حکیم ترمذی

حکیم ترمذی با نام کامل ابو عبدالله محمد بن علی بن الحسن بن بشیر ترمذی فقیه و محدث سنی ایرانی[۱][۲] اهل خراسان بود، اما بیشتر به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ و نخستینِ تصوف شناخته می‌شود.

طبقات الشافعیه الکبری تاج‌الدین السبکی، تاریخ بغداد خطیب بغدادی، لسان المیزان ابن حجر عسقلانی، طبقات‌الصوفیه سُلَمی و رساله‌های دیگری نیز به زندگی و فعالیت‌های علمی و خلاقانه او پرداخته‌اند.

او مورد انتقاد دیگر سنت‌گرایان قرار گرفت، با این حال ذهبی از او دفاع کرد و گفت: «او در حدیث پیشتاز است».[۳]

دیدگاه‌ها

الهیات

طبیعت الهی

ترمذی به‌تفصیل دربارهٔ موحدان سخن گفته و آنان را مؤمنانی دانسته است که به‌طور خاص به تنزیه (تعالی و فراتر بودن مطلق خداوند از هرگونه شباهت و وصف مخلوقات) ایمان دارند؛ نه آنکه صرفاً واژهٔ «موحد» را در معنای رایج کلامی آن، یعنی کسی که فقط به یگانگی عددی خداوند اقرار می‌کند، به کار برده باشد؛ زیرا این معنای اخیر، در قیاس با دیدگاه ترمذی، حتی می‌تواند با باور به جسمانیت خداوند نیز سازگار تلقی شود. گیوشی تصریح می‌کند که از نظر یک موحد، تنها اعتقاد شایسته آن است که «در کنار خدا هیچ چیز» نبیند، و این نگرش زمینه‌ساز باور به رؤیت خداوند از طریق فنا است.[۴]

از ترمذی پرسیده شد که آیا رؤیت خداوند ممکن است یا نه. او در پاسخ، به‌سادگی گفت: «آری». اما هنگامی که پرسش‌کننده دربارهٔ چگونگی این رؤیت سؤال کرد، ترمذی پاسخ داد: «همان‌گونه که در این جهان شناخته می‌شود». مرد دوباره پرسید: «و چگونه در این جهان شناخته می‌شود؟» ترمذی پاسخ داد: «همان‌گونه که در آن جهان دیده خواهد شد». وی همچنین این دیدگاه را مطرح می‌کند که انسان خداوند را خواهد دید، اما نه به‌گونه‌ای که همهٔ حقیقت و همهٔ جوانب او را به‌طور کامل درک کند. در توضیح آیهٔ قرآن: «لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» (چشم‌ها او را درنمی‌یابند، و او همهٔ دیدگان را درمی‌یابد؛ و اوست لطیف و آگاه)، بر این باور است که خداوند نه در این جهان و نه در جهان آخرت در همهٔ شئون و وجوه خویش به‌طور کامل قابل رؤیت نیست؛ بلکه انسان‌ها تنها برخی از صفات و تجلیات او را مشاهده خواهند کرد، بی‌آنکه همهٔ حقیقت او را دریابند. این برداشت، به‌گفتهٔ او، از کاربرد واژهٔ «أدرک» (به معنای احاطه یافتن، به‌تمامی دریافتن یا به‌طور کامل دیدن) در این آیه قابل استنباط است.[۴]

ترمذی، با حفظ این دیدگاه که خداوند دارای صفات است، به‌روشنی در زمرهٔ اهل سنت قرار می‌گیرد. او در ردّ معتزله، رویکردی حدیث‌گرا اختیار کرد و کتاب الردّ علی المعطّلة را در همین راستا نگاشت. برای ردّ معتزله، که قائل به نفی صفات الهی بودند، وی عمدتاً به نقل احادیثی پرداخت که در آنها صفات خداوند ذکر شده است؛ تا آنجا که اثری که در این زمینه تألیف کرده، در شمار آثار حدیثی طبقه‌بندی شده است.[۴]

سایر دیدگاه‌های الهیاتی

یکی از معدود آثاری که به‌طور اختصاصی دربردارندهٔ دیدگاه‌های کلامی ترمذی است، کتاب الردّ علی الرافضة است. وی در این اثر، دیدگاه شیعه مبنی بر انکار حق خلافت ابوبکر و عمر را نقد و رد می‌کند. همچنین در این کتاب، به تبیین مفهوم خلافت به‌عنوان نظام حکومت در اسلام می‌پردازد و شرایط و معیارهای شایستگی برای تصدی منصب خلافت را نیز بیان می‌کند.[۴]

ترمذی همچنین به‌تفصیل دربارهٔ اختلاف میان دو گروه در این مسئله سخن گفته است که آیا ایمان پس از تحقق، افزایش و کاهش می‌یابد یا خیر. او بر این باور است که اصل ایمان نه افزایش می‌یابد و نه کاهش؛ بلکه آثار و ثمرات آن، همچون تقوا، می‌تواند از نظر شدت و ضعف و گستره، دچار تفاوت شود. وی برای توضیح این دیدگاه، از خورشید و نور آن مثال می‌آورد: ما افزایش یا کاهش نور خورشید را مشاهده نمی‌کنیم، اما شدت و ضعف تابش آن بر زمین را می‌بینیم. از این‌رو، ترمذی نتیجه می‌گیرد که این اختلاف، تا حد زیادی، ناشی از تفاوت در زاویهٔ نگاه است؛ بدین معنا که کسانی که معتقدند ایمان افزایش و کاهش می‌یابد نیز می‌توانند بر حق باشند، زیرا مقصود آنان در حقیقت افزایش و کاهش آثار و پیامدهای ایمان است، نه خودِ حقیقت ایمان.[۴]

ترمذی، با پذیرش نظریهٔ اکتسابِ افعال انسان، بر این باور بود که ایمان نیز امری اکتسابی است؛ زیرا خود نوعی فعل به‌شمار می‌رود. با این حال، وی تصریح می‌کند که ابزار کسب ایمان، یعنی عقل، موهبتی است که خداوند به انسان عطا کرده است. او از این مبنا برای پاسخ به مسئلهٔ شر بهره می‌گیرد و می‌گوید که خیر و شر، از آن جهت که در قلمرو اراده و تقدیر الهی قرار دارند، به خداوند نسبت داده می‌شوند؛ اما از آن جهت که انسان آنها را از طریق اعمال خود اکتساب می‌کند، به انسان نیز منسوب‌اند. ترمذی در ادامه می‌افزاید که خداوند نسبت به ذات و فعل خویش مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد، اما انسان در برابر اعمالی که انجام می‌دهد و اکتساب می‌کند، مسئول و پاسخ‌گو است.[۴]

ترمذی، در پایان، در این مسئله نیز از دیدگاه متعارف اهل سنت دفاع می‌کند و بر این باور است که بهشت و دوزخ پایان‌پذیر نیستند. وی در تفسیر آیهٔ «کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ» (هر چیزی جز ذات او هلاک‌شدنی است) تصریح می‌کند که هلاک مذکور در آیه با فنا و نابودی مطلق یکسان نیست. از نظر او، هرچند بهشت و دوزخ به معنایی که آیه بیان می‌کند «هالک» هستند، اما این هلاکت به معنای از میان رفتن کامل و زوال ابدی آنها نیست؛ ازاین‌رو، بهشت و دوزخ هرگز دچار نابودی مطلق نخواهند شد.[۴]

  • نوادر الاصول فی معرفة احادیث الرسول (اصولی منحصربه‌فرد در شناخت احادیث پیامبر)، مجموعه‌ای از احادیث نادر، شامل ۳۹۱ باب است.
  • غَوْرُ الْأُمُور (ژرفای چیزها)
  • المنهیات (ممنوعات دینی)
  • الاکیاس ("خردمندان")
  • الامثال من الکتاب و السنه (مثل‌هایی از قرآن و سنت)
  • الفروق و من الترادف (تنوعات اصطلاحی و عدم امکان مترادف بودن در زبان عربی)
  • حقیقه الآدمیه (حقیقت انسان)
  • ادب النفس (پرورش روح).
  • الرد علی المعتطلة (پاسخ به منکران صفات الهی)
  • خاتم الاولیاء
  • کتاب الصلاة و مقاصدها (کتابی دربارهٔ نماز و مقاصد آن)
  • کتاب الحج و اسراره (کتابی دربارهٔ حج و اسرار آن)
  • کتاب احتیاطات
  • کتاب الجمل اللازم المعرفتها (جمله‌هایی که دانستن آنها ضروری است)
  • تحصیل نظیر القرآن (چندمعنایی واژگان در قرآن)
  • العقل و الهوی ("عقل و هوس؛ تقابل عقل و خواهش نفس")
  • کتاب التوحید
  • کتاب المسائل المکنونه (کتاب مسائل پنهان)
  • جواب کتاب عثمان بن سعید من الری
  • بیان الکسب (بیان و تبیین نظریهٔ کسب)

منابع

  1. ↑ Ruffle, Karen G. (2011). Gender, Sainthood, & Everyday Practice in South Asian Shiʿism. Chapel Hill: The University of North Carolina Press. p. 40. ISBN 978-0-8078-3475-6. In the ninth century, preceding Ibn al-ʿArabi, al-Hakim al-Tirmidhi, a Persian Sufi, developed the first theoretical articulation of the concept of walāyah.
  2. ↑ Shaked, Shaul (August 20, 1999). "Quests and Visionary Journeys in Sasanian Iran". In Assmann, Jan; Stroumsa, Guy (eds.). Transformations of the Inner Self in Ancient Religions. BRILL. p. 71. ISBN 978-90-04-11356-5. Another towering Persian Muslim mystic of an earlier generation, al-Hakim al-Tirmidhī (9th century C.E.), wrote an autobiography which is much less schematic and more personal. A unique feature of that autobiography is the fact that it makes ample use of dreams, and what is more unusual: most of the dreams recounted are those of his wife. Still earlier, in the short sayings of another great Muslim mystic of Persian origin, Abū Yazīd al-Bistāmī, written down from oral transmission, we have several examples of a similar schematic movement of life.
  3. ↑ Motala, Suhail; Abasoomar, Muhammad; Abasoomar, Haroon (4 April 2017). "Imam Hakim Tirmidhi (rahimahullah)". Hadith Answers.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 AL-GEYOUSHI, MUHAMMAD IBRAHEEM. "Al-Hakim Al-Tirmidhi: his works and thoughts." Islamic Quarterly 14.4 (1970): 159.