پاتریارک نیکون
پاتریارک نیکون | |
|---|---|
| پاتریارک مسکو و تمام روسیه | |
![]() نگارهای از پاتریارک نیکون در حدود سال ۱۶۶۷ میلادی | |
| نام بومی | Ни́кон |
| کلیسا | کلیسای ارتدکس روسی |
| سریر | مسکو |
| منصوبشده در | ۴ اوت [سبک قدیمی: ۲۵ ژوئیه] ۱۶۵۲ |
| پایان دوره | ۲۲ دسامبر [سبک قدیمی: ۱۲ دسامبر] ۱۶۶۶ |
| پیشین | پاتریارک ایوسیف |
| جانشین | پاتریارک ایواساف دوم |
| اطلاعات فردی | |
| نام هنگام تولد | نیکیتا مینین |
| زادهٔ | ۱۷ مه [سبک قدیمی: ۷ مه] ۱۶۰۵ روستای ولدمانوف در نزدیکی نیژنی نووگورود، روسیه تزاری |
| درگذشت | ۲۷ اوت [سبک قدیمی: ۱۷ اوت] ۱۶۷۴ (۷۶ سال) یاروسلاول، روسیه تزاری |
| خاکسپاری | صومعه اورشلیم جدید |
| ملیت | روسی |
| مذهب | ارتدکس |
نیکون (به روسی: Ни́кон) با نام اصلی نیکیتا مینین (به روسی: Ники́та Ми́нин) (۷ مه ۱۶۰۵ – ۱۷ اوت ۱۶۸۱) روحانی، نویسنده مذهبی و دولتمرد روسی در اواسط سده هفدهم میلادی بود. او هشتمین پاتریارک مسکو و تمام روسیه از سال ۱۶۵۲ تا زمان برکناریاش در سال ۱۶۶۶ میلادی بود. نیکون که روابط بسیار نزدیکی با آلکسی، تزار روسیه داشت، اصلاحات مذهبی جنجالی انجام داد که منجر به نزاع و انشعابی خونین در کلیسای ارتدکس روسی موسوم به راسکول شد. پاتریارک نیکون مهمترین پاتریارک تاریخ روسیه بود که تأثیر عمیق و ماندگاری بر کلیسا و دین در روسیه گذاشت.
تولد و اوایل زندگی
نیکیتا مینین[الف] در ۱۷ مه [سبک قدیمی: ۷ مه] ۱۶۰۵ در روستای ولدمانوف واقع در ۹۰ مایلی نیژنی نووگورود به دنیا آمد. او در یک خانواده روستایی به دنیا آمد و پسر یک کشاورز روستایی به نام مینا بود. نیکیتا اندکی پی از تولد، مادرش را از دست داد و زن دومی که پدرش گرفت با او خوشرفتار نبود. در کودکی، نیکیتا را نزد یک کشیش محلی فرستادند و کودک نزد او خواندن و نوشتن را آموخت.[ب] او در جوانی، تحصیلاتش را در صومعه ژلتوودسکی ماکاریف که چندان از نیژنی نووگورود دور نبود ادامه داد. سیرهنویس وی در آینده چنین آورده که نیکیتا جوان دانشآموزی مشتاق بود و به زندگی رهبانی جذب میشد. در سال ۱۶۲۵، او درخواست پدر در حال مرگش مبنی بر بازگشت به خانه را اجابت کرد. یک سال بعد، نیکیتا ازدواج کرد و به عنوان شماس در کلیسای روستایی نزدیک مشغول به کار شد. او خیلی زود به مقام کشیشی رسید و به همراه همسرش به مسکو نقل مکان کرد.[۱][۲] به نوشته رابرت بین:
«بدبختی، این کودک (نیکیتا) را از گهواره تعقیب کرد و شخصیتی را که ذاتاً هم نرم و آرام نبود، زودتر از موعد خشک و سخت نمود … [اما همین سختیها] به او انرژی و دقتی را داد که در طول زندگی متمایزش میکرد … هنگامی که فقط ۲۰ سال داشت، دانش و استعدادهایش برایش سعادت به ارمغان آوردند.»[۲]
فصاحت نیکیتا توجه مردمان را به خود جلب کرد و با تلاش برخی از بازرگانان مسکو، او به یک کلیسای پرجمعیت در پایتخت روسیه یعنی مسکو نقل مکان کرد. مدتی بعد، کشیش نیکیتا سه فرزند خردسالش را از دست داد. این حادثه تأثیر عمیقی بر زندگی نیکیتا گذاشت؛ زیرا وی آن را «هشداری الهی برای پیگیری زندگی سعادتمندتر» تلقی کرد. او ابتدا در سال ۱۶۳۶، همسرش را متقاعد کرد که راهبه شود و به صومعهای برود؛[پ] سپس خودش مسیر شمال دور را در پیش گرفت و به صومعهای متروک در جزیره آنزرسکی در دریای سفید رفت. نیکیتا به محض ورود به صومعه سوگند رهبانیت خورد و لقب مذهبی «نیکون» (به روسی: Ни́кон) را برای خود برگزید. اختلاف نظر با کشیش مافوقش در سال ۱۶۳۹، نیکون را بر آن داشت تا صومعه آنزرسکی را ترک کند. او سرانجام در سال ۱۶۴۰ به صومعه کوژئوزرسکی در اسقفنشین نووگورود پناه برد و پس سه سال، به مقام آرشماندریت منصوب شد.[۱][۲]
ملاقات با تزار و مقام میتروپولیت
آرشماندریت نیکون در مقام رسمی خود، برای انجام امور مربوط به صومعه، مرتباً به مسکو سفر میکرد. در یکی از این سفرها به سال ۱۶۴۶، او تزار آلکسی میخائیلوویچ، که جوانی «مذهبی» و «تأثیرپذیر» بود را ملاقات کرد و توجه وی را به خود جلب نمود. تزار آلکسی که کاملاً تحت تأثیر نیکون قرار گرفت، به او دستور داد که در مسکو بماند و او را به مقام آرشماندریت صومعه مهم نووسپاسکی منصوب کرد. نیکون که مردی پرانرژی و بااستعداد بود، به زودی به یکی از معتمدان و مشاوران معنوی تزار جوان تبدیل شد. وی همچنین به چهرهای مهم در حلقه متعصبان تقوا بدل شد؛ آن حلقه گروهی از متعصبان مذهبی بودند که که خواستهشان «ارتقای تقوای عمومی» و «اصلاح اعمال مذهبی رایج» بود.[۱][۲]


آرشماندریت نیکون که به سرعت در حال ترقی بود، در مارس ۱۶۴۹ به عنوان میتروپولیت شهر مهم ولیکی نووگورود منصوب شد. با وجود نقل مکان دوباره، او ارتباط خود را با حلقه متعصبان تقوا که مقرشان در مسکو بود حفظ کرد و تلاش نمود تا برنامههای آنان را در ولیکی نووگورود اجرا کند. به دستور میتروپولیت نیکون، منوگوگلاسی (Mnogoglasie) که رسم اجرای همزمان بخشهای مختلف مراسم مذهبی به منظور تکمیل سریعتر آن است، منسوخ و سرودهای مذهبی یونانی و کیِیفی جایگزین سبک سنتی سرودخوانی روسی شدند. خطبههای میتروپولیت نیکون در کلیسای جامع اسقفی (episcopal cathedral)، جمعیت زیادی را به خود جذب کرد. در سال ۱۶۵۰، کمبود شدید غلات باعث قحطی و تورم در ولیکی نووگورود شد که مردم را به شورش واداشت. در آن شرایط، نیکون نقش مهمی در کنترل اوضاع بدون خونریزی ایفا کرد.[۱]
در بهار ۱۶۵۲، وظیفه سفر به صومعه سولووتسکی، جمعآوری یادگارهای سنت فیلیپ و بازگرداندن آنها به مسکو، به میتروپولیت نیکون سپرده شد. ترجمه آثار سنت فیلیپ، نمونهای از عقاید حلقه متعصبان تقوا بود و در آنها بر شأن و اهمیت کلیسا تأکید شده بود. فیلیپ که یک سده پیش میتروپولیت مسکو بود و بعدها قدیس شده بود، جان خود را به دلیل سرزنش علنی اعمال ظالمانه و «خلاف دین» تزار ایوان مخوف، باخته بود. سرگذشت شوم سنت فیلیپ، اهمیت یادآوری «وظایف مسیحی» به عوام و حتی تزارها را نزد روحانیون برجسته میکرد. نیکون در مسیر بازگشت به پایتخت بود که نامهای از تزار آلکسی به وی رسید. تزار در آن نامه به او اطلاع داد که پاتریارک یواسیف درگذشته است و اطمینان داشته باشد که به او عنوان پاتریارک بعدی انتخاب خواهد شد.[۱]
مقام پاتریارک و فعالیتها

شورای کلیسا در همان ایام تشکیل شد و بهطور رسمی نیکون را برای این مقام برگزید. اما در پاسخ، نیکون آن را نپذیرفت و با نهایت دشواری بود که توانستند وی را برای ریاست کلیسای ارتدکس روسی متقاعد کنند. او تنها پس از آنکه تمام بزرگان را وادار کرد در حضورش سوگند وفاداری مبنی بر «اطاعت از او در همهچیز مربوط به اصول، قوانین و مناسک کلیسای ارتدکس» یاد کنند، خواستهشان را پذیرفت. سرانجام در ۴ اوت [سبک قدیمی: ۲۵ ژوئیه] ۱۶۵۲، نیکون به عنوان پاتریارک مسکو و تمام روسیه منصوب شد. به نوشته رابرت بین: «سختگیری نیکون در این ماجرا تعارف و تظاهر نبود؛ بلکه عزم خردمندانه اصلاحطلبی بود که به تضمین آزادی عملش در آینده میاندیشید.»[۱][۲]
نیکون برگزیده شد تا برنامه اصلاحی مورد حمایت حلقه متعصبان تقوا و خود تزار را هدایت کند. اگرچه همه اصلاحطلبان در مورد لزوم «ارتقای تقوای عمومی و اصلاح اعمال مذهبی رایج» اتفاق نظر داشتند، بازنگری کتب مذهبی برای انطباق آنها با آداب و رسوم معاصر یونانی و از طرف دیگر، اعمال تغییر در نهاد کلیسا، موضوعات حساسی بودند.[۱] هنگامی که نیکون پاتریارک مسکو شد، اصلاحات کلیسایی از قبل در جریان بود. شماری از مقامات کلیسایی که با نام حزب پروتوپاپها شناخته میشدند، مسئولیت بازنگری کتب کلیسایی که توسط پاتریارک یواساف فقید تنظیم شده بود و چند اصلاح بسیار جزئی دیگر در برخی از مناسک کهن را بر عهده داشتند؛ اما آنها کمجرئتتر از آن بودند که واقعاً کار مؤثری انجام دهند. نیکون بسیار جسورتر و همچنین صاحب اختیارتر بود. او با دانشمندترین اسقفهای یونانی خارج از کشور مشورت و آنها را به یک مناظره در مسکو دعوت کرد. سرانجام دانشمندان قسطنطنیه و کییف چشمان نیکون را بر این واقعیت گشودند که کتب کلیسایی «مسکوویها» دچار بدعت شده و تمثالهایی آنها استفاده میکنند تا حد زیادی از الگوهای کهن قسطنطنیه فاصله گرفته و بیشتر تقلیدی از نمونههای متأخرتر لهستانی و فرانکی (اروپای غربی) است.[۳]
جیمز ای. استریکلر معضلات مذهبی مسیحیان روسیه در آن زمان را چنین توضیح میدهد: «مراسم کلیسایی روسیه به یک زبان تقریباً منسوخ به نام اسلاوی کلیسایی کهن انجام میگرفت. از این رو، تقریباً هیچکدام از رعایای روسی آنچه را که در جریان مراسم گفته میشد نمیفهمیدند. البته فهم کلمات هم لازم دانسته نمیشد. مردم به کلماتی که در جریان مراسم خوانده میشد درست مثل وردهای جادویی مینگریستند. هر کلمه (که نامفهوم هم بود) میبایست درست ادا میشد وگرنه مراسم پذیرفته نبود. از آنجا که ادای کلمات اهمیت داشت و نه معنای آنها، در برخی از کلیساها روحانیان بخشهای گوناگون دعاها را همزمان میخواندند تا مراسم را کوتاه کنند. با این وجود، دانشوران در اواسط سده هفدهم دریافتند که قرنها پیش که مراسم کلیسای روسیه از یونانی به اسلاوی کلیسایی کهن ترجمه شده بود، برخی کلمات به اشتباه ترجمه شده است. [این یعنی] روحانیان روسیه طی نسلها دعای کلیسایی را همراه با اشتباهات آن خوانده بودند. از آن گذشته، مردم روسیه از بسیاری از آداب و رسومی پیروی میکردند که با آداب و رسوم دیگر کشورهای ارتدکس اندکی تفاوت داشت؛ مثلاً آنها علامت صلیب را به طرزی متفاوت از دیگر مسیحیان نشان داده و به جای سه انگشت، از دو انگشت استفاده میکردند.»[۴]

پاتریارک نیکون برای پیشبرد اصلاحات مذهبی قاطعانه و با تمام سرعت ممکن اقدام کرد. در فوریه ۱۶۵۳، به فرمان او نسخه اصلاحشدهای از مزامیرنامه بدون دو ماده موجود در نسخههای قبلی چاپ شد؛ یعنی دستورالعملی که خواستار شانزده سجده کامل در طول دعای روزه بود تغییر کرد و بخشی که آموزش میداد علامت صلیب باید با دو انگشت کشیده شود، حذف شد. اسپراوشچیکها (مصححان) در دفتر چاپ دولت که مدتها با حلقه متعصبان تقوا مرتبط بودند، به این تغییرات اعتراض کردند. در پاسخ، آنها به سرعت از سمتهای خود برکنار و توسط حامیان نیکون جایگزین شدند و تا پایان سال، پاتریارک نیکون کنترل مستقیم دفتر چاپ را به دست گرفت. علاوه بر این، طبق روایتهای بعدی که مخالفان نیکون آوردهاند، پاتریارک اندکی پس از انتشار مزامیرنامه جدید، نامهای به ایوان نرونوف کشیش اعظم کلیسای جامع کازان فرستاد، او را از اصلاحات آگاه کرد و نیز دستور داد که تغییرات را در مراسم مذهبی اعمال کند. ایوان نرونوف که تغییرات را خطا میدانست، این دستور را با همکارانش، از جمله پاول اسقف اعظم کولومنا و کشیشان اعظم آواکوم، دانیل و لوژین، در میان گذاشت. آواکوم و دانیل شواهدی علیه اصلاحات در مزامیرنامه تازه چاپ شده جمعآوری کردند و دادخواستی به تزار آلکسی ارائه دادند که متعاقباً نادیده گرفته شد. شکایت از نیکون عواقب داشت؛ تا پایان سال ۱۶۵۳، کشیشان اعظم لوژین و نرونوف خلع لباس و تبعید شده بودند. آواکوم با مداخله شخصی تزار از خلع لباس فرار کرد، اما به توبولسک که جایی دوردست بود تبعید شد.[۱]
در سال ۱۶۵۴، پاتریارک نیکون شورایی از متخصصان واجد شرایط را فراخواند تا کتب دعایی را که به همت پاتریارک پیشین اصلاح شده بودند، بازبینی و برایشان تعیین تکلیف شود. در پایان، اکثریت شورای کلیسا تصمیم گرفتند که «باید از یونانیان پیروی کنیم نه از گذشتگان خودمان» و اصلاحات را تأیید کردند. شورای دوم که در سال ۱۶۵۶ در مسکو برگزار شد، تجدیدنظر در کتب مذهبی را که شورای نخست تأیید کرده بود و اقلیت مخالف که شامل حزب پروتوپاپها و پاول اسقف کولومنا هم میشد، مورد لعن و نفرین قرار داد. رابرت بین مینویسد:[۳]
«ستاد پاتریارک نیکون که با اقتدار کامل کلیسایی اداره میشد، با نیرویی خردکننده بر سر دگراندیشان فرود آمد. طرح اصلاحات او نه تنها شامل منع کتابهای مذهبی و مراسم قدیمی، بلکه شامل ممنوعیت استفاده از تمثالهای متأخر نیز میشد. او دستور جستوجوی خانهبهخانه مردم را برای یافتن آنها داد. برای آنهایی سربازان و کارگزاران او ابتدا دستور داشتند چشمان آن به اصطلاح جاعلان بدعتگذار را از حدقه درآورند و سپس آنها را با تمسخر در شهر بگردانند. پاتریارک نیکون همچنین یک اوکاز صادر و همه کسانی را که در آینده جرئت ساختن یا استفاده از چنین تماثیلی داشتند، به شدیدترین مجازاتها تهدید کرد. این بیرحمیها، تا حد زیادی نفرت تسکینناپذیری را که باورمندان به آیین قدیمی از آن پس نسبت به نیکون و تمام آثار او داشتند، توضیح میدهد.»[۳]

پاتریارک نیکون اصلاحاتش را با پشتیبانی تزار آلکسی و با هدف تصحیح اشتباهات ترجمهای و همسانسازی آداب و رسوم روسیه با دیگر کشورهای ارتدکس انجام میداد. واکنش نسبت به اصلاحات نیکون سریع و شدید بود. در سراسر روسیه مردم با خشم سر به مخالفت برداشتند. از نظر آواکوم که به برجستهترین مخالف جریان اصلاحات تبدیل شده بود، نیکون و دارودستهاش «سگهای کثیف لاتینی (یعنی کاتولیک رومی) و یهودی» بودند و او آنان را به دلیل ایجاد تغییر در «سنت» مورد هجمه قرار میداد. در برابر چنین مخالفت گستردهای که به دلیل تغییراتی به آن کوچکی برپا شده بود، نیکون میبایست عقب مینشست؛ اما او چنین نکرد. نیکون مغرور و سرسخت که خود را بر حق میدانست همچنان به پیش میراند. او عقیده داشت که مردم روسیه باید از دستورهای او مثل دستورهای تزار بدون چون و چرا پیروی کنند.[۵] به رغم تمام آزار و اذیتها، بسیاری از روسها از پذیرش تغییرات نیکون خودداری ورزیدند. مخالفات اصلاحات مذهبی به «باورمندان کهن» مشهور شدند. تا چند دهه بعد، حدود ۲۰ هزار تن از باورمندان کهن که عقیده داشتند تغییرات صورت گرفته نشانه فرا رسیدن آخرالزمان است، خودکشی کردند. باقیشان به زندگی ادامه دادند و غالباً جوامع کوچک خود را در نقاط دور افتاده تشکیل دادند تا بتوانند آنطور که میخواهند عبادت کنند.[۶]
فعالیتهای اصلاحی پاتریارک نیکون محدود به حیطه دعاها و تماثیل نبود. او در طول شش سال پاتریارکی خود، تلاش کرد تا کلیسا را تحت کنترل کامل روحانیون درآورد، روحانیت و امور کلیسا را از دخالت مقامات دولتی آزاد و سلسله مراتبی از اقتدار را ایجاد کند که در رأس آن مقام پاتریارک قرار داشته باشد. با این همه، همانطور که معاصرانش نیز اشاره کردهاند، نیکون اسقفها و سایر روحانیون را از نفوذ دولت آزاد کرد تا آنها را تابع قدرت خود کند. وی اغلب از مشورت با شورای کلیسا پیش از اقداماتش غفلت میکرد و در جایی که نیاز به آراء موافق دیگران داشت، خشم و مقاومت را برمیانگیخت. پاتریارک نیکون همچنین در موضوعات مربوط به صومعهها فعال بود و کسانی را که از قانون صوامع سرپیچی میکردند، به شدت مجازات مینمود. شاید مهمترین کمکهای نیکون در این زمینه، سه صومعهای بود که شخصاً تأسیس کرد: صومعه جزیره کیی، صومعه والدی ایورسکی و صومعه اورشلیم جدید که با نام «صومعه رستاخیز مسکو» هم شناخته میشود. دو صومعه آخر که هم از نظر مادی و هم معنوی بسیار غنی بودند، به مراکز آموزش و تقوا تبدیل شدند. همه این صوامع مستقیماً تابع نیکون بودند. او صومعههای متعدد و باشکوهی را که ساخته بود با کتابخانههایی ارزشمند غنی کرد. فرستادگان او مسکووی و سرزمینهای شرقی را برای یافتن نسخههای خطی یونانی و اسلاوی گرانبها، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، زیر و رو کردند. پاتریارک نیکون حتی بر اعمال و اعیاد مذهبی عمومی هم چشم نمیپوشید. او دستههایی را روانه سرکوب نوازندگان دورهگرد و دلقکها کرد که به نظرش موسیقیهای کفرآمیز مینواختند و شوخیهای رکیک میکردند. این چنین سختگیریهای او نشاندهنده اشتیاقش برای تکریم تقوای عمومی و اصلاح اعمال مذهبی رایج بودند؛ ولی اغلب هم قدرتمندان و هم فرودستان را آزرده خاطر میکرد.[۱][۷]
افول
در حقیقت، قدرت پاتریارک نیکون به لطف تزار بستگی داشت؛ تا زمانی که او از اعتماد و حمایت تزار برخوردار بود، کسانی که او با تعصب خود آنها را رنجانده بود، در برابرش ناتوان بودند. ولی سختگیریهای او انبوهی از دشمنان را علیهاش برانگیخت. تا تابستان ۱۶۵۸، آنها آلکسی را متقاعد کردند که «پاتریارک مقتدر» در حال تحتالشعاع قرار دادن «تزار مستقل» است. تزار آلکسی از آن زمان نسبت به نیکون که همواره او را «دوست صمیمی» خطاب میکرد، سرد شد. در ۱۰ ژوئیه ۱۶۵۸، نیکون که از عدم دعوت تزار از او به یک مراسم مهم دولتی احساس تحقیر شدن میکرد، مراسم عبادی را در کلیسای جامع رستاخیز (مسکو) برگزار نمود، لباس ساده رهبانی پوشید و در ملاء عام اعلام کرد که دیگر پاتریارک نخواهد بود. او آنجا را ترک کرد و نه روز بعد در صومعه اورشلیم جدیدِ خودش، به انزوا نشست.[ت] این اقدام نیکون در کشورش روسیه بیسابقه بود. او دیگر به وظایفش بازنگشت.[۱][۷]
برکناری و مرگ

در فوریه ۱۶۶۰، تزار آلکسی میخائیلوویچ یک شورای کلیسایی تشکیل داد تا به این «بیوه بودن» کلیسای مسکو که تقریباً دو سال بدون ریاست بود، پایان دهد. در شورا همه موافق بودند که باید یک پاتریارک جدید انتخاب شود؛ اما در مورد اینکه با نیکون چه باید کرد، هیچ اجماعی حاصل نشد.[ث] نیکون با ادعای اینکه «از سریر پاتریارکی صرف نظر کرده اما از رسالت خود نه» و اینکه «تنها او قدرت تعیین یک پاتریارک جدید را دارد»، موضوع را پیچیدهتر کرد. به مدت شش سال دیگر، کلیسای ارتدکس روسی بدون پاتریارک باقی ماند. هر سال مسئله عزل نیکون پیچیدهتر و گیجکنندهتر میشد. تقریباً با هر محقق ارتدکس معاصر در این مورد مشورت شد و هیچ دو مرجعی با یکدیگر موافق نبودند. پس از تبادل نظرهای طولانی، پاتریارکهای اسکندریه و انطاکیه موافقت کردند که برای شرکت در یک شورای کلیسایی جهت حل و فصل این ماجرا به مسکو سفر کنند. پیش از رسیدن آنها، سایر نمایندگان گرد هم آمدند و درستی اصلاحات نیکون را مجدداً تأیید کردند. این شورای بازنگری واقعه مهمی بود؛ زیرا در آن، کسانی که با اصلاحات مخالف بودند به عنوان بدعتگذار محکوم شدند و بدین ترتیب، رسماً انشعاب در کلیسای روسیه موسوم به راسکول آغاز شد. سرانجام پاتریارکهای شرقی رسیدند و بررسی عزل نیکون به شورای جهانی کلیساها محول شد که جلسات خود را در ۷ (یا ۱۸) نوامبر ۱۶۶۶ در حضور تزار آغاز کرد.[۱][۷]

در ۱۲ دسامبر، شورای مذکور نیکون را به جرم ترک سریر پاتریارکی، توهین به تزار، کلیسا و همه مردم روسیه با اتهام بدعتگذار، عزل و تبعید اسقفها بدون شورای کلیسا (مثل عزل پاول اسقف کولومنا) و آزار و شکنجه زیردستانش مجرم شناخت. او رسماً از مقام پاتریارک برکنار، از وظایف روحانیاش محروم و به رتبه یک راهب ساده تنزل یافت. از آن پس، او صرفاً به نام «راهب نیکون» شناخته میشد. در همان روز، وی را سوار سورتمه کردند و به عنوان زندانی به صومعه تراپونتوف بیلوزرسکی در شمال دور فرستادند. در سال ۱۶۷۶ او به صومعه کیریلوف که آن هم در شمال بود، منتقل شد. راهب نیکون پنج سال بیشتر از تزار آلکسی عمر کرد که تا حدودی صمیمیت دیرینهشان را در سال ۱۶۷۱ از سر گرفتند. در سال ۱۶۸۱، تزار جدید فیودور سوم با شنیدن این خبر که نیکون در حال مرگ است، به او اجازه داد که به مسکو بازگردد؛ اما نیکون (در طول مسیر و پس از عبور از رود کوتوروسل، در یاروسلاول) سرانجام در ۲۷ اوت [سبک قدیمی: ۱۷ اوت] ۱۶۷۴ درگذشت. او در صومعه اورشلیم جدید که خودش بنا کرده بود به خاک سپرده شد.[۱][۷]
ارزیابی

از سال ۱۶۵۲ تا ۱۶۵۸، پاتریارک نیکون نه در حد یک وزیر، بلکه همکار تزار بود. او هم در اسناد عمومی و هم در نامههای خصوصی، اجازه داشت از عناوین سلطنتی استفاده کند و چنان آزادانه از قدرت عظیم خود بهره میبرد که برخی از مورخان روسی او را به نقشه ایجاد «یک پاپسالاری ملی ویژه» (particular national papacy) مظنون دانستهاند. خود او قطعاً معتقد بود که «قدرت معنوی برتر از قدرت دنیوی است». محققان در مورد اینکه آیا هدف پاتریارک نیکون اثبات برتری کلیسا بر دولت بود یا فقط دستیابی به هماهنگی میان کلیسا و دولت که یک آرمان بیزانسی است، اختلاف نظر دارند. در هر صورت، واقعیت این بود که قدرت نیکون به لطف تزار بستگی داشت و با قهر او، موقعیت نیکون هم متزلزل شد. با این حال، همان شورایی که او را عزل کرده بود، تمام اصلاحاتش را تأیید کرد و همه کسانی را که از پذیرش آنها امتناع میکردند، تکفیر نمود.[۱][۷]
پیکار مذهبی پس از آن که نیکون در سال ۱۶۶۶ از مقام خود عزل شد، نه تنها پایان نگرفت، بلکه شدت بیشتری پیدا کرد. از سال بعد، کلیسای ارتدکس روسی شروع به تکفیر مخالفان اصلاحات و کنار گذاشتن آنها از عضویت در کلیسا کرد. بسیاری به سیبری تبعید، زندانی یا کشته شدند. مانند آواکوم که سالها به تبعیدگاههای گوناگون فرستاده و سرانجام در سال ۱۶۸۲ گردن زده شد.[۸] به باور جیمز ای. استریکلر: «با وجود مخافت شدید باورمندان کهن، اصلاحات مذهبی تثبیت شد. شکاف میان جریان غالب کلیسا و مؤمنان قدیمی هیچگاه پر نشد. در سال ۱۹۱۷ (پیش از انقلاب)، باورمندان کهن احتمالاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد جمعیت روسیه را تشکیل میدادند. در نتیجه، کلیسای ارتدکس روسی هیچگاه آن وحدت یا قدرتی را که پیش از نیکون از آن برخوردار بود بازنیافت. نقش کلیسا در وحدتبخشی مردم، آنطور که در زمان روس کییف و طی زمان مشکلات بازی کرده بود، به سر آمد.»[۹]
برای سالهای متمادی، پاتریارک نیکون غالباً یک شخصیت سیاسی مسلط بر روسیه بود که قدرتش با تزار برابری میکرد یا قادر به تحتالشعاع قرار دادن او بود. اصلاحات نیکون دین در روسیه را برای همیشه تحت تأثیر قرار داد و باعث شد مردمی که مخالف دستاوردهای او بودند «باورمندان کهن» نام بگیرند که تا امروز در جایگاه یک اقلیت مذهبی وجود دارند. فعالیتهای او باعث شد تا به عنوان مشهورترین و تأثیرگذارترین پاتریارک تاریخ روسیه ماندگار شود.
نگارخانه
- نگارهها از پاتریارک نیکون
یک پرتره از پاتریارک نیکون
پرترهٔ پاتریارک نیکون در تزارسکی تیتولیارنیک

نگارهٔ جدایی پاتریارک نیکون از تزار آلکسی میخائیلوویچ
نگارهٔ یکشنبه نخل در مسکو در زمان تزار آلکسی میخایلوویچ
پانویس
- یادداشتها
- ↑ در برخی از منابع، نام وی به صورت نیکیتا مینوف (به روسی: Ники́та Минов) هم ذکر شده است.[۱]
- ↑ رابرت بین در ویرایش یازدهم دانشنامه بریتانیکا روایت دیگری دارد. به گفته او، نیکون برای نجات جان خود از دست نامادری بیرحمش از خانه فرار کرد و خودش تدبیری اندیشید تا خواندن و نوشتن را به خود بیاموزد.[۲]
- ↑ در مذهب ارتدکسی، روحانیون رده بالا نمیتوانند مزدوج باشند و مجرد بودن شرط است.
- ↑ شاید به این امید که اهمیت و ضرورت وجود خود را نشان دهد و موقعیت سابقش را بازیابد.
- ↑ رابرت بین در ویرایش یازدهم دانشنامه بریتانیکا جزئیات بیشتری ارائه میدهد. به گفته او: «شورای مذکور نه تنها تصمیم گرفت که یک پاتریارک جدید منصوب شود، بلکه اعلام کرد که نیکون هم مقام اسقف اعظمی و هم حق روحانی خود را از دست داده است. با این حال، اپیفانی اسلاونیتسکی متخصص بزرگ امور کلیسایی، به شدت به بخش دوم این تصمیم اعتراض کرد. در نهایت کل تحقیقات به شکست انجامید و تزارِ حساس، از ترس ارتکاب به گناه کبیره از اجرای احکام شورای کلیسایی طفره رفت.»[۷]
- ارجاعات
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Potter 2004, Encyclopedia of Russian History.
- 1 2 3 4 5 6 Bain 1911, p. 691.
- 1 2 3 Bain 1911, pp. 691 & 692.
- ↑ استریکلر ۱۳۸۱، صص. ۳۵ و ۳۶.
- ↑ استریکلر ۱۳۸۱، ص. ۳۷.
- ↑ استریکلر ۱۳۸۱، ص. ۳۸.
- 1 2 3 4 5 6 Bain 1911, p. 692.
- ↑ استریکلر ۱۳۸۱، صص. ۳۷ و ۳۸.
- ↑ استریکلر ۱۳۸۱، صص. ۳۸ و ۳۹.
منابع
- استریکلر، جیمز ای. (۱۳۸۱). «فصل دوم: رشد امپراتوری». روسیه تزاری. چاپ یکم. ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه. تهران: انتشارات ققنوی. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۸۲-۵.
- This article incorporates text from a publication now in the public domain: Bain, Robert Nisbet (1911). "Nikon". In Chisholm, Hugh (ed.). Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Vol. 19 (11th ed.). Cambridge University Press.
- Potter, Cathy J. (2004). "Nikon, Patriarch" [نیکون، پاتریارک]. In James R. Millar (ed.). Encyclopedia of Russian History (به انگلیسی) (1 ed.). encyclopedia.com. Retrieved 2025-04-20.
پیوند به بیرون
- پاتریارک نیکون در دانشنامه بزرگ روسی (به روسی)
| عنوان مذهبی | ||
|---|---|---|
| پیشین: پاتریارک ایوسیف |
پاتریارک مسکو و تمام روسیه ۴ اوت ۱۶۵۲ – ۲۲ دسامبر ۱۶۶۶ |
پسین: پاتریارک ایواساف دوم |
