فرهنگ نورمن-عرب-بیزانسی

اصطلاح فرهنگ نورمن–عرب–بیزانسی،[۱] فرهنگ نورمن–سیسیلی[۲] یا، بهشکل محدودتر، فرهنگ نورمن–عرب[۳] (که گاهی «تمدن عرب–نورمن» نیز خوانده میشود)[۴][۵][۶][۷] به تعامل نورمنها، یونانیان بیزانس، لاتینها و عربها پس از فتح نورمنها بر امارت سیسیل و شمال آفریقا از سال ۱۰۶۱ تا حدود ۱۲۵۰ میلادی اشاره دارد.[۸]این تمدن نتیجهٔ تبادلات گسترده در حوزههای فرهنگی و علمی بود که بر پایهٔ بردباری نورمنها نسبت به جمعیتهای لاتینزبان و یونانیزبان مسیحی و همچنین مهاجران عرب مسلمان پیشین شکل گرفت.[۹] در نتیجه، سیسیل تحت حاکمیت نورمنها به چهارراهی برای تعامل میان فرهنگ نورمن و کاتولیک لاتین، ارتدکس بیزانسی و اسلام عربی بدل شد.[۸]
فتح جنوب ایتالیا بهدست نورمنها
نخستین نورمنها در فاصلهٔ سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۰۳۰ میلادی، در دوران قرون وسطای میانه، به جنوب ایتالیا رسیدند.[۱۰][۱۱][۱۲] خاندان دُهوتویل رابطهای دوسویه و سودمند با پاپ برقرار کرده بودند؛ کلیسا آنها را بهعنوان حاکمان مشروع بهرسمیت میشناخت و در عوض از حمایت نظامی آنها بهره میبرد.[۱۳]نورمنها با استفاده از شکاف میان لومباردها و بیزانسیها جای پایی در منطقه یافتند و در سال ۱۰۳۰ پایتختی در آوِرسا بنا کردند.[۱۲] پیروزی سرنوشتساز آنان در سال ۱۰۵۳ رخ داد، زمانی که نیروی پاپی متشکل از لومباردها و سپاه بیزانس امپراتوری را در «چیویتلا سول فورتوره» شکست دادند. در این نبرد، پاپ لئو نهم که از مخالفان نورمنها پشتیبانی میکرد نیز به اسارت درآمد.[۱۴]رابرت گیسکارد پس از فتح سیسیل، لشکرکشیهای دیگری را برای گسترش نفوذ نورمنها در جنوب ایتالیا آغاز کرد؛ از جمله تصرف باری در ۱۰۷۱ و سالِرنو در ۱۰۷۷.[۱۲]
فتح سیسیل بهدست نورمنها

هفتادوسه سال پس از یورش اسلامی به جنوب ایتالیا، ارتش بیزانس در سال ۱۰۳۸ به فرماندهی ژنرال بیزانسی جورج مانیاکیس بازپسگیری سیسیل را آغاز کرد. این تهاجم بر گروهی از مزدوران نورس، وارنگیان ــ از جمله پادشاه آیندهٔ نروژ هارالد هاردرادا ــ و نیز چندین دسته از جنگاوران ایتالو-نورمن تکیه داشت. هرچند مرگ مانیاکس در جنگ داخلی بیزانس در ۱۰۴۳ این یورش را ناتمام گذاشت، نورمنها پیشرویهای بیزانسیها را پی گرفتند و فتح امارت سیسیل و شمال آفریقا را کامل کردند.[۱۰][۱۱][۱۵]
نورمنها که بهعنوان مزدور و ماجراجو رو به جنوب میآوردند، به افسانهٔ «جزیرهای خجسته و آفتابی در دریاهای جنوبی» دل بسته بودند.[۱۶] رابرت گیسکارد، پسر تانکرد، در ۱۰۶۰ چندین ناحیه از جنوب ایتالیا را فتح کرد. جزیرهٔ سیسیل از نظر سیاسی میان سه عرب امیرنشین تقسیم شده بود و جمعیت قابلتوجه ارتدکسِ بیزانسی علیه مسلمانان حاکم شوریدند. یک سال بعد مسینا بهدست سپاهیان تحت رهبری «راجر بوسّو» (برادر رابرت گیسکارد و راجر یکم، کنت آیندهٔ سیسیل) سقوط کرد و در ۱۰۷۱ نورمنها پالرمو را گرفتند.[۱۷] عربهای مسلمان و بربرها تا ۱۰۷۲ همچنان سیسیل و برخی نواحی جنوب ایتالیا را در دست داشتند، اما سرانجام بهدست نورمنهای مسیحی شکست خوردند و به قلمروهای ایبری و شمال آفریقا عقب نشستند.[۱۰][۱۱][۱۵] از دست رفتن این شهرها ــ هر یک با بندری باشکوه ــ ضربهٔ سختی بر قدرت مسلمانان در جزیره بود. سرانجام، نورمنها سراسر سیسیل را گرفتند. در ۱۰۹۱، نوتو در جنوبیترین دماغهٔ سیسیل و جزیرهٔ مالت، آخرین دژهای عرب، نیز بهدست نیروهای مسیحی سقوط کرد.
فتح آفریقا بهدست نورمنها

پادشاهی آفریقا امتداد منطقه مرزی دولت سیکولو-نورمن در استان سابق رومی آفریقا [الف] (به عربی تونسی: Afrīqiya)، مطابق با تونس و بخشهایی از الجزایر و لیبی امروزی بود. منابع اصلی برای این پادشاهی عربی (مسلمان) هستند؛[۱۸] منابع لاتین (مسیحی) کمتر هستند. به گفته هوبرت هوبن، از آنجایی که «آفریقا» هرگز در عنوان سلطنتی پادشاهان سیسیل ذکر نشده است، «نباید از «پادشاهی نورمن آفریقا» صحبت کرد.»[۱۹] بلکه «[آفریقای نورمن] در واقع به مجموعهای از شهرهای تحت کنترل نورمنها در امتداد ساحل افریقیه گفته میشد.»[۲۰]
فتح آفریقا توسط سیسیلیها در زمان راجر دوم در سالهای ۱۱۴۶–۱۱۴۸ آغاز شد. حکومت سیسیل شامل پادگانهای نظامی در شهرهای بزرگ، باجگیری از جمعیت مسلمان محلی، حمایت از مسیحیان و ضرب سکه بود. اشراف محلی تا حد زیادی در جای خود باقی ماندند و شاهزادگان مسلمان، دولت مدنی را تحت نظارت سیسیلیها کنترل میکردند. ارتباطات اقتصادی بین سیسیل و آفریقا، که قبل از فتح قوی بودند، تقویت شد، در حالی که روابط بین آفریقا و شمال ایتالیا گسترش یافت. در اوایل سلطنت ویلیام اول، «پادشاهی» آفریقا به دست موحدان افتاد (۱۱۵۸–۱۱۶۰). ماندگارترین میراث آن، تجدید صفبندی قدرتهای مدیترانهای بود که پس از سقوط آن و نهایی شدن صلح سیسیلی-موحدان در سال ۱۱۸۰ حاصل شد.
تعاملات فرهنگی



پس از فتح جنوب ایتالیا بهدست نورمنها، فرهنگی پرشور از آمیزش نورمن–عرب–بیزانسی در سیسیل پدید آمد. این فرهنگ در پادشاهانی چون راجر دوم، پادشاه سیسیل نمود یافت؛ او در دربار خود سربازان، شاعران و دانشمندان مسلمان داشت،[۲۱] و شخصیتهایی همچون یونانیان بیزانس، کریستودولوس، جورج انطاکی و سرانجام فیلیپ مهدیه را بهعنوان «امیرالامرا» به خدمت گرفت.[۲۲]راجر دوم خود عربی میدانست و دلبستهٔ فرهنگ عربی بود.[۲۳] او در لشکرکشیهایش در جنوب ایتالیا از نیروها و ماشینهای محاصرهٔ عربی و یونانی استفاده کرد و معماران عرب و بیزانسی را برای ساخت بناهای نورمن–عرب–بیزانسی به کار گرفت. بسیاری از فنون کشاورزی و صنعتی که در دو قرن پیشین توسط عربها به سیسیل آورده شده بود، حفظ و توسعه یافت و به شکوفایی چشمگیر جزیره انجامید.[۲۴]بسیاری از آثار کلاسیک یونانی که برای غربِ لاتینزبان از دیرباز از دست رفته بود، از نسخههای یونانی بیزانسی یافتشده در سیسیل مستقیماً به لاتین ترجمه شد.[۲۵]برای دو قرن پس از آن، سیسیلِ نورمنی الگویی شد که در سراسر اروپا و سرزمینهای عربی ستوده میشد.[۲۶]
تاریخنگار انگلیسی جان جولیوس نوریچ دربارهٔ پادشاهی سیسیل نوشت:
«سیسیل نورمنی در اروپا ــ و در حقیقت در تمام دنیای تعصبآلودِ قرون وسطی ــ نمونهای از بردباری و روشنگری بود؛ درسی در احترام که هر انسانی باید نسبت به کسانی داشته باشد که خون و باورشان با او متفاوت است.»[۲۷]
در دوران راجر دوم، پادشاهی سیسیل بیشازپیش بهخاطر چندملیتیبودن و بردباری دینیاش شناخته میشد.[۲۸] نورمنهای کاتولیک، لانگوباردها و سیسیلیهای بومی، عربهای مسلمان و یونانیان ارتدکس بیزانسی در این دوره در هماهنگی نسبی زیستند،[۲۹][۳۰] و گفته میشود راجر دوم طرح برپایی امپراتوریای را داشت که تا مصر فاطمی و دولتهای صلیبی در شام گسترش مییافت، اما مرگش در ۱۱۵۴ مانع تحقق آن شد.[۳۱]یکی از بزرگترین آثار جغرافیایی قرون وسطی، کتاب روجر اثر شریف ادریسی، برای راجر دوم نگاشته شد.[۳۲]
در پایان سدهٔ دوازدهم، برآورد میشود یکسوم جمعیت سیسیل به زبان یونانی میانه سخن میگفتند و بقیه به زبانهای رومیِ آوردهشده از ایتالیا (مانند زبان سیسیلی، گالی-سیسیلی و زبان نورمان باستان), عربی سیسیلی و عبری تکلم داشتند.[۳۳]هرچند زبان دربار فرانسوی باستان (از شاخهٔ زبانهای اوییل) بود، همهٔ فرمانهای سلطنتی به زبان مخاطبان صادر میشد: لاتین، یونانی بیزانسی، عربی و عبری.[۳۴] ردای سلطنتی راجر که در تاجگذاری (و سپس در تاجگذاری فریدریش دوم، امپراتور مقدس روم) پوشیده شد، کتیبهای عربی با تاریخ قمری ۵۲۸ (۱۱۳۳–۱۱۳۴) داشت.
نویسندگان اسلامی شگفتزده از بردباری پادشاهان نورمن چنین نوشتند:
«با [مسلمانان] به نیکی رفتار شد و حتی در برابر فرانکها نیز از آنان حمایت میشد. از این رو، آنان عشق بسیاری به پادشاه راجر داشتند.»
تعاملات با پادشاهان بعدی نورمن، به عنوان مثال در زمان ویلیام دوم سیسیل، ادامه یافت، همانطور که ابن جبیر، جغرافیدان اسپانیایی-عرب که پس از بازگشت از زیارت مکه در سال ۱۱۸۴ در این جزیره فرود آمد، گواهی میدهد. در کمال تعجب، ابن جبیر از استقبال بسیار گرمی از سوی مسیحیان نورمن برخوردار شد. او همچنین از اینکه متوجه شد حتی برخی از مسیحیان به زبان عربی صحبت میکنند و چندین مقام دولتی مسلمان هستند، شگفتزده شد: [۳۶]
نگرش پادشاه واقعاً خارقالعاده است. نگرش او نسبت به مسلمانان بینقص است: او به آنها شغل میدهد، مأموران خود را از بین آنها انتخاب میکند، و همه، یا تقریباً همه، ایمان خود را مخفی نگه میدارند و میتوانند به دین اسلام وفادار بمانند. پادشاه به مسلمانان اعتماد کامل دارد و برای انجام بسیاری از امور خود، از جمله مهمترین آنها، به آنها تکیه میکند، تا جایی که متصدی بزرگ آشپزی یک مسلمان است (...). وزرا و پیشخدمتهای او خواجهسرا هستند که تعدادشان زیاد است و اعضای دولت او هستند و او برای امور خصوصی خود به آنها تکیه میکند. ابن جبیر، رحله.[۳۷]
ابن جبیر اشاره کرد که برخی از مسیحیان در پالرمو لباس مسلمانان را میپوشیدند و به زبان عربی صحبت میکردند. پادشاهان نورمن همچنان به ضرب سکههای عربی با تاریخ هجرت ادامه دادند. دفاتر ثبت دربار سلطنتی به زبان عربی نوشته میشدند. [۳۶] در جایی از ویلیام دوم سیسیل نقل شده است که گفته است: «هر یک از شما باید کسی را که میپرستد و به او ایمان دارد، فرا بخواند.» [۳۸]
هنر نورمن-عرب-بیزانسی
بسیاری از فنون هنری بیزانسی و اسلامی نیز برای پایهگذاری هنر عرب–نورمن جذب شدند: موزاییککاری و فلزکاری با قطعات مرصع، حجاری عاج و سنگ سماق، تراش سنگهای سخت، ریختهگری مفرغ و تولید ابریشم. راجر دوم، پادشاه سیسیل یک کارگاه سلطنتی (regium ergasterium) تأسیس کرد که برای مدتی انحصار تولید ابریشم در سراسر اروپای غربی را در اختیار سیسیل قرار داد.[۴۰]در جریان یورش به امپراتوری بیزانس، دریاسالار جورج انطاکی بافندگان ابریشم شهر تبای را به سیسیل منتقل کرد. این صنعت تا آن زمان بخشی از انحصار بهسختی حفاظتشدهٔ بیزانسی بود.
ادشاهان نورمن بهخوبی حامی هنرها شناخته میشدند. نمونهای از این حمایت را میتوان در ساخت «طراز» دید؛ کارگاههای ابریشم که در دولتهای اسلامی، بهویژه در مصر، رواج داشت.[۴۱]در جریان یورش به امپراتوری بیزانس، دریاسالار جورج انطاکی بافندگان ابریشم شهر تبای را به سیسیل منتقل کرد. این صنعت تا آن زمان بخشی از انحصار بهسختی حفاظتشدهٔ بیزانسی بود. پادشاهان نورمن بهخوبی حامی هنرها شناخته میشدند. نمونهای از این حمایت را میتوان در ساخت «طراز» دید؛ کارگاههای ابریشم که در دولتهای اسلامی، بهویژه در مصر، رواج داشت.[۴۲]راجر دوم یکی از برجستهترین حامیان هنر بود. مشهورترین تصویر او در سیسیل، در کلیسای سانتا ماریا دلآمریگالیو دیده میشود؛ جایی که او در پوشش آیینی ویژهٔ امپراتوران بیزانس و با تاجی بیزانسی بر سر، به تصویر کشیده شده است.[۴۳]
معماری نورمن-عرب-بیزانسی

حاکمان جدید نورمن، ساخت بناهایی را در «سبک عرب–نورمن» آغاز کردند. آنان بهترین ویژگیهای معماری عربی و بیزانسی را در هنر خود گنجاندند.[۴۴]
کلیسای سان جیووانی دگلی ارمیتی در پالرمو (۱۱۴۳–۱۱۴۸)، ساختهٔ راجر دوم، پادشاه سیسیل، نمونهای برجسته از این سبک است. گنبدهای سرخرنگ آن بهروشنی نفوذ عربی در معماری سدهٔ دوازدهم سیسیل را نشان میدهد. فرانسیس الیوت در کتاب Diary of an Idle Woman in Sicily آن را «کاملاً شرقی… گویی مناسب بغداد یا دمشق» توصیف کرد. برج ناقوس با چهار طبقهٔ طاقنما نیز نمونهای شاخص از معماری گوتیک است.

کلیسای پالاتینا در پالرمو نیز بهگونهای هماهنگ مجموعهای از سبکها را دربرمیگیرد: معماری و درهای نورمنی، قوسها و کتیبههای عربی، گنبد و موزاییکهای بیزانسی. برای نمونه، خوشههایی از ستارههای هشتپر که در طراحی اسلامی رایج بود، در سقف بهگونهای چیده شدهاند که نقش صلیب مسیحی را پدیدمیآورند.
کاخ سلطنتی راجر نمونهای برجسته از چندفرهنگیبودن معماری آن دوره است؛ با موزاییکهای بیزانسی ساختهشده در قسطنطنیه و سقفهای مقرنسمانند اسلامی.[۴۵] استادان موزاییککار بیزانسی نقش پررنگی در طراحی کلیسای چفالو داشتند.[۴۶]کاخ همچنین شامل دو برج بود که یکی به «برج یونانی» معروف شد، زیرا بهدست معماران یونانی طراحی شده بود.[۴۷]کلیسای جامع مونرئاله عموماً «نورمن–عرب–بیزانسی» توصیف میشود. نمای بیرونی درگاههای اصلی با طاقهای نوکتیز، بهزیبایی با حجاری و نازککاری رنگی آراسته است و تزیینات درونی آن را استادان بیزانسی انجام دادهاند.[۴۸]
کلیسای سانتا ماریا دلآمریگالیو که در ۱۱۴۳ بهدستور «جورج انطاکی» ــ امیرالامرا و وزیر اعظم راجر دوم ــ ساخته شد، در منشور بنیادین دوزبانهٔ یونانی–عربیاش بهعنوان کلیسای ارتدکس یونانی وقف شد و به سبک طرح صلیب یونانی با برخی تأثیرات عربی ساخته گردید.
کلیسای روستایی سنتی پیترو و پائولو داگرو در کاسالوکیو سیولو، از آثار منحصربهفرد این دوره است و «یکی از پیشرفتهترین و منسجمترین بناهای معماری برآمده از حکومت نورمنها در سیسیل» توصیف شده است.[۴۹]دیگر نمونههای معماری عرب–نورمن عبارتاند از کاخ نورمنها و کستلبوئنو. این سبک ساختوساز تا سدههای چهاردهم و پانزدهم تداوم یافت و بهویژه در کاربرد گنبد بهچشم میآمد.[۵۰]
از دیگر نمونههای معماری عرب-نورمن میتوان به کاخ نورمن یا کاستلبونو اشاره کرد. این سبک ساخت و ساز تا قرن ۱۴ و ۱۵ میلادی ادامه داشت که نمونه بارز آن استفاده از گنبد است.
دانش نورمن-عرب-بیزانسی
ترجمهٔ متون علمی از یونانی و عربی به لاتین در سیسیل، بهویژه در پالرمو، بسیار رایج بود. «هنریکوس آریستیپوس» نقش مهمی در یکی از مشهورترین ترجمهها ایفا کرد؛ او بهعنوان مشاور اصلی گوگیرمو یکم، اثر مهم بطلمیوس یعنی المجسطی را پس از دریافت آن از امپراتور مانوئل کومننوس به سیسیل آورد. این متن سپس توسط فردی ناشناس از یونانی به لاتین برگردانده شد.[۵۱]این روند نشانگر جایگاه دربار ویلیام بهعنوان مرکز مطالعات یونانی، در حوزههای فلسفه و علوم طبیعی بود.[۵۲]مشهورترین دانشمند مسلمان در سیسیل نورمنی شریف ادریسی بود. او علاوه بر نگارش نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق برای راجر دوم، پادشاه سیسیل، در دوران ویلیام یکم نیز فعالیت کرد و نسخهای تازه از جغرافیای خود، کتابی در باب گیاهان دارویی و چند اثر شعری پدیدآورد.[۵۳]جز ادریسی، الاهیدان یونانی «نیلوس دوکسوپاترس» نیز از حمایت راجر بهرهمند بود.[۵۴]
شخصیتهای کلیدی
راجر دوم
راجر دوم، پادشاه سیسیل برجستهترین نماد تعامل فرهنگی در سیسیل نورمنی بود. او به یونانی، عربی و لاتین تسلط داشت.[۵۵] پژوهشها نشان میدهد که حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد از منشورهای سلطنتی او به یونانی نوشته شده بود.[۵۶]نفوذ بیزانس بر راجر از کودکیاش در مسینا ــ در ساحل شرقی و یونانینشین سیسیل ــ آشکار بود.[۵۷] آموزگاران یونانی داشت و شیوههای جنگی فابیوسی و علاقهاش به اداره و مالیه، همه بهعنوان نشانههای اثرپذیری او از بیزانس دانسته میشود.[۵۸]راجر خود را «باسیلیوس» میخواند نه «رکس» لاتینی.[۵۹] بااینحال، او از فرهنگ عربی نیز بهشدت تأثیر گرفت. خود را هم «مدافع مسیحیت» و هم «توانمند به لطفالله» مینامید و زیر سایبان مرصعی مینشست که از سوی خلیفهٔ فاطمی به او هدیه شده بود.[۶۰]علاقهٔ او به فرهنگ عربی چنان بود که عزالدین بن اثیر در گزارش خود حتی شایعهٔ مسلمانبودن او را بازگو کرد.[۶۱]
ویلیام دوم
ویلیام دوم نیز تأثیرپذیری فرهنگهای دیگر در سیسیل را آشکار میکرد. ابن جبیر نوشته که ویلیام دوم در تجمل، قوانین، آداب، سواد در زبان عربی و نگهداشتن کنیزان و غلامان مسلمان در کاخش، شباهت بسیار به پادشاهان مسلمان داشت.[۶۲]مهر سلطنتی او عبارت «الحمد لله» را نقش بسته بود.[۶۳] ابن جبیر همچنین گزارش کرد که آشپز بزرگ او مسلمان بود و نگهبانانش از بردگان سیاهپوست مسلمان تشکیل میشدند.[۶۴]
کریستودولوس
«کریستودولوس»، یونانی ارتدکس اهل کالابریا، یکی از بانفوذترین غیرنورمنها در تاریخ سیسیل بود. او خدمت خود را در دههٔ ۱۰۹۰ نزد راجر یکم، کنت سیسیل آغاز کرد، اما اوج قدرتش در دوران نیابت «ادلاید دل واستو» بود. در ۱۱۰۹ عنوان «امیراوس» گرفت و فرماندهی ناوگان نورمن و عملاً حکومت سیسیل را تا آغاز سلطنت راجر دوم در دست داشت.[۶۵] او همچنین آموزگار راجر دوم در کودکی بود.[۶۶]
جورج انطاکی
در زمان حکومت راجر دوم، جورج انطاکی نقش مهمی یافت. او در انطاکیه و دیگر نواحی شرق بیزانس آموزش دید و به زبان و ادبیات یونانی و عربی و ادارهٔ مالی مسلط بود.[۶۷]
یوجینوس
«امیر اوژنوس» یکی از دیوانسالاران برجستهٔ یونانی در سیسیل نورمنی بود.[۶۸] او نیز مانند دیگر چهرههای غیرنورمن، به سه زبان یونانی، عربی و لاتین تسلط داشت و در دورهٔ چندین فرمانروا خدمت کرد. در ۱۱۹۰ بهدست تانکرد به مقام «امیر» رسید. او بهویژه بهخاطر ترجمهٔ اثر بطلمیوس دربارهٔ Optica از عربی به لاتین شهرت دارد.[۶۹]
انتقال به اروپا
نقاط تماس میان اروپا و سرزمینهای اسلامی در قرون وسطی متعدد بود و سیسیل نقشی کلیدی در انتقال دانش به اروپا ایفا کرد، هرچند اهمیت آن از تولدو در اسپانیا کمتر بود. مهمترین کانونهای انتقال دانش اسلامی به اروپا، سیسیل و اسپانیای اسلامی بودند؛ بهویژه تولدو پس از فتح بهدست مسیحیان اسپانیایی در ۱۰۸۵، جایی که ژرار کرمونایی (۱۱۱۴–۱۱۸۷) فعالیت داشت. همچنین در شام، حضور صلیبیون به تبادل فرهنگی دامن زد.[۷۰]
اوایل سدهٔ دوازدهم نقطهٔ عطفی برای انتقال فرهنگ و کالا از سرزمینهای اسلامی به سیسیل نورمنی و دیگر نواحی بود. بندر فاطمی اسکندریه در این دوره مهمترین مرکز تجارت مدیترانه شد و دادوستد میان سیسیل، افریقیه و مصر در مقیاس وسیع جریان داشت.[۷۱] این ارتباط با قحطی سختی که در اواخر سدهٔ یازدهم جمعیت شمال آفریقا را درگیر کرد و وابستگی آنها به گندم سیسیل افزایش یافت، تقویت شد.[۷۲]ساکنان نورمنی سیسیل نیز در تقلید از فرهنگ عربی نقش داشتند و آن را فراتر از سرزمینهای اسلامی گسترش دادند؛ از جمله پوشیدن جامهٔ عربی توسط زنان مسیحی و کاربرد زبان عربی، همانگونه که ابن جبیر شرح داده است.[۷۳]راجر دوم، پادشاه سیسیل همچنین نقش مهمی در واردکردن شیوههای حکومتی مسلمانان به اروپا داشت. او از خلافت فاطمی درخواست کرد دبیرانی به سیسیل بفرستند تا فرهنگ اداری و دیوانسالاری فاطمی را به دربار نورمن معرفی کنند.[۷۴]
پیامدها
هنر و دانش عربی و یونانی طی دو سده پس از فتح نورمنها همچنان در سیسیل اثرگذار باقی ماند. فرمانروایی نورمنها رسماً در ۱۱۹۸ با سلطنت کوستانتسا، ملکه سیسیل پایان یافت و دودمان هوهنشتاوفن جایگزین آن شد.
در ۱۲۲۴، فریدریش دوم، امپراتور مقدس روم در واکنش به شورشهای مذهبی در سیسیل، همهٔ مسلمانان را از جزیره اخراج و طی دو دهه بسیاری را به لوچرا منتقل کرد. در محیطی کنترلشده، آنان دیگر تهدیدی برای قدرت سلطنتی نبودند و بهواسطهٔ پرداخت مالیات و خدمت نظامی برای تاج مفید بودند. جمعیتشان در نهایت به ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر رسید و لوچرا بهدلیل این ترکیب جمعیتی «Lucaera Saracenorum» (لوچرای مسلمانان) نام گرفتاین جامعه تا ۷۵ سال رونق داشت، اما در ۱۳۰۰ بهدست نیروهای مسیحی تحت فرمان شارل دوم، پادشاه ناپولی غارت شد. ساکنان مسلمان یا تبعید شدند یا به بردگی فروخته شدند، و بسیاری به آلبانی در آنسوی دریای آدریاتیک پناه بردند.[۷۶][۷۷] مساجد متروک یا ویران شدند یا به کلیسا بدل گشتند؛ از جمله کلیسای S. Maria della Vittoria که بر خرابههای آن ساخته شد.
حتی در دوران مانفرد پادشاه سیسیل (درگذشتهٔ ۱۲۶۶) تأثیر اسلامی در سیسیل باقی بود، اما تا آغاز سدهٔ چهاردهم تقریباً از میان رفت.[۷۸] لاتین بهتدریج جای عربی و یونانی را گرفت؛ آخرین سند سیسیلی به زبان عربی به سال ۱۲۴۵ برمیگردد.[۷۹]
جستارهای وابسته
یادداشتها
- ↑ Michael Huxley: "The Geographical magazine", Vol. 34, Geographical Press, 1961, p. 339
- ↑ Gordon S. Brown: "The Norman conquest of Southern Italy and Sicily", McFarland, 2003, شابک ۰۷۸۶۴۱۴۷۲۳, p. 199
- ↑ Moses_I._Finley: "A History of Sicily", Chatto & Windus, 1986, شابک ۰۷۰۱۱۳۱۵۵۱, pp. 54, 61
- ↑ "In Sicily the feudal government, fastened on a country previously turbulent and backward, enabled an Arab-Norman civilization to flourish."Edwards, David Lawrence (1980). "Religion". Christian England: Its Story to the Reformation. p. 148. ISBN 978-0-19-520229-8.
- ↑ Koenigsberger, Helmut Georg. "The Arab-Norman civilization during the earlier Middle-Ages". The Government of Sicily Under Philip II of Spain. p. 75.
- ↑ Dossiers d'Archéologie, 1997: "It is legitimate to speak about an Arab-Norman civilization until the 13th century" (Original French: "on est fondé à parler d'une civilisation arabo-normande jusqu'au XIIIeme siècle" "La Sicile - Dossiers d'Archéologie n° 225 du 01/07/1997". Archived from the original on 2008-04-08. Retrieved 2008-03-10.
- ↑ Abdallah Schleifer: "the monuments of a great Arab-Norman civilization" بایگانیشده در ۲۰۰۸-۰۵-۱۳ توسط Wayback Machine
- 1 2 Johnson, Mark J. (2021). "Acceptance and Adaptation of Byzantine Architectural Types in the "Byzantine Commonwealth" – Norman Italy". In Schwartz, Ellen C. (ed.). The Oxford Handbook of Byzantine Art and Architecture. آکسفورد و نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد. pp. 383–386. doi:10.1093/oxfordhb/9780190277352.013.32. ISBN 978-0-19-027737-6. LCCN 2020057004.
- ↑ Lynn White, Jr. : "The Byzantinization of Sicily", The American Historical Review, Vol. 42, No. 1 (1936), pp. 1-21
- 1 2 3 Brown, Gordon S. (2015) [2003]. "Sicily". The Norman Conquest of Southern Italy and Sicily. جفرسن (کارولینای شمالی): کمپانی مکفارلند. pp. 103–113. ISBN 978-0-7864-5127-2. LCCN 2002153822.
- 1 2 3 Matthew, Donald (2012) [1992]. "Part I: The Normans and the monarchy – Southern Italy and the Normans before the creation of the monarchy". The Norman Kingdom of Sicily. Cambridge Medieval Textbooks. کمبریج و نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج. pp. 9–19. doi:10.1017/CBO9781139167741.004. ISBN 978-1-139-16774-1.
- 1 2 3 Andrews, Frances; Drell, Joanna; Jansen, Katherine L. (2010). "Chronology". Medieval Italy: Texts in Translation. The Middle Ages Series. فیلادلفیا: انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا. pp. 539–542. ISBN 978-0-8122-0606-7. JSTOR j.ctt3fhhzb.130.
- ↑ Catlos, Brian (2014). Infidel Kings and Unholy Warriors: Faith, Power, and Violence in the Age of Crusade and Jihad. نیویورک: Farrar, Straus, and Giroux. p. 132.
- ↑ Catlos, Brian (2014). Infidel Kings and Unholy Warriors: Faith, Power, and Violence in the Age of Crusade and Jihad. نیویورک: Farrar, Straus, and Giroux. p. 133.
- 1 2 Deanesly, Margaret (2019). "The Later Merovingians". A History of Early Medieval Europe: From 476–911. Routledge Library Editions: The Medieval World (1st ed.). لندن و نیویورک: روتلج. pp. 244–245. ISBN 978-0-367-18458-2.
- ↑ Les Normands en Sicile, p. 123.
- ↑ "Saracen Door and Battle of Palermo". Bestofsicily.com. 2004. Retrieved 28 November 2016.
- ↑ All the Arabic sources can be found in Michele Amari, Biblioteca arabo-sicula (Rome and Turin: 1880).
- ↑ Houben, Roger II, 83.
- ↑ Dalli, "Bridging Europe and Africa", 79.
- ↑ Lewis, 1993, p.147
- ↑ Abulafia, David (2011) The Great Sea: A Human History of the Mediterranean. (London: Allen Lane). شابک ۹۷۸−۰−۷۱۳۹−۹۹۳۴−۱
- ↑ Aubé, 2006, p.177
- ↑ Aubé, 2006, p.164
- ↑ Lindberg, David C. (ed.). Science in the Middle Ages. University of Chicago Press, 1978, pp.58–59
- ↑ Aubé, 2006, p.171
- ↑ Norwich, John Julius (2018). The Kingdom in the Sun, 1130–1194. Faber & Faber. ISBN 978-0-571-34609-7
- ↑ "Normans in Sicilian History". Bestofsicily.com. Retrieved 2010-01-21.
- ↑ Encyclopædia Britannica. "Roger II — Encyclopædia Britannica". Concise.britannica.com. Archived from the original on 2007-05-23. Retrieved 2010-01-21.
- ↑ Inturrisi, Louis (1987-04-26). "Tracing The Norman Rulers of Sicily". New York Times. Retrieved 2010-01-21.
- ↑ Les Normands en Sicile, p. 17.
- ↑ Lewis, 1993, p.148
- ↑ Loud, G. A. (2007). The Latin Church in Norman Italy. Cambridge University Press. p.494
- ↑ Aubé, 2006, p.162
- ↑ Quoted in (Aubé 2006)
- 1 2 Lewis 1993, p. 148.
- ↑ Quoted in (Lewis 1993), also in (Aubé 2006).
- ↑ Aubé 2006, p. 170.
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامJohnson 20216وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Aubé, 2006, pp.164–165
- ↑ Metcalfe, Alex (2009). The Muslims of Medieval Italy. Edinburgh University Press. p.149
- ↑ Metcalfe, Alex (2009). The Muslims of Medieval Italy. Edinburgh University Press. p.149
- ↑ Houben, Hubert (2002). Roger II of Sicily: A Ruler Between East and West. Cambridge University Press. p.113
- ↑ Les Normands en Sicile, p.14
- ↑ Angold, Michael (2001). Byzantium: The Bridge From Antiquity to the Middle Ages. St. Martin's Press. p.156
- ↑ Angold, Michael (2001). p.158
- ↑ Takayama, Hiroshi (2003). Mediterranean Studies, 12:7
- ↑ Angold, Michael (2001). p.159
- ↑ Nicklies, Charles Edward (1992). The architecture of the church of SS. Pietro e Paolo d'Agro, Sicily. Illinois Digital Environment for Access to Learning and Scholarship (Thesis). University of Illinois. Retrieved 7 February 2017.
- ↑ Les Normands en Sicile, pp.53–57
- ↑ Moller, Violet (2019). The Map of Knowledge. Picador. p.203
- ↑ Houben, Hubert (2002). Roger II: A Ruler Between East and West. Cambridge University Press. p.100
- ↑ Houben, 2002, pp.106–107
- ↑ Takayama, Hiroshi (2003). Mediterranean Studies. 12:6
- ↑ Angold, Michael (2001). p.150
- ↑ Houben, 2002, p.112
- ↑ Moller, Violet (2019). The Map of Knowledge. Picador. p.210
- ↑ Houben, 2002, p.176
- ↑ Moller, Violet (2019). p.211
- ↑ Moller, 2019
- ↑ Takayama, 2003, p.4
- ↑ Andrews, Drell, Jansen (2009). p.236
- ↑ Takayama, 2003, p.5
- ↑ Takayama, 2003, p.8
- ↑ Catlos, Brian (2014). p.150
- ↑ Moller, 2019, p.210
- ↑ Davis-Secord, Sarah (2021). p.85
- ↑ Angold, 2001, p.154
- ↑ Moller, 2019, p.215
- ↑ Lebédel, Claude (2006). Les Croisades. pp.110–111
- ↑ Catlos, Brian (2014). p.153
- ↑ Davis-Secord, Sarah (2007). Mediterranean Studies. 16:61
- ↑ Andrews, Drell, Jansen (2009). p.240
- ↑ Catlos, 2014, p.154
- ↑ Les Normands en Sicile, p.54
- ↑ Julie Taylor (2003). Muslims in Medieval Italy: The Colony at Lucera. Lexington Books.
- ↑ Ataullah Bogdan Kopanski. Islamization of Shqeptaret: The clash of Religions in Medieval Albania.
- ↑ Lewis, 1993, p.149
- ↑ Lewis, 1993, p.148
منابع
- Taylor, Julie Anne (April 2007). "Freedom and Bondage among Muslims in Southern Italy during the Thirteenth Century". Journal of Muslim Minority Affairs. 27 (1): 71–77. doi:10.1080/13602000701308889.
پیوند به بیرون
- ↑ Before it was finally conquered by the Muslims, this province was reorganised as the Byzantine exarchate of Africa.
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().