یادداشتهای یک دیوانه
![]() | |
| نویسنده(ها) | نیکلای گوگول |
|---|---|
| عنوان اصلی | Записки сумасшедшего |
| برگرداننده(ها) | خشایار دیهیمی |
| گونه(های) ادبی | داستان |
| ناشر | نشر نی |
تاریخ نشر | ۱۴۰۱ |
یادداشتهای یک دیوانه (روسی: Записки сумасшедшего؛ Zapiski sumasshedshevo) یک داستان کوتاه طنزآمیز از نیکولای گوگول است که اولین بار در سال ۱۸۳۵ منتشر شد. «یادداشتهای یک دیوانه» در کنار «شنل» و «دماغ» یکی از بهترین داستانهای کوتاه گوگول محسوب میشود. این داستان بر زندگی یک کارمند جزء دولت در دوران نیکلای یکم تمرکز دارد. داستان، سقوط شخصیت اصلی داستان، پوپریشچین، به ورطه جنون را نشان میدهد. «یادداشتهای یک دیوانه»، تنها اثر گوگول است که به صورت اول شخص و در قالب یادداشتهای روزانه نوشته شده است.
طرح داستان
اگرچه مراجع پزشکی قرن نوزدهم به دقت توصیفهای گوگول از سیر جنون اشاره کردند، خود متن (به استثنای عنوان) هرگز تلاش نمیکند جنون را همچون یک پدیدهٔ عینی در نظر بگیرد. همه چیز منحصراً از دیدگاه شخصیت اصلی داستان روایت میشود و نتیجهگیری در مورد او و آنچه بر او میگذرد، تنها از روایت خودتنهاانگارانه و بهطور فزاینده، خیالی وقایع و افکار ثبت شده در دفتر خاطرات او قابل استنباط است.[۱] نوشتهها بهطور تصادفی، بازگویی وقایع روز را با ثبت افکار و تداعیهای مربوط به آنها در زمان حال ترکیب میکنند. این کتاب با قالب استاندارد دفتر خاطرات مبتنی بر تاریخ آغاز میشود، اما در نقطهای خاص حتی تاریخها نیز شکلی غیرمنطقی به خود میگیرند، گویی حس نویسنده از زمان متعارف از بین رفته است.

مضامین
جنون
گوگول در شخصیتپردازی خود از پوپریشچین، تصاویر رایجی از جنون را تداعی میکند - توهم شنیداری (سگهای سخنگو)، توهمات خودبزرگبینی (فکر میکند پادشاه اسپانیا است) و فضای اداری و نهادی تیمارستان و تأثیر آن بر فرد. در نیمه دوم قرن نوزدهم، «یادداشتهای یک دیوانه» اغلب به عنوان یک موردکاوی واقعگرایانه مورد استناد قرار میگرفت: متخصصان پزشکی مقالاتی نوشتند که اصالت آن را به عنوان طرحی کلی از پیشرفت توهم پارانوئید تأیید میکردند.[۲][۳] روانپزشک اریک لوین آلتشولر از این شخصیت به عنوان یکی از اولین و مفصلترین توصیفها از آنچه بعدها بهعنوان اسکیزوفرنی شناخته شد، یاد میکند.[۴] تصویر بیمارستان روانی به عنوان یک خانه اصلاح و تربیت، که بهطور غیرمستقیم از طریق نوشتههای دیوانهوار پوپریشچین ارائه میشود، با دیدگاههای ایدئولوژیک و رویههای اداری و نهادی مربوط به درمان جنون در دوران صنعتیشدن اروپا نیز مطابقت دارد.[۵]
سقوط پوپریشچین به ورطهٔ جنون نتیجه بیگانگی او از جامعه است. آرزوی او برای دستیابی به عزت و اقتداری که در اطراف خود میبیند، اما هرگز احساس نمیکند، به جای انگیزه، منجر به ناامیدی او میشود. فقدان انگیزه باعث میشود پوپریشچین فقط آرزوی قدرت و ثروت کند، بهجای اینکه فعالانه برای دستیابی به این اهداف در واقعیت تلاش کند.[۶]
رابطهٔ پوپریشچین با سه شخصیت خاص، مدیر، سرپرست بخش و سوفی، بهطور قابل توجهی در فروپاشی سلامت عقل او نقش دارد. سرپرست با انتقاد مداوم، پوپریشچین را بهطور مستقیم دچار سرخوردگی میکند. پوپریشچین به تلاشهای سرپرست برای سربهراه کردن او؛ با خشم و پرخاشگری پاسخ میدهد. مدیر در مقابل، رویکرد بسیار منفعلانهتری را در قبال پوپریشچین اتخاذ میکند. پوپریشچین در واقع مدیر را میپرستد، که تا حد زیادی به این دلیل است که مدیر از پوپریشچین فاصله میگیرد و هرگز با نظرها یا پیشنهادها در زندگی شخصی او دخالت نمیکند. علیرغم این رابطهٔ بدایتاً صلحآمیز، پوپریشچین راهی برای دیدن تهدید در مدیر پیدا میکند. پوپریشچین متوجه میشود که مدیر جاهطلبی بیش از حدی دارد، ویژگیای که پوپریشچین آرزوی آن را دارد، اما میداند که نمیتواند در واقعیت به آن دست یابد و بنابراین تحسین او از مدیر به نفرت تبدیل میشود. سوفی زن زیبایی است که پوپریشچین به او کشش جنسی زیادی دارد. با این حال، پوپریشچین به طرز دردناکی متوجه میشود که سوفی او را غیرجذاب و آزاردهنده مییابد و پوپریشچین قادر به کنار آمدن با این موضوع نیست. پوپریشچین از طریق نامههایی که توسط یک سگ نوشته شده، هم از جاهطلبی مدیر و هم از دیدگاه سوفی نسبت به خود آگاه میشود. تخیل پوپریشچین نامهای تحسینآمیز از سوفی را در ذهن او ساخت، در حالی که در واقعیت، نامه حتی او را ذکر نمیکند. نابودی نامه توسط او، با نمادینسازی رهایی او از واقعیت، جنون او را نشان میدهد.[۱]
بیگانگی
یکی از نیروهای مختلکنندهای که زمینهساز این داستان شده است، رابطهٔ بین فرد و جامعه است. پوپریشچین در هر کسی تهدیدی میبیند و همیشه راهی برای سرزنش دیگران برای ناکامیهای شخصی خود پیدا میکند و در نتیجه با آنها با پرخاشگریای که معتقد است شایستهٔ آن هستند، رفتار میکند. این رفتار، به چرخهٔ معیوبی دامن میزند که درک و رفتار منفی جامعه نسبت به پوپریشچین را توجیه میکند.[۱]
اعداد
تحلیلهای زیادی در مورد نوشتههای منحصر به فرد پوپریشچین در دفتر خاطراتش انجام شده است که سعی در تفسیر معنای آنها دارند، و توجه ویژهای به این نوشته شده است: ۴۳ آوریل ۲۰۰۰. ارماکوف یک تحلیل فرویدی انجام داد که این فرضیه را مطرح میکند که پوپریشچین از این تاریخ پوچ برای اجتناب از ۱۳ مه استفاده کرده است، زیرا کلمه maja به majat'sja اشاره دارد که در روسی به معنای رنج است. تحلیل ریچارد گوستافسون از عنوان نوشته، ابتنای بیشتری بر محتوای داستان دارد. او موافق است که پاپریشچین در واقع سعی دارد از ۱۳ مه اجتناب کند، اما استدلال او این است که نامههای سگهایی که واقعیت حاد سوفی و مدیر را آشکار کردند، دقیقاً شش ماه قبل، در ۱۳ نوامبر، ارائه شده بودند.[۱][۷]
میراث
لو شون که با ادبیات روسیه به خوبی آشنا بود و در سال ۱۹۱۸ داستانی با عنوانی مشابه داستان گوگول نوشت.
نام این داستان در رمان «یادداشتهای یک دیوانه اوکراینی» نوشته لینا کوستنکو که در آن اشارات مکرری به نوشتههای گوگول شده، منعکس شده است.
اقتباسها
در ۱۹ دسامبر ۱۹۶۴، این داستان را اریک باوئرسفلد برای سریال رادیویی «عشای ربانی سیاه» اقتباس کرد. این اقتباس بعداً در سال ۱۹۸۷ در دو قسمت در سریال رادیویی «قصههایی از سایهها» دوباره پخش شد.
مارتین دونگان این داستان را در سال ۱۹۶۹ برای شرکت سیاماس رکوردز (CMS-536) ضبط کرد.[۸]
کنت ویلیامز داستان نیکولای گوگول را در سال ۱۹۶۱ برای یک فیلم انیمیشن ساختهٔ ریچارد ویلیامز ضبط کرد که هرگز تکمیل نشد. در ۳ فوریه ۱۹۹۱، صدای ضبطشدهٔ کنت ویلیامز از رادیو بیبیسی ۴ پخش شد.
در اول ماه مه ۲۰۰۲، گریف ریس-جونز در یک نمایش رادیویی بیبیسی ۴ به کارگردانی جیم پویزر به عنوان قسمتی از سریال کمدی «سه ایوان، دو عمه و یک پالتو» بازی کرد.
در سال ۲۰۰۷، این داستان توسط الیوت هیز برای رادیو سیبیسی اقتباس و توسط استیون اویمیت اجرا شد.
دیوید هولمن به اقتباس از این داستان یک نمایشنامه نوشته؛ این نمایشنامه در سال ۲۰۱۰ در سیدنی (بعداً در آکادمی موسیقی بروکلین در شهر نیویورک) با بازی جفری راش اجرا شد.[۹][۱۰]
منابع
- 1 2 3 4 Gustafson, Richard F. (1965). "The Suffering Usurper: Gogol"s Diary of a Madman". The Slavic and East European Journal. 9 (3): 268–280. doi:10.2307/305247. ISSN 0037-6752.
- ↑ Bidoshi, Kristin (2005). "The Stranger in the Fictional Works of Nikolai Gogol's 'Arabesques'". New Zealand Slavonic Journal. 39: 19. JSTOR 40922195. Retrieved 27 July 2021.
- ↑ Karlinsky, Simon (1992). The Sexual Labyrinth of Nikolai Gogol. University of Chicago Press. p. 118.
- ↑ Altschuler, Eric (December 2001). "One of the Oldest Cases of Schizophenia in Gogol's Diary of a Madman". British Medical Journal. 323 (7327): 1475–1477. doi:10.1136/bmj.323.7327.1475. PMC 1121915. PMID 11751362.
- ↑ (Bidoshi 2005).
- ↑ Gustafson, Richard (1965). "The Suffering Usurper: Gogol's Diary of a Madman". The Slavic and East European Journal. 9 (3): 268–280. doi:10.2307/305247. JSTOR 305247.
- ↑ Erlich, Victor (1969). Gogol. Yale University Press.
- ↑ "Martin Donegan, Nikolai Gogol* – The Diary Of A Madman By Nikolai Gogol". Discogs.com. Retrieved 17 July 2025.
- ↑ Hill, Logan (3 February 2011). "Blogger with a Quill". New York Magazine. Retrieved 17 June 2022.
- ↑ Brantley, Ben (17 February 2011). "'Diary of a Madman' - Send in the Russian Clown and His Pain and Alienation, Too". The New York Times. Retrieved 17 July 2025.
پیوند به بیرون
- An omnibus collection of Gogol's short fiction at Standard Ebooks
- Online text (Russian) from Public-Library.ru
- 1916 translation of the story on Project Gutenberg
- Listen to Kenneth Williams perform Diary of a Madman at Internet Archive
- Listen to Martin Donegan read Diary of a Madman at Internet Archive
- Listen to Diary of a Madman on The Black Mass at RadioEchoes.com

.jpg)