فاشیهای سیسیلی
![]() نمایش سرکوب جنبش فاشی سیسیلیها (۱۹۵۵، اثر اونوفریو و مینیکو دوکاتو)[۱] | |
| تاریخ | ۱۸۸۹–۱۸۹۴ (میلادی) |
|---|---|
| مکان | سیسیل |
| شرکتکنندهها | جنبشی مردمی با گرایشهای دموکراتیک و سوسیالیستی |
| نتیجه | سرکوب خشونتآمیز رخ داد و در پی آن دگرگونیهای اجتماعی به وجود آمد. |
فاشیهای سیسیلی یا انجمنهای کارگری سیسیلی (ایتالیایی: Fasci Siciliani) جنبشی مردمی با گرایشهای دموکراتیک و سوسیالیستی بودند که میان سالهای ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۴ در جزیرهٔ سیسیل شکل گرفتند.[۲] فاشیهای سیسیلی توانستند پشتیبانی فقیرترین و تحتستمترین طبقات جزیره را جلب کنند، چون نارضایتی و خشم آنها را به یک برنامهٔ مشخص برای بهدستآوردن حقوق تازه تبدیل کردند. این جنبش که ترکیبی از احساسات سنتی، باورهای مذهبی و اندیشههای سوسیالیستی بود، در تابستان ۱۸۹۳ به اوج رسید؛ زمانی که رهبران آن شرایط جدیدی را برای مالکان زمین و معدنهای سیسیل دربارهٔ تمدید قراردادهای زراعت و اجاره مطرح کردند (که رد شد).
پس از رد این شرایط، موجی از اعتصابها آغاز شد که بهسرعت در سراسر سیسیل گسترش یافت. این اعتصابها با درگیریهای اجتماعی خشونتآمیز همراه بود و اوضاع تا مرز یک شورش کامل پیش رفت. رهبران جنبش دیگر قادر به کنترل اوضاع نبودند. زمینداران و مالکان از دولت خواستند دخالت کند. در ژانویهٔ ۱۸۹۴، نخستوزیر فرانچسکو کریسپی حکومت نظامی[الف] را اعلام کرد. او فاشیها را منحل ساخت، رهبرانشان را بازداشت کرد و برای برقراری نظم از خشونت شدید استفاده کرد. پساز این سرکوب، دولت چند اصلاح انجام داد، از جمله بیمه برای حوادث کار و طرحهایی برای بازنشستگی. اما سرکوب اعتصابها در عین حال باعث شد موج مهاجرت از سیسیل افزایش پیدا کند.
خصوصیات
جنبش فاشی مجموعهای از دهها انجمن بود که در قالب یک فدراسیون گرد هم آمده بودند و میان کارگران کشاورزی، زارعان اجارهنشین و خردهبهرهبرداران، همچنین در میان پیشهوران، روشنفکران و کارگران صنعتی گسترش یافتند.[۳] خواستههای فوری این جنبش شامل اجارهٔ عادلانهٔ زمین همراه با قراردادهای تازهٔ سهمبری که سهم بیشتری از غله را به دهقانان میداد، افزایش دستمزدها، پایاندادن به سوءاستفادههای رایج در قراردادها و رباخواری، کاهش مالیاتهای محلی و بازتوزیع زمینهای عمومی غصبشده بود.[۴][۵] میان سالهای ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۳ حدود ۱۷۰ فاشی در سیسیل تشکیل شد. بر پایهٔ برخی منابع، شمار اعضای این جنبش تا پایان سال ۱۸۹۳ به بیشاز ۳۰۰ هزار نفر رسید.[ب][۳] فاشیها سازمانهایی خودگردان بودند که دارای نشانهای ویژه (رزتهای سرخ)، یونیفورم و گاه حتی گروههای موسیقی مستقل برای خود داشتند و برای گردهماییها و کنگرههای محلی، سالنهای مخصوص خود را داشتند.[۷] آنها «فاشی» نامیده میشدند (واژهٔ ایتالیایی «fascio» هم به معنای «بستهای از چوب» و هم «اتحاد» یا «گروه» است، که به همان تمثیل چوب تکی و جمعی اشاره دارد)، زیرا یک چوب تنها به آسانی شکسته میشود، اما بستهای از چوبها قابل شکست نیست.[۸]
فاشیها در ۸۲ شهر سیسیل بنیانگذاری شدند و در ۷۴ مورد از آنها شکلی از اعتراض را سازماندهی کردند. ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی هر شهر معمولاً بر چگونگی شکلگیری و کارکرد فاشیها تأثیر داشت. در مناطقی که شمار زیادی کارگر مزدبگیر زندگی میکردند مانند شهرهای گندمخیز با زمینهای وسیع یا شهرهای دارای معادن گوگرد، فاشیها بیشتر نقش اتحادیههای کارگری[پ] را ایفا میکردند. در میان دهقانان گندمکار، فاشیها گاه بهعنوان گروههایی سازمانیافته عمل میکردند و برای گرفتن زمینهای بزرگ مالکان ثروتمند و تقسیم آن میان دهقانان تلاش میکردند. در چند شهر، کارگران مزدبگیر همراه با فاشیهای خود گروههایی برای همکاری در کشاورزی و صنایع راهاندازی کردند تا منابع و کار خود را بهطور مشترک مدیریت کنند. اعتراضها شکلهای مختلفی داشتند: در ۲۴ شهر، تمرکز بر مالیاتهای سنگین بود؛ در ۱۷ شهر، فاشیها اعتصابها یا تصرف زمینها را هدایت میکردند؛ و در برخی دیگر از شهرها، دهقانان و کارگران همزمان علیه مالیاتها اعتراض میکردند و فعالیتهای کاری خود را متوقف میساختند.[۹]
در حالیکه بسیاری از رهبران گرایشهای سوسیالیستی یا آنارشیستی داشتند، تعداد کمی از هواداران آنها انقلابی بودند. دهقانانی که به فاشیها پیوستند، با انگیزهای قوی برای عدالت اجتماعی حرکت میکردند و بر این باور بودند که در آستانهٔ آغاز دورهای جدید قرار دارند. در بسیاری از محلهای جلسه فاشیها، صلیب مسیحی کنار پرچم سرخ آویزان بود و تصاویر پادشاه در کنار تصاویر افرادی مانند گاریبالدی، ماتزینی و مارکس، که نماد جنبشهای انقلابی بودند، قرار داشت. راهپیماییهای آنها اغلب شبیه مراسم مذهبی برگزار میشد و جمعیت اغلب با شعارها و تشویقهای خود از پادشاه حمایت میکردند.[۴] بسیاری از فاشیها عضو حزب کارگران ایتالیا (Partito dei Lavoratori Italiani) بودند، که نام اولیهٔ حزب سوسیالیست ایتالیا بود و در کنفرانسی در شهر جنوآ در تاریخ ۱۴ اوت ۱۸۹۲ تأسیس شدهبود.[۱۰][۱۱]
نخبگان حاکم[ت] اعضای فاشیها را سوسیالیست، کمونیست و آنارشیست معرفی میکردند و آنها را متهم به تلاش برای سرنگونی سلطنت میکردند. اما بسیاری از اعضای عادی فاشیها در واقع کاتولیکهای متعهد و طرفدار سلطنت بودند. جنبش فاشیها گاهی حالتی موعودگرایی داشت و با جملاتی مانند «عیسی یک سوسیالیست واقعی بود و همان چیزیرا میخواست که فاشیها طلب میکردند» شناخته میشد. یکی از رهبران برجسته فاشیها، نیکولا بارباتو بود که به عنوان «رهبر معنوی کارگران» شناخته میشد.[۴] گروههای فاشی که در روستاها فعالیت میکردند، یک شکل ویژه از جنبش فاشی بودند و هم ویژگیهای سنتی داشتند و هم با مسائل مدرن درگیر بودند. آنها آرزو داشتند جامعه تغییر کند و زندگی مردم بهتر شود. این گروهها با رهبران و فعالان شهرها، بهویژه کسانی که در سازمانها و گروههای کارگری فعالیت میکردند، در تماس بودند و از ایدههای آنها بهره میبردند.[۱۲] بر اساس نظر مورخ مارکسیست، اریک هابزبام، فاشیها گرایشهای هزارساله داشتند، زیرا دهقانان سیسیلی سوسیالیسم تبلیغشده توسط این جنبش را تقریباً بهعنوان دینی نو و جایگزین برای مسیحیت واقعی میدیدند. آنها باور داشتند کشیشان به نفع ثروتمندان عمل کرده و از اهداف واقعی مسیح فاصله گرفتهاند و سوسیالیسم فاشیها نویددهنده طلوع جهانی نو بود، بدون فقر، گرسنگی و سرما، مطابق با اراده خدا. فاشیها، که شامل تعداد زیادی زن نیز میشدند، با باور مسیحایی که آغاز دورهای نو از عدالت نزدیک است تشویق میشدند و جنبش آنها مانند یک بیماری همهگیر گسترش مییافت.[۱۳]
پسزمینه
اقتصاد ایتالیا از اواخر دههٔ ۱۸۸۰ وارد رکودی عمیق شد. در ژوئیهٔ ۱۸۸۷ دولت با وضع تعرفههای حمایتی تازه بر کالاهای کشاورزی و صنعتی، رقابت تجاری با فرانسه را برانگیخت و سیسیل مهمترین بازار صادراتی خود را از دست داد. این رقابت ضربهای جدی به بازرگانی ایتالیا وارد کرد و بهویژه صادرات کشاورزی، مخصوصاً در جنوب کشور، آسیب دید. میان سالهای ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۲ بحران کشاورزی شدیدی پدید آمد که کاهش چشمگیر بهای گندم شاخص آن بود. افزون بر این، تولیدات اصلی سیسیل مانند شراب، میوه و گوگرد نیز بهشدت لطمه دیدند.[ث][۱۲][۱۴][۱۵] علاوه بر این، صنعت گوگرد که حدود ۱۰۰ هزار نفر در آن اشتغال داشتند بر اثر رقابت تولیدکنندگان آمریکایی و نیز ظهور روشی مصنوعی و نوین برای تولید اسید سولفوریک آسیب دید.[۱۵]
در پی بحران، طبقهٔ بزرگ مالکان زمین[ج] تلاش کردند بار اقتصادی را بر دوش دهقانان بیندازد. آنان با افزایش اجارهها و وضع مالیاتهای محلی تبعیضآمیز، بسیاری از روستاییان را به فقر شدیدتر و حتی گرسنگی کشاندند. همزمان با اوج گرفتن تنشهای اجتماعی، گروه کوچکی از روشنفکران جوان سوسیالیست که بیشترشان بهتازگی از دانشگاه پالرمو فارغالتحصیل شده و تا آن زمان چندان شناختهشده نبودند، فعالیت سیاسی خود را آغاز کردند و به سازماندهی پرداختند. جنبش آنان در نخستین دورهٔ نخستوزیری فرانچسکو کریسپی (۱۸۸۷–۱۸۹۱) گسترش یافت، دورهای که با افزایش مالیاتهای ناپسند نزد افکار عمومی و تصویب قوانینی برای محدود کردن آزادیهای فردی شناخته میشد. این وضعیت بیشترین فشار را بر دوش دهقانان گذاشت.[۱۲][۱۴][۱۵][۱۶] به باور هابسبام، جنبش فاشیها از شورش دهقانان سیسیل سرچشمه گرفت؛ شورشی که واکنشی بود به ورود مناسبات سرمایهداری در اقتصاد روستایی و با رکود جهانی کشاورزی در دههٔ ۱۸۸۰ شدت یافت.[۱۷]
سیسیل در آن سالها همزمان با بحران اقتصادی فراگیر، از نظام محلی فاسد و ناکارآمد نیز آسیب میدید. شهرداران بسیاری از مناطق سیسیل، خود بزرگترین مالکان زمین بودند و در نتیجه نهتنها از مشکلات دهقانان متضرر نمیشدند، بلکه با در اختیار داشتن نفوذ سیاسی و اقتصادی، کنترل تقریباً کامل بر فرصتهای شغلی عمومی و خصوصی نیز به دست آنان افتاده بود. به این ترتیب، مردم عادی زیر فشار دوگانهٔ فقر گسترده و سوءاستفادهٔ نخبگان محلی قرار گرفتند. شهردار و نزدیکانش اختیار گستردهای داشتند؛ آنان مشخص میکردند چه کسانی باید مالیات محلی بپردازند و مبلغ آن چقدر باشد، و علاوه بر این، کنترل نیروهای پلیس محلی نیز در دستشان بود. بسیاری از آنچه در سیسیل «روستا» نامیده میشد، در واقع اجتماعات بزرگی از کشاورزان بود؛ نوعی شهرکهای کشاورزی پرجمعیت که جمعیتشان نه چند صد نفر، بلکه بین ۱۰ هزار تا حتی ۴۰ هزار نفر میرسید.[۱۲] در گذشته، همین شرایط[چ] باعث میشد شورشهای خشونتآمیز دهقانان (که به آنها ژاکری گفته میشد) در روستاها بهندرت رخ دهد.[ح] اما اگر چنین شورشهایی روی میداد، مهار و سرکوب آنها برای حکومت بسیار دشوار بود.[۱۸][خ] روستاییان که زیر فشار مالیاتهای سنگین شهری و عوارض محلی قرار داشتند، راهی برای رهایی نمیدیدند. به همین دلیل، سوزاندن ساختمان شهرداری (مکانی که دفاتر و اسناد مالیاتی نگهداری میشدند) به چشم آنان سادهترین و مستقیمترین شکل اعتراض بود، چرا که با نابودی این اسناد، بدهیها و مالیاتهایشان نیز از میان میرفت.[۱۲]
پیدایش و گسترش سریع

نخستین فاشی رسمی در اول مه ۱۸۹۱ (روز کارگر) در شهر کاتانیا به رهبری جوزپه دِ فلیچه جوفرّیدا تأسیس شد. پیشتر، در ۱۸ مارس ۱۸۸۹، فاشی دیگری در شهر مسینا شکل گرفته بود. اما این گروه دیری نپایید، زیرا بنیانگذارش نیکولا پترینا در ژوئیه همان سال دستگیر شد و فعالیت آن متوقف گردید. او تا سال ۱۸۹۲ آزاد نشد و گروه نیز تا آن زمان عملاً غیرفعال باقی ماند. دلیل دیگر اینکه فاشیِ مسینا نتوانست گسترش پیدا کند، این بود که بهجای آنکه مثل فاشیهای کارگری شمال و مرکز ایتالیا کارگران را به صورت فردی جذب کند، انجمنهای کارگری شهر را گرد هم آورد. اما این انجمنها استقلال و منافع اقتصادی خود را حفظ کردند و حاضر نشدند کاملاً با هم یکی شوند. همین باعث شد جنبش نتواند رشد کند.[۱۱] از دیگر رهبران این جنبش میتوان به روزاریو گاریبالدی بوسکو در پالرمو، نیکولا بارباتو در پیانا دلی آلبانزی، برناردینو ورو در کورلئونه، و لورنزو پانهپینتو در سانتو استفانو کویسکونا اشاره کرد.[۱۲][۱۴]
فاشیِ پالرمو در ۲۹ ژوئن ۱۸۹۲ به دست گاریبالدی بوسکو بنیانگذاری شد.[۱۹] از آن پس، شمار فاشیهای سیسیلی بهطور چشمگیری افزایش یافت، بهگونهای که تا پایان سال ۱۸۹۲ به ۲۴ انجمن رسید و در پایان سال ۱۸۹۳ شمار آنها به ۱۷۷ مورد بالغ شد. در عمل، تا آن زمان تقریباً در هر شهر یک فاشی شکل گرفته بود. در معدود شهرهایی که فاشی محلی نداشتند، مردم باز هم با گردهمایی و راهپیمایی، پشتیبانی خود را از جنبش نشان میدادند.[۲۰] در اوت ۱۸۹۲، گاریبالدی بوسکو، که از برجستهترین رهبران سوسیالیست فاشیها بود، در کنگرهٔ حزب سوسیالیست در جنوا شرکت کرد. او پس از بازگشت، طبق دستور حزب، آنارشیستها، ماتزینیها و دیگر اعضای غیر سوسیالیست را از فاشیِ پالرمو کنار گذاشت.[۱۴]
در مقابل، دِ فلیچه این تصمیم حزب سوسیالیست را که خواستار اخراج اعضای غیر سوسیالیست بود نپذیرفت و تأکید داشت که فاشیِ کاتانیا باید برای همهٔ گروههای چپ رادیکال باز بماند.[۱۴] او همراه با ناپلئونه کولایانی، که بهعنوان پدر سوسیالیسم سیسیل شناخته میشد، طرفدار ایجاد یک جبههٔ دموکراتیک واحد بود. دِ فلیچه همچنین ارتباط خود را با آنارشیستهای برجسته، از جمله آمیلکاره چیپریانی، که در سال ۱۸۷۱ در دفاع از کمون پاریس شرکت کرده بود، حفظ کرد. همین دیدگاهها و مسائل مشابه باعث شد که میان فاشیِ کاتانیا و فاشیِ پالرمو اختلافهای جدی پدید آید.[۱۴] با این حال، همهٔ فاشیها فقط زیر نظر سوسیالیستها و آنارشیستها نبودند، در بعضی شهرها، اشراف و زمینداران بانفوذ محلی و حتی مافیا هم ادارهٔ آنها را در دست داشتند.[۲۱]
کریسپی در فوریهٔ ۱۸۹۱ از نخستوزیری برکنار شد و آنتونیو دی رودینی جای او را گرفت. در مهٔ ۱۸۹۲ نیز، جووانی جولیتی بهجای رودینی به نخستوزیری رسید. در ۲۰ ژانویهٔ ۱۸۹۳، هنگامی که دهقانان کالوتورو اراضی اشتراکی[د] را که ادعا میکردند متعلق به آنان است، تصرف کردند، مأموران محلی ۱۳ نفر از آنان را کشتند و ۲۱ نفر دیگر را زخمی کردند. این رویداد به «کشتار کالوتورو» شهرت یافت.[۲۲] ناآرامیها در طول آن سال ادامه داشت. فاشیها در ابتدا جنبشهایی شهری بودند که بیشتر بهوسیلهٔ پیشهوران اداره میشدند. اما با گذشت زمان، این جنبشها گستردهتر و تهاجمیتر شدند: نخست کارگران معادن گوگرد[ذ] به آنها پیوستند و در مرحلهٔ بعد، دهقانان و زارعان شریک[ر] نیز وارد جنبش شدند. در پاییز ۱۸۹۳، اعتصابها و درگیریهای کارگری در شهرها و معادن با اعتراضهای دهقانان همزمان شد و به هم رسید. جنبش در تظاهرات بزرگ علیه مالیاتها به اوج رسید، تظاهراتی که هم مردم فقیر شهر و هم روستاییان در آن شرکت داشتند. این وضعیت چنان گسترده شد که رهبران جنبش بهسختی میتوانستند آن را کنترل کنند.[۴][۱۲] آدولفو روسی[ز] روزنامهنگاری از رم که در آن زمان برای روزنامهٔ لا تریبونا به سیسیل سفر کرده بود، نوشت: «در برخی مناطق شور و هیجانی همهگیر بهوجود آمده بود، مردم با این باور زندگی میکردند که بهزودی دوران تازهای از عدالت آغاز خواهد شد.»[۲۳]
موفقیتهای اولیه
جنبش که ریشههای نخستینش در شرق سیسیل، بهویژه در کاتانیا بود، با تشکیل فاشیِ پالرمو در ۲۹ ژوئن ۱۸۹۲ شتاب واقعی گرفت و فاشیها خیلی زود در سراسر سیسیل گسترش یافتند.[۱۱] فاشیِ محلیِ کورلئونه، که بعدها به یکی از نخستین و منسجمترین گروهها تبدیل شد، در ۸ سپتامبر ۱۸۹۲ به رهبری برناردینو ورو تأسیس شد. همچنین فاشی مهم دیگری نیز در پیانا دلی آلبانزی در ۲۱ مارس ۱۸۹۳ و به رهبری نیکولا بارباتو شکل گرفت.[۲۴] در بهار ۱۸۹۳ رهبران جنبش تصمیم گرفتند تبلیغات خود را به میان دهقانان و کارگران معدن در مناطق داخلی سیسیل گسترش دهند. بین ماههای مارس تا اکتبر، شمار فاشیها از ۳۵ به ۱۶۲ رسید و تعداد اعضا از ۲۰۰ هزار نفر فراتر رفت.[۴][۲۵]
از آن زمان بهبعد، جریان جنبش تغییر کرد، دیگر کارگران و پیشهوران شهرها نیروی اصلی آن نبودند، بلکه دهقانان موتور محرک سازمان شدند. بدین ترتیب، محور جنبش از شهرها به روستاها منتقل شد.[۲۶] در ۲۱ تا ۲۲ مه ۱۸۹۳ کنگرهای در پالرمو برگزار شد که ۵۰۰ نماینده از حدود ۹۰ فاشی و محفل سوسیالیستی در آن حضور داشتند. در این کنگره یک کمیتهٔ مرکزی با ۹ عضو انتخاب شد: جاکومو مونتالتو نمایندهٔ استان تراپانی، نیکولا پترینا نمایندهٔ استان مسینا، جوزپه د فلیچه جوفریدا نمایندهٔ استان کاتانیا، لوئیجی لئونه نمایندهٔ استان سیراکوز، آنتونیو لیکاتا نمایندهٔ استان آگریجنتو، آگوستینو لو پیانو پومار نمایندهٔ استان کالتانیستا، و سه تن از نمایندگان استان پالرمو، روزاریو گاریبالدی بوسکو، نیکولا بارباتو و برناردینو ورو بودند.[۱۹] کنگره تصمیم گرفت که تمام فاشیها موظفاند به حزب سوسیالیست ایتالیا بپیوندند.[۱۱]
در ۳۱ ژوئیه ۱۸۹۳، دهقانان در کورلئونه گردهم آمدند و نمونه قراردادهای کشاورزی برای کارگران، زارعان سهمبر و مستأجران تهیه کردند و آنها را به مالکان زمین پیشنهاد دادند. چون مالکان از پذیرش و مذاکره خودداری کردند، اعتصابی گسترده علیه آنان و همچنین علیه مالیاتهای دولتی در بیشتر مناطق سیسیل غربی آغاز شد. این قراردادها که به نام «پیمانهای کورلئونه» (Patti di Corleone) شناخته میشوند، بهگفتهٔ تاریخنگاران نخستین قرارداد دستهجمعی صنفی در تاریخ ایتالیای سرمایهداری[ژ] بودند.[۲۷] در سپتامبر، مقامات دولتی دخالت کردند و برخی مالکان زمین متقاعد شدند که امتیاز بدهند. با این حال، در مناطق دیگر اعتصاب تا نوامبر ادامه یافت. موفقیت دهقانان الهامبخش شد؛ بهطوریکه در همان پاییز، کارگران راهآهن در کاتانیا و پالرمو، معدنچیان گوگرد در استانهای کالتانیستا، اِنا و آگریجنتو، و همچنین گروههای کارگری کوچکتر از آنان پیروی کردند و دستمزدهای بالاتر یا شرایط کاری بهتری به دست آوردند.[۳][۴]
در اکتبر ۱۸۹۳، کنگرهای از معدنچیان در شهر گروته[س] برگزار شد. در این گردهمایی حدود ۱۵۰۰ نفر، شامل کارگران و تولیدکنندگان کوچک گوگرد، شرکت کردند. معدنچیان خواستار بالا رفتن حداقل سن کار در معدن به ۱۴ سال، کاهش ساعات کار و تعیین دستمزد پایه شدند. تولیدکنندگان کوچک نیز خواستار اقداماتی برای جلوگیری از سوءاستفاده مالکان بزرگ بودند؛ کسانی که بازار انبارداری گوگرد را در اختیار داشتند و همهٔ سودها را تصاحب میکردند. درخواست مربوط به افزایش حداقل سن، بهویژه برای بهبود شرایط کودکان کار در معادن گوگرد مطرح شد؛ کودکانی که در شرایطی نزدیک به بردگی کار میکردند و همین موضوع خشم عمومی را برانگیخته و شکایتهای زیادی به دنبال داشت.[۶]
موفقیت جنبش، نخبگان حاکم سیسیل را نگران کرد؛ آنان این ناآرامیها را تهدیدی میدیدند که باید سریع مهار شود. موجی از وحشت شکل گرفت، تا جایی که برخی حتی خواستار تعطیلی همهٔ مدارس شدند تا از گسترش اندیشههای رادیکال و براندازانه جلوگیری کنند. فرمانداران و شوراهای محلی مضطرب، سیل درخواستهای فوری برای سرکوب فاشیها را به رم روانه کردند. با این حال، جوزپه جولیِتی، نخستوزیر وقت، علیرغم فشار فزایندهٔ پادشاه، ارتش و نیروهای محافظهکار در پایتخت، حاضر نشد اعتصابهایی را که قانونی بودند بهعنوان جرمی کیفری تلقی کند. او از انحلال فاشیها یا صدور اجازهٔ استفاده از سلاح گرم علیه تظاهرکنندگان خودداری کرد و بر این باور بود که این منازعات اقتصادی باید با بهبود شرایط کارگران حل شود، نه با دخالت مستقیم دولت.[۴][۲۸]
افزایش تنشها

با این حال، جووانی جولیتی فهمید که باید جلوی ناآرامیها را بگیرد. از مه ۱۸۹۳، دولت اقدام به بازداشت رهبران فاشیها کرد و نیروهای بیشتری از پلیس و ارتش به سیسیل فرستاد. تا پاییز آن سال، رهبران فاشیها دیگر کنترلی بر جنبش نداشتند و اوضاع از دستشان خارج شد. دهقانان زمینها را تصرف میکردند، مردم خشمگین برای پیدا کردن کار و علیه فساد محلی اعتراض میکردند، دفاتر مالیات را آتش میزدند و درگیری با پلیس زیاد شد و تلفات برجای گذاشت. این ناآرامیها کمکم به شورشی بزرگ شبیه شد و مالکان و ثروتمندان از دولت خواستند دخالت کند.[۴][۲۹]
اما روش جولیتی، که بر کمترین مداخله ممکن تکیه داشت، دوام نیاورد. اینکه دولت او حاضر به استفاده از زور نبود، موجب عصبانیت زمینداران شد[ش] و اینکه نمیخواست زمینهای بزرگ و متمرکز (لاتیفوندیا) را میان دهقانان تقسیم کند، باعث نارضایتی روستاییان شد.[۲۹] مالکان زمین در واکنش به اعتصاب، دست به تعطیلی (لاکاوت[ص]) زدند. در نتیجه، بسیاری از دهقانان با پایان فصل کاشت در اواسط دسامبر، زمینهای اجارهای خود را از دست دادند.[۳۰] جولیتی در ۲۴ نوامبر ۱۸۹۳ به دلیل رسوایی بانکا رومانا مجبور به استعفا شد.[ض] پس از آن، در دسامبر ۱۸۹۳، ناتوانی دولت در برقراری نظم عمومی باعث شد درخواستهای گستردهای برای بازگشت کریسپی به قدرت مطرح شود.[۳۱]
علاوه بر ناآرامیهای سیسیل، در اوت ۱۸۹۳ موجی از شورش سراسر ایتالیا را فرا گرفت. این موج پس از کشتار شماری از کارگران مهاجر ایتالیایی در نمکزارهای اگمورت در جنوب فرانسه آغاز شد و به قیامی گستردهتر در میان طبقه کارگر، با پشتیبانی آنارشیستها و همچنین شورشهای خشونتبار در رم و ناپل گسترش یافت. اوضاع بهگونهای بود که ایتالیا در آستانه یک انقلاب به نظر میرسید، تا زمانی که کریسپی در دسامبر ۱۸۹۳ دوباره به قدرت بازگشت. بسیاری معتقد بودند کشور در آستانه فروپاشی است.[۳۲] کریسپی وعده داد که بهزودی اصلاحات مهمی در زمینها انجام خواهد داد. او نسبت به رنج مردم و ضرورت اصلاحات اجتماعی بیتفاوت نبود. پیش از سال ۱۸۹۱ او حامی طبقه کارگر سیسیل بهشمار میرفت و بسیاری از انجمنهای آنان به نام او نامگذاری شده بودند. کولایانی[ط] که با افشای رسوایی بانکا رومانا نقش اصلی را در سقوط جولیتی داشت، ابتدا وزارت کشاورزی را به او پیشنهاد کردند که نپذیرفت، سپس او را برای مأموریتی به سیسیل فرستادند تا اوضاع را آرام کند.[۳۳]
کریسپی وعده اصلاحات داده بود، اما خیلی زود فشارها برای برخورد شدیدتر باعث شد این وعدهها نادیده گرفته شود. در سه هفتهای که کشور بدون دولت بود، خشونت بهسرعت گسترش یافت و بسیاری از مقامهای محلی ممنوعیت استفاده از اسلحه را زیر پا گذاشتند. در دسامبر ۱۸۹۳، در درگیری میان دهقانان با پلیس و ارتش، ۹۲ نفر کشته شدند. در همان زمان، برخی ساختمانهای دولتی، آسیابها و نانواییهایی که حاضر به کاهش قیمتها پس از لغو یا کاهش مالیات نبودند، به آتش کشیده شد.[۳۴][۳۵] در ۱۰ دسامبر ۱۸۹۳، در جریان تجمعی در جیاردینلو که خواستار لغو مالیات بر مواد غذایی و انحلال «گاردهای روستایی»[ظ] یازده نفر کشته شدند. معترضان پرترهٔ پادشاه را از ساختمان شهرداری برداشتند و پروندههای مالیاتی را سوزاندند. در ۱۷ دسامبر همان سال، در مونرآله، تیراندازی نیروهای نظامی بهسوی معترضان دهها زخمی بر جای گذاشت. چند روز بعد، در ۲۵ دسامبر، در لرکارا فریدّی یازده معترض دیگر کشته شدند.[۳۶][۳۷][۳۸] در نخستین روز سال ۱۸۹۴، در جریان درگیریها در شهرهای جیبلینا و پیتراپرتزیا، ۲۰ نفر کشته و شمار زیادی زخمی شدند.[۳۹] در ۲ ژانویه، درگیریها در بلمونته متزانیو به کشته شدن ۲ نفر انجامید، و روز بعد در مارینئو ۱۸ نفر کشته و بسیاری دیگر زخمی شدند.[۴۰][۴۱] دو روز بعد، در ۵ ژانویه، در سانتا کاترینا ویلارموسا ۱۳ نفر کشته و تعداد زیادی زخمی شدند، و این واقعه به سلسله درگیریها پایان داد.[۴۲]
این شورشها برنامهریزیشده یا انقلابی نبودند، اما کریسپی طور دیگری فکر میکرد. او با استناد به گزارشها و مدارک نامطمئن ادعا کرد که رهبران فاشی با روحانیون و حتی کمک مالی فرانسویها قصد جدایی سیسیل از ایتالیا را دارند و خطر جنگ و حمله در پیش است.[۳۳][۴۳][۴۴]
سرکوب
در ۳ ژانویهٔ ۱۸۹۴، کریسپی در سراسر سیسیل وضعیت محاصره اعلام کرد. نیروهای ذخیره ارتش فراخوانده شدند و ژنرال روبرتو مورا دی لاوریانو با ۴۰ هزار سرباز به منطقه اعزام شدند.[۴۵][۴۶] نظم سابق با بهکارگیری خشونت شدید، از جمله اعدامهای بدون محاکمه، دوباره برقرار شد.[۳۳] فاشیها غیرقانونی اعلام شدند. ارتش و پلیس دهها معترض را کشتند و صدها نفر دیگر را زخمی کردند. هزاران فعال، از جمله همهٔ رهبران، زندانی شدند یا به تبعید داخلی محکوم گشتند.[۳] حدود هزار نفر بدون محاکمه به جزایر تبعیدی فرستاده شدند. تمامی انجمنها و تعاونیهای کارگری منحل گردید و آزادی مطبوعات، اجتماعات و تشکلها به حالت تعلیق درآمد. همچنین، شورش همبستگی آنارشیستها و جمهوریخواهان در لونیجیانا نیز سرکوب شد.[۳۳] همچنین دولت از فرصت استفاده کرد تا فهرستهای انتخاباتی را بازنگری کند.[ع] در کاتانیا، نام پنج هزار نفر از مجموع نه هزار رأیدهنده حذف شد.[۴۷]
پالرمو تشکیل جلسه داد تا دربارهٔ وضعیت جنبش تصمیمگیری کند. در نشست دو دیدگاه متضاد شکل گرفت. دِ فلیچه جوفریدا، که گرایشهای آنارشیستی داشت، خواستار استفاده از شرایط ناآرامی برای برپایی انقلاب در جزیره شد. در مقابل، اکثریت اعضا بر ادامهٔ مسیر مسالمتآمیز تأکید کردند و شورش را نهتنها نامناسب، بلکه زیانبار برای جنبش دانستند. آنان حوادث خشونتآمیز در نقاط مختلف جزیره را محکوم کردند و از مردم خواستند آرامش خود را حفظ کنند و دست به تلافی نزنند. در پایان، جوفریدا نظر اکثریت را پذیرفت. با این حال، مقامات تصمیم به دستگیری او، مونتالتو، پترینا و چند تن دیگر گرفتند. همچنین گاریبالدی بوسکو، بارباتو و برناردینو ورو در کشتی بخار باگنارا، درست پیش از حرکت آن به سوی تونس، بازداشت شدند.[۳۳][۲۰]
۲۸ فوریهٔ ۱۸۹۴، کریسپی در مجلس[ف] مدارکی ارائه داد که ادعا میکرد نشاندهندهٔ وجود یک توطئهٔ گسترده است. بنا بر این ادعا، سندی با نام «پیمان بینالمللی بیساکوینو» وجود داشت که گویا توسط دولت فرانسه، تزار روسیه، جوزپه دِ فلیچه، آنارشیستها و واتیکان امضا شده بود. هدف این پیمان، جداسازی سیسیل از ایتالیا و قرار دادن آن تحت حمایت مشترک فرانسه و روسیه عنوان میشد.[۴۸] نمایندهٔ رادیکال، فلیچه کاوالوتی، توطئهٔ ادعایی کریسپی را مسخره کرد و با طعنه از آن بهعنوان «پیمان مشهور میان امپراتور روسیه، رئیسجمهور فرانسه و آقای دِ فلیچه» یاد کرد. نام «پیمان بیساکوینو» نه بهخاطر امضای آن در شهر بیساکوینو، بلکه به این دلیل بر آن گذاشته شد که ساختهوپرداختهٔ مدیر امنیت عمومی آن شهر، یک ناپلی به نام سِسی، بود.[۴۹]
محاکمه در پالرمو

محاکمهٔ اعضای کمیتهٔ مرکزی فاشی، که در آوریل و مهٔ ۱۸۹۴ در پالرمو برگزار شد، پایان کار جنبش را رقم زد. با وجود دفاعیات پرشور و اثرگذاری که دادگاه را به صحنهای سیاسی تبدیل کرد و توجه همهٔ سوسیالیستهای کشور را برانگیخت، رهبران جنبش به مجازاتهای سنگین زندان محکوم شدند.[۳۳] در ۳۰ مهٔ ۱۸۹۴، حکم رهبران جنبش صادر شد؛ جوزپه د فلیچه جوفریدا به ۱۸ سال زندان و روزاریو بوسکو، نیکولا بارباتو و برناردینو ورو هر یک به ۱۲ سال زندان محکوم شدند.[۲۷][۵۰]
بارباتو در دادگاه خطاب به قضات اعلام کرد که حاضر نیست از خود دفاع قانونی کند، زیرا به گفتهٔ او مسئلهٔ اصلی قانون نیست، بلکه مقابله با نهادهای حاکم است. او تأکید کرد که سوسیالیستها نباید تقاضای عفو یا بخشش کنند، چون جنبش نباید با بزدلی آغاز شود. بارباتو خواستار آن شد که دادگاه رهبران فاشی را محکوم کند و گفت که شهادت آنان برای آرمان سوسیالیسم سودمندتر از هر گونه تبلیغ است.[۵۱]
صدور این احکام سنگین واکنشهای تندی در ایتالیا و ایالات متحده برانگیخت. در پالرمو، گروهی از دانشجویان در تئاتر بلینی از ارکستر خواستند سرود گاریبالدی را اجرا کند و تماشاگران نیز با شور و شوق آن را تشویق کردند.[۵۱] در مارس ۱۸۹۶، پس از شکست سنگین ارتش ایتالیا در نبرد آدوا در اتیوپی، کریسپی ناچار به استعفا شد. دولت جدید به نخستوزیری آنتونیو دی رودینی خشونتهای افراطی سرکوب را اذعان کرد. بسیاری از اعضای فاشی مورد عفو قرار گرفتند و از زندان آزاد شدند.[۵۲] با این حال، دی رودینی بهروشنی اعلام کرد که اجازهٔ تشکیل دوبارهٔ فاشیها داده نخواهد شد.[۳][۵۳] پس از آزادی، دِ فلیچه، بارباتو و بوسکو در رم با استقبال جمعیت بزرگی از هواداران روبهرو شدند. مردم درشکهٔ اسبهایشان را باز کردند و خود، با سر دادن شعارهای حمایت از سوسیالیسم و محکومیت کریسپی، درشکههارا را تا هتل اقامت آنها کشیدند.[۵۴]
پیامدها

سرکوب خشن پیامدهایی پیشبینینشده داشت. رهبران فاشی در دادگاههای نظامی سخنرانیهای پرشوری در دفاع از خود ایراد کردند که بازتاب گستردهای یافت و افکار عمومی شمال ایتالیا را تحت تأثیر قرار داد. شدت عمل دادگاهها، وجدان بسیاری از لیبرالهای شمال را آزرده بود. کریسپی برای بازسازی جایگاه خود در جناح چپ، در ژوئیهٔ ۱۸۹۴ لایحهای ارائه کرد که هدف آن واگذاری زمینهای بزرگ و بایر به کشاورزان در قالب اجارههای بلندمدت بود؛ اجارهداران نیز قرار بود از تخفیفهای مالیاتی و اعتباری برخوردار شوند. با این حال، این طرح نتوانست رادیکالها و دموکراتها را متقاعد کند و در عوض با مخالفت شدید مالکان زمین در سیسیل روبهرو شد. آنان که پس از سرکوب فاشی دیگر حاضر به امتیازدهی نبودند، به رهبری آنتونیو دی رودینی با لایحه مبارزه کردند. پس از شکست ارتش ایتالیا در آدوا و سقوط کریسپی در مارس ۱۸۹۶، دی رودینی به نخستوزیری رسید و منافع مالکان سیسیلی تأمین شد.[۴۷]
با اینحال، شورش فاشی زمینهساز برخی اصلاحات اجتماعی شد. در سال ۱۸۹۸، لوئیجی لوتزاتی، وزیر دارایی کابینهٔ دی رودینی، دو قانون تازه تصویب کرد: نخست، بیمهٔ کارگران صنعتی برای جبران خسارتهای کاری که از سال ۱۸۸۳ وجود داشت، اجباری شد و همهٔ هزینهها را کارفرمایان پرداختند؛ دوم، صندوقی داوطلبانه برای پرداخت مستمری بازنشستگی و ازکارافتادگی[ق] ایجاد شد.[۵۳]
بسیاری از هواداران پیشین فاشی سیسیلی، جزیره را ترک کردند. به دلیل سابقهٔ فعالیتشان در جنبش، زندگی برای آنان دشوار شده و یافتن کار سخت بود. برای کسانی که در سیسیل آن روزگار به دنبال بهبود زندگی خود بودند، تنها دو راه باقی میماند: شورش یا مهاجرت. پس از شکست شورش، بسیاری از دهقانان دیگر چارهای جز مهاجرت نداشتند و این راه را برگزیدند.[۳][۴۷][۵۵] برخی از مردم در سیسیل باقی ماندند و در سال ۱۸۹۵، اعتراضها علیه مالیاتهای ناعادلانه و مشکلات مربوط به زمینهای مشترک در بسیاری از شهرها دوباره آغاز شد. به همین دلیل، انحلال نیروهای نظامی که برای حفظ نظم مستقر شده بودند، به تعویق افتاد.[ک][۵۶]
به گفتهٔ هابسبام، فاشیها نمونهای از جنبشهای کشاورزی اولیه بودند که با پیوستن به سوسیالیسم و کمونیسم، شکل مدرن به خود گرفتند. بسیاری از رهبران فاشی پس از آزادی، به فعالیتهای خود در حزب سوسیالیست ادامه دادند و مبارزه برای حقوق زمین و اصلاحات ارضی را دنبال کردند. با وجود شکست سال ۱۸۹۴، در برخی مناطق سیسیل جنبشهای دائمی بر اساس مدلهای سازمانی مدرن سوسیالیستی شکل گرفت.[۵۷]
با وجود انحلال فاشیها، ناآرامیها در سیسیل ادامه یافت. در ژانویهٔ ۱۸۹۸، گروهی از دهقانان که به دنبال کار و نان بودند، تالار شهرداری شهر سیکولیانا را غارت کردند.[۵۸] در پاییز ۱۹۰۱، دهقانان سیسیلی با الهام از اعتصابهای مشابه کشاورزان در سایر نقاط ایتالیا، بار دیگر دست به اعتراضات کشاورزی زدند. آنها میدانستند که به نوعی مسیر جنبش فاشیها را که در سال ۱۸۹۴ با سرکوب متوقف شده بود، دوباره ادامه میدهند. یکی از اهداف اصلی این اعتصابها، مشابه اهداف جنبش فاشیها، بازنگری در قراردادهای اجاره زمین بود[گ] تا قدرت اقتصادی گابلوتیها[ل] کاهش یابد.[۵۹] پس از پایان جنگ جهانی یکم، کمونیستهای سیسیل از پایههای سازمانی فاشیها استفاده کردند[م] تا جنبش خود را بسازند. نمونهٔ آن در دوران بینیو روسو دیده شد، دورهای دو ساله از اعتراضات و اعتصابهای گستردهٔ کارگری در ایتالیا. تأثیر فاشیها بر مبارزات اجتماعی در سیسیل تا دههٔ ۱۹۵۰ ادامه داشت.[۶]
نقش زنان
زنان نقش مهم و برجستهای در جنبش فاشیهای سیسیلی ایفا کردند[۶۰][۶۱][۶۲] اما در بسیاری از منابع تاریخی به آن توجه کمی شده است.[۶۳] آنها اغلب در اعتراضها و اعتصابها در صفوف جلو حضور داشتند و در جلسات عمومی سخنرانی میکردند. در زمان انتخابات شهری، مراقب بودند که مردان رأی بدهند، زیرا زنان هنوز حق رأی نداشتند. همچنین در میخانهها گشت میزدند تا مردان با نوشیدنی تعهد خود به جنبش را زیر پا نگذارند. زنان بسیاری از کارهای سازمانی را انجام میدادند، در تبلیغ و جذب حمایت برای جنبش فعال بودند، صحنههای تجمع را تزئین میکردند، مراسمهایی مانند افتتاح پرچم فاشیها را برگزار میکردند و رهبران را با گل استقبال میکردند.[۶۳][۶۴]
زنان از فعالترین و پرشورترین اعضای جنبش بودند؛ در بعضی شهرها انجمنهای مخصوص زنان ایجاد کردند و در برخی دیگر حتی شاخههای کاملاً زنانهٔ فاشی را تشکیل دادند.[۶۴][۶۵] در فاشیِ پیانا دلی آلبانزی زنان نقش چشمگیری داشتند؛ در این شهر با جمعیت ۹ هزار نفر، از میان ۳٬۵۰۰ عضو فاشی بیش از هزار نفر زن بودند.[۶۳] فاشی زنان کارگر سالن اجتماعات مخصوص خودشان را داشتند، در آنجا جلساتشان را برگزار میکردند و هنگام شرکت در راهپیماییهای اعتراضی، پرچم ویژهٔ خود را حمل میکردند.[۶۶] زنان عضوِ فاشی اگرچه پیوند خود را با کلیسا قطع کردند، اما باور و احساس مذهبیشان را از دست ندادند. آنها برای اعتراض به کشیشانی که با تهدید تکفیر تلاش میکردند بترسانندشان و منزویشان کنند، دست به مخالفت زدند.[۶۳] در سال ۱۸۹۳ زنان پیانا برای اعتراض به مخالفت کشیشان با جنبش، در مراسم مذهبی سالانه[ن] شرکت نکردند.[۶۵][۶۷] آدولفو روسی که از فاشیهای زن در پیانی دیدن کرد، گفت زنان پرشورترین اعضای جنبش بودند و از مردان کمهیجانتر نبودند. در برخی مناطق، هرگاه مردان در برابر قدرتها ترس داشتند، همسرانشان بهسرعت آنها را متقاعد میکردند که به جنبش کارگران بپیوندند.[۶۸]
در کنگرهٔ پالِرمو در مه ۱۸۹۳، جایی که اتحاد همهٔ فاشیهای سیسیل تصویب شد، ماریا کاماراتا از فاشی پیانا از حاضران خواست که زنان نیز در جنبش ثبتنام شوند.[۶۳] حضور و توانایی سیاسی زنان در کنگره، سردبیر روزنامهٔ جورناله دی سیسیلیا را شگفتزده کرد. او نوشت: «خودم هم باورم نمیشد؛ آنها با صدای بلند و واضح، بهراحتی و با شجاعتی فوقالعاده سخن میگفتند.»[۶۵][۶۹] یکی از زنان برجسته، ماریِتا دِ فلیچه جوفریدا بود، دختر جوزپه دِ فلیچه جوفریدا، یکی از بنیانگذاران جنبش. او تنها ۱۴ سال داشت و همراه پدرش در سراسر سیسیل سفر میکرد تا در تأسیس فاشیها در مناطق داخلی کمک کند. گفته شده که او با شور و هیجان سوسیالیستی خود، با مردم صحبت میکرد و به دلیل سن و جنسیتش، توجه و تحسین مردم را جلب میکرد.[۶۵][۷۰]
مقامات دولتی فاشیها را زیر نظر داشتند و در گزارشی به دولت رم نوشتند که فاشیهای زن در پیانا، بلمونته متزانیو و سان جیوزپه یاتو خطرناک هستند. این زنان فعالیتهای تبلیغاتی موفق و برنامههای انقلابی انجام میدادند و از طریق آنها تأثیر زیادی بر دیگر فاشیهای منطقه داشتند.[۶۵]
نفوذ مافیا
برخی مورخان تأکید میکنند که فاشیها درگیر مبارزه طبقاتی علیه ائتلافی از زمینداران و مافیا بودند و شواهد مربوط به همپیمانیهای استراتژیک بین فاشیها و مافیای سیسیل[و] را نادیده میگیرند.[۶][۳۰] اگرچه مقامات، رفتارهای مجرمانهٔ رهبران فاشی و خشونت مردم را بزرگنمایی کردند تا سرکوب جنبش را توجیه کنند، اما بعضی فاشیهای محلی واقعاً تحت نفوذ مافیا بودند و مافیا از ناآرامیها برای منافع خود استفاده میکرد.[۷۱] در بیساکوینو، سران مافیا، ویتو کاسیوفرو و نونزیو جایمو، با همکاری ورو، رهبری فاشیها را برعهده داشتند.[۳۰][۷۱][۷۲] گاهی از مافیا برای پشتیبانی از گروههای اعتصابی استفاده میشد؛ آنها با تهدیدهای جدی خشونت، اعتصاب را تقویت میکردند و با تخریب اموال، اعتصاب را برای زمینداران پرهزینه میساختند.[۳۰]
به گفتهٔ تاریخنگار سالواتوره لوپو، فاشیها و مافیا کاملاً در تضاد با هم نبودند. هر دو از لایههای اجتماعی مشابهی میآمدند، ولی راههای متفاوتی برای رسیدن به قدرت و نفوذ اجتماعی دنبال میکردند. با این حال، فاشیها معمولاً جلوی عضویت افراد بدنام، محکومان یا مافیاییها را میگرفتند. با وجود این، گاهی کسانی پذیرفته میشدند که روزنامهٔ سوسیالیستی L’Avanti! آنها را «مافیاییهای وفادار به ریشههای نخستین، برخاسته از مبارزهٔ مشروع علیه ستمگری»[ه] توصیف میکرد.[۷۳]
برناردینو ورو برای تقویت اعتصاب و حفظ خود از آسیب، به گروهی مافیایی در کورلئونه به نام «فراتوتسی»[ی] پیوست.[۳۰][۷۲] با این حال، در جریان اعتصاب بزرگ فاشیها در سپتامبر ۱۸۹۳، فراتوتسیها برای تحریم آن بسیج شدند و نیروی انسانی لازم برای کار در زمینهایی که دهقانان از کشت آنها امتناع میکردند، فراهم کردند. پس از آن، ورو از مافیا جدا شد و طبق گزارشهای پلیس تبدیل به دشمن سرسخت آنها شد. سرانجام او در سال ۱۹۱۵، زمانی که شهردار کورلئونه بود، توسط مافیا کشته شد.[۷۴][۷۵]
در ادبیات و سینما
در سال ۲۰۱۳، مستند تحقیق[۷۶] به نویسندگی و کارگردانی نلا کوندورلی ساخته شد[۷۷] و بر اساس کتاب جنبش در سیسیل: تحقیق دربارهٔ فاشیهای کارگران[۷۸] تهیه گردید. کتاب، گزارشی از شاهد عینی است که توسط روزنامهنگار آدولفو روسی تهیه شده است. او در اکتبر ۱۸۹۳ برای روزنامهٔ لیبرال رومی La Tribuna[اا] دربارهٔ ناآرامیها در سیسیل گزارش داد. روسی تنها روزنامهنگاری بود که در آن زمان به جزیره سفر کرد، در حالی که مطبوعات اصلی شمال ایتالیا عمدتاً موضع دولت را بازتاب میدادند و ناآرامیها را صرفاً مسئلهای مربوط به نظم عمومی میدانستند و بیشتر به گزارشهای پلیس تکیه داشتند.[۷۹] روسی سفرهای گستردهای در سراسر سیسیل انجام داد و با اعضا و رهبران فاشی مصاحبه کرد و صدای آنها را به اطلاع عموم رساند.[۸۰] از زمان انتشار، این اثر بهطور گسترده مورد استناد قرار گرفته و همچنان منبع اصلی برای هر کسی است که دربارهٔ فاشی سیسیلی مینویسد. نمایندهٔ سیسیلی، ناپلئون کولایانی، در مباحث پارلمانی از گزارشهای روسی بهره برد تا نشان دهد واکنش دولت به ناآرامیها ممکن است نادرست یا ناعادلانه بوده باشد.[۸۱]
رمان پیر و جوان اثر لوئیجی پیراندلو که در سال ۱۹۱۳ منتشر شد، روند شکست و سرکوب فاشیهای سیسیلی را در سالهای ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۴ بازگو میکند.[۸۲] اگرچه پیراندلو عضو فعال این جنبش نبود، اما هنگام تحصیل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه پالرمو با برخی از نظریهپردازان برجستهٔ آن، از جمله روزاریو گاریبالدی بوسکو، انریکو لا لوجیا، جوزپه دِ فلیچه جوفریدا و فرانچسکو دِ لوکا، روابط دوستانهٔ نزدیکی داشت.[۸۳]
فیلم روز سنت سباستین به کارگردانی پاسکواله اسکیمکا در سال ۱۹۹۳ ساخته شد و بر اساس قتلعام کالتاووتورو در ۲۰ ژانویه ۱۸۹۳ است، زمانی که طی جشنوارهٔ سنت سباستین، یک جوخهٔ اعدام ۱۵ دهقان را که حق خود بر زمینهای دولتی را مطالبه میکردند، به قتل رساند. این فیلم برندهٔ جایزهٔ گلدن گلوب شد و در جشنواره فیلم ونیز نیز به نمایش درآمد.[۸۴][۸۵] این نمایشنامه، که مونولوگی دربارهٔ یک زن دهقان را نشان میدهد که شوهرش در وقایع کالتاووتورو کشته شده بود، توسط روزاریو گاریبالدی بوسکو نوشته شد و برای نخستین بار در ۲ فوریه ۱۸۹۳ در پالرمو اجرا شد تا برای قربانیان کمک مالی جمعآوری شود.[۸۶]
یادداشتها
- ↑ حکومت نظامی یعنی حالتی که دولت برای مقابله با بحران (مثل شورش، جنگ یا آشوبهای گسترده) ادارهٔ امور رو به ارتش میسپارد. در این شرایط نیروهای نظامی کنترل شهرها رو بهدست میگیرند، آزادیهای عادی (مثل تجمع، تظاهرات یا حتی رفتوآمد شبانه) محدود میشود، و معمولاً با زور و خشونت نظم برقرار میکنند.
- ↑ برآوردهای گوناگونی دربارهٔ شمار فاشیها وجود دارد که در تمامی استانهای سیسیل حضور داشتند؛ بیشترین تعداد آنها در پالرمو، آگریجنتو و کاتانیا گزارش شده و میان ۱۴۴ تا ۱۷۵ واحد برآورد میشود. همچنین دربارهٔ شمار اعضا نیز اختلاف نظر هست؛ پلیس آن را میان ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر اعلام کرده، در حالیکه برآوردهای دقیقتر این رقم را میان ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر دانستهاند.[۶]
- ↑ اتحادیه کارگری یعنی کارگران را دور هم جمع میکردند تا برای حقوق بهتر، دستمزد بالاتر، شرایط کاری مناسبتر یا کاهش سختی کارها با مالکان و کارفرماها مذاکره کنن و گاهیهم اعتراض و اعتصاب راه بیندازند.
- ↑ «نخبگان حاکم» به کسانی گفته میشود که در آن زمان قدرت سیاسی و اقتصادی را در دست داشتند؛ یعنی پادشاه، دولت، مقامات عالیرتبه و افراد ثروتمند یا مؤثر در حکومت که تصمیمگیریهای کلان را انجام میدادند.
- ↑ صنعت گوگرد که منبع درآمد حدود ۵۰ هزار خانوادهٔ سیسیلی بود، دچار سقوط شدید قیمت شد: از ۱۴۱ لیره برای هر تن در سالهای ۱۸۷۴–۱۸۷۵ به ۱۱۳ لیره در ۱۸۹۱ رسید و در نیمهٔ نخست ۱۸۹۴ تنها ۵۵ لیره ارزش داشت. بازار شراب نیز با بحران مشابهی روبهرو شد؛ قیمت آن از ۴۰ تا ۴۵ لیره برای هر هکتولیتر در سال ۱۸۸۷ به ۱۰ تا ۱۲ لیره در فاصلهٔ ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۳ کاهش یافت. همزمان، ارزش مرکبات نیز میان یکسوم تا نیمی از قیمت پیشین سقوط کرد.[۱۴]
- ↑ طبقهٔ بزرگ مالکان زمین به گروهی از ثروتمندان و اشراف گفته میشود که بخش عمدهٔ زمینهای کشاورزی و مراتع را در اختیار داشتند. بیشتر در جنوب ایتالیا و سیسیل حضور داشتند و معمولاً نفوذ سیاسی و اجتماعی زیادی داشتند، چون ثروت و زمین در آن دوران مساوی با قدرت بود. مالک صدها یا هزاران هکتار زمین بودند، ولی خودشان مستقیماً کشاورزی نمیکردند و زمینهایشان را به دهقانان (رعایا) اجاره میدادند.
- ↑ منظور تمرکز زیاد جمعیت است.
- ↑ زیرا همه کنار همدیگر بودند و به سختی سازماندهی میشد.
- ↑ دشواری آن بهدلیل متحد شدن جمعیت عظیمی از روستاها بود.
- ↑ «اراضی اشتراکی» اصطلاحی است که در اروپا (از جمله سیسیل) به کار میرفت. این زمینها معمولاً ملک شخصی نبودند، بلکه متعلق به همهٔ روستاییان بود و اهالی روستا میتوانستند از آنها برای چرا، جمعآوری هیزم، یا کشت استفاده کنند.
- ↑ استخراج گوگرد در سیسیل یکی از مهمترین فعالیتهای اقتصادی این جزیره در سده ۱۹ بود. سیسیل در آن زمان بزرگترین تولیدکنندهٔ گوگرد در جهان بهشمار میرفت و هزاران کارگر، از جمله کودکان، در شرایط بسیار سخت و خطرناک در این معادن کار میکردند.
- ↑ زارعان شریک کسانی بودند که زمین دیگران را کشت میکردند و بخشی از محصول را به صاحب زمین میدادند.
- ↑ آدولفو روسی روزنامهنگار ایتالیایی بود که در اواخر قرن نوزدهم گزارشهای میدانی از ناآرامیهای سیسیل تهیه میکرد. او با سفر به سیسیل و مصاحبه با اعضا و رهبران فاشی، گزارشی تاریخی دربارهٔ جنبش فاشیهای سیسیلی ارائه داد که به عنوان منبعی مهم تاریخی دربارهٔ فاشیهای سیسیلی شناخته میشود.
- ↑ «ایتالیای سرمایهداری» یعنی دورهای از تاریخ ایتالیا (اواخر سده ۱۹) که ساختار اقتصادی کشور بر پایهٔ نظام سرمایهداری شکل گرفته بود.
- ↑ شهر گروته یکی از شهرهای مهم معدنی استان آگریجنتو است.
- ↑ دلیل عصبانی شدن زمینداران این بود که دولت جولیتی حاضر نبود برای دفاع از منافعشان زور به کار ببرد. مالکان بزرگ میخواستند دولت با شدت و با استفاده از ارتش و پلیس، جنبش فاشیها و اعتراضهای دهقانان رو سرکوب کند، اما جولیتی سیاست متفاوتی داشت و میگفت این اعتراضها را باید با اصلاحات اقتصادی و بهبود شرایط کار کنترل کرد، نه سرکوب کردن آنها. همین مماشات یا بیعملی از نگاه مالکان، باعث شد فکر کنند دولت طرف کارگرها و دهقانها است و امنیت زمین و منافعشان به خطر افتاده است.
- ↑ «لاکاوت» یعنی وقتی کارفرما یا مالک برای فشار آوردن به کارگران یا دهقانان، محل کار یا زمین را میبندند تا کسی نتواند کار کند یا درآمدی داشته باشند.
- ↑ بانکا رومانا یکی از بانکهای مهم ایتالیا در سدهٔ ۱۹ بود که حق انتشار اسکناس داشت. مدیران بانک بهطور غیرقانونی اسکناسهای بیشتری چاپ کردند و وامهای کلان و بدون پشتوانه به سیاستمداران و افراد بانفوذ دادند. وقتی این تخلفات برملا شد (در اوایل دهه ۱۸۹۰)، معلوم شد که بسیاری از رجال سیاسی، از جمله برخی نخستوزیران و نمایندگان مجلس، در این فساد مالی دست داشتند. این رسوایی به شدت اعتماد عمومی به دولت و نظام سیاسی ایتالیا را تضعیف کرد و همچنین برای جولیتی هم مشکلساز شد، چون متهم بود که در دوران وزارت دارایی و بعداً نخستوزیریاش چشمش را روی این تخلفات بسته بود. همینهم باعث شد در نوامبر ۱۸۹۳ استعفا بدهد.
- ↑ ناپلئونه کولایانی، سیاستمدار، روزنامهنگار و جامعهشناس ایتالیایی بود. او از چهرههای برجستهٔ سوسیالیسم در سیسیل بهشمار میرفت و در افشای رسوایی بانکا رومانا نقش تعیینکنندهای داشت. کولایانی همچنین در جنبشهای اجتماعی و دفاع از حقوق کارگران و دهقانان فعالیت گستردهای داشت.
- ↑ «گاردهای روستایی» (guardie campestri) در سیسیل و بخشهایی از ایتالیا، نیروهای مسلح محلی بودند که توسط مالکان زمین یا شهرداریها برای حفاظت از زمینهای کشاورزی بهکار گرفته میشدند. وظیفه اصلیشان جلوگیری از سرقت محصولات کشاورزی، ورود غیرقانونی دامها به زمینها و خرابکاری یا آتشسوزی در مزارع بود.
- ↑ منظور واجدان شرایط رأیدهنده پارلمان ایتالیا است.
- ↑ مجلس سنا یکی از دو مجلس در ایتالیا بود. این مجلس، برخلاف مجلس نمایندگان، انتخابی نبود؛ بلکه اعضایش را مستقیم پادشاه منصوب میکرد. اعضای آن معمولاً از میان اشراف، سناتورها، افسران بلندپایه، روحانیون عالیرتبه یا شخصیتهای سرشناس کشور برگزیده میشدند. سنا همراه با مجلس نمایندگان قوهٔ مقننه را تشکیل میدادند.
- ↑ این نهاد یکی از دو مجلس پارلمان ایتالیا بود که از زمان وحدت ایتالیا در ۱۸۶۱ تا تشکیل جمهوری در ۱۹۴۶ وجود داشت. مجلس نمایندگان در کنار مجلس سنا[غ] فعالیت میکرد و اعضای آن با رأی مستقیم و محدود (بر پایهٔ دارایی و سطح سواد) انتخاب میشدند. این مجلس در ساختمان «مونتهچیتوریو» در رم تشکیل جلسه میداد.
- ↑ «ازکارافتادگی» یعنی وضعیتی که فرد به خاطر بیماری، آسیب یا ضعف جسمی دیگر نتواند کار کند و درآمد داشتهباشه. برای مثال اگر کارگری توی حادثهای آسیب ببیند و دیگر قادر به انجام شغلش نباشد، میگویند دچار ازکارافتادگی شده است. برای همینهم صندوقها یا بیمههای «ازکارافتادگی» به آن فرد کمک مالی میکنند تا بدون درآمدِ کاریهم بتواند زندگی کند.
- ↑ قبلها قرار بود نیروهای نظامی که برای حفظ نظم در شهرها مستقر شده بودند منحل یا جمعآوری بشوند، اما به دلیل ادامهٔ اعتراضها، این برنامه به تعویق افتاد و آن نیروها همچنان باقی ماندند تا ناآرامیها کنترل بشوند.
- ↑ بازنگری در قراردادهای اجاره، یعنی تغییر شرایط اجاره به نفع دهقانان، مثلاً کاهش مبلغ اجاره یا محدود کردن مدت اجاره، تا قدرت اقتصادی گابلوتیها کم بشود.
- ↑ گابلوتیها به کسانی میگفتند که مالک یا واسطهٔ زمین در سیسیل بودند که زمینها را اجاره میدادند و کنترل اقتصادی زیادی داشتند.
- ↑ منظور شبکهها و ساختارهای انجمنها و کمیتههای محلی است که فاشیها برای سازماندهی اعتراضات و فعالیتهای اجتماعی ایجاد کرده بودند.
- ↑ این مراسم، یک مراسم مذهبی سالانه بود که توسط کلیسا در شهرها و روستاهای سیسیل برگزار میشد و معمولاً شامل راهپیمایی دستهجمعی، دعاهای عمومی و حمل نمادهای مقدس میبود. مردم محلی در این مراسم شرکت میکردند تا وفاداری خود به کلیسا و سنتهای مذهبی را نشان دهند و آن را تجلیل کنند.
- ↑ مافیای سیسیل یک سازمان شبهقانونی و مخفی بود که از قرن ۱۹ فعالیت میکرد و با تهدید، خشونت و نفوذ اقتصادی، کنترل محلی بر زمینداران و جوامع را به دست میآورد.
- ↑ روزنامهٔ سوسیالیستی L’Avanti! برخی مافیاها را «مافیاییهای وفادار به ریشههای نخستین، برخاسته از مبارزهٔ مشروع علیه ستمگری» توصیف میکرد. منظور این بود که در آغاز، بعضی اعضای مافیا نه صرفاً مجرم، بلکه بخشی از یک جنبش اجتماعی علیه قدرتها و ظلمهای مسلط بودند و هنوز به انگیزههای اولیهٔ خود پایبند بودند.
- ↑ فراتوتسی (Fratuzzi) در زبان ایتالیایی به معنی «برادران کوچک» است.
- ↑ روزنامهٔ La Tribuna یک روزنامهٔ لیبرال رومی بود که در ایتالیا منتشر میشد و به موضوعات سیاسی و اجتماعی میپرداخت. این روزنامه معمولاً دیدگاههای لیبرال و حامی اصلاحات را منعکس میکرد و در دوران اواخر قرن نوزدهم نقش مهمی در اطلاعرسانی دربارهٔ رویدادهای ملی و منطقهای داشت.
پانویس
- ↑ (به ایتالیایی) Scuola Ducato بایگانیشده در ۲۰۱۱-۰۹-۲۷ توسط Wayback Machine, Confederazione Generale Italiana del Lavoro
- ↑ Fascio (ج.: fasci) literally means 'faggot" (as in a bundle of sticks), but also 'league', and was used in the late 19th century to refer to political groups of many different (and sometimes opposing) orientations.
- 1 2 3 4 5 6 Cartosio, Sicilian Radicals in Two Worlds, pp. 120–21
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Seton-Watson, Italy from liberalism to fascism, pp. 162-63
- ↑ Gabaccia, Militants and Migrants, p. 55
- 1 2 3 4 (به ایتالیایی) Movimento contadino e sindacale, Umberto Santino, Narcomafie, Nr. 2, February 2005
- ↑ Colajanni, Gli avvenimenti di Sicila e le loro cause, p. 14
- ↑ (به ایتالیایی) Il tribunale militare fu un abuso di Crispi, La Repubblica, 5 February 2009
- ↑ Gabaccia, Militants and Migrants, pp. 58-60
- ↑ Colajanni, Gli avvenimenti di Sicila e le loro cause, p. 17
- 1 2 3 4 Scolaro, Il movimento antimafia siciliano, p.18
- 1 2 3 4 5 6 7 Clark, Modern Italy, 1871 to the present, pp. 123-124
- ↑ Hobsbawm, Primitive rebels, pp. 98-101
- 1 2 3 4 5 6 7 Seton-Watson, Italy from liberalism to fascism, p. 161
- 1 2 3 Mack Smith, Modern Italy, p. 159
- ↑ Duggan, The Force of Destiny, p. 339
- ↑ Hobsbawm, Primitive rebels, p. 96
- ↑ Gabaccia, Militants and Migrants, pp. 27-29
- 1 2 (به ایتالیایی) Il "battesimo" del socialismo, La Sicilia, May 24, 2009
- 1 2 (به ایتالیایی) I Fasci dei lavoratori in Sicilia بایگانیشده در ۷ سپتامبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine, lecture by Prof. Pietro Siino as part of the course on the History of Sicily (Palermo, 27 March 2008), Società Siciliana per l'Amicizia fra i Popoli
- ↑ Clark, Modern Italy, 1871 to the present, p. 124
- ↑ (به ایتالیایی) L'eccidio di "San Sebastiano", La Sicilia, February 8, 2009
- ↑ Rossi, L'agitazione in Sicilia, pp. 6–7
- ↑ (به ایتالیایی) Burba (2013), Da arbëreshë a italo-americani.
- ↑ Leoni, Storia dei partiti politici italiani, p. 251
- ↑ Renda, I fasci siciliani: 1892-94, p. 10–11
- 1 2 (به ایتالیایی) La firma dei "Patti di Corleone", La Sicilia, September 14, 2008
- ↑ De Grand, The hunchback's tailor, pp. 47-48
- 1 2 Clark, Modern Italy, 1871 to the present, p. 125
- 1 2 3 4 5 Alcorn, Revolutionary Mafiosi.
- ↑ Cabinet Forced To Resign; Italian Ministers Called "Thieves" by the People, The New York Times, November 25, 1893
- ↑ Duggan, The Force of Destiny, p. 340
- 1 2 3 4 5 6 Seton-Watson, Italy from liberalism to fascism, pp. 165-67
- ↑ Shot Down by the Soldiers; Four of the Mob Killed in an Anti-Tax Riot in Sicily, The New York Times, December 27, 1893
- ↑ Sicily Under Mob Control; A Series of Antitax Riots in The Island, The New York Times January 3, 1894
- ↑ (به ایتالیایی) La strage di Giardinello, La Sicilia, December 11, 2011
- ↑ Colajanni, Gli avvenimenti di Sicila e le loro cause, pp. 178-79
- ↑ (به ایتالیایی) Scolaro, Il movimento antimafia siciliano, p. 57
- ↑ Paternostro, Dino (5 December 2020). "Stragi a Belmonte, Gibellina e Pietraperzia". Blog Mafie (به ایتالیایی). La Repubblica. Retrieved 3 September 2025.
- ↑ (به ایتالیایی) 1894, a Marineo un'altra strage, La Sicilia, January 2, 2011
- ↑ Serious Affair in Sicily, The New York Times, January 6, 1894
- ↑ Sicily Under Mob Control; A Series of Antitax Riots in the Island, The New York Times, January 3, 1894
- ↑ Duggan, The Force of Destiny, p. 342
- ↑ Trouble Has Been Long Brewing; Quantities of Arms and Ammunition in Hands of Revolutionists, The New York Times, January 6, 1894
- ↑ The Italian Government Alarmed; More Troops Called Out for Service in Sicily, The New York Times, January 4, 1894
- ↑ Martial Law Proclaimed In Sicily; Stern Measures Resorted To to Quiet the Anti-Tax Troubles, The New York Times, January 5, 1894
- 1 2 3 Clark, Modern Italy, 1871 to the present, p. 126
- ↑ (به ایتالیایی) I contadini in ginocchio, La Sicilia, January 8, 2012
- ↑ (به ایتالیایی) Crispi sciolse i Fasci contadini, La Sicilia, January 7, 2011
- ↑ Sicilian Rioters Sentenced, The New York Times, May 31, 1894
- 1 2 (به ایتالیایی) Il "manifesto" di Nicola Barbato, La Sicilia, January 10, 2010
- ↑ Pardon for Italian Socialists, The New York Times, March 14, 1896
- 1 2 Seton-Watson, Italy from liberalism to fascism, pp. 185-86
- ↑ Freed Italians Unrepentant; Many Socialists Greet Giuseppe de Felice, Bosco, and Barbato, The New York Times, March 18, 1896
- ↑ Gabaccia, Militants and Migrants, pp. 66-67
- ↑ (به ایتالیایی) Il malcontento in Sicilia, La Stampa, August 18, 1895
- ↑ Hobsbawm, Primitive rebels, pp. 101-105
- ↑ (به ایتالیایی) Gravi fatti in Sicilia, La Stampa, January 3, 1898
- ↑ (به ایتالیایی) Scolaro, Il movimento antimafia siciliano, pp. 89-92
- ↑ Colajanni, Gli avvenimenti di Sicila e le loro cause, p. 12
- ↑ Hobsbawm, Primitive rebels, p. 99
- ↑ Gabaccia, Militants and Migrants, pp. 57–58
- 1 2 3 4 5 (به ایتالیایی) L'anima femminile dei Fasci siciliani, La Repubblica, 9 March 2010
- 1 2 (به ایتالیایی) Scolaro, Il movimento antimafia siciliano, pp. 31-34
- 1 2 3 4 5 Guglielmo, Living the Revolution, pp. 36-39
- ↑ Fracchia, "Hora": Social Conflicts and Collective Memories in Piana degli Albanesi, p. 204
- ↑ (به ایتالیایی) Donne ribelli nella Sicilia dei Fasci, La Sicilia, February 6, 2012
- ↑ Guglielmo, Living the Revolution, p. 35, based on an article of Adolfo Rossi, “La situazione in Sicilia,’ La Tribuna, 8 October 1893.
- ↑ Rossi, L'agitazione in Sicilia, pp. 10-11
- ↑ Rossi, L'agitazione in Sicilia, p. 34
- 1 2 Blok, The Mafia of a Sicilian Village, 1860–1960, pp. 124-125
- 1 2 Dickie, Cosa Nostra, pp. 157-169
- ↑ Lupo, History of the Mafia, pp. 149-155
- ↑ Blok, The Mafia of a Sicilian Village, 1860–1960, p. 205
- ↑ (به ایتالیایی) Verro, una vita contro la mafia, Città Nuova di Corleone, November 3, 2004
- ↑ Nella Condorelli (۱۸۹۳). «Research Documentary (1893)». دریافتشده در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵.
- ↑ "1893. L'inchiesta". Sicilia Film Commission (به ایتالیایی). Retrieved 19 August 2025.
- ↑ L'agitazione in Sicilia: Inchiesta sui Fasci dei lavoratori. Italy, Sicilia: Adolfo Rossi.
- ↑ "Inchieste e reportage". Adolfo Rossi: Giornalista del Mondo (به ایتالیایی). Archivio di Stato di Rovigo. Retrieved 15 August 2025.
- ↑ Dickie, Cosa Nostra, pp. 155–160
- ↑ Cimino, Marcello (16 May 2021). "Adolfo Rossi cronista dei Fasci siciliani". Storia e Filosofia (به ایتالیایی). Retrieved 16 August 2025. (Foreword to the 1988 reissue of the book by La Zisa publishers)
- ↑ Cody & Sprinchorn, The Columbia encyclopedia of modern drama, p. 1073
- ↑ (به ایتالیایی) Biografia di Luigi Pirandello بایگانیشده در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Biblioteca dei Classici italiani di Giuseppe Bonghi (Accessed November 2, 2010)
- ↑ Biography of Pasquale Scimeca بایگانیشده در ۱ مارس ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, Rai Internazionale (access date August 10, 2010)
- ↑ Il giorno di San Sebastiano, British Film Institute database (access date August 10, 2010)
- ↑ (به ایتالیایی) Il drammaturgo della rivoluzione بایگانیشده در ۶ مارس ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine, La Repubblica (Palermo edition), February 19, 2008
منابع
- Alcorn, John (2004). Revolutionary Mafiosi: Voice and Exit in the 1890s., in: Paolo Viola & Titti Morello (eds.), L'associazionismo a Corleone: Un’inchiesta storica e sociologica (Istituto Gramsci Siciliano, Palermo, 2004).
- Blok, Anton (1974). The Mafia of a Sicilian Village, 1860–1960: A Study of Violent Peasant Entrepreneurs (1988 ed.). Prospect Heights, IL: Waveland Press. ISBN 0-88133-325-5.
- Burba, Elisabetta (2013). (به ایتالیایی) Da arbëreshë a italo-americani. Il caso degli italo-albanesi di Madison, Wisconsin (USA) 1892 - 1943, Palermo: Pitti, ISBN 978-88-965-6931-3
- Clark Martin (2008). Modern Italy, 1871 to the present, Harlow: Pearson Education. ISBN 1-4058-2352-6.
- Cartosio, Bruno (1992). "Sicilian Radicals in Two Worlds". In Debouzy, Marianne (ed.). In the Shadow of the Statue of Liberty: Immigrants, Workers, and Citizens in the American Republic, 1880-1920. Champaign (IL): University of Illinois Press. p. 117-128. ISBN 0-252-06252-3.
- Cady Gabriella (2007). The Columbia encyclopedia of modern drama, Volume 2, New York: Columbia University Press. ISBN 978-0-231-14424-7.
- (به ایتالیایی) Colajanni, Napoleone (1895). Gli avvenimenti di Sicila e le loro cause, Palermo: Remo Sandron Editore.
- D grand, Alexander (2001). The hunchback's tailor: Giovanni Giolitti and liberal Italy from the challenge of mass politics to the rise of fascism, 1882-1922, Greenwood Publishing Group. ISBN 0-275-96874-X.
- Dickie John (2004). Cosa Nostra. A history of the Sicilian Mafia, London: Hodder & Stoughton, ISBN 0-340-82435-2
- Doğan Christopher (2008). The Force of Destiny: A History of Italy Since 1796, Boston/New York: Houghton Mifflin Harcourt. ISBN 0-618-35367-4.
- Fracchia, Joseph (2010). ""Hora": Social Conflicts and Collective Memories in Piana degli Albanesi". Past & Present. 209 (1): 181–222. doi:10.1093/pastj/gtq030.
- Gabaccia Donna (1988). Militants and Migrants: Rural Sicilians become American workers, New Brunswick, N.J. : R Ratgers University Press ISBN 0-8135-1318-9.
- Gogelimo Jennifer (2010). Living the Revolution: Italian Women's Resistance and Radicalism in New York City, 1880-1945, North Carolina University Press. ISBN 978-0-8078-3356-8.
- Hawbsbam, Eric (1959/1971). Primitive rebels; studies in archaic forms of social movement in the 19th and 20th centuries, Manchester: Manchester University Press. ISBN 0-7190-0493-4.
- (به ایتالیایی) Leoni Francesco (2001). Storia dei partiti politici italiani, Naples: Goida press. ISBN 88-7188-495-7.
- Salvatore Lupo (2009). The History of the Mafia, New York: Colombia University Press, ISBN 978-0-231-13134-6
- Mack Smith, Denis (1997). Modern Italy: A Political History. Ann Arbor: The University of Michigan Press. ISBN 0-472-10895-6.
- (به ایتالیایی) Randa, Francisco(1977). I fasci siciliani: 1892-94, Turin: Einaudi. ISBN 88-0648-413-3.
- (به ایتالیایی) Rossi, Adolfo (1894). L'agitazione in Sicilia. Inchiesta sui Fasci dei lavoratori, Milan: Max Kantorowicz Edit.
- (به ایتالیایی) Scolaro, Gabriella (2008), Il movimento antimafia siciliano: Dai Fasci dei lavoratori all'omicidio di Carmelo Battaglia, Lulu.com. ISBN 1-4092-2951-3.
- Seton-Watson, Christopher (1967). Italy from liberalism to fascism, 1870–1925. London: Methuen & Co Ltd. ISBN 0-416-18940-7.
