قید

در دستور زبان، «قید» یکی از اجزای مستقل جمله است که برای توضیح دادنِ چگونگی، زمان، مکان، مقدار، تکرار یا حالت انجام فعل (و گاهی صفت یا قید دیگر) به کار می‌رود. قید معمولاً نقش توصیفی دارد و اطلاعات تکمیلی می‌دهد، بدون آن‌که هستهٔ اصلی جمله باشد.

به تعریف دقیق‌تر، قید واژه یا گروهی از واژه‌هاست که فعل، صفت یا قید دیگر را از نظر معنا محدود یا روشن می‌کند، مانند این‌که کاری چگونه، چه‌وقت، کجا، چقدر یا با چه حالتی انجام شده است.

نمونه‌ها:

او دیروز آمد. دیروز ← قید زمان

او آرام صحبت می‌کند. آرام ← قید چگونگی

کتاب را این‌جا بگذار. این‌جا ← قید مکان

او بسیار خسته بود. بسیار ← قید مقدار

راه تشخیص قید:

  1. اگر قید از جمله حذف شود به جمله آسیبی نمی‌رسد. مثال: او الآن رفت-» او رفت.
  2. قبل و بعد از قید کسره (ــِـ) قرار نمی‌گیرد. مثال: آنها، آهسته، کار را انجام می‌دهند. (واژهٔ «آهسته» در میان دو ویرگول قرار گرفته؛ پس بدون کسره آمده.)

انواع قید در فارسی

قید زمان: امروز، دیروز، فردا، همیشه، گاهی
قید مکان: این‌جا، آن‌جا، بالا، پایین
قید چگونگی: آرام، تند، خوب، بد
قید مقدار و درجه: خیلی، کم، بیش‌تر، بسیار
قید تکرار: دوباره، پی‌درپی، هرگز
قید حالت یا تأکید: فقط، حتی، دست‌کم

ساخت قید در فارسی

قید می‌تواند:

واژهٔ ساده باشد: اکنون، هرگز
گروه اسمی باشد: هر روز، همین حالا
از صفت ساخته شود: تند ← تند رفت
با پسوند «ـانه» ساخته شود: کودکانه، دوستانه
به‌صورت گروه قیدی بیاید: از سرِ عجله، با دقت

تمامی کلمات تنوین‌دار که از عربی وارد فارسی شده‌اند قید هستند.

جایگاه قید در جمله

قید در فارسی جایگاه نسبتاً آزادی دارد، اما معمولاً پیش یا پس از فعل می‌آید و جابه‌جایی آن اغلب باعث تغییر معنا یا تأکید می‌شود:

او امروز به مدرسه رفت.
او به مدرسه امروز رفت. (تأکید بر «امروز»)

تفاوت قید و متمم

قید حذف‌پذیر است و نبودش معمولاً جمله را از نظر دستوری ناقص نمی‌کند، اما متمم معمولاً برای کامل شدن معنای فعل لازم است.

او نشست. (درست)
او بر صندلی نشست. (متمم، نه قید)

تقسیمات قید

اقسام قیود از لحاظ دستوری

  • قید مختص: قیدی که به جز نقش قیدی، نقش دیگری را قبول نمی‌کند.
    • کلمات تنویندار در عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند همگی قید مختص هستند.
    • عبارات و ترکیبات عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند، قید مختص هستند. مانند «الحق و اصناف»
    • گروه‌های کلمه‌ای که با حرف اضافه ساخته می‌شوند و به جای قید به کار می‌روند، قید مختص هستند. مانند «به راحتی از زندان فرار کرد»
  • قید مشترک: صفت‌ها، اسم‌ها، فعل‌ها، شبه‌جمله‌ها، ضمایر و حرفهایی که می‌توانند نقش قیدی هم بپذیرند. مانند «سینا شب به خانه برگشت.»

انواع قید از لحاظ معنا

  1. قید زمان: نشان‌دهنده زمان وقوع فعل است. مانند: اکنون، دیروز، فردا.
  2. قید مکان: نشان‌دهنده مکان وقوع فعل است. مانند: اینجا، آنجا، بیرون.
  3. قید حالت: نشان‌دهنده چگونگی وقوع فعل است. مانند: آرام، سریع، با دقت.
  4. قید تکرار: نشان‌دهنده تعداد دفعات وقوع فعل است. مانند: همیشه، گاهی، چند بار.
  5. قید مقدار (قید کمیت): نشان‌دهنده مقدار یا میزان وقوع فعل است. مانند: خیلی، کم، زیاد.

تقسیمات قید از لحاظ ساختمان

  • قید ساده: که به قید مفرد نیز معروف است و قیدی است که به اجزای زبانی قابل تجزیه نباشد و یک واژک باشد.
  • قید مرکب: قیدی است که از دو یا چند واژک تشکیل شده باشد.
  • عبارت قیدی (متمم قیدی): که معمولاً یک گروه متممی است (حرف اضافه به اضافه متمم بعد از آن)
  • قید مؤوّل: که جمله‌ای است که می‌توان آن را به یک قید تأویل کرد و می‌توان به جای آن یک قید ساده یا مرکب یا یک عبارت قیدی گذاشت. مانند جمله «کودک، در حالی که می‌گریست، به سمت مادرش رفت» که می‌توان آن را بدین صورت نوشت: «کودک گریان به سمت مادرش رفت.»

منابع

    • انوری، حسن. دستور زبان فارسی. تهران: انتشارات سخن.