پاکور یکم
| پاکور یکم 𐭐𐭊𐭅𐭓 | |
|---|---|
| شاهزاده اشکانی | |
![]() سکه پاکور یکم. در پشت سکه یک کماندار نشسته را نشان میدهد. | |
| زاده | ۶۳ پ. م |
| درگذشته | ۳۸ پ. م سیرستیکا |
| همسران | خواهر آرتاوازد دوم |
| خاندان | اشکانیان |
| پدر | ارد دوم |
پاکور یکم یا پاکُر یکم[۱] (به زبان پارتی: 𐭐𐭊𐭅𐭓؛ از ۶۳ تا ۳۸ پ.م.) پسر ارد دوم بود. پس از نبرد حران در سال ۵۳ پ.م. اشکانیان تلاش کردند تا مناطق تحت کنترل رومیها در غرب آسیا را به تصرف خود درآورند. در این میان، فرماندهی بخشی از این عملیاتها نیز برعهده پاکور بود. اگرچه در ابتدا اشکانیان در این کاراز موفق بودند، اما در نهایت این حمله توسط رومیها دفع شد. پاکور نیز در جریان نبرد جندیرس شکست خورده و کشته شد. مرگ او باعث یک بحران جانشینی شد که در آن پدرش، که به شدت از مرگ پسر مورد علاقهاش رنج میبرد، تاج و تخت را به پسر دیگرش فرهاد چهارم به عنوان وارث جدیدش واگذار کرد.
نخستین لشکرکشی به سوریه
پس از شکست سنگین مارکوس لیسینیوس کراسوس، سردار رومی و عضو اولین تریومویرات[الف]، در نبرد حران در سال ۵۳ پیش از میلاد، اشکانیان برای انتقام از تجاوز رومیان و همچنین برای بهرهبرداری از ضعف رومیان در شرق، در سال ۵۱ پیش از میلاد به سوریه یورش بردند. این لشکرکشی رسماً تحت فرماندهی شاهزاده پاکور انجام شد که در آن زمان کودکی حدوداً دوازده ساله بود. به همین دلیل رهبری عملیات میدانی در عمل بر عهده سردار ایرانی اوساک[ب] بود. پس از گذر اشکانیان از فرات مناطقی از سوریه را به تصرف خود درآوردند و به طرف پایتخت سوریه، یعنی انطاکیه پیشروی کردند.[۲]
نیرویهای رومی در انطاکیه اندک بود، به همین دلیل فرماندار سوریه، گایوس کاسیوس لونگینوس، که دید توان رویارویی با اشکانیان را ندارد در شهر ماند. این کار رومیان، اشکانیان را به تلاش برای محاصرهی شهر سوق داد؛ نوعی عملیات که اشکانیان در آن هیچ تجربهای نداشتند و فاقد تجهیزات کافی بودند.
این اشتباه اشکانیان، رومیها را نجات داد و کاسیوس از شرایط نامطلوب اشکانیان بهره برد و آنان را از اطراف انطاکیه عقب راند. در جریان ضدحملهٔ کاسیوس، اوساک کشته شد و به این ترتیب، نیروهای اشکانی به همراه پاکور مجبور به عقبنشینی شدند.[۳][۴]
تلاش برای تاجگذاری پاکور
بعد از لشکرکشی ناموفق اشکانیان زمستان را در شمال سوریه گذراندند و در ادامهٔ نبرد پیشین، در سال ۵۰ پیش از میلاد بار دیگر انطاکیه را محاصره کردند. مارکوس کالپورنیوس بیبولوس، کنسول رومی و فرماندار جدید سوریه، توانست با بهرهبرداری از اختلافات داخلی اشکانیان، آنها را علیه یکدیگر تحریک کند.[۵] او با ساتراپ اشکانی، اورنوداپاتس[پ]، که از پادشاه اُرد کینه داشت، متحد شد. اورنوداپاتس، پاکور جوان را پادشاه اعلام کرد و با او برای لشکرکشی علیه ارد همداستان شد. در این دوره کوتاه، حتی سکههایی با تصویر پاکور یکم ضرب شد. اما پدر و پسر به زودی آشتی کردند و ضرب سکهها متوقف شد؛ از این رو، پاکور یکم هیچگاه بهطور واقعی پادشاه امپراتوری اشکانی نشد.
لشکرکشی اشکانیان به یهودیه
درگیری با اشکانیان همچنان یکی از مسائل اصلی در سیاست روم باقی ماند. گایوس ژولیوس سزار برای یک لشکرکشی انتقامجویانه برنامهریزی کرده بود، اما کمی قبل از حرکت به شرق، به قتل رسید (۴۴ پیش از میلاد). پس از تشکیل تریومویرات دوم، مسئولیت این لشکرکشی به مارکوس آنتونیوس سپرده شد.

اشکانیان در این دوره از پشتیبانی کوینتوس لابینوس، یک فرمانده رومی که به آنها پناهنده شده بود، بهره بردند. لابینوس در سال ۴۳ پیش از میلاد به درخواست مارکوس یونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لونگینوس نزد پادشاه اُرد رفته بود تا با او علیه وارثان سزار متحد شود. پس از نبرد فیلیپی، لابینوس در نزد اشکانیان ماند و اُرد را به جنگ با رومیان تحریک کرد.
با توجه به وضعیت جنگ داخلی در روم، اشکانیان زمان را برای حمله مناسب دیدند. در زمستان ۴۱ یا ۴۰ پیش از میلاد، نیروهای اشکانی به رهبری ساتراپ برزافره[ت] و شاهزاده پاکور به استان رومی سوریه حمله کردند. در این حمله، لوسیوس دسیدیوس ساکسا، فرماندار رومی سوریه، در مکانی بین آپامیا[ث] و انطاکیه شکست خورد.[۶] پس از این پیروزی، ارتش اشکانی به دو بخش تقسیم شد: نیمی از نیروها به رهبری کوینتوس لابینوس به سوی آسیای صغیر حرکت کردند، در حالی که پاکور و برزافره به سمت جنوب پیشروی کردند.
تصرف اورشلیم
در جریان پیشروی، اشکانیان اغلب توسط حاکمان محلی مورد پشتیبانی قرار میگرفتند. همانطور که دیوکاسیوس گزارش میدهد، پاکور به دلیل عدالت و ملایمتش بسیار محبوب بود و مردم او را مانند بهترین پادشاهان پیشین خود گرامی میداشتند. حاکمانی مانند لیسانیاس[ج]، پادشاه نبطیها، مالیکوس[چ] و به ویژه آنتیگونوس[ح]، به امید رهایی از سلطه روم، با اشکانیان همراهی کردند.[۷] آنتیگونوس برای نشستن بر تخت پادشاهی یهودیه، به پاکور هزار تالان و پانصد زن از خانوادههای نجیب وعده داد.[۸]
به گزارش فلاویوس ژوزفوس، اشکانیان برای یاری آنتیگونوس به یهودیه وارد شدند. نیروهای پاکور از سمت ساحل و برزافره از داخل سرزمین پیشروی کردند. پاکور که از شهر صور رانده شده بود، در صیدا و بطلمیه[خ] پذیرفته شد و سپس نیروی سوارهنظام خود را به سوی اورشلیم فرستاد. آنها توانستند اورشلیم را به سرعت تصرف کنند. با این حال، فرماندار رومیتبار، هِرُد، و برادرش فاسائل[د] موفق شدند مهاجمان را متوقف کرده و به قلعه سلطنتی پناه ببرند.[۹]
اشکانیان پیشنهاد مذاکره دادند. هیرکانوس[ذ] و فاسائل به اردوگاه اشکانیان رفتند، اما به جای مذاکره اسیر شدند. آنتیگونوس دوم با حمایت اشکانیان به پادشاهی یهودیه رسید. او دستور داد گوشهای عمویش، هیرکانوس، را ببرند تا از انجام وظیفه به عنوان کاهن اعظم ناتوان شود. اشکانیان هیرکانوس را به بینالنهرین تبعید کردند و فاسائل، برادر هِرُد، برای فرار از اعدام دست به خودکشی زد.[۱۰]
هِرُد به همراه خانوادهاش توانست از دست نیروهای اشکانی و یهودی آنتیگونوس فرار کند و به قلعه مسعده[ر] برسد. او سپس به سرعت از طریق مصر به ایتالیا سفر کرد. در رم، سنا او را به عنوان پادشاه یهودیه منصوب کرد. هِرُد بلافاصله بازگشت و نبرد را علیه آنتیگونوس و اشکانیان از سر گرفت.[۱۱]
شکست و مرگ پاکور
پوبلیوس ونتیدیوس باسوس، سردار رومی و نماینده مارکوس آنتونیوس، موفق شد در پاییز ۳۹ پیش از میلاد، اشکانیان را به آن سوی فرات عقب براند.[۱۲]
در اوایل سال ۳۸ پیش از میلاد، پاکور پس از جمعآوری نیروهای جدید، قصد حمله مجدد به سوریه را داشت. ونتیدیوس باسوس با استفاده از یک استراتژی هوشمندانه، با پخش اطلاعات گمراهکننده، پاکور را وادار به پیمودن راههای طولانی و پرپیچوخم کرد. این تاکتیک به او زمان لازم را داد تا نیروهای رومی را در بهترین موقعیت ممکن برای حمله آماده کند.[۱۳]
در نبرد سرنوشتساز گینداروس[ز] در سال ۳۸ پیش از میلاد، ونتیدیوس باسوس اجازه داد جنگجویان اشکانی به مواضع رومیان نزدیک شوند و سپس یک ضدحمله متمرکز و قدرتمند را آغاز کرد. او در این نبرد پیروز شد و پاکور نیز در آن کشته شد. با مرگ پاکور، روحیه نیروهای اشکانی در هم شکست. ونتیدیوس باسوس دستور داد سر پاکور را از بدنش جدا کرده و به عنوان نشانه پیروزی به شهرهای سوریه فرستاد تا قدرت روم را به نمایش بگذارد.[۱۴]
شکست سنگین در گینداروس، اشکانیان را برای دهههای بعد از حملات گسترده به امپراتوری روم منصرف کرد.
پدر پاکور، اُرد دوم، که از غم مرگ پسرش بسیار اندوهگین بود، قدیمیترین پسر باقیماندهاش، فرهاد چهارم، را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد.[۱۵]
جستارهای وابسته
- حمله نیروهای متحد اشکانیان و طرفداران پومپه به روم
- اوساکس
- برزافره
- اورنوداپاتس
یادداشت
- ↑ تریومویرات (Triumvirate) واژه لاتین به معنای «حکومت سه نفره» که به ائتلافهای سیاسی در دوران جمهوری روم اشاره دارد.
- ↑ اوساکس (Osaces) سردار اشکانی در قرن اول پیش از میلاد که در لشکرکشی به سوریه نقش داشت. نام او ریشه در واژه ایرانی باستان *Ausa- به معنای «قدرت» یا «نیرو» دارد.
- ↑ اورنوداپاتس (Ornodapates): ساتراپ اشکانی که علیه ارد دوم شورش کرد. نام او ترکیبی از دو بخش ایرانی است: اورنو- (Orno-) به معنای «شادی» و -دپاتس (-dapates) به معنای «فرمانده».
- ↑ برزافره یا بارزافارنس (Barzapharnes): سردار اشکانی که همراه با پاکور یکم به سوریه و یهودیه حمله کرد. نام او از دو بخش ایرانی بارزا- (Barza-) به معنای «والا» و -فارنس (-pharnes) به معنای «شکوه» تشکیل شده است.
- ↑ آپامیا بر اورونتس (Apamea on the Orontes): نام شهری باستانی که توسط سلوکوس یکم نیکاتور به افتخار همسر ایرانیاش، آپاما، نامگذاری شد.
- ↑ لیسانیاس (Lysanias): حاکم محلی یونانیتبار که با اشکانیان متحد شد. نام او به معنای «رهاییبخش» است.
- ↑ نام «مالیکوس» از واژه عربی و سامی «ملک» (Malik) گرفته شده است که به معنای «پادشاه» یا «حاکم» است. این نام در آن دوره در میان اعراب نبطی بسیار رایج بوده و به سادگی به معنای «پادشاه» است که نشاندهنده موقعیت و جایگاه او بوده است.
- ↑ آنتیگونوس هاسمونیایی (Antigonus II Mattathias): آخرین پادشاه سلسله هاشمونیان. نام آنتیگونوس یونانی و هاشمونیایی به سلسله یهودیاش اشاره دارد.
- ↑ بطلمیه (Ptolemais) نام چندین شهر باستانی در سراسر قلمروهای هلنیستی و روم بود که به افتخار پادشاهان سلسله بطلمیوسی، به ویژه بطلمیوس یکم سوتر، نامگذاری شده بودند. منظور از بطلمیه، شهری است که امروزه به نام عکا (Acre) در شمال اسرائیل شناخته میشود. شهر بطلمیه (عکا) به دلیل موقعیت استراتژیکش به عنوان یک بندر مهم در سواحل شرقی دریای مدیترانه، از اهمیت بالایی برخوردار بود. این شهر دروازهای برای تجارت و ارتباطات دریایی به مناطق داخلی فنیقیه، یهودیه و سوریه محسوب میشد. در جریان لشکرکشی اشکانیان به یهودیه، این شهر به عنوان یکی از پایگاههای اصلی عملیات نظامی مورد استفاده قرار گرفت و نقش مهمی در پیشروی نیروهای اشکانی داشت، همانطور که در متن اشاره شد که پاکور پس از رانده شدن از صور، به بطلمیه رفت.
- ↑ فاسائل (Phasael) برادر بزرگتر هِرُد بزرگ و یکی از فرماندهان اصلی او در دوران حمله اشکانیان به یهودیه بود. او به دلیل شجاعت در دفاع از اورشلیم و پایان تراژیک زندگیاش شناخته میشود. نام فاسائل ریشه نبطی-عربی دارد. این نام از واژه عربی «فسیل» (fasīl) گرفته شده است که به معنای «پاجوش» یا «قلمه» نخل است. این واژه اغلب به نهال جوان خرما اشاره دارد و در فرهنگ نبطیها نمادی از «طراوت»، «شادابی» و «آغازی نو» بود؛ بنابراین، نام فاسائل به معنای «نهال خرما» یا «جوان و باطراوت» است. در جریان حمله اشکانیان به یهودیه در سال ۴۰ پیش از میلاد، فاسائل به عنوان فرماندار اورشلیم از شهر در برابر مهاجمان دفاع کرد. او به همراه هیرکانوس دوم برای مذاکره با برزافره، سردار اشکانی، به اردوگاه آنها رفت، اما به دام افتاد و اسیر شد. پس از دستگیری، فاسائل در زندان، به جای تسلیم شدن به دشمن و مرگ به دست آنها، با کوبیدن سر خود به دیوار زندان خودکشی کرد. این اقدام او در منابع تاریخی به عنوان نمادی از شرافت و مقاومت در برابر دشمن ثبت شده است. هِرُد، برادر او، پس از رسیدن به قدرت، به یاد او یکی از برجهای قلعه اورشلیم را به نام برج فاسائل نامگذاری کرد.
- ↑ هیرکانوس دوم، نوه یوهان هیرکانوس یکم و برادر آریستوبولوس دوم بود که بر سر قدرت با او درگیر شد. این درگیری داخلی منجر به مداخله رومیان و در نهایت پایان حکومت مستقل هاشمونیان شد. هیرکانوس (Hyrcanus) یک نام یونانی باستانی است که توسط اعضای سلسله هاشمونیان در یهودیه استفاده میشد. این نام ریشه در منطقه هیرکانیا (در نزدیکی دریای خزر) دارد، که در دوران هلنیستی و اشکانی اهمیت استراتژیکی داشت. نام هیرکانوس در واقع از نام جغرافیایی هیرکانیا گرفته شده است. این نام به معنی «سرزمین گرگها» است. انتخاب این نام توسط خاندان هاشمونیان به دلیل نفوذ فرهنگی یونانیان بود که پس از فتوحات اسکندر مقدونی در منطقه گسترش یافته بود. حاکمان محلی برای نشان دادن همسویی با فرهنگ مسلط، نامهای یونانی را برای فرزندان خود انتخاب میکردند؛ بنابراین، نام هیرکانوس نمادی از نفوذ یونانی در میان یهودیان آن دوره و همچنین نشانی از درگیریهای سیاسی و نظامی آن زمان است.
- ↑ نام ماسادا ماسادا (Masada) نام یک دژ باستانی است که در بالای یک فلات سنگی در نزدیکی دریای مرده در اسرائیل قرار دارد. این دژ به دلیل نقشش در آخرین مقاومت یهودیان در برابر رومیان، به یک نماد ملی در تاریخ یهود تبدیل شده است. نام ماسادا ریشه عبری دارد و از واژه מצודה (metsudah) به معنای «دژ»، «قلعه» یا «محل امن» گرفته شده است. این نام به خوبی ماهیت و کارکرد این مکان را که به عنوان یک پناهگاه و دژ نظامی ساخته شده بود، توصیف میکند. در دوران هرد بزرگ در سده اول پیش از میلاد، این دژ طبیعی را به یک کاخ-قلعه مستحکم تبدیل کرد. او در این مکان، مجموعهای از کاخها، انبارها، سربازخانهها و سیستمهای پیچیده تأمین آب ساخت. هدف او از ساخت ماسادا، داشتن یک پناهگاه امن در صورت شورش داخلی یا حمله خارجی بود. همانطور که در متن اشاره شد، هِرُد پس از فرار از دست اشکانیان و آنتیگونوس هاسمونیایی، به این دژ پناه برد.
- ↑ گینداروس (Gindarus) نام یک شهر باستانی در شمال سوریه، در نزدیکی شهر امروزی حلب بود. این شهر در دوران رومیان و هلنیستی اهمیت نظامی داشت و به دلیل موقعیت استراتژیکش در مسیرهای نظامی و تجاری شناخته میشد. اهمیت اصلی گینداروس به دلیل نبرد سرنوشتسازی است که در سال ۳۸ پیش از میلاد در نزدیکی آن رخ داد. این نبرد میان ارتش اشکانی به فرماندهی پاکور یکم و ارتش روم به فرماندهی پوبلیوس ونتیدیوس باسوس بود. نام گینداروس ریشه سامی دارد و به احتمال زیاد از زبان آرامی یا سریانی، که در آن زمان در منطقه سوریه رایج بود، گرفته شده است. ریشهشناسی دقیق این نام مشخص نیست، اما برخی از پژوهشگران حدس میزنند که ممکن است با واژههایی به معنای «انبار غله» یا «مکان مستحکم» مرتبط باشد. این معنی با توجه به نقش این شهر به عنوان یک مرکز نظامی و استراتژیک، منطقی به نظر میرسد. به طور کلی، این نام نیز مانند بسیاری از نامهای شهرهای منطقه، ریشهای محلی دارد و بعدها توسط یونانیان و رومیان به شکل یونانی و لاتین درآمده است.
پانویس
- ↑ Yarshater, Ehsan (1983). The Cambridge History of Iran (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 475. ISBN 978-0-521-20092-9.
- ↑ Sartre 2005, p. 49.
- ↑ حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۹.
- ↑ حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۹.
- ↑ حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۹.
- ↑ Cassius Dio 48, 26.
- ↑ Flavius Josephus, Antiquitates Iudaicae 14, 13, 3; Cassius Dio 48, 41, 5.
- ↑ Flavius Josephus, Antiquitates Iudaicae 14, 13, 5
- ↑ Flavius Josephus, Antiquitates Iudaicae 14, 13, 3.
- ↑ Flavius Josephus, Antiquitates Iudaicae 14, 13, 5–10.
- ↑ Flavius Josephus, Antiquitates Iudaicae 14, 14, 4.
- ↑ Cassius Dio 48, 39–41.
- ↑ Cassius Dio 48, 19.
- ↑ Cassius Dio 49, 20.
- ↑ Cassius Dio 49, 20.
منابع
- Bivar, A.D.H. (1983). "The Political History of Iran Under the Arsacids". In Yarshater, Ehsan (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 3(1): The Seleucid, Parthian and Sasanian Periods. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 21–99. ISBN 0-521-20092-X.
- Brosius, Maria (2006), The Persians: An Introduction, London & New York: Routledge, ISBN 978-0-415-32089-4
- Curtis, Vesta Sarkhosh (2007). "Religious Iconography on Ancient Iranian Coins". Proceedings of the British Academy. London: The British Academy. 133: 413–434. ISSN 0068-1202.
- Ellerbrock, Uwe (2021). The Parthians: The Forgotten Empire. Oxford: Routledge. ISBN 978-0367481902.
- Garthwaite, Gene Ralph (2005), The Persians, Oxford & Carlton: Blackwell Publishing, Ltd., ISBN 978-1-55786-860-2
- Kennedy, David (1996), "Parthia and Rome: eastern perspectives", in Kennedy, David L.; Braund, David (eds.), The Roman Army in the East, Ann Arbor: Cushing Malloy Inc., Journal of Roman Archaeology: Supplementary Series Number Eighteen, pp. 67–90, ISBN 978-1-887829-18-2
- Marciak, Michał (2017). Sophene, Gordyene, and Adiabene: Three Regna Minora of Northern Mesopotamia Between East and West. Leiden: Brill. ISBN 978-9004350700.
- Olbrycht, Marek (2021). "Orodes II". In Yarshater, Ehsan (ed.). Encyclopædia Iranica, Online Edition. Encyclopædia Iranica Foundation.
- Rapp, Stephen H. (2014). The Sasanian World through Georgian Eyes: Caucasia and the Iranian Commonwealth in Late Antique Georgian Literature. Burlington, Vermont: Ashgate Publishing, Ltd. ISBN 978-1472425522.
- Strugnell, Emma (2006), "Ventidius' Parthian War: Rome's Forgotten Eastern Triumph", Acta Antiqua, 46 (3): 239–252, doi:10.1556/AAnt.46.2006.3.3
- Syme, Ronald (1939), The Roman Revolution, Oxford: Oxford University Press, OCLC 1035928651
- Yarshater, Ehsan (1983). "Iranian National History". In Yarshater, Ehsan (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 3(1): The Seleucid, Parthian and Sasanian Periods. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 359–481. ISBN 0-521-20092-X.* Toumanoff, Cyril (1986). "Arsacids". Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 5. Cyril Toumanoff. pp. 525–546.
- Dando-Collins, Stephen. "Mark Antony's Heroes". Published by John Wiley and Sons, 2008 شابک ۰−۴۷۰−۲۲۴۵۳−۳, 978-0-470-22453-3
- Plutarch, Life of Crassus.
- Cassius Dio, xlviii–xlix.
| سلف: ارد دوم |
شاهنشاه ایران
۵۱ پیش از میلاد |
جانشین: ارد دوم |
