متوسط هزینه دلاری

متوسط هزینه دلاری

استراتژی میانگین‌گیری یا متوسط هزینه دلاری (به انگلیسی: Dollar cost averaging) فرآیندی است که سرمایه‌گذار طبق یک زمان‌بندی خاص، علیرغم پایین آمدن قیمت سهام، مبلغ ثابتی را به خرید آن اختصاص می‌دهد. اگر قیمت سهام پایین آمده باشد، سرمایه‌گذار قادر به خرید تعداد بیشتری سهام خواهد شد و در حالت عکس یعنی زمانی که قیمت سهام بالا رفته باشد، تعداد کمتری را خواهد خرید و در نتیجه انجام این کار، قیمت تمام شده هر سهم، کمتر از قیمت میانگین تمامی خریدها، خواهد بود. چرا که در قیمت‌های پایین‌تر، سرمایه‌گذار، تعداد زیادی از سهام را خریداری کرده است.[۱][۲]

روش میانگین‌گیری باعث کاهش ریسک نسبت به زمانی خواهد شد، که مبلغ کلانی در یک زمان نادرست، به سرمایه‌گذاری اختصاص داده شود.[۳][۴][۵][۶]

میانگین هزینه دلاری (در بریتانیا) همچنین میانگین هزینه پوند نامیده می‌شود و صرف نظر از واحد پول، میانگین هزینه واحد، معاملات افزایشی یا اثر میانگین هزینه نامیده می‌شود. نباید با طرح دلار ثابت که نوعی سرمایه‌گذاری متعادل‌کننده است، اشتباه گرفته شود.[۷][۸]

این تکنیک به دلیل پتانسیل آن برای کاهش میانگین هزینه سهام خریداری شده، به این نام خوانده می‌شود. از آنجایی که تعداد سهامی که می‌توان با مبلغ ثابتی خریداری کرد با قیمت آنها رابطه معکوس دارد، دی‌سی‌ای به‌طور مؤثر منجر به خرید سهام بیشتر در زمانی که قیمت آنها پایین است و کمتر در زمانی که گران هستند، می‌شود. در نتیجه، متوسط هزینه دلاری می‌تواند میانگین کل هزینه هر سهم سرمایه‌گذاری را کاهش دهد و هزینه کلی کمتری را برای سهام خریداری شده در طول زمان به سرمایه‌گذار ارائه دهد. استراتژی‌های جایگزین عبارتند از خرید تعداد ثابتی سهام در هر دوره زمانی، یا پس‌انداز وجوه موجود برای سرمایه‌گذاری و تلاش برای خرید سهام در زمان‌هایی که بازار پایین است، یعنی زمانبندی بازار. یک مزیت عمده برای سرمایه‌گذاری که از متوسط هزینه دلاری استفاده می‌کند این است که مجبور نیست روزانه در مورد بهترین زمان برای سرمایه‌گذاری وجوه تصمیم بگیرد، اما مزایای آشکاری در سادگی و همچنین در ترویج سرمایه‌گذاری منظم عادتی یا خودکار وجود دارد.[۹][۱۰][۱۱]

جستارهای وابسته

منابع

  1. "Durchschnittskosteneffekt". Wikipedia (به آلمانی). 2024-12-08.
  2. "Dollar-cost averaging just means taking risk later" (PDF). twentyoverten.com. July 2012. Retrieved 16 August 2023.
  3. "Financial Risk: Definition". Investopedia. 2011.
  4. "In Wall Street Words". Credo Reference. 2011.
  5. McNeil, Alexander J.; Frey, Rüdiger; Embrechts, Paul (2005). Quantitative risk management: concepts, techniques and tools. Princeton University Press. pp. 2–3. ISBN 978-0-691-12255-7.
  6. Horcher, Karen A. (2005). Essentials of financial risk management. John Wiley and Sons. pp. 1–3. ISBN 978-0-471-70616-8.
  7. «Richard cayne Japan - Dollar Cost Averaging» (به انگلیسی). ۲۰۲۱-۰۱-۱۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۲.
  8. "Long Term Returns (a survey of studies)". Retrieved 2011-03-13.
  9. de:Durchschnittskosteneffekt, Retrieved 2009-01-12
  10. Dollar cost averaging (DCA). "پراپ رایگان" (به انگلیسی).
  11. "Don't Make a Million-Dollar Mistake". 21 December 2008. Retrieved 2009-05-02.