ایل قلاوند
قلاوند یکی از طایفههای ایل دیرکوند و از شعب بالاگریوه، از زیرمجموعهٔ قوم لر، است.[۱] سکونتگاه آنها شهرستان اندیمشک و بخش الوار گرمسیری است.[۲] زبان ایل قلاوند لری بالاگریوه ای است و ایل قلاوند مسلمان و شیعه مذهب است.
در سرشماری سال ۱۳۴۰ش جمعیت ایل قلاوند ۴۳۴۰ خانوار ذکر شده است از جمعیت کنونی این ایل آمار دقیقی در دسترس نیست اما گمانه زنی ها جمعیت ایل قلاوند را بین ۳۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ نفر یا ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ خانوار تقریب میزنند.[۳]

افراد سرشناس[۴]
ایل قلاوند نسبت به جمعیتی که دارد افراد سرشناس و خانها زیادی را در خود جای داده است.مانند:
کدخدا قندی خان بزرگی قلاوند
فاضل خان طاهری قلاوند(باشاقا)[۵] [۴]

عباس خان بزرگی قلاوند[۴]

صفقلی خان طاهری قلاوند(باشاقا)
علی حسین خان بزرگی قلاوند
بابا خان بزرگی قلاوند
رضا خان بزرگی قلاوند
حیدر خان طاهری قلاوند(باشاقا)
محمد خان طاهری قلاوند(باشاقا)
کدخدا حاضربک تتر
و...

دربارهٔ افراد سرشناس قلاوند اشعار و مکتوباتی در دسترس است مانند شعر زیر از اللهمراد لرستانی:
فاضل خان قلاوند همان باسخا
که بیش از بزرگان کُنَد او عطا
برادر زِ خود دارد او هفت و هشت
چو شیرانِ جنگی به کوه و به دشت
بابا خان بُدی پورِ قندی چو شیر
سخاوت چو حاتم به هیبت دلیر
سران قلاوند در آن روزگار
ریاست بُدی با دو تا نامدار
فاضل خان قلاوند به جاه و جلال
دگر بُد عباس خان همان بی مثال
اتفاقات و داستان ها
طوایف که از نسل قلا به وجود آمده اند.
قلا و به تبع آن قلاون (قلاوند) نامی قدیمی است و البته نام طایفه ای بزرگ (طوایف و تیره هایی) که در زیر مجموعه ایل دیرکوند قرار گرفته است. اینکه تبار قلا میای این طایفه، به کجا میرسد نکته ای است که مورد اختلاف است. برخی آن را مهاجر و دیگران بومی میدانند. گفته شده است که نام قلاوند در برخی متون قدیمی آمده است که به حدود ۷۰۰ سال پیش بر میگردد که اگر درست باشد در بومی بودن این ایل تردیدی نمیماند. اما دسته ای که قلا را مهاجر می دانند نقل میکنند که او به همراه دو برادرش از دره شهر به بالاگریوه مهاجرت کردهاند و در کُرکی و به همسایگی طایفه هوتاون مستقر شدند و سپس قلا دختری از میان طایفه هوتاون به همسری برگزید و مستقل شد و از کرکی به سیرم و بعد از آن به انارکی و قیرآب آمده و در نتیجه آن از نسل وی طایفه قلاوند به وجود آمد. اما بیان افرادی که قلا را بومی میدانند این است که او از مهاجرتی که نیاکانش کرده اند بازگشته است. البته بین این دو (درهشهر و بخش الوار گرمسیری) فاصله چندانی نیست و هردو منطقه جزءی از بالاگریوه محسوب میشوند. سخنی که به اعتبار این موضوع میافزاید این است که طایفه علیشیروان (همان طایفه ای که از نوادگان برادران قلا علی و شرو تشکیل شد) خود را متعلق به دیرکوند میدانند. اما اینکه طرف مادری قلا عضوی از دیرکوند (دیرک یا رشنو) بوده است مورد تایید همه صاحبنظران است.
چنانکه اشاره شد نواده های مهراب و آدینه و نوادگان ظهراب پسر سهراب در مجموع طایفه ی قلاون قلاوند را شکل داده.اند ظهراب چهار پسر بنام های مهتاب (متاو) - شهاب شئونه) - سهراب (سیرآو) و برخوردار و از سویی دیگر مهتاب پنج پسر بنام های قاسم ، خداوردی ، خُنکار ، مرغزار و کوچک (کهیار) داشته اند که در نگاه عامه نواده های خداوردی ، خنکار ، مرغزار و کوچک (کهیار) به چهاربابا (چارباوه) معروف هستند و قاسم شش پسر بنام های (بزرگ ، باشا آقا ، تتر ، شانظر ، شاطره، کیخا)داشته که با این تفاسیر تیره های تشکیل دهنده ی طایفه قلاوند عبارتند از: بزرگ، باشاقا ، تتر ، شانظر ، شاطره ، کیخا ، چارباووه ) خداوردی ، خنکار ، مرغزار ، کوچک شهاب ون (شئونه) ، سیرآوون، برخوردارون ، میرآوون و آیینه ون.[۲]
طایفه شهابوند نیز از طوایف ایل قلاوند است که به چهار رده ی رحمالی غمگزار بادی و مرادی تقسیم میشود ودرمناطق:امیرسیف،ونایی،چلت،سرچاه،بیدروبه،باریکاب اندیمشک زندگی میکنند.[۲]
مهرابوند یا میراون که به سه رده تقسیم میشود.در چال پیل،امیر سیف،بیدروبه و نیز شهر اندیمشک زندگی میکنند.و از بزرگان آنها میتوان به صیدعلی و ملاحاجی اشاره نمود. عده ای از آنها نیز در مناطق ییلاقی و جدای از میراون ها میزیسته اند که از بزرگان آنها میتوان عباس و سپس محمدعلی را نام برد.[۱]
سیرآوون ها نیز به رده هایی تقسیم گردیده که بهطور عمده در مناطق ییلاقی باریک آب ، تخت سا و گرمسیری بن هونی و در شهر اندیمشک و پیرامون آن زندگی کرده و می کنند و از بزرگان آنها کوچک علی ، مرادخان و صید جوری را می توان نام برد.[۲]
آدینه وون (آیینه ون) ها هم که در مناطق گرمسیری خونیله ، تاف آب ، پس آحر ، باریک آب ، رزه و منطقه ی عمومی میرزیل و نیز شهر اندیمشک و گروهی از آنان در شهر خرم آباد و روستاهایی از توابع کرگاه از جمله بلیلوند زندگی کرده و می کنند به پنج رده تقسیم می شوند که رده ای بختیاری الاصل نیز در کنار آنها از دیر باز زندگی کرده و جزو آنها به حساب می آید. از بزرگان این تیره می توان به ترتیب بارانی ، محمدحسین ، گلمراد ، و علنی را نام برد.[۱]
تیره ی برخوردارون که بهطور عمده در مناطق گرمسیری خوشاب و نیز شهر اندیمشک و منطقه ییلاقی سیرم و انارکی زندگی کرده و می کنند به سه رده تقسیم می شوند و در گذشته دارای اقتدار قبیله ای بوده اند به نحوی که الفت از این تیره از افراد سرشناس قلاوند به حساب آمده است و از افراد معروف و سرشناس امروزی آنها هم می توان صیدمراد را نام برد .[۲]
اما مهمترین تیره های تشکیل دهنده طایفه ی قلاوند نوادگان مهتاب می باشند که عبارتند از : شش پسر قاسم (پسر بزرگ مهتاب) و چهار پسر دیگر مهتاب که به چاربآووه معروف هستند. چاربآووه (چهار بابا) که مشتمل بر چهر تیره ی خداوردی ، خنکار ، مرغزار و کوچک می شوند، همواره در کنار هم بوده و بدین ترتیب در نگاه عام یک شعبه تلقی می شوند. بهطور عمده مناطق گرمسیری خوشاب ، سراشگفد ، تاک آب ، تووه تَمُر و شهر اندیمشک و پیرامون آن و مناطق ییلاقی سیرم ،تخت سا ، انارکی و ... محل سکونت آنان به حساب می آید. غمی از بزرگان گذشته ی آنان بوده و نیز از سایر افراد مشهور این چهار تیره بایستی سعدبک ، ظهراب و نوروز را نام برد.[۲]
درباره تیره های شش گانه ی (بزرگ ، باشاقا ، تتر ، شانظر ، شاطره و کیخا) نیز باید نوشت که ذکر دو تیره ی بزرگ وباشاقا (که در واقع سرکرده های طایفه و بزرگان ایل جمعی موسوم به قلاوند از میان اینان برخاسته اند) بیشتر خواهد رفت.[۲]
اما تیره تتر نیز از تیره های مهم طایفه بوده که به رده های چهارگانه ای تقسیم شده و بهطور عمده در میرزیل و خوشآب و نیز در پلدختر و مناطق شهری اندیمشک زندگی می کرده اندو در گذشته حاضربک از افراد شاخص آنها بوده که ادموندز نز از وی یاد کرده اند. از بزرگان امروزی این تیره می توان به رستم بک اشاره نمود.[۱]
تیره های شانظر ، شاطره و کیخا نیز هر یک به رده هایی که در تبارنامه ی آنها مشهود است تقسیم گردیده و بهطور عمده مناطقی از جمله روستاها و مکانهایی چون پس آحر ، سیرم (پنبه کار)، میرزیل ، دراشگفد ، تایآو و ... و شهر اندیمشک و پیرامون آن محل سکونت آنها به حساب می آید. از یزرگان تیره شانظر می توان حسین علی ، جمشیدخان و صیدحسین ، را نام برد و ملا حسین قلی به عنوان ملایی مشهور از این تیره بوده است. علیمرادخان و سپس ابراهیم از افراد مشهور تیره شاطره و یاسی و بعد از وی یاسین و صید حسین نیز از مشاهیر تیره کیخا بوده و می باشند. تیره های بزرگ و باشاقا هم در مناطق عمومی قیراب و میرزیل ، روستاها و مناطقی چون مهرزیل ، خونیله ، تاف آب ، کهنه آب ، ده اشگنو ، گاوازی ، دو آب ، تخت شه ، خوشاب ، سورکو ، بلارود (بالا رود) و ... و شهر اندیمشک و پیرامون آن زندگی کرده و می کنند.[۲]
ایل جمعی قلاوند با حضور قلاوندهای اصلی و گروههایی دیگر شکل گرفت . قندی که مرد با تدبیر و دور اندیشی بوده است در استحکام و اتحاد طایفه تلاش فراوانی به عمل آورده و در دوره ی ایشان این طایفه انسجام و یکپارچگی خاصی داشته است.[۱]
با مرگ قندی و یا به بیانی درست تر در اواخر عمر قندی ، زکی پسر بزرگ و فاضل خان ( که مردی دانا و با کیاست و فوق العاده بوده اند) ، پس طاهر (پسر عموی قندی) ریاست طایفه را بهدست می گیرند، همزمان یا پس از زکی ، بابا خان پسر دیگر قندی این مهم را عهده دار می شود ، لیکن ایشان هم در جنگ معروف به ژاندارمها در زاهد شیر در شمال غربی خرم آباد کشته شده و عملاً سرکردگی قلاوندها در دست عباسخان پسر دیگر قندی به همراهی فاضل خان ( مرد همه ی دوران قلاوندها ) قرار می گیرد. در دوره ی این دو ، طایفه ی قلاوند از نظر اقتدار ایلیاتی به نقطه اوج خود رسیده بگونه ای که بنا به روایات محلی عباسخان و فاضل خان تا محدوده ی دزفول را در دست گرفته و نسبت به اخذ مالیات از این منطقه اقدام می نمودند.[۲]
فاضل خان و عباسخان هر دو مردانی با تدبیر و دانا بوده اند و سعی در رشد طایفه داشته اند که در این میان تلاش نموده اند تا با سپهبد امیر احمدی و به تعبیری حکومت مرکزی کمک کنند تا حکومت نیز آنها را یار باشد که اتفاقاً در این موضوع نیز به مقصود می رسیدند. لیکن کشته شدن عباسخان ( به طرزی مشکوک در سال 1309 در کوه «که ور» در حمله ی به قشون منصور خان بیرانوند و در حمایت از قوای دولتی که برخی آن را به سرهنگ فضل اله همایونی نسبت می دهند و برخی دیگر روایت های دیگری از آن دارند) به نظر می رسد اثر منفی در روند رو به رشد طایفه داشته است ؛ چه اینکه ارتباطات عباسخان با قوای دولتی ، سران ایلات و طوایف و نیز رابطه ی خانوادگی با غلامرضا خان والی عمله ی شوش و درایت و اقتدار شخصی ایشان می توانست طایفه ی قلاوند را به پیش برد.[۲]

به هر روی پس از عباسخان پسر برادرش(زکی) یعنی علی حسین خان که شخصی متشخص و مقتدر بوده اند به جای ایشان می نشیند و باز هم به همراهی فاضل خان در واقع دو شعبه ی بزرگ و باشاقا طایفه قلاوند را راهبری می کنند که البته با اختلافات درون قبیله ای که بین این دو شعبه رخ داد و حتی به منازعات شدید منجر گردید؛ اقتدار ایلیاتی این طایفه رو به ضعف نهاده و با در برابر هم قرار گرفتن سران قلاوند ، کم کم انسجام پیشین طایفه کم رنگ شد.[۱]
پس از فاضل خان و علی حسین خان پسران این دو یعنی حیدرخان و رضاخان در رأس طایفه قرار گرفتند ، حیدرخان فردی دانا، سخنور و با تدبیر در امور طوایف و رضاخان فردی بزرگمنش، مهربان و سخاوتمند و متعصب به طوایف و تیره های ایل جمعی قلاوند بودند. البته همه ی سران قلاوند از افراد بنام و مشاهیر ایل دیرک وند و بالاگریوه به مار می آیند. افراد دیگری نیز در میان این طایفه از بزرگان و نامداران محسوب می شوند که از آن جمله می توان نصیرخان ، اله کرم، لطیف خان، محمدعلی معروف به بزرگی، خدادادخان و اکنون غلامحسین خان و حسین خان از شعبه ی بزرگ و نیز صفقلی و پسرش محمدخان ،سردار و پسرش یداله ، ناظر و صیدهاشم و ... از شعبه ی باشاقا را نام برد.[۲]
از سویی دیگر واقعه ی کشته شدن آموسی قطب مالک دشت لور و اطراف آن بهوسیلهٔ ی محمدعلی بزرگی پسر کوچک قندی ( معروف به بزرگی ) به دلیل اختلافات ملکی نیز از وقایع مهم و تاریخی مربوط به این طایفه است. داستان این واقعه را داوود ساکی حسین خانی در اندیمشک شناسی به تفصیل آورده اند اما ماحصل آن این است که خاندان قطب (قطب السادات) که از افراد معروف و متمول دزفول و دشت لور بوده اند با طایفه قلاوند (شعبه بزرگ ) بر سر مالکیت ملکی موسوم به کزرمی اختلاف پیدا می کنند و برای حل و فصل آن ، آموسی قطب همراه با چند مأمور انتظامی و نیز مأمور ثبت اسناد به محل مورد اختلاف آمده و از این طرف نیز علی حسین خان و چند تن از دیگر سران قلاوند (ازجمله بزرگی) در محل مذکور حاضر می شوند. آموسی در بین بحث و جدلهای لفظی گویا به قلاوندها توهین می کند و بزرگی بدون فوت وقت اسلحه ی یکی از مأموران را گرفته و وی را به قتل می رساند. با کشته شدن آموسی ، خاندان قطب که با حکومت وقت ارتباطی تنگاتنگ داشتند، بزرگی ، علی حسین خان و نصیرخان را به زندان انداختند اما پس از یکی دو سال علی حسین خان و نصیرخان آزاد، و در نهایت پس از سالها محمدعلی بزرگی نیز آزاد گردید.شهرت محمدعلی بزرگی که شخصی سخنور و با شهامت و از افراد مشهور و از بزرگان قلاوند بود با این اتفاق بیش از پیش گردید و به عنوان یکی از مشاهیر این دیار خویش ظاهر نمود .[۲]
در مجموع طایفه قلاون (قلاوند) از طوایف مهم و نامدار ایل دیرک وند به حساب می آید که همواره در درازای حیات خویش از تاثیر گذارترین گروهها در رویدادهای ایلیاتی و اجتماعی-سیاسی بوده است که این تاثیر گذاری در حوادث پس از پیروزی انقلاب نیز ادامه داشته و دارد . به هنگام اسکان اجباری عشایر طایفه ی قلاوند را به دشت لور گسیل داشتند که گویا این اسکان اجباری در سال 1303 انجام گرفته است .[۲]
ایل قلاوند در طول حیات خود با طوایف و ایلات مجاور و نیز خارج از محدوده ی بالا گریوه زد وخوردهایی داشته است . چنانکه با میرها ، بهاروندها ، ایل پاپی ، ایل سگوند ، و بختیاریها و نیز با والی پشتکوه و ... منازعاتی داشته اند .[۳]
از سوی دیگر گروهها و تیره هایی وابسته به ایل جمعی قلاوند بوده اند که جمعی از تیره ی بزرگ پاپی الشتری ، گروهی از تیره بن دره ای طایفه ی کشوری از ایل پاپی ، عده ای از طایفه بگری و عده ای از طایفه مالزیری از ایل پاپی از دیرباز در این ایل جمعی قرار گرفته اند . عده ای از طایفه (ایل) رشنو ، دسته ای از طایفه ی کوشکی ، تیره هایی از طایفه (ایل) ساکی ، خانوارهایی از طایفه ی کوگونی ، گروهها و تیره هایی چون رهداروند ، گورو، دره تنگی ، هوتاوند ، شیخ حاجی باریک آب ، شیخ پیر مار ، کاویانی ، هیکی ، عمده ی طایفه طافی ، چونی و میرمشرقی ، تجار ، خانوارهایی از ایل سگوند و دالوند ، بخش عمده ای از طایفه ی ماکنالی ، گروهی از طایفه هلدی ، یک خانوار موسوم به خاکی خان ( که در اصل از ارمنیها بوده و به میان این طایفه مهاجرت نموده و پس از آنکه شیعه شده و با دختری از این دیار ازدواج نموده است و برای همیشه ماندگار شده که امروزه نواده های وی یک دودمان وابسته به طایفه ی قلاوند را تشکیل داده اند ) و ... نیز سایر سایر ایل جمعی قلاوند را شکل داده اند.[۲]
طایفهها و تیرهها

ایل قلاوند.ز طایفهها و تیرههای مختلفی تشکیل شدهاست، فهرست زیر تمامی طایفههای و تیرههای ایل قلاوند است:
- تتر
- بزرگ
- باشاقا
- کیخا
- شانظر
- شاطره
- آدینهوند
- شهاوند
- سیراوند
- مهرابوند
- شیخ حاجی باریکاب
- برخوردار
- چار بآووه (کوچک، مرغزار، خنکار، خداوردی)
- رهداروند
طایفهها و تیرههای مختلف وابسته به ایل قلاوند که جزئی از ایل قلاوند محسوب میشوند:
- گورو
- هلدی
- دره تنگی
- هوتاوند
- شیخ پیر مار
- کاویانی
- میرمشرقی
- تجار
طایفهها و تیرههای مختلف وابسته به ایل قلاوند که جزئی از ایل قلاوند محسوب میشوند ولی از ایلها و طایفههای دیگر از قلاوند هستند:
- بخش عمدهای از طایفهٔ ماکنالی
- عدهای از طایفه بگری
- عدهای از طایفه مالزیری
- تیرههایی از طایفه ساکی
- یک خانوار موسوم به خاکی خان (که در گذشته ارمنی بوده و از مناطق ارمنیها به این مناطق مهاجرت کردهاست)
و عده ای از قلاوند ها که تقریبا ۳۰۰ سال قبل به عراق امروزی رفته و اکنون هم در شهر بغداد ساکن هستند و از کاسب های بازار بغداد هستند.[۱]
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 «DĪRAKVAND». دانشنامه ایرانیکا. ۱۵ دسامبر ۱۹۹۵. دریافتشده در ۷ مارس ۲۰۱۵.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 بالاگریوه، مرادحسین پاپی. تبار هخامنش دیار بالاگریوه. افلاک، اسفند 1390
- 1 2 دیرکوند. دانشنامه جهان اسلام.
- 1 2 3 s, Taheri (2025-12-17), فارسی: سرکرده ها و ایلخانان ایل قلاوند, retrieved 2025-12-20
- ↑ s, Taheri (2025-12-17), فارسی: فاضل خان قلاوند سرکرده ایل قلاوند, retrieved 2025-12-20
منابع
- کتاب جغرافیا لرستان به قلم مقیم السلطنه سال 1307
- سفرنامه هنری راونیلسون: سفرنامه ای از سفر هنری راونیلسون به خوزستان و تحقیق در مورد اقوام لر آن دیار
- سفرنامه موسیو چریکف
- سفرنامه ولادیمیر مینورسکی
- کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد۶ نوشته سرتیپ حسینعلی رزم آرا نخستوزیر محمدرضاشاه پهلوی فروردین سال ۱۳۳۰ه.ش
- بالاگریوه، مرادحسین پاپی (۱۳۹۰). تبار هخامنش دیار بالاگریوه. افلاک. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۶-۰۰۹-۹. از پارامتر ناشناخته
|ماه=صرفنظر شد (کمک) - امان الهی بهاروند، سکندر (۱۳۹۳). پژوهشی دربارهٔ پیوستگی قومی و پراکندگی جغرافیایی لرها در ایران. آگاه. شابک ۹۶۴-۳۲۹-۱۳۵-۹. از پارامتر ناشناخته
|ماه=صرفنظر شد (کمک) - کانال تلگرام ایل قلاوند، عمادقلاوندی، شامد ۵-۴-۶۱-۲۹۷۲۶۰-۱-۱
- کاظمی، ایرج (۱۳۷۶). مشاهیر لر. افلاک. شابک ۹۶۴-۶۴۳-۱۰۰-۳.