محمدولی میرزا
| محمدولی میرزا | |
|---|---|
![]() محمدولی میرزا در ۱۸۶۰ | |
| فرماندار سمنان | |
| تصدی | ۱۷۹۹–۱۸۰۲ |
| پیشین | حسین قلی خان قاجار |
| جانشین | ناشناخته |
| فرماندار خراسان | |
| تصدی | ۱۸۰۲–۱۸۱۶ |
| جانشین | حسنعلی میرزا |
| زاده | ۱۷۸۹ نوا، مازندران، ایران |
| درگذشته | ۱۸۶۴ (۷۴–۷۵ سال) |
| فرزند(ان) | ۱۲، شامل مهدیقلی میرزا |
| دودمان | قاجار |
| پدر | فتحعلیشاه |
| مادر | بیبی کوچک خانم |
محمدولی میرزا (۱۷۸۹–۱۸۶۴) شاهزاده ایرانی دودمان قاجار و پسر سوم فتحعلیشاه (حک. ۱۷۹۷–۱۸۳۴) بود.
او مدتی حکومت خراسان و سپس یزد را داشت. او در اواخر عمر در تهران اقامت داشت و به عضویت دارالشوری دولتی درآمده بود.
محمدولی میرزا بعنوان یکی از شاهزادگان پرتلاش فتحعلیشاه شناخته شده است. او در دورانی حاکم خراسان بود که از سویی حکومت فتحعلیشاه در حال تکوین و ثبات بود و از سویی دیگر جنگهای ایران و روس افراد زیادی را برمیانگیخت تا با استفاده از آشفتگی اوضاع بهویژه در منطقه دور از دسترسی چون خراسان سر به شورش بردارند، بهویژه امرای شهرهای مختلف افغانستان که از این موقعیت استفاده زیادی میکردند و بعدها که با حمایت انگلستان با دولت ایران در جنگ بودند، به فرماندهی با تدبیر و قدرت نیاز بود تا آنها را سرکوب کند. اما به هر ترتیب وی نتوانست مدت زیادی در آنجا دوام بیاورد.
از سوی دیگر، تواریخ قاجار، محمدولی میرزا را مردی مجنون و خونریز دانستهاند که فرمان به قتل پسرش داد. او در عین حال علاقه زیادی به تحصیل داشت و در مشهد علوم ریاضی و نجوم آموخته بود. او همواره تاریخنگار مخصوص خود را به همراه داشت تا وقایع حکومتش را ثبت کند. دو کتاب «جامع جعفری» و «اشرفالتواریخ» که اولی پیرامون تاریخ یزد و دومی دربارهٔ تاریخ خراسان است، به این طریق پدید آمدهاند. پنجاه جلد کتابی که علمای یزد به دستور او ترجمه و تألیف کردهاند، نمونه دیگری از علاقه و اهمیتی است که محمدولی میرزا برای علم و تحصیل قائل میشده است.[۱]
پیشینه

محمدولی میرزا پسر سوم[۲]فتحعلیشاه در روز جمعه اول شوال سال ۱۲۰۳ ق/ ۱۷۸۹ م در قصبه نوا متولد شد. به نوشته محمد تقی نوری در کتاب اشرف التواریخ، والده آن حضرت، از خاندان کریم و بروجردیتبار و در اصفهان مقیم بود».
در سال ۱۲۱۴ ق/ ۱۷۹۹ م هنگامی که محمدولی میرزا ۱۱ سال داشت از سوی فتحعلیشاه به حکومت سمنان منصوب شد. چنانکه پیش از این آمد در سال ۱۲۱۸ ق/ ۱۸۰۳ م هنگامی که فتحعلیشاه برای سرکوبی نادر میرزا افشار به خراسان رفت، محمدولی میرزا را با خود برده و او در همانجا به حکومت خراسان منصوب شد و توانست نادر میرزا را دستگیر و روانه تهران کند.
در آن روزگار خراسان از سوی شمالشرقی و مشرق به آمودریا و سرزمین بلخ، از جنوب به کابل و سیستان، از غرب به عراق عجم و استرآباد محدود میشد. اما محمدولی میرزا نتوانست، منطقه قدرتش را از مشهد، نیشابور، ترشیز، تون، طبس و توابع آن فراتر ببرد و همواره جنوب خراسان در دست افغانها و برخی قبایل دیگر و مناطق شرق و شمال در دست ازبکان و ترکمانان بود.
محمدولی میرزا از آغاز تلاش میکرد، خوانین خراسان را که هریک در منطقه خویش قدرت بسیاری داشتند، با خود همسو سازد. اما درگیری با امرای خراسانی از سویی و حملات مداوم طوایف ترکمان و نافرمانیهای فیروز الدّین میرزا حاکم هرات از سوی دیگر، موجب تزلزل قدرت او در خراسان شدند.
در دوران حکمرانی محمدولی میرزا بر خراسان وقایعی اتفاق افتاد که در بررسی تاریخ ایران عصر فتحعلیشاه، اهمیت دارند.
فرزندان
- اللهقلی میرزا، مادرش دختر مرتضیقلیخان قاجار بود. در زمان حکمرانی بر یزد، محمدولی میرزا به قصد تنبیه امر کرد پهلوان محمد یزدی مشتی بر سر اللهقلی میرزا بکوبد. پس از آن اللهقلی میرزا دیوانه شد و نهایتاً در جوانی درگذشت.[۳]
- نصرالله میرزا
- عباسقلی میرزا، محترمترین فرزند محمدولی میرزا بود و ظلالسلطان در زمان حکومت بر اصفهان او را در سنین پیری در ملاء عام چوب زد. عباسقلی میرزا مدتی بعد براثر غصه این پیش آمد درگذشت.[۴]
- تیمور میرزا، در تهران به طبابت میپرداخت[۳]
- شیردل میرزا
- مهدیقلی میرزا سهامالملک، حاکم یزد و چندسالی متولی آستان قدس رضوی بود.
- حاجی مسعود میرزا، داماد خانواده محمدابراهیم کلباسی
- ابوتراب میرزا، ملقب به حسامالممالک، سالها نایبالحکومه گزبرخوار بود. فرزند او اسدالله دیهیم (احتشام همایون) در وزارت امور خارجه کار میکرد. ابوتراب میرزا از اجداد گیتی دیهیم بود.[۵][۶][۷]
- طهماسب میرزا، در جوانی دیوانه شد به صورتی که عریان در کوچهها میگشت و نهایتاً در همان سنین جوانی درگذشت[۳]
- حمیده سلطان خانم، همسر میرزا محمدزمان امیردیوان نوری[۸]
- فلکخانم، بلاعقب[۸]
- کیمیا خانم، بلاعقب[۸]
میراث و ارزیابی
محمدولی میرزا در متون فارسی بهعنوان ستارهشناسی خردمند و ماهر توصیف شده است؛ کسی که توانایی پیشبینی آینده را داشت و به آداب و رسوم سنتی علاقهمند بود.[۹] با این حال، ایرانشناس بریتانیایی گاوین آر.جی. همبلی او را فردی «خشونتطلب و تندخو» معرفی کرده است.[۱۰] به گفتهٔ تاریخنگار ایرانی، فاطمه سودآور فرمانفرماییان: «خراسان واقعاً منطقهای پرآشوب بود که شاهزاده آن را بهخوبی اداره میکرد، اما نارضایتی ناشی از اعدام شتابزده قَراییها، قبایلی را برانگیخت که سالها بعد نیز این استان را دچار آشوب کردند.»[۱۱]
منابع
- ↑ اشرفالتواریخ (وقایع مربوط به حکومت محمدولی میرزا در خراسان). مرکز پژوهشی میراث مکتوب. ص۲۲
- ↑ Farmanfarmaian 2011, p. 221 (note 12).
- 1 2 3 ملک ایرج میرزا، احوالات پسرهای خاقان، ذیل محمدولی میرزا
- ↑ همایی، جلالالدین. ص۳۸۲–۳۸۴
- ↑ اهدای مجموعه نفیس دیگری از خاندان دیهیم به کتابخانه مجلس
- ↑ مصالحه نامه فروش قسمتی از قریه گرک
- ↑ مصالحه املاک و اراضی واقع در قریه گرک بلوک غار
- 1 2 3 اسناد خاندان امیردیوان نوری
- ↑ Farmanfarmaian 2011, p. 220.
- ↑ Hambly 1991, p. 150.
- ↑ Farmanfarmaian 2011, p. 222.
- نوری، محمدتقی بن محمد مهدی: اشرف التواریخ؛ تصحیح سوسن اصیلی. تهران: میراث مکتوب، ۱۳۸۶ - شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۸۷۰۰-۵۱-۰
- همایی، جلالالدین. کتاب تاریخ اصفهان، سلسه سادات و مشجرات و مسطحات، انساب و نسب امامزادههای اصفهان، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۰.
- Farmanfarmaian, Fatema Soudavar (2011). "An Iranian Perspective of J. B. Fraser's Trip to Khorasan in the 1820s". Iranian Studies. 44 (2): 217–242. doi:10.1080/00210862.2011.541692. S2CID 162041391.
