شاهنامه مظفری قاهره


شاهنامهٔ مظفری قاهره یکی از نسخههای دستنویس شاهنامهٔ فردوسی است، که سال ۷۹۶ ه.ق در شیراز کتابتشده، و امروزه بهنشانی «تاریخ فارسی ۷۳» در مجموعهٔ کتابخانه و اسناد ملی مصر واقع در قاهره نگهداری میشود. تهیهٔ این نسخه در دربار مظفریان آغاز شد؛ ولی کمی پس از انقراض حکومت آنان بهدست امیر تیمور گورکانی و در زمان استیلای تیموریان بر شیراز بهسرانجام رسید. این دستنویس از جمله نسخههای تاریخی سرشناس و نسبتاً معتبر شاهنامه است.[۱][۲][۳]
پس از استقرار حکومت مظفریان در شیراز، بهسبب رویکردهای سیاسی و ذائقهٔ ادبی این خاندان، تهیه و نسخهبرداری از آثاری با مضامین دینی و تعلیمی بیش از گذشته رونق گرفت، اما نسخهبرداری از شاهنامه نیز بهعنوان سنتی تثبیتشده همچنان ادامه یافت. از این دوره بهغیر از دستنویس قاهره، نسخهٔ دیگری از شاهنامه نیز شناختهشده که در زمان فرمانروایی جلالالدین شاهشجاع تهیهشده و امروزه بهنشانی «خزینه ۱۵۱۱ (Hazine 1511)» در مجموعهٔ کاخ طوپقاپو در استانبول محفوظ است.[۴][۵]
ویژگیها
این دستنویس در ۳۲۱ برگ با قطع ۲۳٫۲×۳۵٫۲ سانتیمتر تهیهشده و بخش اختصاص یافتهٔ هر صفحه به ابیات دارای ابعاد ۱۳٫۶×۲۲٫۲ سانتیمتر است. ابیات هر صفحه در ۶ ستون ۳۱ سطری جدولبندی شدهاند و صفحات بدون نگاره و عنوان تا ۹۳ بیت را پوشش میدهند. خط نسخه نستعلیق است که بهقلم شخصی که نامش در انجامهٔ نسخه «لطفالله بن یحیی (یا محیی) بن محمد» ذکرشده، کارشده است. امروزه برپایهٔ نسخهٔ خطی دیگری از یک جُنگ مربوط به همان دوره آشکارشده که نسب کاتب مذکور «تبریزی» و لقبش «کمال جلالی» بوده است.[۳][۵] دیباچهٔ منثور این نسخه مشتمل بر دیباچهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری است که با داستان فردوسی و سلطان محمود و شرح هجونامهٔ منسوب به فردوسی بهعنوان مکمل این دیباچه پایان میپذیرد. بهدلیل از بینرفتن صفحهٔ آغازین دستنویس قاهره، ابتدای دیباچه نیز از آن ساقطشده است.[۵]
نسخهٔ مظفری قاهره مشتمل بر ۶۷ نگاره در سبک شیرازی روزگار خود است. نگارههای اختصاص یافته به بخشهای اسطورهای و پهلوانی شاهنامه (از کیومرث تا گشتاسپ) حدود پنج برابر بیش از نگارههای اختصاص یافته به بخشهای تاریخی شاهنامه است. مضمون نگارههای بخش تاریخی صرفاً محدود بهنمایش صحنههای برتختنشینی پادشاهان است.[۳] یعقوب آژند نگارههای این نسخه از شاهنامه را چنین توصیف کرده است:[۴]
| « | ترکیببندیهای نگارهها ساده است و در منظرهپردازی آنها کمال گزیدهکاری بهکاررفته و جز چند بته گل یا درخت بدون شاخ و برگ در آنها چیزی بهدیده نمیآید… پیکرهها طراحی استادانه ندارند و جامههای زمانه را بهتن کردهاند. | » |
بیشتر قطعات و روایات الحاقی شاهنامه از جمله اسطورهٔ کشف آتش، پادشاهی گرشاسپ و روایت کنگدز در شاهنامهٔ مظفری قاهره گنجانده شدهاند. در این نسخه، درحالیکه دیباچهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری صورت کهن خود را حفظ کرده، زبان متن خود شاهنامهٔ فردوسی متناسب با زمانهٔ تهیهٔ این دستنویس مشخصاً بهروزآوریشده و شمار محدودی از ضبطهای اصیل شاهنامهای در آن قابل مشاهده است.[۱][۲] تاریخ خاتمهٔ شاهنامه در این دستنویس، مانند برخی دستنویسهای دیگر، سال پایان نخستین تحریر شاهنامه، یعنی ۳۸۴ ه.ق ذکرشده است.[۵]
در تصحیح شاهنامه
متن این نسخه نخستینبار در تصحیح انتقادی خاورشناسان شوروی از شاهنامه، موسوم به شاهنامهٔ چاپ مسکو، از آغاز جلد چهارم این تصحیح بهبعد مورد بهره قرار گرفت. نسخهٔ مظفری قاهره از جمله دستنویسهایی بود که توسط بنیاد شاهنامهٔ فردوسی سابق برای تصحیح داستانهایی از شاهنامه بهکارگرفته شد. مهدی قریب از اعضای پیشین این بنیاد، این دستنویس را درمجموع نسخهای قابل اعتنا ارزیابی کرده و آن را در تصحیح مستقل خودش از شاهنامه نیز از نسخههای مورد بهرهاش ذکرکرده است.[۲][۶] همچنین جلال خالقی مطلق در تصحیح خودش این دستنویس را لحاظ کرده و مهری بهفر در تصحیح خود از طریق شاهنامهٔ خالقی مطلق به ضبطهای این نسخه دسترسی یافته است.[۱][۷]
منابع
- 1 2 3 خالقی مطلق، جلال (زمستان ۱۳۶۴). «معرفی و ارزیابی برخی از دستنویسهای شاهنامه (بخش سوم)». نشریهٔ ایراننامه (۱۴): ۲۳۱ و ۲۳۲.
- 1 2 3 قریب، مهدی (۱۳۶۹). بازخوانی شاهنامه؛ تأملی در زمان و اندیشهٔ فردوسی. تهران: انتشارات توس. ص. ۹۵، ۱۰۰، ۱۰۲ و ۱۱۴.
- 1 2 3 "Shahnama (Dar al-Kutub Ms. Ta'rikh Farisi, no. 73)". cudl.lib.cam. Retrieved 18 December 2025.
- 1 2 آژند، یعقوب (بهار ۱۳۸۷). «شاهنامهنگاری در مکتب شیراز (۷۰۰ تا ۸۵۵ هجری)». فصلنامهٔ فرهنگ مردم. ۷ (۲۴ و ۲۵): ۹۲ و ۹۳.
- 1 2 3 4 خالقی مطلق، جلال (بهار ۱۳۶۴). «معرفی و ارزیابی برخی از دستنویسهای شاهنامه (بخش یکم)». نشریهٔ ایراننامه (۱۱): ۳۸۶ و ۳۸۸.
- ↑ فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۹۹). شاهنامه. ج. یکم. به کوشش مهدی قریب. تهران: انتشارات دوستان. ص. پانزده.
- ↑ فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۹۱). شاهنامه. ج. یکم. به کوشش مهری بهفر. تهران: نشر نو. ص. دوازده.