آرومبایا
Arumbaya | |
|---|---|
| کل جمعیت | |
| نامشخص | |
| مناطق با جمعیت چشمگیر | |
| حاشیهٔ رودخانهٔ بادورایال در جنگلهای گرمسیری آمازون (واقع در کشور خیالی سان تئودور در آمریکای جنوبی) | |
| زبانها | |
| زبان آرومبایایی | |
| دین | |
| نامشخص | |
این قبیله یک قوم خیالی است که توسط هرژه در مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو خلق شدهاست. دو عضو این قبیله بهطور مشخص نامگذاری شدهاند: رئیس قبیله، «کالوما» و شخص دیگری به نام بیکولو. «ستومپو»، غذایی بسیار تند، جزو خوراک سنتی آرومبایاها است. |
آرومبایا یک قبیلهٔ خیالی از سرخپوستان آمریکا هستند که توسط هرژه در ماجراهای تنتن و میلو خلق شدهاند. آنها در گوش شکسته، پنجمین ماجراجویی مجموعه، و سپس در تنتن و پیکاروها، آخرین آلبومی که هرژه تکمیل کرده است، ظاهر میشوند.
اعضای قبیله که «آرومبایاها» نامیده میشوند، در اعماق جنگلی در کشور خیالی سان تئودور، در امتداد رودخانهٔ بادورایال زندگی میکنند. اگرچه به خشونت شهرت دارند، اما در برخورد با تنتن رفتار مهماننوازانه و خوبی دارند، به ویژه به واسطهٔ حضور ریجول، کاوشگر بریتانیایی که از جهان متمدن کنارهگیری کرده و در کنار آنها زندگی میکند.
سرقت شیء مقدس آرومبایا، که در موزهٔ مردمشناسی بروکسل نگهداری میشود، محور داستان گوش شکسته است و به نویسنده اجازه میدهد موضوعات متعددی، از جمله کاهش ارزش یک اثر هنری در اثر قابلیت تکثیر آن، را بررسی کرده و همزمان روایت را ساختار دهد. هرژه از طریق آرومبایاها رویکرد انسانگرایانهای نشان میدهد و جوامع بومی را هماهنگتر از جوامع سفیدپوستانِ به اصطلاح متمدن معرفی میکند، در حالی که غارت آنها توسط استعمارگران اروپایی را نیز محکوم میکند.
آرومبایاها در آثار هرژه
معرفی

قبیلهٔ آرومبایا در امتداد رودخانهٔ بادورایال، در قلمرو سان تئودور، یک کشور خیالی در آمریکای جنوبی، زندگی میکند[H ۱]. برای بهدست آوردن اطلاعات دربارهٔ این قبیله، تنتن از کتابخانهٔ خود کتابی از شخصی به نام «چ.ژ. واکر» با عنوان سفر به قاره آمریکا، منتشرشده توسط گراوئو در ۱۸۷۵، بیرون میآورد. در این کتاب، که خود نیز خیالی است، نویسنده میگوید آرومبایاها موهای بلند سیاه و روغنی دارند که «چهرهٔ مسی» آنها را قاب میکند. برای شکار، آنها از تیرهای مسموم با کورار استفاده میکنند که با فوت کردن درون نیهای بلند (اسلحهٔ بادی) پرتاب میشوند.[H ۲]
آرومبایاها بهعنوان یکی از خشنترین اقوام بومی آمریکای جنوبی شناخته میشوند.[H ۳] دسترسی به قلمرو آنها در اعماق جنگلهای آمازون[H ۴] بسیار دشوار است، آنها دشمنان بیباروها هستند، قومی که سرهای کوچکشده جمع میکنند.[H ۵]

کاوشگر بریتانیایی، ریجول، از تمدن کنارهگیری کرده و در میان آرومبایاها زندگی میکند و آداب و رسوم آنها را پذیرفته است.[۱] دو عضو این قبیله بهطور مشخص نامگذاری شدهاند: رئیس قبیله، کالوما[۲] و شخصی به نام بیکولو.[۳] «ستومپو»، غذایی بسیار تند، جزو خوراک سنتی آنها است.[H ۶]
حضور در داستانها

در گوش شکسته، یک مجسمهٔ مقدس آرومبایا که در موزهٔ مردمشناسی بروکسل به نمایش گذاشته شده بود، ناپدید میشود و با یک نسخهٔ تقلبی جایگزین میگردد.[H ۷][الف] تنتن تحقیقات خود را آغاز میکند و رویدادهای مختلف او را به سان تئودور میکشاند،[H ۹] جایی که آشفتگی سیاسی کشور او را مجبور میکند به جنگل پناه ببرد.[H ۱۰] در آنجا با ریجول، یک کاوشگر انگلیسی ملاقات میکند که همه فکر میکردند مرده است؛ کاوشگری که دیگر نمیخواهد به تمدن بازگردد و خوشحال است که در کنار آرومبایاها زندگی کند. ریجول تنتن را با قبیله آشنا میکند و او درمییابد که مجسمهٔ مقدس دزدیدهشده حاوی الماسی است که از مردم بومی سرقت شده است. قهرمان به اروپا بازمیگردد و تحقیقات خود را ادامه میدهد[H ۱۱]

در تنتن و پیکاروها، رویدادها بار دیگر او را به جنگلهای سان تئودور میکشاند، این بار همراه با کاپیتان هادوک، پروفسور تورنسل و ژنرال آلکازار، که آنها را به دیدار پیکاروها، اعضای ارتش انقلابی خود، هدایت میکند.[G ۱][ب]
پیش از رسیدن به اردوگاه پیکاروها، گروه باید از قلمرو آرومبایاها عبور کند. تنتن دوباره با ریجول و اعضای قبیله ملاقات میکند و درمییابد — به ناراحتی کاوشگر — که آرومبایاها در آن زمان قربانیان جانبی پرتاب محمولههای ویسکی توسط ژنرال تاپیوکا هستند. این ژنرال، که رقیب سرسخت آلکازار است، با توزیع مقادیر زیادی ویسکی بین پیکاروها، آنها را تحت تأثیر الکل قرار میدهد تا مست و بیخطر شوند.[G ۳] پس از صرف یک وعدهٔ غذایی با قبیله، گروه مسیر خود را ادامه میدهد. بهویژه در همین شام با قبیله است که پروفسور تورنسل بهطور مخفی داروی اختراعشدهٔ خود را که باعث عدم تحمل الکل میشود، با موفقیت آزمایش میکند.[G ۴]
الهامها
فرهنگ، ظاهر و سنتها

هرژه در طراحی سان تئودور، الهامهای متنوع و گاه متناقضی از سراسر آمریکای جنوبی را با هم ترکیب کرده است. مجسمهٔ مقدس آرومبایا تا حد زیادی شکل یک مجسمهٔ چیمو (تمدن پیشاکلمبی، مستقر در سواحل شمالی پرو) را بازتولید میکند که در موزهٔ سَنکانتنر بروکسل به نمایش گذاشته شده است.[۴][۵][۶] فردریک سوموآ، متخصص دنیای تنتن، اشاره میکند که هرژه از کتابی منتشرشده در سال ۱۹۳۸ به قلمِ متیو استرلینگ با عنوان «مطالب تاریخی و قومنگاری دربارهٔ سرخپوستان خیبارو» که به مردم شوار میپردازد و در جنگلهای بالای آمازون زندگی میکردند، برای طراحی آرومبایاها و نیهای بادی آنها الهام گرفته است.[۷]
_01.jpg)
کاوشگر ریجول که خود نیز بهخوبی از این تفنگ بادی استفاده میکند، یادآور کاوشگر واقعی بریتانیایی، پرسی فاست است که احتمالاً در سال ۱۹۲۵ در جستجوی یک شهر گمشده در جنگل آمازون جان باخت.[۸][۹] مردمان خیبارویی همچنین الهامبخش نام قبیلهٔ رقیب آرومبایاها، یعنی بیباروها، شدند که سرها را کوچک میکردند.[۷]
برای تنتن و پیکاروها، هرژه بهویژه از عکسهایی که در مجلهٔ نشنال جئوگرافیک منتشر شده بود، از کلبههای بومی در ونزوئلا برای طراحی محل زندگی آرومبایاها و از تصاویر زنان بومی که در دیگهای بزرگ غذا آماده میکردند، استفاده کرد.[۱۰] در این آلبوم، آرومبایاها بهخاطر بهخاطر رهاسازی هوایی محمولههای ویسکی توسط نیروهای تاپیوکا بهطور گستردهای مست شدهاند.[۱۰][۱۱] انگیزهٔ هرژه برای نشان دادن مشکل الکلیسم که برخی جوامع بومی را ویران کرده بود، از تجربهٔ ناامیدکنندهاش در سال ۱۹۷۱ در میان قبیلهٔ «اوگلالا» در منطقهٔ حفاظتشدهٔ پاین ریج در ایالات متحده ناشی میشود، مردمی که بهخاطر الکل به شدت آسیب دیده بودند.[۱۰]
زبان
هرژه زبان آروَمبایا را بر اساس گویش «مارولین»[پ] - یک گویش خاص بروکسلی که با آن آشنایی کامل داشت - خلق کرد.[۱۳][۱۴][۱۰][۱۵] هرژه که فرانسویزبان بود، در محیطی با زبانهای مختلف رشد کرده بود و این گویش که توسط مادربزرگش صحبت میشد، تأثیر عمیقی بر او گذاشت.[۱۵][۱۶] او بعداً با الهام از همین گویش محلی، زبان سیلداوی برای کتاب عصای اسرارآمیز را نیز ساخت.[۱۵][۱۱] در گوش شکسته، آرومبایاها هنگام گفتگو با تنتن به زبان خود صحبت میکنند که تنتن آن را نمیفهمد، اما مکالمات میان اعضای قبیله توسط هرژه به فرانسه ترجمه میشود تا برای خواننده قابل درک باشد.[۱۷]
هرژه با این کار بازیهای زبانی کوچکی برای کسانی که با این لهجه آشنا بودند ایجاد کرد. عبارت مودبانهٔ «Karah bistoup !» تقریباً همان معنای فرانسوی «carabistouille» را دارد[۱۵][ت] که به معنای «چرت و پرت»، «حرف بیمعنی» یا «شیطنت کوچک و بیخطر» است و تشابه آن کاملاً مشخص است. عبارت «stoum érikos !»[H ۱۳] نیز کلمهٔ «sto(e)mmerik» به معنای «احمق» را در خود دارد.[۱۵] اگرچه معنای کلی این اصطلاحات مشخص است، ترجمهٔ دقیق آنها دشوار است و حداقل چهار نویسنده نسخههای متفاوتی ارائه دادهاند.[۱۸][۱۹][۱۲] ژان-ژاک دِ خِینت، دکترای علوم از دانشگاه آزاد بروکسل، این ترجمهها را بازنگری کرده و نسخهٔ خود را ارائه داده است. در گوش شکسته، او به واژهٔ «pikuri» توجه میکند؛ واژهای که هنگام معرفی تنتن به رئیس قبیلهٔ کالوما توسط ریجول آورده شده است. فِردریک سوموآ آن را خیلی ساده به «نیش» ترجمه میکند، زیرا الماس داخل شیء برای محافظت در برابر نیش مار در نظر گرفته شده است،[۱۲] اما ژان-ژاک دِ خِینت بر اساس گویش بروکسلی، «pikke» به معنای «دزدیدن» و «oeir» به معنای «گوش» را به عنوان ریشهٔ آن پیشنهاد میکند؛ بنابراین برای این نویسنده، «pikuri» میتواند به معنای «گوش دزدیدهشده» باشد، زیرا برای آرومبایاها «سرقت شیء مقدس» مهمتر از وضعیت فیزیکی آن است.[۱۲] او عبارت «Tintin zouka da pikuri. Wetche douvanèt ?»[H ۱۴] را به صورت «تنتن دنبال گوش شکسته میگردد. تو در این باره چه میدانی؟» ترجمه میکند. پاسخ حاوی عبارت «Pikuri toht narobo wa Walker» است[H ۱۵] که دِ خِینت آن را به «آنها میدانند که گوش شکسته که دزدیده شده، به واکر اهدا شده است» ترجمه میکند. در جای دیگر، واژهٔ «albabas» به معنای «این شیاطین سفیدپوست» ترجمه شده است.[۱۲]
در تنتن و پیکاروها، هرژه به توسعهٔ زبان آرومبایا بر اساس همین الگو ادامه میدهد. برای مثال، وقتی پروفسور تورنسل لباسهای نامناسب خود را از دست میدهد، آرومبایاها فریاد میزنند «Zedaniki !…»[G ۶] که فونتِین آن را «به این نگاه کن!» ترجمه میکند، اما مداخلهٔ ریجول با «Wadesmadana ?…»[G ۷] «این چه شلختگی است؟ …» بر وضعیت پایان میدهد.[۲۰] بعدها کالوما غذایی ارائه میدهد و میپرسد «Wa païsde douvan ?»[G ۸] که فونتِین آن را «نظر تو چیست؟» ترجمه میکند. همینطور وقتی با تنتن صحبت میکند، میگوید «Fretmô… Fretmô…»[G ۹] به معنای «بخور… بخور…». غذای «stoumpô» پختهشده توسط آروَمبایاها نام خود را از «stoemp»، یک غذای محلی بروکسلی گرفته است.[۲۱] سپس نوشیدنیای با عبارت «Opa! Opa !» به میهمانان تعارف میشود که به گفتهٔ فونتِین به معنای «به سلامتی!» است و سپس گفتوگویی بین کالوما «Nagoum wazenh !… Yommo !… Nagoum ennegang !…» و ریجول محتاط «Mô preufh mô miki !» اتفاق میافتد که فونتِین آن را «حالا میبینیم!… حالا حرکت میکنیم!… اما یک بار بچش!» ترجمه کرده است.[۲۲] فردریک سوموآ اشاره میکند که در این حضور دوم، زبان آرومبایا «کمی سادهتر است و از حروف خیالی گذشته پاک شده و به یک بازنویسی تقریباً دستنخورده از بروکسل تبدیل شده است.»[۱۱]
از دههٔ ۱۹۳۰، با نمایش زبان آرومبایا، هرژه بهطور ضمنی خطر انقراض یک زبان گفتاری و فرهنگ گویشوران آن را نشان میدهد. آرومبایاها که تنها به زبان خود صحبت میکنند و تنها آن را میفهمند، زبانی که فقط توسط ریجول برای دیگران قابل ترجمه است. رئیس آنها، کالوما — که پیر نشان داده نمیشود — بخشی از عناصر لازم برای رسیدن به مجسمهٔ مقدس را در اختیار دارد. این مسئله بعداً در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۶۰ با جملهٔ معروف آمادو هامپاته با بیان شد: «در آفریقا، وقتی یک پیرمرد سنتگرا میمیرد، یک کتابخانهٔ بکر و ناخوانده از بین میرود.»[۲۳][۲۴]
تحلیل
برخورد با آرومبایاها
در نگاه اول، به نظر میرسد هرژه در گوش شکسته با آرومبایاها رفتار چندان بهتری نسبت به مردم سان تئودور نداشته است. مارک آنگنو، استاد ادبیات، میگوید آنها عمدتاً بهعنوان موجوداتی «مهربان و کمی ساده» معرفی میشوند.[۸] کاوشگر ریجول که نگرش پدرانه دارد، بیفایده تلاش میکند به آنها گلف بیاموزد و تنها با یک نمایش طناببازی میتواند همسایگانشان، بیباروها، را بترساند.[۸]
با این حال، آرومبایاها بهعنوان «نجاتیافتگان خوب» ظاهر میشوند، در مقابلِ نظامیانِ «جنگطلب و فاسد» سان تئودور.[۸] تنتن به آنها حق میدهد و شهرتی که سفیدپوستان ثروتمند منطقه به آنها نسبت دادهاند، مبنی بر بربریت و خشونت را رد میکند.[۸] نویسندهٔ مقاله، ژان-ماری آپوستولیدس، معتقد است که گوش شکسته «بنیانهای انسانشناسی تنتنی» را میگذارد. او میگوید در این کتاب، هرژه فاصلهٔ بیشتری از ارزشهای غربی که آغاز مجموعه داستانها را شکل میدهند میگیرد و آنچه را که روژه کایوا «انقلاب جامعهشناختی» مینامد، اجرا میکند.[۲۵]
پیر اسکیلینگ نظر مشابهی دارد و توضیح میدهد که قهرمان ماجرا «یک مرحلهٔ جدید را پشت سر میگذارد و قادر میشود نگاه انتقادی به فرهنگ خود داشته باشد». او در این داستان، تحسینِ «وحشی نیک» را میبیند، بهویژه از طریق شخصیت ریجول که ترجیح میدهد زندگی آرومبایاها را تجربه کند و در میان آنان باشد؛ جامعهای که پایدارتر به نظر میرسد نسبت به جامعهٔ کمتر هماهنگ ژنرال آلکازار و همراهانش.[۲۶]
تاریخدان فیلیپ مارگره نیز همین نظر را دارد و «رویکرد مردمشناختی محترمانه» هرژه را در این ماجرا و همچنین در معبد خورشید که یازده سال بعد منتشر شد، برجسته میکند.[۲۷] به گفتهٔ او، هرژه در کنار «قربانیان تاریخ» قرار میگیرد[۲۷] و این دو کتاب نگرانی او از واقعگرایی تاریخی را نشان میدهند: از یک سو جوامع بومی را هماهنگتر از جوامع سفیدپوستان معرفی میکند و از سوی دیگر پیوند ایدئولوژیک بین استعمار اسپانیایی آمریکا و غارت اقتصادی قرن بیستم را برقرار میسازد.[۲۸]
زمانی که آرومبایاها دوباره در تنتن و پیکاروها ظاهر میشوند، هرژه آنها را بهعنوان قربانی به تصویر میکشد. در این آلبوم، او الکلیسم ویرانکنندهٔ برخی جوامع بومی را نشان میدهد و آرومبایاها را به شکل افرادی مست نشان میدهد که بهطور غیرمستقیم قربانی پرتابهای هوایی ویسکی توسط رژیم تاپیوکا شدند، اقدامی که برای بیثبات کردن هواداران ژنرال آلکازار انجام میشد، و آرومبایاها را هم درگیر کرد.[۱۰][۱۱] در سال ۱۹۷۱، در جریان اقامت در میان قبیلهای از اوگلالاها در منطقهٔ حفاظتشدهٔ پاین ریج، هرژه از دیدن مردمی که تصور میکرد آزاد و مغرور هستند، اما توسط الکل بیآبرو و آسیبدیده شدهاند، شوکه شد.[۱۰]
شیء مقدس آرومبایا، عنصری ساختاری در داستان
بنوآ پیترس، متخصص آثار هرژه، تأکید میکند که هرژه از طریق شیء (مجسمهٔ) آرومبایا از عنصری تکرارشونده استفاده میکند که چنان پرقدرت است که وحدت داستان در گوش شکسته را تضمین میکند.[۲۹] از همان سیگارهای فرعون، نماد فرعون کی-اسخ میتوانست نقش مشابهی داشته باشد، اما نقش آن در پس زمینهٔ پیچیدگیهای متعدد داستان و جستوجوی قاچاقچیان مواد مخدر ثانویه باقی میماند. برعکس، مجسمه از ابتدای داستان تا پایان حضور دارد: دزدیده شدن آن در صفحهٔ اول اعلام میشود و تا صفحهٔ شصتم پیدا نمیشود، در حالی که پیچیدگیهای داستان بهطور مستقیم به آن مرتبط هستند[۲۹]. بهتدریج، هرژه این اصل «ریسمان داستان» را بهطور مکرر به کار میگیرد، چه در جستوجوی یک شیء گمشده در عصای اسرارآمیز یا یک شخص عزیز در معبد خورشید، ماجرای تورنسل یا تنتن در تبت.[۳۰] بنابراین، مجسمهٔ مقدس آرومبایا را میتوان بهعنوان یک «مکگافین» دید، همانطور که آلفرد هیچکاک تعریف میکند: عنصری که دنبال میشود و انرژیها را متمرکز میکند، هم انرژی شخصیتها و هم انرژی بیننده، و زنجیرهای از واکنشها ایجاد میکند.[۲۹]

علاوه بر این، مسئلهٔ دزدیده شدن مجسمه بحثهای فلسفی زیادی را برمیانگیزد. این شیء مقدس، که به کالا تبدیل شده و بهطور نامحدود تکثیر میشود، در دریایی از نسخههای کپی غرق میگردد. به باور بنوآ پیترس، این تصویر به مقالهای از فیلسوف آلمانی والتر بنیامین در سال ۱۹۳۶، همزمان با داستان هرژه، با عنوان اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی اشاره دارد، که در آن فیلسوف به تغییر بنیادین وضعیت اثر هنری ناشی از تکثیر مکانیکی میپردازد.[۳۱] با توسعهٔ عکاسی و سینما، پیشرفتهای فنی امکان تولید گسترده و دقیق هر مدلی را فراهم میکنند، تا جایی که تشخیص ارزشِ «اصل» از کپیها دشوار میشود. والتر بنیامین بنابراین بیان میکند که تکثیر نسخهها موجب کاهش اثر، تضعیف اورا (هالهٔ هنری)، و حتی محو شدن آن میشود.[۳۲]
کلکسیونر آمریکایی، ساموئل گلدوود، که شیء دزدیدهشده را خریداری میکند، به نظر نماد «کسی که میخواهد چوب را به طلا تبدیل کند، یعنی تلاش برای بازگرداندن اورای اثر بهصورت نوستالژیک در یک عمل شیمیایی عجیب» است، زیرا در زبان انگلیسی gold به معنی «طلا» و wood به معنی «چوب» است.[۳۱] در نهایت، هرگاه تکثیر وضعیت اثر اصلی و اصیل را تهدید میکند، حضور الماس در داخل مجسمه میتواند نماد گنجی باشد که در برابر تکرار مقاومت میکند.[۳۲]
جستوجوی این شیء همچنین جنبهای از فتیشیسم دارد. برای آرومبایاها، این مجسمه یک شیء یکتا با ارزش مقدس و تقریباً جادویی است. راهزنانی که میخواهند آن را بهدست آورند، فتیشیسم تجاری نشان میدهند و بیشتر به ارزش تبادلی آن توجه دارند تا ارزش مذهبی، در حالی که کلکسیونر ساموئل گلدوود نیز شیءباور است، زیرا به شیء، ارزش انتزاعی و غیرکاربردی میدهد.[۳۳]
آرومبایاها در فرهنگ عامه
در سال ۲۰۱۱، در چارچوب جشنوارهٔ اروپالیا که در آن سال به برزیل اختصاص داشت، موزهٔ هرژه با همکاری موزههای سلطنتی هنر و تاریخ بروکسل نمایشگاهی برگزار کرد که به معرفی آرومبایاها میپرداخت. در این نمایشگاه، آثار اصیلی مانند مجسمهٔ چیمو که الهامبخش مجسمه مقدس در گوش شکسته بوده است، و نیز آثاری از هنر آمازونی، در کنار صفحات کتاب گوش شکسته به نمایش گذاشته شدند.[۳۴]
منابع
یادداشتها
- ↑ آرومبایاها زیربنای کل داستان گوش شکسته را شکل میدهند، اما تنها در سه صفحه ظاهر میشوند.[H ۸]
- ↑ در تنتن و پیکاروها، آرومبایاها تنها در چهار صفحه ظاهر میشوند که در آنها میزبان تنتن هستند.[G ۲]
- ↑ هرژه برای ساختن زبان آرومبایا، دقیقاً از گویش «بروکسلی فلاندری» (Brussels Vloms)، گونهای از برابانتیِ هلندی، که گویش فلامان شهر بروکسل است، استفاده میکند.[۱۲]
- ↑ در سال ۱۹۳۷، در نسخهٔ اصلی سیاهوسفید، شفافیت بیشتری وجود دارد: هنگام ملاقات با تنتن، کالوما، رئیس آرومبایاها، به تنتن میگوید «Karah bistouï».
پانویس
کتاب گوش شکسته
- ↑ (Hergé 1943، board 1), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 2), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board ۴۵), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، boards 46-47), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، boards 49-50), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 34), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، boards 1-3), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، boards 50-52), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 12), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، boards 20-45), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 48-53), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 1), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 52), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 52), L'Oreille cassée.
- ↑ (Hergé 1943، board 52), L'Oreille cassée.
کتاب تنتن و پیکاروها
- ↑ (Hergé 1976، board 27), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، boards 32-35), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، boards 47-53), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، boards 47-53), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، board 1), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، board 32), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، board 32), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، board 34), Tintin et les Picaros.
- ↑ (Hergé 1976، board 34), Tintin et les Picaros.
یادکردهای دیگر
- ↑ Mozgovine 1992, p. 186.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 128.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 34.
- ↑ Baudson, Michel; Hergé; Sterckx, Pierre; Van Lier, Henri (1980). "Tintin, trait pour trait". In yes (ed.). Le musée imaginaire de Tintin (PDF) (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 33. ISBN 2-203-00401-0.
Publié pour la première fois à l'occasion de l'exposition itinérante organisée par la Société des expositions du Palais des beaux-arts de Bruxelles, Bruxelles, 28 juin–28 août 1979
- ↑ Soumois 1987, p. 98.
- ↑ Brillet, Frédéric (2015). "Amérique latine - un continent en réduction". In Collectif (ed.). Tintin - Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé. Geo hors série (به فرانسوی). Paris; Bruxelles: Geo; Éditions Moulinsart. pp. 108–115. ISBN 978-2-8104-1564-9. OCLC 941803774.
- 1 2 Delesse, Catherine (2011). "Le vrai-faux réel dans la bande dessinée - La presse et autres médias dans Tintin". Palimpsestes [Online] (به فرانسوی) (24): 103–118. eISSN 2109-943X.
- 1 2 3 4 5 Angenot, Marc (2010). "Basil Zaharoff et la guerre du Chaco - La tintinisation de la géopolitique des années 1930". Études françaises (به فرانسوی). Montréal: Presses de l'Université de Montréal. 46 (2): 47–63. doi:10.7202/044534ar. eISSN 1492-1405. ISSN 0014-2085. Retrieved 7 February 2023.
- ↑ Dorison, Guillaume; Bocci, Alessandro; Sintes-Makma, Marc; Clot, Christian (2012). Fawcett - les cités perdues d'Amazonie. Explora (به فرانسوی). Grenoble: Glénat. pp. 47–48. ISBN 978-2-331-00105-5.
- 1 2 3 4 5 6 Kubiak, Valérie; Durand, Jean-Yves (April–May 2017). "Sauvages mais égaux à l'homme blanc". Geo. Geo hors-série - Tintin : les peuples du monde vus par le héros d'Hergé… et leur réalité aujourd'hui (به فرانسوی): 74–76.
- 1 2 3 4 Soumois 1987, p. 297.
- 1 2 3 4 5 De Gheyndt, Jean-Jacques. "Eï ben ek - Eï blaaiv ek ! Le bruxellois chez Tintin". Pour la Science et pour la Zwanze. p. L'arumbaya : Pikuri toht narobo wa Walker. Retrieved 5 February 2023.
- ↑ Baetens, Jan (2011). "Tintin et les langues étrangères". Hergé écrivain (به فرانسوی). Paris: Flammarion. pp. 19–22. ISBN 978-2-0812-4615-7.
- ↑ Daniel Couvreur, Parlez-vous l'arumbaya ou le syldave (à la mode bruxelloise) ?, in (2014، ص. 100-101).
- 1 2 3 4 5 Grutman, Rainier (2010). "« Eih bennek, eih blavek » - L'inscription du bruxellois dans Le sceptre d'Ottokar" (pdf). Études françaises (به فرانسوی). Montréal: Presses de l'Université de Montréal. 46 (2): 83–99. doi:10.7202/044536ar. eISSN 1492-1405. ISSN 0014-2085. Retrieved 7 February 2023.
- ↑ Sterckx, Pierre (2015). "Georges Remi, dit « Hergé » : une biographie". L'art d'Hergé - Hergé et l'art (pdf) (به فرانسوی). Paris; Bruxelles: Gallimard; Éditions Moulinsart. p. 3. ISBN 978-2-0701-4954-4. Retrieved 8 February 2023.
- ↑ Alain Rey, À chaque personnage son propre langage, in (2014، ص. 98-102).
- ↑ Soumois 1987, p. 297-298.
- ↑ Justens, Daniel; Préaux, Alain (2004). Tintin - Ketje de Bruxelles (به فرانسوی). Bruxelles; Paris: Casterman. p. 135. ISBN 2-203-01716-3.
- ↑ De Gheyndt 2018, quatrième de couverture.
- ↑ Soumois 1987, p. 298.
- ↑ Jean-Luc; Fontaine, J.-P. (20 March 2019). "Tintin et les secrets du langage arumbaya". tintinomania.com (blog). Retrieved 6 February 2023.
- ↑ Ba Konaré, Adame (2008). "Introduction générale". In Adame Ba Konaré (ed.). Petit précis de remise à niveau sur l'histoire africaine à l'usage du président Sarkozy. Cahiers libres (به فرانسوی). Paris: La Découverte via Cairn.info. pp. 21–27. doi:10.3917/dec.konar.2008.01. ISBN 978-2-7071-5871-0. Retrieved 3 February 2023.
- ↑ "Les personnages". www.tintin.com. Bruxelles: Tintinimaginatio S.A. p. Kaloma. Retrieved 3 February 2023.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 131.
- ↑ Skilling, Pierre (2001). "5". Mort aux tyrans ! - Tintin, les enfants, la politique. Études culturelles. Québec: Éditions Nota bene. p. 191. ISBN 978-2-8951-8077-7.
- 1 2 Corrado, Danielle (2010). "Michel Porret (dir.), Objectif bulles. Bande dessinée et histoire". Cahiers de civilisation espagnole contemporaine (به فرانسوی). Angers: 3.LAM, Université d'Angers (7): §6. doi:10.4000/ccec.3546. eISSN 1957-7761. Retrieved 8 February 2023.
- ↑ Marguerat, Philippe (5 May 2009). "Des indiens à la guérilla - Tintin en Amérique latine ou la révolution intérieure". In Porret, Michel (ed.). Objectif bulles - Bande dessinée et histoire. L'équinoxe (به فرانسوی). Viviane Alary; Alain Boillat; Danielle Chaperon; Frédéric Chauvaud; Alain Corbellari; Sébastien Farré; Philippe Kaenel; Olivier Roche; Yann Schubert. Genève: Georg éditeur. pp. 233–254. ISBN 978-2-8257-0961-0. Retrieved 8 February 2023.
- 1 2 Peeters 2006, p. 158.
- ↑ Peeters, Benoît (1984). "Les Aventures de Tintin". Le monde d'Hergé (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 84. ISBN 2-203-23124-6.
- 1 2 Peeters 2006, p. 159-160.
- 1 2 Ortoli, Sven, ed. (2020). "La reproduction". Tintin et le trésor de la philosophie Hergé (به فرانسوی). Jean-Luc Marion; Raphaël Enthoven; Isabelle Sorente; Laurence Devillairs; Felwine Sarr; Marion Garcia; Alexis Lavis et al. Paris: Philo Éditions; Éditions Moulinsart. pp. 38–39. ISBN 978-3-7817-8920-3. OCLC 1241073933.
- ↑ Apostolidès 2006, p. 138-140.
- ↑ "Tintin et Milou chez les Arumbayas". tintin.com (به فرانسوی). 27 October 2011. Retrieved 18 January 2023.
کتابشناسی
کتابهای اصلی تنتن
- Hergé (1943). L'Oreille cassée. Tournai: Casterman. p. 64. ISBN 978-2-203-00105-3.
- Hergé (1976). Tintin et les Picaros. Tournai: Casterman. p. 64. ISBN 978-2-203-00123-7.
کتابهای دیگر
- Apostolidès, Jean-Marie (2006). Les métamorphoses de Tintin. Champs (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 435. ISBN 978-2-08-124907-3.
- Collectif (2014). Le rire de Tintin - Les secrets du génie comique d'Hergé (به فرانسوی). Paris; Issy-les-Moulineaux: L'Express; Beaux Arts Magazine. p. 136. ISBN 978-2-212-55934-7.
- De Gheyndt, Jean-Jacques (2018). Eï ben ek - Eï blaaiv ek ! - bruxellois - syldave - arumbaya (به فرانسوی). Bruxelles: Bernardiennes (Cercle d'histoire de Bruxelles). p. 216. ISBN 978-2-930738-58-1. OCLC 1281817345.
Dictionnaire français - bruxellois - arumbaya, consacré au vocabulaire de Tintin
- Mozgovine, Cyrille (1992). De Abdallah à Zorrino - Dictionnaire des noms propres de Tintin. Bibliothèque de Moulinsart (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 286. ISBN 2-203-01711-2.
- Peeters, Benoît (2006). Hergé, fils de Tintin. Champs biographie (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 629. ISBN 978-2-08-126789-3.
- Soumois, Frédéric (1987). Dossier Tintin - Sources, Versions, Thèmes, Structures. Bruxelles: Jacques Antoine. p. 316. ISBN 2-87191-009-X.