سونات ویولن در سل مینور (تریل شیطان)

سونات تریل شیطان
جوزپه تارتینی
«رؤیای تارتینی»، نگاره‌ای خیال‌پردازانه از لوئی-لئوپولد بوآلی (۱۷۶۱–۱۸۴۵)، بازتاب همان رؤیای نام‌آوری‌ست که، به‌روایت خود آهنگ‌ساز، سرچشمهٔ الهام او در تصنیف «سونات تریل شیطان» بوده است. این تابلو، تصویری‌ست از آن رؤیای شگرف که سال‌ها پیش از زاده‌شدن نقاش، در ضمیر تارتینی درخشید.
مایه‌نماسل مینور
شمارهٔ اثرB.g5
شکلسونات ویولن، سونات باروک، سونات دا کیسا (سونات کلیسایی)
اهدا شدهشناخته‌شده نیست
منتشر شده
  • ۱۷۹۹ (۱۷۹۹) در L'Art du Violon اثر ژان-باتیست کارتیه
مدت زمانحدود ۱۵ دقیقه
موومان‌ها۴ موومان
  • Larghetto ma non troppo
  • Allegro moderato
  • Andante
  • Allegro assai — Andante — Allegro assai

سونات ویولن در سُل مینور (به انگلیسی: Violin Sonata in G minor)، به شماره‌های کاتالوگ GT 2.g05[الف] و B.g5،[ب] که بیشتر با نام تریل شیطان (به ایتالیایی: Il trillo del diavolo) شناخته می‌شود، سوناتی است برای ویولن سولو (solo violin) با همراهی فیگور باس،[پ] ساختهٔ جوزپه تارتینی[ت] استاد بزرگ موسیقی. این سونات، شناخته‌شده‌ترین ساختهٔ این آهنگساز به‌شمار می‌رود و به دلیل تم بی‌همتا و همچنین پاساژهای فنی بسیار دشوارِ خود، اثری به واقع قابل توجه در تاریخ موسیقی است.[۲] اجرای معمول این قطعه حدود ۱۵ دقیقه به طول می‌انجامد.

پیشینه

گویا جوزپه تارتینی به ستاره‌شناس فرانسوی، ژروم لالاند، گفته بود که شبی در عالم رؤیا دیده است که شیطان بر او ظاهر شده و خواسته است تا هم خدمتکار و هم استاد او باشد. در پایان درس موسیقی، تارتینی ویولن خود را به شیطان داد تا مهارت او را در نوازندگی بسنجد. شیطان با چیره‌دستی فنی خیره‌کننده‌ای (virtuosity)[ث] ساز را به دست گرفت و اجرایی پرشور و شکوهمند ارائه داد. این اجرا آنچنان از زیبایی یگانه، و ذوق و دقت فنیِ برتری برخوردار بود که نفس آهنگساز در سینه حبس شد.[۳] داستان کامل، آن‌گونه که خودِ جوزپه تارتینی برای ژروم لالاند در کتابِ او با عنوان سفرنامهٔ یک فرانسوی در ایتالیا[ج] نقل کرده، چنین است:

شبی از سال ۱۷۱۳، در عالمِ رؤیا چنان دیدم که با ابلیس، بر سرِ روحِ خویش عهد و پیمانی بسته‌ام. همه‌چیز بر وفقِ مرادم پیش می‌رفت؛ چنان‌که گویی در رؤیای شیرینِ بخت‌یاری می‌زیستم. خادمِ نویافته‌ام خواسته‌هایم را پیش از آن‌که بر زبان جاری کنم، برمی‌آورد.

از آن میان، سازِ خویش را بدو سپردم تا ببینم آیا توانِ نواختن دارد یا نه. وه که چه حیرت‌زده شدم آنگاه که سوناتی به گوشم رسید، در ژرفا و فریبندگی بی‌همتا، و نواخته‌شده با هنری گویی فراسوی توانِ بشری و هوشمندی‌ای اهریمنی؛ چنان‌که در گستاخ‌ترین پروازهای خیال نیز نظیرش را تصور نمی‌کردم!

مفتون و مسحور، از خود بی‌خود و بی‌نفس مانده بودم که ناگاه، هراسان از خواب جستم. بی‌درنگ چنگ در ساز زدم تا مگر بتوانم اندکی از آن نقشِ رؤیا را بر صحیفهٔ بیداری نگاه دارم. لیک دریغا که کوشش به جایی نرسید! موسیقی‌ای که در آن ایام تصنیف کردم، بی‌تردید برترین اثری است که در تمامِ عمرم نگاشته‌ام و هنوز نیز آن را «تریلِ شیطان» می‌خوانم؛ با این‌همه، فاصلهٔ میان آنچه بر کاغذ آوردم و آن نغمهٔ رؤیایی که آن‌سان دگرگونم ساخته بود، چنان ژرف و جانکاه است که اگر می‌توانستم بی‌لذتِ موسیقی زنده بمانم، بی‌تردید سازم را درهم شکسته و برای همیشه با آن وداع می‌گفتم.[۵]

جوزپه تارتینی[۶]

تارتینی، مسحور و شیفتهٔ نوازندگی درخشان و حیرت‌انگیز شیطان، کوشید تا آنچه را شنیده بود، بازآفرینی کند. با این حال، هرچند او پیش‌تر این سونات را اثر محبوب خود خوانده بود، اما بعدها نوشت که این ساخته «آنقدر از آنچه در رؤیا شنیده بودم، فروتر است که اگر می‌توانستم از راهی دیگر گذرانِ زندگی کنم، بی‌شک ویولنم را درهم شکسته و موسیقی را برای همیشه وداع گفته بودم.»[۷] با آنکه تارتینی مدعی بود این سونات را در سال ۱۷۱۳ تصنیف کرده، پژوهشگران به دلیل پختگی سبکیِ اثر معتقدند که احتمالاً تا اواخر دههٔ ۱۷۴۰ ساخته شده است؛ چرا که موسیقی آن واجدِ مؤلفه‌های سبک گالانت[چ] است، سبکی که دوران گذار میان دوره‌های باروک و کلاسیک به‌شمار می‌رود. این سونات تا سال ۱۷۹۸ یا ۱۷۹۹، یعنی تقریباً سی سال پس از درگذشت آهنگساز، منتشر شد.[۸]

این سونات بعدها هم برای بالهٔ «ویولن شیطان»،[ح] ساختهٔ چزاره پوینی[خ] در سال ۱۸۴۹،[۹] و هم برای پرلود شماره ۲۷[د] اثر شوپن،[ذ] مبنا قرار گرفت.[۱۰]

ساختار

طَنینِ تریلِ شیطان، در پایِ بستر.

این سونات که برای ویولن به همراه باسو کونتینوئو[ر] تصنیف گشته، در چهار موومان نوشته شده است:

  1. Larghetto ma non troppo
  2. Allegro moderato
  3. Andante
  4. Allegro assai — Andante — Allegro assai

موومان نخست، در میزان‌نمای 12
8
، با نوایی آرام و تأمل‌برانگیز آغاز می‌شود؛ همراه با جفت‌آواهای کشیده و خطِ ملودیِ روانِ ویولن که از آرایه‌های خوش‌سلیقه و ظریف آکنده است.[۱۱] ملودی، که در میانهٔ موومان از گامِ تونیک به مدیانت تغییر مایه می‌دهد، شامل چندین کادانسِ فریبنده است و سرانجام به تِمِ تونیکِ مشابهِ آغازین بازمی‌گردد.[۱۲] در ادامه، یک پاساژ براوورایِ چابک، سریع و بسیار پرتزئین نواخته می‌شود که مقدمه‌ای است بر یک موومانِ آهسته، کوتاه و آوازگونه؛ موومانی که گفته می‌شود حالتِ رؤیاییِ تارتینی را بازمی‌نمایاند.[۳]

«تریل شیطان» در موومان چهارم

موومان پایانی، که از لحاظ فنی از دشوارترین بخش‌های اثر به‌شمار می‌رود، با شتاب آغاز می‌شود و به‌تدریج به ملودی‌ای تکرارشونده و مُدولار برای ویولن بدل می‌گردد که بر بستری از آکمپانیمانی شدت‌گیرنده شکل می‌گیرد. این بخش به یک تم کروماتیکِ آهسته می‌انجامد که در پی آن سکانس‌های بیشتری از این دو تم اجرا می‌شود. منشأ لقب ماندگارِ سونات (تریل شیطان)، پاساژی است که در آن ویولنیست تریل‌های پیاپی می‌زند و همزمان آکوردهای سه‌صداییِ آرپژدار (یا شکسته) می‌نوازد، که بشدت دشوار است. کادنزای براوورایی[ز] که غالباً در این اثر شنیده می‌شود، ساختهٔ فریتس کرایسلر[ژ] بزرگ است. بخش همراهی برای چند میزانِ پایانیِ پُرشور و نمایشی، دوباره به ویولن می‌پیوندد.[۱۲] تریلِ به‌کاررفته در موومان پایانی، از نخستین نمونه‌های بهره‌گیری از تریل در بازنمایی یک تم موسیقایی به‌شمار می‌رود.

بازتاب در فرهنگ و هنر

سوناتای «تریل شیطان» به دلیل داستان رازآلود و ساختار فنی پیچیده‌اش (به‌ویژه استفاده از تریل‌ها)، الهام‌بخش آثار متعددی در حوزه‌های گوناگون هنر و سرگرمی بوده است.

کامیک و انیمه

در مجموعه کامیک ایتالیایی دیلن داگ، «تریل شیطان» قطعه‌ای است که شخصیت اصلی همنام داستان در اوقات فراغت خود با کلارینت می‌نوازد (که به گفتهٔ دستیارش گروچو، با نتایج ضعیفی همراه است). علاوه بر این، در شماره ۲۳۵ با عنوان «سوناتای وهم‌انگیز»، یک ویولن‌زن جوان و زیبای روس، این اثر را تحت هدایت یک آهنگساز پیر اجرا می‌کند که قصد دارد آن را تا حدی تکمیل کند که با آنچه شیطان در رؤیای افسانه‌ای تارتینی نواخته بود، یکسان شود. اما نت‌های این ملودی جدید، واکنش‌های ذهنی و فیزیکی غیرقابل توضیحی در شنوندگان برمی‌انگیزد و آن‌ها را در تماس مستقیم با جهنم قرار می‌دهد.[۱۳]

در انیمهٔ ژاپنی اِرث‌داران تاریکی نیز، یکی از چهار پروندهٔ اصلی داستان از حکایت تارتینی و این سونات الهام گرفته است.

موسیقی

ویولنیست مشهور، ونسا-می، یک تنظیم مدرن و پرانرژی از این قطعه را با نام «The Devil's Trill» برای آلبوم سال ۱۹۹۶ خود ضبط کرد که به شهرت این اثر در میان نسل جدید کمک شایانی نمود.

ادبیات

در رمان صهیونیستی معمایی-عاشقانهٔ ماکس برود با عنوان Die Zauberreich der Liebe (قلمرو جادویی عشق، ۱۹۲۸)، «تریل شیطان» به عنوان موتیف اصلی عمل می‌کند و نمادی از تنش‌های درونی شخصیت‌هاست. این کتاب به دوست نویسنده، فرانتس کافکا، تقدیم شده است.

تریل شیطان[س] یک رمان هیجان‌انگیز از نویسنده ایتالیایی، کارلو لوکارلی است. در این داستان، یک ویولن‌زن جوان، کپی نقشه محرمانه ارتش آلمان برای تهاجم به لهستان را که در یک نسخه از سونات تارتینی پنهان شده بود، پیدا می‌کند و در اروپایی که در آستانهٔ تجربهٔ نفرت نازی‌ها و تبدیل دوستان به دشمنان است، به یک مأمور مخفی تبدیل می‌شود.

سینما و تلویزیون

در فیلم شبانه (Nocturne) محصول ۲۰۲۰، یک نسخه از پارتیتور «تریل شیطان» یکی از عناصر کلیدی و رازآلود داستان است.

در سال ۱۹۴۶، کارگردان بریتانیایی، برنارد نولز، فیلمی با عنوان پاگانینی: آرشه جادویی[ش] ساخت که در جشنواره کن به نمایش درآمد و در آن استوارت گرانجر نقش نیکولو پاگانینی[ص] را ایفا می‌کند. قطعات ویولن در این فیلم، از جمله سونات تریل شیطان، توسط یهودی منوهین[ض] نواخته شده است.[۱۵] این اولین تجربهٔ منوهین با سینما بود و او در این فیلم با یک ویولن استرادیواریوس[ط] و یک گوآرنری[ظ] می‌نوازد.[۱۶]

در فیلم آنگین (۱۹۹۹) به کارگردانی مارتا فاینز، کلوئه هانسلیپ که در آن زمان دوازده ساله بود، این سونات را اجرا می‌کند.

بازی‌های ویدئویی

در بازی ویدئویی کسلوانیا: مرثیهٔ معصومیت (۲۰۰۳)، قطعهٔ «تریل شیطان» به عنوان موسیقی پس‌زمینه برای مبارزه با یک شخصیت خون‌آشام به نام والتر برنهارد استفاده شده است.

نسخه‌های چاپی منتشرشده

نخستین نسخهٔ چاپی این سونات، حدود سال ۱۷۹۹ میلادی در پاریس و توسط انتشارات «دکومب» به چاپ رسید. این اثر در قالب بخشی از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر به نام L'Art du Violon (هنر ویولن) و به کوشش ژان-ژروم ایمبو،[ع] ویولنیست و ناشر سرشناس آن دوره، منتشر شد. این نسخه با عنوانی توصیفی و طولانی به چاپ رسید که به نظر می‌رسد برای جذابیت تجاری و بهره‌گیری از افسانهٔ مشهور رؤیای تارتینی، توسط ناشر انتخاب شده بود: «سونات تارتینی، که در مکتبش تریل شیطان نام گرفت؛ برگرفته از رؤیای استاد که حکایت می‌کرد شیطان را کنار بسترش در حال نواختنِ تریلی دیده که در قطعهٔ نهایی این سونات نگاشته شده است.»[غ][۱۷]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. «GT» نماد مورد استفاده در کاتالوگ موضوعی آثار جوزپه تارتینی است. این شماره‌گذاری، به‌ویژه با پروژه «Discover Tartini» و کنسرواتوار موسیقی جوزپه تارتینی در تریسته (ایتالیا) مرتبط است.
  2. «B.» نشانگر شماره‌گذاری در کاتالوگ موضوعی آثار جوزپه تارتینی است که توسط موسیقی‌شناس آمریکایی، پاول برینارد (Paul Brainard)، در سال ۱۹۷۵ منتشر شد.
  3. باس شماره‌گذاری‌شده (به انگلیسی: Figured bass؛ به ایتالیایی: basso numerato) یک نوع نت‌نویسی خلاصه و کاربردی است که ستون فقرات هارمونی در تمام دوران موسیقی باروک (تقریباً ۱۶۰۰–۱۷۵۰) را تشکیل می‌داد. در این سیستم، آهنگساز تنها خط باس (پایین‌ترین خط ملودیک) را به طور کامل می‌نوشت و سپس با استفاده از اعداد و علائم کوچکی که در زیر یا بالای نت‌های باس قرار می‌داد، به نوازندهٔ سازهای آکوردی (مانند هارپسیکورد، ارگ یا لوت) راهنمایی می‌کرد که چه آکوردها و هارمونی‌هایی را باید بر اساس آن خط باس، به صورت بداهه اجرا کند. این اعداد، فواصلی را که باید بالاتر از نت باس نواخته شوند، مشخص می‌کردند. «باس شماره‌گذاری‌شده» در واقع «زبان» یا «کد» نوشتاری است، در حالی که باسو کونتینوئو به «عمل» یا «شیوهٔ اجرایی» نواختن این بخش توسط یک یا چند نوازنده اطلاق می‌شود. این سیستم به آهنگسازان اجازه می‌داد تا با سرعت بیشتری آهنگسازی کنند و به نوازندگان نیز آزادی عمل قابل توجهی در نحوهٔ اجرای هارمونی‌ها می‌داد.[۱]
  4. جوزپه تارتینی (به ایتالیایی: Giuseppe Tartini؛ ۱۶۹۲–۱۷۷۰)، از چهره‌های درخشان موسیقی باروک پسین و از پیشگامان حساسیت‌های پیشاکلاسیک، نه تنها به عنوان یکی از چیره‌دست‌ترین ویولن‌نوازان تاریخ شناخته می‌شود، بلکه آهنگسازی نوآور و نظریه‌پردازی ژرف‌اندیش بود. آثار او، به‌ویژه کنسرتوها و سونات‌های ویولن، گواهی بر تسلط بی‌بدیل او بر این ساز و عمق بیان موسیقایی اوست و نامش را در زمرهٔ استادان بزرگ جاودانه ساخته است.
  5. ویرتوزیته (virtuosity) در موسیقی، به معنای مهارت، استادی و چیره‌دستی فنیِ فوق‌العاده و استثنایی در اجرای موسیقی، به‌ویژه در نواختن یک ساز یا خوانندگی است. این اصطلاح برای توصیف نوازندگان یا خوانندگانی به کار می‌رود که به سطحی شگرف از توانایی تکنیکی دست یافته‌اند و قادر به اجرای قطعات بسیار دشوار با دقت، سرعت و ظرافت خیره‌کننده هستند. چنین هنرمندانی را «ویرتوز» (virtuoso) یا گاه «ابرنوازنده» می‌نامند.
  6. سفر یک فرانسوی در ایتالیا (به فرانسوی: Voyage d'un François en Italie) یک سفرنامهٔ مشهور و بسیار تأثیرگذار است که توسط ستاره‌شناس و نویسندهٔ فرانسوی، ژروم دو لالاند (Jérôme Lalande؛ ۱۷۳۲–۱۸۰۷)، نوشته شده است. این اثر که در سال ۱۷۶۹ منتشر شد، حاصل سفرهای گستردهٔ لالاند در سراسر ایتالیا در سال‌های ۱۷۶۵ و ۱۷۶۶ است. این کتاب فراتر از یک سفرنامهٔ معمولی، یک دایرةالمعارف دقیق از وضعیت فرهنگی، هنری، علمی و اجتماعی ایتالیا در اواسط قرن هجدهم به شمار می‌رود. اهمیت این اثر برای موسیقی‌شناسی در این است که لالاند با علاقه و دقت فراوان، مشاهدات دست اول خود را از زندگی موسیقایی شهرهای مختلف ایتالیا، از جمله کنسرت‌ها، اپراها و ملاقات با هنرمندان برجسته، ثبت کرده است. یکی از مشهورترین بخش‌های این کتاب، شرح ملاقات او با جوزپه تارتینی در پادووا است. لالاند در این بخش، داستان مشهور الهام گرفتن تارتینی از یک رؤیا برای خلق «سونات تریل شیطان» را برای نخستین بار به طور مکتوب ثبت و روایت کرده است. این روایت که مستقیماً از زبان خود آهنگساز نقل شده، به مهم‌ترین و معتبرترین منبع برای درک خاستگاه افسانه‌ای این شاهکار تبدیل شده و به جاودانگی این داستان کمک شایانی کرده است.[۴]
  7. سبک گالانت (galant) شیوه‌ای در موسیقی اروپایی در میانهٔ قرن هجدهم بود که بر شفافیت، ظرافت و سادگی ملودیک تأکید داشت و دوران گذار از پیچیدگی‌های اواخر دورهٔ باروک به سبک دورهٔ کلاسیک را مشخص می‌کند.
  8. ویولن شیطان (به فرانسوی: Le Violon du diable) یک باله فانتزی در دو پرده و سه صحنه است که برای نخستین بار در سال ۱۸۴۹ در اپرای پاریس به روی صحنه رفت. موسیقی این اثر توسط آهنگساز ایتالیایی، چزاره پوینی، ساخته شده و طراحی رقص آن بر عهدهٔ طراح رقص مشهور، آرتور سن-لئون، بود که خود نیز در نقش ویولن‌نواز به ایفای نقش می‌پرداخت. داستان این باله به شکلی مستقیم از افسانهٔ رؤیای تارتینی الهام گرفته شده است و ماجرای یک ویولن‌نواز جوان را روایت می‌کند که با کمک یک ویولن جادویی که از شیطان دریافت کرده، به شهرت و مهارتی فرازمینی دست می‌یابد. این باله به دلیل ترکیب موسیقی virtuoso و داستان رمانتیک و فراطبیعی‌اش، در زمان خود بسیار مورد توجه قرار گرفت.
  9. چزاره پوینی (Cesare Pugni, ۱۸۰۲–۱۸۷۰) آهنگساز ایتالیایی و یکی از پرکارترین و تأثیرگذارترین خالقان موسیقی باله در دوران رمانتیسم بود. او به ویژه به خاطر همکاری‌های درخشانش با طراحان رقص بزرگ آن دوره، از جمله ژول پرو و آرتور سن-لئون در پاریس و ماریوس پتیپا در روسیه، شهرت دارد. پوینی استعدادی شگرف در خلق ملودی‌های گیرا، ریتمیک و کاملاً منطبق با نیازهای دراماتیک و حرکتی رقص داشت. او برای بیش از ۳۰۰ باله موسیقی ساخت که بسیاری از آن‌ها مانند اسمرالدا، اوندین و دختر فرعون به آثار کلاسیک و ماندگار این هنر تبدیل شدند. موسیقی او برای بالهٔ ویولن شیطان نمونه‌ای برجسته از توانایی او در ترکیب مهارت تکنیکی با فضاسازی روایی و رازآلود است که به شکل‌گیری یکی از آثار موفق آن دوره کمک شایانی کرد.
  10. پرلود شماره ۲۷، که با نام مستعار «تریل شیطان» نیز شناخته می‌شود، قطعه‌ای کوتاه برای پیانو اثر فردریک شوپن است که تا سال‌ها ناشناخته باقی مانده بود. این اثر در سال ۱۹۱۸ توسط پیانیست و موسیقی‌شناس لهستانی، لودومیر میخال روگوفسکی، در یک آلبوم قدیمی که به یکی از شاگردان شوپن تعلق داشت، کشف شد. این پرلود به دلیل شباهت‌های ساختاری و فضاسازی رازآلودش با سونات مشهور تارتینی، به سرعت لقب «تریل شیطان» را از آن خود کرد. اگرچه این قطعه از نظر فنی به پیچیدگی اثر تارتینی نیست، اما با استفاده از تریدهای سریع و هارمونی‌های تیره، فضایی وهم‌آلود و در عین حال شاعرانه خلق می‌کند که یادآور سبک منحصر به فرد شوپن در بیان احساسات عمیق و پیچیده است. این اثر نمونه‌ای درخشان از توانایی شوپن در خلق یک جهان کامل در یک قطعهٔ کوتاه و فشرده است.
  11. فردریک شوپن (Frédéric Chopin, ۱۸۱۰–۱۸۴۹)، آهنگساز و پیانیست نابغهٔ لهستانی-فرانسوی، یکی از تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین چهره‌های دوران رمانتیسم و تاریخ موسیقی است که به درستی لقب «شاعر پیانو» را از آن خود کرده است. موسیقی او، عمیقاً با روح و فرهنگ لهستان، سرزمین مادری‌اش، گره خورده است. شوپن با بهره‌گیری از ریتم‌ها و ملودی‌های رقص‌های لهستانی مانند مازورکا و پولونز، نه تنها هویت ملی را در آثارش جاودانه ساخت، بلکه به موسیقی کلاسیک غنا و رنگی تازه بخشید. او زبان پیانو را از نو تعریف کرد و با هارمونی‌های نوآورانه، انگشت‌گذاری‌های بدیع و استفادهٔ شاعرانه از پدال، پتانسیل بیانی این ساز را به سطحی بی‌سابقه رساند. آثار او، از نوکتورن‌های رؤیایی و پرلودهای فشرده گرفته تا بالادهای دراماتیک، نه تنها آزمونی برای مهارت هر پیانیستی است، بلکه ارتباطی مستقیم و عمیق با احساسات انسانی برقرار می‌کند و به همین دلیل، جایگاه او را به عنوان یکی از جاودانه‌ترین نوابغ موسیقی تثبیت کرده است.
  12. باسو کنتینوئو (basso continuo)، یا به‌اختصار کونتینوئو، نوعی همراهیِ هارمونیکِ مبتنی بر بداهه‌نوازی بود که در دورهٔ باروک رواج داشت. این بخش معمولاً توسط یک ساز شستی‌دار (مانند هارپسیکورد یا ارگ) به همراه یک ساز ملودیکِ بَم (مانند ویولن‌سل یا باسون) اجرا می‌شد. نوازندهٔ ساز شستی‌دار، هارمونی‌ها را بر اساس اعداد و نشانه‌هایی که زیر یا بالای نت‌های خط باس نوشته می‌شد (و به «باسِ شماره‌گذاری‌شده» یا figured bass معروف بود)، می‌نواخت.
  13. کادنزای براوورا (Bravura Cadenza) که توسط ویولن‌نواز و آهنگساز افسانه‌ای، فریتس کرایسلر، برای موومان آخر سونات «تریل شیطان» نوشته شده، خود به تنهایی یک شاهکار به‌شمار می‌رود. کرایسلر، که به خاطر اجراهای پرشور و در عین حال عمیقاً احساسی‌اش شهرت داشت، این کادنزا را به گونه‌ای طراحی کرد که نه تنها اوج مهارت تکنیکی نوازنده را به نمایش بگذارد، بلکه به داستان رؤیای تارتینی نیز ادای احترام کند. این کادنزا سرشار از تکنیک‌های خیره‌کننده‌ای چون پاساژهای سریع، آکوردهای چندصدایی، و تریل‌های پیچیده است که به شکلی دراماتیک، تداعی‌گر نبرد میان نوازنده و نیروی شیطانی الهام‌بخشِ قطعه است. اجرای این کادنزا به چنان مهارتی نیاز دارد که آن را به معیاری برای سنجش توانایی ویولن‌نوازان بزرگ تبدیل کرده است. این اثر، نمونه‌ای درخشان از هنر کرایسلر در تلفیق تکنیک ناب با بیانی روایی و عمیقاً انسانی است.
  14. فریتس کرایسلر (به آلمانی: Fritz Kreisler؛ ۱۸۷۵–۱۹۶۲)، ویولن‌نواز و آهنگساز اتریشی‌الاصل آمریکایی، به عنوان یکی از برجسته‌ترین، تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین نوابغ ویولن در تمام دوران شناخته می‌شود. او شهرت جهانی خود را مدیون لحن گرم و پُرطنین و شیرینِ سازش، جمله‌بندی‌های موسیقاییِ عمیقاً احساسی و شخصی، و تکنیک نوازندگیِ به ظاهر ساده اما در باطن بسیار ظریف و درخشان خود بود. کرایسلر علاوه بر اجراهای بی‌نظیر و به‌یادماندنی از رپرتوار کلاسیک ویولن، آثار کوتاه و بسیار محبوب و دلنشینی برای ویولن (اغلب با همراهی پیانو) تصنیف کرد که بسیاری از آن‌ها هنوز هم جزء جدایی‌ناپذیر کنسرت‌های ویولن در سراسر جهان هستند (از جمله قطعات معروفی چون «رنج عشق» (Liebesleid)، «شادی عشق» (Liebesfreud) و «رزماری زیبا» (Schön Rosmarin)). او همچنین برای برخی از بزرگ‌ترین کنسرتوهای ویولن در تاریخ موسیقی (مانند آثار بتهوون، برامس و پاگانینی) کادنزاهایی نوشت که امروزه نه تنها به عنوان بخشی استاندارد از رپرتوار اجرایی این آثار تلقی می‌شوند، بلکه خود نیز نمونه‌هایی درخشان از درک عمیق او از سبک و ساختار این آثار به‌شمار می‌روند. کادنزایی که او برای سونات «تریل شیطان» تارتینی نوشت نیز نمونه‌ای از همین هنر او در گسترش و غنی‌سازی آثار دیگران است و به اجرای این سونات جلوه‌ای خاص و عمقی بیشتر بخشیده است.
  15. تریل شیطان (به ایتالیایی: Il trillo del diavolo) یک رمان برجسته در ژانر نوآر تاریخی، اثر نویسندهٔ سرشناس ایتالیایی، کارلو لوکارلی است. این کتاب که بخشی از مجموعه رمان‌های محبوب با محوریت شخصیت «کمیسر د لوکا» است، خواننده را به شهر بولونیا در سال ۱۹۴۰ می‌برد؛ دورانی پر از تنش و اضطراب، درست در آستانهٔ ورود ایتالیای فاشیست به جنگ جهانی دوم. در این داستان، لوکارلی از افسانهٔ سونات تارتینی نه تنها به عنوان یک عنصر پیش‌برندهٔ داستانی، بلکه به مثابه یک استعارهٔ قدرتمند بهره می‌گیرد. پیمان افسانه‌ای تارتینی با شیطان، بازتابی از پیمان‌های سیاسی و اخلاقی خطرناکی است که شخصیت‌های داستان در ایتالیای تحت سلطهٔ موسولینی با آن روبرو هستند. «تریل شیطان» اثری است که در آن، یک راز موسیقایی به ابزاری برای کاوش در تاریک‌ترین زوایای روح انسان و تاریخ یک ملت در یکی از بحرانی‌ترین لحظاتش تبدیل می‌شود.
  16. پاگانینی (که با عنوان انگلیسی The Magic Bow یا «آرشهٔ جادویی» نیز شناخته می‌شود) یک فیلم درام بیوگرافیک بریتانیایی محصول سال ۱۹۴۶ به کارگردانی برنارد نولز است. در این فیلم، استوارت گرینجر نقش نیکولو پاگانینی را ایفا می‌کند، اما نکتهٔ برجستهٔ آن این است که تمام بخش‌های تکنوازی ویولن، توسط ویولنیست افسانه‌ای، یهودی منوهین، اجرا و ضبط شده است. داستان فیلم یک برداشت بسیار رمانتیزه و عمدتاً تخیلی از زندگی پاگانینی است و بیشتر بر روی یک ماجرای عاشقانه و افسانهٔ معاملهٔ او با شیطان برای به دست آوردن ویولن استرادیواریوس تمرکز دارد. این فیلم به عنوان یکی از نمونه‌های کلاسیک «ملودرام‌های گینزبورو» (Gainsborough melodramas) شناخته می‌شود که در زمان خود بسیار محبوب بود.[۱۴]
  17. نیکولو پاگانینی (Niccolò Paganini, ۱۷۸۲–۱۸۴۰) فراتر از یک نام در تاریخ موسیقی، یک اسطوره است؛ شخصیتی که مفهوم «نوازندهٔ چیره‌دست» (virtuoso) را برای همیشه بازتعریف کرد. تکنیک نوازندگی او چنان فرازمینی و انقلابی بود که بسیاری از معاصرانش او را متهم به معامله با شیطان برای کسب استعدادش می‌کردند؛ افسانه‌هایی که با ظاهر تکیده و انرژی آتشین او بر صحنه، قوت می‌گرفت. او با ابداع و گسترش تکنیک‌هایی چون پیتزیکاتوی دست چپ، نواختن قطعات کامل تنها روی یک سیم (به‌ویژه سیم سُل) و اسکرداتورا، مرزهای توانایی‌های ویولن را جابجا کرد. شاهکار او، ۲۴ کاپریس برای ویولن سولو، تا به امروز به عنوان یکی از ستون‌های اصلی رپرتوار ویولن شناخته می‌شود. تأثیر عمیق او نه تنها الهام‌بخش تمام ویولن‌نوازان پس از خود شد، بلکه نوابغی چون فرانتس لیست را بر آن داشت تا به «پاگانینیِ پیانو» بدل شوند. پاگانینی تنها یک نوازنده نبود، بلکه نیرویی دگرگون‌کننده بود که درک جهان از هنر نوازندگی را برای همیشه تغییر داد.
  18. یهودی منوهین (Yehudi Menuhin, ۱۹۱۶–۱۹۹۹)، یکی از برجسته‌ترین و محبوب‌ترین ویولن‌نوازان قرن بیستم و شخصیتی فراتر از یک موسیقی‌دان بود. او که از کودکی به عنوان یک نابغهٔ شگفت‌انگیز شناخته می‌شد، با اجراهای عمیقاً احساسی و تکنیک بی‌نقص خود، قلب مخاطبان را در سراسر جهان تسخیر کرد. منوهین تنها یک نوازندهٔ چیره‌دست نبود، بلکه یک انسان‌دوست، فیلسوف و معلم بزرگ بود که از شهرت خود برای ترویج صلح، درک متقابل فرهنگ‌ها و آموزش موسیقی به نسل‌های جوان بهره می‌برد. او با ذهنی باز و کنجکاو، پلی میان موسیقی کلاسیک غرب و سنت‌های موسیقایی شرق (به‌ویژه از طریق همکاری با بزرگانی چون راوی شانکار) برقرار کرد. توانایی او در دمیدن روحی تازه و بیانی عمیقاً انسانی در آثاری چون سونات «تریل شیطان»، نشان از درک عمیق او از لایه‌های پنهان موسیقی داشت. منوهین نه تنها یک ویولن‌نواز بزرگ، که وجدان بیدار و صدای انسانیت در دوران خود بود.
  19. آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari, ۱۶۴۴–۱۷۳۷)، نامی که مترادف با اوج کمال در هنر سازسازی است. او که در شهر کرمونای ایتالیا فعالیت می‌کرد، به عنوان بزرگ‌ترین ویولن‌ساز تاریخ شناخته می‌شود. سازهای او، به‌ویژه ویولن‌هایی که در «دوره طلایی» خود (حدود ۱۷۰۰–۱۷۲۵) ساخت، به دلیل طراحی بی‌نقص، جلای اسرارآمیز و کیفیت صوتی فرازمینی‌شان، به اشیائی افسانه‌ای بدل شده‌اند. صدای یک استرادیواریوس اغلب به عنوان صدایی درخشان، متمرکز و با توانایی «آواز خواندن» توصیف می‌شود که می‌تواند لطیف‌ترین نوانس‌های احساسی را به گوش شنونده برساند. قرن‌هاست که سازندگان و دانشمندان در تلاش برای کشف راز صدای بی‌همتای این سازها هستند و همین راز، در کنار ارزش مادی سرسام‌آورشان، جایگاه استرادیواری را به عنوان شهریار بی‌رقیب ویولن‌سازان تثبیت کرده است.
  20. جوزپه گوآرنری (Giuseppe Guarneri, ۱۶۹۸–۱۷۴۴)، که با لقب «دل جیزو» (del Gesù) به معنای «از عیسی» شناخته می‌شود، رقیب اسرارآمیز و قدرتمند استرادیواری بود. برخلاف ظرافت بی‌نقص استرادیواری، سازهای دل جیزو اغلب سرکش، نامتقارن و سرشار از یک نبوغ غریزی و رام‌نشدنی هستند. صدای آن‌ها عمیق‌تر، تیره‌تر و قدرتمندتر از استرادیواریوس توصیف شده؛ صدایی پرشور و آتشفشانی که گویی روح انسان را در خود دارد. بزرگ‌ترین مؤید جایگاه او، انتخاب نیکولو پاگانینی بود. این اسطورهٔ ویولن، ساز گوآرنری خود را که «ایل کانونه» (Il Cannone) به معنای «توپ جنگی» می‌نامید، به هر ساز دیگری ترجیح می‌داد و معتقد بود که تنها این ساز یارای تحمل شور و قدرت نوازندگی او را دارد. به همین دلیل، ویولن‌های گوآرنری اغلب انتخاب نوازندگان بزرگی است که به دنبال صدایی عمیق و پر از شخصیت هستند.
  21. ژان-ژروم ایمبو (Jean-Jérôme Imbault, ۱۷۵۳–۱۸۳۲) شخصیتی برجسته در تاریخ موسیقی فرانسه بود که به عنوان یک ویولن‌نواز چیره‌دست، آهنگساز و به‌ویژه یکی از مهم‌ترین ناشران موسیقی در پاریسِ اواخر قرن هجدهم شناخته می‌شود. ایمبو که خود از شاگردان ویولن‌نواز نامدار، پیر گاوینیه، بود، در جوانی به عنوان یک نوازندهٔ تکنواز در کنسرت‌های معتبر «کنسر سپیریتول» پاریس به شهرت رسید. با این حال، میراث اصلی او در دنیای نشر موسیقی رقم خورد. او با تأسیس بنگاه انتشاراتی خود در حدود سال ۱۷۸۳، نقشی کلیدی در ترویج آثار آهنگسازان بزرگ ایفا کرد. ایمبو نخستین یا از نخستین ناشران فرانسویِ آثار بزرگانی چون هایدن (از جمله سمفونی‌های پاریس)، موتسارت، بوکرینی و کلمنتی بود و کاتالوگ گستردهٔ او به یکی از غنی‌ترین منابع موسیقی آن دوره تبدیل شد. انتشار سونات «تریل شیطان» در مجموعهٔ «هنر ویولن» نیز بخشی از همین تلاش خستگی‌ناپذیر او برای گردآوری و جاودانه ساختن شاهکارهای ویولن بود.
  22. متن اصلی به فرانسوی: Sonate de TARTINI, que son ecole avoit nommer le TRILLE de DIABLE, D'après le Rêve du Maître disoit avoir vû le diable au pied de son lit executant le trille ecrit dans le morceau final de cette Sonate.

پانویس

  1. "Figured bass". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 18 August 2025.
  2. «The Devil's Trill». web.archive.org. ۲۰۰۹-۰۳-۱۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  3. 1 2 «Sonata in G minor for Violin and Continuo ("The Devil's Trill") | LA Phil». web.archive.org. ۲۰۱۷-۱۰-۰۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  4. Lalande, Jérôme de (1769). Voyage d'un françois en Italie, fait dans les années 1765 & 1766 (به فرانسوی). Vol. ۷. پاریس: Desaint. p. ۲۳۴.
  5. Holmen, Peter. "Tartini: Sonata in G minor 'Il trillo del Diavolo', Bg5". Hyperion Records (به انگلیسی). Archived from the original on 2016-03-02. Retrieved 2016-02-21.
  6. Stowell, Robin (1992). "The Italian violin concerto in the late seventeenth and early eighteenth centuries". In Stowell, Robin (ed.). The Cambridge Companion to the Violin (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 68. ISBN 978-0-521-39923-4. The most famous anecdote about Tartini concerns the 'Devil's Trill' Sonata... Tartini allegedly told the story to the French astronomer Jérôme Lalande, who published it in his Voyage d'un François en Italie.
  7. «The legend of Tartini's 'Devil's Trill Sonata'». Violinist.com (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  8. «Giuseppe Tartini – A Violin's Life» (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  9. The Oxford dictionary of musical works.
  10. Rense، Rip (۲۰۰۲-۰۵-۱۲). «MUSIC; Deciphered: A Demonic Prelude by an Ailing Chopin» (به انگلیسی). The New York Times. شاپا 0362-4331. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۵-۱۴.
  11. "The Devil's Trill | Baroque, Violin, Sonata | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-14.
  12. 1 2 "Sonata for violin & continuo in G minor, B. g5..." AllMusic (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-14.
  13. "Dylan Dog #235, 'Sonata macabra'". sergiobonellieditore.it (به ایتالیایی).
  14. "The Magic Bow (1946)". BFI (به انگلیسی). Retrieved 18 August 2025.
  15. "Twice Paganini". spiegel.de (به آلمانی). ۱۴ اکتبر ۱۹۴۷. Retrieved 18 February 2020.
  16. "The Devil's in the Strings". Trove (به انگلیسی). Retrieved 5 February 2020.
  17. «Violin Sonata in G minor (Devil's Trill) - Full Score» (pdf). imslp.org.

منابع

پیوند به بیرون

  1. "Violin Sonata in G minor (Tartini)". Wikipedia (به انگلیسی). 26 July 2025.