی بینفرهنگی این بنمایههای داستانی را نشان میدهد.
نسخههای خطی و چاپ
تنها شمار اندکی از دستنویسهای دریای اسمار شناخته شدهاند و نسخههای باقیمانده ناقصاند. دو دستنویسی که در تصحیح متن مورد استفاده قرار گرفتهاند در مجموعههای حیدرآباد و مجموعهٔ دفتر هند در کتابخانه بریتانیا نگهداری میشوند.[۳]
متن کتاب را تاراچند و سید امیرحسن عابدی تصحیح کردند و در ۱۳۷۵ش/۱۹۹۷م با عنوان دریای اسمار: ترجمهٔ کتا سرت ساگر در دهلی نو منتشر شد.[۴]
نسخهٔ مصور گورکانی
.jpg)
در دربار اکبرشاه نسخهای مصور از ترجمهٔ فارسی کتاب نیز تهیه شد. برگهای شناختهشدهٔ این نسخه به حدود ۱۵۹۰ میلادی و کارگاه نقاشی گورکانی در لاهور نسبت داده میشوند. امروزه حدود دوازده برگ مصور پراکنده از این دستنویس شناخته شده است و نمونههایی از آنها در موزه متروپولیتن نیویورک، موزه هنر شهرستان لسآنجلس، موزه هنر سندیگو و موزه هنر کلیولند نگهداری میشوند.[۲][۶]
برخی از این برگها پس از جداشدن از دستنویس اصلی بریده و بهصورت مستقل نگهداری شدهاند. مقایسهٔ تصاویر با نسخههای متنی بعدی امکان شناسایی صحنههای آنها را فراهم کرده است.[۲]

اهمیت
دریای اسمار نمونهای مهم از انتقال ادبیات سنسکریت به جهان فارسیزبان در دورهٔ گورکانی است. ارزش آن تنها در حفظ مجموعهای از داستانهای هندی نیست؛ شیوهٔ کار خالقداد نشان میدهد که مترجمان دربار گورکانی چگونه میان وفاداری به متن سنسکریت، قابلفهمکردن مفاهیم هندی و انتظارات ادبی خوانندگان فارسیزبان تعادل برقرار میکردند.[۱][۳]
نسخهٔ مصور درباری آن نیز شاهدی بر این است که ترجمهٔ متون سنسکریت در عهد اکبرشاه تنها فعالیتی زبانی نبود، بلکه بخشی از برنامهٔ وسیعتر تعامل فرهنگی و هنری دربار گورکانی بهشمار میرفت.[۲]
جستارهای وابسته
- دریای داستانها
- بحرالاسمار
- بریهتکتا
- پنچاتنترا
- ادبیات فارسی در هند
- ترجمههای فارسی آثار هندی
منابع
- 1 2 3 4 Kotler, Ayelet (2024). "Retranslation in Mughal South Asia: The Impressive Failure of a Persian Panchatantra". Iranian Studies (in English). 57 (3): 377–398. doi:10.1017/irn.2024.25.
- 1 2 3 4 5 Franke, Heike (2010). "Akbar's Kathāsaritsāgara: The Translator and Illustrations of an Imperial Manuscript". Muqarnas (in English). 27: 313–356.
- 1 2 3 4 5 6 7 Martin, Anna (2017). ""Translator's Invisibility": Strategies of Adaptation in Persian Versions of Indian Tales from the Mughal Period: King Vikrama's Adventures and Ocean of the Streams of Stories". Iran Namag (in English). 2 (2).
- 1 2 3 4 5 6 7 8 محمد جعفری (قنواتی) (۱۹ دی ۱۳۹۸). «دریای اسمار». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دریافتشده در ۲۲ شهریور ۱۴۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 Martin, Anna (2017). ""Translator's Invisibility": Strategies of Adaptation in Persian Versions of Indian Tales from the Mughal Period: King Vikrama's Adventures and Ocean of the Streams of Stories". Iran Namag (in English). 2 (2).
- ↑ "King Putraka in the Palace of the Beautiful Patali, Folio from a Kathasaritsagara". Los Angeles County Museum of Art (in English).
برای مطالعهٔ بیشتر
- مصطفی خالقداد هاشمی عباسی (۱۳۷۵). دریای اسمار: ترجمهٔ کتا سرت ساگر. به کوشش تاراچند و سید امیرحسن عابدی. دهلی نو.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Franke, Heike (2010). "Akbar's Kathāsaritsāgara: The Translator and Illustrations of an Imperial Manuscript". Muqarnas (in English). 27: 313–356.
- Kotler, Ayelet (2024). "Retranslation in Mughal South Asia: The Impressive Failure of a Persian Panchatantra". Iranian Studies (in English). 57 (3): 377–398.
- ادبیات فارسی
- ادبیات هند
- گورکانیان هند
