جان لنون
جان لنون | |
|---|---|
![]() لنون در سال ۱۹۷۴ | |
| نام هنگام تولد | جان وینستون لنون |
| زادهٔ | ۹ اکتبر ۱۹۴۰ لیورپول، انگلیس |
| درگذشت | ۸ دسامبر ۱۹۸۰ (۴۰ سال) نیویورک، ایالات متحده |
| علت مرگ | جراحت بر اثر شلیک گلوله |
| آرامگاه | خاکستر پاشیدهشده در پارک مرکزی، نیویورک |
| پیشهها |
|
| سالهای فعالیت | ۱۹۵۶–۱۹۸۰ |
| همسران |
|
| شریک زندگی | می پنگ (۱۹۷۳–۱۹۷۵) |
| فرزندان | |
| والدین | آلفرد لنون جولیا استنلی |
| پیشه موسیقی | |
| ژانر | |
| ساز(ها) |
|
| ناشر(ان) | |
| عضو پیشینِ |
|
| وبگاه | |
| امضاء | |
جان وینستون اونو لنون (انگلیسی: John Winston Ono Lennon؛[الف] ۹ اکتبر ۱۹۴۰ – ۸ دسامبر ۱۹۸۰) خواننده، ترانهسرا و نوازنده انگلیسی بود. او به عنوان خوانندهٔ اصلی، ترانهنویس اصلی و گیتاریست ریتم بیتلز و همچنین به عنوان یکی از بنیانگذاران این گروه به شهرت جهانی دست یافت. مشارکت او با پل مککارتنی در ترانهسرایی، یکی از موفقترین همکاریها در تاریخ است.[۲] او در سال ۱۹۶۹ گروه موسیقی پلستیک اونو بند را با همسر دوم خود، یوکو اونو، تشکیل داد. پس از از هم پاشیدن بیتلز در ۱۹۷۰، لنون فعالیت حرفهای خود را به عنوان هنرمند تکخوان و همکار با اونو ادامه داد.
لنون که در لیورپول به دنیا آمد، در دورهٔ نوجوانی به ژانر اسکیفل کریز علاقهمند شد. در ۱۹۵۶، او نخستین بند خود را با نام کوآریمن تشکیل داد که در سال ۱۹۶۰ به بیتلز تبدیل شد. او در ابتدا رهبر بالفعل گروه بود و این نقش به تدریج به مککارتنی واگذار شد. لنون به دلیل شخصیت سرکش و منطق شوخطبعی در موسیقی، نوشتن، نقاشی، فیلم و مصاحبههایش شناخته شدهاست. در اواسط دههٔ ۱۹۶۰، او دو کتاب چاپ کرد: در خودش بنویسید و یک اسپانیولی در حال کار است که هر دو گردآوریشدهٔ نوشتههای پوچ و تصویرهای خطی بودند. ترانههای او از سوی جنبش ضد جنگ و پادفرهنگ به عنوان سرود پذیرفته شدهاست؛ یکی از این ترانهها «تنها چیزی که نیاز داری عشق است» در ۱۹۶۷ است.
از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۲، لنون بیش از ۱۲ اثر با اونو تهیهکنندگی کرد؛ از جملهٔ سهگانهٔ آلبومهای آوانگارد، نخستین الپی تکخوان او جان لنون/پلستیک اونو بند و تکآهنگهای راهیافته در جایگاه ۱۰تای برتر جدولهای جهانی «به صلح یک شانس بده»، «کارمای فوری!»، «تصور کن» و «کریسمس مبارک (جنگ تمام شد)». در ۱۹۶۹، او تظاهرات دو هفتهای ضد جنگ تختخواب برای صلح را برگزار کرد. پس از مهاجرت به شهر نیویورک در ۱۹۷۱، انتقاد او از جنگ ویتنام منجر به تلاش سه سالهٔ دولت ریچارد نیکسون برای دیپورت او شد. در سال ۱۹۷۵، لنون برای تربیت فرزند خردسال خود، شان، از تجارت موسیقی کنارهگیری کرد و در ۱۹۸۰، با آلبوم فانتزی دوبرابر با همکاری اونو بازگشت. او سه هفته پس از انتشار این آلبوم، توسط یکی از طرفداران بیتلز، مارک دیوید چپمن، در طاق ساختمان آپارتمان خود در منهتن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.
لنون به عنوان خواننده، نویسنده یا نویسنده مشترک، ۲۵ تکآهنگ در صدر جدول بیلبورد هات ۱۰۰ به ثبت رساندهاست. فانتزی دوبرابر، پرفروشترین آلبوم او، در ۱۹۸۱ برندهٔ جایزهٔ گرمی آلبوم سال شد. در ۱۹۸۲، لنون برای مشارکت برجستهاش در موسیقی، برنده جایزهٔ بریت شد. در ۲۰۰۲، لنون در نظرسنجی بیبیسی از ۱۰۰ بریتانیایی کبیر در رتبه هشتم قرار گرفت.[۳] رولینگ استون او را پنجمین خواننده بزرگ و سی و هشتمین هنرمند بزرگ تاریخ رتبهبندی کرد. نام او به تالار مشاهیر ترانهسرایی (در ۱۹۹۷) و تالار مشاهیر راک اند رول (دو بار، به عنوان عضو بیتلز در ۱۹۸۸ و به عنوان هنرمند تکخوان در ۱۹۹۴) راه یافتهاست.
سالهای نخست (۱۹۴۰–۱۹۵۶)
جان وینستون لنون در ۹ اکتبر ۱۹۴۰ در بیمارستان زایمان لیورپول زاده شد. او تنها فرزند آلفرد و جولیا لنون (نام خانوادگی پیش از ازدواج: استنلی) بود. پدرش، آلفرد، دریانورد بازرگان با تبار ایرلندی بود که هنگام تولد پسرش در سفر بود.[۴] نام وینستون را به اقتباس از پدربزرگ پدریاش، جان «جک» لنون، و نخستوزیر وقت بریتانیا، وینستون چرچیل، برایش انتخاب کردند.[۵] پدرش اغلب در سفر بود، اما بهطور منظم برای خانوادهاش در خیابان نیوکاسل شماره ۹ در لیورپول که لنون با مادرش زندگی میکرد پول میفرستاد.[۶] این پرداختها در فوریه ۱۹۴۴، زمانی که آلفرد بدون اجازه ناپدید شد، قطع گردید.[۷][۸] شش ماه بعد که بازگشت، پیشنهاد داد از خانواده مراقبت کند، اما جولیا که در آن زمان از مردی دیگر باردار بود، این پیشنهاد را رد کرد.[۹] پس از دوبار شکایتِ خواهر جولیا، میمی، به خدمات اجتماعی لیورپول، جولیا سرپرستی لنون را به خواهرش سپرد.
در ژوئیه ۱۹۴۶، پدرش به سراغ او آمد و لنون را به بلکپول برد، با نیت پنهانی مهاجرت به نیوزیلند.[۱۰] جولیا به همراه شریک زندگیاش، بابی دایکینز، به دنبال آنها رفت و پس از مشاجرهای شدید، آلفرد پسر پنجسالهاش را مجبور کرد بین او و مادرش یکی را انتخاب کند. در برخی روایتها، لنون ابتدا پدرش را انتخاب کرد، اما وقتی مادرش دور شد، او گریه کرد و به دنبالش رفت.[۱۱] با این حال، نویسندهای به نام مارک لویسون معتقد است که والدین لنون توافق کرده بودند که جولیا سرپرستی او را بر عهده بگیرد. شاهدی به نام بیلی هال نیز گفته است که روایت دراماتیک این ماجرا دقیق نیست.[۱۲] لنون تا حدود ۲۰ سال بعد هیچ ارتباطی با پدرش نداشت.[۱۳]
در ادامه دوران کودکی و نوجوانی، لنون در خانهای واقع در خیابان منلاو شماره ۲۵۱ در منطقه وولتون، نزد میمی و همسرش جرج اسمیت زندگی کرد؛ زوجی که خود فرزندی نداشتند.[۱۴] خالهاش برای او کتابهای داستان کوتاه میخرید و جورج، که در مزرعه خانوادگیشان کار لبنیات انجام میداد، برایش ساز دهنی تهیه کرد و با او جدول حل میکرد.[۱۵] جولیا نیز مرتب به دیدن لنون میآمد و او نیز گاهی به خانه مادرش در خیابان بلومفیلد شماره ۱ میرفت؛ جایی که جولیا برایش موسیقیهای الویس پریسلی پخش میکرد، به او بانجو یاد میداد و به او آموخت چگونه آهنگ «اینت دت اِ شیم» از فتس دومینو را بنوازد.[۱۶] در سپتامبر ۱۹۸۰، لنون دربارهٔ خانوادهاش و روحیه سرکش خود چنین گفت:
بخشی از وجودم دوست دارد که از سوی همه اقشار جامعه پذیرفته شود و نه این شاعر/موسیقیدان پر سر و صدای دیوانه. اما نمیتوانم چیزی باشم که نیستم… من همان کسی بودم که والدین دیگر بچهها – حتی پدر پل – میگفتند: "از او دوری کن"... والدین بهطور غریزی میدانستند که من دردسرسازم، یعنی مطابق قواعد نبودم و روی بچههایشان تأثیر میگذاشتم، که همینطور هم شد. تمام تلاشم را میکردم تا نظم خانه دوستانم را به هم بزنم… بخشی از روی حسادت بود که خودم چنین خانهای نداشتم… اما داشتم… پنج زن خانواده من بودند. پنج زن قوی، باهوش، زیبا؛ پنج خواهر. یکیشان مادرم بود. [او] نمیتوانست با زندگی کنار بیاید. جوانترین بود، شوهرش به دریا رفته بود، جنگ در جریان بود و او نمیتوانست از من مراقبت کند، و من نهایتاً با خواهر بزرگترش زندگی کردم. آن زنان فوقالعاده بودند… و این نخستین آموزش فمینیستی من بود… ذهن بچههای دیگر را تحت تأثیر قرار میدادم. میگفتم: «والدین خدایان نیستند، چون من با والدینم زندگی نمیکنم و بنابراین میدانم.»[۱۷]
لنون اغلب به دیدن پسرخالهاش، استنلی پارکس، در فلیتوود میرفت و با او به سینماهای محلی سر میزد.[۱۸] در تعطیلات مدرسه، پارکس به همراه دخترخالهشان لیلا هاروی به دیدن لنون میآمدند و سهتایی چند بار در هفته به بلکپول میرفتند تا نمایشها را ببینند. آنها به سیرک برج بلکپول میرفتند و هنرمندانی چون دیکی ولنتاین، آتور اسکی، مکس بایگریوز و جو لاس را میدیدند. پارکس یادآور شده که لنون بهویژه به جورج فورمبی علاقه داشت.[۱۹] پس از آنکه خانواده پارکس به اسکاتلند نقل مکان کردند، سهتایی تعطیلات مدرسه را اغلب با هم در آنجا میگذراندند. پارکس گفته: «جان، لیلا و من خیلی به هم نزدیک بودیم. از ادینبرو به سمت مزرعه خانوادگیمان در دورنس میرفتیم، از حدود نه سالگی لنون تا شانزده سالگیاش.»[۲۰] در ۵ ژوئن ۱۹۵۵، دایی لنون، جورج، در سن ۵۲ سالگی بر اثر خونریزی کبدی درگذشت.[۲۱]
لنون در خانوادهای انگلیکان بزرگ شد و به مدرسه ابتدایی داودیل رفت.[۲۲] پس از قبولی در آزمون یازدهسالهها، از سپتامبر ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۷ در دبیرستان کوآری بنک در لیورپول تحصیل کرد. در آن زمان، هاروی او را پسری خوشمشرب، سرزنده و بیخیال توصیف کرده بود.[۲۳] با این حال، لنون به دعواهای مکرر، اذیت و آزار دیگران و ایجاد اختلال در کلاسها معروف بود.[۲۴] با وجود این، خیلی زود به عنوان دلقک کلاس شناخته شد[۲۵] و کاریکاتورهای طنزآمیزی میکشید که در مجلهای که خودش ساخته بود، با نام زوزه روزانه، منتشر میشد.[۲۶]
در سال ۱۹۵۶، جولیا برای لنون اولین گیتارش را خرید؛ گیتاری ارزانقیمت از نوع آکوستیک گالوتون چمپیون. او پنج پوند و ده شیلینگ به لنون قرض داد، به شرطی که گیتار به خانه خودش تحویل داده شود نه خانه میمی، چون میدانست خواهرش از علاقه لنون به موسیقی حمایت نمیکند.[۲۷] میمی نسبت به ادعای لنون که روزی مشهور خواهد شد، بدبین بود و امیدوار بود که علاقهاش به موسیقی زودگذر باشد. او اغلب به لنون میگفت: «گیتار خوبه، جان، اما باهاش نمیتونی پول دربیاری.»[۲۸]
سالهای پایانی دبیرستان لنون با تغییراتی در رفتار او همراه بود. معلمانش در دبیرستان کوآری بنک او را چنین توصیف کردند: «اهداف اشتباهی دارد و انرژیاش اغلب در مسیر نادرست صرف میشود» و «کارهایش همیشه فاقد تلاش است. ترجیح میدهد در جریان زندگی شناور باشد تا از تواناییهایش استفاده کند.»[۲۹] این رفتارها باعث شد رابطهاش با میمی دچار تنش شود.
در ۱۵ ژوئیه ۱۹۵۸، جولیا لنون در سن ۴۴ سالگی، هنگام بازگشت از خانه خانواده اسمیت، بر اثر تصادف با خودرو درگذشت.[۳۰] مرگ مادر، لنون نوجوان را بهشدت تحت تأثیر قرار داد؛ بهطوریکه دو سال بعد را با نوشیدن زیاد، دعواهای مکرر و خشم گذراند.[۳۱] خاطره جولیا بعدها الهامبخش آثار هنری لنون شد، از جمله ترانه «جولیا» از بیتلز در سال ۱۹۶۸.[۳۲]
لنون در امتحانات پایان دوره دبیرستان مردود شد، اما با دخالت میمی و مدیر مدرسه، در کالج هنر لیورپول پذیرفته شد.[۳۳] در آنجا شروع به پوشیدن لباسهای سبک «تدی بوی» کرد و به دلیل رفتارهایش با تهدید اخراج مواجه شد.[۳۴] سینتیا پاول، همدانشجویی که بعدها همسرش شد، گفته بود که لنون پیش از سال آخر از کالج اخراج شد.[۳۵]
زندگی
شهرت لنون با آوازخوانی در گروه موسیقی بیتلز شروع شد، گروهی که وی بنیانگذار و در واقع مغز متفکر آن بهشمار میرفت و با عضو دیگر گروه (پل مک کارتنی) ایجاد کرده بود. این گروه ۱۲ آلبوم منتشر کرد که اولین آنها «Please, Please me» در مارس ۱۹۶۳ به بازار آمد. پس از آنکه آهنگ اصلی آلبوم در صدر فروش در بریتانیا و آمریکا قرار گرفت، دیگر شهرت لنون فراگیر شده بود.[۳۶]
در سال ۲۰۱۰، فروش آلبوم انفرادی لنون در ایالات متحده بیش از ۱۴ میلیون نسخه بود. تعداد ۲۵ تکآهنگ او در ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد ایالات متحده نیز نمودار بودند. لنون ماهیت سرکش و شوخطبعی در موسیقی خود داشت. نوشتهها، نقاشیها و فیلمهای او بر پایه مصاحبههای وی، او را فعال سیاسی صلحطلب و بحثبرانگیز نشان میداد. وی در سال ۱۹۷۱ به شهر نیویورک نقلمکان کرد، جایی که منتقد جنگ ویتنام و دولت ریچارد نیکسون بود که به اخراج یا تبعید وی از خاک آمریکا منجر شد. در حالی که آهنگها و ترانههای خود را بر پایه سرود «جنبش ضد جنگ» به تصویب رساند.
او بهجز موسیقی در زمینههای سیاست، صلح، نویسندگی و هنرپیشگی نیز فعالیت کرده بود. لنون به عنوان یکی از بهترین موسیقی دانهای قرن بیستم در سراسر دنیا شناخته میشود. چنانکه در نظرسنجی بیبیسی از مردم انگلستان، در سال ۲۰۰۲، مقام هشتم و از دید مجله رولینگ استون مقام پنجم را کسب، و او را در بین صد شخصیت برتر بریتانیایی در طول تاریخ نشان داد.
لنون صاحب دو فرزند، از دو همسر خود بود. جولیان لنون از همسر اولش سینتیا لنون و شان تارو اونو لنون از همسر دومش یوکو اونو که هر دو پا در راه موسیقی گذاشتهاند.
وی در موسیقی سبک راک اند رول، در دهه شصت میلادی، تأثیر بهسزایی داشت. بهطوریکه برخی از ترانههای خوب بیتلز از کارهای او هستند و ترانههای وی از ترانههای پل مک کارتنی نیز درونگرایانهتر میباشند «دشتهای توت فرنگی برای همیشه» (۱۹۶۷)[۳۷] و «من گراز دریایی هستم» (۱۹۶۷)[۳۸] از تکآهنگهای بهیادماندنی او میباشد.
یکی از اظهار نظرهای جنجالبرانگیز جان لنون در سال ۱۹۶۶ و در دورهٔ اوج شهرت بیتلها بود. لنون طی مصاحبهای که در ۴ مارس ۱۹۶۶، با روزنامهٔ انگلیسی ایونینگ استاندارد انجام داده بود، گفت که بیتلها از مسیح هم محبوبترند.[۳۹][۴۰] پیامد سخنان لنون برانگیختهشدن خشم مقامات واتیکان، تحریم محصولات بیتلها، لغو کنسرتهایشان و سوزاندهشدن صفحهها و عکسهایشان بهخصوص در ایالات متحده بود.[۴۱] مقامات واتیکان در سال ۲۰۰۸ و پس از گذشت ۲۸ سال از مرگ لنون اعلام کردند او را بهخاطر سخنان نسنجیدهاش بخشیدهاند.[۴۲] در ۷۰ سالگرد تولدش گوگل نماد خود را برای احترام به او تغییر و آهنگ متن تصور کن را در کنار لوگو قرار داد.[۴۳] جان لنون آهنگهایی با مضمون صلح دارد، ازجمله مشهورترین آهنگش آهنگ «تصور کن» یا «به صلح شانسی بده» و «زنده باد مردم» و «قهرمان طبقهٔ کارگر» یا «تمامی نیاز تو عشق است». او در سال ۱۹۶۹ لقب شوالیهٔ خود را در اعتراض به دست داشتن بریتانیا در ناآرامیهای نیجریه و حمایت بریتانیا از آمریکا در جنگ ویتنام قبول نکرد. آهنگ «تصور کن» در لیست پانصد آهنگ برتر تمام تاریخ مجلهٔ رولینگ استون رتبهٔ سوم را به خود اختصاص داد. از این آهنگ به عنوان امضای جان لنون یاد میکنند.
مرگ

در روز هشتم دسامبر سال ۱۹۸۰، وی در حالی که همراه همسرش یوکو اونو به آپارتمان خود در ساختمان داکوتا در شهر نیویورک بازمیگشت، به دست یکی از طرفداران سابقش به نام مارک دیوید چپمن به ضرب چهار گلوله کشته شد.[۴۴] جان در آن زمان تازه به سن ۴۰ سالگی رسیده بود.[۴۵] مارک دیوید چپمن از آن زمان تا به حال در زندان به سر میبرد.
چپمن خواندن کتاب ناطور دشت اثر سَلینجر را منشأ الهام به قتل رساندن لنون بیان کردهاست. در سالهای دهه شصت وقتی خبرنگاری از جان لنون پرسیده بود که مرگش را چگونه تصور میکند، گفته بود: «احتمالاً یه دیوونه ترتیبم رو میده».[۳۶]
فروش میلیونی گیتار
در نوامبر ۲۰۱۵ گیتاری متعلق به وی در یک حراجی در کالیفرنیا دو میلیون و چهارصد هزار دلار فروخته شد و رکورد گرانترین گیتاری که توسط یکی از اعضای بیتلز نواخته شدهاست را شکست. لنون حدود یک سال این گیتار را داشت. اما در سال ۱۹۶۳ این گیتار ناپدید شد و بیش از نیم قرن کسی نمیدانست مالک آن کیست؛ تا اینکه در سال ۲۰۱۴ مردی به نام جان مککا با دیدن خبری دربارهٔ جورج هریسون و عکس او با گیتاری که در دست دارد، متوجه شباهت بین گیتار هریسون و گیتار خودش شد. وی این گیتار را در دهه ۱۹۶۰ به قیمت ۲۷۵ دلار خریده بود. اصالت گیتار را اندی بابیوک کارشناس سازهای گروه بیتلز با مقایسه عکسها و کنسرتها تأیید کرد.[۴۶]
یادداشتها
منابع
- ↑ Coleman, Ray (1984). John Ono Lennon: Volume 2 1967–1980. Sidgwick & Jackson. ISBN 978-0-283-99082-3.
- ↑ Newman, Jason (23 August 2011). "It Takes Two: 10 Songwriting Duos That Rocked Music History". billboard.com. Retrieved 5 October 2017.
By any measure, no one comes close to matching the success of The Beatles' primary songwriters.
- ↑ "100 great British heroes". BBC News. 21 August 2002. Retrieved 11 May 2010.
- ↑ Harry 2000b, p. 504.
- ↑ Spitz 2005, p. 24: "Julia offered the name in honour of [...] Winston Churchill".
- ↑ Spitz 2005, p. 24: "The entire Stanley clan gathered nightly at Newcastle Road".
- ↑ Lennon 2005, p. 54: "Until then he had sent her money each month from his wages, but now it stopped".
- ↑ Spitz 2005, p. 26: "In February 1944 [...] he was arrested and imprisoned. Freddie subsequently disappeared for six months".
- ↑ Spitz 2005, p. 27.
- ↑ Lennon 2005, p. 56: "Alf admitted to her that he had planned to take John to live in New Zealand".
- ↑ Spitz 2005, p. 30: "Julia went out of the door [...] John ran after her".
- ↑ Lewisohn 2013, pp. 41–42.
- ↑ Spitz 2005, p. 497.
- ↑ Lennon 2005, p. 56: "Hard to see why Mimi wanted John, as she had always said she didn't want children".
- ↑ Spitz 2005, p. 32: "When he was old enough, taught John how to solve crossword puzzles".
- ↑ Spitz 2005, p. 48: "To get them started, she applied the triad to 'Ain't That a Shame'".
- ↑ Sheff 2000, pp. 158–59, 160–61.
- ↑ Spitz 2005, p. 32: "Parkes recalled [...] Leila and John to the cinema as often as three times a day".
- ↑ Harry 2009.
- ↑ Harry 2000b, p. 702.
- ↑ Harry 2000b, p. 819.
- ↑ Harry 2000b, p. 411.
- ↑ Spitz 2005, pp. 32–33.
- ↑ Kenny, Francis (11 July 2018). The Making of John Lennon (به انگلیسی). Indiana University Press. ISBN 978-1-68435-036-0. Archived from the original on 12 April 2023. Retrieved 25 February 2023.
- ↑ [Must Read Personalities] A life Story of John Lennon. by Mocktime Publication. 5 June 2022. p. 10. Archived from the original on 12 April 2023. Retrieved 19 March 2023.
- ↑ Spitz 2005, p. 40.
- ↑ Spitz 2005, p. 45.
- ↑ Norman 2008, p. 89.
- ↑ Heichelbech, Rose (19 December 2018). "John Lennon's Abysmal 1956 Report Card Shows Grades Aren't Everything". Dusty Old Thing (به انگلیسی). Archived from the original on 3 December 2019. Retrieved 3 October 2019.
- ↑ Miles 1997, p. 48.
- ↑ MacDonald 2005, p. 326.
- ↑ MacDonald 2005, p. 327.
- ↑ Spitz 2005, p. 100.
- ↑ Harry 2000b, pp. 553–555.
- ↑ Lennon 2005, p. 50.
- 1 2 لنون؛ هفتاد سالگی اسطوره رادیو فردا
- ↑ Strawberry Fields Forever
- ↑ I Am the Walrus
- ↑ Maureen Cleave. "The John Lennon I knew" (به انگلیسی). وبگاه telegraph.co.uk. Retrieved 20 November 2009.
- ↑ Richie Unterberger. "Eleanor Rigby" (به انگلیسی). وبگاه allmusic.com. Retrieved 20 November 2009.
- ↑ "Infamous Rock Quotes -- John Lennon: "We're more popular than Jesus."" (به انگلیسی). وبگاه music.aol.com. Archived from the original on 16 October 2007. Retrieved 20 November 2009.
- ↑ Nick Squires. "Vatican 'forgives' Lennon for 'more popular than Jesus' remark" (به انگلیسی). وبگاه telegraph.co.uk. Retrieved 20 November 2009.
- ↑ John Lennon at 70: Imagine Google's animated homage
- ↑ "John Lennon murder: Killer Mark David Chapman gives new details of shooting" (به انگلیسی). وبگاه telegraph.co.uk. Archived from the original on 11 July 2015. Retrieved 20 November 2009.
- ↑ «آزادی قاتل جان لنون پس از 30 سال». خبرآنلاین.
- ↑ دو میلیون و چهارصد هزار دلار برای گیتار جان لنون بیبیسی فارسی، ۱۷ آبان ۱۳۹۴
_(cropped).jpg)