دوسوبلند
| دوهجاییها | |
|---|---|
| ˘ ˘ | دوکوتاهه pyrrhic, dibrach |
| ˘ ¯ | بلندانجام iamb |
| ¯ ˘ | بلندآغاز trochee, choree |
| ¯ ¯ | دوبلنده spondee |
| سههجاییها | |
| ˘ ˘ ˘ | سهکوتاهه tribrach |
| ¯ ˘ ˘ | دوکوتاهانجام dactyl |
| ˘ ¯ ˘ | دوسوکوتاه amphibrach |
| ˘ ˘ ¯ | دوکوتاهآغاز anapaest, antidactylus |
| ˘ ¯ ¯ | دوبلندانجام bacchius |
| ¯ ¯ ˘ | دوبلندآغاز antibacchius |
| ¯ ˘ ¯ | دوسوبلند cretic, amphimacer |
| ¯ ¯ ¯ | سهبلنده molossus |
| برای چهارهجاییها مقاله رکن را ببینید. | |
دوسوبلند (انگلیسی: Cretic) که با نام آمفیماکر (Amphimacer) نیز شناخته میشود و گاه پائون دیاجیوس نیز خوانده شده است،[۱] یکی از پایههای عروضی است که از سه هجا ساخته میشود: بلند، کوتاه، بلند (– ◡ –). در شعر یونانی، سطرهایی که بهطور کامل از دوسوبلند تشکیل شده باشند، کمتر از دیگر وزنها به چشم میخورند. نمونهای از آن در قطعهٔ ۵۸ آلکمان آمده است.[۲] با اینحال، هر سطری که آمیزهای از بلندانجام و بلندآغاز داشته باشد، میتواند برای پیوند، از دوسوبلند بهره بگیرد. به عبارت دیگر، ممکن است یک سطر شعری شامل دو بلندانجام و دو بلندآغاز باشد و در میان آنها یک دوسوبلند قرار گیرد.
در میان شاعران متأخر، پایهٔ دوسوبلند گاه به پائون (◡ ◡ ◡ – یا – ◡ ◡ ◡) یا حتی پنج هجای کوتاه (◡ ◡ ◡ ◡ ◡) شکسته میشد.[۳]
در شعر لاتین، دوسوبلندها هم در کمدی و هم در تراژدی به کار رفتهاند. در آثار پلوتس بسامد بیشتری دارند اما در آثار پوبلیوس ترنتیوس آفر کمیابترند (نگاه کنید به وزنهای کمدی رومی).
واژگانی که دربردارندهٔ دوسوبلند هستند (مانند لاتین cīvitās و صرفهای آن) در آثاری که بر پایهٔ ششپایهای دوکوتاهانجام یا پنجپایهای دوکوتاهانجام سروده شدهاند، به کار نمیروند.
در شعر زبانهای رومی، دوسوبلند وزنی رایج در شعر عامیانه بوده است، چه در ضربالمثلها و چه در عبارتهای کوتاه. همچنین برخی شاعران انگلیسی با توجه به ماهیت طبیعی بلندانجامیِ زبان انگلیسی و نیاز به یک جایگزین آغازین بلندآغازی، از دوسوبلند استفاده کردهاند. در واقع، در شعر انگلیسی، معمول است که نخستین جایگاه یک سطر بلندانجامی، با بلندآغاز جایگزین شود و برخی شاعران آگاهانه به کار با سطرهای دوسوبلند و اوزان کاملاً دوسوبلندی روی آوردهاند. در رنسانس انگلستان، ترانهها اغلب در وزن دوسطری دوسوبلند سروده میشدند (برای نمونه: «Shall I die? Shall I fly?» که به ویلیام شکسپیر نسبت داده میشود).
از آنجا که دوسوبلند در عروض تکیهای برای ساخت مقایسه یا برابرنهاد طبیعی بهنظر میرسد، برای شعارهای تبلیغاتی و امثال نیز بسیار مناسب است.
منابع
- Getty, Robert J. , A. Thomas Cole, and T.V.F. Brogan. "Cretic" in Preminger, Alex and T. V. F. Brogan, eds. The New Princeton Encyclopedia of Poetry and Poetics. Princeton, NJ: Princeton UP, 1993. p. 248.
- Squire, Irving, Musical Dictionary, Adamant Media Corporation; Replica edition (۳۰ اکتبر ۲۰۰۱) شابک ۹۷۸-۰-۵۴۳-۹۰۷۶۴-۶.
منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Cretic». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۴ اوت ۲۰۲۵.