ژاندارمری جمهوری اسلامی
ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران یکی از نهادهای انتظامی و نظامی ایران بود که از دوره قاجار تا جمهوری اسلامی فعالیت داشت. ژاندارمری سوئدی و نیز ژاندارمری دولتی ایران و به اختصار ژاندارمری نام یک نیروی نظامی از نوع ژاندارمری بود که در سال ۱۲۸۸ (۱۹۱۰ میلادی) در ایران تشکیل شد. توسط وزارت کشور نظارت می شد.پس از انقلاب ۱۳۵۷ به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه این نیرو به تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید سیدعلی خامنهای فرمانده کل قوا در ابتدای دهه هفتاد همراه با شهربانی و کمیته انقلاب اسلامی ادغام شد و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران جایگزین آن شد.
| ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران | |
|---|---|
![]() نشان رسمی ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران | |
| بنیانگذاری | ۱۲۸۵ (به عنوان نظمیه) ۱۳۵۷ (ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران) |
| برچیدگی | ادغام با شهربانی جمهوری اسلامی ایران,کمیته انقلاب اسلامی و تأسیس فراجا |
| کشور | |
| گونه | پلیس |
| نقش | پلیس مرزبانی |
| سازمان جایگزین | فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران |
| پشتیبان | وزارت کشور وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح |
| فرماندهان | |
| فرمانده کل قوا | سید علی خامنه ای (آخرین) |
| فرمانده | سرهنگ محمد سهرابی (آخرین) |
| وزیر کشور | عبدالله نوری |
پیشینه ژاندارمری دولتی ایران
مورگان شوستر آمریکایی که پس از استبداد صغیر جهت سر و سامان دادن به خزانه و امور مالی به استخدام دولت ایران درآمده بود، برای وصول مطالبات دولت از ملاکین و اعیان مبادرت به تشکیل یک سازمان نظامی اجرائی به نام ژاندارمری خزانه نمود.
پس از قضیه اولتیماتوم روسیه و اخراج شوستر، ژاندارمری خزانه هم منحل شد. همزمان وزیر داخله وقت ایران، قوام السلطنه با هدف برقراری امنیت در جادههای ایران متوجه کشور سوئد گردید و هیأتی از افسران سوئدی را به استخدام درآورد تا یک ژاندارمری دولتی تشکیل دهد.[۱] در سال ۱۲۹۰ شمسی[۲] سه افسر سوئدی به ریاست کاپیتان هارالد یالمارسن[۳][۴]به ایران آمدند و به تأسیس ژاندارمری همت گماشتند.
زیربنای ژاندارمری دولتی همان ژاندارمری خزانه بود بانضمام عده ای از افسران قزاقخانه که به ژاندارمری انتقال یافتند.[۱]
مقارن با زمستان سال ۱۲۹۱ ژاندارمری دولتی ایران ۲۱ افسر سوئدی و ۳۰۰۰ افسر، درجهدار و نیروی ایرانی در اختیار داشت.[۲] ظرف مدت یکسال تعداد افسرانی سوئدی به ۳۶ نفر رسید و نیروهای ایرانی نیز دو برابر شدند.[۲]
حمایت مالی و سیاسی دولت انگلستان نقش زیادی در توسعه و پیشرفت ژاندارمری به خصوص در مناطق جنوبی کشور داشت.[۲] معالوصف ژاندارمری تا قبل از انقلاب اکتبر نتوانست در مناطق تحت نفوذ روسیه (رشت، مشهد و تبریز) حضور چندانی داشته باشد.[۲]
افسران ایرانی ژاندارمری دولتی غیر از افسران ژاندارمری خزانه از بعضی افسران قزاقخانه، افسران ایرانی تحصیلکرده در مدارس نظامی اروپا و عثمانی و فارغالتحصیلان مدرسه افسری ژاندارمری تأمین میشدند.[۲] افسران ژاندارمری معمولاً منتسب به طبقات بالای جامعه بودند، اغلب به زبانهای خارجی (علیالخصوص فرانسه) تسلط داشتند و از مقبولیت خوبی در جامعه برخوردار بودند.[۲]
با شروع جنگ جهانی اول دولت ایران بیطرفی خود را اعلام کرد. تعداد زیادی از افسران سوئدی به ارتش سوئد فراخوانده شدند، مناصب خالی شده توسط افسران جایگزین ایرانی پر شد و این باعث تقویت جایگاه ایرانیان در ژاندارمری گردید.
از سوی دیگر با قطع کمکهای دولت انگلستان، ژاندارمری برای جلب حمایت مالی به دیگر قدرتها همچون آلمان متوسل شد. دیری بود که ملیگرایان ایرانی به دنبال قدرت ثالثی بودند که بتوانند آن را برای حفظ توازن قوا در برابر روسیه و انگلستان علم کنند. با شروع جنگ جهانی، این امید قوت گرفت که آلمان شاید بتواند این نقش را بازی کند.
ژاندارمری به عنوان تجلی نظامی ملیگرایی ایرانی نیز در این راستا با ملییون و دمکراتها همراه بود.[۲] مقارن سال ۱۲۹۴ پس از نزدیک شدن قوای روس به تهران (برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران) عدهای از مقامات دمکرات و ملی (مهاجرین) به قم رفته و دولت موقت را آنجا تشکیل دادند. افسران ژاندارمری هسته اصلی کمیته دفاع ملی در قم را تشکیل میدادند.
پس از تشکیل دولت موقت ملی در کرمانشاه، ژاندارمری ستون فقرات قوای نظامی آن شد.[۲] قوای روسیه بالاخره تا سال ۱۲۹۵ توانست کرمانشاه را گرفته و حکومت دفاع ملی را از بین ببرند.
شیراز، تنها منطقه ای که هنوز در تصرف قوای ژاندارم ملی بود، نیز در ۱۲۹۵ به دست ابراهیمخان قوام الملک شیرازی رئیس ایلات خمسه سقوط کرد.[۲] به این ترتیب برخی از اعضای ژاندارمری به عثمانی و برخی دیگر همچون محمدتقی پسیان و حبیبالله شیبانی به آلمان و اتریش پناهنده شدند.[۲]
ژاندارمری اما کاملاً از بین نرفت، حتی در اوج درگیریها عده از قوای ژاندارم، عمدتاً در تهران، به شاه وفادار ماندند. در سال ۱۲۹۷ که میرزا حسنخان وثوقالدوله به صدارت رسید، سعی کرد قوای ژاندارمری را از نو احیاء کند.[۲]
پس از کودتای ۱۲۹۹، سردار سپه (وزیر جنگ) که فرماندهی بریگاد قزاق را نیز عهدهدار بود در صدد تشکیل قشون متحدالشکل برآمد و بالاخره قوام السلطنه، صدراعظم، را راضی کرد. در نهایت در روز ۱۴ جدی ۱۳۰۰ فرمان تشکیل قشون متحدالشکل صادر شد که از ادغام دو نیروی قزاق و ژاندارمری دولتی به وجود آمد. متعاقباً به موجب حکم قشونی ۲۲ بهمن ۱۳۰۰ اداره امنیه کل مملکتی در تحت اوامر وزارت جنگ و به ریاست علی آقاخان سردار رفعت تشکیل شد.[۵] این اداره جدیدالتأسیس در ساختمان شمسالعماره که محل سابق ژاندارمری بود مستقر شد و افراد آن در سربازخانه محمدیه استقرار یافتند. اداره مرکزی شامل سه اداره بود: اداره کابینه، اداره محاسبات، اداره مباشرت و از نظر انتظامی نیز پنج ناحیه در نظر گرفته شد: ۱- امنیه مرکز ۲- آمینه شرق ۳- امنیه غرب ۴- امنیه جنوب ۵- امنیه شمال غرب
فرماندهان
- سپهبد احمدعلی محققی (سرپرست) از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تا ۲۵ بهمن ۱۳۵۷
- سرتیپ عزتالله ممتاز از ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۸
- سرتیپ الیاس دانشور از ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۸ تا ۲۶ اسفند ماه ۱۳۵۸
- سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد از ۲۶ اسفند ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۵۹
- سرهنگ حسنعلی فروزان از شهریور ۱۳۵۹ تا خرداد ۱۳۶۰
- سرهنگ منوچهر نجفدری (سرپرست در خرداد سال ۱۳۶۰ تا اسفند ۱۳۶۰)
- سرهنگ علی کوچکزاده از ۱ اسفند ۱۳۶۰ تا؟
- سرهنگ سینا (سرپرست)
- سرهنگ فلاحی (سرپرست)
- سرهنگ رفیعی بصیری (سرپرست)
- سرهنگ محمد سهرابی از ۲۰ بهمن ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۰
جستارهای وابسته
منابع
- غنی، سیروس، رضا شاه، انتشارات نیلوفر، چاپ یکم
- دکتر باقر عاقلی (۱۳۸۶)، رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران: نشر نامک، شابک ۹۶۴-۶۸۹۵-۰۵-۰
- دائرةالمعارف ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica), مدخل ژاندارمری، بازبینی ۹ بهمن ۱۳۸۹
- امینآبادی، سید روحالله (۲۶ اسفند ۱۳۹۱). «۳۳ سال پیش در چنین روزی (۲۶ اسفند)». خبرگزاری فارس. بایگانیشده از اصلی در ۲۰ مارس ۲۰۱۳. دریافتشده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
- «ژاندارمری». پایگاه اطلاعرسانی انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی. بایگانیشده از اصلی در ۳ آوریل ۲۰۱۴. دریافتشده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
- «مروری بر حیات ۸۷ ساله امیر منوچهر نجفدری». خبرگزاری مهر. بایگانیشده از اصلی در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۹. دریافتشده در ۲۰ خرداد ۱۳۹۸.
