شاهنامه شریفی
![]() رزم فرود پسر سیاوش با سپاه ایران نسخهٔ دستنویس تهیهشده بهسال ۱۰۳۱ ه.ق در استانبول، امروزه محفوظ در مجموعهٔ کتابخانهٔ عمومی نیویورک. | |
| نویسنده(ها) | ابومنصور دقیقی ابوالقاسم فردوسی |
|---|---|
| عنوان اصلی | ترجمهٔ شهنامه |
| برگرداننده(ها) | شریفی آمدی |
| کشور | سلطنت مملوک مصر |
| زبان | ترکی عثمانی |
| گونه(های) ادبی | مثنوی حماسی |
تاریخ نشر | ۹۱۶ ه.ق |
شاهنامهٔ شریفی، با عنوان اصلی ترجمهٔ شاهنامه (ترکی عثمانی: ترجمهٔ شهنامه؛ ترانویسی: Tercüme-i Şahnâme)، برگردانی منظوم از شاهنامهٔ فردوسی به زبان ترکی عثمانی است، بهسفارش قانصوه غوری، واپسین سلطان برجستهٔ ممالیک مصر، که بهدست حسین بن حسن بن محمد حسینی، متخلص به «شریف» و نامور به «شریفی آمِدی»، طی ۱۰ سال صورت گرفته و در سال ۹۱۶ ه.ق بهسرانجام رسیده است. این ترجمهٔ منظوم جمعاً ۵۶٬۵۰۶ بیت دارد؛ حدود ۱۰۰۰ بیت آن مقدمات و ضمائم مترجم، و باقی ترجمهای آزادانه از داستانهای شاهنامه است. شاهنامهٔ شریفی کهنترین نمونهٔ شناختهشده از برگردان شاهنامهٔ فردوسی به یکی از زبانهای ترکیتبار در قالب شعر محسوب میشود. برخلاف تحریر اصلی شاهنامه که در بحر متقارب مثمن محذوف سرودهشده، تحریر شریفی برمبنای بحر هزج مسدس محذوف است.[۱][۲][۳]
از زندگانی شریفی آمدی، بانی این اثر، آگاهیهای اندکی وجود دارد. وی گویا از سادات بوده، و پس از گذراندن تحصیلاتش در زادگاهش دیاربکر (آمِد)، نخست روانهٔ استانبول شده و درنهایت از آنجا به مصر رفته است. آشکار است که او بر سه زبان ترکی عثمانی، فارسی و عربی مسلط بوده است. در دیباچهای که بر ترجمهٔ شاهنامهٔ خود افزوده، سبب بهشعر ترکی درآوردن شاهنامه را چنین شرح میدهد:[۳]
| « | روزی سلطان غوری که در خزانهٔ خود شاهنامهای داشت و رغبت پیدا کرده بود آن را بخواند، به من گفت: شنیدهام که در کلام قدرتی داری و میتوانی سخن فردوسی را بهنظم آوری. تو از آل رسولی، عذر را بگذار و کمر همت بر این کار ببند. گفتم: هر امری صادر کنی اطاعت میکنم، ولی این کار دشوار است و تا کنون کسی به آن دستنزده است. شریفی کی آن مکان و جایگاه را دارد که کلام فردوسی بر زبانش باشد! دیگر آنکه برای تو کلامی که مورد پسندت باشد عرضه کردن مشکل است. گفت: میخواهم یادگاری از خود برجای بگذارم. این بود که کار را آغاز کردم… | » |
با وجود آنکه سلطنت مصر از اواخر سدهٔ هشتم هجری در اختیار ممالیک برجی چرکستبار بود، بهدلیل اهمیت هویت ترکی در نظام سیاسی و فرهنگی ممالیک، سلاطین برجی برای خود نامهای ترکی برمیگزیدند، در دربارشان به ترکی تکلم میکردند و حمایت از آثار ادبی ترکیزبان را در دستور کار خود قرار دادند. بااینحال برجیها آگاهانه بهمنظور تضعیف میراث اسلاف خود، یعنی ممالیک بحری، بهجای ترکی قبچاقی که زبان مقبول بحریهای عمدتاً قبچاقتبار بود، بهترویج ترکی اوغوزی و حمایت از آثار آن پرداختند. بدینترتیب در راستای سیاست زبانی برجیها، دربار مصر به جایی برای رشد و توسعهٔ ادبیات ترکی اوغوزی تبدیل شد و ترجمهٔ منظوم شریفی نیز در چنین بستری شکل گرفت.[۴] اگرچه محل شکلگیری این ترجمه در خارج از قلمروی آن زمان عثمانی بود، اما با انتقال نسخهٔ اصلی کتاب به دربار عثمانی، بهسرعت مورد توجه قرار گرفت و بارها از آن نسخهبرداری شد.[۲] از میان چندین برگردان کامل و ناقص شاهنامه به زبان ترکی عثمانی، ترجمهٔ شریفی یگانه نمونهٔ منظوم شناختهشده بهحساب میآید.[۵][۶] این ترجمه بعدها توسط نویسندهای ناشناس به نثری ساده برگردانده شد.[۵]
شیوهٔ ترجمه
اگرچه شریفی چارچوبهای روایی شاهنامه را در کارش حفظ کرده، اما ترجمهای کاملاً امانتدارانه ارائه نداده و گاهی برای رعایت ذائقه و پسند مخاطبانش دخل و تصرفهایی در مطالب شاهنامه کرده است. برای نمونه در داستان ظهور زرتشت، شریفی او را از اهالی فلسطین و مردی شیاد و مبتلا به جذام معرفی میکند، که برای دعوی پیامبری به ایران میرود و نخست در آذربایجان پیروانی برای خود پیداکرده، و آتشکدههایی در آنجا برپا میکند؛ سپس به بلخ، پایتخت ایران رفته و گشتاسپ را به دین خود درمیآورد. مطالبی که در شاهنامه دیده نمیشوند و با رویکرد شاهنامه نسبت به زرتشت بهعنوان یکی از پیامبران الهی در تضاد آشکار است.[۶] نمونهٔ دیگر این موارد داستان اسکندر است، که شریفی در آن صرفاً به متن شاهنامه بسنده نکرده، و از اسکندرنامهٔ نظامی گنجوی نیز بهرهبرده و به آن استناد کرده است.[۱] درمجموع تحریری که مترجم از شاهنامه ارائهداده، بهطور میانگین از پیراستهترین تصحیحها و ویرایشهای شاهنامه یعنی شاهنامهٔ خالقی مطلق (۴۹٬۴۸۸ بیت)، شاهنامهٔ مصطفی جیحونی (۴۹٬۵۸۲ بیت)، نامهٔ باستان کزازی (۴۹٬۱۵۹ بیت) و شاهنامهٔ چاپ مسکو (۴۹٬۶۲۵ بیت)، حدود ۷۰۰۰ بیت حجیمتر است.[۷] شیوهٔ شریفی برای ترجمهٔ شاهنامه، اصولاً رویهٔ رایج کار ترجمه در روزگاران پیشین بوده، چنانکه عزیزالله جوینی دربارهٔ ترجمهٔ شاهنامه به عربی توسط بنداری اصفهانی تصریح کرده:[۸]
| « | ضمناً به این نکته نیز اشاره میکنم که در قرون پیشین، ترجمه روشی جز آنچه امروز معمول است، داشته؛ یعنی مترجم میتوانست چیزی بر اصل کتاب بیفزاید یا کم کند، مانند ترجمهٔ تفسیر طبری و ترجمهٔ تاریخ طبری (تاریخ بلعمی) و مانند آنها. | » |
ترجمهٔ شریفی، ویژگیهای بارز ترکی رایج در آناتولی سدهٔ نهم هجری را دارد و بهدلیل غنای بالا در واژگان و ضربالمثلهایش، یک مکتوب ترکی ارزشمند از روزگار خود است.[۵] درواقع علیرغم سرایش این اثر در اوایل سدهٔ دهم هجری، زبان آن همچنان با ترکی قدیم آناتولی دورهٔ پیش از فتح قسطنطنیه نزدیکی بیشتری نشان میدهد تا ترکی عثمانی همدورهاش؛ خود شریفی دراینباره مطرح کرده که سلطان غوری از او خواست تا زبان ترجمهاش نه برمبنای زبان درباری (شاهانه)، بلکه برپایهٔ زبان عامیانه (درویشانه) باشد. زبان این ترجمه مشخصاً تأثیراتی از ترکی قبچاقی و ترکی جغتایی نیز پذیرفته است.[۱] تحریر شریفی از تأثیر زبان شاهنامه هم برکنار نمانده و ۲۳٪ از واژگان و ترکیبات آن خاستگاه فارسی دارند.[۳]
نسخهها و تصحیح


از ترجمهٔ منظوم شریفی دستکم ۹ دستنویس شناختهشده که در میان آنها ۲ نسخه از اهمیت بیشتری برخوردارند:[۲][۳][۹]
- دستنویس محفوظ در مجموعهٔ کاخ طوپقاپو بهنشانی TSMK, Hazine, nr. 1519: این نسخهٔ خطی که برای کتابخانهٔ قانصوه غوری با خط نسخ خود مترجم کتابتشده، مشتمل بر ۲ جلد در قطع ۲۵×۴۱ سانتیمتر است و جمعاً ۱۱۷۰ برگ با ۶۲ نگاره در سبکی نزدیک به مکتب ترکمان تبریز و مکتب شیراز دوم دارد. هر صفحه دارای جدولی با ۲ ستون ۲۵ سطری برای گنجاندن ابیات است. این دستنویس با دیباچهای منظوم از شریفی در ستایش خدا، ستودن پیامبر اسلام، تکریم خلفای راشدین، توضیح دربارهٔ سبب اشتغال به ترجمهٔ شاهنامه و مدح سلطان غوری آغازشده، و با مؤخرهای منثور از هماو در داستان فردوسی و سلطان محمود پایان میپذیرد. کتابت جلد نخست با ۲۹٬۷۰۹ بیت (تا برتختنشینی لهراسپ) در ۱ شعبان سال ۹۱۳ ه.ق و جلد دوم با ۲۶٬۷۹۷ بیت در ۲ ذیالحجه سال ۹۱۶ ه.ق بهسرانجام رسیده است. پس از فتح مصر در سال ۹۲۳ ه.ق بهدست سلطان سلیم یکم، دستنویس مذکور از جمله غنائمی بود که به دربار عثمانی در استانبول منتقل شد و به الگویی برای شاهنامههای مصور عثمانی در سالهای بعد بدل گشت. تصحیح و تشریح شاهنامهٔ شریفی برپایهٔ همین دستنویس در سال ۱۹۹۹ بهکوشش زحل کولتورال[یادداشت ۱] (جلد نخست) و لطیف بیرهلی[یادداشت ۲] (جلد دوم) توسط انجمن زبان ترک در ۴ جلد تحت عنوان «شاهنامهٔ ترجمهٔ شریفی»[یادداشت ۳] بهچاپ و عرضه رسید.
- دستنویس محفوظ در مجموعهٔ کتابخانهٔ عمومی نیویورک بهنشانی Spencer Coll. Turk. MS. 1: بهسفارش حافظ احمد پاشا، از مقامات عالی دولت عثمانی، بهخط نستعلیق درویش عبدی از روی نسخهٔ طوپقاپو رونویسیشده است و جمعاً ۵۹۳ برگ و ۱۲۳ نگاره در سبک نگارگری عثمانی دارد. ابیات هر صفحه در ۴ ستون ۲۷ سطری جدولبندی شدهاند. تهیهٔ این نسخه ۴ سال زمان برده و در سال ۱۰۳۱ ه.ق خاتمه یافته است. این دستنویس در سال ۱۲۹۰ ه.ق بههنگام سلطنت عبدالعزیز یکم مورد مرمت قرار گرفت و ۲۹ برگ و ۱۵ نگارهٔ آن جایگزین شدند. دستنویس مذکور پس از چندبار دستبهدستشدن درنهایت در ژوئن سال ۱۹۱۲ به کتابخانهٔ عمومی نیویورک فروخته شد. از لحاظ ظرافت خط و کیفیت نگارهها، این دستنویس در میان دستنویسهای بهجامانده از ترجمهٔ شریفی، بهترین آنها محسوب میشود. نگارههای جایگزینشده در جریان مرمت این نسخه، در مقایسه با نگارههای اصلی مشخصاً از کیفیت پایینتری برخوردارند.
یادداشتها
منابع
- 1 2 3 Zajaczkowski, Ananiasz. "La plus ancienne traduction turque (en vers) du Šāh-Nāme de l'État mamelouk d'Égypte (XV-XVIe siècles)." Türk Dili Araştırmaları Yıllığı Belleten (1966): 51-63.DergiPark
- 1 2 3 Ayhan, Zeynep (2022). Şerîfî'nin "Tercüme-i Şahnâme"sinde Rüstem karakterinin metin-minyatür ilişkisi açısından incelenmesi. İstanbul Sabahattin Zaim Üniversitesi.İZÜ.edu
- 1 2 3 4 سبحانی، توفیق (بهار ۱۳۸۳). «ترجمهای منظوم از شاهنامه». نامهٔ انجمن (۱۳): ۱۱۲ تا ۱۲۰ – به واسطهٔ نورمگز.
- ↑ Turan, Fikret (2007). "The Mamluks and Their Acceptance of Oghuz Turkish as Literary Language: Political Maneuver or Cultural Aspiration?". Turcologica. 69: 37–47.
- 1 2 3 Özgüdenli, Osman G. "ŠĀH-NĀMA TRANSLATIONS i. INTO TURKISH". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 21 December 2025.
- 1 2 Yakut, Emrullah (December 2021). Türkçe Şâhnâme Tercümeleri ve Zerdüşt’ün Tercümelerde Uğradığı Dönüşüm. Türk Dili ve Edebiyatı Dergisi / Journal of Turkish Language and Literature. 61(2):723-745.ResearchGate
- ↑ رمضانی فوکلائی، محمدحسین؛ جلالی، محمدامیر (بهار ۱۴۰۱). «پژوهشی نو دربارهٔ شمار بیتهای شاهنامه (پاسخی دیگر به چرایی اختلاف میان رقم مشهور و کمیت واقعی شاهنامه)». متنپژوهی ادبی (۹۱): ۸۹ تا ۱۲۳ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ جوینی، عزیزالله (اردیبهشت ۱۳۸۳). «شاهنامهٔ بنداری». کتاب ماه ادبیات و فلسفه (۷۹): ۱۰۶ تا ۱۱۱ – به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ Atasoy, Nurhan. “1510 Tarihli Memluk Şahnamesinin Minyatürleri”. Sanat Tarihi Yıllığı, sy. 2 (Ocak 1968): 49-69.DergiPark
