لهجه کرمانی

گویِشِ کِرمانی یِکی از گویِش‌هایِ زبان فارسیِ باختری است. که گُستردِگی‌اش در استان کرمان است. گونه‌هایِ گوناگونِ این گویش، زبانِ برخی از جاهایِ اُستانِ کِرمان را دربرمی‌گیرد. در اُستانِ کِرمان، زرتشتیان زبانی دِگَرسان با پارسیِ کِرمانی دارند. فرایندِ کوتاه‌کردنِ واژه‌ها در این گویِش بوده و رواگ (رواج) دارد.

دیرینِگی

دکتر مُحمَّداِبراهیم باستانی پاریزی، تاریخدانِ بَرجِستهٔ ایرانی، در پیشگُفتارِ نِبیگِ (کِتاب) فَرهنگِ گویِش کِرمانی دربارهٔ این گویِش رُوشن کرده‌ست که پیشینه‌ای هِزارساله دارد و کرمان گویِشِ ویژه‌ای ندارد و پارسی‌اش بِسیاردیرینه ؤ همانَست که در آتشکدهٔ کَرکویه، سُرودِ گَرشاسپ را به آن زبان می‌خواندند. وِی گُفته‌ست: «زبانی که کرمانی‌ها از هزاران‌سالِ پیش و پیش‌ازآن صحبت می‌کرده‌اند باید همین زبان باشد زیرا گویِشِ دیگری در کِرمان نِمی‌شِناسیم که ربطی به پهلویِ عصرِ ساسانی یا اشکانی داشته‌باشد».

زبانزدِ (ضربُالمثلِ) کرمانی

  • قاضی وختی نون نمی‌لُمبونه ریش نمی‌جُنبونه: قاضی تا رِشوه نگیرد کاری انجام نِمی‌دهد.
  • کی زند دسته به جوغن کی خوْرد حلیم و روغن: جوغن به‌چمِ (به‌معنیِ) هاون است و این زبانزد (ضرب‌المثل) هِنگامی به‌کار می‌رود که یکی سختی بِکشد و دیگری سود ببَرد.
  • تُرُش‌بالا به آفتابه می‌گه دوکُتو: آبکش به آفتابه می‌گوید ۲ سوراخ داری. (برابرِ دیگر:دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه)
  • آب اَ کُنجِ ناخونِش نِمی‌چِکه: آب از گوشهٔ یِ انگشتش نِمی‌ریزد؛ گُواژه (کِنایه) ازاینکه بِسیار خسیسَست.
  • خونهٔ همسایه کُماجه به‌ماچه؟: در خانهٔ همسایه کُماچ دُرست می‌کُنند به ما مربوط نیست؛ گُواژه ازاینکه در کارِ دیگران سرک نَکشیم.

لالاییِ کِرمانی

لالالالا گُلم لالا/بخوابه بُلبُلم لالا

لالا لالایی لالایی/بُرُو لولویِ صحرایی

بُرُو لولو جهنَّم شو/بلاگردونِ رودَم شو

بُرُو لولوی صحرایی/توْ از رودم چه می‌خواهی که رودم کِرده لالایی

منابع

    جستارهای وابسته