شار

شار[۱] (به انگلیسی: Flux) حجمی از سیال است که در واحد زمان از سطح مفروضی عبور می‌کند.

توضیح

  • این تصویر سه حالت از عبور حجمی از آب از سمت چپ و از میان سطح s به سمت راست آن را نشان می‌دهد. تمام این حجم‌ها در واحد زمان (برای مثال یک ثانیه) از سطح s عبور می‌کنند. درحالت سوم، حجم آب عبوری از سطح s در یک ثانیه، بیشتر است. پس سرعت عبور آب در حالت سوم بیشتر است؛ بنابراین، شار عبوری از سطح s در حالت سوم بیشتر است .
    مطابق شکل، سه حجم از آب را در نظر بگیرید که در یک ثانیه ازسمت چپِ سطح مشخص شده در شکل با مساحت s به سمت راست آن منتقل می‌شود:
  • تمامی این حجم‌ها در واحد زمان برابر (برای مثال یک ثانیه) از سطح s عبور می‌کنند. همانطوری‌ که مشاهده می‌شود، درحالتِ سوم، حجم آب عبوری از سطح s در یک ثانیه، بیشتر است. پس سرعت عبور آب در حالت سوم بیشتر است؛ بنابراین، شار عبوری از سطح s در حالت سوم بیشتر است.
  • اگر بخواهیم تعریف شار را به صورت یک فرمول در بیاوریم، یک حجم را در نظر می‌گیریم که حاصل ضرب یک سطح (همان سطح s) و یک ارتفاع است. سطح s، همان سطحی است که حجم کمیت مورد نظر ما از آن عبور می‌کند و ارتفاع ذکر شده، در ریاضیات، به چگالی سطحی شار معروف است. پس خواهیم داشت:
    • {{{1}}}
    • که در فرمول بالا:
  • V=شار عبوری از سطح S
  • S= سطحی که شار آز آن می‌گذرد
  • D= چگالی شار (ارتفاع مورد نظر)
    • اما فرمول بالا فرمول کاملی نیست. در تعریف شار بیان شد که حجم کمیت عبوری (مثلاً آب) باید به صورت عمود برسطح از آن عبور کند و در غیر این صورت، هنگام عبور حجم مورد نظر از سطح، باید مؤلفهٔ عمودی بردار سطح در ارتفاع یا چگالی شار ضرب شود. به همین دلیل، چگالی شار و سطح به صورت دو بردار در نظر گرفته می‌شوند که با ضرب داخلی در هم ضرب می‌شوند؛ تعریف نهایی شار عبوری از سطح به صورت زیر تکمیل می‌شود:
    • شار: {{{1}}}
    • که در آن S و D به ترتیب بردار سطح و بردار چگالی سطحی شار هستند که به صورت پررنگ شده به نشانه بردار بودن نمایش داده شده‌اند.
    • نکته: منظور از بردار سطح، برداری است که مانند همهٔ بردارها دارای اندازه و جهت است که اندازه آن برابر مساحت سطح و جهت آن، جهت عمود بر سطح است.
    • شار همانطوری‌که بیان شد، یک حجم است که حاصل ضرب دو بردار می‌باشد و یک کمیت اسکالر است. از آن جایی که یک سطح ممکن است به صورت منحنی باشد و همچنین بردار چگالی شار ممکن است در تمام نقاط سطح مقدار ثابتی نداشته باشد و وابسته به دستگاه مختصات به صورت یک تابع تغییر کند، بهتر است سطحِ خود را در این حالت به تعداد زیادی قطعات بسیار کوچک تقسیم کنیم تا بتوانیم با تقریبی خوب، بردار چگالی شار را در هر قطعه ثابت فرض کنیم، سپس حاصل ضرب بردار چگالی شار در تمام قطعات را با هم جمع کنیم. هر قدر این قطعات کوچک‌تر باشند، میزان دقت نتیجه بدست آمده بیشتر است. اگر این قطعات بی‌نهایت کوچک شوند، به مفهوم انتگرال می‌رسیم که تعریف شار را به صورت زیر بهبود می‌بخشد:
    • شار: {{{1}}}

یکاهای رادیومتری در اس‌آی

یکاهای رادیومتری در دستگاه بین‌المللی یکاها (SI)
کمیت یکا ابعاد یادداشت‌ها
نام نماد[nb ۱] نام نماد
انرژی تابشی Qe[nb ۲] ژول J ML2T−2 انرژی تابش الکترومغناطیسی.
چگالی انرژی تابشی we ژول بر متر مکعب J/m3 ML−1T−2 انرژی تابشی در واحد حجم.
شار تابشی Φe[nb ۲] وات W = J/s ML2T−3 انرژی تابشی گسیل‌شده، بازتاب‌شده، منتقل‌شده یا دریافت‌شده، در واحد زمان. گاهی این یکا «توان تابشی» نیز نامیده می‌شود و در اخترشناسی به آن درخشندگی می‌گویند.
شار طیفی Φe,ν[nb ۳] وات بر هرتز W/Hz ML2T −2 شار تابشی در واحد بسامد یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با W⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود.
Φe,λ[nb ۴] وات بر متر W/m MLT−3
شدت تابش Ie,Ω[nb ۵] وات بر استرادیان W/sr ML2T−3 شار تابشی گسیل‌شده، بازتاب‌شده، منتقل‌شده یا دریافت‌شده، در واحد زاویه فضایی. این یک کمیت جهت‌دار است.
شدت طیفی Ie,Ω,ν[nb ۳] وات بر استرادیان بر هرتز W⋅sr−1⋅Hz−1 ML2T−2 شدت تابشی در واحد بسامد یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با W⋅sr−1⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود. این یک کمیت جهت‌دار است.
Ie,Ω,λ[nb ۴] وات بر استرادیان بر متر W⋅sr−1⋅m−1 MLT−3
تابندگی Le,Ω[nb ۵] وات بر استرادیان بر متر مربع W⋅sr−1⋅m−2 MT−3 شار تابشی گسیل‌شده، بازتاب‌شده، منتقل‌شده یا دریافت‌شده توسط یک سطح، در واحد زاویه فضایی در واحد سطح تصویر شده. این یک کمیت «جهت‌دار» است. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت» نیز نامیده می‌شود.
تابندگی طیفی
شدت ویژه
Le,Ω,ν[nb ۳] وات بر استرادیان بر متر مربع بر هرتز W⋅sr−1⋅m−2⋅Hz−1 MT−2 تابش یک سطح در واحد بسامد یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با W⋅sr−1⋅m−2⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود. این یک کمیت جهت‌دار است. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت طیفی» نیز نامیده می‌شود.
Le,Ω,λ[nb ۴] وات بر استرادیان بر متر مربع، بر متر W⋅sr−1⋅m−3 ML−1T−3
برتابش
چگالی شار
Ee[nb ۲] وات بر متر مربع W/m2 MT−3 شار تابشی دریافت‌شده توسط یک «سطح» در واحد سطح. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت» نیز نامیده می‌شود.
برتابش طیفی
چگالی شار طیفی
Ee,ν[nb ۳] وات بر متر مربع بر هرتز W⋅m−2⋅Hz−1 MT−2 برتابش یک سطح در واحد بسامد یا طول موج. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت طیفی» نیز نامیده می‌شود. یکاهای غیر SI چگالی شار عبارتند از: یانسکی (۱ Jy = ۱۰−۲۶ W⋅m−۲⋅Hz−۱) و یکای شار خورشیدی (۱ sfu = ۱۰−۲۲ W⋅m−۲⋅Hz−۱ = ۱۰۴ Jy).
Ee,λ[nb ۴] وات بر متر مربع، بر متر W/m3 ML−1T−3
رادیوسیتی Je[nb ۲] وات بر متر مربع W/m2 MT−3 شار تابشی خارج‌شده (گسیل‌شده، بازتاب‌شده، منتقل‌شده) از یک «سطح» در واحد سطح. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت» نیز نامیده می‌شود.
رادیوسیتی طیفی Je,ν[nb ۳] وات بر متر مربع بر هرتز W⋅m−2⋅Hz−1 MT−2 رادیوسیتی یک سطح در واحد بسامد یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با W⋅m−2⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود. این یک کمیت جهت‌دار است. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت طیفی» نیز نامیده می‌شود.
Je,λ[nb ۴] وات بر متر مربع، بر متر W/m3 ML−1T−3
خروج تابشی Me[nb ۲] وات بر متر مربع W/m2 MT−3 شار تابشی گسیل‌شده از یک سطح در واحد سطح. این جزء گسیل‌شده از رادیوسیتی است. «گسیل تابشی» اصطلاحی قدیمی برای این کمیت است. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای "شدت" نیز نامیده می‌شود.
خروج طیفی Me,ν[nb ۳] وات بر متر مربع بر هرتز W⋅m−2⋅Hz−1 MT−2 تابش خروجی از یک سطح در واحد بسامد یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با W⋅m−2⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود. «گسیل طیفی» اصطلاحی قدیمی برای این کمیت است. این کمیت گاهی به شکل گیج‌کننده‌ای «شدت طیفی» نیز نامیده می‌شود.
Me,λ[nb ۴] وات بر متر مربع، بر متر W/m3 ML−1T−3
پرتوگیری تابشی He ژول در متر مربع J/m2 MT−2 انرژی تابشی دریافتی توسط یک سطح در واحد سطح، یا به‌طور معادل، برتابش یک سطح که بر حسب زمان تابش، انتگرال‌گیری شده است. این کمیت گاهی «شار تابشی» نیز نامیده می‌شود.
پرتوگیری طیفی He,ν[nb ۳] ژول بر متر مربع بر هرتز J⋅m−2⋅Hz−1 MT−1 میزان تابش ناشی از پرتوگیری یک سطح در واحد فرکانس یا طول موج. در واحد طول موج معمولاً با J⋅m−2⋅nm−1 اندازه‌گیری می‌شود. این کمیت گاهی «شار طیفی» نیز نامیده می‌شود.
He,λ[nb ۴] ژول بر متر مربع، بر متر J/m3 ML−1T−2
همچنین ببینید:
  1. سازمان استانداردسازی توصیه می‌کند که کمیت‌های فیزیکی رادیومتری باید با پسوند "e" (سرواژه "energetic" به معنی "انرژی‌زا") نشان داده شوند تا با فوتومتریک یا فوتون اشتباه گرفته نشون.
  2. 1 2 3 4 5 نمادهای جایگزین که گاهی دیده می‌شوند: W یا E برای انرژی تابشی، P یا F برای شار تابشی، I برای برتابش، W برای خروج تابشی.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 کمیت‌های طیفی در واحد بسامد با پسوند "ν" (حرف یونانی نو) مشخص می‌شوند تا با حرف "v" که به معنای کمیت فتومتریک است، اشتباه نشود.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 کمیت‌های طیفی در واحد طول موج با پسوند "λ" (لامبدا) مشخص می‌شوند.
  5. 1 2 کمیت‌های طیفی جهت‌دار با پسوند "Ω" (اومگا) مشخص می‌شوند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. «شار» [فیزیک‌] هم‌ارزِ «flux»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر دوم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ شار)