کیمیاگری در جهان اسلام

نگاره‌ای از نسخه‌ای از کتاب الماء الورقی و الارض النجمية اثر ابن امیل؛ حکیمی که لوح دانش کیمیایی را در دست دارد. این حکیم در متن با هرمس تریسمجیستوس همانند دانسته می‌شود.
صفحه‌ای از نسخه‌ای عربی دربارهٔ کیمیا منسوب به زکریای رازی

کیمیاگری در جهان اسلام به مجموعهٔ نظریه‌ها، متون و شیوه‌های عملی کیمیاگری گفته می‌شود که از سده‌های نخست اسلامی در قلمروهای زیر فرمان یا نفوذ تمدن اسلامی شکل گرفت و گسترش یافت. بخش بزرگی از این سنت به زبان عربی نوشته شد، اما دانشوران و کیمیاگران ایرانی، مصری، اندلسی و دیگر مردمان جهان اسلام در پیدایش و تحول آن سهم اصلی را داشتند. این سنت از حدود سدهٔ هشتم میلادی به‌طور گسترده گواهی شده و در برخی مناطق تا دورهٔ جدید ادامه یافته است.[۱]

کیمیای این دوره را نباید با شیمی جدید یکی دانست. کیمیاگران علاوه بر کار با فلزات، کانی‌ها، نمک‌ها، مواد گیاهی و جانوری و انجام عملیات آزمایشگاهی، بر پایهٔ دستگاه‌های فلسفی خاصی دربارهٔ ساختار ماده، پیدایش فلزات، امکان دگرگونی فلزات و ساخت اکسیر یا سنگ فلاسفه می‌اندیشیدند. در برخی سنت‌ها این مباحث با کیهان‌شناسی، پزشکی، اختربینی، عددشناسی و اندیشه‌های دینی یا عرفانی نیز درآمیخته بود؛ با این حال، همهٔ نویسندگان کیمیایی رویکردی عرفانی نداشتند و برای نمونه آثار زکریای رازی بیشتر بر مواد، ابزارها و عملیات عملی تمرکز دارند.[۱][۲]

نام‌ها و اصطلاحات

واژهٔ عربی کیمیاء از واژه‌ای پیشاعربی گرفته شده است. دربارهٔ ریشهٔ نهایی آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛ یکی از نظریه‌های رایج آن را از یونانی χημεία یا χυμεία، در ارتباط با ذوب و آمیختن فلزات، می‌داند و برخی پژوهشگران نیز پیوند آن را با نام باستانی مصر و واژهٔ «سیاه» مطرح کرده‌اند.[۳][۴]

در متون عربی، «کیمیا» تنها نام این دانش نبود. اصطلاحاتی چون الصنعة («صنعت» یا «هنر»)، الصنعة الإلهیة («صنعت الهی»)، علم الصناعة، الحکمة («حکمت») و العمل الأعظم («عمل اعظم») نیز برای آن به کار می‌رفتند.[۵] اصطلاح تدبیر نیز در متون کیمیایی برای شیوه‌ها و عملیات انجام‌شده بر مواد کاربرد گسترده داشت؛ ازاین‌رو تکلیس، حل، تقطیر، تصعید و دیگر عملیات را می‌توان در زبان این متون «تدبیرهای کیمیایی» دانست.

پیشینه

میراث یونانی و اسکندرانی

کیمیا به‌صورت دانشی مشخص در محیط یونانی‌زبان اسکندریه در سده‌های نخست میلادی شکل گرفت. نوشته‌های منسوب به زوسیموس کیمیاگر، شبه‌دموکریتوس و دیگر نویسندگان یونانی مجموعه‌ای از دستورهای کار با فلزات، رنگ‌کردن آنها، ساخت مواد مصنوعی و اندیشه‌هایی دربارهٔ دگرگونی ماده را در خود داشتند. در دوره‌های بعد، این میراث در مصر، سوریه، ایران و دیگر بخش‌های خاور نزدیک گردش یافت.[۱]

پس از گسترش قلمرو اسلامی، بخشی از این میراث به عربی منتقل شد. متون متعددی نیز در جهان اسلام به نام شخصیت‌های یونانی یا باستانی چون هرمس تریسمجیستوس، افلاطون، ارسطو، آپولونیوس تیانایی و زوسیموس نوشته یا ترجمه شد. در منابع عربی نام‌هایی ایرانی مانند جاماسپ، اوستانس و مانی نیز در پیوند با دانش‌های کیمیایی دیده می‌شود. وجود شماری از واژگان فنی فارسی در ادبیات کیمیایی عربی، مانند نوشادر، از حضور عناصر ایرانی در این سنت حکایت دارد.[۱]

تشخیص اینکه همهٔ این آثار واقعاً ترجمهٔ متون کهن بوده‌اند یا برخی مستقیماً در جهان اسلام و با انتساب به نویسندگان باستانی پدید آمده‌اند، همواره ممکن نیست. بخش بزرگی از ادبیات کیمیایی این دوره شبه‌نگاشته است و تاریخ دقیق بسیاری از رساله‌ها و انتساب آنها همچنان محل پژوهش است.[۱]

آغاز سنت عربی

روایت‌های سنتی آغاز کیمیا در اسلام را گاه به خالد بن یزید، شاهزادهٔ اموی، نسبت می‌دهند و می‌گویند او کیمیا را از راهبی مسیحی به نام ماریانوس آموخت و فرمان ترجمهٔ آثار کیمیایی را داد. با این حال، پژوهش‌های جدید تاریخی‌بودن این روایت را محل تردید می‌دانند و انتساب آثار کیمیایی به خالد را عمدتاً بخشی از سنت‌های متأخر می‌شمارند.[۶]

از سدهٔ هشتم میلادی به بعد، وجود فعالیت کیمیایی در جهان اسلام روشن‌تر است. این فعالیت تنها انتقال متون یونانی نبود؛ مفاهیم یونانی در دستگاه‌های فلسفی و دینی تازه بازتفسیر شدند و نظریه‌هایی پدید آمد که بعدها بر کیمیاگری یونانی متأخر، لاتینی و اروپایی نیز اثر گذاشتند.[۱][۷]

مجموعهٔ جابری

تصویری اروپایی و متأخر از جابر بن حیان؛ این تصویر بازنمایی تاریخیِ هم‌زمان با جابر نیست.

بزرگ‌ترین و اثرگذارترین مجموعهٔ کیمیایی عربی به جابر بن حیان منسوب است و در پژوهش‌های جدید معمولاً «مجموعه جابری» نامیده می‌شود. مسئلهٔ نویسندگی و تاریخ این مجموعه از مسائل بحث‌برانگیز تاریخ علم است. پاول کراوس بخش بزرگی از آن را محصول گروهی از نویسندگان سده‌های سوم و چهارم هجری دانست، در حالی که پژوهشگران بعدی برخی استدلال‌های او را به چالش کشیده‌اند. در هر صورت، مجموعهٔ جابری پیش از پایان سدهٔ دهم میلادی شکل گرفته بود و ممکن است بخش‌هایی از آن قدمتی بیشتر داشته باشند.[۸]

آثار جابری در منابع کهن در چند مجموعه طبقه‌بندی شده‌اند که از مهم‌ترین آنها «صد و دوازده کتاب»، «هفتاد کتاب»، «کتاب‌های موازین» و «پانصد کتاب» است. آثاری چون ارض الحجر، کتاب الحجر و رساله‌های متعدد دربارهٔ اکسیر، خواص مواد و میزان نیز به این سنت تعلق دارند.[۹]

مجموعهٔ جابری تنها مجموعه‌ای از دستورهای عملی نیست؛ در آن مباحث کیهان‌شناختی، پزشکی، عددشناختی، فلسفی و گاه دینی نیز دیده می‌شود. یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های این مجموعه، گسترش نظریهٔ علم میزان و کاربرد روابط کمّی برای توضیح طبایع و ساختار مواد بود.[۱۰]

زکریای رازی

زکریای رازی یکی از مهم‌ترین نویسندگان کیمیا در جهان اسلام بود و دست‌کم سیزده رساله یا بیشتر دربارهٔ کیمیا به او نسبت داده شده است. مشهورترین آنها کتاب الاسرار است. نوشته‌های رازی برخلاف بخش‌هایی از مجموعهٔ جابری، کمتر متکی بر کیهان‌شناسی و رمزپردازی دینی‌اند و توجه بیشتری به طبقه‌بندی مواد، ابزارها و روش‌های عملی دارند؛ بااین‌حال رازی نیز امکان دگرگونی فلزات را می‌پذیرفت.[۱]

در کتاب الاسرار، مواد مورد استفادهٔ کیمیاگر، ابزارهای کار و تدبیرهای لازم برای فرآوری مواد دسته‌بندی شده‌اند. همین گرایش نظام‌مند سبب شده است که نوشته‌های رازی منبع مهمی برای شناخت آزمایشگاه، مواد و فنون کیمیایی در سده‌های میانه باشند.[۱][۱۱]

ابن امیل

محمد بن امیل، کیمیاگر سدهٔ دهم میلادی، نمایندهٔ گرایشی است که زبان رمزی و تفسیر متون پیشینیان را با کار کیمیایی درآمیخت. اثر مشهور او کتاب الماء الورقی و الارض النجمية («کتاب آب سیمگون و زمین ستاره‌گون») شرحی بر منظومهٔ خود او، رسالة الشمس إلى الهلال، است و نقل‌قول‌های فراوانی از نویسندگان کیمیایی پیشین دارد.[۱۲]

آثار ابن امیل بعدها به لاتینی راه یافتند و او در سنت اروپایی با نام‌هایی چون «سنیور» و «زادیت» شناخته شد. تصویر حکیمی که لوحی کیمیایی در دست دارد و در نسخه‌های اثر او دیده می‌شود، بعدها نیز در ادبیات تصویری کیمیاگری اروپایی بازتاب یافت.

طغرایی و جلدکی

طغرایی، ادیب و دانشور ایرانی سده‌های یازدهم و دوازدهم، نیز رساله‌هایی در کیمیا نوشت. آثار او نمایانگر ادامهٔ سنت کیمیایی در محیط علمی و ادبی ایران و عراق‌اند و در آنها بحث‌های نظری در کنار دستورهای عملی دیده می‌شود.[۴]

عزالدین ایدمر جلدکی در سدهٔ چهاردهم از پرکارترین نویسندگان کیمیا در جهان اسلام بود. او در دمشق و قاهره فعالیت داشت و آثار گسترده‌ای دربارهٔ نظریهٔ کیمیا، میزان، رمزهای کیمیایی و آثار نویسندگان پیشین نگاشت. نوشته‌های او برای شناخت چگونگی خواندن و تفسیر زبان رمزی کیمیا در دورهٔ مملوکی اهمیت دارند.[۱۳]

نظریه‌های کیمیایی

چهار طبیعت و عناصر

بخش مهمی از نظریهٔ کیمیا بر دستگاه طبیعی ارسطویی و پزشکی یونانی استوار بود. در این دستگاه، چهار کیفیت یا طبیعتِ گرمی، سردی، خشکی و تری با چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاک پیوند داشتند. آتش گرم و خشک، هوا گرم و تر، آب سرد و تر، و خاک سرد و خشک در نظر گرفته می‌شدند.[۱۰]

کیمیاگران بر آن بودند که تفاوت مواد را می‌توان با نسبت‌های متفاوت این طبایع توضیح داد. در مجموعهٔ جابری، این اندیشه توسعهٔ گسترده‌ای یافت و فرض شد که با شناخت و تغییر میزان کیفیت‌های ماده می‌توان آن را به ماده‌ای دیگر دگرگون کرد.[۱]

نظریهٔ گوگرد و جیوه

یکی از نظریه‌های مهم کیمیای عربی، نظریهٔ گوگرد–جیوه در پیدایش فلزات بود. بر اساس این دیدگاه، فلزات در درون زمین از آمیزش دو اصل شبیه گوگرد و جیوه پدید می‌آیند. منظور از این دو اصل الزاماً گوگرد و جیوهٔ معمولی نبود، بلکه موادی آرمانی با کیفیت‌های متناظر با آنها در نظر گرفته می‌شدند. تفاوت نسبت، خلوص و کیفیت این دو اصل سبب پدیدآمدن فلزات مختلف می‌شد.[۱۴]

از این دیدگاه، فلزات کاملاً گونه‌هایی جدا از یکدیگر نبودند و می‌شد با تغییر کیفیت‌های آنها فلزی را به فلز دیگر تبدیل کرد. همین تصور یکی از پایه‌های نظری باور به امکان دگرگونی فلزات به نقره یا طلا شد.

علم میزان

علم میزان یکی از ویژگی‌های بنیادی مجموعهٔ جابری است. در این نظریه، پدیده‌های طبیعی و ویژگی مواد تابع نسبت‌ها و اندازه‌هایی معین دانسته می‌شوند. هدف آن تنها وزن‌کردن به معنای امروزی نبود؛ بلکه یافتن نسبت کمّی میان طبایع و کیفیت‌های موجود در ماده بود.[۱۰]

در این نظام، چهار طبیعتِ گرم، سرد، خشک و تر هر یک دارای درجات و زیرتقسیم‌هایی‌اند و عددهای خاصی برای بیان نسبت میان آنها به کار می‌رود. عدد هفده در این دستگاه جایگاهی ویژه دارد و رشتهٔ عددی ۱، ۳، ۵ و ۸ نیز در محاسبات جابری اهمیت می‌یابد.[۱۰]

یکی از پیچیده‌ترین شاخه‌های این نظریه «میزان حروف» بود. در آن، حروف نام یک ماده با خواص آن ارتباط داده می‌شد و نام شیء به‌گونه‌ای بازتاب‌دهندهٔ ساختار طبیعی آن تلقی می‌شد. علم میزان در مجموعهٔ جابری از کیمیا فراتر می‌رود و به جانوران، گیاهان، اجرام آسمانی، نفس و دیگر مراتب طبیعت نیز تعمیم داده می‌شود.[۱۰]

اکسیر، حجر و عمل اعظم

هدف اصلی بسیاری از متون کیمیایی تهیهٔ ماده‌ای بود که بتواند فرایند طبیعیِ کمال فلزات را شتاب دهد. این ماده با نام‌هایی چون اکسیر، «حجر» و در سنت اروپایی سنگ فلاسفه شناخته شد. تصور می‌شد افزودن مقدار اندکی از این ماده به فلز پایه بتواند آن را به طلا یا نقره تبدیل کند.[۱]

در زبان عربی، خود کیمیا نیز گاه العمل الأعظم («عمل اعظم») خوانده می‌شد. در کاربردهای بعدی، این تعبیر به مجموعهٔ تدبیرها و دگرگونی‌هایی گفته شد که به ساخته‌شدن سنگ فلاسفه یا اکسیر نهایی می‌انجامید.[۱۵]

کبریت احمر («گوگرد سرخ») نیز در برخی متون کیمیایی نام یا نمادی برای مادهٔ کامل، اکسیر یا مرحله‌ای از کمال کیمیایی بود و بعدها در متون عرفانی نیز معنای استعاری یافت.

مواد و «ارواح»

کیمیاگران مجموعهٔ گسترده‌ای از مواد معدنی، نمک‌ها، فلزات، مواد گیاهی و جانوری را به کار می‌بردند. در متون عربی گروهی از مواد فرّار «ارواح» (الأرواح) نامیده می‌شدند. از مهم‌ترین آنها جیوه (زیبق)، گوگرد (کبریت)، نوشادر و زرنیخ بود.[۱۶]

«روح» در این کاربرد الزاماً معنای دینی یا غیرمادی نداشت، بلکه می‌توانست به ماده‌ای اشاره کند که در اثر گرما بخار می‌شود یا حالت فرّار دارد. معنای واژگان کیمیایی به مرحلهٔ عملیات نیز وابسته بود و همین امر همراه با کاربرد نام‌های رمزی، فهم متون را دشوار کرده است.[۱]

تدبیرهای کیمیاگری

کیمیاگران برای تغییر، جداسازی و پالایش مواد از مجموعه‌ای از عملیات استفاده می‌کردند که در متون عربی غالباً با مفهوم تدبیر بیان می‌شدند. بسیاری از این عملیات پیش از اسلام نیز شناخته شده بودند، اما در آثار جابری، رازی و دیگر نویسندگان به‌صورت نظام‌مند توصیف شدند.

از تدبیرهای پرکاربرد می‌توان به تکلیس، تقطیر، حل‌کردن، تبخیر، تبلور، تصعید، صافش، ملغمه‌سازی، تثبیت، تشویه و عملیات مربوط به گرم‌کردن و سردکردن مواد اشاره کرد.[۱۷]

در مجموعهٔ جابری، اصطلاح انقلاب یا دگرگونی برای تغییر مواد کاربرد داشت، اما این تغییر همیشه به معنی تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر به معنای شیمی امروزی نبود و می‌توانست پالایش، اصلاح یا تغییر ویژگی‌های یک ماده را نیز دربر گیرد.[۱۸]

ابزارهای کیمیاگری

صفحه‌ای دیگر از نسخهٔ عربی کیمیایی منسوب به رازی

آثار رازی از مهم‌ترین منابع برای شناخت وسایل آزمایشگاهی کیمیاگران جهان اسلام‌اند. ابزارها را می‌توان به‌طور کلی به وسایل ذوب فلزات و وسایل تدبیر مواد تقسیم کرد.

برای ذوب، از کوره، دم، بوته، ملاقه، انبر، قیچی، چکش و سوهان استفاده می‌شد. برای تقطیر و فرآوری مواد نیز وسایلی چون قرع، انبیق، ظرف گیرنده یا «قابله»، اثال، شیشه‌ها و قرابه‌ها، دیگ، قیف، الک و صافی به کار می‌رفت.[۱][۱۹]

گرم‌کردن مواد گاه مستقیماً بر آتش و گاه با واسطه انجام می‌شد. حمام آب برای گرم‌کردن ملایم و حمام ریگ یا شن برای نگه‌داشتن گرمای یکنواخت به کار می‌رفت. کوره‌ها و تنورها نیز بسته به نوع تدبیر اندازه و ساختار متفاوت داشتند.

زبان رمزی

یکی از ویژگی‌های بارز بسیاری از متون کیمیایی استفاده از نام‌های رمزی و استعاری است. فلزات با نام اخترها خوانده می‌شدند؛ برای نمونه خورشید می‌توانست به طلا، ماه به نقره، کیوان به سرب و هرمزد به قلع اشاره کند. مواد دیگر نیز با نام حیوانات، اندام‌های بدن، اشخاص یا مفاهیم دینی پوشیده می‌شدند.[۱]

معنای این رمزها میان نویسندگان و کارگاه‌ها ثابت نبود و گاه خود نویسندگان کیمیایی واژه‌نامه‌هایی برای توضیح نام‌های رمزی فراهم می‌کردند. این رمزپردازی هم وسیله‌ای برای محدودکردن دسترسی به دانش تخصصی بود و هم بخشی از شیوهٔ تفسیر طبیعت در برخی سنت‌های کیمیایی.[۲۰]

کیمیا و دین و عرفان

پیوند کیمیا با دین و عرفان در سراسر جهان اسلام یکسان نبود. برخی متون جابری با مفاهیم شیعی و اندیشه دربارهٔ دانش پنهان امام پیوند دارند، و در آثار ابن امیل و برخی نویسندگان بعدی زبان نمادین و معنوی اهمیت فراوانی دارد. در دوره‌های متأخر نیز شماری از صوفیان و حکیمان دگرگونی ماده را به‌عنوان تمثیلی برای دگرگونی انسان تفسیر کردند.[۱]

در مقابل، نباید همهٔ کیمیاگری اسلامی را نوعی «کیمیای روحانی» دانست. بسیاری از منابع به‌طور مستقیم دربارهٔ فلزات، مواد معدنی، گرما، تقطیر، وزن، رنگ و دیگر عملیات مادی سخن می‌گویند. برای نمونه کتاب الاسرار رازی از «ارواح» سخن می‌گوید، اما منظور آن مواد فرّاری چون جیوه، گوگرد، نوشادر و زرنیخ است، نه نفس یا روح انسان.[۲۱]

حضور یهودیان

کیمیا در جهان اسلام منحصر به دانشمندان مسلمان نبود. اسناد گنیزای قاهره نشان می‌دهد که یهودیان نیز در سنت کیمیایی این محیط مشارکت داشتند. بیش از صد قطعهٔ مرتبط با کیمیا، بیشتر به زبان عبری یا عربی یهودی، در گنیزا باقی مانده است. بخش قابل توجهی از آنها دستورهای عملی دربارهٔ فلزات و دگرگونی ماده‌اند و برخی نیز به جابر، ابن امیل، ابن وحشیه، خالد بن یزید و هرمس اشاره دارند.[۲۲]

انتقال به جهان لاتینی

از سدهٔ دوازدهم میلادی، شماری از آثار کیمیایی عربی به لاتینی ترجمه شدند و در شکل‌گیری کیمیاگری اروپای قرون وسطی نقش مهمی داشتند. بخش‌هایی از مجموعه جابری، از جمله کتاب هفتاد، در جهان لاتینی شناخته شدند و نام «جابر» به صورت Geber درآمد.[۲۳]

با این حال، همهٔ آثار لاتینی منسوب به «گِبِر» ترجمهٔ نوشته‌های عربی جابر نبودند. در سدهٔ سیزدهم مجموعه‌ای از آثار لاتینی پدید آمد که نویسندهٔ آنها امروزه معمولاً شبه‌جابر نامیده می‌شود. این آثار، از جمله Summa perfectionis، باید از مجموعهٔ جابریِ عربی جدا دانسته شوند.[۲۴]

آثار ابن امیل نیز از راه ترجمه‌های لاتینی در اروپا شناخته شدند و برخی تصاویر و نمادهای کیمیایی او در آثار اروپایی بازتاب یافتند. بنابراین انتقال کیمیا میان جهان اسلام، بیزانس و اروپای لاتینی فرایندی چندسویه بود و تنها به مسیر مستقیم عربی به لاتینی محدود نمی‌شد.[۲۵]

دوره‌های متأخر

کیمیاگری در جهان اسلام با پایان قرون وسطی از میان نرفت. در ایران دورهٔ تیموری، حسین واعظ کاشفی در اسرار قاسمی کیمیا را از دانش‌های مهم پنهانی به شمار

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Lory, Pierre (2021). "KIMIĀ". Encyclopaedia Iranica (in English). Retrieved 20 سپتامبر 2026.
  2. ↑ Anawati, Georges C. (1996). "Arabic Alchemy". In Roshdi Rashed (ed.). Encyclopedia of the History of Arabic Science (in English). Vol. 3. London: Routledge. pp. 853–885. ISBN 9780415020633.
  3. ↑ Ullmann, Manfred (1986). "al-Kīmiyāʾ". Encyclopaedia of Islam (in English). Vol. 5 (دوم ed.). Brill. pp. 112–118.
  4. 1 2 Anawati, Georges C. (1996). "Arabic Alchemy". In Roshdi Rashed (ed.). Encyclopedia of the History of Arabic Science (in English). Vol. 3. London: Routledge. p. 854. ISBN 9780415020633.
  5. ↑ Ullmann, Manfred (1986). "al-Kīmiyāʾ". Encyclopaedia of Islam (in English). Vol. 5 (دوم ed.). Brill. pp. 112–118.
  6. ↑ Ullmann, Manfred. "Khālid b. Yazīd b. Muʿāwiya". Encyclopaedia of Islam (in English) (دوم ed.). Brill.
  7. ↑ Roberts, Alexandre M. (2022). "Byzantine Engagement with Islamicate Alchemy". Isis (in English). 113 (3). doi:10.1086/721264.
  8. ↑ Roberts, Alexandre M. (2022). "Byzantine Engagement with Islamicate Alchemy". Isis (in English). 113 (3). doi:10.1086/721264.
  9. ↑ Kraus, Paul (1942). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam (in French). Vol. 1. قاهره: Institut Français d'Archéologie Orientale.
  10. 1 2 3 4 5 نیک‌سرشت، ایرج (۲۰۲۵). «کیمیا و نقش ریاضیات در علم موازین جابربن حیان». فلسفه. ۲۳ (۱): ۲۸۹–۳۰۵. doi:10.22059/JOP.2025.399017.1006928.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  11. ↑ رازی، محمد بن زکریا (۱۹۶۴). محمدتقی دانش‌پژوه (ویراستار). کتاب الاسرار یا رازهای صنعت کیمیا (به عربی). تهران: دانشگاه تهران.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ Holmyard, Eric John (1933). "Three Arabic Treatises on Alchemy by Muḥammad bin Umail". Journal of the Royal Asiatic Society (in English).
  13. ↑ Holmyard, Eric John (1937). "Aidamir Al-Jildakī". Iraq (in English). 4 (1): 47–53. doi:10.2307/4241604.
  14. ↑ El-Eswed, Bassam I. (2006). "Spirits: The Reactive Substances in Jābir's Alchemy". Arabic Sciences and Philosophy (in English). 16 (1): 71–90. doi:10.1017/S0957423906000270.
  15. ↑ Ullmann, Manfred (1986). "al-Kīmiyāʾ". Encyclopaedia of Islam (in English). Vol. 5 (دوم ed.). Brill. pp. 112–118.
  16. ↑ El-Eswed, Bassam I. (2006). "Spirits: The Reactive Substances in Jābir's Alchemy". Arabic Sciences and Philosophy (in English). 16 (1): 71–90. doi:10.1017/S0957423906000270.
  17. ↑ Holmyard, Eric John (1990). Alchemy (in English). New York: Dover. pp. 86–92. ISBN 0486262987.
  18. ↑ El-Eswed, Bassam I. (2006). "Spirits: The Reactive Substances in Jābir's Alchemy". Arabic Sciences and Philosophy (in English). 16 (1): 71–90. doi:10.1017/S0957423906000270.
  19. ↑ Holmyard, Eric John (1990). Alchemy (in English). New York: Dover. pp. 86–92. ISBN 0486262987.
  20. ↑ Harris, Nicholas (2025). "Solving the rumūz: Mamlūk-era sources on alchemical symbolism". BJHS Themes (in English).
  21. ↑ Forshaw, Peter J. (2019). "Isn't Alchemy a Spiritual Tradition?". Hermes Explains: Thirty Questions about Western Esotericism (in English). Amsterdam University Press. pp. 105–112. doi:10.1017/9789048542857.012.
  22. ↑ Ferrario, Gabriele; Kozodoy, Maud (2021). "Science and Medicine". The Cambridge History of Judaism (in English). Vol. 5. Cambridge University Press. pp. 842–843. ISBN 9780521517171.
  23. ↑ Roberts, Alexandre M. (2022). "Byzantine Engagement with Islamicate Alchemy". Isis (in English). 113 (3). doi:10.1086/721264.
  24. ↑ Newman, William R. (1991). The Summa Perfectionis of Pseudo-Geber: A Critical Edition, Translation and Study (in English). Leiden: Brill.
  25. ↑ Roberts, Alexandre M. (2022). "Byzantine Engagement with Islamicate Alchemy". Isis (in English). 113 (3). doi:10.1086/721264.