دودمان قاجار

دودمان قاجار

نشان شاهنشاه ایران، از آلبوم اهدایی به ناصرالدین‌شاه قاجار، سن‌پترزبورگ (روسیه)، ۱۸۶۵ اثر الکساندر فادِیِف
خاندان مادرشاخهٔ قوانلو از ایل قاجار
کشورایران
خاستگاهگرگان
تاریخ بنیان‌گذاری۱۷۹۶
بنیانگذارآقامحمدخان قاجار
آخرین حاکماحمدشاه (۱۹۰۹ – ۱۹۲۵)
عنوان‌هاشاه ایران
عزل۱۹۲۵

دودمان قاجار یا سلسله قاجار یا قاجاریان نام سلسله‌ای ایرانی است که از حدود سال ۱۱۷۵ تا ۱۳۰۴[۱] بر ایران قاجاری به مدت حدود صد و سی سال فرمان راندند. بنیان‌گذار این سلسله آقامحمدخان قاجار بود.

در دوران پادشاهی شاهان قاجار به استثناء بازپس‌گیری برخی سرزمین‌های متعلق به ایران در ناحیه شرق و غرب در زمان آقامحمدخان قاجار، طی عهدنامه‌های مختلف بر اثر شکست در جنگ‌های مختلف به ویژه در دوران فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه، مناطقی از خاک کشور، تحت فشار روسیه تزاری، بریتانیا و عثمانی از محدودهٔ زمام‌داری ایران جدا گردید.[۱]

خاندان قاجار یکی از خانواده‌های دارای زیرشاخه‌های نسبتاً زیاد در ایران محسوب می‌گشت و آخرین دودمان پادشاهی ترک‌زبان تاریخ ایران از این خاندان بود. اعضای این خاندان از نوادگان شاهزادگان قاجار هستند. پس از اجباری شدن نام خانوادگی و شناسنامه در دورهٔ رضاشاه، هرکدام از شاخه‌های این خانواده نامی انتخاب کردند که اغلب برگرفته از نام یا لقب شاهزاده‌ای بود که نسب خود را به او می‌رساندند. اکنون بسیاری از نوادگان قاجار در ایران، جمهوری آذربایجان، اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند.

تجارت خارجی ایران در دوره قاجار (به ویژه سده نوزدهم میلادی) به سرعت رشد کرد. بین سالهای ۱۸۰۰ و ۱۹۱۴، کل تجارت قابل مشاهده (ارقام ترکیبی برای واردات و صادرات) احتمالاً از ۲٫۵ میلیون به ۲۰ میلیون پوند استرلینگ (به قیمت فعلی) افزایش یافته است.[۲]

حکومت مؤثر این سلسله در ایران در سال ۱۳۰۴ به پایان رسید، زمانی که مجلس ایران، که در ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵ به عنوان مجلس مؤسسان تشکیل جلسه داد، رضا شاه، سرتیپ سابق تیپ قزاق ایران، را به عنوان شاه جدید ایران اعلام کرد و سلطنت دودمان پهلوی را آغاز نمود.[۳][۴]

این دودمان در مجموع به‌مدت ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد و پایان آن در سال ۱۳۰۴ همراه شد.[۵]

پیشینه ایل قاجار

آقا محمدخان قاجار بنیان‌گذار دودمان قاجار

سردودمان قاجاریه مربوط به یکی از طایفه‌های ترک اوغوز در شمال شرق ایران به نام ایل قاجار بود که از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند که شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته است. قبیله قاجار یکی از قبایل ترک قزلباش بود، که ارتش صفوی محسوب می‌شدند.[۶] پس از حمله مغول به ایران و بین‌النهرین، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به سرزمین شام و آناتولی کوچیدند.

هنگامی که تیمور گورکانی به این ناحیه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آن‌ها به آسیای میانه را داشت؛ ولی آن‌ها به خواهش خواجه علی سیاهپوش — صوفی خانقاه صفوی — آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن آنان و ارادتشان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.[۷]

ایل قاجار ابتدا در شمال رود ارس ساکن بود و در آن زمان به دلیل کمک‌های بزرگی که به دربار صفوی می‌نمود، قدرت بیشتری یافت و شاهوردی سلطان زیاد اوغلی قاجار از روسای ایل قاجار به حکمرانی گنجه رسید. سپس شاه عباس یکم دسته‌ای از آنان را به غرب استرآباد و دشت گرگان کوچاند تا به عنوان سدی در برابر حملات پیاپی قبایل ترکمن و ازبک عمل کنند. ایل قاجار در استرآباد به دو شاخه تقسیم شدند. شاخهً بالای رود گرگان به یوخاری‌باش (بالادستی) و شاخه پایین رود گرگان به آشاغی باش (پایین دستی) معروف شدند. حکومت قاجاریه از ایل آشاغی باش تشکیل یافت.[۸]

ریشه نام قاجار

در حقیقت واژه قاجار از نام یکی از فرماندهان سپاه چنگیزخان مغول به نام قاچار نویان گرفته شده است واژه قاجار عربی شده واژه ترکی (قاچار) است قاچ + ار:به معنی دونده یا کسی که خوب می‌دود. (قاچار در ترکی به معنی دونده است) همانند واژه قاچاقی که از یک ریشه هستند. پس قاچار نویان که نام قاجارها از وی گرفته شده است یعنی نویانی که تند می‌دود نویان هم یک نام مغولی است.[۱۳]

نظریه دیگری وجود دارد که واژه قاجار (و خزر[۹][۱۰] و هَزاره) را از ریشه کهن اوراسیایی Qasar و همخانواده اشتقاقی با واژه‌های کهن قیصر، سزار، کایزر و خسرو دانسته است.

تلاش برای پادشاهی

پس از شورش افغان‌ها و فروپاشی حکومت صفویان شاه تهماسب دوم، پادشاه آواره صفوی، پس از مدتی به مازندران گریخت و فتحعلی‌خان قاجار خدمت وی را پذیرفت. فتحعلی‌خان قاجار سردار سپاه تهماسب دوم شد. اما با پیوستن نادر به سپاه تهماسب، فتحعلی‌خان مقام پیشینش را از دست داد و در مشهد به تحریک نادر کشته شد.

پس از فتحعلی‌خان، پسر دوازده ساله‌اش محمدحسن‌خان قاجار جای او را گرفت؛ ولی نادرشاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمدحسن‌خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاری‌باشها که ساکنان بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منصوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چندگانگی میان طوایف قاجار، نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و آشاغی باش‌ها زیر نظر حکومت ایشان گردند.

پس از مرگ نادرشاه در سال ۱۱۲۶ هجری خورشیدی، طایفه قاجارهای استرآباد به سردمداری محمدحسن‌خان در پی به‌دست آوردن پادشاهی برآمدند. اما در نهایت از کریم‌خان زند شکست خوردند و محمدحسن‌خان در نبرد با سپاه صادق‌خان زند، کشته شد. فرزندان او از جمله آقامحمدخان و حسینقلی‌خان جهانسوز به عنوان گروگان در دربار زندیان نگهداری شدند. یک بار حسینقلی‌خان که از سوی کریم‌خان زند برای سرکوبی حاکم استرآباد فرستاده شده بود، در سمنان یاغی شد، ولی به دست زکی‌خان زند کشته شد.

تشکیل حکومت پادشاهی قاجاریه

هنوز مراسم خاکسپاری کریم خان زند (۱۱۵۷ هجری شمسی،‌معادل ۱۱۹۳ هجری قمری) پایان نیافته بود که سران حکومت برای کسب قدرت به کشمکش پرداختند. سرانجام در سال ۱۱۶۷ هجری شمسی (۱۲۰۳ هجری قمری) لطفعلی خان فرزند جعفرخان به قدرت رسید. شش سالی که لطفعلی خان به ظاهر قدرت را در دست داشت جز درگیری با مخالفان کار دیگری نداشت. در این دوران کشمکش‌های داخلی زندیه باعث شده بود، سران ایل قاجار که در شمال ایران، نواحی گرگان و مازندران علی‌الخصوص در استرآباد نفوذ داشتند، به سوی گرفتن قدرت خیزبردارند و پس از آخرین درگیری‌های بین لطفعلی خان و آقامحمدخان، خان قاجار به شیراز لشکرکشی کرد و پایتخت آخرین بازمانده دودمان زند را محاصره کرد.

دو ماه محاصره، باعث کمبود مواد غذایی برای سربازان و چهارپایان قجرها شد و آن‌ها به ناگزیر به تهران بازگشتند. لطفعلی خان به خیال پیشگیری از حمله مجدد وی به کرمان لشکرکشی کرد تا بر آنجا مسلط شود و راه نفوذ خان قاجار را سد کند. اما وی در این حمله موفق نبود و به شیراز بازگشت. این شکست سیاسی آثار بدی در درون نظام زندیه گذاشت و برخی سران و قدرتمندان درون حکومت به دلیل عدم کفایت لطفعلی خان به فکر توطئه علیه وی افتادند.

سرانجام با لشکرکشی آقا محمدخان به شیراز، با نوعی حیله جنگی لطفعلی خان شکست خورد و به کرمان گریخت. مدت‌ها قبل تر، حسین‌قلی‌خان از کریمخان زند درخواست کرد که او را به حکومت دامغان منصوب و برادرش مرتضی‌قلی‌خان را نیز به نیابت وی اعزام دارد. وکیل این تقاضا را پذیرفت و همین که حسینقلی‌خان و برادرش به دامغان رسیدند با ایلات ترکمان و قاجار روابطی برقرار کردند و سر به طغیان برداشتند. حسینقلی‌خان با لقب جهانسوز شاه با کمک برادرانش بر حاکم مازندران دست یافت و او را به قتل رسانید و در بابل سلطنت خود را اعلام کرد. سلطنت پادشاه بی‌تاج و تخت قاجار در مازندران چندان طول نکشید زیرا وی در برابر سپاه اعزامی زندیه و سردار سفاک و بی‌رحم آنان، زکی‌خان زند تاب مقاومت نیاورد و به گرگان گریخت تا بار دیگر از ماجراجویان ترکمان و قاجار سپاهی فراهم آورد. در واقع عده زیادی از مردم بابل به جرم هواخواهی از جهانسوز شاه به امر زکی‌خان به فجیع‌ترین وضع به قتل رسیدند و بار دیگر طغیان یک خانواده قاجاری باعث قتل و خونریزی در مازندران شد و شاید به همین علت پس از آنکه جهانسوز شاه با سپاهی معدود به سراغ حاکم جدید مازندران آمد و او را دستگیر کرد، سپاهیان جهانسوز با قوای مردم او را رها کردند و دو تن از غلامانش را به قتل وی تحریک کردند و جهانسوزشاه به‌دست آنان مقتول شد و طفل کوچکی به نام باباخان از او باقی ماند که بعدها با نام فتحعلی‌شاه جانشین پدر و عمویش شد.[۱۱] آقا محمد خان در سال ۱۲۰۶ هجری قمری در عمارت کلاه فرنگی شیراز به تخت نشست. طی دو سال بعد میان این دو رهبر نبردهای پراکنده یی رخ داد تا لطفعلی خان سرانجام در ۱۲۰۸ بر کرمان مسلط شد. این خبر آقامحمدخان را برانگیخت که کار وی را یکسره کند؛ لذا در تابستان همان سال وی با لشکری مجهز به کرمان حمله برد و پس از نه ماه از محاصره شهر درحالی‌که اردوی قاجار به شدت خسته شده بود و خان قاجار قصد مراجعه به تهران و دست بردار شدن از حکومت زندیه را داشت، با خیانت عده‌ای از داخل شهر کرمان و بازکردن یکی از دروازه‌های شهر و با شکست لطفعلی خان کرمان را تسخیر کرد و به کشتار و قتل‌عام مردم آن دیار پرداخت. بسیاری از مردم را کور کرد و عده زیادی را به طرز فجیعی به قتل رساند. لطفعلی خان نیز که به بم گریخته بود توسط حاکم آنجا دستگیر و تسلیم آقا محمد خان شد. به دستور وی ابتدا لطفعلی خان را کور کرده و به طرز فجیعی به قتل رساندند. بدین سان سلسله زندیه به نقطه پایان خود رسید.

پایان حکومت قاجار

اندکی پس از کودتای ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه، احمدشاه به اروپا رفت. پس از خروج احمدشاه از ایران عوامل رضاخان، اندیشه الغای سلطنت و رئیس‌جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند که با مخالفت و مقاومت شدید برخی از سیاسیون، روحانیان و مردم، طرح جمهوری با شکست روبرو شد. پس از اعلام وفاداری سردار سپه به احمدشاه، وی به ایران بازگشت اما بار دیگر پس از نخست‌وزیری سردار سپه به اروپا رفت.

سرانجام سید محمد تدین نایب رئیس مجلس پنجم شورای ملی که از هواداران رضاخان بود، در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی، لایحه‌ای را به مجلس ارائه نمود که با تصویب آن در همان روز توسط نمایندگان مجلس، احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به رضاخان پهلوی» سپرده شد، انحلال سلسله قاجار رسماً اعلام و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس مؤسسان ی که سردار سپه ترتیب داده بود با از قدرت برکنار کردن آخرین «شاه» دودمان قاجار شاهنشاهی قاجاریان را به پایان رساند. در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «رضا شاه پهلوی» واگذار شد. مراسم تاجگذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.[۱۲]

متن مصوبه انقراض قاجاریه چنین بود:[۱۳]

قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی

مصوب ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ شمسی ماده واحده - مجلس شورای ملی به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نموده و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین‌موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی واگذار می‌کند - تعیین تکلیف حکومت قطعی موکول به نظر مجلس مؤسسان است که برای تغییر مواد ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ - ۴۰ متمم قانون اساسی تشکیل می‌شود. این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه نهم آبان ماه یک هزار و سیصد و چهار شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

نایب رئیس مجلس شورای ملی - سید محمد تدین.

۱۰ روز پس از خلع احمدشاه از سلطنت، سفیر انگلستان نزد رضاخان رفت و طی یادداشتی از سوی دولت انگلستان حکومت وی را به رسمیت شناخت. فردای همان روز نیز سفیر شوروی نزد رضاخان رفته و به رسمیت شناختن حکومت او را توسط دولت متبوعش اعلام کرد.

با این حمایت همه‌جانبه از سوی دولتهای بزرگ خارجی، رضاخان روز ۱۵ آذر ۱۳۰۴ مجلس مؤسسان را با نطق خود افتتاح کرد. این مجلس پس از یک هفته بحث، رضاخان را به پادشاهی ایران برگزید و سلطنت را در خانواده او موروثی کرد.

۲۲ آذر ۱۳۰۴، از سوی مجلس مؤسسان، سلطنت دایمی در ایران به رضاخان و خانواده اش واگذار شد. این واگذاری دو هفته پس از اعلام انقراض سلسله قاجار و به دنبال تشکیل جلسه و تغییر اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی صورت گرفت. خبر این انتصاب، روز ۲۳ آذر توسط میرزا حسن خان مشارالملک وزیر خارجه وقت به تمام سفارتخانه‌های ایران ابلاغ شد.

محمد حسن میرزا قاجار برادر کوچک‌تر احمدشاه قاجار و ولیعهد وی درسال ۱۳۰۸ هجری شمسی پس از وفات احمدشاه در پاریس، اعلامیه‌ای را صادر کرد و در آن خود را شاه قانونی ایران اعلام نمود (پیش از آن احمدشاه حاضر به استعفاء نشده بود). در طی حوادث شهریور ۱۳۲۰ هجری شمسی و استعفای رضاشاه پهلوی بار دیگر خواستار بازگشت به ایران گردید و سرانجام در فقر و تنگدستی در شهر پاریس درگذشت.[۱۴]

شاهان قاجار

ترتیب نگاره نام آغاز پادشاهی پایان پادشاهی مدت حکمرانی
۱.آقا محمد خان۱۱۷۵ / ۱۷۹۶۱۱۷۶/ ۱۷۹۷۱ سال
۲.فتحعلی شاه۱۱۷۶/ ۱۷۹۷۱۲۱۳/ ۱۸۳۴۳۶ سال و ۸ ماه
۳.علی‌شاه۱۲۱۳/ ۱۸۳۴۱۲۱۳/ ۱۸۳۴۳ ماه
۴.محمد شاه۱۲۱۳/ ۱۸۳۴۱۲۲۷/ ۱۸۴۸۱۴ سال
۵.ناصر الدین شاه۱۲۲۷/ ۱۸۴۸۱۲۷۵/ ۱۸۹۶۵۰ سال
۶.مظفر الدین شاه۱۲۷۵/ ۱۸۹۶۱۲۸۵/ ۱۹۰۷۱۰ سال
۷.محمد علی شاه۱۲۸۵/ ۱۹۰۷۱۲۸۸/ ۱۹۰۹۳ سال
۸.احمد شاه۱۲۸۸/ ۱۹۰۹۱۳۰۴/ ۱۹۲۵۱۶ سال

نمودار سال‌شمار پادشاهی شاهان قاجار

اعداد سال خورشیدی را نشان می‌دهند:

تعدادی از شاهزادگان معروف قاجار

شاهان قاجار

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 نفیسی، سعید (۱۳۴۵). تاریخ معاصر ایران از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تا ۲۴ شهریور ۱۳۲۰ (تاریخ شهریاری شاهنشاه رضاشاه پهلوی). ترجمهٔ ثبت در کتابخانه ملی به شماره ۳۸۶۶–۱۳۴۵/۰۸/۱۱. تهران: کتاب فروشی فروغی. ص. ۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های عددی:فهرست مترجمان (رده)
  2. ↑ QAJAR DYNASTY viii. “Big Merchants” in the Late Qajar Period دانشنامه ایرانیکا
  3. ↑ «پایان خاندان قاجار». روزنامه دنیای اقتصاد. ۲۰۲۶-۰۷-۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ «خلع سلطنت قاجاریه». www.isna.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ «پایان خاندان قاجار». روزنامه دنیای اقتصاد. ۲۰۲۶-۰۷-۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۱۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. ↑ تاریخ سوم راهنمایی، ص ۲۹
  7. ↑ تاریخ ۳، ص ۱۳۳
  8. ↑ تاریخ ایران، سایکس، صص ۲–۴۳۱
  9. ↑ Kordosis, Stefanos (2017). "The Tibetan Title Dru gu Gesar (Turk Caesar / Caesar of the Turks) in the Northern Branch of the Silk Route and the Role of the Khazars". ΘΗΣΑΥΡΙΣΜΑΤΑ (47): 183–192. Archived from the original on 23 December 2021.
  10. ↑ "Khazars". Wikipedia (in English). 2025-02-16.
  11. ↑ «آقامحمدخان اولین شاه قاجار نبود». دنیای اقتصاد. ۲۷ فروردین ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۲۰ فروردین ۱۴۰۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ «پایان خاندان قاجار». روزنامه دنیای اقتصاد. ۲۰۲۶-۰۷-۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ مارس ۲۰۲۲. دریافت‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. ↑ فرهنگ فارسی دکتر محمد معین، جلد ششم، ص ۱۹۲۳ و زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه، حسین مکی، امیرکبیر، ۱۳۵۷

۱۳.https://www.tabnak.ir/fa/tags/292940/1/شاهزادگان-قاجار

پیوند به بیرون

قاجاریان
شاخه‌ای از ایل قاجار
پیشین:
افشاریان
زندیان
دودمان حاکم بر ایران
۱۱۷۵ – ۱۳۰۴
پسین:
دودمان پهلوی