واقواق

واقواق یا وقواق نامی است که در شماری از آثار جغرافیای اسلامی، ادبیات عجایب و متون جغرافیایی و داستانی فارسی و عربیِ سدههای میانه برای سرزمینی دوردست، جزیره یا مجموعهای از جزایر، مردمان آن سرزمین و نیز درختی افسانهای به کار رفته است که میوههای آن به صورت انسان یا جانور تصویر میشدند. در برخی روایتها میوههای انساننمای این درخت هنگام رسیدن یا افتادن از شاخه آوایی شبیه «واقواق» برمیآورند و نام درخت و سرزمین نیز با همین صدا توضیح داده شده است.[۱]
موقعیت جغرافیایی واقواق در منابع یکسان نیست. برخی نویسندگان آن را در خاور دور و در سمت چین، و برخی دیگر در جنوب اقیانوس هند و در مجاورت سرزمین زنگ و سفاله قرار دادهاند. از همین رو پژوهشگران جدید معمولاً «واقواق» را نه نام قطعی یک سرزمین مشخص، بلکه مجموعهای از تصورهای جغرافیایی و افسانهای دربارهٔ مرزهای دوردست جهان شناختهشده در فرهنگ اسلامی میدانند.[۲]
نام و ریشهشناسی
صورتهای «واقواق»، «وقواق» و «واق واق» در منابع فارسی و عربی دیده میشوند. منشأ این نام روشن نیست. در بسیاری از روایتهای ادبی و عجایبنامهها آن را نامآوا دانستهاند: میوههای درخت هنگام رسیدن یا افتادن صدایی شبیه «واقواق» برمیآورند و از همین رو درخت و جزایر بدان نام خوانده میشوند.[۱]
علیاکبر دهخدا در لغتنامه دهخدا، ذیل «واق» آن را «درختی موهوم» معرفی میکند که بنا بر فرهنگهای فارسی کهن، میوهاش به صورت آدمی یا جانوران دیگر است و سخن میگوید. در مدخل «واق واق» نیز، به نقل از نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر، از درختی در هند یا چین یاد میشود که میوهٔ آن مانند چهرهٔ انسان است و پس از رسیدن چند بار آوای «واق واق» میدهد و سپس از درخت جدا میشود. در روایت دیگری که دهخدا نقل کرده، این درخت بامداد بهار میکند و شبانگاه برگهایش فرو میریزد.[۳][۴]
در برابر این ریشهشناسی افسانهای، میخیل یان دخویه احتمال داده بود که «واقواق» بازتابی از نام قدیم ژاپن در زبان چینی، به معنای «کشور وا»، باشد. این فرضیه بعدها از سوی برخی پژوهشگران پذیرفته شد و داریوش اکبرزاده نیز شواهدی برای کاربرد واقواق بهعنوان نامی که ممکن است در سنت ایرانی با ژاپن مرتبط بوده باشد بررسی کرده است.[۵] با این حال، پژوهشهای جدیدتر منشأ نام و تطبیق قطعی آن با ژاپن یا هر سرزمین معین دیگری را حلشده نمیدانند.[۲]
واقواق در جغرافیای اسلامی
از سدهٔ سوم هجری به بعد، واقواق بارها در جغرافیای اسلامی در دورترین نواحی جهان شناختهشده جای داده شد. این گزارشها گاه به خاور دور و گاه به سواحل و جزایر جنوب اقیانوس هند اشاره دارند؛ بنابراین حتی جغرافیدانان مسلمان نیز ظاهراً همیشه از یک «واقواق» واحد سخن نمیگفتند.[۱]
ابن خردادبه
ابن خردادبه در المسالک و الممالک واقواق را در مشرق چین قرار میدهد و از فراوانی طلا و آبنوس در آن سرزمین سخن میگوید. در گزارش او، طلا چنان فراوان است که مردم برای سگها و میمونهای خود زنجیر و طوق زرین دارند و جامههای زربفت تولید میکنند. او در جای دیگری طلا و آبنوس را از کالاهای صادراتی واقواق میشمارد.[۱]
این گزارش از مهمترین شواهدی بوده است که پژوهشگران قدیم برای تعیین محل واقواق به کار بردهاند؛ اما پژوهشهای بعدی نشان دادهاند که عناصر افسانهای، اطلاعات بازرگانی و آگاهیهای واقعی دریانوردان در توصیف این سرزمین در هم آمیخته است.[۲]
دو واقواق
برخی جغرافیدانان اسلامی میان دو ناحیه با این نام تفاوت گذاشتهاند. ابن فقیه همدانی صریحاً از «واقواق چین» و «واقواق یمن» بهعنوان دو جای متفاوت یاد میکند. واقواق چین در شرق دور قرار داشت، در حالی که واقواق یمن در جغرافیای جنوب اقیانوس هند و در امتداد سواحل شرقی آفریقا تصور میشد.[۱]
این دوگانگی یکی از دلایل اصلی اختلاف پژوهشگران جدید در تعیین محل واقواق است. گابریل فراند کوشید واقواق شرقی را با بخشهایی از مجمعالجزایر مالایی و واقواق غربی یا جنوبی را با ماداگاسکار مرتبط سازد؛ اما این تطبیقها امروزه فرضیههایی تاریخی، نه شناساییهای قطعی، به شمار میروند.[۲]
واقواق و شرق آفریقا
در برخی آثار جغرافیایی، واقواق در جنوب سرزمین زنگ و در نزدیکی سفاله قرار دارد. شریف ادریسی در نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق جزایر واقواق را در دورترین بخشهای جنوب و مشرق جهان مسکون ذکر میکند. ابن خلدون نیز در توصیف ساحل جنوبی اقیانوس هند، پس از زنگ، مقدیشو و سفاله از سرزمین واقواق نام میبرد.[۱]
در آثار متأخرتر، از جمله الروض المعطار فی خبر الأقطار، مطالب جغرافیایی دربارهٔ سواحل آفریقا با گزارشهای عجایبآمیز دربارهٔ جزایر و درخت واقواق درآمیخته است. همین درآمیختگی باعث شده است که تعیین مرز میان اطلاعات واقعی دریانوردان و عناصر افسانهای دشوار باشد.[۲]
روایت عجائب الهند
یکی از مهمترین گزارشهایی که ممکن است به یک جمعیت واقعی در جنوب یا جنوبشرقی آسیا مربوط باشد در عجائب الهند منسوب به بزرگ بن شهریار آمده است. در این کتاب، به نقل از دریانوردی به نام ابن لاکیس، گفته شده است که در سال ۳۳۴ هجری قمری، برابر با ۹۴۵–۹۴۶ میلادی، مردمانی از واقواق با ناوگانی بسیار بزرگ به «قنبلو» در سواحل آفریقای شرقی حمله کردند.[۶]
به روایت کتاب، مهاجمان گفته بودند که هدف آنان دستیابی به کالاهایی چون عاج، لاک لاکپشت، پوست پلنگ و عنبر، که در سرزمین خودشان و چین خواهان داشت، و نیز گرفتن بردگان از مردم زنگ بوده است. آنان مدعی بودند سفرشان حدود یک سال به طول انجامیده است.[۶]
این گزارش در پژوهشهای مربوط به دریانوردی مردمان آسترونزیایی اهمیت یافته و گاه به حضور یا عملیات دریایی مردمانی از اندونزی یا جاوه در اقیانوس هند و شرق آفریقا پیوند داده شده است. با این حال، حتی اگر این روایت بازتاب یک رویداد تاریخی باشد، از آن نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ کاربردهای نام واقواق در متون اسلامی به اندونزی اشاره داشتهاند.[۲]
درخت واقواق

درخت واقواق مشهورترین عنصر افسانهای وابسته به این سرزمین است. در روایتهای مختلف، میوههای آن به صورت سر، پیکر کامل انسان، زنان، کودکان یا جانوران توصیف شدهاند. برخی از این موجودات تا هنگامی که به درخت متصلاند زندهاند، سخن میگویند یا آوایی برمیآورند و پس از جداشدن از درخت میمیرند.[۱][۷]
قدیمیترین روایتها
بر پایهٔ دانشنامه اسلام، نخستین یادکرد صریح عربی از درخت انسانبار با نام واقواق در البدء و التاریخ اثر مطهر بن طاهر مقدسی در اواخر سدهٔ دهم میلادی دیده میشود. مقدسی درختی در هند را یاد میکند که واقواق نام دارد.[۱]
با این حال، هستهٔ داستان قدیمیتر است. روایتی که اصل آن از گزارش سفر دو هوان، جهانگرد چینی سدهٔ هشتم میلادی، گرفته شده و در دانشنامهٔ تونگدیان تألیف دو یو محفوظ مانده است، از داستانی که از دریانوردان عرب شنیده شده بود سخن میگوید: درختی در میانهٔ دریا که موجوداتی کوچک شبیه کودکان بر آن میرویند. شباهت این روایت به گزارشهای متأخر عربی نشان میدهد که مضمون درخت انسانبار دستکم از سدهٔ هشتم در شبکهٔ روایتهای دریایی خاورمیانه و اقیانوس هند رواج داشته است.[۱]
در عجائب الهند نیز درختی در سرزمین واقواق وصف شده است که میوههای انسانمانند دارد، هرچند در برخی روایتهای اولیه هنوز نام خود درخت «واقواق» نیست.[۱]
قزوینی و سنت عجایبنامهها
زکریای قزوینی در عجایبالمخلوقات و غرایبالموجودات و آثار وابسته به سنت او، واقواق را در میان سرزمینها و موجودات شگفت جای داد. نسخههای فارسی و عربی این اثر نقشی اساسی در گسترش تصویر درخت انسانبار داشتند.[۷]
روایتها یکسان نیستند. در بعضی نسخهها تنها سرهای انسان از میان برگها میرویند؛ در بعضی دیگر پیکر کامل زنان از شاخهها آویزان است؛ و در برخی نگارهها صورت انسانها و جانوران هر دو بر درخت دیده میشوند. پژوهش تطبیقی نسخههای فارسی عجایبالمخلوقات نشان داده است که نگارگران همیشه متن را عیناً تصویر نکردهاند و گاه عناصر انسانی، جانوری و خیالی را با یکدیگر آمیختهاند.[۷]
زنانِ میوه
در یکی از شناختهشدهترین صورتهای افسانه، میوههای درخت به شکل زنان زیبا هستند. آنان با موهای خود از شاخه آویختهاند و هنگامی که میرسند یا باد درخت را تکان میدهد فریاد «واقواق» سر میدهند. پس از جداشدن از درخت تنها مدتی کوتاه زنده میمانند.[۱]
این روایت با داستان جزیرهای که جمعیت آن را زنان تشکیل میدهند درآمیخته است. برخی نسخههای مصور قزوینی ملکهٔ واقواق و زنان همراه او را نمایش میدهند و در کتاب البلهان نیز تصویر مشهور درختی دیده میشود که بدن زنان همانند میوه از شاخههای آن آویختهاند.[۸]

واقواق در نگارگری و هنر
درخت واقواق از موضوعات شناختهشدهٔ نگارگری ایرانی و هنر کتابآرایی اسلامی شد. کهنترین تصویرها معمولاً در پیوند مستقیم با متون عجایب و جغرافیا قرار دارند، اما این نقش بهتدریج استقلال تزئینی یافت.[۷]
در نگارههای دورههای تیموری و صفوی، شاخههای پیچان با سر انسانها، حیوانات واقعی و موجودات افسانهای ترکیب میشوند. از همین سنت، نوعی آرایهٔ مشهور به «نقش واقواق» پدید آمد که در آن سر انسان، پرنده، جانور و موجودات خیالی در میان پیچکها و اسلیمیها ظاهر میشوند.[۹]
این الگو تنها به نگارگری محدود نماند و در تذهیب، فلزکاری، بافتهها، کاشیکاری و دیگر هنرهای تزئینی جهان ایرانی و عثمانی نیز به کار رفت.[۱۰]

در هند گورکانی نیز این مضمون دگرگون شد. نگارهای از اوایل سدهٔ هفدهم که اکنون در موزه هنر کلیولند نگهداری میشود، گیاهی خیالی را نشان میدهد که سر جانوران و پرندگان گوناگون از شاخههای آن میرویند. موزهٔ کلیولند این اثر را به سنت داستانهای فارسی دربارهٔ جزیره و موجودات نیمهگیاهی و نیمهجانوری واقواق مرتبط میداند.[۱۱]
تفسیرهای جغرافیایی
از سدهٔ نوزدهم به بعد پژوهشگران کوشش فراوانی برای یافتن مصداق جغرافیایی واقواق کردهاند. پیشنهادها از ژاپن تا سوماترا، جاوه، دیگر بخشهای اندونزی و ماداگاسکار گسترده بوده است.[۱]
فرضیهٔ ژاپن عمدتاً بر شباهت «واقواق» با تلفظهای کهن چینی نام «کشور وا» استوار بود. در مقابل، فراند با توجه به متون دریانوردی و موقعیتهای جغرافیایی، از ارتباط واقواق با نواحی جنوبشرقی آسیا و ماداگاسکار دفاع کرد. بعدها پژوهشگرانی چون آن کومار روایت حملهٔ دریایی سال ۹۴۵–۹۴۶ را در چارچوب توان دریانوردی مردمان اندونزیایی بررسی کردند.[۶]
با این همه، پژوهش جدیدتر بر این نکته تأکید دارد که «واقواق» در طول چندین سده در متونی با ماهیتهای متفاوت ــ جغرافیا، دریانوردی، جانورشناسی، عجایبنامه و ادبیات داستانی ــ به کار رفته و لزوماً یک مصداق واحد نداشته است. از این رو تطبیق آن با یک کشور یا جزیرهٔ امروزی باید بهعنوان فرضیه و نه واقعیتی قطعی بیان شود.[۲]
در فرهنگ فارسی
در فرهنگهای فارسیِ متأخر، جنبهٔ افسانهای درخت بیش از جغرافیای واقواق برجسته شده است. برهان قاطع، آنندراج و سپس لغتنامه دهخدا واق یا واقواق را درختی موهوم معرفی کردهاند که بار آن به شکل انسان و حیوان است، سخن میگوید یا صدای «واقواق» تولید میکند.[۱۲]
این نام در شعر فارسی نیز بهعنوان نمونهای از موجود یا سرزمین شگفت و دوردست به کار رفته است. دهخدا از حاشیهٔ فرهنگ اسدی بیتی منسوب به بومنصور نقل میکند:
| نه واقواق نه عنقای مغربیم به کبر | نه هم به نوع زرافه نه گرگ ددواریم |
در سنت عثمانی
نام واقواق در فرهنگ عثمانی نیز باقی ماند. در سدهٔ هفدهم، شورشی که در جریان آن شمار زیادی از رجال و سپاهیان به درختان آویخته شدند، در منابع عثمانی به «واقعهٔ واقواق» شهرت یافت؛ نامگذاریای که آشکارا به افسانهٔ درختی با پیکرهای انسانی آویخته از شاخههایش اشاره داشت.[۱]
نگارخانه
درخت واقواق در کتاب البلهان، کتابخانه بودلیان
ملکهٔ واقواق در نسخهای از آثار قزوینی
برداشت گورکانی از درخت واقواق با سر جانوران و پرندگان- نقشهٔ جهان منسوب به سنت نقشهنگاری ادریسی
جستارهای وابسته
- عجایبالمخلوقات و غرایبالموجودات
- کتاب البلهان
- ادبیات عجایب
- جغرافیا و نقشهکشی در تمدن اسلامی
- زنگ (منطقه)
- زابج
- زقوم
- ناریفون
- جینمنجو
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Tibbetts, G. R.; Toorawa, Shawkat M.; Ferrand, Gabriel; Freeman-Grenville, G. S. P. (2002). "Wāḳwāḳ". Encyclopaedia of Islam, Second Edition (in English). Vol. 11. Brill. pp. 107–110.
- 1 2 3 4 5 6 7 Toorawa, Shawkat M. (2023). "What and Where on Earth Is Waqwaq?". Journal of Abbasid Studies (in English). 10 (2): 184–207. doi:10.1163/22142371-00802016.
- ↑ الگو:یادکرد فرهنگ
- ↑ الگو:یادکرد فرهنگ
- ↑
- 1 2 3 Kumar, Ann (2012). "Dominion Over Palm and Pine: Early Indonesia's Maritime Reach". Anthony Reid and the Study of the Southeast Asian Past (in English). سنگاپور: Institute of Southeast Asian Studies. pp. 101–122.
- 1 2 3 4 Heidari, Fatemeh; Hosseini, Seyed Reza (2021). "A Comparative Study of the Talking Tree Motif in Persian Versions of Qazvini's Wonders of Creation (Ajā'ib al-makhlūqāt wa gharā'ib al-mawjūdāt)". Vestnik of Saint Petersburg University. Arts (in English). 11 (2): 288–309. doi:10.21638/spbu15.2021.207.
- ↑
- ↑ Atila, Oya (2019). "Relation of the Waqwaq Style to the Waqwaq Tree and Use in Illumination Art". Journal of World of Turks (in English). 11 (1): 257–273.
- ↑ Atila, Oya (2019). "Relation of the Waqwaq Style to the Waqwaq Tree and Use in Illumination Art". Journal of World of Turks (in English). 11 (1): 257–273.
- ↑ "A floral fantasy of animals and birds (Waq-waq)" (in English). Cleveland Museum of Art. 2013.
{{cite web}}: پارامتر|پیوند=ناموجود یا خالی (کمک) - ↑ الگو:یادکرد فرهنگ
- ↑ الگو:یادکرد فرهنگ
برای مطالعهٔ بیشتر
- Toorawa, Shawkat M. (2023). "What and Where on Earth Is Waqwaq?". Journal of Abbasid Studies (in English). 10 (2): 184–207. doi:10.1163/22142371-00802016.
- Heidari, Fatemeh; Hosseini, Seyed Reza (2021). "A Comparative Study of the Talking Tree Motif in Persian Versions of Qazvini's Wonders of Creation (Ajā'ib al-makhlūqāt wa gharā'ib al-mawjūdāt)". Vestnik of Saint Petersburg University. Arts (in English). 11 (2): 288–309. doi:10.21638/spbu15.2021.207.
- درختان در اسطورهشناسی
- مکانها در اسطورهشناسی
- نگارگری ایرانی
- اسطورهشناسی عرب
- جزیرههای دریای عرب
- منطقههای تاریخی آسیا