پادشاه ریش منقار
_(14780398774).jpg)
"پادشاه ریش منقار" یا "پادشاه ریش برفکی" یا "پادشاه ریشسینه" یا "پادشاه پرریش" (آلمانی: König Drosselbart) یا شاهزاده خانم مغرور (به آلمانی: die hochmütige Prinzessin) یک افسانه آلمانی است که توسط برادران گریم (KHM 52) گردآوری شده و در کتاب "قصههای کودکان و خانوادگی" در سال ۱۸۱۲ منتشر شده است.[۱] این از گونه ۹۰۰ شاخص آرنه–تامپسون–اوتر است.[۲][۱]
خلاصه داستان
در روزگاری دور، پادشاهی پیر دختری بسیار زیبا اما مغرور و خودخواه داشت. بسیاری از شاهزادگان و مردان ثروتمند برای خواستگاری از این شاهدخت نزد پادشاه آمدند، اما دختر هر کدام را به شکلی تحقیرآمیز تمسخر میکرد. یکی را به خاطر داشتن دماغ دراز، دیگری را به دلیل قد کوتاه، یکی را چاق و دیگری را لاغر مسخره میکرد. آخرین خواستگار، پادشاهی جوان با ریش نوکتیز بود که شاهزاده خانم او را به خاطر ظاهرش «شاه ریشسینه» نامید، زیرا نوک ریشش شبیه نوک پرندهای به نام ریشسینه (نوعی زاغسان) بود.
پادشاه که از رفتار دخترش خشمگین شده بود، قسم خورد که او را به نخستین گدایی که به قصر بیاید شوهر خواهد داد. پس از چند روز، نوازندهای دورهگرد به قصر آمد و برای شاه نواخت. شاه که خوشش آمد، فوراً دستور داد مراسم ازدواج دخترش با این نوازنده برگزار شود، با وجود مخالفت شدید دختر.
پس از ازدواج، شاهزاده خانم از قصر رانده شد و به همراه شوهر فقیر خود راهی خانه او شد. در راه، از کنار قصرهای مجلل شاه ریشسینه گذشتند و دختر که از رفتار گذشتهاش پشیمان شده بود، حسرت میخورد.
خانهٔ نوازنده کوخ کوچکی بود و شاهزاده باید کارهای سختی را انجام میداد: تمیز کردن خانه، بافتن زنبیلی از چوب، ریسیدن نخ و… اما در هیچیک مهارتی نداشت. سپس شوهرش او را به بازار فرستاد تا کوزهها بفروشد، اما سربازی مست از کنار رد شد و همه کوزهها را شکست.
نوازنده که از بیلیاقتی همسرش به تنگ آمده بود، او را به قصر شاه ریشسینه فرستاد تا به عنوان خدمتکار آشپزخانه کار کند. او غذای باقیمانده را درون جیبهایش میریخت و برای شوهرش میبرد.
روزی مراسم ازدواج شاه ریشسینه در قصر برگزار شد. شاهزاده که در آشپزخانه کار میکرد، دزدانه به سالن رقص نگاه کرد. ناگهان شاه ریشسینه او را برای رقص دعوت کرد و هنگام رقص، غذاهای پنهانشده از جیبهایش بیرون ریخت و مهمانان به او خندیدند. شاهزاده فرار کرد و گریه کنان به باغ رفت.
در آنجا، شاه ریشسینه حقیقت را فاش کرد: او همان نوازنده و شوهرش بود! همهٔ این وقایع برای شکستن غرور و اصلاح رفتار او برنامهریزی شده بود. شاهزاده خانم با شرمندگی تمام از رفتار گذشتهاش عذرخواهی کرد و قول داد که دیگر متکبر نباشد.
سپس مراسم ازدواج باشکوهی با حضور پدر دختر برگزار شد و آن دو تا پایان عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند.
میراث فرهنگی
- این داستان در سال ۱۹۵۴ در آلمان با عنوان König Drosselbart به کارگردانی هربرت فردرسدورف به فیلم تبدیل شد.
- در سال ۱۹۶۹، کارتونی شوروی با نام شاهزاده لوس برگرفته از این داستان ساخته شد.
- در سریال کارتونی ژاپنی افسانههای برادران گریم یک قسمت با نام شاه ریشدراز از روی این داستان ساخته شده است.
- نسخهای دیگر در کارتون سیمسالا گریم با نامهای متفاوت شخصیتها، مانند پرنسس کانستنس و شاه کنراد به تصویر کشیده شده است.
- در کمک استریپ افسانهها نوشته بیل ویلینگهام، شخصیت شاه ریشسینه به عنوان یکی از ساکنان «شهر افسانهها» ظاهر میشود.
منابع
- 1 2 Ashliman, D. L. (2008). "King Thrushbeard". University of Pittsburgh.
- ↑ "King Thrushbeard". Wikipedia (به انگلیسی). 2025-02-07.