شبی در برت گر برآسودمی

شبی در برت گر برآسودمی
زبانفارسی
شاعرمنسوب شده به فردوسی، مهستی گنجوی و جلال‌الدین درگجینی
شمار ابیات۵
بحرمُتَقارِبِ مُثَمَّنِ مَحْذوف
(فَعولُن فعولن فعولن فَعَلْ)
متن

شبی در برت گر برآسودمی
سر فخر بر آسمان سودمی
قلم در کف تیر بشکستمی
کلاه از سر ماه بِرُبودَمی
به‌قدر از نُهُم چرخ بگذشتمی
به‌پی فرق گردون بفرسودمی
جمال تو گر زانکه من دارمی
به‌جای تو گر زانکه من بودمی
به‌بیچارگان رحمت آوردمی
به‌درماندگان برببخشودمی




۲



۴


نسخهٔ مبنا: به‌نقل از مجتبی مینوی در کتاب فردوسی و شعر او[۱]

شبی در برت گر برآسودمی غزلی فارسی، مشتمل بر ۳ تا ۵ بیت شعر در بحر مُتَقارِبِ مُثَمَّنِ مَحْذوف است. غزل یادشده از جملهٔ اشعار غیر شاهنامه‌ای منسوب به فردوسی است. هرچند در انتساب غزل مذکور به فردوسی تردیدهایی وجود دارد، زیراکه دست‌کم این غزل را به دو شاعر از سدهٔ ۶ ه‍.ق یعنی مهستی گنجوی و جلال‌الدین درگجینی نیز با مقداری اختلاف در کمیت و کیفیت شعر منتسب کرده‌اند.[۱][۲]

از جمله منابعی که این غزل را به فردوسی نسبت داده‌اند، می‌توان از تاریخ گزیده، عرفات‌العاشقین و تذکرهٔ مخزن‌الغرائب یادکرد.[۱] باتکیه به همین منابع، شماری از پژوهشگران معاصر، مانند ذبیح‌الله صفا نیز انتساب این غزل به فردوسی را پذیرفته‌اند.[۳] مجتبی مینوی با دیدهٔ تردید به این انتساب، مطرح کرده که این غزل، با اختلافاتی جزئی به جلال‌الدین درگجینی نیز نسبت داده شده است.[۱] سید محمد طاهری (طاهری شهاب)، گردآورنده و مصحح اشعار مهستی گنجوی به‌نقل از احمد سهیلی خوانساری آورده که این شعر در جُنگ اشعاری، تهیه‌شده به‌سال ۶۶۱ ه‍.ق از آنِ این شاعر دانسته‌شده است. تصنیف منتسب به مهستی گنجوی سه بیتی و فاقد ابیات دوم و سوم است. همچنین در نخستین مصراع به‌جای «برآسودمی»، «بیاسودمی» آمده است.[۲]

به‌مانند بسیاری از غزل‌ها، این غزل نیز مضامین مشخصاً غنایی دارد. وجود یک تا دو واژهٔ عربی متمایز در هر بیت آن را از لحاظ کمیت در به‌کارگیری واژگان عربی، درخلاف شیوهٔ شاهنامه نشان می‌دهد. بنابر ارزیابی منوچهر امیری، با فرض تعلق این شعر به سرایندهٔ شاهنامه و بررسی سروده‌های غیرحماسی حماسه‌سرایان معاصرش یعنی دقیقی و اسدی توسی، چنین می‌توان نتیجه گرفت که کمی واژگان عربی در مقابل شمار قابل‌توجه‌ای واژهٔ کهن فارسی در سروده‌های حماسی این شاعران، نه بازتابی از فارسی روزمرهٔ آن روزگار بلکه نشان از تعمد در به‌کارگیری زبانی کهن‌تر برای اصالت‌بخشی به اشعار حماسی است.[۴] از دیدگاه جلال خالقی مطلق هم، اگر دقیقی و فردوسی برای سرودن شاهنامه از زبان روزمرهٔ خودشان بهره می‌گرفتند، شمار واژگان عربی در این منظومهٔ حماسی چندین برابر مقدار فعلی می‌شده است.[۵]

منابع

  1. 1 2 3 4 مینوی، مجتبی (۱۳۵۴). فردوسی و شعر او. تهران: کتاب‌فروشی دهخدا. ص. ۸۹ و ۹۰.
  2. 1 2 گنجوی، مهستی (۱۳۴۷). دیوان. به کوشش طاهری شهاب. تهران: انتشارات کتابخانهٔ ابن سینا. ص. ۷۶.
  3. صفا، ذبیح‌الله (۱۳۶۹). تاریخ ادبیات در ایران. ج. یکم. تهران: انتشارات فردوس. ص. ۴۸۹.
  4. امیری، منوچهر (۱۳۶۶). لغات عربی در گرشاسب‌نامه. در سومین جلد از ناموارهٔ دکتر محمود افشار به‌کوشش ایرج افشار. تهران: انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار. ص. ۱۶۵۵ تا ۱۶۶۱.
  5. خالقی مطلق، جلال (زمستان ۱۳۷۸). «نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (بخش دوم)». ایران‌شناسی. ۱۱ (۴۴): ۷۶۷ به واسطهٔ پرتال جامع علوم انسانی.