لیکانکابور

لیکانکابور
Map
مرتفع‌ترین نقطه
ارتفاع۵۹۱۶ متر[۱]
برجستگی۱٬۴۲۶ متر (۴٬۶۷۸ فوت) ویرایش این در ویکی‌داده
مختصات۲۲°۵۰′۰۱″ جنوبی ۶۷°۵۲′۵۸″ غربی / ۲۲٫۸۳۳۶۱°جنوبی ۶۷٫۸۸۲۷۸°غربی / -22.83361; -67.88278
جغرافیا
موقعیتمرز شیلی و بولیوی[۱]
رشته‌کوه مادرآند [۲]
زمین‌شناسی
سن صخرههولوسن[۱]

لیکانکابور (به اسپانیایی: Licancabur) آتشفشان چینه‌ای شیبدار و متقارنی به ارتفاع ۵۹۱۶ متر واقع در شمال شیلی[۱] در نزدیکی بیابان آتاکاما[۳] در ۳۰ کیلومتری شرق دهکدهٔ سن پدرو دِ آتاکاما[۴] در مرز با بولیوی است[۱] و دریاچهٔ لاگونا ورده واقع در جنوب غربی آنتیپلانوی بولیوی در پای آن قرار دارد.[۵]

در دهانهٔ ۴۰۰ متری[۱] این آتشفشان دریاچهٔ کوچکی به‌نام دریاچه لیکانکابور[۳] وجود دارد که جزو مرتفع‌ترین دریاچه‌های دنیا به‌شمار می‌رود.[۱] دمای این دریاچهٔ آب شیرین کم‌عمق که ۹۰ متر طول و ۷۰ متر عرض دارد به ۶ درجهٔ سانتی‌گراد می‌رسد و در نتیجه، محیط مناسبی را برای رشد جانداران پلانکتونی در این ارتفاع تقریباً ۶۰۰۰ متری فراهم می‌آورد.[۱] همچنین باستانشاناسان ویرانه‌هایی باستانی[۱] متعلق به اینکاها[۳] را در کناره‌های دهانهٔ آتشفشانی لیکانکابور[۱] و دریاچهٔ آن[۳] یافته‌اند.

آتشفشان لیکانکابور در دورهٔ هولوسن شکل گرفته‌است اما بلافاصله در جنوب شرقی آن آتشفشان دیگری به‌نام خوریکس قرار دارد که در دورهٔ پلیستوسن به‌وجود آمده است.[۱] جریان‌های جوان گدازهٔ آندزیتی تا ۶ کیلومتری پایین دامنه‌های شمال غربی تا جنوب غربی لیکانکابور را پوشانده‌اند و جریان‌های قدیمی‌تر، گستره‌ای تا ۱۵ کیلومتری از دهانهٔ قله را در بر گرفته‌اند که رویشان را، رسوبات جریان‌های آذرآواری به‌طول ۱۲ کیلومتر پوشانده است.[۱]

در عین‌حال از تاریخ آخرین فوران آتشفشان لیکانکابور اطلاعی در دست نیست.[۱]

ریشه‌شناسی و اهمیت

نام لیکانکابور از زبان کونزا گرفته شده است،[۶] که در آن lican به معنای «مردم» یا «شهر» و cábur/caur، caure یا cauri به معنای «کوه» است.[۷] این نام احتمالاً به محوطه‌های باستان‌شناسی موجود بر روی کوه اشاره دارد.[۸] همچنین ترجمه‌ای از نام این آتشفشان به صورت «روستای بالا» نیز ارائه شده است.[۹] نام‌های دیگر آن عبارت‌اند از «لیکانکاگوار»،[۱۰] «لیکانکائور»،[۸] «تاتا لیکانکو»[۱۱] و «ولکان د آتاکاما».[۱۲]

لیکانکابور یکی از شناخته‌شده‌ترین آتشفشان‌ها در بولیوی و شیلی است[الف] و از سن پدرو د آتاکاما دیده می‌شود.[۱۴][۱۵] این منطقه در سدهٔ چهاردهم میلادی به‌دست اینکاها و در سدهٔ شانزدهم توسط اسپانیایی‌ها تسخیر شد.[۶] امروزه این منطقه از نظر پژوهش‌های مربوط به سلامت جانوران، دورکاوی، ارتباطات از راه دور، و همچنین از این جهت که محیط پیرامون لیکانکابور نزدیک‌ترین معادل زمین برای شرایط مریخ به‌شمار می‌رود، مورد توجه است.[۱۶][۱۷][۱۸] دریاچه‌های موجود بر فراز این کوه نیز شرایطی دارند که گفته می‌شود مشابه دریاچه‌های پیشین مریخ است.[۱۹][۲۰][۱۶]

جغرافیا و ریخت‌زمین‌شناسی

این آتشفشان در پونا د آتاکاما[۲۱] و در کوردیلرای غربی رشته‌کوه آند قرار دارد.[۲۲] مرز میان بولیوی و شیلی از روی لیکانکابور می‌گذرد،[ب]؛[۲۴] بخش شیلیایی آن در منطقه آنتوفاگاستا[۲۲] و بخش بولیویایی آن در استان پوتوسی قرار دارد.[۲۰] کمتر از ۲۰ کیلومتر در جنوب آن، رصدخانه جلگه چاجنانتور واقع شده است.[۲۵] سن پدرو د آتاکاما حدود ۲۰ مایل در غرب لیکانکابور قرار دارد[۶] و نواحی مجاور در خاک بولیوی تقریباً خالی از سکنه‌اند.[۲۶] گذرگاه مرزی پاسو د یاما و جاده ۲۷ شیلی که میان آرژانتین و شیلی کشیده شده‌اند، از دامنهٔ جنوبی لیکانکابور می‌گذرند.[۲۷][۲۸] در سال ۱۹۵۳، جاده‌ای توسط چوب‌بران یارتا ساخته شد که تا ارتفاع ۱۴٬۰۰۰ پایی بالا می‌رفت.[۱۰]

دریاچهٔ دریاچه لیکانکابور در دهانهٔ آتشفشان

لیکانکابور مخروطی قرینه و تقریباً دست‌نخورده[۲۲] با شیب تند است،[۲۴][۲۹] که از لایه‌های گدازه و سنگ آذرآواری ساخته شده[۳۰] و آثار گِل‌رود در آن دیده می‌شود.[۳۱] این کوه بر چشم‌انداز پیرامون خود مسلط است.[۳۲] قلهٔ آن ۵٬۹۱۶ متر ارتفاع دارد[۳۰] و دارای دهانه‌ای به قطر حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ متر است.[۳۳] دریاچهٔ آب شیرین دریاچه لیکانکابور[۳۴] درون دهانه یکی از مرتفع‌ترین دریاچه‌های جهان است.[۳۵] حجم کل آتشفشان در سال ۱۹۹۶ حدود ۳۵ کیلومتر مکعب برآورد شد و پژوهشی در سال ۲۰۱۲ آن را ۴۴ کیلومتر مکعب تخمین زد.[۳۶]

جریان‌های جوان و تیره‌رنگ گدازه از دهانهٔ قله سرچشمه گرفته و مخروط را احاطه می‌کنند و تا فاصلهٔ ۱۵ کیلومتری در غرب گسترش می‌یابند.[۲۹] این جریان‌ها ضخامت ۱۰ تا ۵۰ متر دارند[۲۲] و از نوع گدازه بلوکی هستند.[۳۵] در آن‌ها ساختارهایی مانند برآمدگی‌ها، دیواره‌ها و بلوک‌هایی چندمتری دیده می‌شود. در دامنهٔ غربی کوه، رسوبات به‌هم‌ریزش آوارها وجود دارد[۲۲] و دامنه‌های آن ناپایدار هستند.[۳۷]

چشم‌انداز پیرامون آتشفشان از دشت‌هایی تشکیل شده که رشته‌کوه‌ها آن‌ها را از هم جدا می‌کنند.[۳۸] در پای شمال‌شرقی کوه، دریاچه سبز قرار دارد.[۳۹] لیکانکابور بخشی از خط تقسیم آب میان آلتی‌پلانوی بولیوی و سالار د آتاکاما است.[۴۰] در جنوب‌باختری کوه، رودهای ویلاما و سن پدرو جریان دارند که به سن پدرو د آتاکاما می‌ریزند.[۴۱]

زمین‌شناسی

نمای لیکانکابور از فراز دریاچه سبز در ارتفاع بیش از ۴٬۰۰۰ متری

از دوران ژوراسیک تاکنون، صفحه فارالون و پس از آن صفحه نازکا در گودال پرو-شیلی به زیر صفحه آمریکای جنوبی فرورفته‌اند.[۴۲] این فرورانش همچنان با نرخ حدود ۶٫۶ سانتی‌متر در سال ادامه دارد و علت اصلی آتشفشان‌خیزی در رشته‌کوه آند است،[۴۳] زیرا سیالات آزادشده از صفحهٔ فرورونده، باعث ذوب در گوشتهٔ بالایی می‌شوند.[۴۴] منطقه آتشفشانی مرکزی آند (CVZ) از جنوب پرو آغاز می‌شود و سراسر بولیوی، شیلی و آرژانتین را دربرمی‌گیرد و بلندترین آتشفشان جهان یعنی اوجوس دل سالادو را شامل می‌شود.[۴۲][۴۵] این منطقه همچنین شامل مجمع آتشفشانی آلتی‌پلانوی-پونا است که یکی از بزرگ‌ترین نواحی شناخته‌شدهٔ ایگنیمبریت در جهان به‌شمار می‌رود.[۴۶] لیکانکابور بخشی از منطقهٔ جنوبی CVZ است[۴۷] که بیش از هزار آتشفشان را دربردارد.[۴۸] آتشفشان‌های قدیمی‌تر (از دوران میوسن) به‌طور گسترده در منطقه پراکنده‌اند، در حالی که آتشفشان‌های پلیستوسن تا هولوسن در زنجیرهٔ اصلی متمرکزند.[۴۹] آتشفشان لاسکار هر چند سال یک‌بار فوران می‌کند.[۵۰]

زنجیرهٔ آتشفشانی به سمت شمال از گذرگاه پورتسولیو چاگساس ادامه می‌یابد و با سایرکابور آغاز می‌شود.[۳۲][۵۱][۳۹] در جنوب‌خاوری آن، جوریکوئس با ارتفاع ۵٬۷۰۴ متر[۱۲] قرار دارد که در دوران پلیستوسن شکل گرفته و دهانه‌ای به قطر ۱٫۵ کیلومتر دارد؛[۲۹] این دو آتشفشان در امتداد زنجیرهٔ آتشفشانی یک انحراف ایجاد می‌کنند.[۵۲] در جنوب آن، در کنار پورتسولیو دل کاخون، کوه توکو از مجموعهٔ مجتمع پوریکو قرار دارد.[۲۸][۲۱]

لیکانکابور در لبهٔ آلتی‌پلانوی مجاور سالار د آتاکاما جای گرفته است.[۲۴] سنگ‌پایه آن شامل توده‌های نفوذی آذرین از دوران دیرینه‌زیستی و سنگ‌های رسوبی از دوران میانه‌زیستی است[۴۸] که «حوزه آنتوفایا» را در بلوک تکتونیکی آرکیپا-آنتوفایا تشکیل می‌دهد که خاستگاهی جدا از آمریکای جنوبی دارد.[۵۳] در عمق ۴ تا ۳۰ کیلومتری، تودهٔ ماگمایی آلتی‌پلانوی-پونا قرار دارد که یک اتاقک ماگمای عظیم است و زیر جنوب آلتی‌پلانوی بولیوی و تا لیکانکابور امتداد دارد.[۵۲] در این آتشفشان، سنگ‌پایه با ایگنیمبریتهای حاصل از آتشفشان‌های چاکساس و لا پاکانا[۲۴] و همچنین مجتمع پوریکو پوشیده شده است،[۴۷] و گنبدهای گدازه با ترکیب داسیتی–ریوداسیتی نیز دیده می‌شوند.[۳۵] ایگنیمبریت‌ها در دره‌های جنوب لیکانکابور نمایان‌اند[۵۴] و مجموعهٔ چاکساس درست در شمال‌باختری آن آشکار است.[۵۵] گسل‌هایی مرتبط با سامانهٔ خط کالاما-الاکاپاتو-ال تورو از سنگ‌پایه در جهت جنوب‌خاوری عبور می‌کنند[۲۴] و احتمالاً در رشد لیکانکابور و جوریکوئس نقش داشته‌اند.[۵۲] برخی از این گسل‌ها در دوران هولوسن فعال بوده‌اند.[۵۶]

ترکیب

آندزیت‌ها سنگ‌های اصلی لیکانکابور را تشکیل می‌دهند، همراه با مقداری بازالتی آندزیت و داسیت.[۵۷] این ترکیب، مجموعه‌ای شبیه به آداکیت را شکل می‌دهد و از نظر تبلور کمتر از سنگ‌های دیگر آتشفشان‌های کمربند آتشفشانی مرکزی است.[۵۸][۴۷] گدازه‌ها دارای گرانروی بالا بوده‌اند، که به همین دلیل مخروط لیکانکابور بسیار پرشیب است.[۵۹] فاز اصلی فنوساخت در این سنگ‌ها پلاژیوکلازها هستند، در حالی‌که آمفیبول، پیروکسن، اکسیدهای آهن و تیتانیم، الیوین و پیروکسن‌های دیگر در مقادیر فرعی یافت می‌شوند.[۲۴] در میان این سنگ‌ها بیگانه‌سنگ‌هایی از نوع گابرو نیز دیده می‌شود.[۴۷] برخلاف بسیاری از آتشفشان‌های مجاور، در لیکانکابور گوگرد دیده نمی‌شود.[۶]

لیکانکابور از ماگمایی ساخته شده است که بر اثر ذوب پوسته اقیانوسی دگرسان‌شده[۶۰] در تختال در ژرفای حدود ۵۰–۱۰۰ کیلومتر (۳۱–۶۲ مایل) شکل گرفته است،[۶۱] که به نوبهٔ خود موجب ذوب در گوه گوشته‌ای در ژرفای حدود ۱۰۰–۲۰۰ کیلومتر (۶۲–۱۲۴ مایل) می‌شود[۶۱] و ماگماهای لیکانکابور را پدیدمی‌آورد.[۶۰] اختلاط ماگما،[۶۲] جذب سنگ‌های پوسته قاره‌ای و تبلور کسری آمفیبول و نارسنگ می‌تواند الگوهای عناصر کم‌مقدار را توضیح دهد.[۶۳] در بخش‌های بیرونی اتاقک ماگما، جمعیت‌های کانی متفاوتی شکل می‌گیرند و ماگمایی با چندین گروه بلوری پدیدمی‌آورند.[۶۲]

آب‌وهوا و پوشش گیاهی

لاما و پوشش گیاهی در برابر لیکانکابور

آب‌وهوا در این منطقه سرد، خشک و بادخیز است، با فشار اتمسفری پایین و اختلاف زیاد دما میان شب و روز.[۱۶] دمای روزانه در قله بین ۵ درجه سلسیوس (۴۱ درجه فارنهایت) تا −۲۵ درجه سلسیوس (−۱۳ درجه فارنهایت) و در شب میان −۲۵ درجه سلسیوس (−۱۳ درجه فارنهایت) تا −۴۰ درجه سلسیوس (−۴۰ درجه فارنهایت) متغیر است.[۱۹] میانگین بارش سالانه حدود ۳۶۰ میلیمتر (۱۴ اینچ) است و در دامنهٔ کوه به ۲۰۰ میلیمتر (۷٫۹ اینچ) کاهش می‌یابد،[۶۴] ولی تغییرپذیری آن زیاد است.[۶۵] بیابان آتاکاما یکی از خشک‌ترین نقاط زمین است،[۶۶] و به همین سبب[۶۷] پوشش برفی بر لیکانکابور موقتی است[۶] و یخچال طبیعی وجود ندارد.[۶۷] در زمان آخرین بیشینه یخچالی، خط برف تا ارتفاع ۴٬۰۰۰–۴٬۸۰۰ متر (۱۳٬۱۰۰–۱۵٬۷۰۰ فوت) پایین آمده بود،[۶۸] اما هیچ نشانه‌ای از فعالیت یخچالی در خود لیکانکابور وجود ندارد.[۶۹] پدیده‌های پیرایخچالی مانند هوازدگی یخبندان، یخچال‌های سنگی غیرفعال و خاک‌روانه در کوه‌های مجاور گزارش شده‌اند.[۷۰] منطقهٔ آلتی‌پلانوی مجاور Llano de Chajnantor و کوردیلرا دومیکو احتمالاً بیشترین میزان برتابش خورشیدی در زمین را دارد.[۷۱]

گیاهان لیکانکابور شامل گونه‌های علفی، تولا و یارتا هستند.[۷۲][۷۳] گیاهان بالشتی و توده‌ای در ارتفاع ۳٬۸۵۰–۴٬۲۰۰ متر (۱۲٬۶۳۰–۱۳٬۷۸۰ فوت) غالب‌اند و درختچه‌های پراکنده در ارتفاع ۲٬۷۰۰–۳٬۱۰۰ متر (۸٬۹۰۰–۱۰٬۲۰۰ فوت) دیده می‌شوند. بیشترین تراکم گیاهی میان این دو ناحیهٔ ارتفاعی قرار دارد.[۷۴] برخی از بخش‌ها به عنوان چراگاه مورد استفاده‌اند،[۷۵] و تالاب‌های پراکنده‌ای نیز در پای کوه وجود دارند.[۷۶]

جانوران این منطقه شامل پرندگان (مانند فنچ سیرا سیاه‌کلاه، قمری زمینی بال‌سیاه و وشم پونا),[۷۷] دوزیستان مانند Rhinella spinulosa,[۷۸] پروانه‌ها،[۷۳] زنبور کوکو‌ها،[۷۹] مگس‌ها،[۷۳] مارمولک‌ها مانند Liolaemus audituvelatus, L. barbarae, L. constanzae, L. fabiani و L. puritamensis,[۸۰] و پستانداران از جمله آرمادیلوی پشمی آند،[۸۱] چینچیلا،[۷۳] روباه آند، گواناکو، ویزکاشای جنوبی و شترچه هستند.[۸۲] دوزیست Telmatobius vilamensis نیز در این منطقه زیست می‌کند.[۷۸] بخش بولیویایی این منطقه در محدودهٔ ذخیره ملی حیات وحش آندی ادواردو آواروآ قرار دارد.[۸۳] در شیلی نیز طرح‌هایی برای ایجاد منطقه حفاظت‌شده‌ای شامل لیکانکابور و ال تاتیو مطرح شده بود، اما تا سال تا تاریخ ۲۰۱۸ پیشرفتی حاصل نشده است.[۸۴]

تاریخچهٔ آتشفشانی

لاگونا ورده و لاگونا بلانکا بر فراز قله آتشفشان لیکانکابور

این آتشفشان عمدتاً در دورهٔ پلیستوسن پسین تا هولوسن شکل گرفته و هیچ نشانه‌ای از فرسایش یخچالی ندارد.[۴۳][۲۴] سه نسل از واحدهای گدازه‌ای از نظر ظاهر و ترکیب شیمیایی قابل تمایز هستند: واحد پایینی در پای غربی و شمال‌شرقی نمایان است و شامل نخستین ماگماهاست؛ واحد میانی بیشتر بخش‌های غربی و جنوبی را تشکیل می‌دهد؛ و واحد بالایی که مخروط مرکزی را می‌سازد، بیانگر ماگماهای تمایزیافته‌تر است.[۸۵] گدازه‌های قدیمی‌تر در شمال و غرب لیکانکابور با جریان‌های سائرکابور هم‌پوشانی دارند و بخشی از آن‌ها به‌وسیلهٔ جریان واریزه و یخ‌رفت‌ها پوشیده شده‌اند.[۲۴][۴۷] فعالیت آتشفشانی در لیکانکابور بر دریاچه لاگونا ورده تأثیر گذاشت و باعث افزایش غلظت سیلیسیم دی‌اکسید و دیگر اکسیدها در آب شد.[۸۶]

یک فوران انفجاری پیشین جریان آذرآواری پدیدآورده است.[۲۲] گدازه‌های دامنه، جدیدترین فعالیت آتشفشان را نشان می‌دهند.[۲۹] هیچ فوران تاریخی یا هولوسن شناخته‌شده‌ای وجود ندارد،[۲۴][۸۷] و سن آخرین فوران آن ناشناخته است؛[۲۹] تنها فعالیت تاریخ‌گذاری‌شده مربوط به گدازه‌ای است که سواحل ۱۳۲۴۰±۱۰۰ سالهٔ دریاچه لاگونا ورده را پوشانده است.[۸۶] حفظ ویرانه‌های اینکا در قله نشان می‌دهد که لیکانکابور دست‌کم طی ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ سال گذشته غیرفعال بوده است.[۳۰] با این حال، دمای بالای دهانهٔ آتشفشان حاکی از تولید گرما درون آن است.[۸۸] از این رو، لیکانکابور یک آتشفشان فعال بالقوه به‌شمار می‌رود،[۶۹] هرچند سرناگیومین آن را کم‌خطر ارزیابی کرده و تا تا تاریخ ۲۰۲۳ در رتبهٔ ۶۸ از میان ۸۷ آتشفشان خطرناک شیلی قرار داده است.[۸۹] از آن‌جا که این کوه از مناطق مسکونی دور است، در صورت فعال‌شدن دوباره تأثیر چندانی نخواهد داشت.[۸۸]

باستان‌شناسی و اهمیت دینی

در کوه‌های منطقه، از جمله لیکانکابور و جوریکس، آثار ساخت‌وساز انسانی دوران پیشاتاریخ به‌طور گسترده دیده می‌شود،[۹۰] و لیکانکابور یکی از پیچیده‌ترین سازه‌ها را در میان آن‌ها دارد.[۹۱] این مجموعه شامل سکوی آیینی[۹۲] و چندین سازه با شکل‌های عمدتاً نیم‌دایره‌ای یا مستطیلی است،[۹۳] که همگی در بخش شرقی دهانهٔ آتشفشان قرار دارند.[۹۳] به‌نظر می‌رسد این سازه‌ها دارای سقف بوده و به روش پیرکا (بدون ملات) ساخته شده باشند.[۹۴][۹۵] گزارش‌هایی از سال‌های ۱۸۸۷ و ۱۹۵۵ به وجود توده‌هایی از چوب اشاره کرده‌اند.[۹۶][۹۵] یک نیم‌دایرهٔ سنگی که پیرامون سنگی ایستاده ساخته شده، با محراب‌های اینکایی معروف به اوشنو مقایسه شده است.[۹۷] به‌گمان پژوهشگران، این مکان‌های آیینی در قله برای جشن‌های اعتدالین و انقلابین مورد استفاده قرار می‌گرفتند.[۹۸] هیچ نشانه‌ای از قربانی‌کردن انسان‌ها (کاپاکوچا) در لیکانکابور یافت نشده است.[۹۲]

ویرانه‌های اینکایی در دامنهٔ لیکانکابور

محوطهٔ باستانی دیگری به نام «تامبو د لیکانکابور» یا «تامبو لیکانکابور» در ارتفاع ۴٬۶۰۰ متر (۱۵٬۱۰۰ فوت) در دامنهٔ شمال‌شرقی کوه قرار دارد.[۹۹][۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲] این مجموعه شامل بیش از صد سازهٔ انسانی[۱۰۳] و یک میدان عمومی به طول حدود ۷۰-متر- (۲۳۰-فوت) است. بیش از صد نفر می‌توانستند در تامبو د لیکانکابور اقامت کنند،[۱۰۴] هرچند این محل سکونت دائمی نداشت.[۱۰۵] در آنجا هم سفال‌های اینکایی و هم سفال‌های بومی منطقه یافت شده است.[۱۰۶] از تامبو د لیکانکابور، مسیری زیگ‌زاگی به سوی کوه کشیده شده بود،[۱۰۷][۹۸] که در طول آن نیز سازه‌های اینکایی دیده می‌شدند.[۱۰۸] این تامبو از آن سازه‌ها قابل مشاهده بود،[۱۰۹] اما امروزه مسیر یادشده تا حد زیادی به‌دلیل زمین‌لغزش‌ها تخریب یا مسدود شده است.[۹۸] تامبو د لیکانکابور یا مکانی برای گردهمایی مردمی بوده است که در جشن‌ها نمی‌توانستند از کوه بالا بروند[۱۱۰] – گونه‌ای از کوهنوردی آیینی، یا به زبان کچوا کورپاهواسی[۱۱۱] یا آن‌که نوعی تامبو، یعنی ایستگاه راهی اینکاها، در مسیر میان سن پدرو د آتاکاما و سرزمین‌های اینکا در بولیوی امروزی بوده است. این دو برداشت با یکدیگر ناسازگار نیستند.[۱۱۲][۱۰۲] مجموعهٔ کامل لیکانکابور از مهم‌ترین مراکز آیینی منطقه به‌شمار می‌رفت[۱۰۸] و احتمالاً بخشی از یک مرکز مذهبی منطقه‌ای بزرگ‌تر بوده است.[۱۱۳] گاه محوطه‌های باستانی لیکانکابور به‌عنوان بخشی از سامانهٔ دیده‌بانی منطقه تعبیر می‌شوند،[۱۱۴][۱۱۵] یا نمادی از برتری و حضور فرهنگی اینکاها در منطقهٔ سن پدرو د آتاکاما.[۱۱۶] راه‌سامانهٔ اینکاها از پای کوه می‌گذشت،[۱۱۷] و همین امر دسترسی به این محل را آسان کرده بود.[۱۰۴]

این کوه تا سدهٔ بیستم از سوی آتاکامه‌نوها و دیگر تمدن‌های آندی پرستش می‌شد.[۶][۱۰۲][۱۰] لیکانکابور در آیین‌ها و مراسم فرهنگی محلی نقش مهمی داشت،[۱۱۸] و تا تا تاریخ ۲۰۰۸ در رویدادهای فرهنگی با اهمیت استفاده می‌شد.[۱۱۹] دست‌کم یکی از تدفین‌های گورستان محلی به سوی لیکانکابور جهت‌گیری شده است.[۱۲۰]

چندین افسانه نیز با این کوه پیوند دارند. لیکانکابور و کیمال، کوهی در کوردیلرا دومیکو، به‌عنوان زن و شوهر شناخته می‌شدند؛ لیکانکابور مرد و کیمال زن بود.[۹۰][۱۲۱] این دو کوه به‌عنوان کوه‌های حامی جوامع محلی شناخته می‌شدند[۱۲۲] و باور بر این بود که با آمیزش جنسی خود زمین را بارور می‌کنند.[۱۲۳] در اسطوره‌شناسی آتاکامه‌نویی، لیکانکابور نگهبان آتش است (در حالی‌که سن پدرو نگهبان آب است)،[۱۲۴] و در اسطوره‌های سوکایره، سرچشمهٔ آب دانسته می‌شود.[۱۲۵] اما جوریکِس می‌خواست کیمال را برای خود تصاحب کند، و لیکانکابور سر او را برید. لاسکار خشمگین شد و کیمال را از فرزندانش جدا کرد، و اشک‌های او پس از خشک شدن سالار د آتاکاما را پدیدآورد.[۱۲۶] در افسانه‌ای دیگر، لیکانکابور آرامگاه پادشاهی اینکاییِ بدون پا دانسته می‌شود[۱۲۷] که در سراسر منطقه با تخت روان حمل می‌شد.[۱۲۸] در داستانی دیگر آمده است که روزگاری دریاچهٔ دهانه دارای آب شیرین بود. زمانی که اینکاها از سفیدپوست‌ها گریختند و به لیکانکابور پناه بردند، گنجینه‌های خود را در آن پنهان کردند و آب دریاچه تلخ و سبزرنگ شد.[۱۲۹] صعود به این کوه تابو محسوب می‌شد،[۱۰] و بر پایهٔ روایت‌های محلی، کوه با قدرت از قلهٔ خود در برابر تجاوز محافظت می‌کند؛[۹۸] گفته می‌شود زمین‌لرزهٔ ۱۹۵۳ کالاما واکنشی به صعود به کوه در همان سال بوده است.[۹۵]

صعود

لیکانکابور، دیده‌شده از شهر سن پدرو د آتاکاما

نخستین صعود به این کوه احتمالاً توسط اینکاها یا مردم آتاکامه‌نو انجام شده است.[۹۵] نخستین صعود مستند در نوامبر ۱۸۸۴ توسط «سِوِرو تیتیچوکا» صورت گرفت.[۱۳۰] کوهنوردان معمولاً از سمت بولیوی به لیکانکابور نزدیک می‌شوند. صعود در تمام سال امکان‌پذیر است، گرچه در زمستان نیاز به احتیاط دارد. صعود حدود شش ساعت و فرود حدود سه ساعت طول می‌کشد. شرایط جوی می‌تواند به‌سرعت نامساعد شود و به‌دلیل ناپایداری شیب‌های مخروط بالایی، صعود دشوار است.[۱۲۹][۳۳][۱۳۱]

نگارخانه

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 «Licancabur». Global Volcanism Program - Smithsonian Institution. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱.
  2. «Mount Licancábur». Encyclopedia Britannica Online. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱.
  3. 1 2 3 4 «The Highest Lake in the World». highestlake.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اوت ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱.
  4. Claudio Seebach. «Volcan Licancabur (5900 m)». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱.
  5. «Licancabur». summitpost.org. دریافت‌شده در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱.
  6. 1 2 3 4 5 6 Rudolph 1955, p. 153.
  7. Garrido & Ballester 2021, p. 39.
  8. 1 2 Vaisse 1895, p. 545.
  9. Bobylyova & Сергеевна 2016, p. 126.
  10. 1 2 3 4 Rudolph 1955, p. 154.
  11. Villagrán et al. 1998, p. 26.
  12. 1 2 GVP 2024, Synonyms & Subfeatures.
  13. Acuña et al. 2024, p. 277.
  14. Oppenheimer 1993, p. 66.
  15. Butelski 2020, p. 7.
  16. 1 2 3 Morris, Berthold & Cabrol 2007, p. 155.
  17. Grandjean et al. 1996, p. 607.
  18. Montgomery et al. 2004, p. 2194.
  19. 1 2 Cabrol et al. 2003, p. 1.
  20. 1 2 Cabrol, Grin & Hock 2007, p. 4.
  21. 1 2 Rudolph 1955, p. 160.
  22. 1 2 3 4 5 6 Figueroa & Déruelle 1997, p. 322.
  23. González Miranda & Leiva Gómez 2016, p. 19.
  24. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Figueroa & Deruelle 1996, p. 563.
  25. Giovanelli et al. 2001, p. 791.
  26. Nielsen, Calcina & Quispe 2003, p. 371.
  27. Borsdorf & Stadel 2013, p. 78.
  28. 1 2 Amigo, Bertin & Orozco 2012, Hoja 3 de 5.
  29. 1 2 3 4 5 GVP 2024, General Information.
  30. 1 2 3 SERNAGEOMIN 2024.
  31. Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 39.
  32. 1 2 Rudolph 1955, p. 151.
  33. 1 2 Morris, Berthold & Cabrol 2007, p. 156.
  34. Rudolph 1955, p. 164.
  35. Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 37.
  36. Rudolph 1955, p. 161.
  37. Quintanilla 1976, p. 28.
  38. 1 2 Figueroa & Deruelle 1996, p. 564.
  39. Niemeyer 1980, p. 59.
  40. Sepúlveda Rivera et al. 2015, pp. 189–190.
  41. 1 2 Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 5.
  42. 1 2 Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 6.
  43. Godoy et al. 2017, p. 172.
  44. Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 7.
  45. Godoy et al. 2017, p. 173.
  46. 1 2 3 4 5 Figueroa, Déruelle & Demaiffe 2009, p. 311.
  47. 1 2 Tibaldi, Bonali & Corazzato 2017, p. 18.
  48. Tibaldi, Bonali & Corazzato 2017, p. 23.
  49. Häder & Cabrol 2018, p. 157.
  50. Le Paige 1978, p. 37.
  51. 1 2 3 González-Maurel et al. 2019, p. 3.
  52. Mamani, Worner & Sempere 2010, p. 170.
  53. Guest 1968, p. 177.
  54. Lewis et al. 2025, p. 2599.
  55. Tibaldi, Bonali & Corazzato 2017, p. 28.
  56. Figueroa & Deruelle 1996, p. 566.
  57. Figueroa, Déruelle & Demaiffe 2009, p. 314.
  58. Kussmaul et al. 1977, p. 88.
  59. 1 2 Figueroa, Déruelle & Demaiffe 2009, p. 317.
  60. 1 2 Figueroa, Déruelle & Demaiffe 2009, p. 315.
  61. 1 2 Figueroa & Déruelle 1997, p. 326.
  62. Figueroa, Déruelle & Demaiffe 2009, pp. 315٬317.
  63. Sepúlveda Rivera et al. 2015, p. 189.
  64. Quintanilla 1976, p. 30.
  65. Giovanelli et al. 2001, p. 789.
  66. 1 2 Gjorup et al. 2019, p. 310.
  67. Tibaldi, Bonali & Corazzato 2017, p. 19.
  68. 1 2 Francis & De Silva 1989, p. 250.
  69. Gjorup et al. 2019, p. 312.
  70. Rondanelli, Molina & Falvey 2015, p. 416.
  71. Quintanilla 1976, p. 34.
  72. 1 2 3 4 Rudolph 1955, p. 170.
  73. Cavieres et al. 2002, p. 1303.
  74. Díaz Sanz et al. 2022, p. 23.
  75. Calamatta 1975, p. 29.
  76. Möller 2003, p. 7.
  77. 1 2 Möller 2003, p. 4.
  78. Packer & Graham 2020, p. 10.
  79. Möller 2003, pp. 2–3.
  80. Möller 2003, p. 5.
  81. Möller 2003, pp. 5–6.
  82. SERNAP 2020.
  83. Porcaro, Vejsbjerg & Benedetti 2018, 6.5.3.
  84. Figueroa & Déruelle 1997, pp. 322٬325.
  85. 1 2 Häder & Cabrol 2018, p. 163.
  86. GVP 2024, Eruptive History.
  87. 1 2 Amigo, Bertin & Orozco 2012, p. 16.
  88. SERNAGEOMIN 2023.
  89. 1 2 Le Paige 1978, p. 38.
  90. Reinhard 1983b, p. 57.
  91. 1 2 Vitry 2020, p. 517.
  92. 1 2 Reinhard 1985, p. 302.
  93. Ceruti 2016, p. 73.
  94. 1 2 3 4 Rudolph 1955, p. 156.
  95. Geographischer Monatsbericht 1887, p. 155.
  96. Farrington 2022, p. 244.
  97. 1 2 3 4 Le Paige 1966, p. 49.
  98. Salazar, Berenguer & Vega 2013, p. 103.
  99. Le Paige 1978, p. 41.
  100. Nielsen et al. 1999, p. 100.
  101. 1 2 3 Nielsen, Berenguer & Sanhueza 2006, p. 222.
  102. Reinhard 1983a, p. 56.
  103. 1 2 Reinhard & Ceruti 2010, p. 93.
  104. Le Paige 1978, p. 39.
  105. Reinhard & Ceruti 2006, p. 14.
  106. Vitry 2020, p. 513.
  107. 1 2 Reinhard 1985, p. 305.
  108. Reinhard & Ceruti 2010, p. 97.
  109. Le Paige 1966, p. 50.
  110. Ceruti 2016, p. 70.
  111. Reinhard & Ceruti 2006, p. 15.
  112. Ceruti 2012, p. 268.
  113. Pizarro 2010, p. 25.
  114. Rudolph 1955, p. 165.
  115. Echenique et al. 2021, p. 18.
  116. Aros & Ibaceta 1994, p. 31.
  117. Barthel 1959, p. 33.
  118. Sepúlveda, Ayala & Aguilar 2008, p. 7.
  119. Torres et al. 1991, p. 642.
  120. Barros 1997, pp. 87–88.
  121. Moraga 2010, p. 393.
  122. Contreras 1994, p. 183.
  123. Chocobar & Tironi 2023, p. 80.
  124. Sherbondy 1986, p. 66.
  125. Rodríguez Freire 2025, pp. 280–281.
  126. Nielsen, Berenguer & Sanhueza 2006, p. 232.
  127. Nielsen 2009, p. 29.
  128. 1 2 SERNAP 2023.
  129. Rudolph 1955, p. 159.
  130. Rudolph 1955, p. 152.
  1. این آتشفشان یکی از نمادهای گذرنامهٔ شیلی است.[۱۳]
  2. پیمان والپارایسو صراحتاً مرز را از روی این کوه تعیین کرده است.[۲۳]
خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().