استفان اسکندرانی
استفان اسکندرانی (انگلیسی: Stephanus of Alexandria) (فعال در حدود ۵۸۰ تا ۶۴۰ میلادی) فیلسوف، آموزگار، کیمیاگر، اختربین و اخترشناس بیزانسی بود. او در فلسفه به سنت نوافلاطونی تعلق داشت و از واپسین نمایندگان سنت علمی و فلسفی اسکندریه پیش از فتح اسلامی مصر بهشمار میرود.[۱]
استفان در اسکندریه آموزش دید و سپس در اوایل سدهٔ هفتم به قسطنطنیه رفت. در آنجا به تدریس فلسفهٔ افلاطون و ارسطو، فنون چهارگانه، کیمیاگری و اختربینی پرداخت. آثار یا نوشتههایی در فلسفه، اخترشناسی، گاهشماری، کیمیاگری و احکام نجوم به او منسوب است، هرچند اصالت همهٔ آنها پذیرفته نیست.[۱]
زندگی
استفان احتمالاً در اسکندریه نزد الیاس اسکندرانی تحصیل کرد. او همراه با الیاس و داوود مفسر از فیلسوفان مسیحی مرتبط با مکتب المپیودوروس جوان دانسته میشود.[۱]
یوحنا موسخوس گزارش میکند که استفان در دههٔ ۵۸۰ میلادی در اسکندریه تدریس میکرد و بر متون فلسفی شرح مینوشت. او در مناقشات مربوط به تکسرشتباوری نیز دخالت داشت و ظاهراً در دورههای مختلف مواضعی متفاوت اتخاذ کرد. موسخوس از او بهعنوان «سخنور و فیلسوف» یاد میکند.[۱]
اندکی پس از به تخت نشستن هراکلیوس در ۶۱۰، استفان از اسکندریه به قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری، رفت. معلوم نیست که آیا امپراتور شخصاً او را به پایتخت دعوت کرده بود یا نه. این جابهجایی از نظر تاریخ اندیشه اهمیت دارد، زیرا استفان را به حلقهای میان سنت علمی و فلسفی متأخر اسکندریه و فرهنگ علمی بیزانس قرون وسطی تبدیل کرد.[۱]
او در قسطنطنیه منصبی با عنوان «استاد همگانی» داشت و در مدرسهٔ عالی امپراتوری به آموزش افلاطون، ارسطو و فنون چهارگانه ــ حساب، هندسه، موسیقی و اخترشناسی ــ و نیز کیمیاگری و اختربینی میپرداخت.[۱] در سنت کیمیاگری نیز از او با عنوانی مشابه «استاد همگانی» یاد شده است.[۲]
از شاگردان او میتوان به الیاس مجعول و تیکیکوس ترابوزانی اشاره کرد. تیکیکوس بعدها استاد دانشمند ارمنی آنانیا شیراکاتسی شد.[۱]
آثار فراوانی در دورههای بعد به استفان نسبت داده شد که برخی از آنها بیگمان از او نیستند. بیشتر نوشتههایی که با اطمینان بیشتری به او مرتبط دانسته شدهاند، به دورهٔ اقامتش در قسطنطنیه تعلق دارند.[۱]
آگاپیوس منبجی در گزارش پیمان سال ۶۲۸ میان هراکلیوس و شاهنشاه ساسانی شیرویه، استفان را از فیلسوفان نامدار آن روزگار معرفی میکند.[۳] او پیش از مرگ هراکلیوس در ۶۴۱ درگذشت.[۱]
گاهی استفان اسکندرانی با استفان آتنی یکی دانسته شده است، اما این همانندسازی در پژوهشهای جدید بعید شمرده میشود.[۲]
آثار
شرحهای فلسفی
از استفان شرحهایی بر آثار ارسطو باقی مانده یا به او منسوب شده است. یکی از مهمترین آنها شرحی بر رسالهٔ درباره تفسیر ارسطو است. بخشی از شرح او بر دربارهٔ نفس نیز در مجموعهٔ شرحهای یونانی بر ارسطو منتشر شده است.
ویرایشهای مهم این نوشتهها عبارتاند از:
- Stephanus de interpretatione، به کوشش میشائل هایدوک، ۱۸۸۵؛
- بخشی از Ioannes Philoponus de anima، به کوشش میشائل هایدوک، ۱۸۹۷، صص. ۴۴۶–۶۰۷.
اثری دربارهٔ فن خطابه که زمانی به استفان اسکندرانی نسبت داده میشد، متعلق به سخنوری بیزانسی از سدهٔ دوازدهم دانسته شده و از آثار او نیست.
استفان همچنین شرحی بر ایساغوجی پورفیری نوشت. بخشهایی از این شرح در سنت سریانی حفظ شده و آنتون باوماشتارک ترجمه و بررسی آنها را در آغاز سدهٔ بیستم منتشر کرد.
اخترشناسی و گاهشماری
آثار اخترشناختی و گاهشماری نیز به استفان منسوب است. از جمله نوشتهای است که در آن با استفاده از نمونههای عملی، شرح تئون اسکندرانی بر جدولهای اخترشناختی توضیح داده شده است. هرمان یوزنر این متن را در پژوهش خود دربارهٔ استفان منتشر کرد.
فعالیت استفان در اخترشناسی با تدریس فنون چهارگانه در قسطنطنیه سازگار است و نشان میدهد که فلسفه، ریاضیات و علوم آسمانی در برنامهٔ آموزشی او از یکدیگر جدا نبودند.[۱]
آثار کیمیایی
مجموعهای از نوشتههای کیمیایی به استفان نسبت داده شده است. در این آثار، زبان کیمیاگری یونانی با مفاهیم نوافلاطونی، کیهانشناختی و دینی درهم آمیخته است. یکی از شناختهشدهترین آنها شعری دربارهٔ زرآفرینی، یعنی ساختن طلا، است.
اصالت این آثار محل بحث بوده است. تفاوت سبک آنها با نوشتههای فلسفی استفان سبب شده است برخی پژوهشگران انتسابشان را زیر سؤال ببرند. با این حال، اف. شروود تیلور انتساب بخش اصلی مجموعه به استفان را پذیرفت و پیوند میان نوافلاطونیگری، دانش طبیعی و کیمیاگری در این متون را با زمینهٔ فکری او سازگار دانست.[۴]
یکی از مجموعههای اصلی این آثار با عنوان هنر بزرگ و مقدس شناخته میشود. متن آن در چند نسخهٔ خطی یونانی باقی مانده است، از جمله نسخهٔ شمارهٔ ۲۹۹ کتابخانهٔ مارچیانا در ونیز و نسخهٔ ۲۳۲۷ کتابخانه ملی فرانسه.
یولیوس لودویگ ایدلر در ۱۸۴۲ بخشی از این مجموعه را منتشر کرد، اما چاپ او بر نسخهبرداری ناقصی از دستنوشتهٔ ونیز استوار بود. شروود تیلور در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ سه درس نخست را با مقابلهٔ مستقیم نسخهٔ ونیز و همراه با ترجمهٔ انگلیسی و شرح منتشر کرد.
ماریا پاپاتاناسیو در ۲۰۱۷ ویرایش انتقادی کاملتری از آثار کیمیایی منسوب به استفان را همراه با بررسی تاریخی و شرح مفصل منتشر کرد. این پژوهش از مهمترین مطالعات جدید دربارهٔ جایگاه استفان در تاریخ کیمیاگری یونانی است.
در این متون، کیمیاگری تنها به عملیات مادی برای تبدیل فلزات محدود نمیشود؛ زبان مربوط به دگرگونی ماده با مضامین کیهانشناختی، فلسفی و دینی پیوند خورده و برخی فرایندهای کیمیایی صورت تمثیلی پیدا میکنند.[۲]
اختربینی
استفان در اختربینی نیز فعال بود. رسالهای دربارهٔ احکام و نتایج اخترشناختی به او منسوب است که هرمان یوزنر آن را منتشر کرده است. این نوشته در ادامهٔ سنت دیرینهٔ پیوند میان اخترشناسی ریاضی و احکام نجوم در محیط علمی اسکندریه و بیزانس قرار میگیرد.[۱]
با این حال، همهٔ متون اختربینی منسوب به استفان اصیل نیستند.
زایچهٔ محمد
متنی شامل زایچهای منسوب به محمد و پیشگویی دربارهٔ ظهور اسلام نیز در نسخههای بعدی به استفان نسبت داده شده است، اما این انتساب ساختگی است. متن نمیتواند از استفان باشد، زیرا در آن از مهدی، خلیفهٔ عباسی که در سدهٔ هشتم حکومت کرد، نام برده شده است. از این رو، این نوشته باید پس از سال ۷۷۵ میلادی پدید آمده باشد؛ بیش از یک سده پس از زمان استفان.[۳]
جایگاه در تاریخ اندیشه
استفان در مرحلهای از تاریخ فکری مدیترانه فعالیت میکرد که سنت فلسفی و علمی اسکندریه رو به پایان بود و مراکز علمی بیزانس در قسطنطنیه اهمیت بیشتری مییافتند. انتقال او از اسکندریه به پایتخت بیزانس یکی از نمونههای انتقال این سنت علمی از جهان متأخر یونانی ـ اسکندرانی به محیط قرون وسطایی بیزانس دانسته شده است.[۱]
دامنهٔ موضوعات مورد تدریس و نگارش او ــ از ارسطو و افلاطون تا ریاضیات، موسیقی، اخترشناسی، اختربینی و کیمیاگری ــ بازتابدهندهٔ الگویی از دانش در اواخر دوران باستان است که در آن مرز میان رشتههای امروزی به شکل کنونی وجود نداشت.
جایگاه او در تاریخ کیمیاگری بهویژه اهمیت دارد، زیرا آثار منسوب به او از واپسین نمونههای عمدهٔ کیمیاگری یونانی پیش از انتقال بخش بزرگی از این میراث به جهان عربیزبان هستند.[۲]
جستارهای وابسته
- کیمیاگری یونانی
- زوسیموس کیمیاگر
- فلسفه نوافلاطونی
- المپیودوروس جوان
- کیمیاگری در جهان اسلام
- فنون چهارگانه
- احکام نجوم
منابع
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Dickson, Keith (2008). "Stephanos of Alexandria (ca 580?–640? CE)". In Paul T. Keyser; Georgia L. Irby-Massie (eds.). The Encyclopedia of Ancient Natural Scientists: The Greek Tradition and Its Many Heirs (in English). Routledge. pp. 759–760.
- 1 2 3 4 Viano, Cristina (2008). "Stephanos of Alexandria (Alch.) (ca 580–ca 640 CE)". In Paul T. Keyser; Georgia L. Irby-Massie (eds.). The Encyclopedia of Ancient Natural Scientists: The Greek Tradition and Its Many Heirs (in English). Routledge. pp. 760–761.
- 1 2 Hoyland, Robert G. (1997). Seeing Islam as Others Saw It: A Survey and Evaluation of Christian, Jewish and Zoroastrian Writings on Early Islam (in English). Darwin Press. pp. 302–305.
- ↑ Linden, Stanton J. (2003). The Alchemy Reader: From Hermes Trismegistus to Isaac Newton (in English). انتشارات دانشگاه کمبریج. p. 54.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Stephanus of Alexandria». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶.
- اخترشناسان سده ۷ (میلادی)
- ریاضیدانان سده ۷ (میلادی)
- فیلسوفان اسکندریه در عهد رومیان
- فیلسوفان سده ۷ (میلادی)
- نویسندگان سده ۷ (میلادی) اهل امپراتوری روم شرقی