شیء پیداشده

شیء پیداشده یا هنر پیداشده به اثری هنری گفته میشود که از اشیا یا محصولاتی ساخته شده باشد که در اصل برای کاربردی غیرهنری تولید شدهاند. این اشیا ممکن است بدون تغییر یا پس از دستکاری جزئی در قالب اثر هنری ارائه شوند. هویت هنری آنها بیش از هر چیز از انتخاب هنرمند، عنوان اثر و زمینهای که در آن نمایش داده میشوند ناشی میشود.[۱]
پابلو پیکاسو در سال ۱۹۱۲ با چسباندن تصویر چاپی حصیر صندلی به تابلوی طبیعت بیجان با حصیر صندلی از این ایده استفاده کرد. چند سال بعد، مارسل دوشان با معرفی مجموعهای از اشیای روزمره که آنها را حاضرآماده مینامید، این مفهوم را گسترش داد. مشهورترین نمونهٔ آن چشمه است؛ یک پیشابگاه معمولی که دوشان در سال ۱۹۱۷ آن را بهعنوان اثر هنری ارائه کرد.[۲]
در معنای دقیق، اصطلاح «حاضرآماده» بیشتر برای آثار دوشان، بهویژه آثار سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۱، بهکار میرود. در این آثار، شیء معمولاً بدون تغییر اساسی انتخاب و بهعنوان هنر معرفی میشود.[۳]
مفهوم
قرار دادن یک شیء عادی در موزه یا نمایشگاه، برداشت مخاطب از کارکرد و جایگاه آن را تغییر میدهد. در این نوع هنر، انتخاب و انتقال شیء به زمینهای تازه، خود بخشی از عمل هنری بهشمار میرود. شیء ممکن است نشانههای مصرف، فرسودگی یا پیشینهٔ اجتماعی خود را حفظ کند و همین ویژگیها در معنای اثر نقش داشته باشند.
شیء پیداشده مرز میان «اثر هنری» و «شیء روزمره» را به پرسش میکشد. نمونههایی مانند تخت من اثر تریسی امین، که از تخت نامرتب واقعی هنرمند و وسایل پیرامون آن تشکیل شده بود، نشان میدهند که چگونه جابهجایی یک شیء عادی به فضای نمایشگاهی میتواند آن را موضوع تأمل هنری قرار دهد.
پیشینه
برخی پژوهشگران، گونگشی در شرق آسیا را از نمونههای اولیهٔ شیء پیداشده میدانند. این سنگها از طبیعت جمعآوری میشدند و معمولاً بدون تغییر اساسی، جز افزودن پایهای برای نمایش، بهعنوان نمودهایی آرمانی از طبیعت عرضه میشدند.[۴]
برخی آثار نمایشگاههای هنرهای ناهماهنگ در پاریس در اواخر سدهٔ نوزدهم نیز بهعنوان پیشگامان حاضرآماده شناخته شدهاند. از جمله، اثری از آلفونس آله که تنها از پردهای سبز آویخته از استوانهای چوبی تشکیل میشد، از سوی بعضی پژوهشگران قدیمیترین حاضرآمادهٔ شناختهشده دانسته شده است.[۵]
حاضرآمادههای دوشان
.jpg)
دوشان در سال ۱۹۱۵ اصطلاح «حاضرآماده» را برای توصیف اشیای معمولیای بهکار برد که هنرمند آنها را انتخاب کرده و بدون تغییر مادی چشمگیر بهعنوان اثر هنری معرفی میکرد. چرخ دوچرخه از نخستین نمونههای او بود که از نصب چرخ و دوشاخ دوچرخه بر چهارپایه ساخته شد.
چشمه که با نام مستعار آر. مات امضا شده بود، یکی از بحثبرانگیزترین آثار این جریان شد. این اثر معمولاً به دوشان نسبت داده میشود، هرچند دربارهٔ نقش الزا فون فرایتگ-لورینگهوفن و لوئیز نورتون در شکلگیری آن بحثهایی وجود داشته است.[۶]
گسترش در هنر مدرن
جنبش دادائیسم بهسرعت شیء پیداشده را پذیرفت. من ری و فرانسیس پیکابیا اشیای عادی را با نقاشی و مجسمه ترکیب کردند. اثر هدیه از من ری، اتویی است که بر سطح زیرین آن میخهایی نصب شده و کاربرد معمول خود را از دست داده است.
ترکیب چند شیء پیداشده در یک اثر را معمولاً مونتاژ هنری مینامند. در دهههای بعد، هنرمندانی مانند ژوزف بویس، رابرت راوشنبرگ و مایکل کریگ-مارتین نیز از اشیای معمولی، مواد دورریختنی و محصولات مصرفی در آثار خود استفاده کردند. در دههٔ ۱۹۶۰، شیء پیداشده در جنبشهای فلوکسوس و هنر پاپ رواج یافت. در دههٔ ۱۹۸۰ نیز گونهای با عنوان مجسمهٔ کالایی شکل گرفت که در آن محصولات تولید انبوه در فضای نمایشگاهی چیده میشدند. جف کونز وهایم اشتاینباخ از هنرمندان مرتبط با این شیوهاند.
هنر زباله

هنر زباله یا هنر دورریختنی یکی از شاخههای شیء پیداشده است که از مواد و اشیای دور ریخته شده ساخته میشود. این آثار ممکن است با هدف زیباییشناختی، نقد مصرفگرایی یا جلب توجه به آلودگی و پسماند تولید شوند.
در برخی نمونهها، زبالههای ساحلی یا شهری به لباس، مجسمه و چیدمان تبدیل میشوند. این آثار گاه در قالب مد زبالهای نیز ظاهر میشوند که در آن پوشاک از مواد دورریختنی ساخته میشود.
موسیقی
اشیای پیداشده میتوانند بهعنوان ساز موسیقی نیز بهکار روند. استفاده از صداهای محیطی و اشیای روزمره در موسیقی کانکریت و برخی گونههای موسیقی تجربی رایج است. هنرمندانی مانند رادیوهد، فور تت، بیورک و کازمو شلدریک از صداهای یافتشده در آثار خود استفاده کردهاند.[۷]
نقد
شیء پیداشده همواره موضوع مناقشه بوده است. منتقدان گاه این آثار را فاقد مهارت فنی یا آفرینش هنری میدانند، در حالی که مدافعان بر نقش انتخاب، زمینهسازی و مفهوم تأکید میکنند.
در بریتانیا، استفادهٔ هنرمندان جوان بریتانیایی از اشیای روزمره، مانند تخت نامرتب یا حیوانات نگهداریشده در محلول، بحثهای گستردهای دربارهٔ تعریف هنر برانگیخت. گروه استاکیسم نیز با رد هنر حاضرآماده، خواستار بازگشت به نقاشی شد.
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ "Objet trouvé". موزهٔ هنر مدرن (in English). Archived from the original on 20 ژوئن 2010. Retrieved 28 ژوئیه 2026.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:ربات:وضعیت نامعلوم پیوند اصلی (رده) - ↑ Ian Chilvers و John Glaves-Smith (2009). Dictionary of Modern and Contemporary Art (in English). Oxford University Press. pp. 587–588.
- ↑ "Marcel Duchamp and the Readymade". موزهٔ هنر مدرن (in English).
- ↑ Donna Dodson. "Interpreting the Natural: Contemporary Visions of Scholars' Rocks". Creative Arts in Education and Therapy (in English). 7 (1): 11–13. doi:10.15212/CAET/2021/7/1.
- ↑ Johann Naldi (2022). Arts incohérents, Discoveries and New Perspectives (in English). پاریس: Lienart. pp. 164–183. ISBN 978-2-35906-366-0.
- ↑ Irene Gammel (2002). Baroness Elsa: Gender, Dada and Everyday Modernity (in English). MIT Press. pp. 224–225.
- ↑ Jacob Ganz (2010-09-03). "The Books: Making Music Through Found Sound". انپیآر (in English). Retrieved 2016-03-21.
- آثار هنری