پیشفعل
پیشفعل (انگلیسی: preverb) در زبانشناسی اصطلاحی برای عنصر واژگانی یا صرفی است که با فعل پیوند مییابد و معمولاً معنای مکانی، جهتی، نمودی، زمانی یا واژگانی آن را تغییر میدهد. پیشفعل الزاماً پیشوند نیست و در برخی زبانها میتواند بهصورت واژه یا اداتی مستقل از فعل ظاهر شود. ازاینرو اصطلاح «پیشفعل» از «پیشوند فعلی» عامتر است.[۱]
کاربرد این اصطلاح در همهٔ سنتهای زبانشناختی یکسان نیست. در پژوهشهای زبانهای هندواروپایی، بهویژه در زبانهای باستانی، اصطلاح پیشفعل غالباً برای ادات یا عناصر قیدیای به کار میرود که با فعل رابطهٔ معنایی و نحوی دارند و ممکن است از آن جدا شوند. در توصیف زبانهایی مانند گرجی، زبانهای قفقازی شمالغربی، برخی زبانهای آلگانکی و زبانهای کادویی، این اصطلاح برای عناصر ویژهای در ساختمان فعل نیز به کار میرود.[۱]
فارسی
در زبان فارسی پیشفعلها پیشینهای طولانی دارند. شماری از عناصر مکانی و قیدی در دورههای مختلف زبان فارسی با فعل ترکیب شدهاند و معنای آن را محدود یا دگرگون کردهاند. برخی از این ساختها در فارسی نو به صورت واژگانیشده و جداییناپذیر درآمدهاند، در حالی که برخی دیگر هنوز میتوانند استقلال بیشتری داشته باشند.[۲]
از پیشفعلهای تاریخی و زندهٔ فارسی میتوان به بر، باز، در، فرا/فراز، فرو/فرود، پس و پیش اشاره کرد. بسیاری از این عناصر از صورتهای زبانهای ایرانی میانه ادامه یافتهاند.[۲]
| پیشفعل | صورت ایرانی میانه | نمونه در فارسی نو |
|---|---|---|
| بر | abar | برآمدن، برخاستن |
| باز | abāz | بازآمدن، بازگشتن |
| در | andar | درآمدن، درآوردن |
| فرا، فراز | frāz | فراگرفتن، فراخواندن |
| فرو، فرود | frōd | فرورفتن، فرود آمدن |
| پس | pas | پسرفتن، پسزدن |
| پیش | pēš | پیشرفتن، پیشبردن |
در برخی ساختها رابطهٔ معنایی میان پیشفعل و معنای مکانی اصلی آن همچنان روشن است؛ برای نمونه «فرو» در فرورفتن و «بر» در برآمدن. در موارد دیگر ترکیب پیشفعل و فعل معنایی واژگانی و کمتر قابل پیشبینی پیدا کرده است؛ برای نمونه برداشتن دیگر صرفاً حاصل جمع معنای «بر» و «داشتن» در فارسی امروز نیست.
پیشفعل در فارسی همیشه از یک درجهٔ پیوستگی برخوردار نیست. در ساختهایی مانند بازگشتن یا درآمدن پیوند بسیار استوار است، ولی در ترکیبهایی مانند پیش رفتن یا فرو رفتن امکان جدانویسی و استقلال نحوی بیشتر است. این وضع بازماندهٔ روند تاریخیای است که طی آن عناصر قیدی و مکانی، بسته به دوره و ساخت، از واژههای آزاد به عناصر وابستهتر تبدیل شدهاند.[۲]
پیشفعل را نباید با پیشوند صرفیِ بـ در صورتهایی مانند بروم یا بنشین یکی دانست. «بـ» در این کاربرد نشانهای دستوری برای وجه التزامی یا وجه امری است، در حالی که پیشفعلهایی مانند «بر»، «فرو» و «باز» معمولاً در معنای واژگانی یا نمودی فعل دخالت دارند.
زبانهای ایرانی باستان
پیشفعل در زبانهای ایرانی باستان بخشی مهم از دستگاه فعلی بود. پژوهش تطبیقی پیشفعلهای ایرانی باستان آنها را بازماندهٔ گروهی از قیدهای اداتیِ زبان نیاهندواروپایی میداند که در دورهٔ هندوایرانی یا پیش از جدایی کامل زبانهای ایرانی، کارکرد پیشفعلی یافتند.[۳]
پیشفعلها با پیوستن نحوی به فعل میتوانستند معنای آن را جهتدار، محدود یا «کرانمند» کنند. از دید تاریخی، روند کلی را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:[۲]
- قید اداتی ← پیشفعل آزاد ← پیشفعل همجوار ← پیشوند فعلی ← پیشوندِ جوشخورده یا مرده
بر پایهٔ بررسی زینی جهرمی، بیست پیشفعل عمده برای ایرانی باستان تشخیص داده شده است:[۳]
| پیشفعل بازسازیشده | معنای بنیادی |
|---|---|
| *ati | فراتر از، از اندازهٔ |
| *apa | دور |
| *api | نزدیک، روی |
| *abi | به، بهسوی |
| *anu | در پی، در راستای |
| *antar | درون، میان |
| *aṷa | پایین، دور |
| *ā | به اینجا، نزدیک |
| *ud | بالا، بیرون |
| *upa | بهسوی، نزدیک |
| *upari | بالا، بر |
| *tara | از میان، فراسوی |
| *pati | در برابر، باز |
| *para | دور، به پیش |
| *pari | پیرامون |
| *fra | به پیش، پیش |
| *ni | پایین |
| *niš | بیرون |
| *ṷi | جدا |
| *ham | با هم |
در رتبهبندی مقایسهای این پژوهش، بر پایهٔ شمار ریشههای فعلیِ همنشین، *fra، *abi، *ā و *pati از پربسامدترین پیشفعلهای ایرانی باستاناند، در حالی که *api، *antar، *niš، *anu، *ati، *upari و *tara در گروه کمبسامدتر قرار میگیرند.[۳]
همهٔ پیشفعلها تنها یک نقش نداشتند. شماری از آنها علاوه بر کاربرد پیشفعلی میتوانستند به صورت قید یا پیشایند نیز به کار روند. ازاینرو همریختی پیشفعل و پیشایند لزوماً به معنای یکسانبودن نقش دستوری آنها نیست.[۳]
فارسی باستان
در فارسی باستان پیشفعل معمولاً مستقیماً در آغاز ستاک فعل قرار میگیرد و با آن یک واحد ساختشناختی میسازد. از این رو در فارسی باستان اصطلاح پیشوند فعلی نیز از نظر ساختاری مناسب است.[۳]
در ساختمان فعل گذشته، ترتیب اجزا میتواند بهطور کلی چنین باشد:
- پیشفعل + افزونهٔ گذشتهساز + ریشه + عنصر ستاکساز + شناسه
نمونههایی از سنگنوشتههای هخامنشی عبارتاند از:[۳]
- udapatatā (DB 1.36)، با ud- و ریشهٔ *pat؛
- viyatarayāmā (DB 1.88)، با vi- و ریشهٔ *tar «گذشتن»؛
- niyapaišam (DB 4.71)، با ni- و ریشهای به معنای «حککردن، نوشتن».
رولاند کنت چهارده پیشفعل را در فارسی باستان فهرست کرده بود؛ با در نظر گرفتن شواهد واژهنامهای برای ham و pari، شمار پیشفعلهای گواهیشده در این زبان را میتوان دستکم شانزده دانست.[۳]
در مقایسه با اوستایی، آزادی جایگاه پیشفعل در فارسی باستان بسیار کمتر است و نمونههای بازمانده عموماً نشاندهندهٔ پیوستگی پیشفعل به ستاک فعلاند. این تفاوت یکی از شواهد روند تاریخیِ تبدیل پیشفعل آزاد به پیشوند فعلی دانسته شده است.[۲]
اوستایی
در زبان اوستایی وضع متفاوت است. پیشفعل اغلب هنوز واژه یا اداتی نسبتاً مستقل است و به فعل نچسبیده است. در یک برآورد بر پایهٔ نمونههای ثبتشده در واژهنامهٔ کریستیان بارتلمه، بیش از هفتاد درصد پیشفعلهای اوستایی جدا از فعل آمدهاند.[۳]
صورتهای اصلی پیشفعلها در اوستایی شامل atī، apa، aipi، abi/aiβi، anu، aṇtarə، auua، ā، us/uz، upa، upairi، tarə/tarō، paiti، parā/para، pairi، frā/frō، nī، niš/niž، vī و hąm/həm است.[۳]
پیشفعل اوستایی از نظر جایگاه میتواند چند الگوی متفاوت داشته باشد:[۳]
| جایگاه | نمونه | ویژگی |
|---|---|---|
| پیشافعلی و چسبیده | frāiiazāiti (Yt. 10.9) | پیشفعل به صورت پیشوندی با فعل آمده است |
| پیشافعلی و همجوار | auua.gərəptəm (V. 18.10) | پیشفعل جدا ولی بیدرنگ پیش از فعل است |
| پیشافعلی و ناهمجوار | paiti … raocaiia (V. 18.19) | یک واژه میان پیشفعل و فعل قرار دارد |
| پیشافعلی با جدایی بیشتر | hąm … baratō (Yt. 8.22) | چند جزء میتوانند میان پیشفعل و فعل بیایند |
| پسافعلی و همجوار | xraosəṇtəm upā (Y. 53.8) | پیشفعل پس از فعل آمده است |
جدایی پیشفعل و فعل با یک یا چند واژه را تمسیس مینامند. وجود تمسیس نشان میدهد که «پیش» در اصطلاح «پیشفعل» الزاماً به معنای قرارگرفتن آن در جایگاه پیش از فعل نیست؛ پیشفعل در اوستایی ممکن است حتی پس از فعل قرار گیرد.[۳]
اوستایی همچنین امکان همراهشدن چند پیشفعل با یک فعل را حفظ کرده است؛ برای نمونه:
- us paiti … hištaiti (Yt. 8.32)
که در آن us و paiti با یک فعل ارتباط دارند، و:
- aṇtarə pairi auuāitəm (Yt. 13.77)
که سه پیشفعل aṇtarə، pairi و auua با یک فعل پیوند یافتهاند.[۲]
از دید ساختشناسی، بهکاربردن «پیشوند فعلی» برای همهٔ این صورتها دقیق نیست؛ این اصطلاح تنها هنگامی مناسب است که پیشفعل واقعاً به ستاک فعل چسبیده باشد. برای توصیف عمومیِ اوستایی اصطلاح «پیشفعل» دقیقتر است.[۳]
تحول در دورهٔ ایرانی میانه
در زبانهای ایرانی میانه بسیاری از پیشفعلهای باستانی به ستاک فعل جوش خوردند، دچار کاهش آوایی و رنگباختگی معنایی شدند و گاه دیگر برای گویشور بهعنوان تکواژی مستقل قابل تشخیص نبودند. نمونههایی از این تحول در فارسی میانه، پارتی و سغدی دیده میشود.[۲]
همزمان نسل تازهای از پیشفعلها از قیدها، پیشایندها و عناصر مکانی ساخته شد. صورتهایی مانند abar، abāz، andar، frāz، frōd، pas و pēš در زبانهای ایرانی میانه از این گروه بودند و بازماندههای شماری از آنها به فارسی نو رسیدند.[۲]
زبانهای آلگانکی
در زبانهای آلگانکی پیشفعلها بخش مهمی از ساختمان فعلاند و میتوانند معانی دستوری یا واژگانی گوناگونی، از جمله زمان، نمود، جهت، چگونگی یا آغاز کنش را بیان کنند.[۴]
در اوجیبوی، اگر پیشفعل وجود داشته باشد، پیشوندهای شخصی و برخی فرایندهای آوایی که در حالت عادی بر آغاز فعل اعمال میشوند، بر نخستین پیشفعل اعمال میشوند. چند پیشفعل نیز میتوانند پشت سر هم ظاهر شوند.[۴]
| اوجیبوی | معنی | توضیح |
|---|---|---|
| nibaa | «او میخوابد» | بدون پیشفعل |
| ninibaamin | «ما میخوابیم» | با نشانگر شخص |
| gii'-nibaa | «او خوابید» | gii'- پیشفعل گذشته |
| ningii'-nibaamin | «ما خوابیدیم» | نشانگر شخص پیش از پیشفعل قرار گرفته است |
| gii'-maajii-nibaa | «او شروع به خوابیدن کرد» | دو پیشفعل دستوری و واژگانی |
| ningii'-maajii-nibaamin | «ما شروع به خوابیدن کردیم» | ترکیب چند پیشفعل |
در مونسی نیز پیشفعل و فعل یک مجموعهٔ صرفی تشکیل میدهند و پیشوند شخصی بر نخستین پیشفعل قرار میگیرد، اما امکان دارد یک یا چند واژهٔ مستقل یا حتی پیشفعل دیگری میان پیشفعل نخست و فعل قرار گیرند.[۵]
در این زبانها عناصر مشابهی که پیش از اسم قرار میگیرند گاه پیشاسم (انگلیسی: prenoun) نامیده میشوند.
زبانهای کادویی
در زبانهای کادویی، تعریف پیشفعل از زبانی به زبان دیگر تفاوت دارد. در ویچیتا، که زبانی چندترکیبی است، بخشی از ستاک فعلی ممکن است به صورت عنصر پیشفعلی تحلیل شود و تکواژهای شخص، زمان، وجه یا دیگر عناصر میان اجزای ساخت فعل قرار گیرند.[۶]
برای نمونه، صورت ویچیتایی:
- taatíísaaskinnaʔas
را میتوان به اجزایی شامل نشانگر اخباری، سومشخص، پیشفعل، اسمِ «دارو»، نشانگر مایع، عنصر حمل و ریشهٔ «آمدن» تحلیل کرد و کل ساخت معنای «او داروی مایع میآورد» میدهد.[۶]
در خانوادهٔ کادویی، وجود «پیشفعل» بهویژه از این جهت اهمیت دارد که ستاکهای فعلی میتوانند ناپیوسته باشند و عناصر صرفی میان اجزای آنها قرار گیرند.
زبانهای قفقازی شمالغربی
در زبانهای قفقازی شمال غربی پیشفعلها در ساختمان بسیار پیچیدهٔ فعل میتوانند رابطههای مکانی، جهتی و وابستگی میان فعل و متممهای آن را بیان کنند. در برخی از این زبانها، کارکردهایی که در زبانهای دیگر به وسیلهٔ حروف اضافه یا عبارتهای مکانی بیان میشوند درون خود فعل رمزگذاری میشوند.[۷]
در اوبیخی چند نوع پیشفعل، از جمله پیشفعلهای رابطهای، مکانی، جهتی و جهتنمای مربوط به گوینده، در جایگاههای مشخصی پیش از ریشهٔ فعل ظاهر میشوند. برخی از آنها افزون بر بیان مکان، تعیین میکنند که یکی از متممهای فعل چه رابطهای با کنش دارد.[۷]
برای نمونه، در ساختی مانند:
- sɨ-bʁʲɜ-w-qʼɜ-nɜjtʼ
عنصر پیشفعلی میان نشانگرهای شخصی و ریشهٔ فعل قرار میگیرد و کل ساخت معنایی در حدود «تو دربارهٔ من صحبت میکردی» دارد.
در اوبیخی پیشفعلهای مکانی میتوانند مفاهیم بسیار دقیقی مانند «به درون»، «از درون»، «بر سطح»، «از زیر»، «به سوی گوینده» یا حرکت از میان یک فضای مشخص را در ساختمان فعل بیان کنند.[۷]
چینی
اصطلاح «پیشفعل» گاهی در توصیف چینی ماندارین و دیگر گونههای چینی برای واژههایی به کار رفته است که از نظر تاریخی یا واژگانی فعلاند، ولی پیش از یک گروه اسمی قرار میگیرند و نقشی نزدیک به حرف اضافه دارند. اصطلاح رایجتر برای این عناصر همفعل (انگلیسی: coverb) است.[۸]
برای نمونه، واژههایی مانند 在 zài «در/بودن در»، 给 gěi «به/دادن» و 用 yòng «با/بهوسیلهٔ/بهکاربردن» میتوانند همراه یک اسم پیش از فعل اصلی قرار گیرند:
- 我在家工作
- wǒ zài jiā gōngzuò
- «من در خانه کار میکنم.»
در این ساخت، 在 از نظر تاریخی و در برخی کاربردها فعل است، اما در جملهٔ بالا همراه «خانه» گروهی با کارکرد نزدیک به عبارت پیشایندی میسازد.[۸]
گرجی
در زبان گرجی پیشفعل بخش مهمی از ساختمان فعل است و چهار کارکرد عمدهٔ مکانی، زمانی/نمودی، واژگانی و در برخی تحلیلها مرتبط با ساخت موضوعی فعل دارد.[۹]
پیشفعل مستقیماً در آغاز مجموعهٔ فعلی قرار میگیرد. در بسیاری از فعلها نبودن پیشفعل با صورتهای سری حال و وجود آن با آینده، آئوریست یا صورتهای کاملتر از نظر نمودی ارتباط دارد؛ با این حال این رابطه در تمام فعلها یکسان نیست.[۹]
برای نمونه:
- აკეთებს ak'etebs — «او انجام میدهد»
- გააკეთებს gaak'etebs — «او انجام خواهد داد»
و:
- ვწერ vts'er — «مینویسم»
- დავწერ davts'er — «خواهم نوشت»
پیشفعلهای گرجی همچنین جهت حرکت را بیان میکنند:
- მოდის modis — «میآید»؛
- მიდის midis — «میرود»؛
- ადის adis — «بالا میرود»؛
- ჩამოდის chamodis — «پایین/به این سو میآید»؛
- შემოდის shemodis — «وارد میشود».
با تغییر پیشفعل، حتی یک ریشهٔ یکسان ممکن است افعالی با معانی متفاوت بسازد. بنابراین پیشفعل در گرجی تنها نشانگر جهت یا زمان نیست و میتواند بخشی از واژهسازی فعل نیز باشد.[۹]
پینگلاپی
در زبان پینگلاپی، از زبانهای میکرونزی، اصطلاح ادات پیشافعلی برای مجموعهای از عناصر پیش از محمول به کار رفته است. پژوهش ریوکو هاتوری چهار عنصر اصلی ae، e، aen و en را بررسی میکند.[۱۰]
این عناصر میتوانند گواهنمایی، یعنی درجهٔ اطمینان گوینده به گزاره، و نیز معنای آغازشی را بیان کنند. ترکیب برخی از این عناصر در پینگلاپی به تقابلهایی نزدیک به واقعی–غیرواقعی میانجامد.[۱۰]
از این رو کاربرد «پیشفعل» در پینگلاپی تا اندازهای با کاربرد آن در زبانهای ایرانی یا گرجی متفاوت است و بیشتر به ردهای از ادات یا فعلهای کمکیِ پیشافعلی اشاره دارد.
توکی پونا
در توکی پونا، یک زبان فراساخته، پیشفعل ردهای از واژههاست که پیش از فعل یا محمول اصلی قرار میگیرد و معنای آن را از نظر وجه، امکان، خواست یا آغاز کنش تغییر میدهد.[۱۱]
در دستور اصلی توکی پونا، واژههایی مانند kama «شدن/آغاز کردن»، ken «توانستن»، wile «خواستن/باید»، lukin «کوشیدن» و sona «دانستن چگونه» میتوانند در جایگاه پیشفعل قرار گیرند.[۱۱]
برای نمونه:
- mi wile moku
- «من میخواهم غذا بخورم.»
و:
- ona li ken kama sona e ni
- «او میتواند این را یاد بگیرد.»
از آنجا که توکی پونا صرف فعل ندارد، پیشفعلها از راه ترتیب واژهها و بدون تغییر شکل فعل اصلی، مفاهیمی را بیان میکنند که در برخی زبانها با فعل کمکی، وجه یا نمود بیان میشوند.
جستارهای وابسته
- پیشوند
- حرف اضافه
- فعل مرکب
- تمسیس
- دستوریشدن
- ادات
- همفعل
منابع
- 1 2 Booij, Geert; Ans van Kemenade (2003). "Preverbs: An Introduction". Yearbook of Morphology 2003 (in English). pp. 1–11. doi:10.1007/978-1-4020-1513-7_1.
- 1 2 3 4 5 6 7 8
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
- 1 2 Valentine, J. Randolph (2001). Nishnaabemwin Reference Grammar (in English). Toronto: University of Toronto Press. ISBN 9780802048707.
- ↑ Goddard, Ives (1979). Delaware Verbal Morphology: A Descriptive and Comparative Study (in English). New York: Garland. ISBN 9780824096854.
- 1 2 Rood, David S. (1976). Wichita Grammar (in English). New York: Garland. ISBN 0824019725.
- 1 2 3 Fenwick, Rohan S. H. (2011). A Grammar of Ubykh (in English). Munich: LINCOM. pp. 110–115. ISBN 9783862880508.
- 1 2 Chao, Yuen Ren (1968). A Grammar of Spoken Chinese (in English). Berkeley: University of California Press.
- 1 2 3 Makharoblidze, Tamar (2018). "On Georgian Preverbs". Open Linguistics (in English). 4 (1): 163–183. doi:10.1515/opli-2018-0009.
- 1 2 الگو:یادکرد پایاننامه
- 1 2 Lang, Sonja (2014). Toki Pona: The Language of Good (in English). Tawhid. p. 48. ISBN 9780978292300.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Preverb». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶.
- Booij, Geert; Ans van Kemenade (2003). "Preverbs: An Introduction". Yearbook of Morphology 2003 (in English). pp. 1–11. doi:10.1007/978-1-4020-1513-7_1.
- Valentine، J. Randolph (۲۰۰۱). Nishnaabemwin Reference Grammar. Toronto: University of Toronto Press. شابک ۹۷۸۰۸۰۲۰۴۸۷۰۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Goddard، Ives (۱۹۷۹). Delaware Verbal Morphology: A Descriptive and Comparative Study. New York: Garland. شابک ۹۷۸۰۸۲۴۰۹۶۸۵۴.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Rood، David S. (۱۹۷۶). Wichita Grammar. New York: Garland. شابک ۰۸۲۴۰۱۹۷۲۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Fenwick، Rohan S. H. (۲۰۱۱). A Grammar of Ubykh. Munich: LINCOM. شابک ۹۷۸۳۸۶۲۸۸۰۵۰۸.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Chao، Yuen Ren (۱۹۶۸). A Grammar of Spoken Chinese. Berkeley: University of California Press.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - Makharoblidze، Tamar (۲۰۱۸). «On Georgian Preverbs». Open Linguistics. ۴ (۱): ۱۶۳–۱۸۳. doi:10.1515/opli-2018-0009.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - الگو:یادکرد پایاننامه
- Lang، Sonja (۲۰۱۴). Toki Pona: The Language of Good. Tawhid. شابک ۹۷۸۰۹۷۸۲۹۲۳۰۰.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- دستور زبان
- صرف
- اقسام کلمه
- واژهسازی