پلنگی (دشتستان)

پلنگی روستایی لر نشین از توابع بخش شبانکاره در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.

پلنگی
روستا
محل
پلنگی در ایران واقع شده
پلنگی
پلنگی
مختصات: ۲۹°۳۲′۳۴″ شمالی ۵۱°۸′۱۵″ شرقی / ۲۹٫۵۴۲۷۸°شمالی ۵۱٫۱۳۷۵۰°شرقی / 29.54278; 51.13750
کشورایران
استانبوشهر
شهرستاندشتستان
بخشبخش شبانکاره
دهستانشبانکاره
جمعیت
۵۷۹ نفر (سرشماری ۹۵)


این روستا در شرق رودخانه شاهپور واقع است، در فاصله ۵ کیلومتری این روستا سد رئیسعلی دلواری بر روی این رودخانه واقع شده‌است.

تا سال ۱۲۲۰هجری شمسی روستاهای مزارعی، کان سرخ، سیاه منصور، میلک، دشتگور علیا و سفلی (دشتگور کانو) جزو ۲۵ روستاهای تحت پوشش حوزه خشت بوده‌است، ولی اسمی از روستای پلنگی در آن دیده نمی‌شود و نشان می‌دهد که اجداد مردم فعلی روستای پلنگی در میلک و دشتگور علیا و سفلی سکونت داشته‌اند و می‌توان بنیان فعلی روستای پلنگی را حدود سال ۱۲۵۰ هجری شمسی محاسبه کرد که اولین کسانی که به مکان فعلی روستای پلنگی آمدند و سکونت کردند عبارتند از: کربلایی حسن (کل حسن)، کربلایی حسین (کلسین)، کل حسینقلی، قاید یا کاید عبدالعلی، کاخانعلی، عام بارونی گپ، که نسل‌های آنان در روستای پلنگی فعلی زندگی می‌کنند و فامیل خانوادگی آنها «بارگاهی» می‌باشد. قدمت و سابقه روستای پلنگی فعلی را باید حدود ۱۵۰ سال حساب کرد.محمدکریم بارگاهی، روستای پلنگی اولین کدخدایان روستای پلنگی که ما اطلاع داریم و از گذشته به امروز سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است عبارتنداز : کاگرگعلی(قاید گرگعلی)، کاعواس(قاید عباس) فرزندان ملا کاووس که کاووسی های ساکن در وحدتیه امروزی از نسل وتبار آنها هستند. کا عودلی(قاید عبدالعلی) که نوادگان ایشان در روستای پلنگی و سعد آباد و خشت سکونت دارند.

  • وجه تسمیه روستای پلنگی‌:*

روستای پلنگی در کنار رود خانه شاپور از سالیان بسیار دور محل زندگی مردمانی بوده است که سخت کوشی، تلاشگری، خلاقیت، انسان دوستی، مهمان نوازی، کمک به همنوع، غیرت و مردانگی، دفاع از محل زندگی و نوامیس و شرف، همکاری، همیاری، همزیستی مسالمت آمیز از ویژگی های بارز آنها بوده و هم اکنون نیز این ویژگی ها در رفتار، کردار و عملشان نمایان است.

  • وجه تسمیه اول:* اینکه با توجه به  اظهارات وبیانات شفاهی گذشتگان، درقسمت شمالی روستا شیار های عمیقی که  هنوز هم وجود دارند  و مردم ما معتقدند با توجه به غارهای کوچکی که در این شیارها  وجود دارد محل زندگی پلنگ ها بوده است و همچنین یک درخت تنومند قدیمی دراین قسمت بوده که پلنگ ها بر بالای آن استراحت کرده  وکمین نموده و به  شکار حیوانات بویژه گاو، گوسفندان، بز دامداران مردم روستا می پرداختندوالان هم  قسمتی از زمین های کشاورزی شمال روستای پلنگی به نام پلنگی است که چند قسمت عمیق به شکل شیار دارد که به گفته افرادمسن جایگاه ومحل زندگی پلنگ وپلنگان بوده است.
  • وجه تسمیه دوم:*  اینکه ازگفته ها و سخنان افرادمسن روستا به میان آمده و بیان شده است  در این منطقه مردمانی زندگی میکردندکه مانند  پلنگ دارای غیرت،دفاع از حیثیت وآب وخاک  ونوامیس و  شجاعت بوده و همچنین در زمینه سوارکاری، تیر اندازی، کشتی مهارت خاصی درنزد همگان داشته اند.
  • وجه تسمیه سوم:*  اینکه از زبان پیران شنیده و بیان شده، این است که در این مکان فعلی روستای پلنگی یک پلنگ به حیوانات یکی از اهالی حمله می کند و مردم با همکاری یکدیگرپلنگ را مجبور به فرار می کنند و او را دنبال می کنند که پلنگ درحین فرار،  به یک گیاه  خاردارکه تیغه های بلند وتیزی داشته( به اسم کُنجره ) برخورد  نموده  وکُنجره به پایش فرو می رود وباعث کندشدن حرکت پلنگ و از پای در آمدن پلنگ می شود و مردم نیز پلنگ را با چوب و چماق از بین می برند واز آن به بعد به این منطقه پلنگی گفته می شود وبه این گیاه الان کُنجره پلنگ کُش می گویند.
  • وجه تسمیه چهارم:*  در حدود سال‌های1305تا1310 هجری شمسی که مرکز آمار مامور نامگذاری روستاها وصدور سجلدی می شود، وقتی به روستای پلنگی می آید ونزد کدخدای روستا می رود واجازه صدور سجلدی را اعلام می کند، با کمک کدخدای روستا به صدور شناسنامه برای اهالی روستا می پردازد و بطوریکه پنج خانوار دراین روستا بودند که سرپرست شان گرگعلی نام داشتند و مامورآمار پس از ثبت و صدور سجلدی برای اهالی روستا به خانه کدخدا می آید و به شوخی ومزاح  می گوید همه اهالی روستا اسمشان گرگعلی است و نام روستارا چه بگذاریم، کدخدا می گوید وقتی اسم همه شان گرگعلی است پس ما برای روستا اسم پلنگی را انتخاب می کنیم،به این ترتیب از آن زمان نام این روستا در دفتر ثبت و آمار پلنگی نام گرفته است.(گرگعلی فرزند عام بارونی، گرگعلی فرزند عباسقلی، گرگعلی فرزند کل حسینقلی، گرگعلی فرزند کاعودلی و کاگرگعلی فرزند ملا کاووس که همگی از نظر سنی در یک رده بوده اند).

روستای پلنگی درقدیم تحت حمایت کدخدای مزارعی و خان وخوانین خشت  ومجزا از خان وخوانین شبانکاره وسعد آباد بوده است و همچنین مردم این روستا از قدیم بیشتر با مردم خشت وبورکی ارتباط و رفت و آمد داشتند. این چهار وجه تسمیه ای که بیان شده است هم شان گویای روستایی افتخار آمیز و دوست داشتنی و مشهور و بااهمیت  در بین تمامی روستاهای منطقه بوده و می باشد. 

  • محمدکریم بارگاهی، روستای پلنگی*

جمعیت

این روستا در دهستان شبانکاره قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۷۳نفر (۱۰۰خانوار) می‌باشد.

شغل بیشتر مردم روستا از قدیم‌الایام کشاورزی، دامداری و صید و شکار بوده‌است که الان بیشتر کشاورزی بصورت دیم و آبی و دامداری به روش سنتی دارند.بیشتر مواد غذایی را خودشان با دسترنج خودشان بدست می آوردند، مثلا لبنیات مانند شیر، ماست، کره، دوغ، روغن حیوانی، لورک، کشک، آغوز را ازشیر حیواناتی مانند بز، گوسفند وگاو تهیه می کردند و یک سنت زیبا هم داشتند که هر خانواده ای که بز وگوسفند وگاو نداشتند واز وضعیت مالی ضعیفی برخوردار بودند از طرف خانواده هایی که این حیوانات را داشتند و لبنیات به اندازه کافی تهیه می کردند، تغذیه می شدند تا کمتر در مضیقه باشند. محمدکریم بارگاهی، روستای پلنگی

تاریخچه

اصالت مردم این روستا از لر چهار محال و بختیاری و زبان و گویش لری دارند و صحبت می‌کنند. فامیل تمام اهالی روستای پلنگی *بارگاهی* می‌باشد. اجداد و تبار مردم روستای پلنگی توسط نادرشاه افشار از چهارمحال بختیاری به مناقب حکومتی و لشکری گمارده می‌شوند و دلیل آن هم مهارت در تیراندازی، اسب سواری، غیرت، اعتماد، و فاداری، ذکاوت و هوشیاری آنان بوده‌است و تا زمان آخرین پادشاه حکومت زندیه یعنی لطفعلی خان زند نیز همین مناصب را در دربار و حکومت و لشکریان در شیراز به عهده داشتند، تا اینکه آقامحمدخان قاجار روی کار آمد و این مردم از شیراز به دشتستان کوچ کرده و به سه گروه تقسیم می‌شوند، یک گروه در روستای بارگاهی فعلی در نزدیکی برازجان، گروهی در روستاهای سرکره و بنداروز در جنوب برازجان فعلی و گروهی دیگر به مناطق شمالی دشتستان یعنی در سواحل شرقی و شمالی رودخانه شاپور کوچ و سکونت می‌کنند و به خاطر داشتن مناصب حکومتی و لشکری در دربار دو حکومت افشاریان و زندیه به آنها بارگاهی می‌گویند. بیشتر اهالی روستاهای پلنگی، دشتگور، جرّه‌ها، میلک، سیاه منصور، زکریایی، بنه محمد و خانعلی و حتی گروهی در شهر وحدتیه از طایفه بارگاهی هستند.

قدمت و سابقه روستای پلنگی با توجه به وجود آثار باستانی و تاریخی که وجود دارد بسیار زیاد است ولی مشخص نیست و باید این آثار مورد بررسی قرار گیرند تا سابقه روستا به درستی مشخص شود. از آثار باستانی و تاریخی روستای پلنگی می‌توان آسیاب آبی، غار سهو، غار نزدیک آسیاب آبی، چر پیچسو، چشمه قدیمی، چک گدار گوخری را نام برد که همگی در نزدیک بستر آب رودخانه مابین گُدار چشمه و گُدار گووخری قرار دارند. غار غلو سوزو، غار غلو سهرابی، غار دودری، غار عام نوروز، پلکان طراحی شده در دیواره رودخانه، حوضچه آبی درسنگ چرم در قسمت‌های شمالی وغار تجاری دره غُنجعلی، آب انبار قدیمی در غرب در زمین‌های کشاورزی بهونل از دیگر آثار تاریخی روستای پلنگی می‌باشند.محمدکریم بارگاهی، روستای پلنگی

منابع