قندهار کهنه

قندهار کهنه
شهر باستانی قندهار کهنه (اسکندریه رخج) (قرمز) در جنوب‌غرب قندهار
قندهار کهنه در افغانستان واقع شده
قندهار کهنه
قندهار کهنه
محل قندهار کهنه در افغانستان

قندهار کهنه که در محل با نام زور شار (پشتو: زوړ ښار‎) و نیز شهر کهنه (دری: شهر کهنه‎) شناخته می‌شود،[۱] بخش تاریخی شهر قندهار در جنوب افغانستان است.

ارگ

به‌طور گسترده چنین پنداشته می‌شود که اسکندر مقدونی پس از فتح مندیگک در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، همراه با سپاه خود به سوی جنوب‌شرق حرکت کرد و شهر کنونی قندهار کهنه را بنیاد گذاشت و آن را اسکندریه رخج نامید.[۲][۳] احتمالاً این محل به‌گونه‌ای انتخاب شده بود که ساکنان را از طوفان‌های شن سنگینی که گاه از ولسوالی ریگستان مجاور می‌وزیدند محافظت کند.

برخی دیگر معتقدند که پی‌های ارگ احتمالاً در عصر آهن گذاشته شده و این محل بعدها به دژی عمده در شاهنشاهی هخامنشی تبدیل شده است.[۴] در دو هزار سال گذشته، این ارگ مقر قدرت محلی بسیاری از فرمانروایان بوده است. این منطقه بخشی از حکومت‌ها و شاهنشاهی‌های متعدد، از جمله امپراتوری مائوریا (۳۲۲–۱۸۵ پیش از میلاد)، پادشاهی هندوسکایی (۲۰۰ پیش از میلاد تا ۴۰۰ میلادی)، شاهنشاهی ساسانی، خلافت راشدین، دودمان زنبیل، صفاریان، غزنویان، غوریان، دودمان تیموری، امپراتوری گورکانی، دودمان صفوی، هوتکیان و امپراتوری درانی شد.

قندهار کهنه یکی از شهرهای اصلی رخج، منطقه‌ای تاریخی در سرزمین‌های جنوب‌شرقی ایران بزرگ، بود و با تمدن دره سند نیز ارتباط داشت. این شهر به سبب موقعیت راهبردی‌اش در پیوند میان جنوب آسیا و آسیای مرکزی بارها هدف فتح قرار گرفت، زیرا بر مسیر عمدهٔ بازرگانی میان شبه‌قاره هند با خاورمیانه، دیگر بخش‌های آسیای مرکزی و خلیج فارس تسلط داشت.[۵]

این شهر بارها میان صفویان و گورکانیان مورد مناقشه بود تا اینکه در سال ۱۷۰۹ میرویس هوتک منطقه را به پادشاهی مستقلی تبدیل کرد و قندهار را پایتخت هوتکیان قرار داد. شهر در سال ۱۷۳۸، پس از شکست حسین هوتک، آخرین فرمانروای هوتکی، به دست نادرشاه ویران شد. پس از نابودی شهر قدیمی، همهٔ ساکنان باقی‌مانده به منطقه‌ای نزدیک منتقل شدند که برای مدتی کوتاه به افتخار نادرشاه «نادرآباد» نامیده می‌شد. تا سال ۱۷۵۰، احمدشاه درانی شهر کنونی قندهار را بنیان گذاشت و آن را پایتخت امپراتوری درانی قرار داد.[۶]

کشفیات کتیبه‌شناختی

چند کتیبهٔ مهم یونانی متعلق به سده‌های سوم و دوم پیش از میلاد در محوطهٔ قندهار کهنه یا پیرامون آن کشف شده‌اند؛ از جمله فرمان‌های یونانی آشوکا در قندهار، کتیبه صخره‌ای دوزبانه قندهار که آن نیز به دوران فرمانروای هندی آشوکا تعلق دارد، کتیبهٔ سوفیتوس قندهار و کتیبه‌ای که به دست پسر آریستوناکس نوشته شده است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Dupree, Louis (14 July 2014). Afghanistan (in English). Princeton University Press. p. 287. ISBN 978-1-4008-5891-0.
  2. ↑ Lendering, Jona. "Alexandria in Arachosia". LIVIUS – Articles on Ancient History. Archived from the original on June 15, 2010. Retrieved March 4, 2012.
  3. ↑ نانسی دوپری (1971) "Sites in Perspective (Chapter 3)" An Historical Guide To Afghanistan Afghan Tourist Organization, Kabul.
  4. ↑ "Old Kandahar: An Archaeological Reappraisal". whitelevy.fas.harvard.edu (in English). Harvard University.
  5. ↑ Mentioned in Bopearachchi, "Monnaies Greco-Bactriennes et Indo-Grecques", p52. Original text in paragraph 19 of Parthian stations
  6. ↑ "AN OUTLINE OF THE HISTORY OF PERSIA DURING THE LAST TWO CENTURIES (A.D. 1722-1922)". Edward Granville Browne. London: Packard Humanities Institute. p. 31. Retrieved 2010-09-24.
  7. ↑ Welch, Stuart Cary (1985). India: art and culture, 1300-1900. New York: Metropolitan Museum of Art : Holt, Rinehart, and Winston. p. 248. ISBN 978-0-03-006114-1. If Murad's siege raised the spirits of his imperial patron, Payag's view of an episode in 1649, during the unsuccessful attempts to recapture strategic Kandahar must have lowered them. Although Murad was noted for his cheerful portrayals of grand events at court-and, we suspect, as a designer of architectural ornament, which he painted so inventively-Payag is admired for portraits of holy men and ravaged old soldiers, and for views of war in all its horror.

پیوند به بیرون