جونغارستان

جونغارستان
کشورسین کیانگ در چین و بخشی از مغولستان و قزاقستان
مساحت
  کل۷۷۷۰۰۰ کیلومتر مربع (۳۰۰۰۰۰ مایل مربع)
جمعیت
 (۲۰۲۰)
  کل۱۵۰۰۰۰۰۰
قومیت‌ها
  اکثریتاویغورها، چینی‌ها
  سایرمغول‌ها، قزاق‌ها
زبان‌هازبان اویغوری، زبان چینی، زبان قزاقی، زبان مغولی
نقشه ایالت سین‌کیانگ چین
  جونغارستان

جونغارستان[۱] (یا جونغاریه) (به مغولی: züün gar به معنای «دست چپ») که با نام‌های «سین‌کیانگ شمالی» یا «بِی‌جیانگ» نیز شناخته می‌شود، ناحیه‌ای جغرافیایی در شمال‌باختری چین است که با نیمهٔ شمالی منطقهٔ خودمختار سین‌کیانگ مطابقت دارد. این ناحیه از شمال به رشته‌کوه آلتای و از جنوب به رشته‌کوه تیان‌شان محدود می‌شود، و حدود ۷۷۷ هزار کیلومتر مربع مساحت دارد. جونغارستان از غرب با قزاقستان و از شرق با مغولستان هم‌مرز است. پیش از رخداد کشتار جمعی جونغارها در میانهٔ سدهٔ هجدهم میلادی، واژهٔ «جونغارستان» دربردارندهٔ گستره‌ای وسیع‌تر بود که قلمرو خانات جونغار به رهبری اویغورهای اویرات را نیز شامل می‌شد.

با وجود تمایز جغرافیایی، تاریخی و قومی جونغارستان با حوضه تاریم یا «سین‌کیانگ جنوبی» (نان‌جیانگ)، دودمان چینگ که رهبری آن در دست مانچوها بود، هر دو ناحیه را در قالب یک استان با نام «سین‌کیانگ» («مرز نو») ادغام کرد. جونغارستان مرکز صنایع سنگین سین‌کیانگ است، بیشترین سهم را در تولید ناخالص داخلی منطقه دارد و پایتخت سیاسی آن، شهر اورومچی، در این ناحیه قرار گرفته است. واژهٔ «اورومچی» در زبان اویراتی به معنای «چراگاه زیبا» است. این منطقه همچنان مهاجرت درون‌استانی و بین‌استانی را به شهرهای خود جذب می‌کند. در مقایسه با حوضهٔ تاریم، جونغارستان از نظر شبکهٔ ریلی و بازرگانی ارتباط به‌مراتب بهتری با سایر نقاط چین دارد.[۲][۳]

پیش‌زمینه

سین‌کیانگ به‌طور سنتی به دو ناحیهٔ متمایز جغرافیایی و قومی تقسیم می‌شده است: جونغارستان در شمال رشته‌کوه تیان‌شان و حوضهٔ تاریم در جنوب آن. در هنگام فتح سین‌کیانگ به‌دست دودمان چینگ در سال ۱۷۵۹، جونغارستان بیشتر در اختیار کوچ‌نشینان جونغار با آیین بودایی تبتی بود، در حالی که حوضهٔ تاریم محل زندگی کشاورزان ترک‌تبار و مسلمان ساکن در واحه‌ها بود که امروزه اویغورها نامیده می‌شوند. دولت چینگ از تفاوت‌های میان ساکنان دو ناحیه آگاه بود و در آغاز، آن‌ها را به‌صورت واحدهای اداری جداگانه اداره می‌کرد.[۴] اما پس از آرام‌سازی نهایی حوضهٔ تاریم در سال ۱۷۶۰، دولت چینگ هر دو ناحیه را تحت عنوان «سین‌کیانگ» («مرز نو») یکپارچه خواند.[۵]

در سال ۱۸۸۴، دولت چینگ رسماً جونغارستان و حوضهٔ تاریم را در قالب یک واحد سیاسی با نام استان سین‌کیانگ متحد کرد، هرچند برخی مقام‌ها مخالف این تصمیم بودند و جدایی دو منطقه را بهتر می‌دانستند.[۶] در واقع مفهوم جغرافیایی سین‌کیانگ ساخته و پرداختهٔ حکومت چینگ بود؛ تا پایان فرمان‌روایی آن در سال ۱۹۱۲، ساکنان بومی منطقه هنوز هویت منطقه‌ای مستقلی نیافته بودند.[۷] با این حال، سیاست‌های ۱۵۰ سالهٔ چینگ در زمینهٔ جداسازی سیاسی سین‌کیانگ از آسیای مرکزی و اسکان هان‌ها و هویی‌ها در منطقه، پایه‌های شکل‌گیری نوعی هویت فرهنگی مستقل را فراهم کرد که در تضاد آشکار با هر دو منطقهٔ چین و آسیای مرکزی قرار داشت.[۸]

تاریخ

پیش از قرن بیست و یکم، تمام یا بخشی از این منطقه زیر فرمان یا نفوذ حکومت‌های گوناگونی بوده است، از جمله امپراتوری شیونگ‌نو، دودمان هان، پادشاهی شیان‌بی، خاقانات روران، خاقانات نخستین ترک، دودمان تانگ، خاقانات اویغور، خاقانات قرقیز ینی‌سئی، دودمان لیائو، خانات قراختایی، امپراتوری مغول، دودمان یوان، خانات چغتای، مغولستان علیا، کارا دل، یوان شمالی، چهار اویرات، خانات جونغار، خانات کومول، دودمان چینگ، جمهوری چین (۱۹۱۲–۱۹۴۹)، جمهوری دوم ترکستان شرقی و از سال ۱۹۵۰ تاکنون زیر کنترل جمهوری خلق چین بوده است.

ریشه‌شناسی

نام جونغارستان از خانات جونغار گرفته شده است که در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی در آسیای مرکزی وجود داشت.

واژهٔ «جونغار» یا «زونغار» از نام مردم جونغارها گرفته شده که خود برگرفته از واژهٔ مغولی «Züün Gar» یا «Jüün Gar» است. در مغولی، «züün» (یا «jüün») به‌معنای «چپ» و «gar» به‌معنای «دست» است. این نام از این اندیشه آمده است که مغول‌های باختری (اویغورهای اویرات) در هنگام تقسیم امپراتوری مغول به شاخه‌های شرقی و غربی، در سمت چپ جای داشتند و پس از آن، ملت مغولی باختری «زون‌گار» نامیده شد.[۹]

دوران پیشامدرن

نقشه‌ای از خانات جونغار، ترسیم‌شده توسط یوهان گوستاف رِنات، افسر سوئدی که میان سال‌های ۱۷۱۶ تا ۱۷۳۳ در آن‌جا اسیر بود. در این نقشه ناحیه‌ای که امروزه زتی‌سو خوانده می‌شود نیز دیده می‌شود.

نخستین ساکنان این منطقه از اقوام هندو-اروپایی مانند تخاری‌ها در دوران پیشاتاریخ و پادشاهی جوشی در هزارهٔ نخست پیش از میلاد بودند.[۱۰][۱۱]

از نخستین اشاره‌ها به ناحیهٔ جونغارستان زمانی است که دودمان هان یک کاوشگر را برای بررسی سرزمین‌های غربی اعزام کرد و او از مسیر شمالی جاده ابریشم به طول تقریبی ۲۶۰۰ کیلومتر گذشت که شی‌آن را از راه گذرگاه ووشاو لینگ به وووی در گانسو و سپس به کاشغر پیوند می‌داد.[۱۲]

ایستمی، از گوک‌ترک‌ها، پس از مرگ پدرش در نیمهٔ دوم سدهٔ ششم میلادی، سرزمین‌های جونغارستان را به ارث برد.[۱۳]

قدرت جونغارها در نیمهٔ دوم سدهٔ هفدهم میلادی به اوج خود رسید، زمانی که گلدان بوشوگتو خان چندین بار در امور قزاق‌ها در غرب مداخله کرد. اما این قدرت در حدود سال‌های ۱۷۵۷ تا ۱۷۵۹ میلادی به‌طور کامل به‌دست امپراتوری چینگ نابود شد. جونغارستان در تاریخ مغولستان و مهاجرت‌های بزرگ تیره‌های مغولی به سوی باختر نقش مهمی ایفا کرده است. در گسترده‌ترین مرزهای خود، قلمرو آن شامل کاشغر، یارکند، ختن، سراسر ناحیهٔ تیان‌شان و بخش عمده‌ای از آسیای مرکزی بود که از ۳۵ تا ۵۰ درجه عرض شمالی و از ۷۲ تا ۹۷ درجه طول شرقی امتداد داشت.[۹]

پس از سال ۱۷۶۱، بیشتر سرزمین آن به‌دست دودمان چینگ افتاد، در جریان ده کارزار بزرگ (در سین‌کیانگ و شمال‌باختری مغولستان)، و بخشی نیز به ترکستان روسیه پیوست که شامل ایالت‌های پیشین قزاق‌ها در هفت‌آب و رود ایرتیش می‌شد.

جونغارستان و جادهٔ ابریشم

مسافری که از چین به سوی باختر می‌رفت، باید یا از شمال رشته‌کوه‌های تیان‌شان از راه جونغارستان می‌گذشت، یا از جنوب کوه‌ها از راه حوضهٔ تاریم. معمولاً بازرگانی از مسیر جنوبی انجام می‌گرفت و کوچ‌نشینی از مسیر شمالی. دلیلش آن بود که مسیر جنوبی به دره فرغانه و ایران می‌رسید، در حالی که جونغارستان تنها به دشت‌های باز استپی راه داشت. دشواری مسیر جنوبی در ارتفاع زیاد کوه‌هایی بود که میان تاریم و فرغانه قرار داشتند. افزون بر این، بیابان تکله‌مکان چنان خشک است که علف چندانی برای چرا ندارد، و بدین سبب کوچ‌نشینان تنها زمانی در آن منطقه می‌زیستند که کاروان‌ها را غارت می‌کردند. ساکنان آن بیشتر در واحه‌هایی زندگی می‌کردند که در محل خروج رودها از کوهستان و ورودشان به بیابان پدید می‌آمد. این واحه‌ها محل سکونت دهقانانی صلح‌جو و بازرگانانی بود که منافعشان در حفظ امنیت بازرگانی بود. در مقابل، جونغارستان چراگاه‌های فراوانی داشت، اما شهرهای اندکی برای استقرار نیروهای نظامی و هیچ مانع کوهستانی مهمی در سوی باختر آن وجود نداشت؛ ازاین‌رو بازرگانی از مسیر جنوبی و کوچ‌ها از مسیر شمالی انجام می‌گرفت.[۱۴]

امروزه بیشتر بازرگانی از شمال رشته‌کوه‌ها، از گذرگاه دروازه جونغاری و خورگاس در درهٔ ایلی انجام می‌شود تا از کوه‌های غرب تاریم پرهیز شود، و نیز به‌سبب این‌که روسیه اکنون از نظر اقتصادی توسعه‌یافته‌تر است.

دوران معاصر

پس از کشتار جمعی جونغارها، حکومت چینگ بازاسکان منطقه را با مهاجرانی از قوم هان و هویی از نواحی مرکزی چین آغاز کرد.

جمعیت جونغارستان در سدهٔ بیست و یکم شامل قزاق‌ها، قرقیزها، مغول‌ها، اویغورها و چینی‌های هان است. از سال ۱۹۵۳ به بعد، شمال سین‌کیانگ کارگران ماهری را از سراسر چین – که بیشتر از میان قوم هان بودند – برای پروژه‌های آبیاری و صنعتی، به‌ویژه در میدان‌های نفتی کارامای جذب کرده است. موج اصلی مهاجرت‌های درون‌استانی نیز به‌سوی جونغارستان بوده و مهاجرانی از مناطق فقیر اویغورنشین در جنوب سین‌کیانگ برای یافتن کار به پایتخت استان، اورومچی، روی آورده‌اند.

در دوران کنونی، نام «جونغارستان» تقریباً از نقشه‌های سیاسی و جغرافیایی حذف شده است، اما رشته‌کوهی که در امتداد مرز جنوبی هفت‌آب تا جنوب‌شرقی دریاچه بالخاش کشیده شده، هنوز نام آلاتائو جونغاری را حفظ کرده است.[۹] همچنین، نام خود را به گونه‌ای از همستر جونغاری داده است.

جغرافیا

نقشهٔ فیزیکی که جدایی جونغارستان و حوضه تاریم (بیابان تکله‌مکان) را به‌وسیلهٔ رشته‌کوه‌های تیان‌شان نشان می‌دهد
رود ایلی
دریاچه آسمانی تیان‌شان
دریاچه کاناس
چمنزار بیان‌بولاک

در جونغارستان گندم، جو، یولاف و چغندر قند کاشته می‌شود و گاو، گوسفند و اسب پرورش می‌یابد. زمین‌ها با آب حاصل از ذوب برف‌های قله‌های همیشه‌سفید کوه‌ها آبیاری می‌شوند. جونغارستان دارای ذخایر زغال‌سنگ، طلا و آهن است و همچنین میدان‌های بزرگ نفتی در آن قرار دارد.

حوضهٔ جونغار

هستهٔ مرکزی جونغارستان را حوضه جونغار (به چینی: 准噶尔盆地) تشکیل می‌دهد که در مرکز آن بیابان گوربان‌تونگوت قرار دارد. این حوضه از شمال‌باختر به رشته‌کوه تارباگاتای، از شمال‌خاور به رشته‌کوه آلتای و از جنوب به تیان‌شان محدود است.[۱۵] سه گوشهٔ این حوضه نسبتاً باز هستند: گوشهٔ شمالی درهٔ بالادست رود ایرتیش است، گوشهٔ باختری دروازه جونغاری است که در گذشته گذرگاه تاریخی مهمی میان جونغارستان و استپ قزاق به‌شمار می‌رفت و امروزه جاده و راه‌آهن لانشین (گشوده‌شده در سال ۱۹۹۰) از آن می‌گذرد و چین را به قزاقستان متصل می‌کند. گوشهٔ خاوری حوضه به گانسو و دیگر بخش‌های چین راه دارد. در جنوب، گذرگاه آسانی از اورومچی به فرورفتگی تورفان می‌رسد و در جنوب‌باختر، شاخهٔ بلند رشته‌کوه بوروخورو از تیان‌شان، حوضه را از بالادست رود ایلی جدا می‌کند.

این حوضه از لحاظ ساختاری شبیه به حوضه تاریم در سوی جنوبی تیان‌شان است. تنها شکاف در کوه‌ها در شمال، امکان ورود توده‌های هوای مرطوب را فراهم می‌کند تا زمین‌های حوضه به‌جای بیابان مطلق، نیمه‌بیابانی باقی بمانند و پوشش نازکی از گیاهان روییده باشد. این پوشش برای ادامهٔ زندگی گونه‌هایی چون شتر دوکوهانه وحشی، جرّبا و جانوران دیگر کافی است.[۱۶]

حوضهٔ جونغار یک حوضه ساختاری است با توالی ضخیمی از سنگ‌های دوران دیرینه‌زیستی تا پلیستوسن که دارای ذخایر عظیم میدان‌های نفتی جونغار است.[۱۷] بیابان گوربان‌تونگوت، دومین بیابان بزرگ چین، در مرکز این حوضه قرار دارد.[۱۸]

حوضهٔ جونغار مرکز آب‌گیر واحدی ندارد. بخش شمالی‌ترین آن بخشی از حوضه آبریز رود ایرتیش است که در نهایت به اقیانوس منجمد شمالی می‌ریزد. دیگر بخش‌های منطقه به چند حوضه بسته تقسیم می‌شود. در جنوب ایرتیش، رود اولونگور به دریاچه اولونگور می‌ریزد. جنوب‌باختری حوضه نیز به دریاچه آيبی ختم می‌شود. در بخش باختری-مرکزی منطقه، جویبارها به گروهی از دریاچه‌های بسته مانند دریاچه ماناس و دریاچه آیلیک می‌ریزند. در گذشتهٔ زمین‌شناسی منطقه، در این ناحیه دریاچه‌ای بسیار بزرگ‌تر به نام «دریاچه ماناس کهن» وجود داشت که نه‌تنها از جریان‌هایی که اکنون به سوی آن می‌روند تغذیه می‌شد، بلکه رودهای ایرتیش و اولونگور نیز در آن زمان به‌سوی همان دریاچه سرازیر می‌شدند.[۱۹]

آب‌وهوای سرد سیبری بر اقلیم حوضه جونغار تأثیر دارد و موجب کاهش دما (تا حدود °۴− فارنهایت) و افزایش بارش (میان ۷ تا ۲۵ سانتی‌متر) در مقایسه با حوضه‌های گرم‌تر و خشک‌تر جنوب می‌شود. رواناب کوه‌های پیرامونی چندین دریاچه را درون حوضه تغذیه می‌کند. این منطقه از نظر زیست‌محیطی غنی است و در گذشته دارای چمنزارها، مرداب‌ها و رودها بود، ولی امروزه بیشتر زمین‌ها زیر کشت رفته‌اند.[۱۶]

این ناحیه عمدتاً استپ و نیمه‌بیابانی است که با کوه‌های بلند احاطه شده‌است: تیان‌شان (که در گذشته کوه ایمئون نامیده می‌شد) در جنوب و آلتای در شمال. از نظر زمین‌شناسی، بخشی از بلوک قزاقستان دوران دیرینه‌زیستی است و زمانی بخشی از یک قارهٔ مستقل پیش از تشکیل کوه‌های آلتای بوده است. جونغارستان بر خلاف قزاقستان، مواد معدنی غنی ندارد و احتمالاً پیش از شکل‌گیری بلوک قزاقستان، قطعه‌ای قاره‌ای جداگانه بوده است.

شهرهای اصلی آن اورومچی، یینینگ و کارامای هستند و شهرک‌های کوچک واحه‌ای نیز در دامنه‌ها پراکنده‌اند.

بوم‌شناسی

جونغارستان زیستگاه استپ نیمه‌بیابانی است که با عنوان نیمه‌بیابان حوضه جونغار شناخته می‌شود. پوشش گیاهی آن عمدتاً از درختچه‌های کوتاه «Anabasis brevifolia» تشکیل شده است. در حاشیه‌های حوضه، بوته‌زارهای بلندتری از تاغ (Haloxylon ammodendron) و ارمک پرژوالسکی روییده‌اند. جویبارهایی که از کوه‌های تیان‌شان و آلتای پایین می‌آیند، جوامع گیاهی شامل صنوبر، Nitraria roborovsky, N. sibirica, Neotrinia splendens, گز و بید را پشتیبانی می‌کنند.

بخش شمال‌شرقی این زیست‌بوم در محدودهٔ پارک ملی گبی بزرگ قرار دارد و چراگاه گله‌های گور آسیایی، غزال گواتردار و شتر دوکوهانه وحشی است.

این حوضه یکی از واپسین زیستگاه‌های اسب پرژوالسکی بود که با نام «اسب جونغاری» نیز شناخته می‌شود. این گونه زمانی در طبیعت منقرض‌شده بود، اما بعداً در بخش‌هایی از مغولستان و چین دوباره معرفی شد.

دیرینه‌شناسی

نام «جونغارستان» و مشتقات آن در نام‌گذاری شماری از جانوران پیشاتاریخی به‌کار رفته است که از برون‌زدهای سنگی حوضه جونغار به‌دست آمده‌اند:[۲۰]

Dsungaripterus weii (گونه‌ای پتروسور)

Junggarsuchus sloani (گونه‌ای کروکودیومورف)

یکی از یافته‌های چشمگیر، در فوریهٔ ۲۰۰۶، کشف قدیمی‌ترین تیرانوسور شناخته‌شده بود که توسط گروهی از دانشمندان دانشگاه جورج واشینگتن در حوضه جونغار کشف شد. این گونه با نام Guanlong نام‌گذاری شد و حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش، یعنی بیش از ۹۰ میلیون سال پیش از پیدایش تیرانوسوروس رکس می‌زیسته است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. http://www.pte.ac.ir/documents/paj-1208260-faslname%2003.pdf%5Bپیوند+مرده%5D
  2. Xinjiang: China's Muslim Borderland. M.E. Sharpe. ۲۰۰۴. ص. ۳۰–. شابک ۹۷۸-۰-۷۶۵۶-۳۱۹۲-۳.
  3. استاله، لورا ان (اوت ۲۰۰۹). «Ethnic Resistance and State Environmental Policy: Uyghurs and Mongols» (PDF). دانشگاه کالیفرنیای جنوبی.
  4. Liu & Faure 1996, p. 69.
  5. Liu & Faure 1996, p. 70.
  6. Liu & Faure 1996, p. 78.
  7. Liu & Faure 1996, p. 67.
  8. Liu & Faure 1996, p. 77.
  9. 1 2 3 جونغارستان. ج. ۸. ص. ۷۸۷.
  10. Hill (2009), p. 109.
  11. گروسه، رنه (۱۹۷۰). امپراتوری دشت‌ها. انتشارات دانشگاه راتگرز. صص. ۳۵، ۳۷، ۴۲. شابک ۰-۸۱۳۵-۱۳۰۴-۹.
  12. Silk Road, North China, C. Michael Hogan, the Megalithic Portal, ed. A. Burnham.
  13. رنه گروسه، «امپراتوری دشت‌ها»
  14. Grousset, 'The Empire of the Steppes', p. xxii.
  15. «Jungar Basin». بریتانیکا. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  16. 1 2 «Junggar Basin semi-desert». National Geographic. پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  17. «Geochemistry of oils from the Junggar Basin, Northwest China». AAPG Bulletin. ۱۹۹۷. پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  18. «Junggar Basin semi-desert». WWF. پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  19. Nature, 1869.
  • ویکی‌پدیای انگلیسی.