کنار برکه طلایی

کارگردانمارک رایدل
تهیه‌کنندهبروس گیلبرت
نویسندهارنست تامپسون
بازیگرانکاترین هپبورن
هنری فوندا
جین فوندا
دابنی کلمن
موسیقیدیو گروسین
توزیع‌کنندهیونیورسال استودیوز
تاریخ‌های انتشار
  • ۴ دسامبر ۱۹۸۱ (۱۹۸۱-۱۲-۰۴)
مدت زمان
۱۰۹ دقیقه
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۱۵ میلیون دلار[۱]
فروش گیشه۱۱۹٬۲۸۵٬۴۳۲ دلار[۲]

کنار برکه طلایی (انگلیسی: On Golden Pond) فیلمی درام است به کارگردانیِ مارک رایدل که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به کاترین هپبورن، هنری فوندا، جین فوندا و دابنی کلمن اشاره کرد.

این فیلم در ۱۰ رشته نامزدِ دریافتِ جایزهٔ اسکار شد که از آن میان هنری فوندا جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و کاترین هپبورن جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را از آنِ خود کردند. همچنین ارنست تامپسون برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی شد.

داستان

زوجی سالخورده، اتل ونورمن تِیر، هر تابستان سنتی دیرینه را ادامه می‌دهند و در کلبهٔ خود کنار دریاچه‌ای به نام گلدن پاند در شمال نیو انگلند اقامت می‌کنند. هنگام ورود، اتل صدای مرغابی‌های غواص را می‌شنود که گویی آنان را «به خانه خوشامد می‌گویند»، اما نورمن ادعا می‌کند چیزی نمی‌شنود.

نورمن که در آستانهٔ هشتادسالگی است، نشانه‌هایی از زوال عقل بروز می‌دهد؛ از جمله ناتوانی در شناخت برخی عکس‌های خانوادگی. او با مشکلات حافظه‌اش از طریق صحبت مکرر دربارهٔ مرگ و پیری کنار می‌آید. اتل تلاش می‌کند فضای خانه را شاد نگه دارد؛ آن‌ها بازی پارچیزی انجام می‌دهند، از مناظر طبیعی لذت می‌برند و با چارلی، نامه‌رسانی که با قایق می‌آید، گفتگو می‌کنند.

تنها فرزندشان، دخترشان چلسی، که رابطه‌ای پرتنش با پدر دارد، به دیدارشان می‌آید. او نامزدش بیل و پسر ۱۳ سالهٔ بیل، بیلی، را معرفی می‌کند. نورمن طبق عادت، با بیل بازی‌های ذهنی می‌کند. بیل به او می‌گوید متوجه این رفتار است و چندان اهمیتی نمی‌دهد، اما تحملش نیز حدی دارد. چلسی در گفتگویی با مادرش از ناامیدی خود نسبت به رابطه با پدر سخن می‌گوید و احساس می‌کند حتی با وجود زندگی در لس‌آنجلس، هنوز باید پاسخگوی او باشد.

چلسی و بیل پیش از سفر اروپایی‌شان از والدین می‌خواهند بیلی را یک ماه نزد خود نگه دارند. نورمن با وجود بدبینی، نشانه‌های زوال عقل و تپش قلب، می‌پذیرد. بیلی ابتدا از بودن با سالمندان غریبه ناراضی است، اما به‌تدریج از ماجراجویی‌های ماهیگیری با نورمن لذت می‌برد و به خواندن کتاب در کلبه علاقه‌مند می‌شود؛ ابتدا جزیرهٔ گنج و سپس داستان دو شهر.

نورمن و بیلی به شکار ماهی رقیب نورمن، «والتر»، علاقه‌مند می‌شوند. این ماجراجویی به نابودی قایق موتوری خانواده در منطقه‌ای سنگی به نام پرجاتوری کوو می‌انجامد. نورمن به آب پرتاب شده و زخمی می‌شود، اما بیلی برای نجات او شیرجه می‌زند. سپس اتل و چارلی آن‌ها را نجات می‌دهند. پس از بهبودی، نورمن همراه بیلی دوباره به ماهیگیری می‌رود و سرانجام «والتر» را می‌گیرند، اما آن را آزاد می‌کنند.

چلسی بازمی‌گردد و درمی‌یابد پدرش با پسر همسرش رابطه‌ای دوستانه برقرار کرده است. او با دیدن تغییر رفتار پدر، کاری را انجام می‌دهد که پیش‌تر هرگز موفق نشده بود: شیرجهٔ پشت. چلسی در برابر تشویق نورمن، بیلی و اتل موفق می‌شود و سرانجام با پدرش آشتی کامل می‌کند.

در آخرین روز اقامت، هنگام جمع‌آوری وسایل، نورمن در اثر بلند کردن جعبه‌ای سنگین دچار درد قلبی شده و روی ایوان می‌افتد. اتل بی‌نتیجه تلاش می‌کند با بیمارستان تماس بگیرد و سپس شوهرش را دلداری می‌دهد. نورمن به هوش می‌آید و می‌گوید درد از بین رفته است. او می‌خواهد آخرین خداحافظی را با دریاچه انجام دهد. اتل او را تا کنارهٔ آب همراهی می‌کند؛ آن‌ها مرغابی‌های غواص را می‌بینند و نورمن می‌گوید پرندگان در حال خداحافظی‌اند. او یادآور می‌شود که آن‌ها درست مانند خودش و اتل هستند؛ فرزندشان بزرگ شده و راه خود را رفته است و اکنون تنها خودشان باقی مانده‌اند.

منابع

  1. Box Office Information for On Golden Pond. بایگانی‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine TheWrap. Retrieved April 4, 2013.
  2. "On Golden Pond, Box Office Information". Box Office Mojo. Retrieved March 9, 2012.

پیوند به بیرون