دستور زبان اوستایی

عنوان نسخه‌ای از اوستا، به خط اوستایی: فرگرد اول

دستور زبان اوستایی مجموعهٔ قواعد صرفی و نحوی زبان اوستایی، یکی از دو زبان ایرانی باستانِ دارای گواه مستقیم، است. اوستایی زبانی به‌شدت تصریفی است و بخش بزرگی از ساخت دستوری موروث از هندواروپایی و هندوایرانی را حفظ کرده است. اسم، صفت و ضمیر در آن از نظر جنس دستوری، شمار و حالت صرف می‌شوند و فعل نیز دارای مقوله‌های شخص، شمار، وجه، زمان/نمود و جهت است.[۱][۲]

زبان اوستایی در دو گونهٔ عمدهٔ اوستایی کهن یا گاهانی و اوستایی نو شناخته می‌شود. تفاوت این دو تنها زمانی نیست و تا اندازه‌ای تفاوت گویشی نیز در میان آنها دیده می‌شود. اوستایی کهن به‌طور کلی ویژگی‌های دستوری کهن‌تری را نگاه داشته، در حالی که در اوستایی نو برخی مقوله‌ها و الگوهای صرفی ساده‌تر شده یا کاربرد آنها دگرگون شده است.[۳] به سبب انتقال طولانی و عمدتاً شفاهی متون اوستایی و نیز فاصلهٔ زمانی میان زمان تألیف آنها و دست‌نوشته‌های موجود، همهٔ صورت‌های دستوری موجود در نسخه‌ها الزاماً بازتاب مستقیم زبان گفتاری اصلی نیستند و بخشی از ناهمگونی‌ها به تاریخ انتقال متن مربوط می‌شود.[۳]

ویژگی‌های کلی

ساخت دستوری اوستایی، مانند سانسکریت ودایی، نمونه‌ای نسبتاً محافظه‌کار از نظام هندواروپایی باستان است. اسم‌ها دارای سه جنس، سه شمار و هشت حالت‌اند و فعل نیز سه شخص و سه شمار را متمایز می‌کند.[۱]

در صرف اوستایی، تمایز میان ستاک و پایانهٔ صرفی اهمیت بنیادی دارد. ستاک بخشی از واژه است که پیش از افزوده‌شدن پایانه‌های صرفی باقی می‌ماند. ستاک‌ها ممکن است واکه‌ای یا همخوانی باشند و بسیاری از آنها در بخش‌های مختلف یک الگوی صرفی میان صورت‌های قوی و ضعیف جابه‌جا می‌شوند. آبلاوت یا گردش واکه نیز در ساخت اسم و فعل نقشی گسترده دارد.[۲][۴]

صرف اسمی

جنس

در اوستایی سه جنس دستوری وجود دارد: نرین، مادین و نتار (مذکر، مؤنث و خنثی). جنس اسم عموماً خاصیت خودِ ستاک است؛ ازاین‌رو پایانه به‌تنهایی همیشه جنس را مشخص نمی‌کند. جنس در تطابق اسم با صفت و ضمیر آشکار می‌شود.[۵]

اسم‌های نتار در بیشتر حالت‌ها مانند اسم‌های نرین صرف می‌شوند، اما در حالت‌های نهادی و رایی تفاوت دارند. مانند بسیاری از زبان‌های هندواروپایی باستان، صورت نهادی و رایی اسم‌های نتار در هر سه شمار یکسان است.[۱]

شمار

اوستایی سه شمار دارد:

  • یگانه برای یک شخص یا چیز؛
  • دوگان برای دو شخص یا چیز؛
  • جمع برای بیش از دو.

دوگان در اوستایی کهن هنوز مقوله‌ای زنده و منظم است و با اسم، صفت، ضمیر و فعل به کار می‌رود. دوگان به‌ویژه برای جفت‌های طبیعی، همراه عدد «دو» و برای دو عنصر هماهنگ کاربرد دارد. در اوستایی نو این شمار رو به کاهش گذاشته و در بسیاری از جایگاه‌ها جمع جانشین آن شده است.[۶]

یکی از ویژگی‌های کهن، تطابق نهاد جمعِ نتار با فعل یگانه است. این قاعده در اوستایی کهن منظم‌تر است، اما در اوستایی نو صورت جمع فعل نیز گسترش یافته است.[۶]

حالت‌های دستوری

اوستایی هشت حالت صرفی موروث از هندواروپایی دارد. در فارسیِ منابع اوستایی‌شناسی این حالت‌ها غالباً با نام‌های «نهادی، ندایی، رایی، اضافی، برایی، ازی، بایی و دری» نامیده می‌شوند.[۴]

حالتبرابر رایج بین‌المللیکارکرد بنیادی
نهادیnominativeنهاد جمله و مسندِ وابسته به نهاد
نداییvocativeخطاب مستقیم
راییaccusativeمفعول مستقیم؛ جهت، امتداد زمان و مکان
اضافیgenitiveوابستگی اسمی، مالکیت، جزء از کل و برخی متمم‌ها
براییdativeگیرنده، سود و زیان، مقصد و هدف
ازیablativeمبدأ، جدایی، منشأ و پایهٔ مقایسه
باییinstrumentalوسیله، همراهی، سبب، عامل و چگونگی
دریlocativeمکان و زمان وقوع

حالت نهادی معمولاً نهاد جمله را نشان می‌دهد و مسندی که به نهاد بازمی‌گردد نیز در همین حالت قرار می‌گیرد. رایی افزون بر مفعول مستقیم برای جهت حرکت، امتداد زمانی یا مکانی و گاه رابطه یا اندازه به کار می‌رود. ساخت‌های دارای دو رایی نیز در زبان دیده می‌شود.[۶]

اضافی حالت اصلی وابستگی میان اسم‌هاست و علاوه بر مالکیت می‌تواند رابطهٔ جزء و کل، وابستگی فاعلی یا مفعولی و متمم شماری از فعل‌ها را بیان کند. ازی نقطهٔ آغاز یا جدایی را نشان می‌دهد و با برخی افعالِ دورشدن، نجات‌یافتن و پاک‌شدن و نیز برای جزء دوم ساخت مقایسه به کار می‌رود.[۶]

برایى معمولاً شخص یا چیزی را نشان می‌دهد که کنش به سوی آن جهت گرفته یا از آن سود یا زیان می‌بیند. بایی علاوه بر ابزار، همراهی، علت و در برخی ساخت‌ها عامل را بیان می‌کند. دری مکان یا زمان کنش را مشخص می‌سازد.[۶]

مرز میان حالت‌ها در همهٔ دوره‌ها کاملاً ثابت نمانده است. به‌خصوص در متون متأخر اوستایی نو، گاه یک حالت به جای حالت دیگر ظاهر می‌شود؛ بخشی از این پدیده حاصل تحول طبیعی زبان و بخشی احتمالاً ناشی از تاریخ انتقال و بازنویسی متن است.[۷]

گروه‌های صرفی اسم

اسم‌ها و صفت‌ها بر اساس پایان ستاک به چندین گروه صرفی تقسیم می‌شوند. مهم‌ترین گروه‌های واکه‌ای عبارت‌اند از ستاک‌های a-، ā-، i-، ī-، u- و ū-. در کنار آنها ستاک‌های مرکب واکه‌ای و گروه بزرگی از ستاک‌های همخوانی وجود دارند.[۵]

ستاک‌های a- یا تماتیک از پرشمارترین گروه‌ها هستند و اسم‌های نرین و نتار و شمار زیادی صفت را دربرمی‌گیرند؛ مانند ahura- «سرور» و aša- «اشه، راستی». بیشتر ستاک‌های ā- مادین‌اند، هرچند چند اسم نرین، از جمله mazdā-'، در این گروه قرار می‌گیرند. ستاک‌های i- و u- می‌توانند در بیش از یک جنس ظاهر شوند.[۱]

ستاک‌های همخوانی به گروه‌های گوناگونی مانند ستاک‌های n-، r-، t-، nt-، ah- و جز آنها تقسیم می‌شوند. در بسیاری از این گروه‌ها صورت ستاک در حالت‌های «قوی» و «ضعیف» متفاوت است. اختلاف صورت‌های قوی و ضعیف می‌تواند از گردش واکه، حذف بخشی از ستاک یا دگرگونی‌های آوایی در مرز ستاک و پایانه ناشی شود.[۵][۸]

a-ستاک‌های نرین

یکی از مهم‌ترین گروه‌های صرفی اوستایی، اسم‌ها و صفت‌های تماتیکِ a-ستاک است. جدول زیر پایانه‌های معمول این گروه را، عمدتاً بر پایهٔ صورت‌های اوستایی نو، نشان می‌دهد؛ در اوستایی کهن و نیز در برخی محیط‌های آوایی صورت‌های دیگری نیز دیده می‌شود.[۵]

حالتیگانهدوگانجمع
نهادی-ō-a-ā، همچنین -ā̊ŋhō
ندایی-a-aمانند نهادی
رایی-əm-a-ə̄ یا -ą
اضافی-ahe
(اوستایی کهن: -ahiiā)
-aiiā̊-anąm
برایی-āi-aēibiia-aēibiiō
ازی-āt̰-aēibiia-aēibiiō
باییصورت ستاک، معمولاً -a/-ā-aēibiia-āiš
دری-e
(اوستایی کهن: -ōi/-ē)
-aiiō-aēšu

در حالت‌های دوگان، برایی، ازی و بایی یک صورت مشترک دارند. در جمع نیز برایی و ازی یکسان‌اند. حالت نهادی جمع می‌تواند افزون بر صورت سادهٔ -ā، با پایانهٔ گسترش‌یافتهٔ -ā̊ŋhō ظاهر شود. در رایی جمع نیز چند گونهٔ آوایی وجود دارد و پیش از برخی پی‌بست‌ها صورت -ąs- دیده می‌شود.[۵]

a-ستاک‌های نتار

صرف اسم‌های نتارِ a-ستاک در حالت‌های غیرمستقیم همانند نرین است؛ تفاوت اصلی در حالت‌های نهادی، ندایی و رایی است. این سه حالت در هر شمار با یکدیگر هم‌صورت‌اند.[۵]

شمارنهادینداییرایی
یگانه-əm-əm-əm
دوگان-e-e-e
جمع-ā-ā-ā

برای نمونه، در جدول مارتینس و دِ وان صورت aṣ̌əm برای حالت‌های مستقیم یگانهٔ نتار، saite برای دوگان و xšaθra برای جمع آمده است.[۵]

ā-ستاک‌های مادین

ā-ستاک‌ها یکی از مهم‌ترین گروه‌های اسم‌های مادین‌اند. واژه‌هایی چون daēnā- «دین»، gaēθā- «هستی، جهان زندگان»، uruuarā- «گیاه» و zaoθrā- «نوشابهٔ آیینی» به این گروه تعلق دارند.[۵]

حالتیگانهدوگانجمع
نهادی-ā-ē-ā̊
ندایی-e-ē-ā̊
رایی-ąm-ē-ā̊
اضافی-aiiā̊-aiiā̊-anąm
برایی-aiiāi-ābiia-ābiiō / -āuuiiō
ازی-aiiāt̰-ābiia-ābiiō / -āuuiiō
بایی-ā یا -aiiā-ābiia-ābīš
دری-aiiaمانند اضافی دوگان-āhū / -āhuua

در دوگان، سه حالت نهادی، ندایی و رایی یک صورت دارند و سه حالت برایی، ازی و بایی نیز هم‌صورت‌اند. در جمعِ ā-ستاک‌ها نیز نهادی، ندایی و رایی در اصل یک صورت دارند. صورت‌های مختلف برخی پایانه‌ها نتیجهٔ تحول آوایی و تاریخ انتقال متون اوستایی است.[۵]

صفت

یک دعای زرتشتی به اوستایی

صرف صفت اساساً از صرف اسم جدا نیست. صفت با اسمی که آن را توصیف می‌کند از نظر جنس، شمار و حالت تطابق می‌یابد.[۹]

برای ساخت صفت برتر و برترین دو دستگاه موروث وجود دارد. دستگاه کهن‌تر از پسوندهای -iiah- برای صفت برتر و -išta- برای صفت برترین استفاده می‌کند؛ برای نمونه صورت‌های مربوط به vaŋhu- «نیک» به صورت‌هایی از نوع vahiiah-/vaŋhah- و vahišta- می‌انجامند. دستگاه دوم با پسوندهای -tara- و -tama- (در اوستایی معمولاً با بازتاب‌هایی چون -tara- و -təma-/-tama-) ساخته می‌شود و در دورهٔ اوستایی تولیدی‌تر بوده است.[۹]

ضمیر

صرف ضمیر در چند مورد از صرف اسم مستقل است و شماری پایانهٔ ویژهٔ ضمیری دارد. ضمایر شخصی، اشاره، موصولی، پرسشی، نامعین و بازتابی در اوستایی گواهی شده‌اند.[۱۰]

در ضمیرهای اول و دوم شخص، جنس دستوری تمایز داده نمی‌شود، اما ضمایر سوم شخص و بسیاری از ضمایر اشاره و موصولی میان جنس‌ها تمایز می‌گذارند. تکمیل‌کنندگی نیز در دستگاه ضمیری فراوان است؛ یعنی صورت‌های یک الگوی صرفی می‌توانند از چند ستاک تاریخی متفاوت ساخته شوند.[۱۰]

برخی صفت‌ها به سبب نزدیکی معنایی به ضمیر، بخشی از پایانه‌های ضمیری را پذیرفته‌اند. از این گروه می‌توان به صورت‌هایی از واژه‌های aniia- «دیگر» و vīspa- «همه» اشاره کرد.[۹]

اعداد

عدد «یک» تا اندازه‌ای مانند ضمیر صرف می‌شود و «دو» پیوند نزدیکی با دستگاه دوگان دارد. «سه» و «چهار» نیز برخی صورت‌های متمایز جنسیتی را حفظ کرده‌اند، در حالی که بسیاری از اعداد بزرگ‌تر گرایش به صرف‌ناپذیری دارند.[۱۱]

در متون متأخر اوستایی نو، صرف‌نشدن اعدادی که در مراحل کهن‌تر صرف‌پذیر بوده‌اند گسترش یافته است. این تحول بخشی از گرایش عمومی به ساده‌ترشدن دستگاه صرفی است.[۶]

دستگاه فعلی

ریشه و ستاک

صورت فعلی از ریشه و یک ستاک فعلی ساخته می‌شود و پایانهٔ شخصی به ستاک افزوده می‌شود. ستاک ممکن است با پسوند، میان‌وند، تکرار بخشی از ریشه یا گردش واکه ساخته شود.[۱۲]

از دید صرفی، ستاک‌های فعل به دو گروه اصلی تماتیک و غیرتماتیک تقسیم می‌شوند. ستاک تماتیک دارای واکهٔ تماتیک -a- است، در حالی که در ساخت‌های غیرتماتیک پایانه‌ها مستقیماً یا پس از دگرگونی‌های دیگری به ستاک افزوده می‌شوند. ستاک‌های غیرتماتیک غالباً تناوب بیشتری میان صورت‌های قوی و ضعیف نشان می‌دهند.[۱۲]

شخص، شمار و جهت

فعل سه شخص ــ اول، دوم و سوم ــ و سه شمار ــ یگانه، دوگان و جمع ــ را صرف می‌کند. شناسه‌ها معمولاً هم‌زمان شخص، شمار و جهت فعل را نشان می‌دهند.[۱]

فعل «بودن»

فعل ربطی ah- «بودن» از فعل‌های غیرتماتیک و تا اندازه‌ای بی‌قاعدهٔ اوستایی است. صورت‌های گواهی‌شدهٔ وجه اخباری حال معلوم آن چنین‌اند:[۱۲]

شخصیگانهدوگانجمع
نخستahmi «هستم»—mahi «هستیم»
دومahi «هستی»—stā «هستید»
سومasti «است»stō «هستند (آن دو)»həṇti «هستند»

برای اول و دوم شخص دوگانِ این فعل صورت گواهی‌شده‌ای در الگوی یادشده در دست نیست. صورت دوم‌شخص جمع stā در اوستایی کهن گواهی شده است. فعل ah- همچنین به‌عنوان فعل ربطی میان نهاد و مسند به کار می‌رود؛ برای نمونه azəm mazdaiiasnō ahmi «من مزداپرست هستم». در ساخت‌های مالکیت نیز «بودن» همراه با حالت اضافی می‌تواند مفهومی نزدیک به «داشتن» بسازد.[۱۲]

اوستایی دو جهت بنیادیِ موروث از هندواروپایی دارد:

  • معلوم (active)؛
  • میانه (middle).

جهت میانه دامنه‌ای از کاربردهای بازتابی، دوسویه و فعل‌هایی را که کنش آنها به نحوی به خود فاعل مربوط است دربرمی‌گیرد و در برخی بافت‌ها معنای مجهول نیز پیدا می‌کند. افزون بر این، ساخت مجهول با ابزارهای صرفی مستقل نیز دیده می‌شود.[۱۲]

ستاک‌های زمانی و نمود

سه دستگاه اصلی ستاک فعلی عبارت‌اند از حال، آئوریست و کامل. این تقابل از دستگاه هندواروپایی و هندوایرانی به ارث رسیده است.[۱]

ستاک حال بیشترین تنوع ساختی را دارد. افزون بر حال ساده، صورت‌های سببی، خواستاری و برخی ساخت‌های دیگر می‌توانند در چارچوب دستگاه حال ساخته شوند. ستاک آینده نیز از نظر ساخت تاریخی به گونه‌ای از ستاک حال تعلق دارد و معمولاً با پسوندی برگرفته از *-sii̯a- ساخته می‌شود.[۱]

آئوریست در اصل رویداد را بدون تمرکز بر حالت حاصل یا استمرار آن عرضه می‌کرد. در اوستایی نو شمار صورت‌های آئوریست بسیار کمتر از اوستایی کهن است و بسیاری از کارکردهای دستگاه قدیمی به صورت‌های دستگاه حال منتقل شده‌اند.[۷]

کامل معمولاً حالتِ حاصل‌شده از یک کنش پیشین یا نتیجهٔ کنش گذشته را بیان می‌کند. ستاک کامل غالباً با دوگان‌سازی ریشه و پایانه‌های ویژه ساخته می‌شود.[۱۲]

وجه‌ها

پنج وجه شخصی اصلی در اوستایی تشخیص داده می‌شود:[۱۲]

وجهنام بین‌المللیکارکرد عمده
اخباریindicativeبیان رویداد یا حالت واقعی
تأکیدیinjunctiveبه‌ویژه روایت گذشته و برخی کاربردهای غیرزمان‌مند
التزامیsubjunctiveکنش آینده، محتمل، ارادی یا وابسته به شرط
تمناییoptativeآرزو، تجویز، امکان، حالت فرضی و برخی کاربردهای گذشته
امریimperativeفرمان و درخواست مستقیم

اخباری حال وضعیت یا رویداد واقعیِ جاری یا عمومی را بیان می‌کند. اخباری کامل بیشتر بر حالت یا نتیجه‌ای که از رویداد گذشته پدید آمده تمرکز دارد.[۶]

وجه تأکیدی، که پایانه‌های ثانویه دارد و بدون افزونه ساخته می‌شود، در روایت رویدادهای گذشته بسیار مهم است. در اوستایی کاربرد افزونه نسبت به سانسکریت ودایی و فارسی باستان محدود است و بسیاری از رویدادهای گذشته با صورت‌های بدون افزونه بیان می‌شوند.[۱۲]

وجه التزامی غالباً کنشی را نشان می‌دهد که هنوز تحقق نیافته و تحقق آن در آینده یا تحت شرایطی مفروض است. در اول شخص می‌تواند ارزش ارادی و در دوم شخص ارزش تجویزی نزدیک به امر پیدا کند.[۶]

وجه تمنایی کاربردهای متنوعی دارد: آرزو، دستور غیرمستقیم، تجویز، تشبیه فرضی و ساخت‌های شرطی. تمنایی کامل یکی از ابزارهای بیان شرط خلاف واقع در گذشته است.[۶]

وجه امری برای فرمانی فوری و مستقیم به کار می‌رود.[۶]

افزونه و بیان گذشته

مانند دیگر زبان‌های هندواروپایی شرقی، افزونهٔ a- می‌تواند پیش از ستاک فعل قرار گیرد و صورت گذشته بسازد؛ با این حال کاربرد آن در اوستایی بسیار محدودتر از سانسکریت ودایی و فارسی باستان است. در اوستایی کهن شواهد روشنی برای ناقصِ افزونه‌دار اندک یا ناموجود است و در اوستایی نو نیز نمونه‌های آن معدودند.[۱۲]

صورت‌های دارای پایانه‌های ثانویه ولی بدون افزونه به‌طور سنتی «تأکیدی» نامیده می‌شوند. در بسیاری از روایت‌های اوستایی همین صورت‌ها وظیفهٔ بیان گذشته را بر عهده دارند.[۶]

صورت‌های غیرشخصی

اوستایی چندین صورت میان فعل و اسم دارد که از دید ساخت صرفی اسمی‌اند ولی ویژگی‌هایی مانند زمان یا جهت را نیز می‌توانند بیان کنند. مهم‌ترین آنها مصدر و وجه وصفی هستند.[۱۳]

بخش بزرگی از مصدرهای اوستایی دارای پایانه‌هایی هستند که از نظر تاریخی با حالت برایی اسم‌ها مرتبط‌اند؛ ازاین‌رو معنای اصلی آنها احتمالاً بیان هدف کنش بوده است. صورت‌هایی با -diiāi و چندین پسوند دیگر برای مصدر گواهی شده‌اند.[۱۳]

وجه وصفی گذشتهٔ مجهول معمولاً با پسوند -ta- ساخته می‌شود؛ مانند kərəta- «کرده‌شده» از ریشهٔ kar «کردن». وجه‌های وصفی حال و کامل نیز در زبان وجود دارند.[۱۳]

فعل‌های مشتق

از ریشه‌های فعلی می‌توان ستاک‌های مشتق متعددی ساخت. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از ساخت‌های واداری یا سببی، خواستاری، تشدیدی/تکراری، نام‌ساخت و برخی ساخت‌های آغازشی. بسیاری از این ساخت‌ها با پسوند و گاه با دوگان‌سازی ریشه مشخص می‌شوند.[۱][۸]

پیشایندها، پیشوندهای فعلی و ادات

اوستایی مجموعهٔ بزرگی از واژه‌هایی دارد که می‌توانند در نقش پیشایند، پسایند یا پیشوند فعلی ظاهر شوند. تمایز میان پیشایند اسمی و پیشوند فعلی همواره مطلق نیست؛ یک عنصر واحد ممکن است با اسم به‌صورت پیشایند یا پسایند و با فعل به‌صورت پیشوند فعلی به کار رود.[۱۴]

پیشوند فعلی می‌تواند معنای ریشه را به‌طور چشمگیری تغییر دهد. برای نمونه از ریشهٔ dā- «دادن، نهادن» با پیشوندهای مختلف فعل‌هایی با معانی «پذیرفتن»، «برپا کردن»، «واگذار کردن»، «گرد آوردن» و جز آن ساخته می‌شود. در متون کهن‌تر پیشوند و فعل الزاماً در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند و جدایی آنها یا تمسیس امکان‌پذیر است؛ در متون متأخر گرایش بیشتری به پیوستن پیشوند و فعل دیده می‌شود.[۱۲]

پیش‌فعل‌ها

در اوستایی گروهی از ادات با فعل پیوند نحوی برقرار می‌کنند و معنای آن را محدود، جهت‌دار یا دگرگون می‌سازند. برای این عناصر اصطلاح پیش‌فعل (انگلیسی: preverb) از نظر ساخت‌شناختی دقیق‌تر از «پیشوند فعلی» است، زیرا پیش‌فعل اوستایی الزاماً به ستاک فعل نچسبیده و می‌تواند همچون واژه‌ای مستقل از آن فاصله بگیرد.[۱۵]

بر پایهٔ بررسی زینی جهرمی از نمونه‌های اوستاییِ واژه‌نامهٔ بارتلمه، بیش از هفتاد درصد پیش‌فعل‌ها در اوستایی جدا از فعل آمده‌اند. از این رو پیش‌فعل می‌تواند، بسته به ساخت جمله، در چهار جایگاه اصلی دیده شود: پیش از فعل و همجوار با آن، پیش از فعل ولی جدا از آن، پس از فعل و همجوار با آن، یا پس از فعل و جدا از آن.[۱۵]

جایگاه پیش‌فعلنمونهتوضیح
پیشافعلیِ چسبیده یا پیشوندیfrāiiazāiti (Yt. 10.9)frā- + ریشهٔ yaz «ستودن»
پیشافعلیِ همجوارauua.gərəptəm (V. 18.10)auua + ریشهٔ grab «گرفتن»
پیشافعلیِ ناهمجوارpaiti … raocaiia (V. 18.19)یک واژه میان پیش‌فعل و فعل قرار گرفته است
پیشافعلیِ ناهمجوار گستردهhąm … baratō (Yt. 8.22)بیش از یک واژه میان پیش‌فعل و فعل آمده است
پسافعلیِ همجوارxraosəṇtəm upā (Y. 53.8)پیش‌فعل پس از فعل آمده است

جدایی پیش‌فعل از فعل با یک یا چند واژه را تمسیس می‌نامند. این ویژگی نشان می‌دهد که پیش‌فعل در اوستایی هنوز در بسیاری از موارد ساختی آزاد یا نیمه‌آزاد داشته و به مرحلهٔ کاملِ پیشوندشدگی نرسیده بوده است.[۱۶]

در مقابل، در فارسی باستان پیش‌فعل غالباً مستقیماً به آغاز ستاک فعل می‌پیوندد و از دید ساخت‌شناختی می‌توان آن را «پیشوند فعلی» نامید. این تفاوت را می‌توان بخشی از روند تاریخیِ دستوری‌شدن دانست که طی آن ساخت‌های آزادتر به‌تدریج به تکواژهای وابسته و سپس به اجزای درونی ستاک فعل تبدیل شده‌اند.[۱۶]

خاستگاه و دستوری‌شدن

پیش‌فعل‌های اوستایی و دیگر زبان‌های ایرانی باستان، از دید تاریخی، بازماندهٔ گروهی از قیدهای اداتی هندواروپایی آغازین دانسته شده‌اند. این عناصر در مرحله‌ای پیش از ایرانی باستان کارکردهای تازه‌ای به دست آوردند و در کنار کاربرد قیدی، می‌توانستند به صورت پیش‌فعل یا پیشایند نیز ظاهر شوند.[۱۵]

زینی جهرمی مسیر کلی تحول آنها را چنین صورت‌بندی می‌کند:[۱۶]

قید اداتی ← پیش‌فعل آزاد ← پیش‌فعل همجوار ← پیشوند فعلی ← پیشوند مرده

در این روند، آزادی جایگاه پیش‌فعل کاهش می‌یابد، پیش‌فعل به فعل نزدیک‌تر می‌شود، تکیهٔ مستقل خود را از دست می‌دهد و سرانجام ممکن است با ستاک فعل یکپارچه شود. اوستایی مرحله‌ای را نشان می‌دهد که در آن هم ساخت آزاد و هم ساخت پیشوندی هنوز در کنار یکدیگر وجود دارند، در حالی که در فارسی باستان پیوستگی پیش‌فعل به فعل بسیار گسترده‌تر است.[۱۶]

فهرست پیش‌فعل‌ها

بر پایهٔ بررسی تطبیقی منابع اوستایی و ایرانی باستان، حدود بیست پیش‌فعل اصلی برای ایرانی باستان بازسازی شده است. بیشتر آنها در اوستایی نیز با یک یا چند صورت آوایی گواهی شده‌اند:[۱۵]

صورت بازسازی‌شدهصورت‌های اوستاییمعنای بنیادی
*atiatīفراتر از، از اندازهٔ
*apaapaدور
*apiaipiنزدیک، روی
*abiaibi, aiβi, auui, aoiبه، به سوی
*anuanu, anūšدر پی، در راستای
*antaraṇtarəدرون، میان
*aṷaauua, auuōپایین، دور
*āāبه اینجا، نزدیک
*udus, uzبالا، بیرون
*upaupā, upaبه سوی، نزدیک
*upariupairiبالا، بر
*taratarə, tarōاز میان، فراسوی
*patipaitiدر برابر، باز
*paraparā, para, parōدور، به پیش
*paripairiپیرامون
*frafrā, frə, frōپیش، به جلو
*ninīپایین
*nišniš, nižبیرون
*ṷivīجدا
*hamhąm, həm, hanبا هم

همهٔ این عناصر از نظر کاربرد یکسان نیستند. برخی تنها یا عمدتاً پیش‌فعلی‌اند، در حالی که برخی دیگر علاوه بر کاربرد پیش‌فعلی، نقش پیشایندی یا قیدی نیز دارند. برای نمونه apa, us/uz, fra, ni, niš, vī و ham در بررسی زینی جهرمی در گروه پیش‌فعل‌های تک‌کارکردی قرار گرفته‌اند، در حالی که عناصری مانند aipi, aiβi, anu, aṇtarə, auua, ā, upa, paiti و pairi می‌توانند کاربردهای دیگری نیز داشته باشند.[۱۵]

چند پیش‌فعل با یک فعل

اوستایی امکان همراه‌شدن بیش از یک پیش‌فعل با یک فعل را نیز نشان می‌دهد. برای نمونه در:

us paiti … hištaiti (Yt. 8.32)

دو پیش‌فعل us و paiti با یک فعل همراه شده‌اند. در نمونه‌ای دیگر:

aṇtarə pairi auuāitəm (Yt. 13.77)

سه پیش‌فعل aṇtarə، pairi و auua با یک فعل ارتباط دارند.[۱۶]

این ساخت‌ها از آزادی نحویِ نسبتاً زیاد پیش‌فعل در اوستایی حکایت دارند و نشان می‌دهند که رابطهٔ پیش‌فعل و فعل هنوز الزاماً رابطهٔ یک پیشوند صرفی با ستاک نبوده است.

واژه‌سازی

اشتقاق

اوستایی از مجموعهٔ گسترده‌ای از پسوندهای اسم‌ساز و صفت‌ساز موروث از هندواروپایی استفاده می‌کند. اسم‌های عامل، اسم‌های کنش و صفت‌های مشتق می‌توانند مستقیماً از ریشه یا از ستاک ساخته شوند. گردش واکه میان پایهٔ کامل و پایهٔ کاهش‌یافته نیز در بسیاری از این مشتقات نقش دارد.[۴]

اسم کنش با پسوند موروث -ti- از ساخت‌های مهم است؛ برای نمونه kərəti- «کردار» از kar «کردن» و maiti- «اندیشه» از man «اندیشیدن» ساخته شده‌اند.[۱۳]

واژه‌های مرکب

ترکیب در اوستایی بسیار رایج است و جزء نخست واژهٔ مرکب می‌تواند اسم، صفت، ضمیر، عدد، وجه وصفی یا ریشه باشد. جزء دوم نیز معمولاً اسم، صفت یا ساخت فعلی است. ترکیب‌ها می‌توانند روابط وابستگی، وصفی، همپایه و ملکی را بیان کنند.[۱۷]

در برخی ترکیب‌ها صورت جزء نخست با صورت آزاد آن متفاوت است و ممکن است از پایهٔ کاهش‌یافته یا صورتی ویژهٔ ترکیب استفاده شود. در مواردی نیز یک صورت صرف‌شدهٔ اسم به‌عنوان جزء نخست ترکیب حفظ شده است.[۴]

نحو

تطابق

صفت و وجه وصفی معمولاً از نظر جنس، شمار و حالت با اسم وابستهٔ خود تطابق دارند. فعل نیز از نظر شخص و شمار با نهاد تطابق می‌کند، هرچند برخی ساخت‌های کهن استثناهایی دارند؛ مهم‌ترین آنها کاربرد فعل یگانه با نهاد جمع نتار در اوستایی کهن است.[۶]

ترتیب واژه‌ها

به سبب دستگاه صرفی گسترده، نقش نحوی واژه‌ها الزاماً از جای آنها در جمله تعیین نمی‌شود. در اوستایی کهن ترتیب بی‌نشانِ سازه‌های اصلی غالباً نهاد–مفعول–فعل است و فعل گرایش زیادی به جایگاه پایانی دارد، اما این ترتیب اجباری نیست. عوامل معنایی و کلامی، تأکید و به‌خصوص وزن و سبک شعری گاهان می‌توانند ترتیب واژه‌ها را تغییر دهند.[۱۸]

بنابراین توصیف اوستایی به‌عنوان زبانی صرفاً دارای ترتیب ثابت «نهاد–مفعول–فعل» دقیق نیست؛ ترتیب یادشده بیشتر یک گرایش پایه است و آزادی جایگاه سازه‌ها در متون بسیار چشمگیر است.[۱۸]

جملهٔ موصولی و پیرو

جمله‌های پیرو با ضمایر موصولی و مجموعه‌ای از حروف ربط ساخته می‌شوند. عنصر موصولی بر پایهٔ ستاک ya- نقش محوری دارد و به‌ویژه در اوستایی کهن ساخت‌های همبسته‌ای از نوع ta-/sa- … ya- رایج‌اند.[۷]

حروف ربط وابسته به yat/hiiat و yaθā می‌توانند جمله‌های توضیحی، غایی و نتیجه‌ای را معرفی کنند. yezi/yeiδi از عناصر مهم در ساخت شرط است. صورت وجه فعل در جملهٔ پایه و پیرو در تمایز میان شرط واقعی، احتمالی و خلاف واقع نقشی اساسی دارد.[۶]

در اوستایی نو کاربرد نوعی ساخت موصولی میان اسم و وابستهٔ آن افزایش می‌یابد که در پژوهش‌های ایران‌شناسی گاه با اصطلاح «اضافه» توصیف شده است، هرچند منشأ و تحلیل تاریخی آن محل بحث بوده است.[۷]

همپایگی

برای پیوند دو سازه یا جمله از اداتی مانند پی‌بست -ca و واژهٔ uta استفاده می‌شود. vā نقش انفصالی «یا» دارد. برخی ادات دیگر رابطهٔ تقابل، نتیجه یا علت میان جمله‌ها را مشخص می‌کنند.[۶]

پرسش

در نسخه‌های اوستایی نشانهٔ نگارشی ویژه‌ای برای پرسش وجود ندارد. پرسش‌های دارای واژهٔ پرسشی با ضمیرها و قیدهایی چون صورت‌های «چه؟»، «که؟»، «کجا؟»، «کی؟» و «چگونه؟» ساخته می‌شوند؛ پرسش‌های بله/خیر نیز می‌توانند با ادات پرسشی مشخص شوند.[۶]

نفی

ادات اصلی نفی در جملهٔ خبری nōit̰ «نه، نیست» است. برای هماهنگی منفی، صورت‌هایی از naēδa نیز به کار می‌روند.[۶]

mā عمدتاً برای نفی امر، نهی یا خواست به کار می‌رود و با وجه امری، تأکیدی یا تمنایی می‌آید. برای نفی اسم و صفت نیز پیشوند سلبی a-/an-/ana-، بازماندهٔ یک پیشوند کهن هندواروپایی، بسیار رایج است.[۶]

تفاوت اوستایی کهن و نو

گرچه ساخت بنیادی دو گونه مشترک است، چند تحول دستوری مهم آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند. اوست

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 Hoffmann, Karl (1987). "Avestan Language iii. The Grammar of Avestan". Encyclopaedia Iranica (in English).
  2. 1 2 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Leiden; Boston: Brill. pp. 39–99. ISBN 978-90-04-25809-9.
  3. 1 2 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Leiden; Boston: Brill. pp. 1–6. ISBN 978-90-04-25809-9.
  4. 1 2 3 4 راشد محصل، محمدتقی (۱۳۹۷). دستور زبان اوستایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۲۶-۹۶۱-۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Leiden; Boston: Brill. pp. 39–64. ISBN 978-90-04-25809-9.
  6. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Leiden; Boston: Brill. pp. 99–106. ISBN 978-90-04-25809-9.
  7. 1 2 3 4 Kellens, Jean (2002). "Avestan Language iv. Avestan Syntax". Encyclopaedia Iranica (in English).
  8. 1 2 سوکولوف، سرگئی نیکلایویچ (۱۳۷۰). زبان اوستایی. ترجمهٔ رقیه بهزادی. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. 1 2 3 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 64–66. ISBN 978-90-04-25809-9.
  10. 1 2 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 69–77. ISBN 978-90-04-25809-9.
  11. ↑ Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 66–69. ISBN 978-90-04-25809-9.
  12. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 78–99. ISBN 978-90-04-25809-9.
  13. 1 2 3 4 Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 96–99. ISBN 978-90-04-25809-9.
  14. ↑ Martínez, Javier; Michiel de Vaan (2014). Introduction to Avestan (in English). Translated by Ryan Sandell. Brill. pp. 77–80. ISBN 978-90-04-25809-9.
  15. 1 2 3 4 5
  16. 1 2 3 4 5
  17. ↑ de Harlez, C. (1882). Manuel de la langue de l'Avesta: Grammaire, anthologie, lexique (in French) (2 ed.). Paris: Maisonneuve.
  18. 1 2 West, Martin L. (2011). Old Avestan Syntax and Stylistics: With an Edition of the Texts (in English). Berlin; Boston: De Gruyter. pp. 105–130. ISBN 978-3-11-025308-5.